تیوال نمایش خاندان چن چی
S3 : 16:14:01
امکان خرید پایان یافته
  ۲۴ شهریور تا ۲۳ مهر
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: آنتونن آرتو، پرسی بیشی شلی
: بهزاد قادری، شهرام نراقی
: امین سعدی
: علی کشوری، میثم جهانگیری، آرام نیک بین، نسیم ایمانی، محمد محمد زاده، شبیر رامتین، مصطفی برات‌پور، بهروزصیامی، نیما منصوری، رامک نوروزی، علی کاشمری، رزا ارجمندی
: امین سعدی

: شهرام نراقی
: عرفان سرهنگیان
: ایمان سرهنگیان
: مجید عابری
: علی تابع امام
: امین سعدی
: محمود صادقی
: مها دوستی
: الین سپهری
: امین حسن زاده
: مهدی محمدی
: متین کیمنش
: رکسانا دهری
: پریا سلمانی، فرزاد هدایت نوری
: خورشیدآزادی
: بهار کشاورزی
: محمود پورسالاری، عباس وزیری
: رسول شهبازی
: مونا نظری
: مهدی آزادبخت
: سحر خیراله
: بوتیگ خلاق آسوریگ
: آژانس تبلیغاتی روزگار نوین

بر اساس متنهای آنتونن آرتو و پرسی بیشی شلی

کنت چن چی در پی جنایتهای خود، دست به اقدامات جدید می‌زند.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش خاندان چن چی / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
ضمن تشکر از همه عوامل اجرای این نمایش جذاب،خواهشمندم اگر برایتان مقدور است اسامی همه بازیگران را با ذکر نام نقش اعلام نمائید . نه در سایت ونه در بروشور ایفاگر هر نقش مشخص نیست
باسپاس
دکتر شهرام خرازی ها/منتقد تئاتر
سلام و وقت بخیر خدمت شما و ممنون از وقتی که برای این نمایش صرف کردید.

علی کشوری در نقش چن چی؛
میثم جهانگیری در نقش کامیلو؛
آرام نیک بین در نقش لوکرشیا؛
نسیم ایمانی در نقش بئاتریچه؛
محمد محمدزاده در نقش اورسینو؛
شبیر رامتین: پرفورمر؛
مصطفی براتپور در نقش جیاکومو؛
بهروز ... دیدن ادامه » صیامی در نقش برناردو؛
نیما منصوری در نقش آندره آ؛
رامک نوروزی در نقش ندیمه؛
علی کاشمری در نقش قاتل؛
رزا ارجمندی در نقش روح.
۲۰ مهر
ممنون، با آرزوی موفقیت
۲۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای سانس ویژه نمایش خاندان چن چی برای هنرمندان:
شنبه، بیستم مهرماه، ساعت نوزده و سی.
حضور برای کلیه هنرمندان و مخاطبان تئاتر رایگان است.
ضمن تشکر از همراهی شما بزرگواران، لطفا به ساعت اجرای روز شنبه (19:30) دقت نمایید.
گروه تئاتر آمیتیس.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از مصاحبه روزنامه هفت صبح با امین سعدی، کارگردان نمایش خاندان چن چی
"امین سعدی" مدت هاست که در کسوت های مختلف تئاتری از جمله بازیگری، نویسندگی و کارگردانی فعال است. او سال پیش نمایش "دولوروسا" را بر صحنه داشته و امسال دست روی نمایشنامه ای از "آنتونن آرتو" گذاشته است. این کارگردان با نمایش جدید خود، "خاندان چن چی،" نشان می دهد آدمِ انتخاب های سخت است. سعدی با تغییرات مهم، نمایشنامه را به صحنه آورده است. از عمده ترینِ این تغییرات می توان به کوتاه شدن زمان نمایش اشاره کرد. کوتاه شدن زمان مستلزم بالا رفتن ریتم است که به خوبی در اثر رعایت شده. از دیگر تغییرات مهم، همسو شدن محتوای نمایشنامه با شرایط کشور است. متن اصلی دارای صحنه هایی است که امکان نمایش در تئاتر ایران را به دلیل محتوای اخلاقی ندارد. سعدی اما این صحنه های مهم را در جریان نمایش تغییر داده و با گرفتن مضمون اصلی، آنها را به شکلی قابل نمایش درآورده است. وی در اجرای این نمایشنامه، زمان و مکان را نیز حذف کرده و سعی نمونده آن را جهان شمول و فارغ از جغرافیای مشخصی به روی صحنه بیاورد.تصویرهای درخشان او دانست، تصاویری که همچون ریسمان، نمایش های این کارگردان را به هم متصل می کند. گفتگوی ما را با امین سعدی درباره خاندان چن چی در زیر می خوانید:


در خلاصه داستان نمایش چنین آمده است: «کنت چن چی در پی جنایت های خود، دست به اقداماتی جدید می زند». با توجه به خلاصه ی نمایشنامه، محور اصلی آن چیست؟ خشونت؟

داستان بر روی مذهب تاکید دارد و در مورد خشونتی حرف می زند که مذهب و قدرت در کنار هم، به انسان ها وارد می کنند. این موضوع برای ما تازه نیست و ما به ازاهای بیرونی آن را بسیار دیده ایم، اما برای به صحنه آوردنشان نیاز بود عرف و شرع حاکم را در نظر بگیریم و این محدودیت، کار را دشوارتر می کرد. در این نمایشنامه دو قطب قدرت و مذهب رو به روی هم قرار می گیرند. قدرت با رشوه دادن به کلیسا روی کثیف کاری هایش را می پوشاند و کلیسایی که خود کثیف شده است. این دو قطبی بودن داستان برای من جذابیت ویژه ای داشت.

نمایشنامه دو نویسنده دارد. شما برای اجرا بردن آن از کدام منبع استفاده کردید؟

"آنتونن آرتو" و "پرسی بیشی شلی" دو نویسنده این نمایشنامه، تفاوت زیادی در پرداخت به موضوع داشته اند. شلی بسیار متکی بر حرف بوده و صد و پنجاه صفحه دیالوگ نوشته است، برعکس آرتو که بسیار تصویری عمل کرده. در ابتدای تمرینات، از هر دوی این نمایشنامه ها استفاده کرده و سعی کردیم این دو را پا به پای هم جلو ببریم؛ اما به در بسته خوردیم. پس دنبال متن اصلی اثر گشتیم و بعد از مدت ها یک نسخه از آن را در یکی از دانشگاه های ایتالیا یافتیم. سپس آن را به فارسی ترجمه کرده و تازه آن وقت بود که نقاط تاریک ذهن مان روشن شد. در دو متن ابتدایی، بسیاری از صحنه ها گنگ بوده و ترجمه ی ناقصی داشت. با ترجمه متن اصلی تازه متوجه شدیم چه اتفاقی در ترجمه افتاده است. محدودیت های اخلاقی که در ترجمه وجود داشت، باعث شده بود بسیاری از صحنه ها از جمله صحنه ی مهمانی با ابهامی عجیب رو به رو شود. با خواندن متن اصلی و رفع شدن ابهام هایی که شکل گرفته بود، تصمیم گرفتم بیشتر روی تصاویر کار کرده و فضا را معتدل تر کنیم.

نمایش شما یک ساعت است، اما زمان نمایشنامه ی اصلی گویی بیش از این است. چقدر به نمایشنامه متعهد بودید؟

اگر قرار بود نمایشنامه اصلی را مو به مو اجرا کنیم به زمانی حدود صد دقیقه نیاز داشتیم اما زمان طولانی مخاطب را پس می زد. در نمایش به دیالوگ وفادار بودم اما به کلیت نمایشنامه خیر. به دلیل محدویت هایی که پیشتر ذکر شد، باید صحنه ها پس و پیش شده و برخی مفاهیم به صورت تصویر ارائه می شدند. نمایش همچنین باید زمان مناسبی می داشت. پس مجبور شدم ریتم را بالا برده و صحنه ها را تلفیق کنم. برخی صحنه ها را نیز حذف کردم تا گپ های نمایشنامه گرفته شود.

چرا ... دیدن ادامه » از مثلث استفاده کردید و سراغ دیگر اشکال هندسی نرفتید؟

مثلث خشونت است. دکور ترکیبی از هندسه های مختلف است و سعی شده در قالب این هندسه ها، حرف نمایش زده شود. اگر کسی به طراحی صحنه آشنا باشد، هندسه های نمایش برای وی جذاب تر خواهد بود. در کف صحنه، یک ذوزنقه نقش بسته که خود ترکیبی از مربع و مثلث است. مربع را می توان نماد چهار عنصر اصلی آب، باد، خاک و آتش دانست. مربع همچنین نمادی از چهار جهت جغرافیایی نیز می باشد که به نوبه خود لازمانی و لامکانی را نشان می دهد. سعی کردم تمام جهات را دیده و جهانی n بعدی را به تصویر بکشم. بی زمانی نیز با دایره ای در بک صحنه دیده می شود. دایره ای که نماد خورشید است.

سه راس مثلث در این نمایش، نماد چه عناصری هستند؟

با توجه به متن نمایشنامه، سه راس مثلث نمادهای آفرینش، مرگ و روابط جنسی می باشند. مثلث همچنین نمادی از دوران گوتیک است. اگر یک صفحه از کلیساهای زمان گوتیک ببرید، متوجه می شود که از آن یک مثلث در می آید. معماری گوتیک بسیار در طراحی نمایش خاندان چن چی تاثیرگذار بود.

در انتهای نمایش، شما قوانین تئاتر و نحوه ی ورود و خروج بازیگران را شکسته و چن چی را به بیرون از سالن تئاتر می فرستید. او پس از مرگ در سالن را باز می کند و از آن خارج می شود. هدف تان از برهم زدن قوانین تئاتری چه بود؟

چن چی را می کشند و خشونتش پخش می شود. او در را باز می کند و این خشونت را میان مردم واقعی می برد. در واقع با مرگ نه تنها خشونت از بین نمی رود بلکه میان مردم عادی بیشتر و بیشتر پخش کرده و گریبان آنها را بیشتر می گیرد. برای نمونه باید به شخصیت «صدام حسین» اشاره کنم. تمامی خشونت سرزمین عراق در این فرد جمع شده بود، اما آیا با مرگ او خشونت در عراق از بین رفت؟ خیر! بلکه بعد از او خشونت بیشتر و بیشتر پخش شد و هنوز هم از بین نرفته است.

با شنیدن اینکه قرار است نمایشنامه ای از آرتو روی صحنه برود، مخاطب توقع دارد خشونت معروف آرتو را روی صحنه ببیند، اما شما این خشونت را به شکلی که آرتو بیان می کند، نشان ندادید!

این نمایشنامه دست کارگردان را سر تمرین باز می گذارد. در تمرینات گمان می کردیم که آرتو هر روز با ما دعوا می کند و یکدیگر را می زنیم. حضور او در تمرینات ملموس بود. آرتو دو نمایشنامه بیشتر نداشت و بیست سال از عمرش را در تیمارستان بود. خودش نیز در اجرای این نمایشنامه موفق نبوده است. من خشونت را در این نمایشنامه به ذات شخصیت ها منتقل کردم و صحنه ی آخر را به میان مردم بردم.

خشونت شما با خشونت آرتو فرق دارد. جنس این خشونت، لطیف است. شما به جای پاشیدن خون روی صحنه، از تکه های قرمز پارچه استفاده کردید، پارچه ای که حتی از فاصله دور هم جنس لطیف آن حس می شود. به عبارت دیگر خشونت شما، خشونتی شاعرانه است.

این شاعرانگی باید باشد، به این خاطر که زندگی همین است، زندگی احساسی است که خفه شده.

مخاطبانی که هر دو نمایش اخیر شما یعنی «دولوروسا» و «خاندان چن چی» را دیده اند، به راحتی می توانند امضای کارگردان را در پای کارش مشاهده کنند. این امضا شامل تصاویری می شود که با تغییر در جزئیات در هر دو نمایش تکرار شده است.

همان طور که اشاره کردید عمدی در به جای گذاشتن ردپای خودم در نمایش هایم داشته ام. «دولوروسا» و «خاندان چن چی» دو گانه از سه گانه ای هستند که قصد داشتم کار کنم. نمایش هایی که موضوعات اجتماعی را با نقابی سیاسی بررسی می کنند. سعی کردم تصویری کار کنم و با تصویر حرفم را در ذهن مخاطب ثبت نمایم. در نمایش هایم تاکید مهمی بر روی مردم و اجتماع دارم. مردمی که نباید لا به لای مذهب و قدرت گم شوند.

گانه ی سوم این سه گانه چه خواهد بود؟

تنها چیزی که می دانم این است که کار بعدی کاملا بی دیالوگ و مبتنی بر فرم خواهد بود. شاید هم کمدی باشد، هنوز تصمیم نگرفته ام. این احتمال هم وجود دارد که «شیطان و خدا» از «ژان پل سارتر» را کار کنم.

و حرف پایانی؟

حمایت، همین!
امین سعدی و میترا این را خواندند
آرام نیک بین، محمدرضا موسی پور بالغ و حسین تاجیک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش با قدرت تمام آغاز شد. صحنه های آغازین به شدت گیرا بودند. به خصوص صحنه های فرمیک. علی کشوری فوق العاده عالی بود.
اما از میانه ی اجرا (صحنه ی مهمانی) اثر تا اندازه ی زیادی ریتم آغازینش را از دست داد. عوامل مختلفی در این امر مؤثر بودند. لِوِل کلی موسیقی کمی بالا بود و دیالوگ ها را مخدوش می کرد. مهم تر از همه، شخصیت اصلی (چن چی) که محور اصلی داستان بود به ناگاه وزن ابتدایی خود را از دست میداد. صحنه ی پایانی عمیقاً ناامیدکننده بود: چن چی که می بایست حضور همه جا حاضر داستان می بود، تنها در دیالوگ پایانی دخترش (که از ترسش برای مواجهه ی دوباره با او پس از مرگ می گفت) حضور کمرنگی می یابد. متن آرتو را نخوانده ام، اما به نظر می رسد که تأکید در متن بر بالادست قرار گرفتن کلیسا (حتی بالاتر از چن چی خونریز) باشد. اگر چنین باشد، چنین نکته ای تا اندازه ای در تقابل با ... دیدن ادامه » وزن محوریِ شخصیت چن چی قرار می گیرد. اجرا به شدت متکی بر شخصیت چن چی است و کلیسا در حاشیه قرار دارد، اما گویا متن قصد دارد وزنه ی اصلی را به کلیسا بدهد. این دو باهم نمیخواند.
با تمام این اوصاف، در مجموع اجرای بسیار خوبی بود.
سپاس از همراهی شما دوست گرامی.
۱۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت نمایش خاندان چن چی هم اکنون با تخفیف های زیر در تیوال در حال انجام است:
- 20% (بیست درصد) تخفیف عمومی برای امروز دوشنبه (پانزدهم مهرماه) و فردا سه شنبه (شانزدهم مهرماه)؛
- 30% (سی درصد) تخفیف عمومی برای روزهای چهارشنبه (هفدهم مهرماه)، پنج شنبه (هجدهم مهرماه) و جمعه (نوزدهم مهرماه)؛
- 50% (پنجاه درصد) تخفیف ویژه برای تیوال پلاسی ها؛

گروه تئاتر آمیتیس.
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران تئاتر: "حرص، طمع، آز، شهوت و زیاده خواهی از زمان خلقت عامل هر جنگی و سبب نابودی آدمها بوده است. در متن آنتون آرتور این تم های نام آشنای بشری دستمایه شکل گیری درامی بودند که کارگردان جوانش با شناخت و احاطه کامل روی متن با ساده فهم کردن این متن سنگین نمایشی در قالب سورئالیستی موفق و روان را روی صحنه اجرا کرده است."
متن کامل گفتگوی ایران تئاتر با امین سعدی، کارگردان خاندان چن چی در پیوند زیر:

https://theater.ir/fa/125966/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی متن ها از صفحه کتاب جدا می شوند و شکل واقعی میگیرن خواندان چن چی تا قبل از این نمایش برای بیننده قطعا یک نوشته بود بعد این نمایش به خوبی میشود شکل بازیگران را به وضوح و صدا و حرکات آن را دید که این جز ذهن خلاق کارگردان اثر نبود . بازیگران به خوبی توانسته بودن خلاقیت کارگردان و نمایش را به اجرا در بیارند
و اما جزئیات
دکور صحنه : به سادگی بود و چیز جذابی نداشت و این خود سوال برانگیز بود که در ادامه علت آن معلوم میشد کارگردان صحنه به خوبی توانسته بود با سادگی ذهن مخاطب را معطوف به بازیگری بازیگران کند که با حرکات موذون خود مخاطب را جذب می کردن
موسیقی: در خلل بازی بازیگران موسیقی وحم برانگیز که خود به تنهائی بیننده را در بیشتر حس تئاتر فرو میبرد که انتخاب بسی مشکل بوده زیرا به خوبی بر روی نمایش نشسته بود انگار برای این اثر این موسیقی نوشته ... دیدن ادامه » شده بود
لباس: کمی دور تر از نمایش بود و بزرگترین نقطه ضعف نمایش بود که بازیگران باز با بازی خود این ضعف را خوب پوشش میدادن
نور: اعجاب و معجزه این تئاتر نور پردازی آن بود تاریکی و روشنائی صحنه و میشد گفت بازیگران هر کدام به تنهائی نور پرداز نیز بودن که شکوه و عظمت یک اجرای فوق العاده را به نمایش گذاشتن
و در اخر میشد گفت انگار بازیگران با نخ های نامرئی به دستان کارگردان اثر وصل بودن و گوئی او بازیگران را به حرکت در می آورد و این چیزی نبود جز نشست خوب بازیگران با ذهن خلاق کارگردان اثر
اگر هر مخاطب عام و خاص تئاتر بخواهد یک ئیاتر جذاب و هنری با حرکات بدنی زیبا و در کنارش در تاریکی که خود بسیار جذاب است این نمایش را از دست ندهد به امید دیدن نمایشهای این چنینی بیشتر
ممنون از همراهی شما دوست گرامی.
۱۳ مهر
واقعیت را باید گفت ممنون از شما و گروه
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب مجدد به تماشای این اجرا نشستم و واقعا از اون لذت بردم. همه چیز بنظرم خوب بودند و چیزی که قابل بیانه، تغییر قابل ملاحظه و مثبت اجرای نمایش در قیاس با اجرایی هست که دفعه پیش دیدم. نورپردازی بسیار بهتر شده بود. صحنه استفاده از لباس کشسان قرمز چن چی که کامل نور گرفته شد در قیاس با دفعه پیشین بسیار بهتر شده بود. و یا دیگر صحنه ها که آمد و رفت نور، بسیار بهتر شده بودند. صدای سالن خیلی بهتر بود.
یک تغییر آشکار در صحنه پایانی بود. اجرای پیشین صحنه پایانی که خاندان گویا دستگیر شده بودند تشخیص صدای بازیگران کمی دشوار بود که چه کسی در حال صحبت کردن هست، اما تغییری که دیشب دیدم جالب بود و دیالوگ ها راحت تر شنیده می شدند. بطور کلی بازیگران در قیاس با اجرای پیشین بیشتر در حس فرو رفته بودند که دیدن نمایش را دلچسب تر کرده بود اما بنظرم هنوز برای این کار جای کار ... دیدن ادامه » وجود دارد. نقش چن چی تلاش کرده بود وضوح بیشتری در دیالوگ هایش داشته باشد که در قیاس با اجرای قبلی بسیار بهتر بود. بنظرم می شود بازیگران روی دیالوگ هایشان بیشتر تمرکز کنند؛ ظاهر کار دیالوگ های مبتنی بر گفتمان روزمره هست اما بعضا برخی کلماتی استفاده می شه که کاملاً کلاسیک هست. شاید بهتر باشه روی این موضوع هم کار بشه. در پایان، نکته ای که بنظرم مطلوب هست و دوست دارم در مورد اون صحبت کنم این هست که علیرغم تعدد تغییر صحنه، ریتم کار تغییر خاصی نمی کنه که این ناشی از تسلط بازیگران و عوامل روی کار هست.
موفق باشید دوستان.

جناب آقای زارع، ممنون از وقتی که برای دیدن بار دوم این نمایش صرف، و نقدی که متعاقبا در اینجا برای اون درج کردید.
۱۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت نمایش خاندان چن چی با ساعت اجرای جدید هم اکنون با 20% (بیست درصد) تخفیف عمومی "برای روزهای مشخص شده در تیوال" در حال انجام است.
سپاس از همراهی شما، گروه تئاتر آمیتیس.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید خدمت تمامی عوامل این نمایش زیبا. نمایش بسیار خوبی بود و دیدنش رو به همه توصیه میکنم.از نقاط قوت نمایش موسیقی فوق العاده در سراسر نمایش و نورپردازی فوق العاده اون بود.
بازی هنرپیشه ها در یک سطح نبود. چن چی و همسرش بازی فوق العاده ای انجام داده بودن.
وجود کشیش ها در اون برهه زمانی که داستان روایت میشد منطقی بود ولی یجورایی برای من وصله ناجور نمایش بودن و در تناقض با رمانتیسمی بودن که در بقیه اجرا وجود داشت.
در نهایت کار کار بسیار خوبی بود. کلی روش کار شده بود و حتما توصیه میکنم دیدنش رو به همه دوستان.
این نمایشنامه یکی از مفاخر فرهنگی غرب محسوب میشه که در سال 1819 در انگلیس نوشته شده.

این اجرا اما نمایشی متفاوت و جذاب. سرشار از فرم، حرکت، موسیقی، نور... که بر اساس برداشتی ازاد توسط اتونین ارتو، نویسنده ی فرانسوی در سال ۱۹۳۵ در سبک سوریال نگارش شده. به عبارتی حدود ۱۰ سال پس از بوجود امدن مکتب سوریال.

تغییرات و حذفیات فراوانی نسبت به متن اصلی اتفاق افتاده ولی به نظرم منظور نویسنده که داستان رو بر اساس اتفاقات واقعی نوشته، به طور جذاب و بی رحمی بیان شده.

فرم های استفاده شده جذاب بود. چه در دکور و چه روی بدن بازیگران.

موسیقی های حماسی(اپیک) انتخاب شده بسیار با فضای کار همخوان بود. و به نظرم اومد نوفل لوشاتو ارتقای خوبی به سیستم صوتی سالن داده، دست مریزاد.

صداسازی لوکریشیا، بسیار جذاب و تحسین برانگیز بود. براوو... براوو... براوو...

نوع استفاده از نورپردازی خیلی لذت بخش بود. هم نورپردازی ثابت و هم نورپردازی توسط بازیگران. بسیار جذاب.
یکی دیگر از نکات جذاب، تغییر رنگ فرم های مثلثی که جایی کاملا طلایی و جایی تماما نقره ای بود. ضمن اینکه با وجود بزرگ بودن فرمها، شدت نور در تمام قسمت ها یکسان به چشم می رسید.
ظرافت های زیادی در نور بود که بیانشون زمان زیادی می طلبه. براوو...

دکور ... دیدن ادامه » بسیار جذاب
دایره ی موجود در دکور در وهله ی اول من رو به یاد کنسرت های پینک فلوید انداخت. در حین نمایش هم نورپردازی این فرم گاهی از جلو و گاهی هم از پشت. گاهی حضور بازیگر جلوی ان و گاهی فقط سیلوت بازیگر از پشت پرده دیده می شد. عالی بود

نمایش حالات و احساسات بازیگران با استفاده از پارچه ی قرمز بسیار دلپذیر بود. و به نظر من جذاب ترین قسمت استفاده از پارچه، لحظه قتل اقای چن چی بود. عالی
طراحی لباس خیلی با فضای نمایش هماهنگ بود.

هماهنگی اکت ها، نور و موسیقی در جای جای نمایش شگفت انگیز بود.

چند نکته ای هم باید از ضعف های کار بگم. امیدوارم باعث تکمیل تر شدن نمایش بشه تا در اجراهای بعدی، کار قوی تری رو به تماشا بشینیم.

به نظرم مشکل بشه گفت سبک کار فقط سوریاله... فضای تیاتر برای خیلی از تماشاگران در ژانر وحشت قرار می گرفت که به حق هم بود. این از بازخوردهایی که از جای جای سالن شنیده می شد هم مشخص بود. فضای کار به طرز عجیبی من رو به یاد فیلم هبوط احمدرضا معتمدی می انداخت.

در قسمت هایی، بیان بازیگران کمی ضعیف می شد که باعث از دست رفتن قسمتی از نمایش می شد. بیشتر هم در انتهای جملات اتفاق می افتاد. مطمینا راهکار دشواری نداره.

کمی هم با ترجمه کار مشکل داشتم. برای مثال “می خوام در تنهایی بلرزم” و چند جای دیگر. به نظرم بهتر از این می شد منظور رو رسوند.

کمی تمرین بیشتر، کار رو پخته تر و جذاب تر می کرد.

در مجموع از کار بسیار لذت بردم.
ممنون از عصر دلچسب از تیاتری که برامون ساختید.


دیشب به تماشای این نمایش نشستم و لازم دیدم نکاتی را از هر دو نظر مثبت و منفی برای رفع ایرادات و افزایش توانایی ها متذکر شوم. اولا از آنجا که در تیوال از این نمایش به سبک سورئال اجتماعی یاد شده است باید بگویم نمایش خاندان چن چی به کارگردانی جناب سعدی اثری رئال و جادویی است که بهتر است از این نمایش به عنوان «رئالیسم جادویی» یاد شود تا سورئال اجتماعی, چراکه تفاوت این دو سبک زمین تا آسمان است و نیاز به توضیح بیشتر نیست. خاندان چن چی نمایشی افسار گسیخته ای است که به تدریج رام میشود و این مهم مدیون کارگردانی آقای سعدی و بازی روی ریتم بازیگران است و البته که متن نمایشنامه شایسته چنین ریتمی است و باید آفرین گفت به کارگردان و بازیگران بابت حفظ این ریتم در مدت زمان یک ساعت اجرا. دوما وجود صحنه هایی بدون دیالوگ در ابتدای کار که مدت حدودی یک ربع از نمایش را شامل ... دیدن ادامه » میشد احتمالا برای افزایش تاثیر پذیری سبک بر مخاطب بود که به نظر شخصی من اگر این صحنه ها به صورت پراکنده در اجرا قرار داده میشد مخاطب راحت تر با سبک ارتباط برقرار می کرد چراکه شروع با ضربآهنگ شدید بستگی زیادی به نوع اجرا و نمایش نیز خواهد داشت که به نظرم برای این نمایش جواب نمی دهد. سوما استواری این نمایش به قدر زیادی به متن وابسته است و از آنجایی که تعدادی از بازیگران از جمله آقای کشوری بازیگر چن چی (که با حرکات بینظیر بدنشان و اکت قوی خود, من را مجذوب کردند) در ادای جملات سریع و شتابزده عمل میکردند و آن صلابت موجود در نمایشنامه دیگر به دل مخاطب نفوذ نمی کرد. چهارما دختری است که توسط پدرش مورد تعرض قرار گرفت, بر همگان واضح و مبرهن است که چنین دختری توانایی فریاد زدن های قوی و دفاع از حق و حقوق خود را درست در صحنه ی پس از تعرض ندارد, این ذات انسان است که پس از بوجود آمدن چنین مسئله ای آن هم به این بزرگی (زنای با محارم) شخص در لاک دفاعی خود فرو می رود و گوشه گیر میشود نه اینکه این مسئله را در دربار جار بزند و حتی جلوی مادرش به معشوق خود هم به راحتی بگوید که چه بر سرش آمده است. شخصا موردی را که خیلی پسندیدم و دوست داشتم پس از صحنه قتل بود زمانی که چن چی از سالن خارج میشد و درود و آفرین میگویم بر ذهن خلاق کسی که چنین ایده بکری را برای این صحنه داده است. در آخر اینکه برای من ثابت شد آقای سعدی کارگردانی جوان و ریسک پذیری جسور است که خوب کارش را بلد است و مثال آن جمع کردن گروه بازیگری به این قدرت و در آوردن اجرایی به این خوبی است. تبریک میگویم به تک تک عوامل این تئاتر و اینکه نگران نباشید چراکه از پس زحمات تمرین شش ماهه, خوب بر آمدید.
فلسفه های موجود در سوررئالیسم:
فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است.
فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است.
فلسفه اجتماعی که می‌خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.
فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد ... دیدن ادامه » و می‌خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد، در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمی‌پذیرد. در اصل از مواد مرام نامهٔ این مکتب به خوبی می‌توان دریافت که بنیان‌گذاران این مکتب در اندیشهٔ رهایی از هر نوع اسارتند و هدف آن‌ها در وهلهٔ اوّل پاشیدن آبی بر جنگ بوده‌است.
شاید نمایش خاندان چن چی در جستارهای دیگر و قالبهای دیگر بگنجد و آنهم بدلیل نزدیکی فراواقع گرایی و واقعیت حاکم بر نمایش و جامعه ی نمایش ماست، اما متد و شیوه ی اجرایی ما بر اساس اصول گفته شده در بالا و در قالب سبک سوررئال پایه ریزی شده...
موفق باشید...
۳۱ شهریور
چه خوب میشد اگه اسپویل نمیکردید
۰۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی قانون و عدالت بهت پشت میکنه
بهتره تو هم به اونا پشت کنی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استبداد اسمیِ که ضعیف ها رویِ قدرت میزارن!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم. من زیاد نمایش می بینم ولی چندان نقد نمی کنم. جزو معدود کارهایی هست که دوست دارم وقت بذارم و در مورد اون نقدی در اینجا بنویسم.
نمایشنامه این اثر رو سالها پیش خونده بودم. وقتی متوجه شدم اثر آنتونن آرتو می خواد کارگردانی شه، برام خیلی جالب بود و دوست داشتم نحوه کارگردانی اون رو ببینم. نکات مهمی قابل ذکر هستند که اونها رو در دو دسته خوب و بد تقسیم بندی می کنم.
خوب های کار: با توجه به محدودیت های موجود در عرصه نمایش ما، میزانسن خوب به نظر می رسید. وهم کار خیلی خوب بود و بدون اغراق در برخی قسمت های کار مقداری از وهم اون تحت تأثیر قرار گرفته بودم که نشان از توانایی خوب بازیگران و کارگردانی اثر بود. صحنه ای که چنچی خوی حیوانی خودشو داشت نشون می داد و داخل یک لباس قرمز رنگ بود و (مطمئن نیستم بئاتریچه بود یا لوکرشیا کنار اون) به همراه موسیقی، ... دیدن ادامه » نور و صداهای محیطی و عربده و توامان ناله های دو بازیگر واقعا وهم انگیز کرده بود صحنه رو. المان هایی که در صحنه صحبت نماینده پاپ با فرزند چن چی استفاده شده بود از همین دست مسایل وهم انگیر بود. یا صحنه ای که اهریمن و شیطانک ها، بازیگر بدون سر رو دورادور محاط کرده بودن به نظرم تأثیرگذار بود. اگر اشتباه نکنم، اهریمن و شیطانک ها به نقش ها اضافه شده بودن و داخل نمایشنامه آرتو نیست، (البته حضور ذهن ندارم، شاید بنده اشتباه کرده باشم) ولی پرفورمنس خیلی خوبی داشتن. اهریمن بدون نقاب خیلی حرکات خوبی داشت و شیطانک ها که ماسک زده بودن هم در افزایش وهم کار خوب به نظر می رسیدن. همه اینها به کنار، صدای تأثیرگذار بازیگران بسیار کار رو "خوش اثر" کرده بنظرم. ویرایش کار در برخی شخصیت ها خوب بود و برخی چندان مناسب نبود که خوب ها رو در اینجا می گم. خاطرم هست در نمایشنامه دو قاتل وجود داشت اما در اجرا یک قاتل بود. اینکه دو تا قاتل رو به یک قاتل تبدیل کرده بودن تمرکز روی قاتل رو بیشتر کرده بود و بنظرم خوب بود. اضافه کردن همان اهریمن (تا جایی که حضور ذهن دارم در خود نمایشنامه وجود نداشت) و ویرایشاتی که روی غلام و نوچه چن چی صورت گرفته بود خیلی خوب بود. پرفورمنس خیلی خوبی هم داشت اون بازیگر. کلا بازیگران پرفورمنس خوبی داشتند. برخی صحنه ها باعث می شدن مرتب چشم رو از راست به چپ سالن و بالعکس عوض کنی تا همزمان پرفورمنس همه رو زیر نظر بگیری تا چیزی رو از دست ندی که این موضوع توانایی بازیگران کار رو نشون می ده و من واقعا از اون لذت بردم.

نکات بد: صحنه عیش چن چی ریتم نمایش خیلی بالا بود که البته این خودش مناسبه ولی همین که مرتب باید چشمو از این طرف صحنه به اون طرف صحنه تکون بدی تا چیزی رو از دست ندی مقداری نامناسبه. بنظرم کارگردان اجازه و زمان بیشتری به بازیگران می داد بهتر بود. نورپردازی و موسیقی خوب بود اما می تونست بهتر باشه. ضعف سالن در پخش موسیقی فکر کنم مطلوبیت کار رو پایین آورده بود. البته کارگردان محترم انتهای نمایش اشاره کردن مشکلاتی ناخواسته قبل از اجرای نمایش برای صحنه بوجود آمده و اینکه بخاطر همون مسایل مجدد دعوت کردن برای دیدن نمایش واقعا به دلم نشست و این رو ناشی از شعور بالای اجتماعی یک آدم فرهنگی می دونم.

از بیست به این اجرا نوزده و هفتاد و پنج می دم و واقعا لذت بردم؛ توصیه می کنم این کار رو ببینید.
ممنون از نظرتون، برای من خیلی سودمند بود، چون این سالن کیفیت بسیار پایینی داره و خیلی کنجکاو بودم که مطمین بشم خود نمایش آیا ارزشمند هست یا نه.
۲۷ شهریور
آقای مهدی ایمان زاده دوست عزیز ، دیدن نقد بسیار طولانی و تحسین آمیزتون از این کار ، باعث شد پروفایلتون رو ببینم و چیزی که برام عجیب بود هیچ نقد و کامنتی هرچند کوتاه راجع به هیچ نمایش دیگری غیر از نمایش خاندان چن چی ننوشته بودید. همچنین سری به امتیازهایی ... دیدن ادامه » که به نمایشها داده بودید زدم، جالب بود که """فقط به نمایش خاندان چن چی و دلوروسا امتیاز داده بود که نکته جالبتر اینجا بود که هر دو این نمایشهایی که بهشون امتیاز داده بودید، کار یک کارگردان بود!!!!!!! """ بسیار تعجب آور و نیازمند فکره که شما که حتی بعد از تماشای نمایشهای بسیار زیادی که فرمودید تا به امروز دیدید، چطور حتی به هیچکدوم از اونها امتیازدهی نکرده بودید؟!؟! ولی برای تئاتر خاندان چن چی چنین نقد بلند بالا و تحسین آمیزی نوشتید...
۰۴ مهر
ممنون آقای مهدی
۰۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی امین سعدی و بازی علی کشوری، میثم جهانگیری، آرام نیک بین، نسیم ایمانی، محمد محمد زاده، شبیر رامتین، مصطفی برات‌پور، بهروزصیامی، نیما منصوری، رامک نوروزی، علی کاشمری، رزا ارجمندی با تخفیف روزهای نخست از یکشنبه ۲۴ تا سه‌شنبه ۲۶ شهریورماه آغاز شد.
محمد مهدی رودگر این را خواند
امین سعدی این را دوست دارد
نورپردازی متناسب با دیالوگ ها و فرم بدن بازیگران
استفاده از آهنگ و صداها در انتقال مفاهیم از نقاط قوت این نمایش بود.
بازیگران بازی های خلاقانه ای داشتند طراحی صحنه خوبی هم داشت صحنه پایانی نمایش به نظرم بعضی بازی ها ضعیف تر بودن
۰۵ مهر
لیلیکا کاهانی عزیز، چقدر جالب که سه روز پیش که عضو تیوال شدید، همون روز هم اینجا کامنت نقد مثبت و تمجید و ستایش نوشتید
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید