تیوال نمایش الجزایر
S3 : 21:03:27
  ۲۹ تیر تا ۲۱ مرداد ۱۳۹۵
  ۱۸:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: میلاد فرج زاده
: بهراد سلاح ورزی، غزاله جزایری، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج، میلاد فرج زاده

: حسـین شاهیـوند
: میثم انتظاری
: حامد واعظ نیا
: مازیار محمودوند
: میلاد فرج زاده، امیرحسین اکبرزاده
: غزاله قفلی، سوشیانت ثروتی
: آیدین حلال زاده، کیمیا کاوند
: امیرحسین عبدی
: نوید آغاز
: مریم رودبارانی
شماره رزرو: ۰۹۳۹۲۷۷۲۰۳۰

اثر برگزیده ی اولین جشن واره ی تیاتر دانش گاهی باران

[برداشتی آزاد از رُمان خوشـبخت مُردن نوشته ی آلبر کامو]

خلاصه داستان: آلبرت، یک کارگر ساده ی بندر Wahran ، در سفری طولانی در جستجوی خوشبختی است...
روایت کامو از پاتریس مورسو را با نگاه آلبرت رصد کنید…

گزارش تصویری تیوال از نمایش الجزایر / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» استقبال پر شور از اجرای «الجزایر»

» کیومرث مرادی تهران را به مقصد "الجزایر" ترک می کند

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرای پایانی نمایش الجزایر

(امروز پنجشنبه ۲۱ مرداد ساعت ١٨ تالار مولوی)

خرید بلیت با تخفیف ویژه تیوال : http://www.tiwall.com/store/aljazayer

اثر برگزیده ی اولین جشن واره ی تئاتر دانش گاهی باران
[برداشتی آزاد از رُمان خوشـبخت مُردن نوشته ی آلبر کامو]

نویسنده و کارگردان:
میلاد فرج زاده
مجری طرح و مدیر تولید:
حسـیـن شاهیـونـد

بازی گران:
بهراد سلاح ورزی، غزاله جزایری، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج، میلاد فرج زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش"الجزایر"
به نویسندگی و کارگردانی میلاد فرج زاده

بی شک اقتباس از آثار نویسندگان بزرگ، جسارت می خواهد...و جسارت لازمه ی تئاتر دانشجویی است. اگر می خواهیم میزان آزادی بیان، دموکراسی، خلاقیت و پیشرفت هنر یک جامعه را بفهمیم می بایست در تالار های نمایش و گالری ها از آثار دانشجویی آن دیدن کنیم. مقالات و پژوهش های دانشجویان را که بررسی کنیم به چشم اندازی از آینده ی آن کشور خواهیم رسید. تئاتر دانشجویی همواره در ایران حرف های زیادی برای گفتن دارد؛ تئاتری با کمترین حمایت مالی و برنامه ریزی مدیران در اهداف بلند مدت آن؛ با این حال دانشجویان در طول چندین دهه رهاشده گی، بی وقفه دست از تلاش و آفرینش و خلاقیت برنداشته و آبروی فرهنگ و هنر این مرز و بوم بوده اند. باعث خوشوقتی است که "تالار مولوی" با عرق ریزی ها و کار شبانه روزی آقای ... دیدن ادامه » امیرحسین حریری و حمایت مسئولان دانشگاه تهران با تعمیراتی به جا و کارشناسی شده( بر خلاف تئاتر شهر) بالاخره به بهره وری رسید.

نمایش "الجزایر" یک تئاتر دانشجویی به مفهوم واقعی آن است. پر از جسارت، خلاقیت، دقت ، تلاش و صمیمیت...قطعا ضعف هایی هم دارد؛ کدام نمایش است که بدون اشکال باشد؟ اما میلاد فرج زاده در مقام نویسنده طرح و قالب صحیح و کارآمدی را برای روایت و بازگویی رمان آلبر کامو برگزیده. دیالوگ نویسی و بسط لایه های داستان با توجه به تعدد مکان ها، کار دشواری است که نویسنده به خوبی موانع را پشت سر می گذارد. اما چنان که باید از قالبی که خود در جهان متن طرح کرده در جهان اجرا استفاده ی تام نمی برد. با این وجود صحنه ی خوردن شام یا ناهار با حضور مادر، آلبرت و خیاط(کاردونا) یکی از شاه صحنه های نمایش "الجزایر" و تئاترهای دانشجویی است. طراحی کارگردانی در تعویص صحنه ها که باعث شده این جا به جایی ها تبدیل به رویدادی نمایشی و تصویری شود اتفاق مهمی است. بازی بازیگران قابل ستایش است. اگرچه با توجه به امکانات نوری تالار مولوی می شد شاهد اتفاق جذابی در این حوزه باشیم. از تماشاگران حرفه ای، دانشجویی و عادی می خواهم دیدن این اثر ارزشمند را از دست ندهید.

با آرزوی روزهای با شکوه برای تئاتر دانشجویی

حمید رضا نعیمی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانى نمایش "الجزایر"

اثر برگزیده ی اولین جشن واره ی تئاتر دانش گاهی باران
[برداشتی آزاد از رُمان خوشـبخت مُردن نوشته ی آلبر کامو]

ساعت ١٨، تالار مولوی

نویسنده و کارگردان:
میلاد فرج زاده
مجری طرح و مدیر تولید:
حسـیـن شاهیـونـد

بازی گران:
بهراد سلاح ورزی، غزاله جزایری، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج، میلاد فرج زاده

خرید ... دیدن ادامه » بلیت با تخفیف ویژه از تیوال

#الجزایر
#مولوی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدى کوشکى، کاوه سجادی حسینی، محمد رسول صفری و شیرین یزدان بخش امروز چهارشنبه ١٣ مرداد به تماشاى نمایش الجزایر مى نشینند

اثر برگزیده ی اولین جشن واره ی تئاتر دانش گاهی باران

[برداشتی آزاد از رُمان خوشـبخت مُردن نوشته ی آلبر کامو]

نویسنده و کارگردان: میلاد فرج زاده
بازیگران: بهراد سلاح ورزی، غزاله جزایری، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج، میلاد فرج زاده

سالن اصلى مولوى
ساعت ١٨

خرید اینترنتی بلیت با تخفیف ویژه گروهی و وفاداری و دانشجویی

http://www.tiwall.com/store/aljazayer
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میلاد فرج زاده به مهر گفت:

مینیمالیزم هندسی به «الجزایر» رسید/ قصه انسان استعمارزده


کارگردان «الجزایر» با اشاره به اینکه این نمایش انسان استعمارزده را بعد از جنگ جهانی دوم به نمایش می گذارد درباره دیگر ویژگی های این اثر نمایشی صحبت کرد.

میلاد فرج زاده نویسنده و کارگردان نمایش «الجزایر» که این روزها در تالار مولوی روی صحنه است درباره این اجرا به خبرنگار مهر گفت: «الجزایر» اجرای عمومی خود را از ۲۹ تیرماه در سالن بزرگ تالار مولوی آغاز کرده است. این نمایش اقتباسی از رمان «مرگ خوش» محسوب می شود؛ اولین رمان آلبر کامو و آخرین رمانی که بعد از مرگ وی و توسط دخترش منتشر شده است.

وی درباره دلایل اقتباس از این رمان بیان کرد: بعد از مدتی مطالعه روی آثار کامو متوجه شدم «مرگ خوش» اولین رمان کامو بوده و در واقع مقدمه ای بر «بیگانه» به شمار می رود. من چند نسخه ترجمه شده این رمان را خواندم اما در نهایت تصمیم گرفتم نسخه اصلی اثر را هم بخوانم و از آن برای اقتباسی نمایشی بهره ببرم.

این کارگردان درباه تفاوت ها و شباهت های «مرگ خوش» و «بیگانه» توضیح داد: درست است که نام شخصیت اصلی هر دو رمان مورسو است و اعمال پاتریس مورسو «مرگ خوش» با رفتارهای مورسو «بیگانه» شباهت هایی دارد اما فرق زیادی بین این دو شخصیت وجود دارد. مورسو «بیگانه» از کشتن لذت می برد اما مورسو «مرگ خوش» از اینکه کسی را کشته زجر می کشد بنابراین کاراکتر «مرگ خوش» و در نمایش «الجزایر» از قتلی که مرتکب شده ناراحت است و عذاب وجدان دارد.

فرج زاده درباره انتخاب نام نمایش گفت: بخشی از موقعیت جغرافیایی که کامو در رمان «مرگ خوش» از آن حرف می زند اطراف جنوا ایتالیا رخ می دهد که کامو در آن برهه زمانی در آن منطقه زیاد گشت و گذار می کرده است اما من علاقمند بودم اتفاقات نمایش را در یک کشور استعمارزده مثل الجزایر به نمایش بگذارم به همین جهت رخدادهای نمایش در بندر وهران الجزایر اتفاق می افتد. در اجرای این اثر نمایشی ما به شیوه اپیک عمل کردیم و شخصیت مورسو که در این نمایش به آلبرت تغییر نام داده، راوی نمایش است. چون در خیلی از نقدها عنوان شده که مورسو ناخودآگاه آلبر کامو است به همین جهت اسم شخصیت اصلی نمایش را به آلبرت تغییر دادم.

این ... دیدن ادامه » کارگردان ادامه داد: معتقدم انسان جهان سومی انسانی استعمارزده است و اگر شخصی باشد که بعد از جنگ جهانی دوم زندگی کند فرهنگش قبضه شده و مثلا دوست دارد خودش را به جای یک شهروند فرانسوی نشان دهد اما نمی تواند چون با فرهنگ استعمارزده رشد کرده است.

وی با اشاره به اینکه در این نمایش از شیوه فاصله گذاری برای ارتباط با مخاطب استفاده شده است، یادآور شد: در «الجزایر» قطع نور نداریم و از نورپردازی پرکنتراستی در اجرا استفاده شده است. فضاسازی و جنس بازی ها نیز اکسپرسیو است اما در شیوه اجرایی به سمت مینیمالیزم هندسی رفته ایم به این شکل که صحنه پردازی و حتی میزانسن نمایش خط کشی شده است.

فرج زاده در پایان درباره داستان نمایش توضیح داد: «الجزایر» درباره یک کارگر ساده است که بعد از مرگ مادرش با دختری به نام سالومه آشنا می شود و از این طریق با فرد معلولی برخورد می کند که تلویحا می خواهد او را به قتل برساند. آلبرت او را می کشد و فرار می کند اما دچار عذاب وجدان شدیدی می شود تا جایی که به شکنجه کردن خودش رو می آورد و نمی تواند از خوشبختی که همه از آن لذت می برند، لذت ببرد.

نمایش «الجزایر» که با برداشتی آزاد از رمان «خوشبخت مردن» (مرگ خوش) اثر آلبر کامو نوشته شده در ارتباط با سرگذشت آلبرت، کارگر ساده بندر ماندولین است که ناخواسته مرتکب قتلی می شود و مابقی زندگی اش را در انزوا می گذراند. در این اثر نمایشی، امین صارمی، مهین فاطمی، بهراد سلاح ورزی، غزل میرزائی ، مونا کرمی، محمد مرادی فر، محمد حسین سپنج به ایفای نقش می پردازند.

این نمایش تا ۲۲ مرداد ساعت ۱۸ در سالن اصلی مولوی روی صحنه می رود. عکس کنار خبر از ساناز جهان‌آرایی.

لینک خبر:‌ http://www.mehrnews.com/news/3720845
بهزاد این را خواند
مورسو بیگانه از کشتن لذت می برد؟!!!!!!!
۰۹ مرداد ۱۳۹۵
نویسنده محترم اگر مورسو بیگانه را اینگونه دیدند!!!!!!! برداشت ایشونه ولی قطعا برای مورسو بیگانه قتل لذت بخش نبود اصلا قصدس نبود که لذتی باشد
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
الجزایر در لیست دیدنی هایم بود اما از زمانیکه برداشت جناب میلاد فرج زاده نویسنده و کارگردان محترم نمایشنامه را از شخصیت مورسو خوندم،تردید به جانم افتاده، فعلا که منتظر بازخوردهای بیشترم
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بررسی نمایش الجزایر نوشته و کارگردانی میلاد فرج زاده

تقابل وعتاب با بیهودگی زندگی

حسن پارسائی: اقتباس از داستان ها و رمان ها برای نوشتن نمایشنامه و آدابته کردن آن برای اجرای روی صحنه معمولأ به شیوه های مختلفی انجام می شود؛ ممکن است فرد، فقط طرح کلی داستان یا رمان را بگیرد و بر اساس آن نمایشنامه ای بنویسد یا آن که بخشی از دیالوگ ها را هم در متن خود بیاورد و در این رابطه و با توجه به زمان نمایش روی صحنه ، حوادث یا کاراکترهائی راحذف یا اضافه نماید.

درنمایش "الجزایر" که ازداستان "خوشبخت مردن" اثر" آلبر کامو" اقتباس شده ، کلأ طرح داستان و تا حدی برخی گفتارهای متن هم مورد ارزیابی، تقلید واقتباس قرارگرفته است.

اولین نکته ای که در رابطه با نمایش جلب توجه می کند،انتخاب عنوان بسیار نامناسب" الجزایر" برای آن است؛ زیرا متن نمایش ازاثری اقتباس شده که عمدتأ به بیهودگی زندگی بعداز جنگ و تحلیل مقوله تأویل آمیز و به قیاس درآمده ای مثل "خوشبختی" و تقابل و تناقض آن با " زندگی تنگنائی انسان و حتا تلف شدگی او درچنین شرائطی" می پردازد.

نمایش"الجزایر" که هم اکنون درسالن اصلی"تالارمولوی" اجرا می شود،از طراحی صحنه نامناسبی برخوردار است: تعداد لباس های سفید آویخته درانتهای صحنه زیاد، ومضمون نمایش اغراق آمیزجلوه داده شده است؛ اگر فقط از پنج یا شش پیراهن آویخته استفاده می شد، بهتر بود. درتئاترهیچ الزامی برای افراط و زیاده روی وجود ندارد ، چون عملأ حضور پرسوناژهای روی صحنه را کمرنگ می کند. مگر آن که چنین مضمونی با " تم " نمایش ارتباطی تأکید آمیز و محوری داشته باشد. باید یادآورشد که همین صحنه آرائی هم به علت کاربری بسیارغلط " نور"عملأ کارکرد نمایشی پیدا نکرده و لکه های خون که تاحدی تأویل زاست،خوب دیده نمی شوند، فقط درپایان نمایش، وقتی بازیگران روی صحنه می آیند و همه چیزدر نورمعمولی آشکارمی شود، تماشاگران پی می برند که روی هرکدام از لباس های سفید لکه های خون بوده و منظور کارگردان و طراح صحنه هم از این لباس های سفید خونی ، یاد آوری انسان های بیگناهی است که درجنگ جهانی دوم کشته شده اند. کارگردان می توانست قبل ازاجرا به هنگام تمرین درجای تماشاگران بنشیند وانعکاس غلط نورمورد نظر را تشخیص دهد. روی گونه پرسوناژها هم جای زخمی وجود دارد که همه شبیه همند و این همسان بودن تاحدی از واقعیت تماتیک نمایش کاسته و پرسوناژها را کمی ساحتگی جلوه داده است.

نمایش " الجزایر" به کارگردانی ونویسندگی اقتباسی" میلاد فرج زاده " تأثیرات ناگوار جنگ جهانی دوم را بر بازماندگان نشان می دهد. پرسوناژها، مخصوصأ پرسوناژمحوری نمایش(آلبرت) همواره درپی یافتن و رسیدن به خوشبختی اند." آلبرت" نهایتأ به طور متناقض و پارادوکسیکالی خوشبختی را در"مرگ" می یابد و این نتیجه ای تلویحی وضمنی برای تداوم تأثیرات و عوارض مخرب جنگ وتنگنائی و دغدغه زا شدن سال های یأس آور بعد ازآن است که تعریف روانشناختی واجتماعی وضعیت روحی ، روانی و ذهنی انسا ن هائی را که حامل دگرگونی های ناهنجارو متناقض این دوره اند ، به همراه دارد .

پرسوناژمحوری نمایش که راوی بسرآمده های خود واطرافیانش است، گاهی به شکل"فاصله گذارانه"ای روبه تماشاگران حوادث را به روایت درمی آورد و به تناوب با " نقش پذیری" کامل در کنار پرسوناژ های دیگر ، موقعیت و شرائط معینی را بازنمائی نمایشی می کند.نمایش"الجزایر" باهمین شیوه پیش می رود و به آخرمی رسد. این اجرا بیهودگی زندگی وجُست وجوئی عبث را به شکلی بازخوردی نشان می دهد که آخرش به مرگی داوطلبانه که تلویحأ به رهائی وآسودگی از شرائط یأس آور بعد از جنگ اشاره دارد، می انجامد و بیانگر این مضمون است که اگر انسان نمی تواند خوشبخت زندگی کند، بهتراست بمیرد.
... دیدن ادامه »
دردیالوگ های نمایش فرافکنی وپراکنده گوئی نیست؛هردیالوگی جزئی ازمحتوای نمایش است: " بیماری من ذات الریه نیست ، بیماری خوشبخت نبودنه" ، " هیچ کس نمی تونه تا ابد خوشبخت بمونه " ، " تو خیلی ساله که مرده ای ، یه مرده رو دوباره نمی کشند" ، " مگه خودت داری زندگی می کنی ؟ " ، " آخرشم منو مثل تفاله تفم کرد " و ...

نمایش به طوراستعاری با سفت کردن و پیچاندن لامپی خاموش و شُل شده که از سقف آویزان است و روشن شدن آن ، آغاز می گردد و درآخرهم با شُل کردن همان لامپ و خاموش شدنش ، نمایش به پایان می رسد و صحنه تاریک می شود . این ترفند عامدانه ، معنای ضمنی کوتاهی و ناپایداری زندگی " آلبرت" و همه انسان ها را در همان دوره دربر دارد و ابتکاری،و تلویحی شده است.اجرای نمایش ازلحاظ کنشی و بازتابی شدن موضوع ، این پرسش ها را هم درپی دارد: " آیا زندگی باید بیهوده باشد ؟" ، " آیا انسان باید دربیهودگی و پوچی تلف بشود ؟ " ، "چرا؟ " و...

بازی بازیگران همگی با تفاوت هائی نسبی و به تناسب میزان حضورشان با اقتضائات و الزامات محتوائی نمایش هماهنگی دارد . بازی بازیگر نقش پرسوناژ " آلبرت" در کل بهتر است . موسیقی به تناسب موضوع نمایش انتخاب و ترکیب دهی شده و به طور چید مانی با روند مقطعی صحنه ها هماهنگی پیدا کرده ودرجاهائی هم به تناسب همان موقعیت ها، "مارش گونه" است. این موسیقی درکل به گیرائی نمایش کمک کرده است. موضوع ومحتوای نمایش قابل تأمل و کارگردانی ومیزانسن دهی ها هم ، صرفنظراز ضعف های اشاره شده، درکل نسبتأ کاربردی است.

لینک خبر: http://theater.ir/fa/62019
کیان این را خواند
بهزاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش همینک فراهم شد.
نوید آغاز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "الجزایـر"

به نویسندگی و کارگردانی میلاد فرج زاده

ساعت ۱۸ سالن اصلی تالار مولوی

۵۰٪ تخفیف دانشجویی به صورت حضوری و با ارایه کارت دانشجویی
۵۰٪ تخفیف وفاداری برای تماشاگران نمایش های "هویت پروانه های مرده (اجرا های مولوی و باران)" ، "دوازده مرد خشمگین" ، "b5-6" ، "در باب تفریحات سالم و ناسالم"

لینک خرید اینترنتی: http://www.tiwall.com/store/aljazayer

بازی گران:
بهراد سلاح ورزی
مهین فاطمی
امین صارمی
مونا ... دیدن ادامه » کرمی
غزل میرزایی
محمد حسین سپنج
میلاد فرج زاده

مجری طرح و مدیر تولید:
حسـیـن شاهـیـونـد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
˝الجزایر˝ تئاتر ناب است / میلاد فرج‌زاده از نمایش ˝الجزایر˝ می‌گوید

میلاد فرج‌زاده می‌گوید نمایش ˝الجزایر˝ برداشتی آزاد از رمان ˝خوشـبخت مردن˝ نوشته آلبر کامو است؛ داستان ناشناخته‌ای که مباحث بسیار پیچیده‌ای را مطرح می‌کند.

سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "الجزایر" نوشته و کار میلاد فرج‌زاده این روزها در سالن بزرگ تالار مولوی به صحنه می‌رود. میلاد فرج‌زاده در مورد این اثر و نحوه شکل‌گیری آن گفت: ایده اولیه نمایشنامه سال 93 بعد از مطالعاتی که در مورد آثار کامو داشتم شکل گرفت، در میان کارهای این نویسنده با رمان "خوشبخت مردن " مواجه شدم؛ نخستین رمانی که کامو نوشته و به عنوان آخرین رمان از او چاپ شده است.

او ادامه داد: این اثر برایم از رمان "بیگانه" هم جذاب‌تر بود. داستان ناشناخته‌ای که مباحث بسیار پیچیده‌ای را مطرح می‌کند. برداشت آزادی از این کار داشتم، متن روتوش شد و تغییر کرد. ابتدا اسم آن "دهنم بوی خواب می‌دهد" بود اما بعد تبدیل به "الجزایر" شد.

فرج‌زاده در رابطه با این اقتباس توضیح داد: وقتی هر کدام از درام‌نویس‌ها رمانی را اقتباس می‌کنند در 70 درصد مواقع مجبور به فاصله‌گذاری می‌شوند، من از شیوه اپیک برای اجرا استفاده کردم اما نه شیوه اپیکی که برشت در مورد آن حرف می‌زند من برون‌ریزی انتخاب کردم. توانستیم با تکنیک فاصله‌گذاری آن را روایت کنیم و هم خارج از فاصله و در ارتباط با آدم‌ها درام را شکل بدهیم.

این کارگردان تئاتر در رابطه با شیوه‌های اجرایی نمایش عنوان کرد: در اجرا، وابسته به فضای متن به سمت مینی‌مالیست هندسی رفتیم و میزانسن خط کشی شده‌ای داریم. درهم تنیدگی میزانسنی، باعث می‌شود میزانس‌ها در هم دیزالو شوند مانند فیلمی که تدوین شده است.

او در مورد طراحی صحنه نمایش نیز بیان کرد: طراح نمایش، استفاده از تعدادی زیرپیراهنی را مطرح کرد که در بک صحنه آویزان شده‌اند و روی آنها نورپردازی می‌شود. طرحی که حس‌های مورد نظر را به خوبی منتقل می‌کرد. قصد داشتم از مدیا استفاده کنم اما ترجیح دادم تئاتر ناب باشد.

فرج‌زاده در پاسخ به اینکه منظور او از تئاتر ناب چیست اظهار کرد: تئاتر در دوره مدرن و پست مدرن تغییرات زیادی داشته؛ یکی از این تغییرات بهره بردن از ابعاد سینما در تئاتر است، تئاتر هنر مرکزگرا است. در کشورمان دید منفی نسبت به مدیا وجود دارد چون می‌گویند هنر تلفیق، تئاتر را از ماهیت اصلی خودش بیرون می‌کند. تئاتر ناب یعنی آنچه از انتقال مفاهیم به دست می‌آید.

نمایش ... دیدن ادامه » "الجزایر" نوشته و کار میلاد فرج زاده از 29 تیر تا 22 مردادماه ساعت 18 در سالن اصلی تالار مولوی به صحنه می‌رود. هراد سلاح ورزی، مهین فاطمی، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج، میلاد فرج زاده بازیگران این نمایش هستند.

لینک خبر: http://www.honaronline.ir/Pages/News-74521.aspx
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو با میلاد فرج زاده کارگردان ، بازیگر و نویسنده نمایش الجزایر

روایت تلاش ناکام یک جهان سومی در الجزایر

میلاد فرج زاده کارگردان جوان نمایش با درک درست دنیای کامو یک فضای درست و مناسب از برزخی که البر شخصیت اصلی نمایش با آن درگیر است را در معرض دید مخاطب قرار می دهد .نمایشالجزایر.با بازی امین صارمی، مهین فاطمی، بهراد سلاح ورزی، غزل میرزائی ، مونا کرمی، محمد مرادی فر، محمد حسین سپنج از ۲۸ تیرماه هر شب راس ساعت ۱۸ در سالن اصلی مولوی به روی صحنه رفته است.با فرج زاده در باره دنیای کامو و نحو کارگردانیش گفت وگویی انجام داده ایم.

گناه کرده و تبعاتش بارها نویسندگان بزرگ را به سمت خودش جلب کرده است. از تولستوی گرفته و تا داسایوفسکی و آلبر کامو اگزیستاتیالیسم . کامو در رمان های بیگانه و خوشبخت مردن به صورت مستقیمی به تبعات قتل کرده و عذاب وجودآن و تشویش درونی قاتل می پردازد. میلاد فرج زاده کارگردان جوان نمایش با درک درست دنیای کامو یک فضای درست و مناسب از برزخی که البر شخصیت اصلی نمایش با آن درگیر است را در معرض دید مخاطب قرار می دهد .نمایش"الجزایر".با بازی امین صارمی، مهین فاطمی، بهراد سلاح ورزی، غزل میرزائی ، مونا کرمی، محمد مرادی فر، محمد حسین سپنج از ۲۸ تیرماه هر شب راس ساعت ۱۸ در سالن اصلی مولوی به روی صحنه رفته است.با فرج زاده در باره دنیای کامو و نحو کارگردانیش گفت وگویی انجام داده ایم.

بن مایه مکتب اگزیستانیالیسم در فضای نمایش دیده می شود. استفاده از این نگره در ترسیم شخصیت پردازی قهرمان های نمایشتان چقدر برایتان مهم بود؟

این نگره ای است که آلبر کامو در رمانش دارد وبه عبارتی این رویکرد کامودر مکتب پوچ گرایی و نهیلسم در رمان بیگانه هم پر رنگ تر دیده می شود . برای من قصه و نوع روایتش جذابیت دارد. آلبرنماد شخصیت پسا استعماری است و می خواهند مثل آدم های مدرن فرانسوی رفتار کند ، اما نمی تواند، زیرا هنوز هم جهان سومی است .

خانواده آلبر تحث تاثیر جنگ جهانی دوم قرار دارند و پدرش از کشته گان جنگ است؟

بله، همین قضایا باعث می شود آلبر به انتهای راه برسد. نمی تواند با فرانسوی های اصیل که در دوربرش هستند رقابت کند .او فقط یک کارگر ساده است و این اختلاف طبقاتی باعث می شود نماینده نسل استعمار زده ای در فرانسه باشد .
... دیدن ادامه »
نهایت تلاش این نسل معترض به جایی نمی رسد و در دام پوچ گرایی می افتند؟

بله، این چنین نوع اتفاقاتی چند دهه الجزایر را تحت تاثیر خودش قرار داد .

به چه علت از روایت غیر خطی استفاده کردید؟

در ساختار مدرن درام اعتقاد براین است است که لزومی ندارد تمام وقایع را از ابتدا تا به انتها مطرح کنید. می توان برخی از مسائل را در آخر کار مطرح کرد. یک جایی بعد از فرار البرجام کاتی وجود دارد و یکسال زمان به جلو می رود. البربه سفر می رود و اتفاقاتی برایش رخ می دهد و با دکتری آشنا می شود و در انتهای این بخش است که به گذشته فلاش بک زده می شود و رفتم به سراغ روایت پیسکاتوری وتبدیل عواطف درونی به بیرونی.

در بخش استفاده از کات های زمانی برای روایت اتفاقات مختلف زندگی آلبر و نگه داشتان تماشاگر برای پیگیری روند داسات طراح های خوب و به موقعی انجام دادید، در این بخش به چه نحوی عمل کردید؟

نوشتن متن اولیه نمایش در سال ۱۳۹۳ شروع شد و بارها و بار متن را رتوش کردم تا به ساختار فعلی رسیدم. فکر می کنم در مدت اجرای نمایش ، هرشب برای مخاطب چیز جدیدی را ارائه کنم .

آیا کاردونا در نمایش در حکم ناظر است و یا به عنوان مسئول چیدمان و تغییر اسباب صحنه مدنظرتان بود؟

این مسئله زمان اتلاف شده بین تعویض وسائل صحنه های مختلف در شروع کار جزو دغدغه هایم بود . نمایشی را چند سال قبل دیدم که زمانش دو ساعت و چهل دقیقه بود و تغییر وسائل هرتک صحنه پنج دقیقه طول می کشید و این روند باعث خسته شدن مخاطبان می شد و ارتباط بین صحنه ها در این اتلاف وقت از ذهن مخاطب از بین می رفت . درآن نمایش بتدریج اغلب مخاطبان سالن را ترک کردند . این کات های نوری مداوم و اتلاف وقت تعویض صحنه برای مخاطب کم حوصله و کم طاقت امروز یک امر جدی محسوب می شود. به همین برای تسریع در روند تغییر صحنه شخصیت کاردونا را خلق کردم واین شخصیت در رمان کامو به جز یک صحنه گذرا وجود نداشت .با خودم تصور کردم که این شخصیت چقدر می تواند جذاب باشد و چه کارهایی می تواند انجام بدهد.این آدم در اصل وجه متفکر آلبر است، اما با این تفاوت که از لحاظ فیزیکی مشکل دارد. معمولا آدم هایی که مشکل فیزیکال دارند از مغزشان خوب استفاده می کنند. اما آنی که مثل آلبر از نظر فیزیکی مشکلی ندارد ، درون پر آشوبی دارد و دقیقا می خواستم کاردونا در حکم ناظر باشد.

این ناظر بودن تعریف با دانای کل بودن تفاوت دارد؟

دانای کل نیست.

یک جورهایی حس فرشته مرگ بودن کاردونا به علت کنش هایش در ذهن مخاطب ایجاد می شود ، چقدر به این مسئله اعتقاد دارید؟

می شود از تعبیر فرشته مرگ برای کاردونا استفاده کرد و استباط های دیگری در مورد شخصیت کاردونا از سوی مخاطبان نمایش شنیدم . کاردونا به کل قضایا حالت ناظر و اشراف گونه ای دارد و در همه صحنه ها حضور ملموس و فیزیکالی دارد و به نوعی صحنه گردان نمایش است.درست مثل شیوه هایی که در تئاتر ایرانی وجود دارد.نظیر تخته روحوضی که در آن تمام وسائل صحنه روی زمین است و در مواقع لزوم بدون اتلاف وقت از آن استفاده می کنند . صادقانه بگوئیم حضور کاردونا خیلی به اجرای نمایشم کمک کرد .

حضورش حداقل باعث شد زمان نمایش ۱۵ تا ۲۰ دقیقه کمتر بشود و ریتم خوب و متوازنی داشته باشد؟

بله، دقیقا چنین کاری را انجام داد و بدون کاردونا نمایش یک چیزیش کم بود.

به چه دلیل از یک دکور ثابت ( بند رخت با زیر پیراهن های آویزان شده کهنه و مندرس) استفاده کردید؟

با طراح صحنه در باره دکور مدتها حرف زدیم با توصیه استاد حجت علیخانی که بازبین نمایش در جشنواره تئاتر فجر بود، قصد داشتم از شیوه دیگری استفاده کنم. ایشان مطرح کردند چون از فضای پیسکاتوری در نمایش استفاده می کنی چه خوب است بک صحنه ای نداشته باشی و مخاطب تمام بازیگران ، حتی آنهائیکه بازی ندارند را ببیند. بنابراین دنبال طراحی با جنبه زیبا شناسانه و مفهومی بودیم . زیر پیراهن سوخته ای که روی بند آویزان شده است . به عبارتی یک جمعیت را نشان می دهد که درنهایت به آلبر وصل می شوند. البر هم زیر پیراهنی بر تن دارد که پاره و پوره است و اینها به هم ارتباط پیدا می کنند و این تجمع زیر پیراهن ها تعدادی زیادی آدم را ناظر به قصه نمایش می کند .


گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

لینک خبر : http://theater.ir/fa/61961
آقای تلخ این را خواند
کیان این را دوست دارد
آفرین
۰۳ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
عاشقی از الجزایر تا همیشه: هنر بی عشق نماندن

نمایش الجزایر اقتباسی از رمان «خوشبخت مردن» کامو،اثری است که علی رغم آن که می توانست به پختگی و اجرای قوی تری برسد،اما هم چنان مخاطب را درگیر مسئله ی ابدی و ازلی «ماندن یا رفتنِ بی عشق» می کند.آلبرت(آلبر تلفظ صحیح فرانسوی است،ولی در این جا از تلفظ موجود در خود اجرا استفاده شده است) جوان کارگری که با درآمدی ناچیز روزگار می گذراند،با سالومه ای آشنا می شود که پیش تر ماجرایی عاشقانه را از سر گذرانده است...اما عشق آن ها به جایی نمی رسد...آلبرت به همراه مادری زندگی می کند که زخم از دست دادن همسرش و بازگو کردن ماجرای ناکامی هاش از فراق همسر در جنگ، او را از پا در می آورد...سالومه آلبرت را رها می کند و به راه خویش می رود،با این حال ما ناگهان آلبرت را با کیفی پر از پول به سوی آندلس می یابیم ...این از نکات مثبت و قابل توجه نمایش در تعلیق با معنای آن است که تماشاگر نمی داند چگونه و چرا او ناگهان همه چیز را ترک می کند و این ثروت از کجا آمده ...آلبرت در آندلس با زنی پیش گو آشنا شده و با او ازدواج می کند...اما هم چنان چیزی از این ازدواج نگذشته دیگر بار آلبرت ترانه ی جدایی سر می دهد...و از کاترین می خواهد که او را ترک کند...مضمون رها کردن و ناتوانی از ساختن یک رابطه در این گیر و دارها چنان عمیق است که آلبرت تصمیم می گیرد به زندگی خویش خاتمه دهد،در این جا او با گفتن حقیقت ماجرای خویش برای راسل،«پزشک دهکده»،از او می خواهد که به شیوه ای که زندانیان درد کشیده ی آشویتس را می کشته ،او را نیز از پای درآورد و خفه کند ...از این جاست که در می یابیم ماجرای کیف پول او از کجا آمده :او با کشتن رقیب عشقی خود که مردی فلج شده در جنگ است در پی درخواست او برای از بین بردن اش به این ثروت رسیده است...اما اکنون همه چیز در فقدان عشق برای او بی معناست...
الگوی لکانی «اجبار به تکرار»چیزی است که سبب می شود آلبرت دقیقاً سرنوشت رقیب خود را تکرار کند...در نبود عشق آن چه باقی مانده است تنها تکرار تکرار است...اما ترجیع بند عشق همواره و همیشه باز می گردد...این جا با تقابل دو دریافت از تکرار روبروییم،تکرارِ ترک کردن (آلبرت کاترین را ترک می کند یا از او می خواهد که ترکش کند و سالومه که آلبرت را ترک می کند،مادر که آلبرت را ترک می کند و...) و تکرار «ترک نکردن »بیان شده در ترانه ی "Ne me quitte pas"(ترکم نکن)با ترجیع بند «ترکم نکن»، اثر ژاک بِرل خواننده و ترانه سرای بلژیکی در سال 1959 از آلبوم"La valse à mille temps"(والس با هزارن ضرب)که در نمایش به اجرا در می آید و تماشاگر را در فاصله های فراق زخم می زند...آلبرت هرگز نمی تواند از رابطه ی نخستین خود با سالومه خارج شود...لباس قرمز او که نشانی از شور عاشقانه است...در آستانه ی مرگ او از تن اش خارج می شود...لباس آلبرت قرمز و لباس سالومه سیاه است ،همان گونه که ترانه ی «ترکم نکن» بدان اشاره دارد:«و چون شب فرا رسد/در این آسمان فروزان/قرمز و سیاه دیگر به هم نمی آمیزند». طراحی صحنه که بند رختی آویزان از لباس های سفید مختلف است در این جا،گویی ما را با این حقیقت مواجه می کند که برای عشق حقیقی باید به طور مداوم پوست انداخت و لباس ها را از تن به درآورد... و این کاری است که هر کسی از عهده ی آن بر نمی آید....لباس های بر بند «مرگ دائمی از من»های اند...و تنها کسی که به این دگرگونی دائمی تن داده است می تواند عشق را از ثبات و تکرار برهاند...آلبرت مرگ را بر می گزیند،چرا که مرگ بهتر از بی عشق ماندن است....،این مرگ در حقیقت مقاومت تمام عیار در مقابل زندگی کسر شده از عشق است:



Ne me quitte pas
Il faut oublier
Tout peut s'oublier
Qui s'enfuit déjà
Oublier le temps
Des malentendus
Et le temps perdu
A savoir comment
Oublier ... دیدن ادامه » ces heures
Qui tuaient parfois
A coups de pourquoi
Le cœur du bonheur
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

Moi je t'offrirai
Des perles de pluie
Venues de pays
Où il ne pleut pas
Je creuserai la terre
Jusqu'après ma mort
Pour couvrir ton corps
D'or et de lumière
Je ferai un domaine
Où l'amour sera roi
Où l'amour sera loi
Où tu seras reine
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

Ne me quitte pas
Je t'inventerai
Des mots insensés
Que tu comprendras
Je te parlerai
De ces amants-là
Qui ont vu deux fois
Leurs cœurs s'embraser
Je te raconterai
L'histoire de ce roi
Mort de n'avoir pas
Pu te rencontrer
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

On a vu souvent
Rejaillir le feu
D'un ancien volcan
Qu'on croyait trop vieux
Il est paraît-il
Des terres brûlées
Donnant plus de blé
Qu'un meilleur avril
Et quand vient le soir
Pour qu'un ciel flamboie
Le rouge et le noir
Ne s'épousent-ils pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Je ne vais plus pleurer
Je ne vais plus parler
Je me cacherai là
A te regarder
Danser et sourire
Et à t'écouter
Chanter et puis rire
Laisse-moi devenir
L'ombre de ton ombre
L'ombre de ta main
L'ombre de ton chien
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas.


ترجمه ی انگلیسی:


Do not leave me now
We must just forget
Yes, we can forget
All that’s flown beyond
Let’s forget the time
The misunderstands
And the wasted time
To find out how
To forget these hours
Which sometimes kill
The blows of why,
A heart full of joy.
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now

I offer you
Pearls of rain
Coming from the lands
Where it never rains
I will cross the world
Till after my death
To cover your bosom
With gold and light
I will make a kingdom
where love will be king
Where love will be the law
Where you will be queen
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now

Do not leave me now,
Will invent for you
The insane words
That you’ll understand
And I will tell you
Of these lovers who
Were seen twice
With their hearts in blaze
I will say in detail
The story of this king
Dead, from having not
Encountered you.
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now

One often recalls
Flames light anew
From an old volcano
Thought to be too old.
It appears that
The scorched fields
Can give more corn
Than the best of springs.
And when evening comes
In this blazing sky
The red and the night
Marry nevermore.
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
I will cry no more
I will talk no more
Will hide somehow
Just to look at you
Dance and smile
And to hear you
Sing and then laugh
Let me be for you
The shadow of your shadow
The shadow of your hand
The shadow of your dog
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now
Do not leave me now

Translated from French into English by Zafiris Gourgouliatos, night of the full moon, April 2007.


" در نبود عشق آن چه باقی مانده است تنها تکرار تکرار است "

"آلبرت مرگ را بر می گزیند،چرا که مرگ بهتر از بی عشق ماندن است....،این مرگ در حقیقت مقاومت تمام عیار در مقابل زندگی کسر شده از عشق است "

دوست گرانمایه ام ،نوشته و تحلیل ات از محتوی این نمایش ... دیدن ادامه » بسیار فراتر و جذاب تر از تجربه ی شخصی من از تماشای این اجرای متوسط الحال و تقریبا آماتوری(به لحاظ اجرایی) -به زعم بنده البته-است... جهان اندیشه ای ات را به راستی دوست دارم ..درود بر وسعت دیدت و مهربانی و افتادگی نگاه ات
۰۳ مرداد ۱۳۹۵
"این خواب خواب از عشق و خواب تاریخی یک ملت است...کاردونا با لباس یک دست سفید خود،گویی تجسدی است از زمان مطلق...زمان ناب یا نقطه ی سفید بیداری..."

درود بر شما ،درود بر درک والا و اندیشه زیبایتان
۰۴ مرداد ۱۳۹۵
شمس
پرندیس گران قدر سپاس دوباره از لطفی که دارید...و نگاه قدر بخشی که با آن جهان را می بینید...سرانجام جستجو به دریافتی عجیب خواهد رسید...و از یافتی ورای آن چه هست سخن خواهد گفت...تاآن لحظه باید مستمر رفتن بودن و در انتظار رسیدن...مانند رسیدن میوه ها در مقصد شاخه...قصد ... دیدن ادامه » دانه در میوه پنهان است و سفر میوه در دانه تعبیه...

همیشه در فزونی یافت ها باشید...
۰۵ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرکدوم از ما ، به نوعی درجستجوی خوشبختی محکوم به از دست دادن میشیم ، ازدست دادن اطرافیانمون ، حسمون ، زندگی و یا حتی از دست دادن خود خوشبختی...!
"اگه به دنبال معنی زندگی باشی...، هیچوقت زندگی نمیکنی!"
این نمایش به مانند یک آینه ی بزرگ نشانگر زندگی خیلی از ما انسان هاست.
این برداشت و حس من از این نمایشه در حالی که مطمئنم هر کسی به نوبه خودش و به ذهنیت خودش از این شاهکار برداشت خودش رو داشته باشه...
پس خودتون رو محک بزنید...ببینیدش و برداشت خودتون رو همینجا به اشتراک بذارید تا قدرت این کار رو همینجا به چشم خودتون ببینید.
تأکیید میکنم...این یه شاهکاره
نوید آغاز، پرندیس و عاطفه آشوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این نمایش رو به تمامی هنر دوستان پیشنهاد میکنم
به عنوان کسی که در چند جلسه از تمرینات این گروه حضور داشتم باید عرض کنم این بچه ها واقعا کارشون رو بلدن
حتی جلسات تمرین رو هم زیبا بازی میکردن
نمایش ، تم خاصی داره و حس متفاوتی رو به تماشاچی القا میکنه
میری توی خاطراتی از کتاب ها و رمان های قدیمی اروپایی خوندی
یا فیلم ها و سریال هایی که در مورد اروپای نیمه قرن بیستم ساخته شده
سالهای بعد از جنگ جهانی دوم
در یک کلمه میتونم بگم شاهکاره
از دست ندید
وحید عمرانی و عارف این را خواندند
نوید آغاز و فربد کدخدایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اولین روز اجرا؛ استقبال پر شور از اجرای «الجزایر»

اولین اجرای عمومی نمایش «الجزایر» به کارگردانی میلاد فرج زاده شب گذشته در میان استقبال غافلگیرکننده تماشاگران آغاز شد.

به گزارش روابط عمومی؛ اولین اجرای عمومی نمایش «الجزایر» با حضور کیومرث مرادی در تالار مولوی افتتاح و در اولین اجرا با استقبال هنرمندان و تماشاگران مواجه شد.

براساس این گزارش، استقبال غافلگیرکننده تماشاگران از شب نخست اجرای نمایش «الجزایر» قابل توجه بود به صورتی که نزدیک به 100 نفر در تالار مولوی که با چینش برای این اجرا ظرفیتش 60صندلی است؛ به تماشای این اثر نشستند. همچنین مراسم آغازین اجرای عمومی شب اول نیز به شکلی نمادین برگزار و کیومرث مرادی سخنران این مراسم بود.

این اثر با مضمونى اجتماعى نمایش برگزیده هفته نخست جشنواره تئاتر دانشگاهی باران است و روایت کننده یک کارگر ساده است، که در سفری طولانی در جستجوی خوشبختی است.

به گزارش روابط عمومی؛ «الجزایر» از 29 تیر در تالار مولوی ساعت18 روی صحنه می رود.

در این نمایش که برداشتی آزاد از رُمان خوشـبخت مُردن نوشته ی آلبر کامو است؛ بهراد سلاح ورزی، مهین فاطمی، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج و میلاد فرج زاده به ایفای نقش می پردازند.

«الجزایر» اثر اجرا شده در سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در بخش به اضافه فجر است و در هفته نخست تئاتر دانشگاهی باران علاوه بر تقدیر در بخش کارگردانی و بازیگری مرد توانست عنوان بهترین نمایشنامه را به خود اختصاص دهد و به عنوان اثر برگزیده در این جشنواره معرفی شد.

نویسنده ... دیدن ادامه » و کارگردان: میلاد فرج زاده
مجری طرح و مدیر تولید: حسـیـن شاهـیـونـد

<<الجزایر>>
فربد کدخدایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کیومرث مرادی تهران را به مقصد "الجزایر" ترک می کند

مراسم آغازین نمایش «الجزایر» نوشته و کار «میلاد فرج‌زاده» فردا (بیست و نهم تیر) برگزار می‌شود.

به گزارش ایلنا، نمایش «الجزایر» فردا (سه‌شنبه) با حضور کیومرث مرادی در مرکز تئاتر مولوی افتتاح می‌شود.

کیومرث مرادی (مدرس و کارگردان شناخته شده تئا‌تر) به عنوان می‌ه‌مان ویژه زنگ افتتاح این نمایش را خواهد نواخت.

«الجزایر» که با برداشتی آزاد از رمان «خوشبخت مردن» اثر آلبر کامو نوشته شده در ارتباط با سرگذشت آلبرت، کارگر ساده بندر ماندولین است که ناخواسته مرتکب قتلی می‌شود و مابقی زندگی‌اش را در انزوا می‌گذراند.

بهراد سلاح ورزی، مهین فاطمی، امین صارمی، مونا کرمی، غزل میرزایی، محمدحسین سپنج و میلاد فرج‌زاده بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

مجری طرح و مدیر تولید این نمایش نیز، ... دیدن ادامه » حسیـن شاهیـونـد می باشد.

افتتاحیه این نمایش فردا ساعت ۱۷:۴۵ دقیقه و با حضور هنرمندان، اصحاب رسانه و دانشگاهیان در سالن انتظار مرکز تئا‌تر مولوی برگزار خواهد شد.
فربد کدخدایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش‌فروش بلیت‌های نمایش «الجزایر» با تخفیف آغاز شد

به گزارش روابط عمومی این نمایش، اجرای عمومی نمایش «الجزایر» به نویسندگی و کارگردانی میلاد فرج زاده از 29 تیرماه در تالار مولوی، شروع می‌شود و تا اواخر مرداد ماه اجرا خواهد شد. بلیت‌های چهار روز نخست این اجرا، با تخفیف ویژه در سایت تیوال به فروش می‌رسد.

«الجزایر» که پیش از این در دو اجرای بخش به اضافه جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفته درباره آلبرت، یک کارگر ساده ی بندر است که در سفری طولانی در جستجوی خوشبختی است.

لازم به ذکر است که علاقمندان می توانند از تخفیف ۵۰ درصدی فروش ۴ روز اول این نمایش استفاده کنند.

در این اثر نمایشی، امین صارمی، مهین فاطمی، بهراد سلاح ورزی، غزل میرزائی، مونا کرمی، محمد مرادی فر، محمد حسین سپنج به ایفای نقش می‌پردازند.
فربد کدخدایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت این نمایش روز دوشنبه ۲۸ تیرماه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می شود.
فربد کدخدایی این را خواند
نوید آغاز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید