تیوال نمایش کامنت
S3 : 06:49:51
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: بهار کاتوزی، محمد منعم
: یوسف باپیری
: (به ترتیب حروف الفبا) بهرام افشاری، ستاره پسیانی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی، نوید محمدزاده

: محمد قدس
: پیمان قاسم‌زاده
: سمانه حسینی
: علی صفری
: علی شهبازی
: آرمان کوچکی
: مهدی آشنا

گروه کارگردانی
: دکتر فرهاد مهندس‌پور
: اشکان خیل‌نژاد
: رها جهانشاهی
: داود ونداده
: پریا وزیری

گروه تبلیغات
: گروه تیاتر تازه
: روح الله زندی فرد
: علیرضا حسینی
: سعید روستایی

کاری از گروه تیاتر تازه

خرید بلیت دیگر صندلی‌ها در سایت: www.gisheh.net

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی نمایش کامنت / عکاس: سارا نوروزی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش کامنت (سری دوم) / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش کامنت (سری نخست) / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش کامنت / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بهم گفت مث اینکه هوس اسید کردی دافی
در بطری آب معدنی رو باز کرد ، اگه اون لحظه مغزم کار میکرد می فهمیدم نمی تونه توش اسید باشه ؛
دویدم ، دوید لبه شالم و گرفت کشید ، یه چیزی سردی خورد تو صورتم ، یهو یه دردی پیچید تو شکمم ، اومد بالا تا قفسه سینه ام ، تکیه دادم به دیوار پشتم ...

من خوشبختانه قربانی اسیدپاشی نشدم ، ولی تو سن 28 سالگی سکته کردم
یک ماه بیشتره کار رو دیدم ولی هنوز اینا تو ذهنم میچرخه
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
بابا من نمی زنم تو گوش این
:)
۰۱ خرداد ۱۳۹۴
من بگم؟
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من کیم؟
هوتن.
اون کیه؟
تست هوشه. بهار.
اون که ریش و پشم نداره کیه؟
در یک کلام کامنت مساوی با حرفهای بازیگران از ته دل با مخاطب عام و خاص. ممنون از تمامی عوامل و خسته نباشی به این گروه خوب.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامنتی بر نمایش «کامنت»: خوب بود... لذت بردیم...
احسان زیورعالم


تئاتر مستند، گونه تئاتری نسبتاً مهجوری در ایران است، تئاتری که به زعم مورخان تئاتر با «مرگ دانتون» بوخنر از فضای هنری قرن نوزدهم سر برآورد تا در قرن بیستم موجب شکوفایی چهره¬های شاخصی چون پیسکاتور، برشت و وایس را فراهم کند. تئاتر مستند را می¬توان یکی از مناقشه¬آمیزترین گونه¬های تئاتری دانست که همواره محل جدل میان نظریه-پردازان تئاتری بوده است.
یوسف باپیری با بیان این مساله که «کامنت»، تازه¬ترین اثرش به گونه¬ای تئاتر مستند به حساب می¬آید، جرقه¬ای را روشن می¬کند تا درباره تئاتر مستند و وجوه آن در اثر باپیری صحبت کنیم. اگر بخواهیم خلاصه¬ای از آنچه در «کامنت» می¬بینیم را ذکر کنیم، به مجموعه¬ای از جملات مبهم دست خواهیم یافت. چند بازیگر در حال تمرین نمایشی هستند که در آن داستان قتل ... دیدن ادامه » دختری به دست یک پسر و سکته کردن دختری در خیابان از هراس پاشیده شدن اسید را نقل می¬کنند. اما این گروه نمایشی به نحوی در روابط میان خود درگیری دارند. ولی این متن خلاصه به هیچ عنوان تصویری از این نمایش به حساب نمی¬آید و علت آن فرم اجرایی است که باپیری برای نمایش خود انتخاب کرده است.
نگاه فرم¬گرای باپیری بعلاوه تاکیدش بر گرایش به تئاتر مستند را باید در آرای آتیلیو فاوورینی جستجو کرد. این استاد تئاتر دانشگاه پیتزبورگ با تاکید بر اهمیت فرم در تئاتر مستند بر این باور است که ”ویژگی اساسی فرم در تئاتر مستند اعتماد کامل به واقعیت¬هاست تا رخدادهایی موهوم موجود در مدارک تاریخی ثبت شده.“ فرم همان چیزی است که در نمایش «کامنت» خودنمایی می¬کند؛ ولی سوال این است که «کامنت» قرار است چه چیزی را مستندوار بازگو کند و انتخاب چنین فرمی برای این نمایش می¬تواند در راستای آرای فاورینی اعتماد به واقعیت باشد؟
پاسخ به این دو سوال برای مخاطب این نمایش کمی مبهم و سخت خواهد بود. چرا که در ساده¬ترین تعریف از تئاتر مستند با عبارت «نزدیک شدن به تاریخ آن گونه که واقعاً رخ داده است» مواجه می¬شویم. این همان تصویری است که عموماً مخاطب تئاتر از تئاتر مستند می¬داند. «مرگ دانتون» به عنوان اولین نمونه کامل یک تئاتر مستند به شدت وابسته به مستنداتی است که بوخنر مطالعه کرده بود. حجم عمده دیالوگ¬های، همان کلمات و جملاتی است که از زبان شخصیت-های در کالبد حقیقی¬شان بر زبان رانده شده بود. اما در «کامنت» چه واقعیت تاریخی در حال نقل شدن است؟ جواب این سوال به شدت دوپهلوست؛ چرا که هم می¬توان برای آن واقعیتی تاریخی در نظر گرفت و هم می¬توان منکرش شد. از این منظر می¬توان آن را رد کرد که در «کامنت» مخاطب با هیچ واقعه تاریخی – به آن معنا که در ذهن مخاطب حک شده است – مواجه نمی¬شود؛ بلکه نقل دو داستان نسبتاً جنایی – روانکاوانه را می¬شنود – حتی آن را تماشا نمی¬کند. اما اگر از این منظر به این «کامنت» نگاه کنیم که در زمانه¬ای روی صحنه می¬رود که در یک سو مساله اسیدپاشی یک دغدغه عمومی در ایران به حساب می¬آید و در سوی دیگر با افزایش جرم و جنایت در میان نسل جوان دست و پنجه نرم¬ می¬کنیم، وضعیت کمی متفاوت می¬شود. در این صورت «کامنت» تبدیل به «شوک» تئاتری می¬شود.
برخورد با «کامنت» با این تعاریف یک انحراف از واقعیتی است که روی صحنه جاری است و حتی بیان مطلب فوق ذهن را درگیر این ابهام می¬سازد که هر اثری با رگه¬های جنایی – روانکاوانه می¬تواند تئاتر مستند باشد، موضوعی که در بیشتر نمایشنامه¬های به نگارش درآمده جاری و ساری است. پس می¬توان به این نتیجه نیز رسید که «کامنت» یک تئاتر مستند نیست؛ چرا که هیچ ما به ازای بیرونی منحصر به فردی برای دو داستان نقل شده، به شکل مستقیم به مخاطب ارائه نمی-شود؛ مقایسه کنید با نمایشنامه¬ای چون مورد جی. رابرت اوپنهایمر که در آن یک واقعه تاریخی شناخته شده برای عموم مردم – انفجار بمب¬های اتمی در ژاپن – دستمایه اثر قرار می¬گیرد. حتی می¬توان این دو داستان را در حد دو مونولوگ در قالب یک معضل اجتماعی به حساب آوریم.
اما «کامنت» باپیری وجه دیگری نیز در خود دارد و آن هم ما وقعی است که میان بازیگران رخ می¬دهد؛ گویی زندگی واقعی آن نیز بر کلیت اثر تاثیر می¬گذارد. اولین نشانگانی که برای این مساله انتخاب می¬شود، نام¬هایی است که هویت واقعی بازیگران را آشکار می¬کند. گویی قرار است آنان خود را بازی کنند. از این منظر شاید بتوان «کامنت» را یک تئاتر مستند خواند. ولی باز هیچ ما به ازایی یافت نمی¬شود که دال بر واقعه¬ای از زندگی بازیگران خارج از چارچوب روایت باشد. حتی واکنش نهایی چند تن از بازیگران در انتهای هر پرده که رازی از زندگی را فاش می¬کند، تنها در حد خطوطی از نمایشنامه باقی می¬مانند نه یک خوداعتراف.
پس درک این مطلب که چرا باید کامنت یک تئاتر مستند باشد موضوعی مبهم و الکن است. البته به قول رابرت لیچ، نویسنده کتاب «چگونه یک نمایشنامه مستند بنویسید» ”درست همانطور که هیچ تعریف مسلم و قاطعانه¬ای درمورد تئاتر نمی¬توان داشت... مثلاً اینکه آیا تئاتر باله است؟ آیا نمایش¬های خیابانی تئاتر هستند؟ به همین دلیل نمی¬توان تعریف مسلم و قاطعانه¬ای برای نمایش مستند ارائه داد.“ ولی می¬توان برای «کامنت» به تعریف مسلمی نزدیک شد. «کامنت» از نظر نگارنده یک بازی است و این بازی دال بر نوعی خودآگاهی است که در کلیت اثر متبلور می¬شود. این خودآگاهی نیز به شدت برشتی است – که از قضا یک چهره¬های تئاتر مستند به حساب می¬آید. برشتی بودن نمایش «کامنت» زمانی برجسته می¬شود که فرم انتخابی آن تبدیل به قواعدی می¬شود که مخاطب در طول اثر آن را فرامی¬گیرد و البته قرار است در این بازی نیز شرکت کند. اشاره من به صحنه¬ای که مهمانان را روی صندلی می¬نشانند تا جایگزین نوید محمدزاده در تمرین شوند و در نهایت این بهاره کاتوزی است که در تمام شب¬ها انتخاب می¬شود. همین جاست که «کامنت» دچار نوعی اختلاف سطح در دو محوری است که در پیش گرفته است. از سویی قواعدی را پایه¬ریزی می¬کند و مخاطب را با آن آموزش می¬دهد؛ ولی این قاعده به شدت شکننده است. چون نه تنها هیچ یک از آن برگزیدگان از انفعال خارج نمی¬شوند؛ بلکه نوعی تقدیر محتوم بر نمایش سایه افکنده است؛ آن هم بهاری است که در چه بخواهیم و چه نخواهیم او انتخاب کارگردان نمایش است. پس بازی شکست خورده است و پیشتر روی کاغذ نتیجه¬اش رقم خورده است.
اگر یادگیری قواعد – که منجر به تنش میان بازیگران هم می¬شود – را نوعی آموزش بدانیم، می¬توان به این مساله بازگردیم که با تئاتری مستد روبروییم – چرا که تئاتر آموزشی برشتی نوعی از تئاتر مستند محسوب می¬شود – ولی این بازی قواعد خود را رعایت نمی¬کند. برای مثال در قسمت سوم نمایش که قرار است بازیگران به سوال¬های هم جواب دهند، دیگر اثری از صدای کارگردان نیست. صدای کارگردان طبق قاعده بازی، کار داوری را به عهده دارد؛ اما به ناگاه در بزنگاهی صدایش قطع می¬شود و باز در قسمت چهارم ظهور می¬کند. فقدان این صدا موجب بحران می¬شود. مخاطب می-داند این بازی بخشی از تمرین این بازیگران است که باید زیر نظر کارگردان – داور، اجرا شود. ولی خبری از این داور نیست؛ چرا که حضورش خلق بحران را مختل می¬کند و نمایش مسیری دیگری را باید طی کند. این باز خود تخطی از اصول بازی است. چرا که مشخص می¬شود نمایش طبق یک متن صلب و بسته پیش می¬رود و جایی برای برون رفت از یک بحران دراماتیکی وجود ندارد. برای همین است که مخاطب برگزیده باید منفعلانه روی صندلی بنشیند و هیچ کنشی ارائه ندهد. باپیری در این بازی تخطی می¬کند. خیلی ساده می¬تواند مجال بیشتری به چهره¬های روی صندلی دهد، بخصوصاً آنکه آنان را از میان بازیگران انتخاب می¬کند.
شاید به نظر می¬رسد که شکستن قواعد بازی در «کامنت» بخشی از فرم نمایشی است. دلیل این مدعا نیز روی صحنه می¬بینیم که نوعی مسابقه میان بازیگران در جریان است که حکم «چه کسی دیالوگ بگوید» را دارد. ولی باز آنچه این نگرش را مخدوش می¬کند از پیش تعین شده بودن تک تک کنش¬هاست. اگر نمایشنامه با توجه به فرم اثر به رشته تحریر درمی¬آمد، خروج بازیگران و جایگزین شدنشان می¬توانست حالتی تصادفی پیدا کند که نمی¬کند. طبق تیزر این نمایش همواره این نوید محمدزاده است که تمرین را ترک و بازمی¬گردد.
پس «کامنت» را نه می¬توان نوعتی تئاتر مستند قلمداد کرد و نه یک بازی سرخوشانه در چارچوب پر رنگ و لعاب تئاتر پست¬مدرن؛ بلکه نمایشی است خلاق که می¬تواند مخاطبش را همراه کند و طبق اصول برشتی مدام فاصله¬گذاری کند، بار احساسی معضلات اجتماعی را بکاهد و با تکرارهایش شامه کارآگاهی مخاطب را بیدار کند. «کامنت» نمایش خوش¬ساختی است که قرار است جامه تئاتر تجربی را به تن کند؛ ولی نیمه¬آگاه بودن عوامل اجرایی، این جامه¬ای همچون لباس بازیگران نمایش بر تن نمایش می¬کنند؛ لباسی که تکه¬هایی از آن نیست. شاید از زیر دست طراح لباس در رفته باشد و آن را دال بر کم¬تجربگیش می¬گذاریم.
از این نوشته ی مفصل و تحلیلی و پر از اطلاعات مفیدتون استفاده کردم.
سپاس.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بار سوم دیدمش...

آدم واقعا افتخار میکنه به تک تک اعضای این گروه فوق العاده...

سخت ترین کار برای یک بازیگر اینه که نقش خودشو روی صحنه بازی کنه

به نظرم هر چی بیشتر نمایشو میبینم بیشتر میفهممش.
آقای باپیری گفتند هرشب تغییرات جزئی در نمایش بوجود می آید.
میشه یکم از این تغییرات در سه شب نمایش بگید
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
خانم اسلامی خیلی ممنون بابت توضیح کاملتون

به نظر من اگه هرشب یکی قهر می کرد و صحنه ترک می کرد میتونست خیلی جذاب تر باشه و ای کاش فقط ستاره این وظیفه نداشت که تمام داستان هارو دوباره بازی کنه باز هم می شد که شب های مختلف بازیگرای دیگری به جای ستاره تنها ... دیدن ادامه » بمانند و بازی کنند.مثلا در یک هفته اجرا همه بازیگران حداقل یکبار به جای ستاره اون صحنه آخر بازی می کردند که البته ما از هدف کارگردان بی اطلاعیم.

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
خواهش می کنم،
موافقم ، مثل تفاوت صحنه ی پرسش و پاسخ در هر سه اجرایی که دیدم. ا
من متاسفانه نتونستم در نشست نقد و بررسی حضور داشته باشم وگرنه سوال های زیادی پیرامون نمایش ذهنم رو درگیر کرده که هرچند با سه بار دیدن تعداد کمی از سوال ها پاسخ داده شد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"کامنت رو دوست داشتم"
البته دوست‌داشتنی که خیلی خیلی نزدیک "دیدم"ه
ولی به هر حال بازی بازیگرا باعث شد دوست داشتم رو بزنم
"کامنت" به نظرم خیلی جاها در حد ایده می‌مونه
و ازش فراتر نمی‌ره
اتفاقی که می‌افته تا حدودی قابل حدسه که واقعی نیست
و شاید واقعی جلوه دادنش خیلی اهمیتی برای گروه نداشته باشه
ولی وقتی تغییری که مدنظره داده می‎شه
کار دیگه جلو نمی‌ره
و بازی صندلی آخر کار هم به نظرم بیش‌تر مثل یه موقعیت اومد که نویسنده یا کارگردان دوستش داشتن
و خواستن ازش استفاده کنن
ولی ربطی به بقیه اجرا نداشت
البته با توجه به اسمِ "کامنت"
شاید اول و آخر کار به‌ش مربوط می‌شد و اتفاقای اون وسط ربط زیادی به بقیه کار نداشت
سعی شده بود مفهوم خشونت توی همه موقعیت‌ها اعمال بشه و البته این اتفاق افتاده بود
ولی ... دیدن ادامه » ارتباط محکمی بین بخشای مختلف با هم وجود نداشت
(خصوصن بازی صندلی)
از دیدنش راضی‌ام
ولی در حدی که انتظار داشتم قانعم نکرد.

شبی کار رو دیدم که حبیب رضایی، الهام کردا، سعید چنگیزیان و احمد کاوری توی سالن بودن.

manimoon..
آقای لشگری اتفاقا منم نمایش شنبه شب دیدم که مثل شما سؤالاتی برایم پیش اومد که در جلسه نقد تیوال با سوال هایی که از کارگردان و بازیگران پرسیده شد تونستم ارتباط بیشتری با کار برقرار کنم.
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
من با این که خیلی دوست داشتم
نتونستم برای جلسه نقد بمونم
تو اولین فرصت مصاحبه آقای باپیری رو می‌خونم
شاید بیش‌تر بتونم ارتباط برقرار کنم.

manimoon..
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
سلام
خوشحالم که کار را دوست داشتید
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از کامنت نمایشی که نامش تفسیر بود باز می گردم.
کامنت مرا دعوت کرد تا تعبیر خود را داشته باشم پس به اختصار چنین می نمایم.

1) من می اندیشم پس هستم" دکارت.
صحنه ی نمایشی دیدم که ماتریسی مربعی شکل بود و عناصر آن نه درایه ، بلکه آدمیان بودند. ماتریس معکوس پذیر جامعه، آدم هایی که هرکدام قصه ای دارند درست مثل من درست عین شما!
اهالی ماتریس قصه گو بودند. به ترتیب قصه میگفتند. گوی سبقت از هم می ربودند. چه رقابتی! اول شخصی که روی صندلی جای می گرفت پیروزمندانه سخن میراند. سخن اما از قربانیانی حکایت می کرد که خود قربانی می گرفتند. قصه ها پیش می رفتند، درایه ها از یکدیگر دور می شدند، ماتریس از هم پاشیده می شد و آدم ها عریان تر می شدند. دور باطل زنجیره ای بنام تجاوز. می پرسید به که؟ به شما خواهم گفت که به حقوق دیگری.

2) من اضطراب دارم پس هستم" هایدگر.
پرده اول سکوتی سهمگین در تمام سالن سایه افکنده بود حتی صدای عطسه ای به گوش نمیرسید فجایع عریان به موازات در دو بعد زمان و مکان رخ می نمودند. همه چیز به یکباره اتفاق می افتاد. قصه درایه یک از یک دختر 28 ساله ای در خیابان و قصه درایه دو از دو نوجوانی که از خونریزی جراحت دستش لذت میبرد. مرز و دیواری بین قصه ها نبود و میان قصه گوها نیز!
چه کسی در کدام قصه است؟ و چه کس از قصه ها مبرا ست؟

3)من تهوع دارم پس هستم" سارتر.
در این میان ناگهان بعد سوم در توضیح می آید. کسانی از راویان به ناگاه خود می شوند و سرگذشت خود می گویند، خبری از داستانهایی که به لطف صفحات حوادث جراید یا اخبار رسانه به آنها عادت کرده ایم نیست! شبیه شاید اما این خود آنهایند! خود خود آنها! اوج التهاب را در سالن می توانستم لمس کنم. یک لحظه با خود فکر کردم شاید قصه حسن هم داستانی شبیه نوید بوده است. قربانیانی که خود قربانی می طلبند.

4) من طغیان می کنم پس هستم" کامو.
تماشاگران ... دیدن ادامه » عزیز ضمن سپاس فراوان از قدوم مبارک شما که همیشه حامی تئاتر بوده اید خوشحال باشید شما در بعد چهارم به سر می برید!
همان قصه ها از نو اما جای نگرانی نیست چون دیگر تن دکارت و هایدگر و سارتر در گور نمی لرزد بلکه چشمانمان را باز میکنیم و می بینیم که خوشبختانه روی صندلی های تئاتر تکیه زده ایم. شاید یکی دو نفر از ما کاندیدای نشستن بر روی صندلیهای آبی شده باشند که آن هم احتمالا نباید زیاد مهم باشد آنچه مهم است اینکه ما هنوز سر جایمان محکم نشسته ایم و نه جای دیگرانیم و نه جایمان را به دیگری داده ایم! حالا دیگر گویی آنچه تاکنون دیده و شنیده ایم خوابی و خیالی در عالم رویا بوده است! حالا دیگر بهانه های خوبی هم برای نمود طغیان درونمان به شکل قهقهه خواهیم یافت تا طعم آشوب و گریزی موفق را هرچند برای دقایقی بچشیم. یکی از درایه ها سعی می کند محض میزان سن نقاط طلایی در دو گوش چپ صحنه را به هم وصل کند. نمی دانم شاید همان نقاط طلایی که درسمت چپ سینه ما نشستگان و آن ایستادگان می تپد!

5) هست از پس پرده گفتگوی من و تو ... چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من" خیام.
پرده آخر ...
دیگر شاهد آن رقابت برای داستان سرایی نیستیم در حالیکه آن بازی کودکانه با صندلی ها تمام شده است کاندیداها به استقبال سکوت شتافتند تا طی یک همه پرسی دموکراتیک فردی از ماتریس انتخاب و از پرده نمایش اخراج تا سیلی حقیقت را به گوش من تماشاگر بنوازد...
نوید عذر خواست و شرمسار نشست.
ستاره محکم به گوش من زد.
من به هوش آمدم.

کامنتی ها ایول الله! دست مریزاد!
به یاد آوردم و از یادآوری اش بسیار متاسف شدم و بسیار از این تاسف و تاثر لذت بردم!
گواه لذت من قطرات اشکی که هرچه کوشیدم توان جلوگیری از چکیدنشان را نداشتم.
سپاس از سیلی حقیقت بغایت متذکرشونده شما.
آنچه من از کامنت شما برداشتم عالی بود.
از هر حیث عالی.
مرسی و ممنون از یادداشت زیبات
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی خواستم در مورد "کامنت" چیزی بنویسم ، ولی وقتی بعد چند روز آدم رو ول نمی کنه ینی باید راجبش نوشت

کامنت و هم دوست داشتم ، هم دوست نداشتم.

ترجیح میدادم ، دوست داشتم، آرزو می کنم ،همون چیزی رو که از اول شروع به دیدنش کردم و آخرش هم به همون ختم شد ، کل مدت اجرا می دیدمش ، همون کانسپت صحنه ها ، همون بازی ها و داستان ها ،و چون اینجور نشد نمی تونستم کار رو تماما دوست داشته باشم چون به نظرم از مسئولیتش شونه خالی کرده بود اواسط اجرا




خطر لو رفتن داستان


یک نمایش مدرن در مورد خشونت های اجتماعی با کدگذاری و سمبل های اجرایی و طراحی صحنه ، که شاید به خوبی بتونه دغدغه مندی در این رابطه رو پر کنه ، اما با رفتن نوید همه ی این ها به هوا میره و ما فقط کل کل و به قولی لوس بازی و دعوای چند تا بازیگر رو می بینیم تا وقتی که درآخر آخر نوید برگرده و دوباره کار روال قبلی رو بگیره
قبل از دیدن کار هیچ نقدی رو نخوندم تا داستان برام تازه باقی بمونه و واقعا از صحنه ی رفتن نوید شوکه شدم و باورش کردم ؛ نوید محمدزاده اون صحنه رو فوق العاده باورپذیر بازی کرد ( کاری که در ادامه بقیه هم قصدش رو داشتن ولی از 2 دقیقه بعد رفتن نوید ازش عاجز بودن ) و از تاثیرگذارترین بازی های عمرم رو تو اون صحنه دیدم ، ولی این چیزی از بد بودن این ایده کم نمی کنه ! چرا وقتی خود نمایش داستان خوبی داره باید اینجور خرابش کرد و بعدش دعوا و کل کل هایی رو نگاه کرد که آدم می دونه واقعیت نداره ؟
رفتن نوید ، دلیل رفتنش، و دعواهای بعدش تو گروه در راستای نشون دادن همون خشونت به شکل عینی و واقعی تر بود ، این رو می فهمم ، ولی

واقعا ... دیدن ادامه » ، واقعا کاش به جای اون دو تا داستان گره خورده ، چهار تا داستان برای چهار نفر داشتیم ، ولی تا آخر همونا رو دنبال می کردیم و اون اتفاقات وسط نمیفتاد

طراحی لباس خیلی خوب بود . لباس ها جوری بودن که اول اصلا مشخص نبود قابل جدا شدن هستن . زیر قسمت های جدا شده رنگ پوست بود و تعبیری که ازش داشتم این بود که با هرکدوم از این اتفاقا قسمتی از بدن شون ، و قسمتی از وجودشون کنده میشه

صدای کارگردان که به شکل دستوری از بالا پخش میشد حسی شبیه فیلم های هالیوودی داشت که یه عده یه جا کار می کنن و یه رئیس که هیچوقت نمی بیننش فقط از یه بلندگو بهشون دستور میده و جالب درومده بود

متزلزل بودن کف طی وقایع مفهومی و جالب بود ، ولی کانسپت چیدمان صندلی ها انقد زود بهم ریخت که نمییشد روابط شونو کشف کرد

بازی ها خوب بود ، هوتن شکیبا از همه بهتر بود و نوید هم خیلی خوب بود ولی کم بود . ستاره و بهار از پسرا ضعیفتر بودن

در کل به گروه خسته نباشید میگم و امیدوارم همیشه ازشون کارهای قوی و قوی تر ببینیم چون چشم امیدما به این گروهه
پینوشت : تمام دیالوگ های ماندگار حاوی خطر لو رفتن داستان هستند، برای همین دیالوگ های ماندگار پس از اتمام نمایش عرضه می شوند :)
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

سوال بسیار خوبی است "واقعا چرا باید دعواها و کل کل هایی رو نگاه کرد که آدم می دونه واقعیت نداره ؟"

دقیقا به نظر من هم ایده ی واقعیت بازسازی شده ، یک جوری باعث لوث شدن کل کار بود تا ایده ای تابنده..
البته نباید بحث نمایشی کردن مفهوم خشونت روی صحنه ... دیدن ادامه » را که به خوبی عملی شده فراموش کرد
مرسی از نوشته ی خوبتون

۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنون از یادداشت خوبتون
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"کامنت" نمایشی با دغدغه های جامعه شناسانه و فرم روانشناسانه

دیشب به تماشای این کار نشستم، جدای آنکه به چنین سبکی چندان علاقه مند نیستم و حین اجرا آنچنان که انتظار داشتم لذت نبردم اما در پایان رضایت کلی حاصل شد.
---آنچه که در ظاهر دیده می شود یک روایت مغشوش و شاید کسالت بار از آسیب های اجتماعی است که هرکدام جداگانه می توانند یک نمایش پر فراز و نشیب را به خود اختصاص دهند، اما از نیمه ی نمایش به نظر می رسد آنچه که قرار بوده به تصویر کشیده شود مسائل اجتماعی نبوده بلکه به نوعی طرح کردن ناتوانی های تعامل افراد در محیط های شغلی بر اساس باورهای غلط و آستانه ی تحمل پایین است ( آن جا که بازیگران بر اثر مسائل ساده ای همچون ترتیب بازگویی دیالوگ ها، اشکالات میزانسن ها و.... به جای گفتمان و حل بالغانه و منطقی مشکل به فریاد زدن بر سر هم و درگیری می پردازند ).
---از ... دیدن ادامه » طرفی از دید من قهر کردن نوید و به هم ریختنش بر اثر دیالوگ ها و نقشی که بر عهده داشت نمود فرافکنی های مثبت یا منفی است که هر انسانی نسبت به یک شخصیت داستانی انجام میدهد و گاه با او همزاد پنداری می کند و گاه مورد نفرت قرارش می دهد زیرا توان پذیرش بخش های ناخوشاید وجودی اش را ندارد، حال می خواهد بازیگر نسبت به نقشش باشد یا تماشاچی نسبت به قهرمان.
-طراحی فوق العاده ی لباس که در طول نمایش ذره ذره بخش هایی از لباس هرکدام از بازیگران جدا می شد و در نهایت یک لباس دیگر می شد که شباهت چندانی نسب به لباس هنگام شروع نمایش نداشته از منظر من نمادی از روند رشد بود ، حال این رشد طی زندگی باشد یا طی یک روند شغلی.
-درنهایت پانزده دقیقه ی آخر نحوه ی چیدمان صحنه و تک تک، خودافشایی کردن بازیگران تداعی کننده ی جلسات مشاوره گروهی علی الخصوص جلسات پایانی است که رشد حاصل شده و بخش عمده ی راه طی گردیده است.


با سپاس از تک تک افراد گروه
شهرزاد مقدادی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


"کامنت" شنبه اجرا می‌شود
» سرویس: فرهنگی و هنری خبرگزاری ایسنا - سینما و تئاتر

جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۵


نمایش "کامنت" کاری از یوسف باپیری روز شنبه پنجم اردیبهشت اجرای ویژه‌ای خواهد داشت.

به گزارش ایسنا، گروه تئاتر تازه اعلام کرد به دلیل استقبال تماشاگران، نمایش "کامنت" به کارگردانی یوسف باپیری که اجرای خود را از 15 فروردین ماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است، روز شنبه پنجم اردیبهشت‌ماه ساعت 19 به روی صحنه می‌رود.

بنا بر اعلام، این نمایش تا به حال میزبان بیش از سه‌هزار تماشاگر بوده است.

همچنین در این ایام افرادی همچون دکتر رحمت امینی، حسن معجونی، محمدعلی ساربان، آتیلا پسیانی، رضا بهبودی، صابر ابر، شیرین یزدان‌بخش، یاسر خاسب، مرتضی میرمنتظمی، طناز طباطبایی، بهناز جعفری، جابر رمضانی، هومن سیدی، امیر پوریا، علیرضا امینی و ... از این نمایش دیدن کرده‌اند.

قرار ... دیدن ادامه » است از شنبه تا چهارشنبه دانشجویان از 40 درصد تخفیف برخوردار شوند.

این نمایش که نوشته محمد منعم و بهار کاتوزی است و در آن بهرام افشاری، ستاره پسیانی، هوتن شکیبا، بهار کاتوزی و نوید محمدزاده نقش‌آفرینی می کنند، قرار است فروردین و اردیبهشت ماه هر شب ساعت 21 در سالن استاد سمندریان به اجرا درآید.

دیگر عوامل نمایش "کامنت" عبارتند از تهیه‌کننده: محمد قدس، مشاور کارگردان: اشکان خیل نژاد، طراح صحنه: پیمان قاسم زاده، طراح لباس: سمانه حسینی، طراح نور: علی صفری، طراح گرافیک: آرمان کوچکی، ساخت موسیقی: علی شهبازی، ساخت تیزر: سعید روستایی، عکاس: مهدی آشنا، دستیار کارگردان و برنامه ریز: رها جهانشاهی، مدیران صحنه: داوود ونداده، ماهان شهیدی‌زاده، منشی صحنه: پریا وزیری، مدیر تبلیغات و روابط عمومی: علیرضا حسینی و فرید حسینی.

سحر غنی زاده این را دوست دارد
با سلام و تشکر
آیا روز جمعه 11 اردیبهشت نیز اجرا خواهید داشت؟
و چه زمان خرید روزهای پایانی در تیوال فعال میشود؟
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدودا سی سال هست که تماشاچی تئاتر هستم و بدون اغراق سالی 70 الی 75 کار رو میبینم

گاهی هم بعضی از کارها رو چندین بار میبینم که شده کاری رو هفت بار دیدم و شده از دیدن کاری برای یک بار پشیمون بشم و از دست کارگردان و بازیگران در برم که نخوام الکی تعریف کنم از کارشون گو اینکه اگر هم اینجوری بشه فقط به گفتن یک خسته نباشید بسنده میکنم!

دیشب کامنت رو دیدم

بدبختانه تا بحال از کارگردان محترم کاری ندیده بودم و با فرم کارهاشون آشنایی نداشتم

خب طبق معمول عزیزان لطف دارن و من رو زودتر به داخل سالن بردن

با صحنه ای مواجه شدم که فقط کفپوش هایی طرح چوب داشت و چندتا چهارپایه که اگه اشتباه نکنم از جنس فلکسی گلس بود

کار که شروع شد دقیقه به دقیقه بر حیرت و بهت من افزوده شد و نقطه اوج این بهت زدگی جایی بود که یکی از بازیگران حرکتی کرد که اصلا روند نمایش رو 180 درجه تغییر داد {متاسفانه نمیتونم بگم این حرکت چی بود چون لو میره و لذت تجربه ش از دست میره}

فرم کار بسیار بسیار نو و تازه بود

متن ... دیدن ادامه » مبتنی بر قصه نیست ولی آنچنان تماشاچی رو با موضوعی که مد نظرش هست درگیر میکنه که فکر نکنم تا مدتها گریبان تماشاچی رو رها کنه

موضوعی به نام خشونت

خشونت در جامعه، خشونت در خانواده، خشونت در اماکن ورزشی، خشونت در محل کار و...

خشونتی که تجاوز رو در بر میگیره تا اسید پاشی، تا شوخی با آب پاشی به صورت دختری جوان که اگر چه اسید نیست ولی باعث سکته دختر میشه

خشونتی که گویا مروجش خدایی است که به این انسان ها خدایی میکنه، خدایی که در اینجا این اجتماع کوچیک رو رهبری میکنه و فقط کارش امر و نهی و ترویج خشونت هست و ما فقط صداش رو میشنویم، ههمون خدایی که تا بحال به ما شناسوندن و کارش فقط تنبیه کردن و به جهنم انداختن هست و زیر سایه همچین خدایی جامعه ای اینچنینی رو هم شاهد خواهیم بود

اگر چه در طول کار در ظاهر تنها خشونتی که اتفاق میفته سیلی زدن هست ولی در لایه های زیرین کار آنچنان خشونت عریانی جریان داره که انسان مو بر تنش سیخ میشه

بازی بازیگران واقعا بی نظیره و معلوم هست که خیلی زحمت کشیده اند و زحمت های کارگردان رو هم نباید نادیده گرفت که به نظر من کارگردانی کار مستند بسیار کار مشکلی است

در آخر با جمله ای از کارگردان فقید «سام پکین پا» یادداشتم رو به پایان میبرم

«خشونت رو باید جوری نشون داد که بیننده از خشونت متنفر بشه»

و به نظر من کامنت کاملا در این امر موفق بوده

یک بار دیدن برای این کار کافی نیست...
مرسی
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
در قسمت "نقد کارشناسان"
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
به نظر من ایده اسیدپاشی و بحث نقد این کار وبه کل نشون دادن این ایده ها درنمایش انقدر سطحی وپزروشن فکری هست که بشه گفت این یک نمایش بده
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دوستانی که از ما خواسته بودند که اجرای نمایش در ساعت زودتر انجام شود
شنبه ساعت 19:15 اجرای ویژه خواهیم داشت
همراه با نشست مطبوعاتی و جلسه پرسش و پاسخ
برای حضور در نشست باید بلیط جداگانه داشت یا هر تماشاگری با همان بلیط می تواند در نشست شرکت کند.
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
خیلی ممنونم چون من با ساعت اجرا مشکل داشتمالان با خیال راحت می تونم ببینم نمایش رو و امیدوارم نمایش خوبی باشه.
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
جناب قدس عزیز سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
اخیرا در روزنامه ی سینما متن پیامی از جانب محمد یعقوبی و همسرشون و باران کوثری دیدم که به شما و همسرتون تسلیت گفته بودن. با تاخیر، منو هم تو غمتون شریک بدونین.

باقی بقایتان
دوست اصفهانی شما
۲۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای کامنت در روز شنبه پنجم اردیبهشت قطعی شد .. خبری خوشحال کننده برای دوستانی که از ساعت اجرای نمایش کامنت ناراضی بودند .

نمایش کامنت روز شنبه پنجم اردیبهشت ماه اجرایی ویژه در ساعت هفت و پانزده دقیقه خواهد داشت و پس از اجرا جلسه نقد و بررسی نمایش با حضور عوامل برگزار خواهد شد .
خرید بلیت اجرای روز شنبه با تخفیف ویژه تا ساعتی دیگر در :
http://www.tiwall.com/store/comment

تلفن رزرو و هماهنگی : 09307252095
سلام و سپاس
اجرای حرفه ای، نمایشنامه قوی، طراحی صحنه ساده اما با مفهوم -جدا از مساله سرخوردن تشک ها که مرزهای فیزیکی زندگی را دچار تغییر میکرد :) - و البته نمایشی خاص برای مخاطب علاقمند به مباحث جامعه شناسی و دغدغه های این چنینی.
حرکت نمایش از لایه بیرونی به درونی و همزمان حرکت از مصادیق بارز و عینی خشونت در جامعه به مظاهری از خشونت که جاری در زندگی روزمره هستند و به همان اندازه پنهان، بسیار کار سختی بود که عالی و تاثیر گذار انجام شد. مخاطب دراین نمایش با نمونه هایی از خشونت برخورد میکند که هر روز انجام میدهد یا در معرض آن قرار میگیرد و اینگونه، به آگاهی ای دست می یابد که می تواند او را متحول کند.
باور بفرمایید اغراق نکرده ام، ذهن خودم چند روزی است که درگیر این آگاهی است.
موفق باشید.
2500 تماشاگر کامنت را به تماشا نشستند .

به گزارش روابط عمومی نمایش ، پس از دو هفته و سیزده اجرا بیش از 2500 تماشاگر به تماشای نمایش کامنت نشستند .
بر اساس این گزارش هنرمندان دیگری در هفته دوم اجرا مهمان کامنت بودند که از جمله میتوان : محمد چرمشیر ، منوچهر شجاع ، افسانه ماهیان ، شبنم فرشاد جو ، بهرام دهقانی ، سحر دولتشاهی ، مونا زندی ، الهام شعبانی ، محمد رضا غفاری ، مصطفی زمانی ، محسن قهرایی ، ملودی آرام نیا ، کاظم سیاحی و ... نام برد .

لازم به ذکر است که در هفته سوم اجرا تخفیف دانشجویی همچنان پابرجا ست .
مزخرف ترین و بی محتوی ترین نمایشی که در عمرم دیدم" کامنت" بود...........اصلا فصه به دنبال چیست.............نه فکر جدیدی.....نه ایده ای......نه خلاقیتی...............یک سری اراجیف و محملات بی محتوی تکرار و به هم ربط داده میشن.....در عین اینکه بی ربط هستند.........منو یاد برنامه ... دیدن ادامه » { آفتابه} که روی گوشی های آندروید هست میندازه........قراره از " هویج" یک معنی متعالی دریافت یشه........ولی نمیشه.........پیشنهاد میکنم اگه سوژه ندارید وقت و انرژی مردم را هدر ندهید ومردم را از نمایش بیزار نکنید.....

فکر کنم این دوره که توش هستیم همه محتواهامون به سمت محملات و بی ارزشی پیش میره.......مثلا متون درسی تا دانشگاه........مثلا کلا دروس دانشگاهی.....مفاهیم خانواده.........مفاهیم بزرگتر و کوچکتر.........مفاهیم احترام.........و محتوای تئاتری همچون" کامنت"
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
سلام ببخشید این نمایش تخفیف وفاداری نداره؟
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
جاوید موسوی جان...
یه جمله قدیمی هست که میگه مردم از چیزی که نمیفهمن بدشون میاد...
اگه نمادو فرم متوجه نمیشی و کلا به چیزای absurd و مدرن علاقه نداری بشین کارای کلاسیک ببین ... گیر بنی اسرائیلی نده عزیزم...
چون کار خراب نمیشه خودت زیر یه علامت سوال میری در ... دیدن ادامه » حد برج میلاد...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوازدهمین اجرای نمایش کامنت به محمد چرمشیر تقدیم شد .
به گزارش روابط عمومی کامنت ،اجرای جمعه شب نمایش که با استقبال بسیار خوب تماشاگران همراه بود پس تشویق های پر شور تماشاگران و حضور کارگردان بر روی صحنه ، به نمایشنامه نویس بزرگ تئاتر ایران ، محمد چرمشیر تقدیم شد .


آغاز هفته سوم اجرا از یکشنبه سی ام فروردین

تلفن رزرو : 09307252095
مریم جعفری، علی جعفریان، neginini و رویا این را خواندند
farhad riazi و niloofar.Lotus این را دوست دارند
خیلی بد هستید اصلا به فکر ما نیستید، ما که دوست داریم بیاییم کارو ببینیم ولی چون دیروقته نمی تونیم.خواهش می کنم یه فکری به حال ما بکنید گروه اجرایی
۳۰ فروردین ۱۳۹۴
سلام آقا مهدی
رایزنی ها در حال انجام شدم است و سعی می کنیم شنبه اجرای ویژه داشته باشیم
۳۰ فروردین ۱۳۹۴
ممنون آقای قدس عزیز
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره : خوشبختانه من قربانی اسیدپاشی نشدم اما... اما تو بیست و هشت سالگی سکته کردم...
و اما کامنت

نمایشو دو شب پیش دیدم و خیلی سعی کردم که چیزی ننویسم، ولی خو میلوله دیگه

پیش از همه این نمایش رو برای اون دسته از دوستانی که دنبال یه داستان یک نواخت و با نتیجه گیری قشنگ خلاصه گل و بلبل هستن پیشنهاد نمی کنم، همراهای من که همچین چپ چپ نیگام می کردن اینگار من ساختم این کارو

این نمایشو به دوستانی پیشنهاد می کنم که دوست دارن ساعتها دربارش فکر، کد گشایی و بحث کنن و در آخر بگن اصلا لازمه به اینقد فکر کردن، شاید باید پذیرفتش همونجوری که دیده شده، شاید اصلا منظور خاصی در کار نبوده شایدم بوده


بازی ها در کل خیلی خوب بودن، ستاره عالی بود، هوتن یه عوضی به تمام معنا رو عالی اجرا کرد، نوید همون قدری که بود خوب بود، بهار قابل قبول بود، ولی بهرام با اینکه فوق العاده دوستش دارم 15 دقیقه ابتدایی هنوز حس رابینسون کوروزوئه رو داشت و با همون لحن دیالوگ ... دیدن ادامه » می گفت ولی در ادامه عالی بود.

اینکه هنرمون بلاخره جرات کرده جهان بینی رو در لایه های بالاتر کاوش کنه خیلی لذت می برم، ترجیح میدم بطور کتبی از برداشت هام چیزی ننویسم که حالا حالاها باس بنویسم

در آخر خسته نباشید به هم دوستان بابت این کار قشنگ
وای ، دقیقا همینایی بود که گفتید . که نمیخوام راجبش بنویسم ولی فکر کنم آخر اینکارو بکنم
از لحظه ای که دیدم درگیر اینم که هرچیز و فقط همونی که دیدم بپذیرم ، یا واقعا پشت هرچیزی کدی بوده که دوست دارم کشفش کنم ، یا واقعا هیچ چیز نبوده و من الکی درگیرم
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
هر چیزی ، تکون خوردن کف ، نحوه چیدمان صندلی ، نحوه تکون خوردن ، زاویه ها نسبت به هم ، لباس ها و کنده شدن شون...
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
اوهوم
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز تخفیف دانشجویی نمایش کامنت از هفته دوم اجرا
به گزارش روابط عمومی نمایش کامنت ، تخفیف 40 درصدی دانشجویی برای نمایش کامنت از هفته دوم اجرا اعمال خواهد شد .
بر اساس این گزارش دانشجویان با در دست داشتن کارت دانشجویی معتبر بین روزهای یکشنبه الی چهارشنبه هر هفته تخفیف خود را بصورت نقدی از نماینده گروه اجرایی دریافت نمایند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال جدید را با «کامنت» شروع کنید روزنامه اعتماد / پنجشنبه بیست فروردین
جذب مخاطب با تکیه بر خلاقیت
حسن معجونی
تئاتر ایران سال گذشته با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کرد. در میان همه مشکلات، نیمه دوم سال شاهد اتفاقاتی بودیم که شاید برنامه آینده سالن‌ها را هم تحت تاثیر قرار دهد، آن‌ هم حضور چند چهره جوان بود که کارهای قابل قبولی ارایه کردند و همچنین مخاطب بسیاری را به سالن‌های نمایشی کشاندند. این در حالی است که نمایش‌های مذکور به دور از باور غلطی که چند سال اخیر در سالن‌های تئاتر برای جذب مخاطب بیشتر حاکم بوده، یعنی حذف عناصر تبلیغاتی، همچون بازیگران شناخته شده یا سوژه‌های عامه‌پسند توانستند مخاطب را فقط و فقط با خلاقیت جذب کنند.
باید گفت این اتفاق می‌تواند نوید خوبی برای تئاترمان باشد و با آغاز سال ٩٤ شاهد عزم مدیریت ایرانشهر به سمت این ... دیدن ادامه » رویکرد با ارزش هستیم. سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر، برنامه امسال خود را با نمایش کامنت به کارگردانی یوسف باپیری شروع کرد؛ گروه جوان و نوپایی که سال‌ها قبل زمانی که داور جشنواره دانشجویی بودم با نمایش «ماراساد» دراین جشنواره حضور داشتند. «ویران» تجربه جدی و با ارزش این گروه بود که باپیری در تالار مولوی آن را روی صحنه برد و باعث شد نام او را در زمره هنرمندانی قرار دهیم که فقط و فقط به تئاتر فکر می‌کند و آینده روشنی در انتظارش است. سال جدید را با نمایش کامنت شروع کنید؛ نمایشی که هرشب در سالن استاد سمندریان ساعت ٢١ روی صحنه می‌رود و نویدمحمدزاده، هوتن شکیبا، ‌ستاره پسیانی، بهار کاتوزیان و بهرام افشاری در آن به ایفای نقش می‌پردازند.
کامنت به شدت بیطرف است.
بدون پیش داوری و قضاوت مجموعه ای از داستانک ها را روایت می کند که تک تک تماشاچیان شاید روزی روزگاری با آن دست و پنجه نرم کرده اند.
پدیده های اجتماعی که در عرف جوامع پذیرفته شده و بخشی از زندگی روزمره ی همه را تشکیل میدهد،اینبار با زبان تئاتر و با هنرمندی بازنمایی شده است.
به نظر میرسد در برخی از روایت ها تماشاچی مقابل یک آیینه تمام قد ایستاده است.
کدهایی که توسط نویسنده با چیدمان دقیق کارگردان به مخاطب داده میشود همگی در لحظه رمز گشایی میشوند.
اگر بپذیریم که مهم ترین وجه ارتباط از منظر فرستنده وجود سابقه پیام در گیرنده (مخاطب)است ،تمام روایات با نظم و مهارت مثال زدنی مثل یک تیر به هدف می خورند.
اجرای بازیگران باورپذیر و در مقاطعی حقیقی به نظر میرسید.این باور پذیری به حدی بود که در فاصله جایگزینی نوید محمدزاده با بهار کاتوزی ... دیدن ادامه » من به عنوان تماشاچی A4-36
در حال طراحی نشستن روی صندلی صحنه و حتی گفتن یک جمله بودم با این مضمون:
باپیری یادت باشه!نوید باید باشه!
دوست دارم بیشتر راجع به نمایش بنویسم ولی باشد تا پایان اجرا و حرفهای بیشتری که اگر الان بازگو شود ،شاید متهم به طرفداری همراه با تعصب شوم.
در پایان سپاس از محمد قدس عزیز...


سلام
سپاس از شما و حضور گرمت و یادداشت زیبات
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید