تیوال نمایش کالون و قیام کاستلیون
S2 : 18:55:10
  ۰۹ آذر تا ۲۶ دی ۱۳۹۳
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: آرش دادگر
: (به ترتیب ورود به صحنه): مهران امام بخش، کامبیز امینی، آرش دادگر، یعقوب صباحی، حسام منظور، فرید قبادی، عمار عاشوری، مریم راسخ‌، ‌مهراب رستمی، امیر رجبی، علی کوشا، علی میرنژاد

(برداشت آزاد از رمان "وجدان بیدار" اثر اشتفان تسوایک)

: آرش دادگر
: مرضیه برزی و آرش دادگر
: الهام شعبانی
: امیر رجبی
: رضا قاضیانی

: مهراب رستمی
: امیرسالار احتشامی
: فواد خراباتی
: آوا فیاض

با سپاس از خبرنگار هنر
پس از اجراهای موفق و پر مخاطب در سالن مولوی (1385) و سالن چهارسو (1386)،
*به زودی در سالن استاد سمندریان-تماشاخانه ایرانشهر*

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالون و قیام کاستلیون (سری دوم) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالون و قیام کاستلیون (سری نخست) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش کالون و قیام کاستلیون / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کالون و قیام کاستلیون / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای "کالون و قیام کاستلیون" به گلاب آدینه و حسین پارسایی تقدیم شد.

» اجرای کالون و قیام کاستلیون به کیومرث پوراحمد و اصغر همت تقدیم شد.

» کالون و قیام کاستلیون تمدید شد.

» اظهار نظر برخی از هنرمندان بعد از تماشای "کالون و قیام کاستلیون":

» اجرای «کالون و قیام کاستلیون» به انوشیروان ارجمند تقدیم شد

» آرش دادگر: می خواهیم در ذهن تماشاگر طوفان به پا کنیم

» دادگر با هر اجرا گلی به سر تئاتر ایران می‌زند

» آرش دادگر نمایش جدیدی را به صحنه می‌برد

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فقط 2 اجرا ...
همیار محترم چرا اجرای هنرمندان را شنبه چون قبل از ساعت 6 طرح است مگر جمه شکال داشت؟2- تداخلی با نمیش اقای مسوات که ساعت 20.30 است هم نداشت. چرا؟منتظر پاسخ .میداانم تمم شده است فقط علت شبنه را میمواهم بدانم وفلسفه ان را.
۲۵ دی ۱۳۹۳
اجرای هنرمندان ساعت 19 بود.و ضمنا به طور معمول در تئاتر اجرای هنرمندان روز شنبه اس.که هنرمندان سایر تئاتر ها که شنبه اجرا ندارند بتونن کارو ببنن.
۲۶ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدای شما خدایی ست خسته و زخمی...
:(
اجرای هنرمندان"کالون و قیام کاستلیون" با استقبال زیاد به روی صحنه رفت.
به گزارش روابط عمومی نمایش، شب گذشته شنبه 20 دی ماه سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر میزبان هنرمندان متعددی از حوزه های تئاتر و سینما بود که به تماشای نمایش کالون و قیام کاستلیون نشستند.
حمیدرضا نعیمى-دکتر مسعود دلخواه-حمید پورآذرى-آتوسا قلمفرسایی-بهاره کیان افشار-فرزاد حسنى-بابک کریمى-شهره سلطانى-فریدون محرابى-کتانه افشارپناه-نوشین تبریزى-سیاوش چراغى پور-پانته آ پناهى ها-رحیم نوروزى-آسیه ضیایى-مهدى بوسلیک-فروغ قجابگلو-مهدى بجستانى-برکه فروتن-محمد عمرو آبادی (مدیر سایت تیوال)-امیر غفارمنش-على سخنگو-جمشید جهانزاده-منصور ضابطیان-بهزاد خرازى-بانى پال شومون-محمدرضا ایمانیان-علیرضا لاجورد-محمد ولی زادگان-محمدمهدى حسینى-على فتاحى از جمله هنرمندانی بودند که ... دیدن ادامه » در این شب به تماشای "کالون و قیام کاستلیون" نشستند.
اجرای هنرمندان ساعت 19 بود.و ضمنا به طور معمول در تئاتر اجرای هنرمندان روز شنبه اس.که هنرمندان سایر تئاتر ها که شنبه اجرا ندارند بتونن کارو ببنن.
۲۵ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزان

شنبه 20 دی ماه اجرای هنرمندان نمایش ماست.ورود با خرید بلیت برای عموم آزاد است.از فردا در سایت تیوال پیش فروش خواهیم داشت.

در دو شب گذشته هنرمندانی چون داریوش فرهنگ،سیامک احصایی،دکتر عطاالله کوپال،کیکاووس یاکیده،سعید داخ،خسرو احمدی،علی احمدی و فرزانه نشاط خواه به تماشای "کالون و قیام کاستلیون نشستند.
داریوش فرهنگ :

من مدتها بود که به دیدن تئاتر نیامده بودم. روزگارانی خودم اهل تئاتر بودم.نمی دانم تئاتر من را رها کرد یا من تئاتر را...!!! ولی امشب بسیار خوشحالم که آمدم و چه خوب که با این تئاتر به سالن استاد سمندریان آمدم. به نظرم آداپته ی خوبی بود.یک تئاتر پر جوش و خروش با اشاره ها و کنایه هایی که به روز بود."روز داوری همیشه روز مردمان است*".این جمله ای بود که از این نمایش به خاطرم مانده است.به نظرم اجرای خوب و چشم نوازی بود.البته تنها مشکلی که وجود داشت صدای بلند نمایش و کم بودن سکوت بود.سکوت می تواند تئاتر را غنی تر و پربارتر کند و ذهن را به دورترها ببرد. البته شاید به دلیل آنکه من ردیف اول بودم،صداها کمی درشت به نظر می آمد .فکر می کنم مهمتر از خود این تئاتر، تماشاگران آن بودند،که من دیدم اکثر آنها را قشر جوان تشکیل می دادند. پیداست که جوانها به ... دیدن ادامه » دنبال نوع دیگری هستند. انگار گمشده هایی دارند که احساس میکنند شاید از طریق تئاتر بتوانند پاسخ خود را دریافت کنند. و این برای من خشنودکننده بود که می دیدم همه تماشاگران جوان هستند.اپیداست که جوان حتما به دلیل خصلت و ویژگی جوانی اش همیشه جور دیگر میخواهد و این نمایش از زاویه ای جواب این نیازمندی را می داد.
امشب هنرمندانی چون مسعود رایگان،رویا تیموریان،شهرام حقیقت دوست و امیررضا دلاوری و دیشب آزاده صمدی،محمدرضا کوهستانی،احمد سلیمانی و فرزین محدث به تماشای "کالون و قیام کاستلیون" نشستند.
مائده طهماسبی:

من امشب با حجم بزرگی از فکر، حس، خشم و فضایی ابزورد از نمایش خارج شدم .مطمئن هستم که یک فضای جذاب تئاتری، صحنه ای و اثری با کارگردانی بسیار قوی آرش دادگر را با خودم از اینجا بیرون می برم.
محمد سلوکی:

فوق العاده بود. با توجه به اینکه در یک فضای خاصی روایت میشد که برداشت زمانی ما از موضوع را به خود ما سپرده بود، بسیار فوق العاده بود و من آن را بسیار دوست داشتم. خود متن ، بازنویسی و کارگردانی طوری بود که این اجازه را به من میداد به شدت به فکر فرو بروم و به شدت بتوانم آن را تحلیل کنم. فکر میکنم جزو نمایش هایی است که اجازه میدهد دوباره درباره موضوعات زمان خودم فکر کنم و بدانم ایراداتی هست که در این حوزه اتفاق میفتد و تنها مختص به یک دوره زمانی نیست و در حال تکرار است. و ما باید راجع به آن بیشتر فکر کنیم.
علی عبدالرحیم این را خواند
تینا نظرکرده و آیدا طاهرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسان کرمی:

تئاتر خیلی سختی دیدم ،با بازیهای فوق العاده خوب و اندازه.بازیگرانی که خیلی درست برای نقش ها انتخاب شده بودند . تصور میکنم تیاتری دیدم در مورد جهل؛اینکه اگر به موقع جلوی جهل نایستی ، می تواند چه تبعاتی نه برای یک روز ،دو روز و شاید صدها سال بگذارد .لذت بردم .
من اجرای قبلی را ندیده بودم .خوشحالم که این کار بعد از چند سال دوباره اجرا می شود و من بدون پیش زمینه ذهنی و خواندن رمان وجدان بیدار به دیدن این نمایش آمدم .
اجراهای آقای دادگر برای من جذاب است، چون نوعی از تئاتر را می بینم که هم کلاسیک است و هم مدرن..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد فراهانی:

مقاطعی که در کشوری نظم و نسق حاکم شود، ضربه پذیر می شود. در تئاتر ما نیز این دوران تلخ سانسور آزاردهنده شده است.

به نظر من این نمایش یک بشارت و یک چالش در تئاتر ایران است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گوی آرش دادگر در روزنامه "فرهیختگان":
http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1557&pid=8&type=0

آرش دادگر از نگاه فرمالیستی‌اش در نمایش «کالون و قیام کاستلیون» می‌گوید
هنوز با دوچرخه راه می‌رویم
بهاءالدین مرشدی| بعد از نمایش «هملت» که در تماشاخانه ایرانشهر به اجرا درآمد دومین‌بار است که آرش دادگر امسال در ایرانشهر نمایش اجرا می‌کند. نمایشی با نام «کالون و قیام کاستلیون» که برداشت آزاد حمیدرضا نعیمی از رمان «وجدان بیدار» نوشته اشتفان تسوایک است. دادگر می‌گوید در این اثر به سمت فرمالیسم رفته، بر همین اساس است که با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.نمایشی که هر شب ساعت 18 در سالن استاد سمندریان اجرا می‌شود.



شما در نمایش «کالون و قیام کاستلیون» از حرکات غلوآمیز و اغراق‌آمیز استفاده کرده‌اید، چه شد که سراغ این نوع شیوه اجرایی رفته‌اید؟
قبلا این نمایش اجرا شده و در حال حاضر این نمایش یک بازتولید است؛ بازتولیدی که در شکل اجرایی‌اش تغییری صورت گرفته است. ما قبلا این کار را دو سویه اجرا کردیم و همه طراحی‌ها سیال بودند و تماشاگر از نمای نزدیک خودش را در دادگاه احساس می‌کرد. الان که نمایش را تک‌سویه اجرا می‌کنیم تماشاگر یک زاویه‌دید باز دارد. نوع کار هم رئالیستی نیست و کاملا فرمالیستی است. اینکه می‌گویید حرکات غلوآمیز است، من می‌گویم چیزی غلو‌آمیز نیست. از چه‌نظر می‌گویید غلوآمیز است؟ در مقایسه، با کارهای دوستانی که «هاش اف» به خودشان وصل می‌کنند و روی صندلی نشسته‌اند و تکان نمی‌خورند می‌گویید یا در مقایسه با یک کار رئالیستی اکبر رادی که من می‌گویم اینها معیار حساب نمی‌شود.

خب شما از فرمالیستی‌بودن اثرتان حرف می‌زنید. ویژگی یک کار فرمالیستی از نظر شما چیست؟
تعریفی از یک کار فرمالیستی نداریم.وقتی داریم روابطی را براساس واقع‌گرایی انجام می‌دهیم پس باید پاسخگوی هر آنچه درون آن اتفاق می‌افتد، باشیم. یعنی من باید بدانم که فرقه کالونیست‌ها چه کسانی هستند و چرا صلیب نیست، باید یک کلیسا بسازم و یک دیر داشته باشم و آهنگ‌های گریگوری پخش بشود، اما من نمی‌خواهم این چیزها را نشان بدهم و نمی‌خواهم بگویم اینجا دیر هست و من نمی‌خواهم تماشاگر به باور این برسد که این چیزها برایش مهم باشد.در کار فرمالیستی شکل و رفتار بیانگر محتوا می‌شود. ولی در یک کار رئالیستی شکل بیانگر نیست. محتوا در ارائه یک شکل قرار می‌گیرد و این محتواست که همه‌چیز را نشان می‌دهد. ما اینجا دوسویه عمل می‌کنیم و از طریق شکل به محتوا می‌رسیم. بعد هم برای اینکه تماشاگر ما به ذهنیت این چیزها نخواهد برود و بگوید که این ژنو نیست، 500 سال پیش نیست بنابراین هیچ‌وقت به سراغ آن نوع کار نمی‌روم. نه تغییری ندادم.این شیوه درست‌ترین شیوه برای اجراشدن این نمایش بود.

در ... دیدن ادامه » بحث بازتولید، تکرار کاری که در سال‌های گذشته اتفاق افتاده چه ضرورتی دارد و آیا در زمان همچنان جواب می‌دهد؟
من اعتقادی به بازتولید ندارم و شاید این اولین و آخرین کاری باشد که بازتولید کرده‌ام. اعتقادی به آن ندارم چون ما جای مشخص و ثابتی نداریم که بازیگرهای‌مان همواره با ما باشند و در حال کار کردن باشیم، بنابراین وقتی که می‌خواهید بازتولید کنید مثل این است که همه را بخواهید به همان سامان قبلی برسانید. وقت و انرژی‌ای که می‌گذارید را می‌توانید روی یک کار جدید بگذارید. من معتقد به کشف کردن هستم. اگر این کار را بازتولید کرده‌ام به این دلیل است که یک نسل جدید آمده و این کار در میان بقیه کارهای‌مان بهتر و به روزتر است.

در شیوه کارکردن آرش دادگر نمایش «کالون و قیام کاستلیون» چه جایگاهی دارد و بین دادگر سال‌های 85 تا 93 چه تفاوتی وجود دارد؟
تفاوت آنچنانی نیست. ما سرعت نجومی نداریم. حتی سرعت صوتی هم نداریم. ما هنوز با دوچرخه راه می‌رویم. یک مساله‌ای در سرزمین ما هست. هنوز اتوبوس‌های بنز قدیمی بین شهرهای استان‌های ما حرکت می‌کنند. فاصله تهران تا شیراز با آن اتوبوس‌ها 16 تا 17 ساعت بود. بعد ولووها آمدند و 10 ساعت مسیر شد. اما چون زیرساخت‌های ما قدیمی هستند و تصادفات بسیار زیاد بود گفتند ماشین‌ها باید 14 ساعت بروند و یک ساعت کم شد. ماشین‌ها پیشرفته‌تر می‌شوند و سرعت‌شان بالا می‌رود ولی جاده‌های ما همچنان قدیمی هستند. چیزی که من به دست آورده‌ام مثل این است که نیوتن که جاذبه و قوانین مکانیک را مشخص کرده 20 سال بعد که بخواهد نگاه کند بگوید این قوانین به درد نمی‌خورد و باید یک کار دیگر بکنیم.جامعه تغییر می‌کند و زندگی عوض می‌شود و زیرساخت‌ها بهتر می‌شود. متریالی که به دست آورده‌اید متناسب با زیرساخت‌ها خودش را تغییر می‌دهد. زیرساخت‌ها همان زیرساخت‌هاست و چیزهای قبلی را داریم که نمی‌تواند اتفاق جدیدی را ایجاد کند.وقتی این نمایش را در سالن چهارسو اجرا کردم هیچ‌کس از بالکن‌های طبیعی این سالن استفاده نکرده بود.من طوری استفاده کردم که انگار جزء این نمایش بوده‌اند. جوری که انگار ما آن را طراحی کرده و ساخته‌ایم. ما سالنی نداریم که بخواهیم در آن کار دیگری انجام دهیم.

در کار فرمالیستی‌ای که طراحی کرده‌اید بازی‌ها بیرونی طراحی شده‌اند و زیاد به درون توجه نمی‌کند. تجربه شخصی خودم را نسبت به کار شما می‌گویم. شخصیت‌ها ارتباط درونی‌ای با من برقرار نکردند.
با بعضی‌ها برقرار کردند و با شما برقرار نکردند. قرار نیست شخصیت‌ها با همه ارتباط برقرار کنند. همان‌طور که نمایش «هملت» با بعضی‌ها ارتباط برقرار کرد و با بعضی‌ها برقرار نمی‌کند. همان‌طور که کار امیررضا کوهستانی با بعضی‌ها ارتباط برقرار می‌کند و با بعضی‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند و او را رد می‌کنند و می‌گویند این اصلا تئاتر نیست. قرار نیست که همه یک‌جور باشند. شما یک دریافت برای خودتان دارید. ما یک مطلوب‌نظر برای خودمان داریم.شما دوست دارید که فوتبال اروپا را نگاه کنید و بارسلون را می‌بینید و فوتبال ایران را دوست ندارید چون آن را بچه‌بازی حساب می‌کنید. اما این دلیل نمی‌شود که فوتبال ایران را رد کنید. بعضی‌ها هستند که فوتبال آلمان را دوست ندارند و می‌گویند مکانیکی است ولی این دلیل بدبودن فوتبال آلمان است؟ یا انگلیس فوتبال کهنه‌ای دارد ولی این به آن معنی است که انگلیس بلد نیست فوتبال بازی کند؟ اصلا دلیل نمی‌شود. داشته‌های شما برابر آن چیزی است که دوست دارید ببینید و وقتی که نیست آن را نمی‌پذیرید. همان چیزی که در علم اتفاق افتاد. هیچ‌کس نمی‌خواست بپذیرد که میکروب هست و بیماری از دست‌های پزشکان منتقل می‌شود.وقتی لویی پاستور گفت دست‌های‌تان را بشویید و چیزهایی هست که نمی‌بینید فکر نکنید که وجود ندارند.وجود دارند. بعدها وسیله‌های دیگری پیدا شد و فهمیدند که وجود دارد.الان همه می‌دانند که میکروب وجود دارد. اگر کارهای سوزوکی را ببینیم می‌بینید که همه‌اش غلو است. این یک سیستم است. شما می‌توانید سوزوکی را رد کنید؟ نه نمی‌توانید. اصلا درون و بیرونی وجود ندارد. مگر می‌شود چیزی از درون به وجود بیاید که به بیرون انتقال داده نشود. یک‌سری سوءتعبیرها از واژگان تئاتری برای خودمان ساخته‌ایم و با آنها کار می‌کنیم. یک عده دوست دارند کاری را ببینند که همه‌اش احساس در آن وجود داشته باشد و می‌گویند وای چه کار قشنگی بود.وقتی بیرون می‌آیند می‌گویید از این کار چه چیزی گرفته‌اید که هیچ چیزی نمی‌تواند بگوید.

شما از فرم وارد مفهوم و محتوا شده‌اید. اینکه از این کار چه چیزی گرفته‌اید ورود پیدا کردن به محتواست دیگر بحث فرمالیستی مطرح نیست.
اتفاقا بحث فرمالیستی است.وقتی یک شعر از ولادیمیر مایاکوفسکی می‌خوانید که تمام فرم است یا یک فیلم از آیزنشتاین می‌بینید، بحث محتوا از طریق همان فرم شکل می‌گیرد.فرم و شکل برای من قالبی است که محتوا را در آشنایی‌زدایی ارائه بدهم. ما همه‌مان عاشق قصه شنیدن هستیم. یک نفر برای‌مان قصه بگوید.قرار نیست خودمان جست‌وجو کنیم. این شکست ساختار است. ما ساختار را می‌شکنیم، ساختار آن چیزی که عرف شده و تبدیل به تغذیه دائم تماشاگر شده است. قطعا در مقابل این مساله مقاومت می‌شود. قطعا خیلی‌ها پذیرای این قضیه نیستند ولی در موردش فکر شده است که چه طور اتفاق می‌افتد. اصولا ما ایرانی‌ها همیشه همین هستیم که از هر چیزی که اتفاق می‌افتد اگر به ذائقه‌مان خوش نیاید آن را رد می‌کنیم. باید با آن کنکاش کنیم. حتی نمی‌پرسیم که چرا به این صورت است. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید چرا به این صورت کار کرده است. این یک الگو است که انتخاب شده و در جامعه اتفاق می‌افتد. در جامعه چه کسی با چه کسی آرام صحبت می‌کند؟ شما بعد از سه ثانیه به انفجار رفتاری می‌رسید. خشونت در جامعه آنقدر زیاد شده است که نمی‌توانیم در مقابل راننده تاکسی که می‌گوید 100 تومان بیشتر بده، با کمال ادب و احترام و آرامش بگوییم چرا باید 100 تومان اضافه پرداخت کنم.سریعا منفجر می‌شویم و بعد از یک دقیقه دست به یقه می‌شویم و پنج دقیقه بعد پلیس آمده و 10 دقیقه بعد در پاسگاه هستیم و بعد تازه متوجه می‌شویم که چرا این‌طور شد و چرا این کارها را انجام دادیم.
فاطمه این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد نورى زاد پس از تماشاى نمایش "کالون و قیام کاستلیون" گفت:

نمایش هوشمندانه ای بود.به تعبیری ایدئولوژی حاکم بر این جامعه را با قرون وسطی هم رنگ کرده بود.
این نگرش، نگرش غالبی است که هرجا ایدئولوژی حاکم شود ، حتما عدالت، ادب و انصاف به حاشیه می رود. من در این کار همین موضوع را دیدم . نگرشی زاده از ایدئولوژی حاکم که در جامعه میکُشت ، بدون آنکه این کشتن ها ریشه ای در درستی داشته باشد.

تا ٢٥ دى/تماشاخانه ایرانشهر/ساعت ١٨

اجرایی مفهمومی بدون مرزبندی/ یادداشت حسین پارسایی درباره نمایش «کالون و قیام کاستلیون»

نمایش «کالون و قیام کاستلیون» نوشته حمیدرضا نعیمی و کار آرش دادگر تا ۲۳ دی ماه، ساعت ۱۸، در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.


«نمایش «کالون و قیام کاستلیون» مفاهیمی را جست‌و‌جو می‌کرد که امروز با شرایط اجتماعی زمان حاضر، دنبال ما به‌ازایی بودم که حلقه مفقوده ما با تئا‌تر است. یعنی چیزی که ما در صحنه می‌بینیم، اندیشمند و پر از تلنگرهایی است که بی‌هیچ تملق و شعاری ما را به عنوان تماشاگر به چالش می‌کشد. نقد اجتماعی دارد و این مجال را به ما می‌دهد که خود و شرایط را با اندیشه اجرا تطبیق دهیم. آرش دادگر در این سال‌ها ثابت کرده است که ورای متن، حرفی در ایده و فرم اجرا دارد و سعی می‌کند همه چیز را مختصر و مفید، مبتنی بر نشانه و معنا، ... دیدن ادامه » دیداری کند. به نظر من لحظه‌ها را خیلی خوب می‌شناسد. در کارهای قبلی مانند «هملت» و حتی همین کار اخیر، یک اثر مفهومی بدون کلیشه و شعار را می‌بینیم که منطبق بر ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی روز است و به همین دلیل مخاطب سکوت می‌کند. مکث مخاظب وسکوت مرگبار در جایگاه تماشاگر‌ها نشان از لحظه لحظهٔ مفید اجرا را دارد که این فرم و اندیشه اجرا در حال شکل گیری در ذهن تماشاگر است. بنابراین از اولین لحظه که نمایش شروع و کلام آغاز می‌شود، ما نه تنها صحنه را عریان نمی‌بینیم بلکه در تصور خودمان چیزهایی را می‌بینیم که بازیگر با لحن و گفتار خود برای ما‌‌ همان فضا را شکل می‌دهد.

دادگر با استفاده از امکانات حداقل، تصویرسازی حداکثری می‌سازد. استفاده از ارتفاع و اختلاف سطح، نشستن پشت میز، ایستادن روی میز، میزانسن و طراحی خطوط حرکت در چارسو؛ یعنی هم خودمان را بخشی از دادگاه می‌بینم و هم بیرون از دادگاه. چون مرزبندی نمی‌بینیم، در حصار رنگ، اشیا و آکسسوار نیستیم. این سیال بودن ما را هم در جدال ذهنی و هم در واکنش با کاراکتر‌ها قرار می‌دهد و از لحظه اول تا پایان اجرا زمان بر ما مستولی نمی‌شود.

ریتم اثر همزمان با خود اثر دیالوگ‌ها و بازی‌ها می‌تپد. این تطبیق و هماهنگی حاصل کار آرش دادگر و گروه خلاقی که اتود می‌کنند، است. در واقع کار گروهی است که برای مفهومی شدن، دیداری شدن یک اثر اندیشه‌ورز که جای آن بسیار در تئا‌تر ما خالی است، تلاش می‌کنند. در طول سال ما کمتر شاهد چنین اجراهایی هستیم. لذا فکر می‌کنم «کالون قیام کاستلیون» علاوه بر اینکه اجراهای قبلی داشته است، این بار هم در اجرای مجدد خود موفق است. من اجرای قبل را ندیدم ولی شنیده‌ام که این اجرا مجد دراماتورژی شده و متناسب با شرایط اخیر تغییراتی پیدا کرده است. در مجموع یک ترکیب مناسب از ذوق و هنرنمایی افرادی بود در سایه یک کار گروهی و کارگاهی با هدایت آرش دادگر، یک صحنه هنرمندانه خلق می‌کنند و به این دلیل را دوست داشتم. اینکه یک تلاش جمعی، یک خرد جمعی. دارای یک تلاش گروهی است که یک اندیشه بزرگ تجزیه و آنالیز می‌شود برای تک تک آدم‌ها. لذا من در اتمسفر این اجرا، اندیشه آن را می‌دیدم. من در صحنه خالی، صحنه‌پردازی را می‌دیدم. به لحاظ دیداری فرم، محتوا، اندیشه و کلام با هم هماهنگ بودند و هارمونی داشتند.»

http://theater.ir/fa/note.php?id=44151
نریمان طیبی نژاد این را خواند
تینا نظرکرده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گلاب آدینه:
اجرای سختی بود و بازیگران کار بسیار مشکلی دارند.در طول نمایش مدام با خودم میگفتم تا چند شب دیگر روی صحنه باید چنین انرژی از خود نشان بدهند ؟! عالی و فکربرانگیز بود .
کالون: تو آدمِ خوشبختی هستی
سِروِه: فردا قرارِ تویِ شعله های آتش زنده زنده بسوزم
کالون: من هر روز میسوزم
خدا کنه بتونم ببینم من عاشق این نوع نمایشهای خاص هستم
۰۹ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبا کمالی:
متنی بسیار عمیق و پرمغز و موضوع روز بود . همه مباحث انسان شناسی ، خداشناسی، جامعه شناسی در آن وجود داشت . چقدر تابلوها و عکس های زیبایی را شاهد بودیم . کارگردانی نیز بی نظیر و بازیها فوق العاده بودند . طراحی لباس بی نقص بود. حتی انتخاب رنگ ها عالی بود . خیلی خیلی از این نمایش لذت بردم و لایه های درونی نمایش من را خیلی تکان داد.فلسفه اصلی بحث همیشگی خدا،انسان،آمدن و رفتن ما و تمام مباحث اصلی زندگی در نمایش مطرح بود .کتاب وجدان بیدار را نخوانده بودم. چقدر انتقال این متن به نمایشنامه چقدر روان و خوب صورت گرفته بود.
کالون و قیام کاستلیون تمدید شد.
نمایش جدید آرش دادگر به درخواست مخاطبین تمدید شد.
به گزارش روابط عمومی نمایش، کالون و قیام کاستلیون که از 9 آذر به روی صحنه رفته بود و قرار بود یک ماه اجرا داشته باشد،با استقبال هنرمندان و مخاطبین تئاتر روبرو و در در نتیجه تا 25 دی ماه تمدید شد.
تا کنون هنرمندانی و سرشناسانی چون کیومرث مرادیی،حجت الاسلام محمد علی ابطحی،حسین کیانی،فریندخت زاهدی،کیومرث پور احمد،بیژن میرباقری,پیام فروتن, اصغر همت،ابراهیم پشت کوهی،خسرو معصومی،مسعود آب پرور،مهناز محمدی،امیرکاوه آهنین جان,پژمان جمشیدی،لیندا کیانی،سهیلا گلستانی،تینو صالحی،هوتن شکیبا، حمیدرضا افشار،رامین سیار دشتی،آرش مجیدی,محسن حسینی،رایا نصیری،صبا کمالی،الهام جعفر نژاد،سحر صباغ سرشت،رابعه اسکویی ,حسین فلاح،نیلوفر پارسا،سعید شاهسواری به تماشای "کالون ... دیدن ادامه » و قیام کاستلیون" نشستند.
بسیار خبر خوشحال کننده ای :)
۰۶ دی ۱۳۹۳
بسیار ممنونم:)
۰۷ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کیومرث پور احمد:

از آن کارهایی بود که جیغ آدم را درمیاورد و بسیار تاثیرگذار بود . کاری می کند که 90 دقیقه میخکوب بر روی صندلی بنشینی.بسیار نفس گیر بود . من کتاب را خوشبختانه خوانده ام.اینکه چنین متن جذاب و گیرایی از آن بیرون آمده است یک موضوع است و کارگردانی بسیار خوب آن یک موضوع دیگر.فوق العاده بود. مهم آنجاست که عصاره کتاب وجدان بیدار در آن هست و تمامی شخصیت ها در آن حضور دارند.این داستان مذهب حکومتی و حکومت مذهبی است .این داستان از زمان قرون وسطی با انشعاب مذهب کاتولیک از پروتستان که یک دوره سیاه دیگر است. در واقع موضوعی است مانند نژادپرستی که هنوز در آمریکا وجود دارد. می توان این موضوع را کاملا به جامعه فعلی ارجاع بدهیم.ما درست در حال زندگی در مرکز این نمایش هستیم که میخواهند دین را تزریق کنند و ذره ای این طرف و یا آن طرف قرائت جرم است. این نمایش ... دیدن ادامه » میتواند به مثابه یک اعتراض نسبت به شرایط جامعه امروزی ما باشد .
"میخواهند دین را تزریق کنند" دقیقا همینطوره!
این جامعه از عصر رنسانس و اندیشه برپایی دادگاه تفتیش عقاید (انگیزیسیون) الگی برداری می‌کنه..
۰۶ دی ۱۳۹۳
کالون عالی بود ، دادگر جزو کارگردانهای مورد علاقه ام شد که تئانرهاشو دنبال میکنم.
۰۶ دی ۱۳۹۳
اولین تاتری بود که تو زندگیم دیدم.خیلی دوسش داشتم.فوق العاده بود.
۱۰ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود آب پرور:

اجرای بسیار پرقدرتی را دیدم و با دیدن آن حیرت کردم . به دلیل استواری میزانسن ها ، اجرا و بازی تعداد زیادی از بازیگران اصلی که همگی فوق العاده بودند.در جاییکه گلدانها را گذاشتند،من احساس کردم بنیان یک قیام گذاشته شد که پایان خوبی بود.در تابلوی بعد به نظرم نمایش از ریتم افتاد اما دوباره قوام خودش را پیدا کرد و پایان خوبی هم داشت . خیلی لذت بردم. متوجه شدم آقای دادگر این نمایش را در سال های پیش دو نوبت به روی صحنه برده است اما من باوجود اینکه پیگیر اجراها هستم ، عجیببود که هیچ وقت به این نمایش بر نخورده بودم .واشکافی متن به نظرم کار عبثی است و ما را از آن کاتارسیس جدا میکند. به همین واسطه دلم میخواهد دریافت های خودم را از این متن زیبا و منسجم داشته باشم . ارجاعت سیاسی بسیار روشنی داشت . به نظرم نمایشی بود درباره فضای جامعه فعلی ما و آموزه ... دیدن ادامه » های دوران اوستایی و در واقع نمایش نقبی میزند به قرون وسطی و آموزه های متعصبانه حکومت های دینی .
اجرای "کالون و قیام کاستلیون" به درخواست مخاطبین تا 23 دی ماه تمدید شد.