تیوال نمایش قلعه
S2 : 01:38:16
دیدن این نمایش برای افراد زیر شانزده سال مناسب نیست!
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ تومان
٪۲۰ تخفیف
٪۲۰ تخفیف
٪۳۰ تخفیف
  ۱۶ تیر تا ۰۲ مرداد
  ۲۰:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مهدی رضایی
: احمد شاه قاسمی، عماد زارعی، امیرحسین دانشجو، رایان حبیبیان

: مهدی رضایی
: آتنا تندرو
: ساره ارجمند
: مهدی رضایی (تشابه اسمی با کارگردان)
: کیکاووس شکوهی
: ایمان شهدوست
: آیدا خدایی
: یاشار مشیرفر
: ندا کاوندی، مهران عشریه
: فرانک شریفیان، نرگس شادرومقدم
: علی بنی عامری، پریسا رجبی
: احسان احمدی، رضا جاویدی
گروه تئاتر اشتراک

- اقتباس از نمایشنامه «ناظر مرگ» اثر ژان ژنه
- توجه: ظرفیت تماشاچیان برای هر سانس محدود است.

یاس بنفش موند لای موهای قرمزش....


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش قلعه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «قلعه» میزبان عکاسان و خبرنگاران می‌شود

» «قلعه» در خانه‌نمایش دا به نمایش گذاشته می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

میدان فاطمی، ابتدای شهید گمنام، خیابان جهانمهر، کوچه ۶/۱ پلاک ۶۶، خانه نمایش دا
تلفن:  ۸۸۰۱۶۰۷۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه نمایش خاص برای مخاطب خاص....
دیگه خبری از چیپس و پفک تماشاچی های عام و صدای پچ پچ نبود.
عجب انتخابی بود انتخاب تماشاخانه دا.... دقیقا فضای یه زندان رو القا می کرد .....
پیچیدگی خاص متن و القای فضای زندان فوق العاده بود....
نمایش واقعا همه پسند نیست ولی من ازش لذت بردم.
بازی ها خوب بود. فضا سازی عالی بود....
موزیک به جا بود‌‌‌‌...
همین که آخر نمایش کسی دست نزد و احساس کرد باید در سکوت از فضا خارج شه نشون میداد نمایش کار خودشو کرده....
جا داشت روی شخصیت ها کمی بیشتر کار بشه .... لباس زندان بان تناسبی با فضا نداشت....
به همه توصیه اش نمی کنم.... اگر اهل تئاتر هایی هستید که بعدش سردرد بگیرید ولی از سردردتون مازوخیسم وار لذت ببرید برید و نمایش رو ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش های ابزورد حال و‌هوا و مخاطب خاص خودشون رو دارند.فضای ساده و مینیمالیستی، تمپوی پایین، چرخه های تکرار و گاها هدف نامشخص یا بی هدفی کاراکترها.و این نمایش یک اجرای بی نقص در این سبک بود.خوشحالم که برای دیدنش رفتم
سالن دا بازسازی شده بود؟
۲ روز پیش، دوشنبه
مرسی
۲ روز پیش، دوشنبه
تغییر قابل مشاهده ای که نکرده.سالن جالبیه برا نمایش های خاص.مثل این نمایش یا برای پرفورمنس وجود عالی بود.فقط مشکل برا این فصل اینه که کولر نداره.بیش از هر چیزی خود بازیگرها اذیت میشند.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نمایش 《قلعه》پردازش شخصیت‌ها به گونه‌ایست که علاوه بر آن‌که برای مخاطب عام باور پذیر است، به لحاظ روانشناختی و سایکوپاتولوژی نیز نمایشی بسیار دقیق و کم نقص است. گویی مخاطب در اتاق درمانگری نشسته و ناظر اجرای تکنیک‌های مانند صندلی خالی و صندلی داغ است.در لحظه‌ی آغاز نمایش مخاطب، هر کدام از شخصیت‌ها را مانند یک قطعه یخ کوچک می‌بیند اما با پیش‌روی نمایش ذره ذره عظمت این کوه‌ یخ برای مخاطب بر ملا‌می‌شود و همین امر موجب می‌شود مخاطبان تا آخرین لحظات درگیر داستان شوند و مدام در تلاش برای واشکافی و شناخت شخصیت‌ها باشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگر، بازیگر، صحنه...
آقای مهدی رضایی کارگردان به زیبایی این مفاهیم کلاسیک را در 《قلعه》که اقتباسی آزاد از 《ناظر مرگ》 ژان ژنه فرانسوی است، به چالش کشیده است. از جنبه‌های فنی،طراحی صحنه و لباس چشم‌نواز قلعه هم اگر به نام اختصار عبور کنیم. نخواهیم توانست از بازی‌های درست و به‌جا چشم پوشی ‌کنیم.در این نمایش بازیگران، تماشاگر را مسحور روایت می‌کنند. پرداخت عمیق و روانکاوانه شخصیت‌های ژان ژنه، حکایت از شناخت مناسب کارگردان و سایر عوامل از روان‌تحلیل‌گری دارد. سایکوپاتی که رضایی به تصویر می‌کشد، برخلاف جریان مد روز، یک ضد اجتماعی سطحیِ پیش ِ پا افتاده نیست که از روح و عواطف انسانی خالی باشد. شخصیتی‌ است که می‌شود دوستش داشت و درکش کرد، حتی می‌شود برایش اندوهگین شد. کارکترهای رضایی خاکستری‌ هستند، لحظاتی آن‌ها را دوست‌دارید و لحظه‌ی ... دیدن ادامه » بعدی از آن‌ها متنفر می‌شوید. کارکتر‌های این نمایش شبیه آدم‌های امروزند، پر از تعارض، لحظه‌ای غیرت‌مندند و در لحظه‌ی بعد تماشاگر را حیران بی‌غیرتی خود‌‌ می‌کنند.همین تعارض‌هاست که باعث می‌شود این‌قدر راحت بتوان با این شخصیت‌ها هم‌ذات‌پنداری کرد. در آخر مجددا تماشای این اجرای متفاوت را به همه‌ پیشنهاد می‌کنم.
" کارکترهای رضایی خاکستری‌ هستند، لحظاتی آن‌ها را دوست‌دارید و لحظه‌ی بعدی از آن‌ها متنفر می‌شوید. کارکتر‌های این نمایش شبیه آدم‌های امروزند، پر از تعارض، لحظه‌ای غیرت‌مندند و در لحظه‌ی بعد تماشاگر را حیران بی‌غیرتی خود‌‌ می‌کنند.همین تعارض‌هاست که ... دیدن ادامه » باعث می‌شود این‌قدر راحت بتوان با این شخصیت‌ها هم‌ذات‌پنداری کرد "

تعریفتون از انسانِ خاکستری یه کم عجیبه ها ، آدمهای خاکستری دیگه انقدرام دمدمی و متزلزل و داغون نیستن . یعنی اساسن خصوصیاتِ مثبت و منفیشون انقدرا بولد نیست که به چشم بیاد ، درونی تر و با تلرانس خیلی ملوتر و کمتر از این حرفاس . و البته که آدمهای امروزی هرگز اینطور که فرمودین نیستن .

این شخصیتهایی که شما توضیح دادین کاملن بیمارن و امیدوارم نه شما و نه هیچ عزیزِ دیگه ای " به راحتی " نتونه باهاشون همذات پنداری کنه .
۵ روز پیش، جمعه
اومانیسم !!
خیلی هم خوب :)
۵ روز پیش، جمعه
انتظار چالش بیش‌تری از نگارندگان محترم داشتیم...
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد، اجرای شنبه ۲۲ تیر این نمایش ویژه عکاسان و خبرنگارن محترم است.
آتنا تندرو، Mahshid z.f و مریم امینی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت کاربران محترم
نکته ی اول بنده اگر از نمایشی خوشم نیاید ابتدا به خودم نهیبی می زنم که نکند خودم آن را نفهمیدم وقتی با نام ژان ژنه و کارگردانی مهدی رضایی مواجه هستیم پس قطعا با یک متن بی معنا مواجه نیستیم چون ژان ژنه فردی نبوده که تحت تاثیر ماریجوانا یا ال اس دی بنویسد
نکته ی دوم قطعا چنین نمایشی به افرادی که انتظار دارند شب جمعه ای به همراه خانواده اوقات خوشی را در سالن تئاتر سپری کنند و بازیگر با پیژامه وسط صحنه خوشمزگی کند توصیه نمیشود
و اما نکته آخ، این نمایش سیاه نیست شما با یک آیینه ی تمام عیار مواجه هستید اگر سیاهی میبینید در واقع خودتان را میبینید بازتابی از دنیای سیاهیست که در آن زندگی می کنید در مورد جامعه ای حرف می زند که تنها تفاوت قهرمانش با ضد قهرمانش این است که قهرمان بدبختی و فلاکت را خودش انتخاب نکرده است بلکه یک قربانیست ... دیدن ادامه » و شرایط او را به سمت جنایت کشانده است
و ضد قهرمان ها کسانی هستند که آگاهانه جنایت و فلاکت را انتخاب می کنند و حتی برای رسیدن به مقام زاغی( قهرمان داستان که ناخواسته جنایت کرده و از احترام بیشتری برخوردار است) با هم رقابت می کنند
موریس یک درجه از لوفران بهتر می باشد چون زنی را می خواهد بکشد که به توجیه خودش خیانت کرده و حقش می باشد بمیرد چون در دنیای قراردادی و ساختگی موریس زنی که خیانت کرده باید بمیرد اما کثیفترین فرد داستان لوفران است برای پیشرفت و ارتقا طبقه اش کسی را می کشد که هیچ گناهی انجام نداده
آیا این قصه ها برایتان آشنا نیست؟ آیا در اداره کارتان فردی را دیده اید که بخاطر مشکلات مالی و ترفیع گرفتن ناگزیر به زیرآب زدن افرادی می شود که در وظایفشان کوتاهی کرده اند و در کنارش افراد دیگری را هم دیده اید که با حسادت برای کسی که هیچ کاری نکرده دسیسه چینی می کنند تا او را زمین بزنند
دقیقا در این نمایش طبقات مختلف آدم ها را بر اساس میزان جرمشان می بینید دست و پا زدن برای رسیدن به طبقه ی بالا از هر راهی را می بینید و این وسط نگهبان( ماموران همیشه معذور) را هم می بینید که وضعشان خیلی تفاوتی با جنایتکاران ندارد آن ها فقط حقوق می گیرند تا نظمی سوری را بین زندانیان رعایت کنند در حالی که خودشان هم در زندگی به هیچ اصولی پایبند نیستند
اجرا در این ژانر بسیار جذاب بود گل بنفش مایل به صورتی که تبدیل شده به طبقات بدنه ی زندان شدیدا روی من اثر کرد باز هم می گویم افراد علاقمند به نمایش های سرگرم کننده اند هرگز چنین نمایشی را نبینند چون مجبور می شوند تا چندین روز تامل کنند و قطعا حوصله تان سر می رود این نمایش شما را بالا می آورد بعد بالا می آورد بعد که خیلی بالا آورد با یک سیلی شما را پرتاب می کند وسط دره اجرای ریتمیک آخر صحنه هم خیلی خوب کار شده بود