تیوال نمایش دیوان تیاترال
S3 : 16:40:42
  ۰۶ تا ۳۰ دی ۱۳۹۵
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰، ۱۵,۰۰۰ و ۱۲,۰۰۰ تومان

: محمود استادمحمد
: روزبه حسینی
: علی رضا دری (مش ببول، آواز)، رؤیا بختیاری (خانم بالا. آواز)، نرگس امینی (گلنسا، آواز)، پژند سلیمانی (آفتاب، آواز)، مروارید مهر (مهتاب، نوازنده ویلون، آواز)، رضا علوی (میراب)، حمید خوش‌نویس (فرهاد)، سهیل بابایی (یاقوت، آواز)، ماندانا جبّاری (سرور، آواز)، علی افشاری (جارچی)، نسترن عاشوری (قاصدک، آواز)

: روزبه حسینی
: پریدخت عابدی نژاد
: ماریا حاجیها
: سروش کریمی نژاد
: کاوه کاتب
: پویا نوروزی
: آیدا روزبهانه
: امیر ترحمی
: مرتضا حقیقت بیان
: نشاط باقری
: نگار بیگی
: محمد هاشمیان
: محمد سلیم
: الناز ضیاسعیدی، رسول نور محمد زاده
: محمد هاشمیان
: قریبرز قربان‌زاده
: بهمن صنیعی
: زهرا شایان فر
: فریبا جدیدی
: زینب لک

همراه با مقامی خوانی و دوتارنوازی ِ روزبه مهر  در نقش پهلوان
کاری از گروه فیلم و تیاتر وَ ناگهان

«مش ببول» در شرایط قحطی آب، عاشق «سرور» شده است. مهریه‌ی سرور آب قنات کوه بیستون است. ببول از سویی و «آفتاب» و «مهتاب» از سوی دیگر به رهنمود پهلوان به نمایندگی از مردم شهر هفت دروازه، به کوه بیستون می زنند و در آنجا فرهاد کوه کن را ملاقات می کنند...

اخبار وابسته

» «دیوان تئاترال» پذیرای هنرمندان خواهد بود

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال








عکسی متناسب با محتوای نمایش« دیوان تئاترال »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/0t5m_theatrral.jpg







یکی از زیباترین تصاویر انتخابی ات بود رفیق...درود بر تو

باز می توانیم
ابرها را برای دیدار باران زمینی کنیم

۲۹ دی ۱۳۹۵
محمد جان بیکرانگی لطفتان را سپاس
نیک مادر را مشوقید به دیگر شوق ممنونم .
۳۰ دی ۱۳۹۵
بسیار ارادتمندم بانوی مهربان تیوال
۳۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دیوان تئاترآل " زخمه ای بر تارِ عشق ؛ آرشه ای بر سیم ِ جان "

دیوان تئاترآل نمایشی ایرانی ست با الهام از شاخصه های ملی و بومی معطوف به عشق و توجه ویژه به ارزش آب وقنات و اسطوره های داستانی و خصائل ِانسانی ، راوی ِقصه ای که بی زیاده گویی و هجو نمایی مخاطب را بهمراه خود با گره های داستانی روبرو میکند.
کارگردان بی آنکه بخواهد با اشارات ِطنزگونه به ورطه ی لودگی و حتی نمایش های لاله زاری بیفتد ، با رعایت ِخطوط ِموتیف اصلی و طنز ِاندازه ، موقرانه در بستری از موسیقی ِقوی و شگفت انگیز ِتلفیقی ِسنتی و مدرن، چنان پیش میرود که عناصر ِکارکردی اجرا را، تبدیل به زنجیره ای میکند بهم پیوسته و مکمل که هرکدام نقشی اساسی و کلیدی را ایفا میکنند ..واین بهم پیوستگی ِکاملا درهم آمیخته و بجا در بازی ها ، طراحی حرکات بدن ، طراحی صحنه ،گریم و لباس، موسیقی ، نورپردازی ... دیدن ادامه » و میزانس هابروی متن سوار و نتیجه ای قابل قبول میسازد
شخصیت ها در دیوان تئاترآل نقش ِهای کلی و بیشتر مفهومی وتعمیم پذیرندبی آنکه بخواهند تیپ و یا شخصیت مشخصی را تاکید کنند حتی آن بخشی که بشکل سورئال و فانتزی عرضه میشود. کارگردان توانسته ست بخوبی تاثیر دراماتیک ِشخصیت هارا در کلیت داستان با تکیه بر خصائل انسانی ، جای دهد و از آن مناسباتی را بیرون بیاورد که حامل پیامی فراتر از روابط فی مابین شخصیت هاست ..
واین تعامل تاجایی پیش میرود که حتی افسانه ی عشق ِفرهاد و شیرین ، آشنازدایی میشود و حقیقتی را بازنمایی میکند که درنوع خود کلیشه شکنی و بیانی ست برای فروکاستن ِتعصبات ِسنتی و طبقاتی ِاجتماعی وحتی هویت بخشی جنسیتی در جامعه ی مورد نظر
نقش زنان در متن و اجرا ، چشمگیر ست و از آنان موقعیتی را به نمایش میگذارد که اقتدار ، ایده و خلاقیت ِذاتی اشان جلوه گرو تعیین کننده ست ..لطافت ،حس زنانگی وامید در زندگی ، نیروی محرکه ی حیات و اثربخشی ِفعالانه بخوبی در زنان نمایش مشهود ست ..
اما بی شک پررنگ ترین بخش ِ قابل ستایش دراجرا ،موسیقی آنست چه آن بخش مقام خوانی و دوتارنوازی ِروزبه مهر چه بخش ِموسیقی مدرن و الکترونیک با سرپرستی کاوه کاتب ونوازندگی و وکال آیداروزبهانه و ویلن نوازی ِمروارید مهر که با معاصرسازی ِآوازها وهارمونی ِریتم ، احساس خوشایندی را برای مخاطب رقم میزند
متن سراسر نظم و ریتمیک به قلم استاد محمودفقید و تسلط بازیگران در بیان نیز تحسین برانگیز ست
نمایش دیوان ِتئاترآل اجرایی شریف و حرفه ای ست که با کارگردانی روزبه حسینی ، نمایشی ایرانی اما امروزی را تقدیم ِعلاقمندان تئاتر ایرانی میکند که درنوع خود کم نظیرست
با آرزوی بهترین ها برای کارگردان ِخوب و گروه ِموفق شان ،امیدواریم به اجراهای آتی شان در آینده ای نزدیک..

نیلوفرثانی
16 دی 95
بسیار عالی ...
یکی از ارزشمندترین نکات در مورد این نمایش همانطور که تو دوست خوبم اشاره کردی دور ماندن اش از فروغلطیدن‌در ورطه ی لودگی های سخیفانه ی گاهی مبتلا به این گونه نمایشی است.
خوشحالم که می نویسی
۲۳ دی ۱۳۹۵
بس عالی .

نیلوفر جان ثانی عزیزم سپاس ها .

نمایش را دوست داشتم و

نقدتان را دوست تر.
۳۰ دی ۱۳۹۵
خانم ثانی گرامی ممکنه یه آدرس ایمیل یا راه ارتباط از خودتون لطف کنید؟
۰۴ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((آوازهای هستی بخش آبی))

دیوان تئاترال ،نمایش موزیکال ایرانی خلاق،حرفه ای و به طور غافلگیرکننده ای ، جذابی است. نمایشنامه استادمحمد فقید زبان آهنگین و رنگین، فرحناک وسرشاری دارد با محتویی که به طور عمیق و تاریخی با یکی از دغدغه های دیرین ایران زمین (کم آبی) پیوندهای دراماتیکی برقرار می کند و از خلال داستان عامیانه ی عشق لوطی (مش ببول) به سرور، نقبی هم به عشق اسطوره ای فرهاد و شیرین می زند.
نمایش طراحی های زیبا ‌و چشم نوازی دارد و به نظرم مفهوم درستی را از تئاتر موزیکال ارایه می دهد چراکه موسیقی(ایرانی و تلفیقی)به طور کاملا ارگانیک به درون بافتار و ساختار نمایش نفوذ می کند و به عنوان یکی از ارکان پیش برنده روند نمایشی و داستانی مخاطبان را همراهی و با خود به پیش می برد.
دوتارنوازی و ویلن و گیتار الکترونیک و ...آوازهای کلاسیک و ایرانی و... در تلفیقی ... دیدن ادامه » موسیقایی زیبا و هوشمندانه ، داستان فولکلور عاشقانه ای در بستر جستجوی آب و قنات (این قدیمی ترین میراث جهانی ایرانی در مدیریت آب ) را در دو وجه ایرانیت و معاصر بودن با گشاده رویی و طنازی متجلی می سازد.
این اثر دلنشین موسیقیایی ایرانی و خلاق به طراحی و کارگردانی روزبه حسینی تنها تا پایان دی ماه در سالن سنگلج بر صحنه است.
ممنون اردشیر جان از پیشنهاد خوبت.
۱۷ دی ۱۳۹۵
معلم بزرگوارم افتخاری است تاییدی از شما گرفتن برایم..ممنونم
خوشحالم نمایش را دوست داشتید.
۰۷ بهمن ۱۳۹۵
آربی خان :))
۰۷ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

..........
....یادداشتی برای کمدی موزیکال ِ "دیوان تئاترال".............
..........نویسنده : زنده یاد " محمود استادمحمد"
.............. کارگردان: روزبه حسینی
...
چند خطی ِ داستان ِ نمایش :
مش ببول ..... درشرایط ِ قحطی آب / عاشق "سرور" شده است..... مهریه‌ی سرور / آب ِ قنات کوه بیستون است..... ببول ازسویی...... و " آفتاب " و " مهتاب " از سوی دیگر...... به رهنمود ِ پهلوان به نمایندگی ازمردم ِ شهر "هفت دروازه " به کوه ِ بیستون می زنند و در آنجا " فرهاد ِ کوه کن " را ملاقات می کنند….....( و باقی ماجرا )
متن این نمایشنامه / درامی ظریف و موجز / با زبانی شاعرانه است و بی شک / یکی از محبوب ترین متون ِ منظوم در دوره معاصر.... متنی که / بارها توسط ِ کارگردان های مختلف به روی صحنه رفته یا خوانش ( نمایشنامه خوانی ) شده است ...و هر یک ازآنها / خوانش های متفاوتی / متناسب با تحلیل ِ خود / از آن داشته اند وبه نظر من / اجرای روزبه حسینی وخوانش اوازمتن / به هیچ وجه درقواره های متن زنده یاد محمود استاد محمد نیست .....
در نمایش ِ روزبه حسینی.......انتخاب ِعوامل ِ نمایش/ در نقطه مطلوبی قرار دارد ....وهمه عوامل ِ نمایش .......خوب و سنجیده و حرفه ای/ انجام ِ وظیفه میکنند .....و به نظرمیرسد گروه ِاجرایی/ همه توان ِ خود را / برای اهداف ِ کارگردان بسیج کرده اند......و برای به تصویر کشیدن ِ خواست ِ کارگردان ......تلاش ِ فراوان کرده اند ....اما برخلاف ِ انتظار ......کارگردان ِنمایش / نه تنها در به صحنه کشیدن ِ این متن ِ خوب / ضعیف و ناتوان عمل کرده است / بلکه برای ایجاد ِارتباط ِ مناسب با مخاطبینش ....با مشکلات ِ بسیاری روبروست.....
از همان ابتدا / شاهد ِ نوعی آنارشی حاکم برروایت ِ صحنه ای " داستان ِ منظوم ِ نمایشنامه " هستیم ...و صحنه های نمایش ترکیبی از تکه های وقایعی ست / که نه لحنی کمدی - موزیکال دارد ...ونه ظرافت وطراوت ِملودرام ِعاشقانه متن ِ نمایشنامه / درآن پدیدار میگردد .....بیشتر به لالایی های نجوا گونه ای شبیه است / که نه هیجانی ایجاد میکند ونه نهایتن موجب ِ شوروحال ِ خاصی نزد تماشاگران میگردد ...بلکه موجب ِ یکنواختی و رخوت شده ومخاطب را خسته میکند ......
.طراحی واجرای نا مناسب و نسنجیده صحنه / با ایجاد ِفضایی دور از ذهن/ انتزاعی و نا متعارف .....کمکی به تفهیم ِقصه نمایش نمیکند ......اسکلت ِآهنی دو پله متحرک / که تا انتهای نمایش/ در صحنه های مختلف / پیش ِ چشم ِ تماشاگران/ دائم / تغییر ِوضعیت میدهند....نه تنها / بازی گاه ِمناسبی رابرای بازی بازیگران ایجاد نمیکنند ...بلکه / درتعویض صحنه های ملال آور/ موجب ِ سکته های فراوان درریتم ِاجرا میشوند.....صحنه ای که ازهمان ابتدا دست و پا گیر و مزاحم است .....حتا / پرده سیکلوی مستقردربکراند ِ صحنه هم / کاربردی صحنه ای ندارد وبیشترمحلی برای تاباندن ِ نورهای رنگی مختلف است....که چرایی تنوع ِ نورها روی آن .....بی جواب میماند
طراحی موسیقی واجرای آوازوتک نوازی وهم نوازی نوازنده ها ...بلاتکلیف است ...نه سنتی / نه مدرن / و نه حتا تلفیقی معنادارازاین دوشکل است وگروه نوازنده ها / همواره / یک اجرای بی شناسنامه وبی هویت را ....تدارک داده اند... .یک موسیقی آشفته / یکنواخت وازهم گسیخته....ترکیبی نا همگون از صدای سازهای ویولن / سه تار/ گیتار/ طبل و.....اساسن/ تکلیف ِموسیقی و تناسبش با متن واجرا مشخص نیست وبه کار گیری آنها / بیشترموجب ِاختلال میشود تا همراهی گوش نوازوتاثیر گذار ِ صحنه های نمایش.....
میزانسن های کارگردان ....هیچ کمکی به زیبا شدن عمل ِ صحنه ای بازیگران نمیکند و بیانگر/ یا القا کننده هیچ ِ فضا / یا مفهوم ِ خاصی نیست / یا اگرهست .....چشم نواز/ مناسب و تاثیر گذارنیست
بازیگران با آنکه بیان ِآزموده ای دارند ....با آنکه درک ِ خوبی ازموسیقی دارند ....با آنکه سعی میکنند هماهنگ و قابل ِ قبول باشند ......همواره نقش ِتعین کننده ای درایفای نقش ِ خود/ یا همراهی با دیگر بازیگران ندارند واین ماجرا در بیشتر ِ بده بستان های دیالوگ / بین ِآنها مشهود است وهر کدام / سعی میکنند کار ِ خودشان را به درستی انجام دهند تا متهم به کم کاری و کم فروشی نشوند ....
... دیدن ادامه » و این به معنای این نیست که آنها توانایی های لازم را برای ایفای نقش ندارند ...هرگز......به نظر ِبنده با همین بازیگران و با همین قابلیت های ممتازی که دارند ...میتوان نمایشی در خور و ایده آل را از همین متن به روی صحنه آورد .....
طراح حرکات ِ موزون / کار ِ قابل ِاعتنایی انجام نداده و اساسن اجرایی اینچنین از هم گسیخته و بی سرانجام ازمتن ِنمایشنامه / نیازی به این حرکات ِ بی معنا و مضحک ندارد
البته/ روزبه حسینی را / بیشتر درمقام ِ دراماتورژ دیده و میشناسم وشاید انتظار ِ یک کارگردانی خوب و سنجیده ازاوغلط باشد.....
نهایتن اینکه / برای اووگروهش آرزوی موفقیت کرده و به همه شان خسته نباشید گفته ودرانتظار ِ کارهای بهتروسنجیده تر ِاین گروه ِ پرتلاش خواهم نشست ....
...
........تماشاخانه سنگلج
...........جمعه / دهم / دیماه / نود و پنج
...........................................کریم جوانشیر
کیان این را دوست دارد
جناب جوانشیر با درود بسیار و عرض خیر مقدم
بنا بر نزدیک یافتن سلیقه ام با دو مطلب اخیر شما، امیدوارم همچنان خواننده نقطه نظرات تان باشم و بیش از پیش من و دیگر رفقای همتیوالی را در نگاهِ نقادانه و منصف تان به نمایشهای متعدد شریک بفرمایید.
۲۴ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید