آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش دوستان کُمُدی
S3 : 11:40:27 | com/org
خرید بلیت
تخفیف دانشجویی با کد tiwallstudents
۱۶ شهریور تا ۰۹ مهر
۱۸:۰۰
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
ژک و اودیل در استانه جدایی از یکدیگر با یک آگهی شرکتی که دوست میفروشد مواجه میشوند...

تقدیر کارگردانی از دهمین جشنواره دانشجویی تئاتر سوره
تقدیر گروه بازیگران از دهمین جشنواره تئاتر دانشجویی سوره
کاندید بخش طراحی صحنه از دهمین جشنواره دانشجویی تئاتر سوره
نمایش راه یافته به بخش جشنواره جشنواره ها در بیست و دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران
تندیس کارگردانی از نخستین جشنواره تئاتر هامون
تندیس نمایش برتر از نخستین جشنواره تئاتر هامون
کاندید بازیگری زن ار نخستین جشنواره تئاتر هامون

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

اخبار

›› مرکز تئاتر مولوی میزبان نمایش دوستان کُمُدی

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بهترین تئاتر نیهیلیستی که چند وقت اخیر دیدم و افسوس تئاتر مضحکی مثل عشق روزهای کرونا باید در تالار وحدت اجرا شود و این تئاتر اینجا.....این اجرا واقعا مخاطب را به فکر فرو می برد تا درباره ی بردگی مدرن و مفهوم تحقیر بیشتر بیشتر بیندیشد....فقط کاش دز مردسالاری اش کمتر می بود و شاهد توافق زن و مرد برای ازار دو دوست کمدی می بودیم که در بیشتر صحنه ها اینگونه بود اما غیر قابل فهم بود چرا وقتی مرد گاهی همسرش را تحقیر می کرد ، زن که روحیه ای تهاجمی و بیمار داشت و بیشتر آزارگر بود چرا این تحقیر را می پذیرفت و اعتراض نمی کرد... حضور خدای نمایش هم جالب بود و این تصور به ذهن می آمد که شاید خود این زوج اصلی هم در کمدی دیگر قرار دارند؟
تئاتر خیلی خوبی بود و معلوم بود روش کلی کار شده.
موضوعش و داستانش از قصد آزاردهنده بود و از قصد ریتم نسبتا کندی داشت کار.
هر چند که بخاطر موضوع و ریتم، حس خوبی نداشتم در حین اجرا ولی الان کاملا راضیم که دیدم کار رو.
یه تئاتر مدرن با بازیابی فوق العاده و موضوع ناب که مشابهش رو اصلا ندیدم.
دیدنش رو به همه توصیه میکنم.
آذین حجازی، فاطمه معصومی و حسین تاجیک این را خواندند
جعفر میراحمدی و پویا این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
توی کمد جا واسه خوابیدن نبود، من دراز کشیدم
ژولیت گفت کاش یه روز برسه بتونیم باهم دراز بکشیم
----------
ما یه نظریه داریم: هرکسی که فکر میکند، احمق است
----------
حوصلمون سر رفته؛ وقتشه که بمیریم...
به معنای واقعی کلمه <<معرررررررررررکه>> بود👏👏👏👏👏👏👏
۶ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای سومین بار این کار رو دیدم و برای سومین بار غرق در لذت و تفکر شدم
ولی اینبار میخوام یک انتقاد جدی به همه ی کارهای روی صحنه وارد کنم؛ اینکه چرا یک اجرای مخصوص و ویژه برای عکاسان نمیزارید؟!
چرا امشب دو نفر باید جلوی من مدام در حال عکاسی باشند؟!
آی گفتی!!!!!!!😭😭😭😭😭😭
۶ روز پیش، سه‌شنبه
دقیقا میفهمت، این صدای شاتر عین دریل تو مخه

فقط موندم اینهمه عکس اونم در هر اجرای یک نمایش دقیقا به چه کار میاد؟؟؟؟؟
۶ روز پیش، سه‌شنبه
کی میخواد این قضیه عکاس تموم شه خدا میدونه. کاش همه بلند شن عکاس و از سالن راهنمایی کنن بیرون یا پول بلیتشون و بگیرن یا هر جوری میتونن اعتراض خودشونو نشون بدن
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گفتنی هارو دوستان گفتند.
و اما برداشت من از نمایش انتخاب یک متن خوب،
چهار بازیگر خوب و مسلط در یک فضاسازی انتزاعی .
ذهنیت کارگردان و دوست داشتم.
با سلام خدمت همه دوستان تئاتری و هنر فهم پس نتیجه این شد که این متن و اجرا در دستهٔ کارهای مدرن. و از منظر مخاطبین فهیم پسامدرن مورد ارزیابی قرار می گیرد
فاطمه معصومی، آقامیلاد طیبی و پویا این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
مولفه های تئاتر کلاسیک، چه قصه گو و چه شخصیت محور
را ندارد..
بله به قالب های مدرن و پست مدرن نزدیکتر است...
و همچنین اگر پست مدرن را به صورت تحت لفظی، گذار از
مدرن بنامیم، به چالش کشیدن مفاهیمی مثل مصرف گرایی،
خرید با ضمانت حتی انسان، داشتن حقوق شهروندی برای
جامعه متوسط، سایه کاپیتالیسم ... دیدن ادامه ›› در دیالوگها و غیره.. که مظاهر دنیای مدرنیته جامعه غربی (که توسط خود غرب تجربه شده ) را نشان می دهد..
می توان گفت متن اش به پست مدرن نزدیکتر است، گرچه
اجرای فیزیکی و خشونت عریان اش نشانه های پست مدرن
و فضای مینی مال اش المان اصلی اجرای مدرن است...
و این فضا ( فضای مینی مال) معمولا در اجراهای پست مدرن
نیز دیده می شود...
۳۰ شهریور
فرهاد برادران
آقای کیانی دوستی با شما باعث دلگرمی منه از اونجایی که شما اهل تماشای کار خوب هستید پیشنهاد می کنم (بین یه عالمه ماه) را تماشا کنید تا بعد گفتگو تازه کنیم
عزیز..
هنوز فرصت پیش نیامده ولی تلاش می کنم ببینم..
۵ روز پیش، چهارشنبه
محمد حسن موسوی کیانی
عزیز.. هنوز فرصت پیش نیامده ولی تلاش می کنم ببینم..
انشا الله
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
[بر سیطره سلطه جویی انسان معاصر]

اجرایی بر اساس نمایشنامه Les amis du placard یا دوستان کُمُدی نوشته شده در سال 2010 میلادی از نویسنده فرانسوی گابور راسوو با ترجمه دلنشین ساناز فلاح فرد منتشر شده در انتشارات علمی و فرهنگی که دراماتورژی آن بر اساس ایده اجرایی در فرم برای کارگردان تغییراتی را در مسیر داستانی بوجود آورده است.
زوجی متمول و سطحی نگر از طبقه بورژوازی فرانسه که برای رهایی از یکنواختی در زندگی و فرار از جدایی خانوادگی و در مسیر خودکامگی و عقده خود برتر بینی، بصورت تصادفی به تبلیغی رسانه ای چشم دوخته و به خرید دو انسان با اتیکت خرید دوست با استعانت از حوزه تعریف کالا محوری طبقه زیردست و دون پایه جامعه اروپایی در قاره سبز روی می آورند.
متنی که «عقده برتری» و «حقارت انسانی» در جهان معاصر را هدف قرار داده و از پس اُبژه مفروض به لایه های «تنهایی» و «تکرار» او در مسیر سوژه چنگ می زند؛
سوژه اثر طبقه ای طرد شده از فقیرترین افراد جامعه ایست که عمده آنان بر اساس تعریف راسوو فرانسوی را بیکاران، پناهندگان درمانده و آدم های ناامیدی تشکیل می دهند که به عجز و ناتوانی محض دچار شده اند تا برای بقاء چاره ای جز تن دادن به تصمیمات صاحبین بنگاه های سودجو و چپاولگر نداشته باشند، شرکت هایی با فروش کالاهای عروسکی و لوکس شده با مضمون برچسب فروش دوست اما در واقعیت فروش انسان های مطرود و تهی شده از امید و معنا که در بازی و قمار طبقات بورژوازی قرار می گیرند.
منطبق با نظریه آلفرد ... دیدن ادامه ›› آدلر روانشناس اتریشی قرن بیستم تلاش برای برتری یا کمال در غالب عقده برتری عبارت است از نظر اغراق آمیز درباره توانایی ها و موفقیت های خویشتن. امکان دارد چنین فردی در درون احساس رضایت و برتری کند و نیازی نداشته باشد که برتری خود را با دستاوردها و موفقیت نشان دهد یا اینکه ممکن است چنین نیازی را احساس کند و بکوشد شدیداً موفق شود، در هر دو مورد کسی که عقده برتری دارد لاف می زند، تکبر دارد، خود خواه است و دیگران را تحقیر می کند.
احساس های حقارت منبع انگیزش و تلاش هستند. آدلر در آغاز حقارت را با احساس کلی ضعف یا زنانگی مرتبط می دانست. او از جبران این احساس به صورت نرینه نمایی سخن گفت. هدف از این جبران، میل به قدرت بود که در آن پرخاشگری، ویژگی ظاهراً مردانه نقش مهمی را ایفا می کرد. او بعدها عقیده خود را رد کرد و دیدگاه گسترده تری را پرورش داد که به موجب آن ما برای برتری یا کمال تلاش می کنیم.
آلفرد آدلر مفهوم تلاش برای برتری را بصورت واقعیت اساسی زندگی توصیف کرد. برتری هدف نهایی است که در جهت آن تلاش می کنیم. تلاش برای برتری، به معنی تلاش برای بهتر بودن از دیگران نیست. منظور آدلر، انگیزه ای برای کمال بود. این هدف فطری به سوی آینده گرایش دارد. در حالی که فروید معتقد بود رفتار انسان توسط گذشته تعیین می شود. آدلر انگیزش انسان را بر حسب انتظارات برای آینده در نظر داشت. غرایز و تکانه های ابتدایی به عنوان اصل توجیهی، ناقص هستند. فقط هدف نهایی برتری یا کمال می تواند شخصیت و رفتار را توجیه کند.
ما الگوی منحصر به فردی از خصوصیات، رفتارها، و عادت ها را پرورش می دهیم که روانشناس اتریشی آن را «سبک زندگی» نامید. هر کاری که انجام می دهیم، به وسیله سبک زندگی منحصر به فرد ما شکل می گیرد و تعیین می شود. سبک زندگی تعیین می کند که به کدام جنبه های محیط توجه کنیم یا آنها را نادیده بگیریم و چه نگرش هایی داشته باشیم. سبک زندگی از تعامل های اجتماعی سال های اولیه زندگی آموخته می شود و در ۴ یا ۵ سال اول زندگی آنچنان محکم شکل می گیرد که بعداً تغییر دادن آن مشکل است. اتفاقی که برای ژک کارکتر اصلی نمایشنامه دوستان کمدی در قالب تروماهای خانوادگی از سالهای آغازین زندگیش روی می دهد، آسیب هایی که در متن نمایشنامه نیز با نقل قول از ژک و پدرش به میان می آید؛ اشاراتی به شکل گیری ریشه های عقده برتری در او و با طیفی ملایمتر در همسرش اودیل که در طول نمایش برای آنان به طغیانی در جهت عقده گشایی بدل می شود.
سبک زندگی در حوزه تعریف آدلر، چارچوب هدایت کننده ای برای رفتار بعدی می شود. ماهیت آن به تعامل های اجتماعی، مخصوصا به ترتیب تولد فرد در خانواده و ماهیت رابطه والد–فرزند بستگی دارد.
سبک زندگی، برای ما تعیین نشده است؛ ما آزادیم تا خودمان آن را انتخاب کنیم و به وجود آوریم. اما بعد از اینکه سبک زندگی ایجاد شد، در طول زندگی ثابت می ماند.
آدلر سه مشکل همگانی را اینگونه شرح می دهد: اول: مشکلات مربوط به رفتار ما در قبال دیگران، دوم: مشکلات شغلی و سوم: مشکلات عشق و محبت او چهار سبک اساسی زندگی را برای حل و فصل این مشکلات بدین صورت مطرح می کند: تیپ سلطه جو، تیپ گیرنده، تیپ دوری جو، تیپ مفید به حال جامعه. وی تیپ سلطه جو را اینگونه بیان می کند: آگاهی اجتماعی کمی دارد، بدون توجه به دیگران رفتار می کند. نوع افراطی این تیپ به دیگران حمله می کند و آزارگر، بزهکار، یا جامعه ستیز می شود. آنها معتقدند با حمله کردن به خودشان به دیگران صدمه می زنند. هر آنچه که در این تعریف بصورت پررنگ در کنش های ژک و اودیل در نمایش پیش رو شاهد هستیم.
ایده اصلی شکلی، انتخاب هندسه مربعی بر اساس کُمُد ذهنی کارگردان است که انتخابی قابل تأمل در فرم اجرایی اثر است.
ژک و اودیل زوجی جوان در صحنه (در تعارض با متن اصلی) با تعاریف آدلری که پیشتر تشریح شد بر اساس خط اصلی داستان کالای انسانی(کاراکترهای گی و ژولیت) را خریداری و به حریم خصوصی (چارچوب مربع) زندگی خود وارد می کند.
مربعی که سخن از تعادل اولیه و در رویه آلترناتیو خود از فشاری بیرونی بر اضلاع خانواده دلالت دارد.
دو دوست کالانمایی که پس از تکمیل رئوس هندسی منظم به تبعیت از بیماری روانی زوجین خریدار در مسیر تشکیل اضلاع مربعی از روابط پیش می روند تا تنش و فشار هر لحظه در پس فرایند عنصر زمان به نقطه اوج داستانی خود برسد.
روایت سه شب از میهمانی زوج فرانسوی در سه پرده که هر پرده شامل چند صحنه است که کارگردان با تلفیق پرده های دوم و سوم و کاستن از برخی صحنه های نمایشنامه اصلی و اضافه کردن برخی کنش ها و واکنش های دلخواه سعی در رادیکالیزه کردن جانمایه اثر دارد. هر آنچه که در قلم طنز راسوو عیان است را امیر محمد ابراهیمی به سایه می برد تا بر اساس بازی های طراحی شده شخصی، تلخندی را که نویسنده با ظرافت در لایه های زیرین طراحی کرده را با شدت بخشی به سطح روایت سوق داده تا با پرطمطراق کردن آن توسط اکت های نمادین بر اساس خشم های بیرونی ژک و اودیل و در ادامه روابط علت و معلولی برای گی و ژولیت به نوعی انحراف از متن در تم اصلی داستان را دامن زند.
محتوایی که در دل دیالوگها و تک گویی های خود، با دراماتورژی شتابزده نقبی نیز بر جریان سیاسی-اجتماعی روز دارد تا در پیمایش مسیر متنی با دیدی هجوآمیز با آن رفتار کند. (نمونه مثالی از این دیالوگها از گی و ژولیت در خلوت خود و رو به تماشاگران: بعد هم یه پیشنهاد دادم گفتم می تونیم انقلاب کنیم، بعد من گفتم انقلاب و آزادی برای آدم هایی که سرنوشت شون دست خودشونه، وقتی ما رو فروختند دیگه آینده ای نداریم که بخوایم به خاطرش انقلاب کنیم، با این حرفش مخالف بودم ولی پیشنهاد دادم بریم خارج، تصمیم گرفتیم بریم خارج پناهنده بشیم ولی بعد به این فکر کردیم که وقتی ما رو فروختن احتمالا بهمون ویزا نمی دن یا اگه بدن ما اصلا پولش رو نداریم در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ کاری نمی تونیم بکنیم).
حذف برخی کنش های متن اصلی اعم از بازی گلف ژک و گی یا ساخت واقعی شومینه و یا اضافه کردن بازی پارس سگ ها توسط گی و ژولیت و یا طراحی بازی با زمان توسط ژک با ژولیت از عمده اتفاقاتیست که در روند اجرا بر تغییرات اثر ایرانیزه شده دامن می زند.
نور ثابت و تخت تا انتهای نمایش به کند شدن ریتم اجرا دامن میزند و پیشنهاد می شود که مربع میانی(کمد) که جایگاه مقدس اعترافات حقیقی یا رهایی از تن است با نور نقطه ای (اسپات) حین اشغال بازیگران در طول اجرا از سایر محیط مجزا می گردید(به لحظه اعترافات گی و ژولیت برای طرح نقشه قتل ژک و اودیل در کمد یا لحظه آواز خواندن اودیل در کمد اشاره می شود).
شدت بیان و انرژی صدای بازیگران به اندازه و رسا است، بازی هایی دلنشین از نسلی جوان که اتحاد و باور را برای مخاطب بر صحنه تئاتر بازسازی می کنند، در این بین نمی توان از بازی درخشان صبا پویشمن براحتی گذشت.
دیالوگهای همزمان رئوس دو دویی بی توجهه به مفاهیم زبانی، مخاطب را در فضایی با تنافض زبانی گرفتار می کند که خود مسیریست بر ورود مخاطب به دایره تعقل و فاصله گذاری ضمنی از نمایش و کنش های جسمانی اعضای بدن هر بازیگر مستقلاً به آشنایی زدایی واژه گان حین ادای آنان بدل می گردد (به بازی بدنی و زبانی ادای واژه پارس سگ ها توسط ژولیت و گی و سپس اودیل اشاره می شود).
میزانسن ها بر اساس ترومای ذکر شده در رفتارهای وسواسی نیاز به دقّت بیشتری حین اجرا در امتداد اضلاع دارد؛ از محاسن کار منطبق با استفاده حداقلی از آکسسوار در صحنه در حیطه چارچوب دانشجویی، پلشتی و بهم ریختگی نظم در صحنه است که در مقاطعی بصورت انگاره های تصویری برای مخاطب قابل درک و بازسازی ذهنی می شود(به صحنه ریخت و پاش تنقلات و یا پرتاب کفش ها و سطل خاک در صحنه اشاره می شود).
موسیقی مورد استفاده در نمایش بر دفرمگی حرکات موزون و ریشخندی بر ابتذال موجود دامن می زند؛
چهره های بدون گریم و طراحی لباس و صحنه خالی برگرفته از نوع نگاه کارگردان است که در چارچوب کانسپت اصلی روایت نمایشنامه که همانا ایزولگی انسان معاصر است قابل تحسین است، این روند فکری فرمی در طراحی پوستر و بروشور ساده نمایش نیز تنیدگی دارد.
اجرا القای فرمی هندسی و منظم در مسیر فروپاشی و بازسازی حسی تفرعنانه و بازگشت به خط اول روایت و برقراری تعادل از پیش تعریف شده است که به محتوای ساختاری خود وفادار است.
با حمایت از آثار دانشجویی در سالن های مولوی دانشگاه تهران در پرورش نسل جدیدی از تئاترهای کنشمند و تأثیرگذار در این کشور سهیم باشیم.
بهکام عزیز..
بسیار لذت بردیم از متن تان..
مربع در فضای دو بعدی و مکعب در فضای سه بعدی
یاد آور فضای خانه هم هست... و همچنین بر یکنواختی
و شباهت خانه های امروزی_آپارتمانی تاکید می کند و
چیز دیگری که بهش فکر می کنم تکثیر گرایی سلولی
هست.. سلولی که می تواند تولید ... دیدن ادامه ›› مثل کند و مشابه خودش
را بسازد ( با انتقال خصوصیات توسط DNA )...
برایم در حین اجرا یادآور دیدن فیلم مکعب ۱۹۹۸ بود..
......
وجود بازی های ناهمگون بین اودیل و ژک، و حتی نوع
برخوردی نسبتا یکسان با تفاوت در تنش و خشونت در
رفتار با ژولیت و گی، شاید بر اگزجره کردن و نشان دادن
عریان جایگاه دو زوج تاکید می کند...
۳۰ شهریور
رضا بهکام
درودها💚 از اجرای بهمن ماه هامون تا شهریور ماه در مولوی... نمایشنامه را تهیه کردم و پس از خوانش شبانه در منزل و سپس حین اجرای جدیدش آن را تورق کردم و چون به کارگردان محترم قول دادم کارش را نقد ...
درود به شما که اینطور دغدغه تئاتر دارین و ما و اهالی تیاتر رو دلگرم میکنید جناب بهکام عزیز. آرزوی شادی و سلامتی دارم براتون.
اعضای دوست داشتنی گروه رو خوب یادم هست و اینکه کارگردان بعد از اجرا سرش رو شکست و فرداش با پانسمان اومد.
چقدر خوب که افراد بیشتری می تونن دسترسی داشته باشن به این نقد.
باز هم ممنونم ❤️
۳۰ شهریور
پوریا صادقی
درود به شما که اینطور دغدغه تئاتر دارین و ما و اهالی تیاتر رو دلگرم میکنید جناب بهکام عزیز. آرزوی شادی و سلامتی دارم براتون. اعضای دوست داشتنی گروه رو خوب یادم هست و اینکه کارگردان بعد از اجرا ...
بزرگوارید💚❤️
۳۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان کمدی: از هگل تا فانتزی خشونت
با رجوع به کتاب جستاری درباب خدایگان و بنده ی هگل به قلم عبداله نیک سیرت به مطالب جالبی بر میخوریم در این اثر مهم فلسفی مانند دیگر مباحث هگل انسان دایم درحال "شدن" و در سیر به سمت به خوداگاهیست از منظر هگل انسان نخستین بار که به انسان دیگر بر میخورد خودرا انسان میپندارد واز انسان بودن خود اطمینانی ذهنی دارد و برای اینکه این ذهنیت به علم و عینیت برسد این ذهنیت را باید به دیگری بقبولاند تا جهان موجود را که انقدر اعتبارش شناخته شده نیست به جهانی که در ان اعتبارش محترم شناخته میشود مبدل کند و این شروع کنش است وچون دیگران هم واجد این ذهنیت پیشینی هستند نزاع اغاز میشودو پایان این نزاع که در ان دو انسان هردو دعوی انسانیت دارند فقط بامرگ یکی از این دو به نتیجه میرسد اما چون مرگ یکی از این دو باعث از بین رفتن کل این خودآگاهی میشود پس این نزاع به نفع کسی که برنده شده پایان میابد تا لبه ی مرگ و اینجاست که برنده خدا یا ارباب و بازنده و پذیرنده ی باخت در این نزاع بنده است....در ادامه ارباب صرفا" مصرف کننده ونابودکننده ی چیزهایی ست که بنده برای اوتدارک دیده و به برکت کاربنده است که ارباب دربرابرطبیعت آزاد و از خویشتن راضیست وحال چرا بنده، بنده می ماند هگل میگوید عیب و تراژدی این رابطه و نسبت ارباب و بنده این ست که ارباب خویشتن را ارباب و بنده نیز اورا ارباب میداند و به همین خاطر ارج ارباب شناخته میشود اما متاسفانه این ارج شناسی یکطرفه است ولی هگل راه را در ادامه برای بنده باز میگذارد که از گذر از سه مرحله به خودآگاهی تلخ خودش بعنوان بنده برسد که این سه مرحله: مرحله ی رواقی: بمعنای شوق رسیدن به آزادی مرحله ی شکاکیت:نفی هرگونه ازادی و طرد واقعیت موجود و نهایت مرحله ی اگاهی اندوهبار و پذیرفتن بنده بودن و تلاش برای گذر از این خوداگاهی ... دیدن ادامه ›› ست

در کتاب تجددوتشخص از جامعه شناس بزرگ معاصر انتونی گیدنز هم بخشی دارد بعنوان رابطه ی ناب و این رابطه در جامعه ی سرمایه داری و مصرفی که بر اساس معیار ضوابط و قوانین شکل میگیرد، نیاز جوامع امروز ست یعنی رابطه ای جدای معیارهای مادی و انتظارات قابل اندازه گیری صرفا بر اساس تعهد شکل بگیرد و جانشین همان لنگرهایی شود که دربیرون بامعیارهای دیگری سنجیده میشود و رایطه ناب حتا رابطه ی زناشویی نیست که بر اساس قوانین شکل میگیرد و اقتصاد در ان تعیین کننده است بلکه فراتر از ان و برای تعالی و ارامش و بر اساس تعهد فرد به دیگری بدون هیچ چشمداشت قابل تصور است

برای تکمیل مقدمه ذکر انواع خشونت هم مهمه که در مطلبی در خبرگزاری مهر خوندم که خشونت رو به سه دسته ی: 1-خشونت سلفی که بر اساس کنار نیامدن با دیگری و تحمیل به زور عقایدخود به دیگریست و نوعی خشونت بدوی ست 2-خشونت مدرن که بر اساس بیگانه-انگاری دیگری و بر اساس تمامیت خواهی عقلی ست و 3-خشونت پست مدرن که در واقع از بطن خشونت مدرن بیرون امده و تکثیر و تکثر خشونت واحدی ست که در عصر تمامیت خواهی عقلی شکل گرفته و حالا به صورت مطالبات معوق از طریق جنگ حاشیه و متن- جنگ فقیر و غنی-جنگ مهاجروبومی- جنگ اقلیت علیه اکثریت و... شکل یافته

و اما در این اجرا بحث ارباب و بنده و خشونت افسارگسیخته بسیار چشمگیره و خانواده ای رو نشون میده که به انتهای رابطه رسیدن و برای نجات از این ورطه باز به نسخه ی جامعه ی سرمایه محور که با لعابی از اخلاق و اهمیت خانواده بزک شده تن میدن راه نجات رو به خدمت گرفتن دوست میبینن که در واقع نه تنها راه علاجی نیست بلکه تن دادن به همان چرخه ی معیوب کالاشدگی و روابط قدرت در شکل خرد و متکثر شده حتا تا پنهان ترین زوایای زندگی هر انسان ست و برای رسیدن به نتیجه چاره ای جز توسل به خشونت افسارگسیخته باقی نمیماند دوستانی که دوست نیستند و ابزاری هستند برای تفریح و جالبه که زوجی که حال کالا یا بنده شده اند بنظر مهاجر یا حاشیه ای هستند و برای رسیدن به زندگی بهتر به دنیای غربی امدند و در این رویا که باز سرمایه داری برای هر دو زوج به نوعی تدارک دیده دست وپا میزنند انها به ارباب نیاز دارند تا حذف نشوند و ارباب به انها تا خویش را به اثبات برساند و چرخه ی خشونت مرگبار که از قبل تدارک دیده شده استارت میخورد وتا لبه ی مرگ هر دو زوج میرود اما در آن نمیغلتد و کاملن سیر سه مرحله ی گذار بنده تا اگاهی اندوهبار پیش میرود وجالب اینست که از اینجا به بعد به لطف سرمایه داری مدرن طبق نظریه ی هگل یعنی رسیدن به خوداگاهی بنده و تغییر جایگاه ارباب با بنده پیش نمیره بلکه ارباب در ارباب بودن خودش مصمم تر شده و بازی جدیدی با کالای جدید شروع میکنه و بنده به دستگاه پرس سپرده میشود اینجا رسیدن به ارمان رابطه ی ناب یا ادعای به ظاهر اخلاقی رسیدن به رابطه ی ناب مطرح میشه اما دقیقن پوششی ست برای ادامه ی حماقت زوج اول و ارزوهای ساده اما محال زوج دوم و وقتی به ورای متن مینگیریم ارباب اصلی سرمایه و بندگان هر دو زوج هستند

خشونت موجود در اجرا هم بر خلاف خشونت آرتویی برای درمان نیست یا تحمیلی که به بدن بازیگر وارد بشه بلکه یک خشونت سیستماتیکه که از پس دنیای جدید شکل گرفته که به گفته ی جورجو اگامبن خشونتی سرکوب شده ست برامده از حیات برهنه از موجودات تکینه ی بدون هویت وجالب اینکه اکثر فیلمها و حتا رمانهای جدید نوعی خشونت بی پروا و پراسترس توام با نوعی از سادومازوخیسم جز عناصر اصلی شکل دهنده ش شده حتا فضای مجازی و بازیهای رایانه ای از این قاعده مستثنا نیست که من آنرا بعنوان فانتزی خشونت نامگذاری میکنم که شوخی بردار نیست و پس پشت جامعه ی متمدن امروز را نشان میدهد و همیشه ترس فاجعه ی فیلم "فیل" اثر گاس ون سنت یا "بولینگ برای کلمباین" مایکل مور یا تکرار مکرر "هتل رواندا"ی تری جرج یا در واقعیت،فجابع سوریه و لیبی و تیمور غربی وشرقی،ماجرای کودک سوری بر لب دریا و هزار خشونت عریان دیگر بشدت وجود دارد در جهانی که منابع اندک و خواسته ها افسارگسیخته شده و جز رقابت همراه با نزاع و خشونت ره به جایی نمیبرد اما فانتزی خشونت به شما این امکان را میدهد که این افسارگسیختگی رو بشکل یک کانسپچوال آرت در سینما و ادبیات و تاتر و حتا فضای مجازی وارد کنید ینی همیشه بکُشید بدون اینکه کشته باشید و قلع و قمع کنید بدون لشکرکشی مغز کسی رو بترکونید بدون مجازات و انواع سلاحها و مرگها رو برای رقیب ببینید و انتخاب کنید وبا نورپردازیها و افکتها و جلوه های ویژه ی سینمایی و هنری تا سرحد جنون در خون و نفرت دست وپا بزنید
تارانتینو در جواب اینکه این همه خشونت در فیلمهات برای چیست میگوید: "مگر در بیرون این خشونت نیست مگر وسوسه ی کشتن ناخوداگاه من و شما را همیشه به چالش نمیکشه من اونقد باخودم رو راست هستم که این صحنه هارو نشون بدم اصلن به سینما اومدم تا بکشم بدون اینکه مجازات بشم(نقل به مضمون)" و فون تریه هم درباره ی افسارگسیختگی غریزه ی جنسی در نیمفومانیک تعبیری به همین مضمون ارایه میده
در این اثر هم متن به سمت پایه ریزی یک سیستم اخلاقی و رسیدن به نوعی کاتارسیس پیش نمیره و عامدا" قسی-ست و خشونت را کمیک میکند نه اینکه کمدی را به خشونتی اسلب-استیک-وار تزیین کند و این همان ابزورد جامعه ی جدید غربیست خسته از معنا و خود-تخریبگرِمعنا و اخلاق و هرچی عمیق بودن ست
و سوال جدی که برای من پس از دیدن این اجرا و خواندن نقدها پیش آمده اینست که :چرا مفاهیم این اجرا و خشونت درونی آن اینقدر بر خوداگاه و ناخوداگاه منی که در اینسوی غرب ودر حاشیه ی این ابزورد ایستادم تاثیر میگذارد؟

درباره ی اجرا:
اجرای مینیمال با حداقل دکور و مواجهه با متنی که به سمت مرگ متن پیش رفته(یعنی یه ایده ی ناب در چند سطر با انواع صحنه های خشونت بارو بازی-گونه ترکیب شده که نه شخصیت پردازی میکنه و نه قصه گویی) نوعی خو-بسندگی هنر تاتر را القا میکند که باهم سازگارند وجود مربع بعنوان چهارچوب کنشها به نظرم خوبه حتا بهم زدن معادلات بازی توسط کارگردان و وقفه انداختن در روند بازی هم ایده ی خوبیه از همه بیشتر استفاده از صداها و اواهای بازیگران بعنوان نوعی از موسیقی و بکارگیری ضبط صوت و موسیقی زندهی درون-اجرایی ویک موسیقی مغشوش در انتها بسیار برای من لذت بخش بود اما عیب کار از نظر من کشداربودن بازیها و عدم یکدستی صحنه ها و بازیهای کمی خارج از کنترل بود
درخشانترین و هوشمندانه ترین صحنه،نقش بازی کردن زوجها بجای یک سریال خارجی بویژه با دیالوگهای انگلیسی بود
ازهمه ی عوامل اجرا سپاسگزارم و به همگی خسته نباشید میگم بخصوص به بازیگران جوان واینده دار این کار که اجرای بسیار سنگین و بعضا پرخطری را هر شب به صحنه میبرند و کارگردان جوان با آتیه که انتخاب متنش و تسلطش بر چیزی که متن میخواهد و هوشمندیش برای تشخیص جنس نیازهای تماشاگر و جامعه ی امروز ما قابل ستایش ست
تاجیک عزیز..
عرض شود که بسیار از مبانی گفته شده تان لذت بردم..
به نظرم کمی بیشتر در مورد انطباق درون مایه و اجرا
صحبت می کردید بهتر بود...
سه چهارم متن ات در مورد درونمایه و یک چهارم
اش در مورد اجرا بود..
منتظر تطابق بودم، به خصوص با سئوالی که در
آخر پرسیدی...
۲۹ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
عرض شود چون داعیه دار نقد نیست نوشته ات، پس هیچ آداب و ترتیبی مجو // هر چه می خواهد دل تنگت بگو.. اما به گونه های نقد اعتقادی ندارم.. چون یک منتقد باید همه را بلد باشه و مسلط باشه.. و ...
دوست عزیز اگر قسمتی از متن روی دیوار تیوال آزرده خاطرتان کرده یا حتا کل نوشته را بگویید حذف کنم خاطرتان از هر بیانی محترمتره در نزد بنده

نوشته ایست فانی ودیریازود دود میشود و مهم ست که دودش آزرده تان نکند
۳۱ شهریور
نه حاجی..
کلی حال کردیم...
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیدن این تئاتر رو حتماًتوصیه میکنم.باعث میشه به فکر فرو برین.
«خرده فرمایشات بورژوازی»

دوستان کُمدی، نوشته گابور روسو فرانسوی‌ست که به وضعیت انسان امروز، در تصرف مصرف و کالایی‌شدن هر چیزی که در زندگی با آن مواجه‌است، می پردازد.
تقابل خانواده‌ای خرده بورژوا با زوجی از طبقه ضعیف و پرولتاریا که هردو محصول نظام سرمایه‌داری و جهان مبادلات آزادند و آنقدر در این عرصه غرق‌شده‌اند، که حتی به خرید و فروش "دوست" رسیده‌اند. به هرچیزی به شکلِ کالایی نگاه می‌کنند که باید مصرف شود و نیازهای دلخواه آنان را برآورده کند. چنانکه روابط انسانی و ارزش‌های غیرمادی مانند "دوستی" نیز دراین دنیای مدرن، تبدیل به کالاهایی شده‌اند که در فروشگاه عرضه و می توان آنان را در سبد خانوار، خریداری کرد.
دنیای مدرنی که با هجمه‌های وسیعی از گسترش پوچ‌گرایی، معنایی برای انسان امروز ندارد تا او را به آن دلگرم کند، حتی عشق و کانون خانواده نیز ماهیت و هویتِ امید بخشش را از دست‌داده و برای ادامه‌ی آن نیازمند دستاویزهای دیگری‌ست. طبقه بورژوا با ابتلا به لختی و تن‌آسایی، در فقدان نیروی محرکه و خلاقیت اندیشه‌ورزی، دامنه خوشی‌ها و تقاضاهایش چنان وسعتی می‌گیرد که برآوردن آنها از کالاهای روزمره و بازارهای محلی بر نمی‌آید و در نتیجه امیالِ خود را در جهتِ ابعاد بزرگتری گسترده می‌کند که شامل مصرفِ کالایی هنر، ادبیات، ورزش، افراد فرودست و حتی یکدیگر نیز می‌شود. او می‌خواهد به هرنحوی سرگرم و سرخوش باشد، ولو اینکه هرچیزی را به ابتذال بکشاند و یا از معنا ... دیدن ادامه ›› تهی‌کند.
داستان حول زوج نسبتا مرفهی می‌چرخد که از زندگی تنگاتنگ زناشویی خود خسته شده‌اند و تصمیم می‌گیرند رابطه‌ی خود را با خرید دوست از فروشگاه، که یک زن و شوهر جوانند، درمان‌ کنند. و از آنها به‌عنوان دوستانی که سرگرم‌شان می‌کنند بهره‌ببرند. و چنانکه در قرارداد خرید ذکرشده، تنها کُمدی جهت اقامت‌‌شان کافی‌ست، فضایی که جای درازکشیدن یک نفر را دارد. با این‌حال، افراد زیادی که دچار فقر مالی و بی‌خانمانی هستند، ترجیح می‌دهند دوستان کُمدی باشند تا آوارگان بی‌سرپناهِ خیابانی، حتی اگر از باقی‌مانده غذای صاحبان‌شان تغذیه کنند.
روابط این دو زوج، نمونه‌ی بارزی از تسلط سرمایه‌داری و هجوم مناسباتِ کالایی و شیءشدگی انسانها، همراه با بهره‎کشی طبقه مرفه‌تر جامعه از قشر فرودستی‌ست که برای ادامه بقا نیازمند واردشدن به این چرخه‎ی مصرف‌شدن‌ است. تا حدی که بردگی و مطیع‌بودن را زیر پوشش دوستی پذیرفته و عمل می‌کند.
با این‌حال همانطور که پیشتر مارکس نیز اشاره کرده ا‌ست، انقلاب‌ها از طبقه‌ای که تحت بهره‌کشی و انقیاد واقع‌شده، آغاز می‌شود. اما در جهانی که تا بن استخوان در تجارت جهانی، پول و اقتصاد،غرق و مضمحل شده است، انقلابها هم منجر به شکستند. گی و ژولیت، دوستان کمدی، با اینکه تمام تلاش‌شان را برای جلب رضایت صاحبانِ خود می‌کنند، اما پس از مشاجره و احساس حقارت، تصمیم‌می‌گیرند که آنها را بکشند و مالک دارایی‌های‌شان شوند، نقشه‌اشان به دلیل وجود میکروفن در کمد، لو‌می‌رود و ژاک و اودیل آنان را به فروشگاه پس می‌دهند با آنکه می‌دانند که سرنوشت آنها به دستگاه پرس ختم می‌شود. همدردی، نوع‌دوستی و انسانیت نیز از جمله مواردی‌ست که نمایشنامه به فروپاشی آن در دوران معاصر اشاره می‌کند.
دوستان کمدی با معانی عمیق و امروزی و طنز درونی خود، و جذابیت‌هایی که نو و خلاقانه‌ طرح‌شده، دارای ویژگی‌های ممتازی‌ست که با اجرایی خوب، می‌تواند مخاطب را تا پایان همراه نگه‌داشته و راضی روانه کند. با این حال اجرای پیش رو، دارای نواقصی‌ست که هم‌پای متن حرکت نمی‌کند و از افت و خیر زیادی برخوردارست .
طراحی صحنه‌ی مینیمال و خالی، هرچند با ضربدرهایی میزانسن و نقطه ثقل را نشان می‌دهد، اما فاقد جذابیت بصری لازم برای حفظ 80دقیقه گیرایی و تداوم ارتباط تماشاگر با صحنه است. گرچه به نظر می‌رسد کارگردان با چنین تصمیمی، در نظرداشته سویه‌های کمیک و سورئالی به متن بدهد . که همین بهره‌گیری از فرمی مینیمال، آنرا فاقد عمق لازم ‌کرده، و ریتم را بارها دچار نوسان می‌کند و از اواسط نمایش، بنوعی کشدار و کسالت‌بار می‌شود. به ویژه صحنه‌ی آوازخواندن، و یا تکرار مکرر برخی بخش‌ها، که هیچ بار کاربردی منحصری ندارد، به وضوح اضافی و قابل کوتاه‌ترشدن ا‌ست. بازی‌ها در بخش‌هایی یکدست نیست و انسجام جمعی خود را از دست‌می‌دهد، و مکث‌های بی‌مورد دارد، اما درمجموع و باوجود حجم دیالوگ‌ها، قابل‌قبول‌ است. به ویژه صبا پویشمن، در ایفای نقش اودیل موفق‌ و جاافتاده است.
دوستان کُمدی، با انتخاب متنی نو، با تمام تلاشی که دارد، بدلیل ضعف در دراماتورژی و زمان‌بندی نامناسب، دچار افتی روشن‌ است و بارها با حفره‌های متعدد در اجرا و حتی وقفه‌های کارگردان، ریتم خود را از دست می‌دهد،کشدار و خسته کننده شده و جذابیت لازم را تا پایان حفظ نمی‌کند و حتی از جایی به‌بعد، انرژی اولیه‌ی خود را نیز از دست می‌دهد. با این وجود در شرایط محدودیت‌های نمایشی با حضور بیماری اپیدمی کرونا، تلاش گروه قابل تقدیر بوده و تماشای آن برای علاقمندان تئاتر، خالی از لطف نیست.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
20 شهریور99

عالی بود👌🏻
۲۸ شهریور
فرهاد برادران
خانم ثانی بزرگوار من به دلیل اینکه خیلی مثل شما اشراف ندارم نمی دونم باید چی بگم ولی امیدوارم با تلاش اهل فن این اوضاع در هم سرو سامان پیدا کنه امیدوارم از این حرف ناراحت نشوید ولی اینکه میفرماید ...
خواهش می کنم ممنون از شما
درهر صورت اجراهای سالن مولوی همچنان بیشتر متمرکز بر اجراهای دانشگاهی و تجربی هست.. و مسلما انتظار دکور و یا طراحی صحنه تئاترشهر یا ایرانشهر از اون نمیره .. هرچند من درهمین سالن هم دکور و طراحی صحنه ی بسیار خوب و قوی دیدم
منظورم هم از طراحی صحنه مسلما هزینه بر و یا شلوغ نیست.. منظورم کارکرد این عناصر در روند و محتوای اثر هست
بله منهم موافقم دوستان کمدی از یک کارگردان جوان، قابل ارزش وتوجه هست و امیدوارم اجراهای بسیارخوب دیگری بزودی از آقای ابراهیمی وگروهشون ببینیم
بزرگوارید و موفق باشید
۳۰ شهریور
نیلوفر ثانی
خواهش می کنم ممنون از شما درهر صورت اجراهای سالن مولوی همچنان بیشتر متمرکز بر اجراهای دانشگاهی و تجربی هست.. و مسلما انتظار دکور و یا طراحی صحنه تئاترشهر یا ایرانشهر از اون نمیره .. هرچند من ...
ممنون از حسن نظرتون و وقتی که گذاشتید آرزوی موفقیت
۳۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اینکه عوامل این نمایش روی صحنه نیومدن ایده خیلی هوش‌مندانه‌ای بود از نظر من. چون این قصه هیچ قهرمانی نداشت که بخوایم بایستیم و با تشویق‌هامون ستایش‌شون کنیم.
تنها نقطه ضعف این نمایش سکوت‌های بیش‌ از اندازه‌ش بود که وقتی این سکوت‌ها با خنده‌های بی‌مورد تماشاگران همراه می‌شد، واقعا آزاردهنده بود. در کل نمایش خوبی بود.
ببخشید این تاتر یکشنبه هم اجرا داره؟؟؟
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان کمدی یک متن کاملا زاییده تفکر، یک اجرای کاملا درک شده.
دوستان کمدی در ظاهر یک طنز سرگرم کننده و به ظاهر سطحی که مانند ترجمه فارسی نام اثر احتیاج به نکته بینی و دقت در محتوا را میطلبد.به عقیدهٔ من و بعد از تماشای دوباره اجرا ویژگیهای آن در انتقاد به مناسبات دنیای مدرن و اطلاعات سطحی مطالعات یه خطی و تأثیر پذیری از رسانه های بدون
پشتوانه و تهی از تفکر.
و اما اجرا:
اجرایی هوشمندانه با شروع شبهه متا تئاتر با اعلام ساعت توسط کارگردان و مداخله در روند کار که این اتفاق تا پایان اجرا یاد آور این نکته به مخاطب است که پرسوناژها نماینده تفکر کل نیستند. چیزی که برای من جذاب بود بزرگنمایی‌ (به قول معروف اگزجره) در نمایاندن موارد بالا و شوخی با نظریه نیوتن (خدای ساعت ساز) و نشان دادن اهمیت حضور هنر در روابط انسانی (رجوع شود به اپیزود رقص که...‌) و عدم کنترل احساسات چه در روابط و چه در استفاده از آموزه‌ها.
دوستان اجرا رو ببینید و لذت یک تئاتر صمیمی فکر شده توسط تیم اجرایی رو ببرید.
سپهر، شکوه حدادی و حسین تاجیک این را خواندند
پویا و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کمد پُرِ بی در و پیکر!
در فضای موجود جامعه که یأس و ناچاری ، گزینش بین بد و بدتر و گذرانِ زیست بی امید را باعث شده است ، انتخاب نمایشنامه دوستان کُمُدی ( با عنوان اصلی Les amis du placard) کنشگرانه و قابل ستایش است.
زوجی با مشکلات درون خانوادگی عدیده با داشتن قدرت و توان مالی متوسط به دنبال تغییر زندگی کسالت بارشان، دوستانی را را به قصد وقت گذرانی می خرند لیکن جز عقده گشایی ، تأییدطلبیِ بی هنری شان ، خودکامگی و در نهایت نابودی دو انسان و نهایتاً تبادل آنها با مشتی ابزار تفننِ دیگر ، حاصلی بدست نمی آید.
ژولیت و گی از سرِ ناچاری، ناتوانی و عجز از میان گزینه های موجودِ خیابان خالی و سرد و کُمُدی در خانه ، کمدِ تنگ و باریک را برای ادامه زیست شان انتخاب می کنند. جایگاه کمد که محلی است برای نگهداری اشیاء و لوازم در زمان غیراستفاده ، از این انسانها ملعبه هایی پوچ و تهی از هویت و ابزاری صِرف برای آسایش و تفریح صاحبانشان می سازد. اثر تاحدی یادآور انیمیشن el empleo (استخدام) اثر سانتیاگو گراسوست. همان نگاه ابزاری به جهت برتری و سطه جویی بر انسانهای ضعیف ، وجود مستکبر از یک سو و مستضعف از سوی دیگر، نیز در اینجا دیده می شود.
ژولیت و گی نماینده مردان و زنانی اند تهیدست و در عین حال عامی که به حداقل و حقارت ته مانده غذایی و سرپناهی راضی شده ، پناهندگی به خارج و انقلاب چاره های دست نیافتنی آنهاست . حتی اقدامِ حذف و قتل صاحبان را نیز علی رغم دستیابی به امکان، موفق نشده به جایی نمی رسانند و در نهایت سرنوشتی جز فنا زیر دستگاه پِرس و فشار ندارند. ... دیدن ادامه ›› جک و اودیل نیز یادآورِ حاکمانی اند که خود را صاحب مال و جان دیگران می پندارند. هر سازی میزنند ناکوک بوده و هر گربه رقصانی و حیلتی به کار میبرند که با تحقیر و تحمیق انسانهای تسخیریِ خود و گاهی یکدیگر ، به لذت و رضایتی مشمئز کننده دست یابند. شاید علامت ضربدر جایگاه ها (که تاحدی یادآور صلیب شکسته نازیسم است) نیز بر همین نگاهِ توتالیته تاکید دارد.
نمایش علی رغم سبک رمانتیسم و تا حدی سورئالِ نمایشنامه با بیان و فرمتی ناهمگون بازگو می شود و این دوگانگی نشان از عدم درک نمایشنامه بازنویس کم رمق و انتقال ضعیف آن به بازیگران است. هرچند بازی صبا پویشمن تاحدی از این قاعده مستثنی بوده لیکن کلیت نمایش گرفتارِ بی فرمی است.
در خصوص استفاده از ابزارهای اجرا ، انتخاب لباس تاحدی قابل قبول است هرچند کاربرد صندلی سفری و کوله پشتی به صاحبخانه ها شکل مسافر می دهد. نمایش از تکنیکهای نورپردازی و موزیک (به جز در انتها) و دکور نیز بی بهره است.
قالب شدن زد و خورد و کتک کاری های مکرر در نمایش به نسبت سایر حرکات، نه تنها کمک چندانی به بیان اجرا نکرده که حتی با حذف بخشهایی از آن و همچنین سکوتهای طولانیِ ابتدایی، زمان نمایش نیز میتواند به زمان بهینه (حدود50 دقیقه ) کاهش می یابد. مشکل دیگر خروجهای بی دلیل بازیگران از درب منتهی به سالن انتظار است که باعث انقطاع مخاطب با صحنه و حواس پرتی از موضوع نمایش شده و ریتم کار را می اندازد.

نمایش "دوستان کمدی" اجرایی است ناقص از نمایشنامه ای قابل تأمل که به سبب اهمیت فحوای کلام با تمامِ مشکلاتش قابل تماشاست.
درود
شما اجرای "هامون" رو هم دیدین؟
۲۲ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
آقا اینجانب غلط کردم و نام یا مکتب حضرتعالی را اشتباه نوشتم... قول می دهم در اسرع وقت، خاطره از جاهای خاطر انگیز نیز شده قرض بگیرم از دیگران و برایت بنویسم... ولی تو را به روح بنیانگذاران ...
:))) دور از جونت
فقط بخاطرِ تو :*
۲۳ شهریور
امپرسیونیست
:))) دور از جونت فقط بخاطرِ تو :*
سپاسگرازم...
😄😄😄😄
۲۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بود
// دنیای وحشیِ وحشیِ انسان//
رئیس جمهور ارگوئه: ( فقیر ترین رهبر جهان)
قدرت آدم تغییر نمی دهد، فقط خلق و خوی درونی آدم
را نشان می دهد...

خطر افشا و کاهش جذابیت متن

ایده اصلی داستان را حداقل در نوشته های ۱۰ سال اخیر و
البته ایده فروش انسان توسط یک نویسنده مصری ( یکی
از دوستان منتقد در سال ۸۲ داستان اش برایمان خواند) ... دیدن ادامه ››
بیان شده است...
رابطه زناشویی اش یادآور خدای کشتار یاسمینا رضا،
رفتار خریدار با دوستان کمدی یادآور (( فانی گیمز))
است..
و هر لحطه به ما یادآوری می کند که اگر قدرت برای انسان
چه بدوی و چه امروزی کنترل نشود، همین انسان متمدن
امروز دست به چه کارهایی می زند...
کوری، بلم سنگی ساراماگو و فیلم های مثل سالو و کالیگولا
نمونه های دیگری از این نوع رفتار هستند...
پس تا اینجا با اثری قابل حدس روبروییم، اما متن البته
دراماتورژی شده اش، متنی قوی و جالب است و آگاهانه
بدون اینکه اشک و آه تماشاچی را در بیاورد، شرایط موجود
را شرح می دهد و تا جایگاهی حس همزاد پنداری را درون
مخاطب نسبت به (( دوستان کمدی)) بر می انگیزد....

اما ایراد متنی:
وقتی حدود یکساعت و بیست دقیقه در مورد رفتارهای
صاحبخانه اجرا داریم.. چه نیازی هست که در پرده اول
زن و شوهر در مورد دادن ته مونده های غذا به بردگان
شان ( دوستان کمدی) حرف بزنند...
ایراد دوم:
طولانی بودن متن و غیر جذاب بودن اش _ غیر از وصل
بمب ساختگی_ است، همه اش تکرار بود و خسته کننده..
به نظرم ۲۰ تا ۳۰ دقیقه کم بشود با اثر بهتری روبروییم..

حسِ عجیبی به من میگه خود اثر فرانسوی یک زیر متن
قوی تری دارد که طولانی بودن این نمایش، زیر متن اش
را کمرنگ می کند.. و آن هم (( بقا برای زیستن)) است..
به یاد بیاوریم که طغیان و انقلاب توسط بردگان به خاطر
هزینه ها و آینده نا معلوم اش حذف شد و در نهایت به
پروژه کشتن زن و شوهر صاحبخانه رسید و تصاحب خانه
و ماشین لوکس آنها..

جایی که نویسنده اثر شاید مقصودش این است که یادآوری
کند جایگاه ارباب و برده از روی شانس تعیین شده و فرقی
بین این دو جایگاه نیست... و بردگان نیز اگر در جایگاه
اربابان ستمگر خود بودند شاید چنین می کردند...
و همانطور که خودشان نیز فریاد می زدند کمونیست نیستند
چرا که آنها بر خلاف حداقل ایده کمونیست به برابری قائل
نیستند و حاضر نیستند برای هدف خود بشورند و قیام کنند
و برایش بمیرند.. و فقط بدنبال بقا هستند تا فرصتی شاید
در آینده برای زیست شان ( زیستی در صورت وجود مانند
اربابان شان) پیدا کنند و تحمل شرایط به منظور این هدف
انجام می شود.... به تعبیر یکی از دوستان منتقد ((زیست
برای مصرف انسان امروز )) که فعلی حیوانی و غریزی است..
و حتی انسان را می تواند به عنوان کالا، بخرد، بفروشد،
تعویض کند و...
در این صورت انتخاب لباس سرخ برای بردگان در مقابل یقه
سفیدها ( از ما بهترون) معنی خاصی نمی یابد و با دیالوگ
هایی در مورد کمونیست فقط مخاطب به اشتباه می افتد..


حال یکی از دیالوگ های ماندگار را به یاد می آوریم:
مرد ( رو به همسرش) :
به نظرت به کسی که خودفروشی می کنه میشه اعتماد کرد؟
( البته شاید عین عبارت نباشد و فقط مفهومش را گفته
باشم)
بازی ها:
همچنان سرگردانم که بازی بینابینی کمدی- فانتزی و بی
روح بردگان نقطه قوت نمایش است یا نقطه ضعف..
( منتظر نقدهای منتقدان حرفه ای می مانم)

در مورد ایده های ۴ گوش و نقطه ثقل مربع ( تقاطع دو قطر)
و حرکات شان باید از دوست عزیز و تیزبین و معناهای شان
سئوال بپرسم.. اما عجالتاً فاصله های فیزیکی نمادی از
فاصله های رفتاری _ عاطفی و جایگاه اختیاری و اجباری است..
اختیاری اش بین زن و شوهر ارباب ( فاصله رفتاری _ عاطفی اختیاری)
اجباری اش بین زن و شوهر برده ( فاصله اجباری)
فاصله جایگاهی بین ارباب و برده..
این فاصله ها در جایی به صفر می رسند که ارباب در حال
آزار و اذیت برده هست..
فقط در زمان آواز خواندن زن برده که به پیشنهاد خودش هست، ارباباندر نزدیکترین فاصله با خود ( زن و شوهر) با بردگان،
و بردگان با خود ( زن و شوهر) هستند که باز هم فاصله در
حوالی نقطه ثقل به صفر نمی رسد.
و در ثقل چند بار زن و شوهر برده در کنار هم دیده می شوند
که نزدیکی رفتاری و عاطفی شان را نشان می دهد..

در کل نظر مثبتی دارم و نمره خوبی می دهم..
متاسفانه در جشنواره هامون ندیدمش، ولی انتخابش به
عنوان بهترین نمایش جشنواره هامون مورد قبولم نیست..
به نظرم برتری خاصی نسبت به آثار خوب جشنواره مثل
گردن، روال عادی و... ندارد.


با سلام دوست گرامی آقای کیانی نکته سنجی شما قابل احترام اما به عقیدهٔ من نگاه نویسنده به روز و فاقد بنیاد گراییه آری در بروز رسانی ها پلشتیهایی چون برده داری هم رنگ و بوی مدرنیته به خودش می گیره به خود ببالیم که کارگردان های جوان و تیزبین مانند آقای ابراهیمی و بازیگرانی با درک بالا لذت دریافت مفهوم ها رو سرعت می بخشند. به عقیدهٔ بنده خود اثر گویای همه چیز است.
۲۱ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
عرض شود که خدمتتان خیر... من اتفاقا جسارت کردن را دوست دارم... و چیز خوبی است... و همانطور که گفتم ترجیح می دهم دیگران شفاف و بدون تعارفات معمول، نوشته های مرا خوانده و دقیقا به چالش بکشند... ...
ممنون از حسن توجه شما چشم اجازه دهید یک بار دیگر اجرا رو ببینیم حتما دقیق تر و کامل تر نظرم را عرض خواهم کرد ولی باز هم عذرخواهی من را از منظر انسانی بپذیرید
۲۱ شهریور
فرهاد برادران
ممنون از حسن توجه شما چشم اجازه دهید یک بار دیگر اجرا رو ببینیم حتما دقیق تر و کامل تر نظرم را عرض خواهم کرد ولی باز هم عذرخواهی من را از منظر انسانی بپذیرید
سپاس..
عذر خواهی ندارد..
حضرتعالی به من لطف داشتی..
ولی حافظه سلولی ام یادآور چیزهای دیگر بود...
اما اگر خوشحال تان می کند..
چشم، پذیرا هستم، و از لطف تان نسبت به خودم سپاسگزارم..
.........
در مورد امانوئل اشمیت زمانی داستان ... دیدن ادامه ›› هایش چاپ شد که
دیگر به ندرت رمان می خواندم... و از ایشان چیزی نخواندم..
در جلساتی در مورد ایده های ایشان مباحثی می شد و جسته
و گریخته ونه بطور کامل آشنا هستم..
ولی خب موقع نوشتن، ایشان یادم نبود، یادم نبود چون نوشته
ای نخوانده بودم و در ذهنم رسوب نکرده بود که یادم بمانم..

نمایشنامه هم نمی خوانم و البته فیلمنامه..
از این کار بدم می آید..
کسانی بودند که نمایشنامه های اشمیت را آورده باشند اما
چون آدمهایی بودند که نمی شناختم.. نمی خولستم لذت
دیدن یک تئاتر خوب را با کارگردانی که توانایی هایش را
نمی شناسم خراب کنم...
من ترجیح می دهم یک نمایشنامه را با سه اجرا از سه فرد
متفاوت ببینم ولی نمایشنامه را نخوانم.. برای همین هنوز
نمایشی از متن ایشان ندیدم...
دوستان کمدی هم اگر تعریف دوستان نبود نمی دیدم
چون آقای ابراهیمی را نمی شناختم.. چون برایم مهم است
کارگردان اتمسفر نمایشنامه را درک کند.. خیلی از نمایش های
سارتر، کامو در ایران بعلت فضاسازی غلط به قهقرا رفته..
و به قول شما باید بر خود ببالیم که آقای ابراهیمی این اثر
را اجرایی کرده است...
........
بی صبرانه منتظر خواندن نقدتان هستیم...
۲۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در یک کلام تئاتر یعنی تئاتر دوستان کمدی معنای این کلام
چقدر لذت بردم
یک کار خیلی خوب، متن عالی، بازیها عالی
همه ی این ها در کنار هم مجموعه ی جذابی رو تشکیل داده بودند
فقط بابت این ناراحت شدم که بعد از اتمام اجرا بازیگران روی صحنه نموندند تا در حضورشون، ایستاده تشویقشون کنیم
امیدوارم فرصت پیش بیاد و یه بار دیگه این کار رو ببینم
می توانم این گونه بنویسم ؛

علاوه بر این که باید به انتخاب کارگردان احترام گذاشت ولی این اجرا دارای یک ایراد بزرگ بود. آن هم: ( عدم رورانس . که اجازه نمی داد ما با تمام قدرت ، ایستاده برای بازی بازیگران، برای کارگردانی ، برای طراحی صحنه و برای طراحی لباس جانانه کف بزنیم)
این نظر شخصی منه، شناخت مختصری که از اقای ابراهیمی پیدا کردم نشون میده علاقه داره حرفش رو با هنرش بزنه. که البته به چشم من ارزشمنده.
۱۷ شهریور
پوریا صادقی
این نظر شخصی منه، شناخت مختصری که از اقای ابراهیمی پیدا کردم نشون میده علاقه داره حرفش رو با هنرش بزنه. که البته به چشم من ارزشمنده.
کاملاً مشخص بود و هم خودشون ، هم گروهشون و هم اجراشون قابل احترام بود.
۱۸ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

- انگار که دستمال کاغذی ایم اینطوری باهامون رفتار می کنند
ژولیت ناراحت شد و شروع کرد به گریه کردن
+ گفتم فایده نداره تنها راه چاره اینه که رفیق این دو تا احمق باقی بمونیم
بعد هم یه پیشنهاد دادم گفتم می تونیم انقلاب کنیم
- بعد من گفتم انقلاب و آزادی برای آدم هایی که سرنوشت شون دست خودشونه، وقتی ما رو فروختند دیگه آینده ای نداریم که بخوایم به خاطرش انقلاب کنیم
+ با این حرفش مخالف بودم ولی پیشنهاد دادم بریم خارج
- تصمیم گرفتیم بریم خارج پناهنده بشیم ولی بعد به این فکر کردیم که وقتی ما رو فروختن احتمالا بهمون ویزا نمی دن یا اگه بدن ما اصلا پولش رو نداریم
+ در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ کاری نمی تونیم بکنیم