تیوال نمایش هفتمین جان سگ
S3 : 23:36:25
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ بهمن تا ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهدی کوشکی
: (به ترتیب حروف الفبا) ترلان پروانه، بهنام شرفی و مهدی کوشکی

: نعیم بختیاری
: مهسا بختیاری
: حسین برفی نژاد
: رضا رضایی
: زهره کاظمی
: بهرام رامه
: علی کوزه گر
: آرش آقابیگ
: اشکان شریعت، مهدی آذربخش، احسان رضوانی
: پریسا نقدی زاده
: شکیلا بختیاری، مدیا دشوارپسند
: سارا حدادی
یک انتقام شخصی


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.


ردیف ۱ تا ۵ هر سه باکس با بهای: ۴۵،۰۰۰ تومان
ردیف ۶ تا ۹ هر سه باکس با بهای: ۴۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌ ۱۰ هر سه باکس با بهای:‌ ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش هفتمین جان سگ / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چقدر این اجرا پر ترس و دلهره بود برام، از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم هر چیزی که آقای کوشکی رو یاد من میندازه کنار بذارم :)
ولی عالی بود
تا مغز استخوانم ترسیدم
پارسا یزدی و حمیدرضا مرادی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی خوب . لباس مناسب . طراحی صحنه به اندازه . استفاده از صحنه عالی . نو آوری به اندازه ای که کیفور می شی . بازی آقایون شیرین .و درست و لذتبخش و متنی که حسابی درگیرت می کنه مخصوصن بعد از کار ... به خدا نامردیه اون صندلی های خالی ... یه گیرای کوچولویی با متن داشتم که حقیقتن می شه ازش گذشت . دمتون گرم همه گی .
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
غزال شعبانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتاری نئو فرمالیستی در باب " هفتمین جان سگ" اثر مهدی کوشکی

"بهره بردن از تمامی جوانب آزادیِ هنری"یکی از مهمترین شاخصه های بررسی یک اثر از پنجره ی نئو فرمالیسم است که در "هفتمین جانِ سگ" به طرز هوشمندانه ای مورد کاشت قرار میگیرد، داشت و نگهداری از این نطفه که در دقایق آغازین نمایش در دل مخاطب هیجان زده ی اثر نهاده شده، اندکی دشوار مینماید ، با توجه به زنده بودنِ امر نمایشی ، و ایضا اینکه چند سانس از این نمایش توسط نگارنده ی سطور دیده شده ، هر شب این رخداد به صورت دیگری و در حال و هوای دیگری رقم میخورد . شبی با ترس، شبی با جنون، شبی با خنده ، شبی هم با نگرانی.
ارجاعاتِ برون متنی و دیالوگ های بیرون زده از قاب نمایش ، هر کدام به عنوان ستونی که هر شب خیمه ی نمایش بر آن استوار میشود، نقش مهمی را در شکسته شدنِ دیوار چهارم بر عهده دارند ، ... دیدن ادامه » به زعم بنده، شب هایی که ارجاعات برون متنی در اولویت قرار میگیرند، اجراهای اندیشه مدار تر و شب هایی که دیالوگ های بیرون زده از قاب نمایش برتری دارند، اجراهای سرگرم کننده تری میبینیم، چه هر کدام از این دو حالت خارج از عهده ی عوامل اجرایی و مبتنی بر روحیاتِ غالب تماشاچیان است.
اما در مرحله ی برداشت ، با کلاژ دهشتناکی از نور و صدا و غریزه مواجهیم، حال آنکه در یک سوم پایانی نمایش ، تماشاچی از هر قشر و تفکری که باشد ، خنده های ماسیده بر لب را تجربه خواهد کرد ، و رساندنِ اوج بهره کشی از آزادی ها به این منجلاب خون و غریزه و شقاوت، افتضای زمانه ای است که این تئاتر در آن ساخته و پرداخته شده.

رویارویی ِ عریان و بی واسطه با مرگ، هدیه ای است که مهدی کوشکی، بهنام شرفی و ترلان پروانه، با کمک یک تیمِ یکدل و منسجم در پشت صحنه برای ما به ارمغان می آورند .
امیر مسعود و محسن جوانی این را خواندند
آذرمهر، جهان، زهره مقدم و aram Darabi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر بسیار شبیه زندگی است.
آرتور میلر

ماشین قرمز رنگ گیر کرده در گل، نمادی از جامعه بحرانی به بن بست رسیده و سه سخصیت داستان که نمادی از توده مردم این جامعه هستند. دو مرد نیرنگ باز و فرصت طلب و در ظاهر دوست به همراه دختری با چهره معصوم ولی ذاتی پلید.
پس از کش و قوس های فراوان و تلاش هر سه شخصیت برای غلبه بر دیگری و حفظ موقعیت خود، این همه هستند که ضرر کردند و این جامعه است که به نابودی سوق داده شد.
سه بازیگر داستان نشان از مردم فرودست و عام که بازیچه آن دیگری (شخصی ثروتمند و قدرتمند پست خط تلفن) یعنی نماد زر و زور، به زیبایی و سادگی وضعیت امروزی جامعه ایران را نشان می دهند.
بداهه ها و لودگی های مهدی کوشکی به درستی فرهنگ کنونی را به نمایش می گذارد که در جامعه ای که به سوی دره سقوط می کند، مردمی هنوز در پی جک ساختن و مسخره کردن ... دیدن ادامه » هستند.
پس از سه بار تماشای این تئاتر باشکوه، نهیب عظیمی سراسر وجودم را فرا گرفته است که مبادا سرنوشت جامعه ما همانند پایان این نمایش مسحور کننده به نافرجام ختم شود و شاید این بار زندگی بسیار شبیه تئاتر باشد.

و کاش هنرمندانی از جنس کوشکی ها، شرفی ها، بختیاری ها فزونی یابد و کاش نسل جدید الگوی خود را از جنس پروانه ها انتخاب کند تا امیدی باشد به رشد و توسعه این دشت بی فرهنگی.

سپاس از وجود و حضورتان
جسارتن، مسحور کننده درست است.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷
درس پس میدیم لیون جان
خیلی مخلصیم
راستی رزدینت اویل ۰ تو گیم کیوب بازی کردم
یه بازی دیگه هم مال زمانی که وسکر و لئون دوست بودن اونو دانلود کردم رو پی سی بازی کردم
توی کنسول دریم کست هم یه بازی دو دیسک بود اتفاقا کلر شخصیتش بود با یه نفر دیگه یادم نمیاد.
ولی الان بیشتر دارم رولوشن و اپریشن راکون سیتی بازی میکنم
فک کنم جریانشو میدونی چیه
تنها چیزی که تو حسرتشم ریمیک سری ۱ بود تو گیم کیوب که نتونستم پیداش کنم
احتمالا سری های فرعی دیگه هم وجود داره که بازی نکردم

آقا ... دیدن ادامه » بخشان عزیز
شخصیت خوبی انتخاب کردی
نظر من
حالا غیر از ایدا وانگ که شخصیت مورد علاقه ای منه
بازم نفر اول انتخابم آلبرت خواهد بود.
پسرش جیک هم بد نبود.
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
من اصلا از فیلماش راضی نیستم. واقعا در حد اسم رزیدنت ایول نبودند.
۲۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدید وقتی یه شربت خیلی شیرین میخورید دیگه تا مدتی طعم شیرینی های ملایم تر رو احساس نمیکنید ، هفتمین جان سگ برای من در مواجهه با شیطونی همینطوری بود چون تمام ایده ها روال داستانی رو به سیاق خلاقانه تر تو اون دیده بودم ولی به قدری موضوع جذاب و ملموس و بازی ها عالی و با جون دل بود که نمیشه ازش بی تفاوت گذشت ، شایدم این خشونت لعنتی پهن شده بر بستر جامعه بحدی زیاد و قابل بحثه که 100 تا شیطونی و هفتمین جان هم ساخته بشه باز قابلیت مطرح شدن داشته باشه ولی باز به نظرم بهتره دست کم تو پرداخت داستانی تفاوت هایی رو بینیم که بتونیم از کار قبلی متمایزش کنیم
بازی های خیلی خوب و قابل تقدیری رو هم شاهد هستیم ، حتی از خانم پروانه ، فقط به نظرم ایشون برای ایفای این نقش مظلوم به نظر میومدن و شاید بازیگری به فرض مثل خانم بهاره افشاری طوری براش مناسب تر میبود ولی درکل ایشون ... دیدن ادامه » هم نهایت سعی خودشون رو کردن و اینکه صداشون به بالا ها نمیرسه دیگه از تارهای صوتی شونه :)))
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان و امیدوارم بزودی شاهد کار جدید با خلاقیت های جدید باشیم از آقای کوشکی عزیز
با فکر نکردن به شیطونی : 7.5 از 10 4 ستاره ، با توجه به شیطونی : 6 از 10 3 ستاره
45 تومن 36 طوری با توجه به بازی پر استرس و فیزیکی گروه دست کم از 45 تومن بی تخفیف سالگشتکی معقول تر و عادلانه تره
«ما به کوشکی پر حادثه عادت داریم!»
این جمله من نبود. یکی از تماشاگران دیشب به آقای کوشکی؛ زمانی که ایشون در مورد حساسیت های اجرا و تذکرات لازم، توضیحات خودشون رو ارائه می‌دادن این جمله رو گفتن. به عقیده من باید تمام کارهای جناب کوشکی دیده بشه چون نکته‌ها و اجزایی داره که کمتر در صحنه‌های تئاتر ایران قابل مشاهده ست. کمتر کسی دست روی موضوعی مثل خشونت میزاره اما به جرات میگم که این کار (که باید دید) ضعیف‌ترین کاری بود که در این چند وقت از آقای کوشکی دیدم.
تعداد شوخی ها و بداهه به قدری زیاد بود که واقعا خط داستانی گم میشد. البته به نظر من برای تاثیرگذاری 10 دقیقه آخر نمایش به شدت مفیده.
دیشب با سی دقیقه تاخیر کار اجرا شد و این ناهماهنگی هنوز هم جذاب نیست :)
در سالن تعدادی از دوستان واقعا با خنده‌های بی جا و بلند باعث شدند تمام حس کار برام از بین بره. ... دیدن ادامه »
اتفاقی که با منشی صحنه بود و ایشون آخر نمایش حاضر نشدند جلو بیان، واقعا دوست دارم بدونم که جدی بود یا شوخی چون باز هم خیلی از حس نمایش رو برام از بین برد.
در نهایت اینکه کارهای کوشکی رو باید دید :) امیدوارم کمی این نمایش جدی‌تر برگزار بشه.
(تاریخ دیدن اجرا: 13 اسفند)
مهدی کوشکی خودش یه سبکه که من بهش میگم کوشکیسم
یه جوری معضلات رو مطرح میکنه که هیچ کس شبیهش نمیتونه بگه
اینقدر کامله که نیازی به کارای حاشیه ای و دکور و حرکات اضافه نداره
یه پکیج کامل
محسن جوانی این را خواند
امیرعلی یکتا، کامران متقی و غزال شعبانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نخستین کاری که از آقای کوشکی دیدم، نمایش ۱۳ بود، کاری به غایت جذاب که تماشاگر متوجه گذر ساعتها نمی‌شد، در پایان، تا چند روز در فکر بودم که کشتار حقیقی پایان نمایش به دست قاتلان دردناکتر بود یا کشتن شخصیت هر کاراکتر به دست دوستانش...

این کار هم به همان جذابی بود، با همان ریتم، طنزی فریبنده در آغاز که برخی را می‌خنداند ولی در پشت خود، ترور شخصیت بازیگر را به دنبال داشت و در ادامه، قتل واقعی کاراکتر و تعلیق نهایی که تماشاگر را به فکر می‌اندازد که کدام دردناکتر بود؟ ترور شخصیت که با خنده‌ی تماشاگر همراه است یا قتل واقعی با صحنه‌ی خون آلود و سکوت تماشاگران...

درود بر آقای کوشکی... بی‌صبرانه منتظر کارهای آینده‌ی ایشان هستیم....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار تمام شده و تو از سالن اومدی بیرون، اما نه.... هیچی تموم نشده، تو تازه شروع کردی به فکر کردن به چیزی که دیدی و شنیدی و حس کردی، هنوز صداها تو سرت هستنو مدام داری فکر میکنی این همه بهت از کجا میاد؟ روی ریتم تند داری هولناک ترین وقایعو به مغزت وارد میکنی و چقدر قشنگ بازی میکنه آقای کوشکیِ همه فن حریف وقتی از تجاوز میگه و اون لحظه دلت میخواد عربده بزنی و چقدر ساده و راحت دلت بسوزه برای سپیده ای که تازه باهاش آشنا شدی، .... شاید زیادی مسخ این کار شدم، اما نمیشه از تنفس زیرکانه ای که با طنز به تماشاگر داده میشه گذشت.... اصولا نمیشه از کار خوب گذشت ...
آغوش تو بوی خون میداد و من،
دوباره مَز مَزهِ کردم طعم جنون و عشق را
بی قوت ندیدن
بی ملال ترسیدن
اعتنا به خشونتت که تعالی تحریف بنام تعریف بود
و تصویری برای تشویش
به سرخی رخساری که خون منظر بود
به ضربه های کاری در ....
به باران افشان بر صحنه ات سوگند؟
به مثلثیِ عشقی که که مربع می‌نمود و دایره شد
به تصاویر هرباره ات در پرده قسم
قصیده تلخ خون واره هایت اگر چه میخراشند
اما.....
باز بر تماشایت مجسمانه خواهم شد




"با ... دیدن ادامه » همه ی بی سر و سامانی ام ... باز به دنبال پریشانی ام"
مرد فرو رفته در آیینه کیست ؟ ... تا که مرا دید به حالم گریست
ساعت خوابیده حواسش به چیست ؟ ... مردن تدریجی اگر زندگی ست
"طاقت فرسودگی ام هیچ نیست ... در پی ویران شدنی آنی ام"
- نمایشی با سطح قابل قبول از همه عناصر: متن، کارگرادانی، بازی، طراحی و...
- همان کوشکیِ همیشگی با همان دغدغه‌های پیشین در سطحی متفاوت و نگاهی جامع‌تر و گسترده‌تر.
- حضور به اندازه و قابل هضم بداهه که می‌شه گفت جزئی از سبک کوشکی شده (حتا جایی که فقط بازیگره)
- ترلان پروانه کاملاً در خدمت کار بود و به شکل کاملاً واضحی داشت نقش یک بازیگر کم‌توان تئاتر رو "بازی" می‌کرد. (تقریباً بعید می‌دونم کسانی که «فقط» به خاطر حضور "ترلان پروانه" برن و این تئاتر رو ببین در مقایسه با انتخاب نمایش 30/دی.)
درکل: دیدنی و مفرح. با ارفاق 4 از 5 (به خاطر گل روی بهنام شرفی)
گل روی بهنام شرفی بوسیدنی ست.
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1) حبیب (بهنام شرفی)
ساطع و درخشان:
بی نیاز از حاشیه و بداهه، غرق در نقش خویش همچون ستاره ای بر روی صحنه نورافشانی میکند. حبیب آن همسر بی توجه به نیکا و بهنام، آن ستاره تئاتر بی تمنا به مهدی، و چه ساده و بی ریا نقش خود را ایفا کرد تا در یادها بماند که زندگی قانون نانوشته ای دارد همانند قانون سگان، که فرد ضعیف و پای دربند محکوم به زوال است. آی حبیب، اگر ذره ای از محبت خود را که نثار سپیده ها میکردی، برای آن همسر کودک خویش داشتی، بی شک به عذاب خیانت و جنایت دچار نمیشدی، ولی باید میشد و میدیدیم و می آموختیم از این صحنه زندگی.

2) پدرام (مهدی کوشکی)
ژیان و طغیان:
غضب، کلافگی و درماندگی از حماقت نیکا، از جهالت و بی تجربگی وی، با تار و پود خویش عجین شده. پدرام همچون پدری مهربان که نیکا از طفولیت بر روی پاهای او بزرگ شده است و همچون عاشقی خشمگین، بسان نفس اماره نیکا درخشید. و چه هنرمندانه بود وجدان بیدار پدرام و مهدی (نقش چهارم) که مدام به انها گوشزد می کرد، دیالوگ ها و تذکرها به ترلان را و چه هنرمندانه حذف شد آن شلاق های نکوهش مهدی (بلندتر و با حس تر اجرا کن) که بر تن عریان ترلان می خوابید و چه خوشبخت انسانی است ترلان که زیر هجمه سهمگین چکش های این استاد تئاتر و زندگی فولاد آبدیده ای می شود.

3) نیکا (ترلان پروانه)
حضور، سقوط، ظهور و بالندگی:
و اما ترلان، درخور نقش نیکای خیره سر و در آرزوی رفتن، رویای نسل امروز این جامعه. شاهکاری بی بدیل از نقش آفرینی. ظهور ترلان با نیکا در تئاتر همراه شد با تکبر و غرور، ایستاده بر بلندای صحنه که من یگانه ستاره این میدانم ولیکن پدرام با زمزمه مداوم در گوش نیکا، مهدی با تذکر پی در پی به ترلان، وی را شکست چنان که صدای خورد شدن استخوان هایش من تماشاگر را آزار داد و این حقیقت تلخ زندگی است که تا سقوطی نباشد، صعودی نیست. خوشا بحال ترلان که مهدی همانند استاد شاهکار whiplash وی را می کوبد و می شکند و می سوزاند و سپس از خاکستر وی، ققنوس افسانه ای سر بر خواهد آورد.
ترلان بسان نیکا، خسته در پیله خود فرو رفته بود. سرخورده از چهره واقعی زندگی یعنی تئاتر.
پروانه ای در راه است.
ترلان همانند پروانه ای شگرف ظهور خواهد کرد و چه فرخنده روزی است آن روز برای سینما و تئاتر ایران.

4) ... دیدن ادامه » نقش چهارم (وجدان)
و این بود داستان این هنر زیبا که جامعه وجودی جز وجدان عمومی نیست و سقوط خواهد کرد هر آنکه لگدمال کند وجدان خویش را.

مشتاق به تماشای مجدد این هنر ناب هستم.
خیلی خوب نوشتین .
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک دوووووست داشتنی مهلک !
کارهای مهدی کوشکی را بسیار به حقیقت زندگی نزدیک می بینم، تلفیق لحظه هایی به ظاهر خندان که با حقایق و اتفاقات هولناکی در هم آمیخته شده است.
تنها کمبودی که آن هم بخاطر اجرای سیزده در این اجرا دیدم آن بود که انتظار مفهوم ، هدف غنی تر و عمیق تری از متن نمایش داشتم. همین و دست مریزاد.
درود بی پایان به شما جناب کوشکی و گروه تان ،درود برای خلاقیتتان ،درود برای نوشته عالیتون ،درود برای انتخاب به جا و زیرکانه بازیگرانتون ..بازی ها چه خالصانه و عالی بود جا داره تحسین کنیم ترلان پروانه را که هم پای حرفه ای های تءاتر بازی کرد و بازی چشمگیرش در صحنه ای اشک من را در اورد ..جناب کوشکی چه خلاقانه درد مشترکی را فریاد زدید و چه خوب که این مورد را در غالب خشونت نشان دادید میخکوب بودم ...دنیای ما پر از دورویی نارو زدن است ،،چه جالب توجه کردید به دختران معلول بی زبونی که مورد تجاوز قرار می گیرند افرین به شما
سعید، سپیده، حمیدرضا مرادی، شیرین پناهی و سمیرا سلیمی این را خواندند
هادی بخشان و arash tehrani این را دوست دارند
خانم امیدواری یا نوا یا آقای چیز یا هر نام واقعی دیگه داشتم کامنتها رو میخوندم شما چندین جای مختلف کامنتهای حمایتی گذاشتید و حقیقیتا برام سوال پیش اومده این اکانت فیک هست یا شما حقوقی دریافت میکنید؟ کامنتهای شما جای جای این نظرات هست و حتی با یک اسم دیگه ... دیدن ادامه » گویا نظر دادید (نوا) بیایید سراغ این اکانتهای فیک نریم تا بی اعتمادی به وجود نیاد که اگه بیاد دیگه هزارتا اکانت و کامنت مثبت هم به کارتون نمیخوره.
۰۲ اسفند ۱۳۹۷
اصلاً کار ایشون با نام های متعددشون یه جور ضد تبلیغه. کاش بفهمن این رو.
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود. چیزی که برای خودم آزاردهندس اینه که سلیقه من یه مقدار با تعصب گره میخوره. ولی امیدوارم یه روز یه کار بد از مهدی کوشکی ببینم که خوشحال شم که نه، من تعصبرو گذاشتم کنار. تو این چهارتا کار پشت سر هم مهدی کوشکی (مستمر باد!) هر بار احساس کردم یه چیز جدیدو تجربه کردم احساس کردم رفتم سفر احساسی متفاوت با احساسای خوب بعد دیدن بقیه تئاترا. تو نمایش صدهزاربار بهت میگه بابا جان این تئاتره ولی بازم وقتی میبینی درو مثل وحشیا میبنده و بهنام شرفی گریه میکنه در حالی که دو دیقه پیش داشت میگفت بیا سمت گوها منو پیدا میکنی مو به تنت سیخ میشه. مفاهیمی که توسط سنسور های زیباشناسیم شناسایی نمیشن ازارم میدن. مهدی کوشکی ۴ امین باره اذیت میکنی مارو
بازی ها عالی کار خلاق
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش از روز یکشنبه ۲۸ بهمن‌ماه در ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشهای آقای کوشکی رو میتونیم نماینده موفق نمایش گروتسک و طنز سیاه در ایران بدونیم. هتاکی، اغراق، توصیفهای خوفناک و در عین حال خنده آور و نابهنجاری از مؤلفه هایی هستن که ایشون در نمایش هفتمین جان سگ به خوبی به نمایش گذاشتند. اینگونه فضاسازی هایی رو در داستانهای هدایت، بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری و با کمی تفاوت در آثار غلامحسین ساعدی میبینیم. نهایتاً اینکه خیلی از تماشای نمایش لذت بردم.
خلاقیت های زیادی توی کار بوم استفاده از بداهه هم جالب بود..رهایی و در لحظه بودن آقای شرفی و کوشکی جذابه همیشه ...هر چند تم ها و المان هایی از شیطونی و تئاتر بد بود اما کار و داستان جالبی بود...استفاده از موضوعات روز مثل پول افغانی، مهاجرت افغان ها و موارد دیگه که زیادن و گفتنش باعث لو دادن کار میشه و نمیگم هم درسته جالبن اما تئاتر رو برای همین روزا مصرفی میکنند و ممکنه چند سال اینده قابل مصرف نباشه. صداها و اکت ها واقعا جذاب بود
اجرا جذابیت های خودش رو داشت، متن خلاقانه بود، نمود خشونت هم خلاقانه بود،خشونت زیادی که باعث خنده می‌شد و از طرفی باعث می‌شد از خنده خودت بدت بیاد، من این حس رو دوست داشتم. پر از قراداد های تئاتری که باعث می‌شد از تخیلت به خوبی استفاده کنی.
مشکل اجرا این بود که بازی آقای شرفی و کوشکی خیلی خوب بود و باعث می‌شد بازی خانم پروانه خیلی تو ذوق بزنه، متاسفانه صدای ترلان پروانه تا وسطای سالن می اومد و خوب نبود
ولی در کل اجرایی بود که از اینکه تجربه دیدنش رو داشتم خوشحالم و توصیه می‌کنم ببینید
بله کاملا درسته خانم پروانه برای این نقش مناسب نبودن نمیتونستن به بازی این دو نفر برسن و این ضعف خیلی نمایان بود اما به لحاظ فیزک مناسب بود اما رفتاری و صدا ضعیف بود
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
باتشکر از اقای کوشکی کاری خلاقو بی نظیر با بازی چشمگیر بازیگران و بازی ترلان پروانه چشمگیر بود
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
من ردیف اخر ای سالن بود خیلی هم صداشون رسا بود خواهشا نقد واقعی بنویسید ،بازی ها عالی بود
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی، کارگردانی مهدی کوشکی و با بازی ترلان پروانه، بهنام شرفی و مهدی کوشکی، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید