تیوال نمایش آبی مایل به صورتی
S3 : 18:50:54
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ خرداد تا ۲۳ تیر
  ۲۰:۳۰ و ۲۱:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۴۵,۰۰۰ و ۳۸,۰۰۰ تومان

: ساناز بیان
: (به ترتیب حروف الفبا) آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش و میثم غنی زاده

: حمیدرضا آذرنگ
: آرش دهقان شاد
: رضا مهدی زاده
: ماریا حاجیها
: شاهین انتظامی
: مهسا عبداللهیان خامنه
: علیرضا میرانجم
: راحیل مرشدی
: همراز بیان
: ایلیا شمس
: مهیار گودرزی
: حسین حاجی بابایی
: سعید رضوانی
: ساناز بیان، مسعود خلج زاده، مرضیه فراهانی
: نسرین ریاحی پور
: دانیال حبیبی، اشکان شهروزی
: راضیه اسماعیلی
: سعید معروف پور، میلاد ابراهیمی، راغب فرامرز پور
: محمد هادی عطایی

- برنده جایزه ویژه هیئت داوران از سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

- برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

- برنده جایزه بازیگر مرد برتر سال ۱۳۹۶ از جشن بازیگر

- برنده نشان مسئولیت اجتماعی از جشن کانون ملی منتقدان تئاتر

- نامزد جایزه بهترین بازیگر زن از سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر

- نامزد دو جایزه بازیگری زن برتر سال ۱۳۹۶ از جشن بازیگر

اگه خوب خوبش رو بخوای... خود کلمه های زن و مرد چیزی بیشتر از یه توهم نیستن. هیچ مردی صد درصد مرد نیست و هیچ زنی هم صد درصد زن نیست که اگه اینجوری بود همه مون تبدیل می شدیم به یه مشت هیولا...


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.


بخش اصلی: ۴۵،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ۳۸،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش آبی مایل به صورتی / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نگاهی به نمایش "آبی مایل به صورتی" به کارگردانی ساناز بیان

» نمایشنامه به عنوان یک اثر مستقل، می‌تواند حیات داشته باشد

» میثم غنی‌زاده بازیگر «آبی مایل به صورتی» شد

» شمس لنگرودى از «آبی مایل به صورتی» مى‌گوید

» آبی مایل به صورتی تمدید شد

» یادداشت فاروق مظلومی براى نمایش «آبی مایل به صورتی»

» یادداشت دکتر مریم هاشمی، دستیار روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران براى نمایش «آبی مایل به صورتی»

» یادداشت حسین پاکدل براى نمایش «آبی مایل به صورتی»

» ساناز بیان از اجرای دوباره نمایش موفق سال ۹۶ خبر داد

ویدیوهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تئاترنسرین ریاحی‌پور: "آبی مایل به صورتی" فریاد دیگران است؛ مستند و حقیقی اما لطیف‌تر و آراسته‌تر از آن چه خود در واقعیت تجربه کرده است. نگاهی به نمایش "آبی مایل به صورتی" به کارگردانی ساناز بیان

سرویس تئاتر هنرآنلاین: متفاوت بودن آغاز مورد توجه قرار گرفتن است. متفاوت بودن رنگ پوست، شکل صورت یا بدن و پس از آن اندیشه و کلام. تفاوتی که می‌تواند شادی بیافریند یا یک عمر سختی بر صاحبش تحمیل کند. چقدر زمان می‌برد تا بشر بتواند هر موجودی که پیرامونش را به واسطه حواس خود درک می‌کند و می‌تواند رنج را تجربه کند، دوست بدارد؟ فارغ از نژاد، جنس، سلامت و معلولیت و جنون؟ چند سال باید بگذرد تا مرزهای خودساخته ما کمی‌جابه‌جا شوند تا جهان جای بهتری برای زیستن باشد؟ همین مرزهایی که انسان‌ها به واسطه آن سالیان دراز معلولان و دیوانگان را شکنجه کردند، مرزهایی که جنگ‌ها را شعله‌ور می‌کنند. چقدر آدم به خاطر این مرزها مرده‌اند؟ چقدر مردان در این جنگ‌ها به زنان آن دیگری‌ها تجاوز کرده‌اند؟ چقدر جهان به خاطر نسل‌کشی ارمنی‌ها، کشتار یهودیان، به بردگی گرفتن آفریقایی‌ها و بسیاری دیگر چیزها سرافکنده است؟ تا آن‌جا که دولت‌ها بسیاری این فجایع را انکار می‌کنند. شرم به حدی رسیده است که عنصر ناشایست دورغ و کتمان وسیله‌ای می‌شود برای پاک کردن یک جنایت. یک جایی باید این جنایت‌ها تمام شود؛ اگرچه پلیدی‌های دیگری در راهند. اما اگر این تکاندن‌های گاه‌به‌گاه نباشد، بشر نخواهد توانست حیاتش را ادامه دهد.

می‌دانیم نظام اجتماعی به واسطه همین دیگری کردن‌ها دوام آورده است، همین ارزش‌گذاری‌ها و مرزها. همان‌طور که نخستین مرزی که انسان تجربه می‌کند پوست بدن اوست و هر چه که از این مرز خارج یا به آن داخل شود با وحشت و تابو همراه می‌شود. مثل وارد شدن چاقو به بدن، خارج شدن خون و ادرار، آب بینی و .... این مرزبندی برای محافظت از ما گسترش پیدا کرده و در بخش‌های مختلف زندگی ما نهادینه شده است. اما بعضی از این مرزها نه به دلیل منطقی، بلکه ناخوداگاه و برآمده از ساختار مغزی ما هستند و یا با تغییر سبک زندگی ما فاقد معنا شده‌اند؛ در حالی که ما هم چنان بدان‌ها پایبندیم. بله، ارزش‌ها واجب‌‌اند؛ اما زمان که می‌گذرد نیازمندی‌های ما تغییر می‌کنند و ارزش‌هامان هماهنگ با آن‌ها باید تغییر کنند. روزگار درازی ما، انسان‌ها، گرسنه و عاصی از سرما و گرما در جنگل‌ها می‌دویدیم تا حیوانی را شکار کنیم یا خود شکار حیوانی نشویم. بیماری و بلایای طبیعی زندگی‌مان را می‌گرفت. طول عمرمان کوتاه بود و نیازمند تولیدمثل بیشتر و بیشتر بودیم؛ و از آن‌جا که اجتماع انسانی به واسطه کارکردها و ضرورت‌هایش ارزش‌گذاری می‌کند، آن‌که در چنین نظامی‌ کارایی نداشت، بی‌ارزش و سزاوار توهین و محرومیت بود. همچنین، بدن ورزیده و قدرت بدنی‌ که کمک به شکار می‌کرد ارزشمند بود؛ زیرا بقا را تضمین می‌کرد و تولیدمثل اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا انسان را از انقراض نجات می‌داد. برای همین بود که نیم تنه‌هایی زنانه با شکم‌های برآمده و سینه‌های درشت ستایش می‌شد. باور بر این بود که خدا به بدن زنان حلول و آن‌ها را باردار می‌کند. پس زنان، مقدس و سزاوار ستایش بودند. بعدها با یافته‌های جدید مادر تباری به پدرسالاری تغییر شکل داد. اما اهمیت زایش تغییری نکرد. پس هر کس که ناتوان از آن بود تا سهم خود را برای تولید نسل‌های آینده و بقا ایفا کند، طرد شد. زمان گذشت؛ ولی ارزش باروری در ناخوداگاه جمعی ما باقی ماند. امروز هم هر گروه جنسی و هر شکل رابطه‌ای که به تولید مثل نینجامد، تابوست. کسی فکر نمی‌کند با این همه بحران افزایش جمعیت در جهان، فقر، کمبود غذا و ... بد نیست نگاهی دیگر به ارزش‌های‌مان کنیم. همان‌طور که بعضی ارزش‌ها تغییر کرده‌اند؛ مانند آن‌که در جامعه بدوی روابط جنسی افسار گسیخته و خیانت به خاطر کمک به بقا ضد ارزش محسوب نمی‌شد؛ اما هر دو عمل در بیشتر جوامع امروزی ناشایست است. امروز ما بقا یافته‌ایم؛ نیاز به کمی‌انسانیت داریم.

ای کاش چیزی ما را در زمان به جلو می‌برد؛ بی‌آن که پیر شویم و می‌توانستیم در آن جهان بهتر زندگی کنیم. فکر می‌کنم، هنر یکی از راهکارهای بشر است که بی‌نیاز به ابزار پیچیده در بسیاری موارد می‌تواند زمان را جلو براند و خشونت را در جهان متعادل کند.

"آبی مایل به صورتی" برای من و بسیاری دیگر وسیله‌ای برای حرکت در زمان بود؛ صندلی‌ای در یک قطار که در زمانی دیگر حرکت می‌کرد، در جهانی دیگر. "انگار این دو ساعت یک زندگی دیگر بود... پس از نمایش انگار به آدم دیگری تبدیل شدم و یا دنیا شکل دیگری شده است." بارها این جمله‌ها را از مخاطبان آن شنیدم. گرچه برای من، پژوهشگر "آبی مایل به صورتی" هم جهان جور دیگری شده است. نه پس از گذشت دو ساعت، بدون احتساب حواس پرتی‌هایم، "آبی مایل به صورتی" برای من کمی‌بیشتر طول کشیده است: مطالعات کتاب‌خانه‌ای، دیدن فیلم‌های مرتبط و مصاحبه‌ها که سخت‌ترین و دردناک‌ترین قسمت کار بودند و در نهایت دو ساعت نمایشی که خانم بیان عصاره به غایت شیرین شده همه گشت‌و گذارهای‌مان را در آن ریخته بود؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند مواجهه با میترای حقیقی چه مقدار تلخ‌تر و تکان‌دهنده‌تر از میترای "آبی مایل به صورتی" بود یا مادربزرگ حقیقی یک ترنس زن به مرد در آسانسور بیمارستان از زبان کارکنان اتاق عمل چه حرف‌هایی درباره بدن مثله شده نوه‌اش شنیده بود؛ همان‌جا که در نمایش بابا دایی می‌گوید: "شما عملش کردین یا تماشاش کردین" و تماشاچی می‌خندد. اما همین حقیقت کادوپیچ شده صیقل خورده دو ساعت فشرده مواجه با رنج را برای تماشاگر رقم زد. گاه صدای هق هق مخاطبان آن چنان در سالن اوج می‌گرفت که با خود فکر می‌کردیم ای کاش کمی‌بیشتر سکوت کرده بودیم؛ ای کاش راوی این همه رنج نبودیم. رنج مرزهایی که انسان‌ها را به خودی و دیگری تبدیل می‌کند؛ مرزهایی که آغاز خشونت‌اند.

اما تمام گروه‌هایی که در روزهای پژوهش ملاقات‌شان کرده بودیم، دیدگاه‌ها و خواسته‌هایی داشتند که وظیفه بیان‌شان را داشتیم هر چند این افکار گاه متناقض بودند و رسیدن به الگوی نمایش مناسب با آن برای کارگردان بسیار زمان برد. پس تا آن‌جا که توان و اجازه داشتیم به مسایل‌شان پرداختیم و رویکردهای متفاوت را که برآمده از شخصیت‌های گوناگون انسانیست؛ بیان کردیم و تلاش کردیم بیان کنیم تفاوت در حیات طبیعی‌ست و به جهان زیبایی می‌بخشد؛ هر چند گاهی بلایایش مانند سیل، زلزله، بیماری‌های واگیردار و ... گریبان‌گیر انسان می‌شود؛ اما تلخی حقیقی شرایطی‌ست که انسان با دیدگاه‌اش علیه انسان به وجود می‌آورد.

"آبی مایل به صورتی" با همه کاستی‌هایی که همراه هر کاری‌ست که خالقش جرئت خلق آن را دارد، آگاهانه به مفهوم مرزها می‌پردازد. آن‌جا که به جا هستند مثل وقتی کارگر جنسی‌ای که خود را روزنامه‌نگار معرفی می‌کند، نمی‌خواهد لباسش را دیگری بپوشد و گوشزد می‌کند که چطور هر روز و هر شب حوزه شخصیش به واسطه حوزه کاریش فرو می‌ریزد و آن‌جا بد است که تنها هویت جنسی مستقیم و سر راست را می‌پذیرد و شایسته حقوق انسانی می‌داند؛ زیرا در ناخودآگاه خود از شکستن مرز میان زن و مرد می‌ترسد، بی‌آن که به دلیل آن اندیشیده باشد.

حقیقت اینست؛ تراژدی وقتی اتفاق نمی‌افتد که کودکی سوری متولد می‌شود؛ یا کودکی سیاه‌پوست و یا وقتی کودکی با هویت جنسی میان طیف گسترده زن و مرد. تراژدی باورهای اجتماعی‌ست که این کودکان در آن متولد می‌شوند و این‌جاست که انسانی که با حقیقت برابری آشناست؛ اشک می‌ریزد. او می‌داند بسیاری از گروه‌های انسانی لذت عدالت را نخواهند چشید؛ زیرا جامعه انسانی به آن میزان آگاهی دست نیافته است تا انسان را بی‌دریغ دوست بدارد. ارزش‌گذاری‌ها و مرزهایی که مقابل اخلاقیات می‌ایستند، مانع پذیرفتن میترا به عنوان فرزند و خواهر شده‌اند. میتراهای دیگری به دنیا خواهند آمد و مورد تجاوز قرار خواهند گرفت، شهرزادهای دیگری به قتل خواهند رسید و بسیاری رویدادهای اسفناک دیگر رخ خواهند داد. چه کسی می‌تواند ادعا کند که مورد تجاوز قرار گرفتن، به قتل رسیدن، حبس و شکنجه شدن، فرزند مادر یا پدر خود نبودن و تولد با داغ اجتماعی (انگ اجتماعی) دردناک نیست؟ چه کسی می‌تواند در برابر خشونت افسارگسیخته انسان علیه انسان نگرید؟ "آبی مایل به صورتی" تلخ است؛ چون نمایش‌گر چهره درنده انسان است. آینه‌ای از ما در برابر ما. گاه خشونت رفته بر ما و گاه خشونت ما بر هم نوعان‌مان را بازتاب می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند تا چه اندازه انسان می‌تواند رهایی‌بخش و مقدس باشد و تا چه میزان می‌تواند شرور و مرگ آفرین. شاید تماشاگران "آبی مایل به صورتی" بر ذبح بی‌پایان انسانیت مویه می‌کنند؛ بر فرورفتن مکرر دشنه بر بدن معصوم شهرزاد و برقاتلی که در آن لحظات از کارخانه اجتماع متولد می‌شود، پسری که می‌توانست دوست بدارد… شاید ما به حال خود و برای جامعه‌ای که ساخته‌ایم اشک می‌ریزیم.

"آبی ... دیدن ادامه » مایل به صورتی" فریاد دیگران است؛ آن‌ها که با هویت جنسی مورد انتظار جامعه به دنیا نمی‌آیند؛ مستند و حقیقی اما لطیف‌تر و آراسته‌تر از آن چه خود در واقعیت تجربه کرده است؛ آن را بشنویم.
آناهیتا شمسی نیا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب اجرای آبی مایل به صورتی و دیدم یه نمایش به شدت زیبا و تاثیر گذار و تلخ. یه کار سنگین و سخت با بازی های درخشانی که دیشب رو صحنه دیدم واقعا شگفت زده شدم و در طول اجرا به این فکر میکردم که تو این چند روز آخر که دو اجرایی بودن و گروه دو بار روی صحنه میرفتن چه انرژی صرف کردن . بهنام شرفی بازی که دیشب ازش دیدم فوق العاده بود مگه میشه این قدر خوب بودن یه بازی سخت و سنگین که بهنام شرفی به خوبی نقشش و ایفا کرد و رو صحنه درخشید. درسته که کار طراحی صحنه خاصی نداشت اما این قدر بازی همگی خوب و روان و عالی بود که نمیشه از چیز دیگه ای ایراد گرفت. میثم غنی زاده که به تازگی جایگزین این نقش شده بود خیلی خوب بود.
و یه چیز دیگه اینکه به نظرم نمایش نمیخواست ایجاد حس ترحم و تو مخاطب ایجاد کنه و این اشک ها و بغض هایی که دیشب همراه همه افراد تو سالن بود نه به خاطر ترحم بلکه ... دیدن ادامه » به خاطر این قضاوت هایی که نباید بشه این ناملایمت هایی که نباید باشه و اینکه این افراد چه شرایط سختی و تو جامعه دارن و مدام مورد قضاوت و بی مهری قرار میگیرن وچه قدر بهشون ظلم میشه و این چیزی هست که تو جامعه ما وجود داره چون هنوز خیلی از افراد سطح آگاهی در این مورد ندارند و با دیدن این نمایش حداقل سطح آگاهیمون بالا میره که حتی تو دلمون این افراد و قضاوت نکنیم و بهشون احترام بذاریم و درکشون کنیم . امیدوارم از این به بعد هممون با بیماران مهربان باشیم . دیشب وقتی از سالن خارج شدم خیلی چیز ها یاد گرفتم مثلا اینکه حتی تو دلم هم این افراد و قضاوت نکنم . دیشب که اجرای آخر بود بعد این همه مدت که نمایش رو صحنه بود باز هم همه بازیگر ها بعد اتمام نمایش که رو صحنه اومدن بغض داشتن و تو چشم تک تکشون اشک بود طوری که خانم بیان حتی قادر به صحبت کردن هم نبودن . در کل از همه عوامل این نمایش بابت این کار سخت و سنگین و زیبا ممنونم.
آغاز پیش فروش سانس ویژه‌ی روز یکشنبه (۲۳ تیرماه) ساعت ۱۷
از امروز پنجشنبه ۲۰ تیر
ساعت ۱۲ ظهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه روز پایانی این نمایش، یکشنبه ۲۳ تیر (ساعت ۱۷:۰۰)، به کارگردانی ساناز بیان و با بازی آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش، امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آبی مایل به صورتی
روزهای پنجشنبه و جمعه (۲۰ و ۲۱ تیر) دو اجرا خواهد داشت.
ساعت ۱۷ و ۲۰:۳۰
——————————-
گروه اجرایی نمایش «آبی مایل به صورتی» به جهت حمایت از تماشاگران عزیز ساعت اجرای اول را از ۱۶ به ۱۷ و اجرای دوم را از ۲۱ به ۲۰:۳۰ تغییر داده است.
محمد مجللی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میثم غنی‌زاده بازیگر «آبی مایل به صورتی» شد

میثم غنی‌زاده در چند اجرای آخر جایگزین محمدهادی عطایی در نمایش «آبی مایل به صورتی» شد.

به گزارش روابط عمومی نمایش، به دلیل سفر کاری محمدهادی عطایی و با توجه به توافق های پیشین و هماهنگی هایی که از قبل با گروه اجرایی «آبی مایل به صورتی» صورت گرفته بود، از ۱۹ تیر میثم غنی‌زاده جایگزین عطایی می‌شود.

میثم غنی‌زاده از اعضای گروه فیلم و تئاتر «و ناگهان» است که اخیرا در دو نمایش «سیم و سرمه» روزبه حسینی و «کالبدشکافی» سامان ارسطو به ایفای نقش پرداخته است.

بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی ، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش هستند. حمیدرضا آذرنگ نیز گفتار متن نمایش را انجام می‌دهد.

از ... دیدن ادامه » دیگر عوامل این نمایش می‌توان به طراح صحنه رضا مهدی زاده، طراح گریم ماریا حاجیها، طراح صدا و آهنگساز شاهین انتظامی، طراح لباس مهسا عبدالهیان خامنه، طراح نور علیرضا میرانجم، طراح پوستر و بروشور همراز بیان، مجری طرح و مدیر تولید آرش دهقان شاد، دستیار کارگردان و برنامه ریز راحیل مرشدی، روابط عمومی و امور تبلیغات ایلیا شمس، طراح و ساخت تیزر، موشن و ویدیو مهیار گودرزی، عکاس حسین حاجی بابایی، گرافیست سعید رضوانی، گروه پژوهش ساناز بیان، مسعود خلج زاده و مرضیه فراهانی، پژوهشگر انسان شناس نسرین ریاحی پور، مدیران صحنه دانیال حبیبی و اشکان شهروزی، منشی صحنه راضیه اسماعیلی، دستیاران طراح صحنه سعید معروف پور، میلاد ابراهیمی و راغب فرامرز پور اشاره کرد.

علاقمندان برای تهیه بلیت این نمایش به سایت tiwall.com مراجعه کنند.

نمایش «آبی مایل به صورتی» تا ۲۳ تیرماه روی صحنه می‌رود.
رضا یزدانی پدرام و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوشحالم که به اصرار دوستم این اجرا رو از دست ندادم
تیاتری فوق العاده همراه با بازی های بسیار زیبا
با تماشای این تیاتر به یاد یکی از دوستان دوران کودکی ام بودم که با وجود پسر بودن همیشه دوستاش با دخترها همبازی بشه یا حتمی تمایل داشت با موضوع های دخترونه خودش رو سرگرم کنه و نهایتا در بزرگسالی راهی کانادا بشه تا در اونجا بدون قضاوت دیگران نگاه ها و رفتارهای در آ امش به زندگی اش ادامه بده...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل توجه اعضای محترم تیوال:
نمایش آبی مایل به صورتی از روز پنجشنبه ۲۰ تیر ساعت ۲۰:۳۰ به روی صحنه خواهد رفت.
iamnegin@ این را خواند
کاش جناب شمس گروهای دیگر رعایت ساعت اجرا بمند چرا دیر وقت می گذارند, بعضی اجراها اخر ساعت 10.30 بنظر شما برای تایم فقط یم ساعت ساعت منطقی است ؟!!
۱۷ تیر
جناب غیوری بله شما اقا هستید دوم حتما مشکل رفت وامدواژانس ندارید. وگرنه بقول همان دستیار کارگردان حق را به بنده نمی دادند. بله چون اجراها با چقت مناسب مانند اجرای جناب خطیبی اتفاقا فروش خوبی داشتند.
۱۷ تیر
اصلا بحث من یا شما، آقا یا خانم بودن نیست.
عرض بنده اینه که مخاطب تیاتر برای ساعات 10 یا بعدتر هم حق انتخاب داشته باشه بهتره، این به این معنی نیست که این ساعات برای من ایده آل هستن یا خیر، اصلا صحبت من شخصی نیست
۱۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از پنجشنبه ۲۰ تا یکشنبه ۲۳ تیر (ساعت اجرا ۲۰:۳۰)، به کارگردانی ساناز بیان و با بازی آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش، امروز (یکشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
لازم به ذکر است این نمایش، روزهای پنجشنبه و‌ جمعه (۲۰‌ و ۲۱ تیر) سانس ویژه ساعت ۱۷:۰۰ نیز اجرا خواهد داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش روزهای پایانی
امروز یکشنبه (۱۶ تیر) ساعت ۱۲ ظهر آغاز می‌شود.
————————————-
ضمنا ساعت اجرا ۲۰:۳۰ خواهد بود.
————————————-
روزهای پنجشنبه و‌ جمعه (۲۰‌ و ۲۱ تیر) ساعت ۱۷ و ۲۰:۳۰ اجرا داریم.
کیمیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی ساناز بیان و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مرضیه بدرقه، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آیه کیان پور، امین میری، (بازیگر نوجوان) یاسمن رادمنش، (از یکشنبه ۱۶ تا چهارشنبه ۱۹ تیرماه) امروز چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تمدید «آبی مایل به صورتی» تا ۲۳ تیرماه
(آخرین تمدید)

آغاز پیش فروش هفته‌ی پایانی
از چهارشنبه ۱۲ تیر
ساعت ۱۲ ظهر
سایه * این را خواند
نرگس این را دوست دارد
آیا من اونقدر خوش شانس خواهم بود که از ۱۹ ام تا آخرین اجرا،یه بار دیگه ساعت ۱۶ اجرا داشته باشین؟و روز زوج هم نباشه؟ :))
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاترما همه، آدم هستیم
یادداشت فاروق مظلومی براى نمایش «آبی مایل به صورتی»

شگفتی آن است که ما با انتخاب‌هایی که برای‌مان شده است به دنیا می‌آییم. روز و محل تولد اولین تسلیم ما در برابر خواهش دیگران است و شگفت‌تر آنکه این روز را جشن هم می‌گیریم. درست از لحظه‌ای که نطفه‌مان بسته می‌شود، بسته‌ای از مشخصات ناگریز را تحویل می‌گیریم. اگر اجدادمان در ارتفاع خیلی بالاتر از سطح دریاهای آزاد زندگی کرده باشند، صدای‌مان بم‌تر از افرادی خواهد بود که سلسله ایادی تولیدشان در سطوح همتراز با اقیانوس‌ها زیسته‌اند و شاید تا پایان عمر به خاطر ژن‌های موروثی‌مان بگویند همان آقایی که صدای زنانه داشت یا همان خانمی که صدایش مردانه بود. داستان همین جا تمام نمی‌شود؛ مشخصات ناخواسته قضاوت‌ها و مجازات‌های ناخواسته‌تر را هم به همراه خود می‌آورد. احتمالا الگوهای کهن برای مجازات‌های حکومتی همه جای دنیا عوض شده باشد یا حداقل الان قطع سر با گیوتین یا سلاخی در ملأعام نداریم، اما آیین‌های پنهان مجازات مردمی هنوز به تقطیع روح و سلاخی روان مشغولند. در صحن علنی یا غیرعلنی این دادگاه‌های پنهان و سیار افرادی محاکمه و مجازات می‌شوند که بی‌گناه‌تر از مرده به دنیا می‌آیند و بی‌دفاع‌تر از مرده زندگی می‌کنند.

داستان افرادی که در وضعیت تراجنسیتی متولد می‌شوند، پیچیده‌تر از شباهت‌های ساده زنانه و مردانه است. این وضعیت در جامعه‌های سنتی برای عموم مردم هنوز ناشناخته مانده و از آن به اختلال، بیماری یا انحراف خودخواسته تعبیر می‌شود و از پیشرفت‌های روانشناسی، تبدیل عبارت تغییر جنسیت به تطبیق جنسیت است. در کشور ما بعد از فرمان امام خمینی(ره) ملاحظه و مطالعه افراد تراجنسیتی به شکل قانونی شروع شد و افراد مواجه با این موضوع از این فرمان با نام امان‌نامه یاد می‌کنند. اما آنها هنوز با وجود این امان‌نامه در بین همه مردم امان ندارند. پناه ندارند. آنها از بعضی از ماها می‌ترسند و خیلی از ماها از آنها می‌گریزیم. ما در تماشاخانه سپند از آنها نگریختیم و آنها از ما نترسیدند. پا به پای‌شان رنج کشیدیم و چشم به چشم‌شان اشک ریختیم. اگر از تماشاچی نمایش «آبی مایل به صورتی» بپرسیم، این نمایش موفق است یا نه؟ منصف و آگاه باشد، خواهد گفت کاری را که می‌خواست کرد. نمایش «آبی مایل به صورتی» در مورد انسان‌هایی است که به خاطر تفاوت درون و برون‌شان رنجی عظیم را به دوش می‌کشند آن هم رنجی که بیشتر محصول ناآگاهی اطرافیان و جامعه است. در این نمایش بخش - من برای دیگری - از بخش‌های سه‌گانه‌ای که میخاییل باختین برای روان انسانی قائل شده بود، پررنگ دیده می‌شد، بخشی که در نظر باختین منجر به شکل‌گیری هویت شخصی بر اثر قضاوت‌های دیگران می‌شود. حتما کسی که یک دستگاه موبایل هوشمند دارد باهوش هم نباشد با کلمات ترنس و تراجنسیتی آشناست. اما نویسنده و کارگردان این نمایش، ساناز بیان با تحقیق چند ساله در این موضوع ما را با جامعه ترنس‌ها و سایر افراد مواجه با تراجنسیتی آشنا نمی‌کند، بلکه صد وبیست دقیقه ما را با آنها چنان همراه می‌کند که با تجربه زیستن در زندگی آنها رنجی بزرگ و در عین حال باشکوه را با خود به خانه بیاوریم. روایت‌های گوناگون، دقیق و کافی از زبان شخصیت‌های نمایش با محوریت قتل شهرزاد توسط پسرش مهرداد نشان می‌دهد در کشوری که در عرض یک هفته فیلم می‌سازند انسان‌های وفادار به خود و دیگری برای نوشتن یک نمایشنامه سال‌ها تحقیق می‌کنند. این همان شرافت ابدی تئاتر در برابر سینمای کاپیتالیستی و تزیینی است. در ابتدا مهرداد پسر شهرزاد است اما شهرزاد مادر مهرداد نیست، او مجید پدر مهرداد است که با عمل تطبیق جنسیت شهرزاد شده است.

در ادامه نمایش معلوم می‌شود مجید هم پدر مهرداد نبوده است و مجید بعد از فهمیدن بارداری همسرش خانه را ترک کرده است. پیچیدگی و دگرگشت ارتباط‌های فردی که حاصل عمل تطبیق جنسیت است آن قدر غیرقابل کنترل و مقاوم در برابر توصیف است که فقط باید در معرض آن قرار گرفت و دستگاه معرفتی تئاتر برای این عرضه بسیار مناسب است.

در نمایش «آبی مایل به صورتی» این اتمسفر غیرقابل کنترل به خوبی طراحی و بازنمایی شده بود و عنصر بازی به شکل سیال بین بازیگران حرکت می‌کرد و در لحظه‌ای که با بازی عبوس یکی از بازیگران، امکان گسست بود توسط بازیگرهای دیگر خصوصا بهنام شرفی اتصال برقرار می‌شد. نیمه اول نمایش که بازی آناهیتا اقبال‌نژاد در سکوت و صرفا معروض به فیگور بود، لحظاتی درخشان از تئاتر فرمالیستی به نمایش گذاشته شد. اینکه نمایش آبی مایل به صورتی در طبقه‌بندی‌های کلاسیک تئاتری قرار نمی‌گیرد و مطلق به سبک یا مکتب ویژه‌ای ارجاع داده نمی‌شود از پیشرفت‌های تئاتر ایران است که می‌تواند در وضعیت فرادانشی و فراتاریخی تولید اثر کند.

اگر نورپردازی در تئاتر از عوامل موثر توزیع بازی است، در این نمایش مخاطب از طراحی نور علیرضا میرانجم باید راضی باشد اما حضور قاطع و سنگین نیمکت‌های بزرگ پله‌ای آن هم از جنس آهن با رنگ تیره که صحنه اجرا را به خود اختصاص داده بود کمی عجیب می‌نمود، چرا که جنس آهن به دلیل قدرت و سنگینی‌اش حضور عوامل دیگر مثلا بازیگران را کمرنگ می‌کند و کمی طول کشید تا مجموعه بازیگران کنش ناضرور پله‌ها را خنثی کنند. این همان تقدم ماده بر فرم است. از طرفی شخصیت پله بیشتر صعودآمیز و اصطلاح پله‌های ترقی بسیار معمول است که با فضای نمایش سازگار نبود. ساناز بیان کارگردان نمایش در خصوص طراحی صحنه توسط رضا مهدی‌زاده گفت: طراحی صحنه به شکل پله‌های سیاه و سرد آهنین برای القای سردی و سختی فضای شهری بی‌رحم و خشن برای شخصیت‌های نمایش است تا به فضای دیستوپیایی ایجاد شده برای آنها تاکید شود و از پله‌ها برای تفهیم صعود و سقوط بی‌انتها و سیزیف‌وار آنها استفاده شده است. او تاکید کرد: «من در این کار به مواجهه رو در رو اقلیت‌های جنسی با افراد توجه داشتم، پله‌ها بازیگر و تماشاچی را رو در رو قرار می‌داد به همین دلیل هم بازیگرها خیلی کم در وضعیت نیمرخ بودند.»

اما می‌شد در حرکتی آوانگارد با توجه به ناسازی درون و برون - محتوا و فرم - در اقلیت‌های جنسی نوعی تضاد بین فرم و محتوای نمایش هم باشد مثلا بازیگرها با لباس‌های معمول در جامعه در فضایی اتوپیایی حضور داشته باشند. واقعیت هم این است که نامهربانی‌ها با دوستان مورد بحث در نمایش فقط در فضاهای سیاه و ویران اتفاق نمی‌افتد. آنها به مهمانی، پارک، کافه‌های مجلل و. . . . شاد می‌روند و اندوهگین برمی‌گردند. ناگفته نماند بخشی از این فضای اتوپیایی در روایت‌ شخصیت‌های نمایش طراحی و ساخته می‌شد.

روایت‌های ... دیدن ادامه » منفرد بازیگرها و کنش متقابل آنها با خودشان و تماشاچی‌ها و اینکه همه آنها فارغ از موقعیت‌های اجتماعی در وضعیت یکسان بودند، نشان می‌داد خانم بیان به تئوری کارناوالیسم باختین - چندآوایی در وضعیتی یکسان - هم اشراف دارد. وقتی بازیگرها روایت‌های مختلف را رخ به رخ تماشاگر تعریف می‌کنند و یکی از بازیگرها - خانم عاطفه رضوی - با بداهه‌ای نافذ از دفترچه یکی از تماشاگرها به عنوان دفترچه خاطرات شهرزاد اسم می‌برد، یعنی مشارکت تماشاچی و استفاده از اشیای خارج از صحنه در این تئاتر حداقل برای عوامل نمایش جدی است و این با روح متن هم سازگاری داشت. اما وقتی تعداد محدودی از تماشاگرها به وضعیت‌های گروتستیک می‌خندند، آدم خودش درگیر وضعیت گروتسکی - بهت، شوک، طنز، تلخی، عدم قطعیت - می‌شود. نمایش «آبی مایل به صورتی» وضعیت‌هایی خنده‌داری دارد که نمی‌خنداند، بلکه اندوهگینت می‌کند همان وضعیت گروتسک که ذکر شد. مثلا لحظه‌ای که امیر با اعلام متوقف کردن هورمون تراپی‌اش روسری قرمز را از جیبش در می‌آورد و می‌گوید می‌خواهد به وضعیت زنانه سابقش برگردد و رژ قرمز را روی لب‌هایش می‌کشد. البته همچنان تماشاگر تئاتر از تماشاگر سینما جلوتر است چون هنوز در سینما خیلی‌ها از دیدن وضعیت‌های گروتسکی ریسه می‌روند.

حضور بازیگرهای مطرح سینما در تئاتر به عنوان مشاور یا حامی معنوی و حتی حامی مالی رویدادی است که هم استقبال می‌کنیم و هم از خودمان می‌پرسیم چرا تئاتر به حمایت سینما نیاز دارد؟ اگر همه جای دنیا این‌گونه است پس حال دنیا خوب نیست. حمیدرضا آذرنگ عزیز هم در این نمایش، مشاور کارگردان بود. البته ایشان بیشتر از خانواده تئاتر هستند تا سینما. کاش روزی حضور بازیگرهای سینما در تئاترهای خوب آنها را در موقعیت سینمایی‌شان تقویت کرده و تئاتر به حال سینما کمک کند. اما آرزوی دور و دیری است دنیا توسط اکثریتی که سینمای دکوراتیو و تزیینی را از تئاتر بیشتر دوست دارند، تصرف شده است. مرضیه بدرقه، امید سلیمی، محمد هادی عطایی، آیه کیان‌پور، امین میری و ملیکا پارسا بازیگرهای دیگر این نمایش هستند که با کمک طراح گریم ماریا حاجیها با زیبایی و باقدرت تمام، جهان خاکستری آبی‌های مایل به صورتی را تا هفتم تیرماه به تماشاخانه احترام برانگیز سپند می آورند.

منبع: روزنامه اعتماد
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت دوستان عزیز و محترم تیوالی
خواستم اعلام کنم که ما پس از رایزنی‌ها و هماهنگی های لازم که تا دیروقت دیشب طول کشید تا ۲۳ تیرماه تمدید شدیم گفتم صبح بهتون‌ اطلاع بدم که مثل قبل دچار سوتفاهم نشیم و البته به دلیل اجرای نمایش «مارلون براندو» که از ۲۵ تیر روی صحنه می‌رود، این اجرا دیگر تمدید نخواهد شد و آخرین اجرای نمایش ۲۳ تیرماه خواهد بود.
با سپاس فراوان از حمایت شما دوستان گرامی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان‌ عزیز‌ تیوالی برای رفاه حال تماشاگران‌ محترمی که ساعت ۲۱ نمیتونند به تماشای اجرا بیاد گروه اجرایی نمایش «آبی مایل به صورتی» روزهای پنجشنبه و جمعه (۱۳ و ۱۴ تیر) ساعت ۱۶ روی صحنه می‌رود. شروع پیش فروش این روزها نیز همین امروز ساعت ۱۲ ظهر خواهد بود.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی ساناز بیان و بازی بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، عاطفه رضوی و... (از چهارشنبه ۱۲ تا جمعه ۱۴ تیرماه و دو سانس ویژه پنجشنبه و جمعه ۱۳ و ۱۴ تیرماه در سانس ویژه ساعت ۱۶) امروز شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان عزیز تیوالی
پیش فروش روزهای جدید نمایش آبی مایل به صورتی
از فردا 9 تیر ساعت 12 ظهر آغاز می‌شود.
کاش میگفتید که پیش فروش چه روزهایی هست
۰۹ تیر
دیگه فکر‌ میکنم مشخص باشه روزهای ۱۲ تا ۱۴ تیر
۰۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر بی کم و کاست
با بازی های اندازه ، حساب شده و دقیق
با درخشش چشمگیر بهنام شرفی
پدیده ای که اولین بار بود کاری ازش می دیدم
و باعث شد بعد چندسال اینجا کامنت بذارم
واقعن بهنام شرفی درخشید
۰۷ تیر
ماه
ماه...
۰۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی ساناز بیان و بازی بهنام شرفی، محمد هادی عطایی، آناهیتا اقبال نژاد و.. (از یکشنبه ۹ تا سه‌شنبه ۱۱ تیرماه) امروز چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
ایلیا شمس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز پیش فروش روزهای جدید «آبی مایل به صورتی»
چهارشنبه ۵ تیر
ساعت ۱۲ ظهر
عرفان و نگار کرد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید