تیوال نمایش کوریولانوس
S3 : 13:54:06
امکان خرید پایان یافته
  ۰۶ مرداد تا ۰۸ شهریور
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

: ویلیام شکسپیر
: مصطفا کوشکی
: (به ترتیب الفبا) فاطمه اسدی، هدیه بختیاری، مهشاد پاکدامن، مینا حیدرزاده، یزدان دارابی، الهه دژپسند، حسین رحمانی، ریحانه رنجبر، مهام شریفی، میلاد شیخلر، حمید عاشوری، ایمان عبدی، میلاد غفرانی، مرتضی فروزانفر، توحید لواسانی، ستاره مشفق، سحر مصباح، هانیه مقدم، ادیب وکیلی

: احسان رضوانی، سحر سالک
: مصطفا کوشکی
با سپاس از مهدی کوشکی، حسین برفی نژاد
: هستی حسینی
: بابک احمدی
: مصطفا کوشکی
: ندا نصر
: مهرنوش بیانی
: مهدی دوایی
: علیسینا رضانیا
: حسن محمدی
: ثمین زرافشان، ریحانه رنجبر، آرش خاندوزی
: رامین غلامی برجی، رضا غلامی برجی، آیسان دباغیان
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک





» برگه نمایش رویای یک شب نیمه تابستان، که در همین سالن به کارگردانی مصطفا کوشکی روی صحنه است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش کوریولانوس / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیش‌فروش بلیت‌های «کوریولانوس» از شنبه شروع می‌شود

» مصطفا کوشکی «کوریولانوس» را به صحنه می‌برد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از تیم هماهنگ و پرانرژی، از ایده‌های خوب، از موسیقی، از نمایشنامه و بازی‌ها و ... خواستم بگم اما خب صحبت شد درباره شون
از برخی نقص‌ها و برخی ویژگی‌ها که می‌تونست کار رو بهتر کنه خواستم بنویسم اما نوشته شد و تکرار خاطر را مکدر می‌کنه
نکته اما شاید اونجاییه که آدمی در هر شرایط و جایگاهی در موقعیت دوس داشتن و دوس داشته شدن در عریان‌ترین حالت ممکن زیست می‌کنه
حتی اگه کوریولانوس باشی و فاتح (ولو با پشت کردن به سرزمین و مردمانش) وقتی با محبوبت مواجه میشی به همه‌ی آنچه که هستی اعتراف می‌کنی
و می‌پذیری از جنس همون‌هایی هستی که منتقدشون هستی می‌پذیری که اسیر شدی
گویی چیزی برای پنهان کردن نیست گویی تمام توجیهات و فرافکنی‌ها برای همه است جز یک نفر
هم او که دوستش داری هم او که دوستت دارد
هم او که حتی از عشق به مادر هم گرامی‌تره
چه اینکه این خواست ... دیدن ادامه » توست که دوست داشته باشی و نه جبر غریزی و اجبار زاییدن تا به عادت دوست بداری مادر رو
در پایان نمایش سیاست، قدرت، عوام فریبی، منفعت و عافیت طلبی و ‌حتی کوریولانوس به زمین می‌افتند
عشق اما همچنان قامتش افراشته است در حالی که اشک می‌ریزه
دم همه بچه‌های دوس داشتنی این نمایش گرم
دس مریزاد به مصطفی کوشکی گرامی که هر بار وقت و انرژی می‌ذاره تا یه تیم خوب رو کنار هم جمع کنه
مرسی از احسان عزیزم که کار رو در کنار بقیه دوستان به این خوبی نوشت
ارادت فراوان
بذرهای امید در ناامیدی‌ این روزهای تئاتر
مجید گیاه‌چی

تماشای نمایش "کوریولانوس"، به‌کارگردانی مصطفی کوشکی، بارقه‌هایی از امید، در ناامیدی‌های این روزهای تئاتر ایران را در دل زنده می‌کند و با ایجاد خوش‌بینی و دل‌گرمی به آینده‌ی این هنر کهن، که این روزها در ایران حال بس ناخوشی دارد و روزگار سخت و پرتعبی را از سر می‌گذراند، سرخی جادوی تئاتر را در دل خاکسترهای یاس، نمایان می‌‌سازد و این هیجان و شگفتی وقتی بیش‌تر می‌شود که این کورسوهای امید، نه در آن‌جا که انتظارش را داری و جست‌وجویش می‌کنی، یعنی در میان آثاری که ادعای حرفه‌ای بودن دارند یا در سالن‌های مجلل و با پروداکشن‌های بزرگ و بلیت‌های گران، که در کار گروه‌های دانشجویی و جوان یا کار با گروهی از هنرجویان تازه‌کار و نوجو که برای نخستین بار به صحنه جان می‌بخشند، فراچنگ ... دیدن ادامه » می‌آید.
برخورد پیشین من با نمایش‌هایی که اتفاقاً نطفه‌ی اکثر آن‌ها در همین تئاتر مستقل بسته‌ شده بود و با به‌کارگیری هنرجویان بر صحنه آمده بودند، منجر به نگارش مطلبی با عنوان "تئاتر هنرجویی" شد و حالا مصطفی کوشکی، جا پای برادرش مهدی و دوستانش شهروز دل‌افکار و کوروش نریمانی و کمی قدیمی‌تر کارگردانانی چون دکتر علی رفیعی می‌گذارد و از آزمونی سخت که بر صحنه آوردن یک تراژدی است، با این تیم جوان و جویای نام، سربلند بیرون می‌آید.
متن در نسبت با روایت شکسپیر، دچار دگرگونی و تغییر فراوان شده، تا آن‌جا که تنها می‌توان، با رنگ و بو و تاثیراتی از اثر شکسپیر، بر ذهن و روان نویسندگان و گروه اجرا در این اثر مواجه شد، اما در عین حال این احساس به مخاطب دست نمی‌دهد که از روح اثر بزرگ شکسپیر، فاصله‌ی زیادی وجود دارد.
نوعی آداپتاسیون و بومی‌سازی موضوعات و نگرش به مناسبات، موجب شده، فضای متن در عین آن‌که دربرگیرنده‌ی همه‌زمانی و لامکانی باشد، به زندگی معاصر در ایران امروز هم ارجاع داده و گره بخورد و در برابر تصویری عموماً آرمان‌گرایانه و بی‌عیب و تقریباً همیشه هم‌دلانه از مردم، در بسیاری اذهان و نگرش‌ها، نوک تیز انتقاد را صریح و بی‌پروا و بی‌کم‌ترین ملاحظه و پنهان‌کاری، متوجه مردم ببیند، مردمی که هم قربانی تاریخند و هم در کمال تاسف، سازنده‌ و اصلی‌ترین نقش‌آفرین آن و در کنار این نگاه منتقدانه، به بررسی رابطه‌ی حاکم - قهرمان - مردم بپردازد و استحاله‌ای از فرط تکرار، دیگر بدیهی و اجتناب‌ناپذیر در قهرمانان را بازنماید.
این بار قدرت کارگردانی کوشکی، در کنار معرفی یکی دو بازیگر درخشان، که صحنه‌های فردا انتظارشان را می‌کشند و از همین حالا لازم است در برابر فریب‌های پیش رو از خود مراقبت کنند، کم‌تجربگی گروه بازیگران را با انواع تمهیدات اندیشیده شده‌ی کارگردانی چنان ماسکه می‌کند، که کم‌تر به‌چشم می‌آید و کار آن‌قدر ایده و فکر درخشان دارد که تماشاگر با احساس رضایت از دیدن یک "تئاتر"، سالن را ترک کند.
جای خوشحالی است کوشکی که در مدیریت یک سالن، حالا حداقل از حیث حفظ نسبی کیفیت هنری، بسیار موفق بوده و در تجربیات کارگردانی گذشته، فرازهایی چشم‌نواز از خلاقیت در کارگردانی تئاتر را در کنار افرادی شناخته‌شده‌تر و حرفه‌ای به‌نمایش گذاشته، این بار در مقام یک معلم و مربی هم موفق و سربلند ظاهر می‌شود و همین موقعیت، در عین حال که اهمیت استقرار و در اختیار داشتن یک مکان را، در صورت داشتن ایده و توانایی، به ذهن متبادر می‌کند و در مراتب بعد اهمیت ایجاد کمپانی‌های تئاتر را، در این پروژه فرصتی ایجاد می‌کند که کوشکی بیش‌تر بر فنون و تمهیدات کارگردانی تئاتر متمرکز شود و فرصت‌های بیش‌تری برای خلق و اثبات توانایی‌هایش در کارگردانی تئاتر، بیابد.
طراحی صحنه و لباس و آکسسوار کوریولانوس هم در عین سادگی، قابل‌قبول و کاملاً هماهنگ و پذیرفتنی به‌نظر می‌رسد و در کنار آن موسیقی، نقشی بسیار سازنده و مکمل ایفا می‌کند و به بسیاری از موقعیت‌ها و تصاویر، عمق و غنا و جلا می‌بخشد.
شاید این اثر تا آن‌ احساس موردتوقع و آرمان‌گرایانه از تراژدی، هم‌چنان فاصله‌ی زیادی داشته و دور باشد، اما در نسبت با بسیاری از تلاش‌هایی که با برخورداری از امکانات و همراهی گروه‌های حرفه‌ای برای بازنمایی تراژدی، در طول سالیان اخیر اتفاق افتاده، در ایجاد احساس درک و مواجهه با تراژدی، موفق‌تر است.
گویا کوریولانوس فقط تا روز جمعه‌ی همین هفته بر صحنه است و شاید اندکی جای تاسف‌ و دریغ باشد که پیش از آن‌که فرصت تماشایش را پیدا کنید، اجرای آن به اتمام برسد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی مصطفا کوشکی و بازی فاطمه اسدی، هدیه بختیاری، مهشاد پاکدامن، مینا حیدرزاده، یزدان دارابی، الهه دژپسند، حسین رحمانی، ریحانه رنجبر، مهام شریفی، میلاد شیخلر، حمید عاشوری، ایمان عبدی، میلاد غفرانی، مرتضی فروزانفر، توحید لواسانی، ستاره مشفق، سحر مصباح، هانیه مقدم، ادیب وکیلی (روزهای دوشنبه ۴ تا چهارشنبه ۶ شهریورماه) فردا جمعه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
حسین رحمانی و گروه هنری پژواک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول ممنونم از گروه اجرایی و تیوال برای دعوت تیوالی ها به عنوان مهمان.
(کمی با تاخیر نظر مینویسم. متاسفانه زودتر فرصت نشد.)

سبک اجرایی این نمایش برای من جالب بود. بازی های گروهی، هماهنگی در اجرا، همه نشون دهنده تمرین و زحماتیه که برای این نمایش کشیده شده.
سوژه و موضوع کلی اثر میتونست خیلی جذاب تر باشه، اما متاسفانه داستان (در واقع سبک بازنویسی و امروزی شدن داستان) توی ذوق میزد برای من. طراحی صحنه هم تا حدی همینطور بود.
موسیقی و قدرت نوازندگی جناب رضانیا عالی بود.
بابتِ انرژی و توان اجرایی بازیگر نقش "کوریولانوس" بهشون خسته نباشید میگم. واقعاً کنترل بازی و دیالوگ گفتن با این میزان راه رفتن و دویدن کار سختیه.
بازیگر نقش "مادر کوریولانوس" هم حس خوبی داشتن برای این نقش.
من هی دارم پست های شما رو نگاه میکنم ، ولی کامنتی از میثم جان نمیبینم :)))
۳۱ مرداد
عه
من گمان بردم سکوت شما ناشی از رضایت شما پیرو نکوهش های ما من باب نمایش بوده است
پس نبوده است...
چه خوب. خوشحالم براتون
متاسفانه گاهی یادم میره لذت ببرم دیگه ...
۳۱ مرداد
با نظرات شما و بقیه دوستان موافق بودم، اما نه به شدتِ شما :)
قطعاً که میتونست خیلی بهتر باشه، از خیلی جهات! اما مواردی هم داشت که من دوست داشته باشم.
۳۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «کوریولانوس» به کارگردانی مصطفی کوشکی
فلسفه نبرد سلبریتی‌ها و فرودستان
سید حسین رسولی
این روزها نمایش «کوریولانوس» به نویسندگی ویلیام شکسپیر و کارگردانی مصطفی کوشکی در تئاتر مستقل روی صحنه رفته که محصول تمرین بازیگران تازه‌کار زیر نظر کوشکی است.
گروهی اعتقاد دارند که که نمایشنامه «کوریولانوس» شکسپیر اصلا مهم نیست و مورد توجه هم قرار نگرفته است! در وهله اول باید این گزاره را رد کنیم و به این دوستان بگوییم که به نظرتان برتولت برشت آلمانی از کدام نمایشنامه شکسپیر اقتباس کرده است؟! آیا او تنها یک نمایشنامه از این نویسنده انگلیسی را لایق اقتباس ندانست که همین کوریولانوس باشد؟ اگر به ویکی پدیا رجوع می‌کنید و نقدهای آبکی می‌نویسد وای به حال نقد و انتقاد. نمایشنامه شکسپیر به طور خاص به نظام‌های سیاسی و رابطه مردم و قهرمانان ... دیدن ادامه » سیاسی می پردازد و با همین تفسیر به شدت انضمامی عمل می‌کند و دست به نقد سبک زندگی درباریان دوران خود می‌زند. از این منظر، انتقاد اول به اجرای کوشکی این است که ای کاش نمایشنامه‌‌ای سیاسی با رویکردی انضمامی (دارای زمان و مکان مشخص) و با توجه به شرایط زندگی روزمره ایرانیان حاضر نوشته و اجرا می‌شد؛ با اینحال او از «دراماتورژی انضمامی و انتقادی» بهره می‌گیرد. کار کوشکی بسیار مهم است زیراکه کیفیت اجرایی مناسبی دارد و بر اساس ایده کارگردانی پیش می‌رود و به متن وابسته نیست. البته این گزاره مخالفان و موافقان فراوانی دارد ولی اغلب نظریات کارگردانی بر اساس مطالعات اجرایی پیش می‌رود و متن نیز همان واژگان روی کاغذ است؛ تا وقتی هم شکل اجرایی به خود نگیرد خبری از تئاتر نخواهد بود. داستان به سرداری رومی و قهرمان به نام گایوس مارسیوس کوریولانوس می‌پردازد که می‌خواهد رهبر سیاسی بشود ولی درگیری‌های او با مردم و توهین‌های او نسبت به مردم باعث می‌شود تا مردم به او حمله‌ور شوند و او هم به منظور انتقام به سراغ دشمنان می‌رود و اتحادی خطرناک را شکل می‌دهد؛ پس ساختار این درام بر اساس انتقام شکل گرفته است اما نباید از نگاه طبقاتی شکسپیر غافل شد. او یک نبرد طبقاتی را نشان می‌دهد که در آن اشراف و نظامیان در یک سو هستند و مردم پابرهنه و گرسنه هم در سوی دیگر. اقتباس برشت را هم می‌توان با توجه یکی از شعرهای او تحلیل کرد زیراکه او می‌سراید: «و چون جنگ در پنجمین بهار نیز/دورنمایی از صلح را نشان نداد/سرباز تصمیم خود را گرفت/و به مرگی قهرمانانه مرد». شکسپیر نگاهی هوشمندان و تحلیلی به جنگ دارد و سرداران را «قهرمان مردم» می‌داند ولی برشت به شدت ضد جنگ است و سربازان را قهرمان می‌داند. کوشکی در کارگردانی خود به مردم می‌تازد و آنان را توده‌ای خیانت‌کار، تن‌آسا، در حال خواب و خوردن و باری به هر جهت می‌بیند و قهرمانان هم مانند سلبرتی‌های امروز هستند. او رسانه‌های جمعی و پرچم‌های کشورهای مختلف را هم نمایش می‌دهد حتی موسیقی اخبار شبکه بی‌بی‌سی را هم مدام پخش می‌کند. در پایان باید به کیفیت بسیار بالای بازیگر نقش کوریولانوس اشاره کنیم که دیدنی است.
این نمایش تمدید شد. خرید بلیت از پنجشنبه ۳۱ مرداد تا شنبه ۲ شهریور، به کارگردانی مصطفا کوشکی و با بازی فاطمه اسدی، هدیه بختیاری، مهشاد پاکدامن و ... فردا (یکشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
از اکثر نمایش هایی که در تیاتر مستقل دیده ام لذت برده ام و با حس خوب از سالن خارج شده ام. به همین دلیل این سالن در صدر لیست نمایش دیدن های من قرار دارد.
همچنین در طول این سال ها هر کاری از آقای مصطفا کوشکی دیده ام- برای من که خود را بیننده حرفه ای تیاتر می دانم و مرجع دوستانم برای خرید بلیت تیاتر هستم- تحسین برانگیز بوده است. از باد شیشه را می لرزاند و رویای یک شب نیمه تابستان گرفته تا آخرین کار ایشان کوریولانوس.
کوریولانوس برای من به دلایل مختلفی نمایش قابل تحسین و تامل برانگیزی بود. ریتم نمایش خوب بود. زمان یک ساعت و ربع آن با سرعت مناسبی گذشت و تراژدی شکسپیر که اولین بار بیش از چهار قرن پیش نوشته شده است چنان خوب اجرا شده بود تا من ایرانی بتوانم نسبتی با آن در تاریخ معاصرم بیابم. در سراسر نمایش و پس از آن ذهنم درگیر رابطه یک ملت با قهرماننش و سیاست ... دیدن ادامه » مدارانش بود و الان هم که این چند خط را می نویسم هست.
آقای کوشکی، همچنین، توانسته بودند به خوبی از بازیگران جوان و پرانگیزه نمایش بازی بگیرند، نقش ها به درستی به هر کدام از آن ها محول شده بود تا بازی ها به نقطه قوت نمایش تبدیل گردد. دکور نمایش هم مثل اکثر کارهای کوشکی هوشمندانه بود.
سر آخر آنکه نمایش چنان دلپذیر نبود اگر موسیقی خوب و خلاقانه آن با اجرای زنده علیسینا رضا نیا وجود نداشت. توصیه من این است که در چند روز آینده دیدن نمایش را از دست ندهید.
واقعا حیف هست که این نمایش با صندلی های خالی اجرا میشه
۲۶ مرداد
خیلی ممنون از تحلیل دقیقتون.مایه ی خرسندیه که نمایش تونسته ذهن مخاطب رو بعد از اجرا درگیر محتوا و سایر عناصر نمایش بکنه.سپاس از دقت ِِ نظرتون.
۲۶ مرداد
خواهش می کنم آقای رحمانی
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از هر چیز تشکر کنم از تیم اجرایی که بنده و سایر دوستان رو برای دیدن این نمایش دعوت کرد. کار قشنگی بود که امیدوارم ادامه داشته باشه. :)
نمایش رو دیدم و از دیدنش لذت بردم و بیشتر شگفت زده شدم که چرا نمایشی در این سطح با این استقبال کمتر از حد انتظار مواجه شده. حتی همراهم که به شدت آدم سخت گیری در نقد نمایش ها هست هم از دیدن کار لذت برده بود. بازیگر نقش کوریولانوس و نقش مادر کاملاً یک سر و گردن بالاتر از سایر بازیگرا بودن. بخصوص بازیگر نقش اصلی که از لحاظ بدنی و تنفسی عالی بود و کاملاً نشون دهنده این موضوع بود که روی کاری که داره انجام میده تسلط کافی داره.
در مورد جناب رضانیا چه میشه گفت جز اینکه ارزش این نمایش با هنرنمایی ایشون دو چندان میشه. در بعضی از لحظات نمایش به قدری ایشون قطعات موسیقی رو شورانگیز اجرا می کردند که توجه مخاطب رو از خود نمایش به ... دیدن ادامه » موسیقی در حال اجرا جلب می کردند.
نمایش در برخی از موارد ضعفهایی داشت و مهمترین ضعفش از نظر من این بود که هنوز مخاطب واقعیش رو نمیشناخت. بعضی از مفاهیم رو کاملاً سربسته و برخی دیگه رو کاملاً شعاری مطرح میکرد. این حد از شعارزدگی حداقل به مذاق بنده خوش نمیومد. جناب کوشکی (که اکثر کارهاش رو دوست داشتم) همیشه به نظرم میومده که تیم یک دستی در پشت صحنه ندارن و همه عوامل در یک سطح نیستن. مثلاً دکور این نمایش (با اینکه از ایده پرچمها خوشم اومد) ولی میتونست خیلی بهتر باشه. یا مثلاً متوجه نشدم بازیگری که کارتهای "جنگ"، "تبعید" و... رو نشون میداد دقیقاً به چه علت دقیقاً همون طراحی لباسی نمایش "رویای یک شب نیمه تابستان" رو داشت! و از اون بدتر اینکه در اجراهای اول گویا لباس دقیقاً هم به همون رنگ بوده. به نظرم این ضعفهای کوچک از ارزش واقعی این کار کم میکرد.
از آخرین نمایشنامه‌های تراژیک شکسپیر با مضامین جنگ، سیاست و انتقام که با دراماتورژی مناسب و پرداختی طنز در لایه‌های داستان و طراحی دکوری تجربی و خلاقانه به اثری خاطره‌انگیز بدل گشته است که ترکیب صحنه با کاراکترها و وجود برخی آکسسوارهای خاص مانند بلندگوی دستی در خلق فضای کمیک و خنده گرفتن از مخاطب موفق عمل می‌کند؛
متنی که با کاشت‌های هوشمندانه روایت سیاسی روز از منطقه زیستی این روزهای ما را به نمایش می‌گذارد؛
بازی‌های هماهنگ گروهی از بازیگران جوان که با درخشش در صحنه خبر از تمرین زیاد در بیان دیالوگ‌ها و تک‌گویی‌ها و البته حرکات موزون و میزانسن‌ها دارد و بازیگر اصلی نقش کوریولانوس که با فیزیک مناسب و بازی سخت ٩٠ دقیقه‌ای خود به روی سطحی متحرک او را از سایر بازیگران در مقام قهرمان جدا می‌ساخت؛
طراحی صحنه و نور خلاقانه و نوآورانه ... دیدن ادامه » و طراحی لباس‌های متحدالشکل به رنگ سبز و قهوه‌ای و گریم‌ها در شکل‌گیری اتمسفر زمانی و مکانی روم باستان نقش بسزایی دارد؛
اجرای زنده و زیبای ارکستر موزیکال کامل توسط نوازنده‌ای چیره‌دست که مخاطب را در دل اثر می‌گنجاند و در پایان نمایش که با ترانه‌ای سنتی حال و هوای نمایش را به پست مدرنیسمی دل‌نشین مبدل می‌کند؛
نکات منفی، گرمای سالن و عدم ارائه بروشور برای اطلاع از عوامل نمایش است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ٨/١٠
ایده: ٧/١٠
متن: ٧/١٠
بازی‌ها: ٩/١٠
طراحی نور: ٧/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
طراحی صحنه: ٨/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ٧/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٩/١٠
در همان ابتدای کار پرچم کشور های مختلف این پیام را به مخاطب القا می کند که این داستان تلخ در همه جای دنیا رواج داشته ، دارد و خواهد داشت. خودخواهی نوع بشر که او را به موجودی مصرف گرا مبدل ساخته که از همه چیز منجمله خدا ، دین ، قهرمان ، هنر ، وطن و ... برای ارضای خواسته های حقیرش استفاده می کند . قهرمان تلاش می کند برای توده ای منفعل و خودخواه و در آخر هنگامی که تاریخ مصرفش به اتمام رسید دور می اندازندش. در آخر کار قهرمان از ما ، ملت نظاره گر ، پر توقع و بی آرمان انتقام می گیرد . هماهنگی ، طراحی ، دکور ، موسیقی و کارگردانی نسبتا موفق توانست تا حدودی عظمت اثر چندوجهی شکسپیر را به نمایش درآورد.

بازیها بد نبود ولی میتونست بهتر باشه
دکور خیلی معمولی بود میتونست بهتر باشه ولی ایده تردمیل و بازی روش خیلی خوب بود.
نور بازی نداشت میتونست بهتر باشه
طراحی لباس خوب بود ولی جا داشت بهتر باشه
موزیک عالی بود، فکر نکنم بهتر از این باشه
کارگردانی نصفه کاره بود. میتونست بهتر باشه
در کل احساس میکنم آقای کوشکی تمام انرژیشو روی کار نمیزاره و کار به سامان نهایی نرسیده میره کار بعدی.
 حیف آقای کوشکی کمی صبور باشید چون تلاش و خلاقیت و  انرژی خیلی خوب در کار هست اما نصفه کاره چفت و بست در بعضی جاها خوبه یه جاهایی ول شده
یه جورایی اسکیس کارو میبینی ، در حالیکه کار نهایی میتونه خیلی بهتر باشه.
و گرمای سالن از اواسط کار لذت کار و کمتر کرد.
کاملا با نقدتون موافقم و منم دقیقا همین حس ناتمامی و ولشدگی کلیت این اجرا رو داشتم
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جدیدترین تیزر نمایش کوریولانوس منتشر شد از لینک زیر میتونید مشاهده کنید.
https://www.aparat.com/v/v6Vi2
روزهای پایانی این نمایش رو از دست ندید.
ممنونم از سخنگوی دولت اشرافی رم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۵ مرداد
وای خیلی خوب بودند سخنگو دولت الخصوص کیسه پول ها
۲۶ مرداد
ممنون از لطفتون خانم محمدرضای .مایه ی خرسندی ماست که نمایش رو دوست داشتید.
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
سپاس از مهر میزبانی و لطف اجرای شب گذشته
که با حضور و مشایعت جناب کوشکی خلوص این نشست کامل شد
دو خط برای کوشکی:
آقای نهضت ادب آموزی از مهر بودنت و خشوع صمیمانه و دستی که بر سینه به حرمت مخاطب گذاشته بودی ممنونم ، حرمتت برای من جاودان شد، نامت بلند باد
خواستم به حرمت قدمت تعظیم کنم که این ایستادن به مخاطب در عبور یا در حضور عزت میده و معرفت و منش و بزرگیتون رو میرسونه
جانت جور سرت سلامت دلت تا ابد خوش هر تجربه ات پر از موفقیت

دو کلام با لشکر جوان و پر آتیه رُم
جانان رفقایی که تلاشتون بر صحنه ملموس بود و تمایلتون برای عالی بودن ، مشخص ، خدا قوت دمتون گرم ⭐ ⁦❤️⁩ می‌دونم که صداهای خسته تون که گاهی نامفهوم میشد بخاطر فریاد هایی هست که میکشید تا به کمال مخاطب به باور برسه ، میفهمم تلاشتون برای در آمدن نقش آنقدر بود که گاهی برخی اگزجره میشد اما هر چه بود من دوستتون داشتم و از دیدنتون لذت بردم هرگز دست از تلاش نکشید دست های آسیب دیده چند نفرتون رو میشد دید که نشونه عشقتون و اعتقادتون به تئاتر هست ، منتظر دیدن بیشمار اجرا از تک تکتون و درخشیدن روی صحنه خواهم موند مؤمنم به رنجی که حاصلش گنجه

اما نظر
به زعم من کار از ریتم ناموزونی رنج میبرد گاهی ریتم تند بود و گاهی می‌افتاد
این بسته به نقشها تغییر میکرد این آنریتمی گاهی باعث خسته شدن مخاطب میشد
دائما مخاطب قطع و وصل میشد
علیرغم ... دیدن ادامه » جذابیت پرچم احوال ، حمل کردن اکساسوار و حضور بازیگری برای این کار در صحنه بی نظمی بصری و یک رخوت ایجاد میکرد (بازیگر این بخش بسیار نازنین بودو این مطلب مربوط به عملکردشون نبود)
.
گمان میکنم برخی شعار زدگی ها هم در متن تکرار مکررات بود و دلزدگی ایجاد میکرد
گویش و آوای کلاسیک نقش اصلی اصلا جذاب نبود و کاراکتر رو دچار یک فریبکاری میکرد که حتی مخاطب آگاه هم بهش حق نمی‌داد
گمان من در ضعف بازنویسی است اگر چه روایت شجاعانه به نقد از زمانه ای نگاشته شده که در اون زیست کردیم میکنیم و خواهیم کرد
همراه با مردمانی که صبح هنگام زند باد مصدق میگویند و شب نشده ننگ بر مصدق فریاد میکنند
من چون فهم درستی از روایت نداشتم قطعاً دوباره به دیدنش خواهم نشست

شما لطف دارین آقای لهاک گرامی
۲۶ مرداد
جان دلی آقا⁦❤️⁩کوشکی
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتی بود که در تیوال فعالیت نمیکردم. اما امشب با تماشای نمایش کوریولانوس مجبور شدم سکوتم رو بشکنم.
واقعا برام عجیبه که این نمایش تقریبا هرشب با صندلی های خالی به اجرا میره.
مگه ما از یک نمایش خوب چه انتظاراتی داریم؟ درسته که سلیقه میتونه دخیل باشه. اما برام جالبه که کمتر کسی این نمایش رو تجربه کرده که دوست داشته یا نداشته باشه.
عدم استقبال از این نمایش دلایل زیادی میتونه داشته باشه مثل عدم حضور سلبریتی ها که شخصا از این امر خرسندم. اما یکی از دلایلی که به ذهنم رسید برمیگرده به یک دیالوگ در نمایش ریچارد سوم اجرا نمیشود که به کارگردان گفته شد؟ چرا نمایش های سخت و جدی تر رو میخوای0 روی صحنه ببری و ریسک کنی؟ مثلا رویای شب نیمه تابستان و اجرا کن و مطمئن باش که جواب میگیری.
این دقیقا اتفاقی هست که الان افتاده. دو نمایش با یک کارگردان و یک نویسنده ی نمایشنامه. ... دیدن ادامه » یکی سرشار از اقبال و یکی دیگه بدون اقبال. در حالی که دومی چیزی از اولی کم نداره. خلاصه امیدوارم تو روزهای باقیمانده استقبال بیشتری از این نمایش به عمل بیاد.
اما نظرهای خودم در مودر نمایش. به نظرم همه چیز به درستی و اندازه در این نمایش سر جای خودش قرار گرفته بود. متن نمایشنامه خیلی نظر من رو جلب کرد.جالبه که این نمایشنامه ی شکسپیر خیلی کمتر شناخته شده هست. فضای داستان کاملا روایت گره 5 دهه گذشته کشور و مردممون بود. از موسیقی سنتی آخر کار کمی شوکه شدم. اما با کمی فکر به دلایل منطقی رسیدم. با این موسیقی فضای داستان کاملا لوکالیزیشن شد و به خود ما و کشورمون تعمیم داده شد. صحبت موسیقی شد. واقعا از موسیقی زنده لذت بردم. مخصوصا در لحظه های جنگ. بازی همه ی بازیگرها رو پسندیدم و هیچ اشکال و کم کاری و ضعفی ندیدم. از این جهت از جناب کوشکی ممنونم که تو این دورانی که موفقیت اقتصادی نمایش ها به حضور سلبریتی ها وابسته هست استعدادهای جدید استفاده میکنن و به اونها فضا میدن. نمایش دکور خاصی نداشت و البته احتیاجی هم نبود. نمایش بر پایه ی میزانسن ها بود و کاملا به زیبایی میزانسن ها طراحی شده بود.
در نهایت خوشحالم که به دیدن این نمایش رفتم و یک تجربه ی لذتبخش دیگه از کارهای مصطفی کوشکی رو به دست آودرم. امیدوارم تو روزهای باقیمانده از این نمایش به اندازه ی لیاقتش استقبال شه.
لطفا آهسته، مردم در حالِ خوابند!!

-نگاهی به نمایش کوریولانوس به کارگردانی مصطفی کوشکی در تئاتر مستقل تهران


-امید طاهری
نویسنده و منتقد تئاتر


-مصطفی کوشکی از سرگذشت «گایوس مارسیوس کوریولانوس» نمایشی را روی صحنه برده که اگر چه نگاهی است به تراژدی گمنامِ شکسپیر به نام «کوریولانوس»، اما بر خلاف دیگر نمایش این کارگردان ( رویای یک شب نیمه تابستان ) رنگ و بویی از نمایشهای شکسپیری در این اثر نمی بینیم.

-کوریولانوس برداشتی کاملا آزاد از نمایشنامه شکسپیر است و کوشکی در این اثر قصه و موضوع را مطابق با ایده ی خود پیش برده است. این تولید تازه تئاتر مستقل تهران، محصولی کارگاهی است که تمام بازیگران آن برآمده از دل کلاس های بازیگری در این مجموعه هستند. نمایشی سخت و نفس گیر که بویژه برای بازیگر نقش کوریولانوس، یک ماراتن دشوار محسوب می شود و ایمان عبدی ریاضت کشانه در این اثر توانایی های فیزیکی خود را در چالش دشواری که کارگردان برایش ایجاد کرده به نمایش می گذارد.

-تمام ابعاد و مولفه های تولید تازه مصطفی کوشکی، جسورانه و بی پروا است. از انتخاب متن گرفته تا بازنوشت آن، تعداد زیاد بازیگران جوان، گستردگی صحنه، دکور و طراحی کارگردانی، تمام اینها در لبه ی پرتگاه قرار دارند و درست مانند دویدن قهرمان قصه روی تردمیل، باید از تمرکز و توان کافی برای حفظ تعادل نمایش برخوردار باشند. اتفاقی که در اثر تازه تئاتر مستقل تهران رخ می دهد. نمایش موفق می شود از میان تمام دشواری ها عبور کند و رفته رفته شکل نهایی و تصویر کلی خود را به ما نشان دهد.

-کوشکی ... دیدن ادامه » در این نمایش در زمان سفر می کند تا مرزهای زمانی اثر را از میان بردارد. از سویی نشانه هایی دال بر سالخوردگی قصه در تن و لباس بازیگران قرار می دهد و از سوی دیگر در زبان، آکساسوآر و موسیقی، نشانه هایی کاملا امروزی را برای جلوگیری از توقف تماشاگر در گذشته ای موهوم عرضه می کند.

-اما در پهنه ی این نمایش دو نیروی عمده در کشمکش هستند و بر هم می سایند. هر بار یکی دیگری را مورد هجوم قرار می دهد و از ریخت می اندازد. یکی توده ( مردم رم ) و دیگری قهرمان ( کوریولانوس )

-جدال این دو با هم برآمده از نمایشنامه شکسپیر است اما در نمایش مصطفی کوشکی به خط اصلی قصه و ستون معنایی اثر تبدیل می شود. اگر در کوریولانوسِ شکسپیر مساله سرزمین و وطن با تلاش مادر و همسر کوریولانوس برای انصراف قهرمانِ خشمگین از یورش به سرزمینش، معنای اصلی درام را شکل می دهد اینجا اما ماهیت توده و قهرمان، مورد نقدی تند قرار می گیرد.

-نقد توده گاه بر تلقی های فکری و روانشناختی که پایه و اساس خرافی دارند می تازد، کج فهمی ها، ترس ها، منفعت طلبی ها و رذالت های اخلاقی را مورد نقد قرار می دهد و گاه بنیان های سیاسی و نهادهای قدرت فاسد در جوامع را مبتنی بر ماهیت توده و عملکرد آن می داند. در نمایش مصطفی کوشکی توده، به تمامی در جبهه شر قرار می گیرد. از ابتدای نمایش در پوزیشن خواب، معنای آشکار تنبلی و انفعال را تولید می کند و نمایش این وضعیت مضحک را چنان تاکید می گذارد که توده مجموعه ای مبتذل جلوه می کند که سزاوار لعن و نفرین قهرمانش است. این خیلِ خواب زده ی شهوت رانِ شوخ و شنگ، به چیزی جز آسایش و امنیت خود نمی اندیشد و قهرمان را نه برای قهرمان بودنش که برای جانشینی وظایف و مسوولیت های سخت و خطرناکِ خودش می خواهد. توده قهرمان را وکیل انجام تمام اموری می کند که نیاز به حرکت، شجاعت، جسارت و از خودگذشتگی دارد و خودش از تمام این نشانه های قهرمانی تهی است. به نوعی قهرمان برای چنین توده ی چرکینی، رعیتِ کارهای سختش است تا مبادا جان و مالش به خطر بیافتد. از همین روی آنجا که قهرمان با کلامی درنده، ماهیت چرکین این توده را چون سیلی بر صورتش می کوبد، آنها خیلی زود این رعیت هیولا را از قدرت به زیر می کشند و تبعیدش می کنند. اینچنین است که قهرمان در نمایش کوریولانوس، بر علیه خلق بر می خیزد و عزمِ نابودی مردمش را در پیمانی تلافی جویانه با دشمن آنها زمینه چینی می کند.

در سوی دیگر این میدان، قهرمان با تمام نشانه های شکوهِ تنانه، به تصویر کشیده می شود. به موازات خواب های سردِ توده، تن او مدام در تکاپوست، به لحاظ ویژگیهای بصری اجرا، سکون توده و بی تحرکی اش و در مقابل دویدن های طولانی و نفس گیر قهرمان بر روی تردمیل، زاینده اندیشه ی محوری این نمایش است. کوریولانوس، یکسره تن است. او یا فحاشی می کند یا از مادرش می گریزد. از مهری که می خواهد او را به سخن گفتن وادارد می گریزد. گویا علاقه ای به دیالوگ ندارد. چنین قهرمانی خود جای نقد دارد و قطعا نمی تواند علاوه بر اینکه قهرمان مردم رم است، قهرمان نمایش مصطفی کوشکی هم باشد. این قهرمان در بستر اجرا به ضد قهرمان تبدیل می شود و عملا کوشکی در این نمایش نابودی و مرگ را محصول چنین پیوندی می داند. توده ای منفعل و ترسو و قهرمانی یکسره تن باور.

-با این حال نمایش در برخی لحظات به سوی قهرمان غش می کند و شاید این خطری است که کوریولانوسِ مصطفی را تهدید می کند. چیزی در دل این اثر وجود دارد که می تواند فاشیستی شدن معنا را به کلی از اجرا دور کند. همسر کوریولانوس. هم او که در سراسر اجرا اشک می ریزد و سخن نمی گوید یا اندک می گوید. این عشق غبار گرفته ی اجرای کوشکی، نیازمند اندکی غبار روبی است تا نقطه ی عزیمت اجرا به امیدی برای ادامه حیات باشد.

چه میشود بر این متن در کمال ، افزود
همه گفتنی ها گفته شد
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید به بازیگرای جوان و پر انرژی این نمایش، کاملا مشخص بود تمرین زیادی شده برای اجرای این کار. دمتون گرم، خسته نباشید.
کار عزیز نوازنده ای که موسیقی این نمایش رو بصورت زنده اجرا میکرد بسیار عالی و قابل تحسین بود، مخصوصا که چندین ساز مختلف رو متناسب با روند داستان و کاملا هماهنگ و درست، به تنهایی مینواختند.
متن امروزی شده نمایش و حجم شعارهای گل درشت نمایشو اصلا دوست نداشتم.
بازیها و دیالوگهای کمدی دو شخصیت این نمایش، با اینکه واقعا خنده دار بود ولی کاملا نچسب و جدا از متن اصلی و روند نمایش بود.
طراحی صحنه و پرچم کشورها و ... از درک من فراتر بود، کلا نفهمیدم به کجای متن شکسپیر میشد ربطش داد، شاید جهت نشان دادن جنگهای با اهمیت و بی اهمیت بین کشورها بود...نمیدونم، گفتم از درک و سواد من فراتر بود :))
تشکر از جناب کوشکی یا هر عزیز دیگه ای که مارو ... دیدن ادامه » برای دیدن این نمایش دعوت کرده بودند. سپاس فراوان.
خدا رو شکر.. بعد از چند تا یه ستاره،یه سه ستاره دیدی.. :)
۲۳ مرداد
ممنون از به اشتراک گذاری نظرتون
۲۴ مرداد
ممنون از شما جناب کوشکی، زنده باد.
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی مصطفا کوشکی و بازی فاطمه اسدی، هدیه بختیاری، مهشاد پاکدامن، مینا حیدرزاده، یزدان دارابی، الهه دژپسند، حسین رحمانی، ریحانه رنجبر، مهام شریفی، میلاد شیخلر، حمید عاشوری، ایمان عبدی، میلاد غفرانی، مرتضی فروزانفر، توحید لواسانی، ستاره مشفق، سحر مصباح، هانیه مقدم، ادیب وکیلی (روزهای دوشنبه ۲۸ تا چهارشنبه ۳۰ مردادماه) امروز چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من مهام شریفی عضو کوچکی از خانواده نمایش کوریولانوس در کنار هم به مدت ۱۳ ماه زندگی کردیم و آموختیم که روی صحنه بودن به چه معناست.نتیجه این تجربه نمایش کوریولانوس اثری متفاوت از ویلیام شکسپیر که میتونه ذهن شما رو به کنکاش وادار کنه ازتون دعوت می کنم برای شریک شدن در این تجربه به دیدن این کار بیاید و ما رو از نظراتتون بی نصیب نگذارید. سپاسگزارم
کوریولانوس، نوشته ایست که به خاطر بار سنگین مفهوم اجتماعى و جسارت بیان، شاید کمتر از نمایشنامه هاىِ دیگه به قلم شکسپیر به آن پرداخته شده ،اما اگر به محتوا و عمق نمایشنامه دقت کنیم متوجه میشیم که چقدر به ما نزدیک و برامون قابلِ لمسه!
یه تراژدىِ جذاب، با رنگ و بوى کُمدى که عجیب میتونیم جامعه اى که ٧٥ دقیقه روى صحنه جریان داره رو با تمام وجود حس کنیم.
براى خود من بسیار تجربه ى لذت بخشیه ، از روز اول شروع کارم با آقاى کوشکى و گروهى که باهاشون زندگى کردم شبانه روز تا حالا که سیزده ماه از تمریناتمون مى گذره و میبینم که نتیجه ى همه ى این تلاش چند ماهه و زحمت هاى ِ استاد عزیزم وصبرشون و ایستادنشون دقیقاً کنارمون (که پا به پا باهامون راه اومدن و بهمون یاد دادن ) کاریه که هر لحظه بیشتر از قبل دوستش دارم و باهاش زندگى مى کنم .
خوشحال تر میشم وقتى که میبینم ... دیدن ادامه » و میشنوم که چقدر از جانب مخاطب هاى کار رضایت وجود داره و از دیدن ما و نتیجه ى این مدت تمرین ما لذت میبرن.
این چند ماه مَن، خیلى از شخصیت ها و موقیعت هارو تجربه و زندگى کردم و هنوز هم یاد میگیرم و کشف مى کنم و یادگرفتم ازتون خیلى چیزارو آقاى کوشکى که یکیشون اینه که چطور با همه ى وجودم روى صحنه باشم و زندگیه من در اون لحظه همونجاست...!
داستان چیه که هی تک تک بازیگرهای این نمایش میان همچین متنی میذارن ؟؟؟
این هم داستان جدیدیه که قرار آقای کوشکی مد کنن؟؟؟
مثل فروختن ظرفیت اضافه تا زیر پای بازیگر که خیلی وقته مد کردن ؟؟؟
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من فاطمه اسدی هستم بازیگر کوریولانوس به کارگردانی مصطفا کوشکی ، بهتون پیشنهاد میکنم بیابن و کاریو ببینید که حاصل ۱۳ ماه تمرین در کنار یک گروه با انرژی و حرفه ای بوده.
ایده این کار که در عرصه تائتر کمتر بهش پرداخته شده بسیار خلاقانه و با تم تراژیک و توام با حس کمدی در بستری از وقایع جامعه ی امروز ما بر روی صحنه تئاتر مستقل تهران در حال اجراست.
۱۳ ماه تمرینی که ازش حرف زدم برام یک تجربه جذاب بوده پر از یادگیری،خوندن آثار فاخر جهان و تمرینات سخت بدنی و بیان که همه ی اینها در کنار آقای کوشکی و صبر و جدیتشون توی کار میسر شد...کوریولانوس اجرایی که هر روز بیشتر دوسش دارم