تیوال نمایش کمیته نان
S2 : 16:03:03
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ تومان
  ۲۳ اردیبهشت تا ۳۱ خرداد
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: لیلی عاج
: الهام شعبانی، ارسطو خوش رزم، غزاله جزایری، شاهو رستمی، لبخند بدیعی، سعید احمدی

: شاهرخ استخری
: توماج دانش بهزادی (میهمان از گروه تئاتر پراکسیس)
: سینا ییلاق بیگی
: الهام شعبانی
: ماریا حاجیها
: رضا خضرایی
: شایان کیانی
: کهبد تاراج
: تریفه کریمیان
: مریم رودبارانی
: احمدرضا حجار زاده
: رضا جاویدی
: ناصر ارباب
: امیرحسین نوحنژاد
: زینب ایوبی
: محمدحسن درباغی فرد
مرده سنگ و زنده برف، گریه نکن آب می شی. ما که هنوز نمی دونم چه بلایی سر کولبرای گم شده اومده.

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش کمیته نان / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تراژدی وارد بر زبان و امیدواری برای فردای بهتر

» یاداشت توماج دانش بهزادی برای نمایش «کمیته نان»

» چهارمین همکاری الهام شعبانی و لیلی عاج / «کمیته نان» روایتی از مصائب کول‌برها

» طراحان نمایش «کمیته نان» معرفی شدند


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دوستان عزیز تیوالی
ما جمعه هم اجرا داریم و منتظرتون هستیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش نسبتاً تلخی درباره طبقه کارگر
در این نمایش اتفاقاتی رخ می‌دهد که قصه به سوی کول‌برها و خانواده یک کول‌بر پیش می‌رود.
کمیته نان» یک نمایش انتقادی است-یک نمایش تلخ اما امیدوار‌کننده است
با بازی های درست - به اندازه-
دلم می خواد یه بار دیگه هم این اجرارو ببینم
ممنون از حضورتون و درج نظرتون
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمیته نان رو خیلی دوست داشتم. شریف، ساده و پر از حرف. حرف دل مردمی که دیگه این روزها تبدیل به درد مشترک شده و چقدر خوب نویسنده این طبقه اجتماعی رو می شناسه... من با شوخی هاتون خندیدم و دلم از بی عدالتی که در حق تون روا شده شکست. بازیها رو دوست داشتم... بخصوص ارتباط برادرهای نمایش که به نظرم حسابی فکر شده بود... خسته نباشید، خوشحالم در این بی سرو سامانی تاتر شما از مسائل انسانی حرف می زنید و حواستون به مردم مرز نشین و دغدغه هاشون هست.
در معدود اجراهایی هنر بازیگری ، کارگردانی ، متن ، دکور و موسیقی به یک اندازه خوبن . " کمیته نان " برای من چنین ویژگی داشت و از دیدنش لذت بردم . هم از ته دل خندیدم و هم متاثر از شرایط دشوار زندگی خانواده های کرد شدم . دیدن این نمایش جذاب رو به همه دوستداران تاتر توصیه می کنم و از همه عوامل اجرا تشکر می کنم .
علیرضا عزیز
پاسس از حضورتون و ممنون که نظرتونو درج کردین
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمیته نان،وضعیت تلخ زندگیه کولبران رو به نمایش گذاشت، لذت بردم از دیدن نمایش،،به همه عوامل تبریک و خسته نباشید میگم،،مخصوصا خانم الهام شعبانی که همیشه منو شگفت زده میکنن،عالی بودن
آقای اشتهاردی
سپاس از حضورتان و خوشحالیم که نمایشو دوست داشتین
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای لیلی عاج و نمایش های کارگری اش
الان دیگر لیلی عاج برای خودش یک شناسنامه و اندیشه اثر مشخص دارد. روایت طبقه ی کارگر... و اما کمیته نان... کمیته نان بیشتر از آنکه در مورد کولبران باشد، در مورد دانشجوی سیاسی کردی است که در دانشگاه تهدید شده ( پروندهای بسیاری درمورد ستاره دار شدن دانشجویان کرد اپوزیسیون در دانشگاهها وجود دارد ) و حالا خانواده ی کارگرش باید او را به همراه کولبرها از مرز خارج کنند... کمیته نان تلاش می‏کند در جریان حق طلبی کارگرها این بار دانشجو ها را هم به ماجرا اضافه کند، اینکه نویسنده تا چه اندازه موفق بود، بستگی به شناخت و دقت مخاطب دارد، هرچند نوسینده مثل آثار پیشین خود، زبان گزنده و تند وتیزی دارد و در دیالوگ نویسی و شوخی نویسی موفق است و حتی داستان ملودارم خانوادگی را هم به خوبی روایت می‏کند، اما به نظر می رسد در نگاه اش به ... دیدن ادامه » مبارزات کارگری کمی عقب نشینی کرده و می خواهدحرفهای را بزند ولی از ترس اش آنها را قورت می‏دهد... در کل کمیته نان را باید دید، اول به دلیل بازی های درست و یک اندازه بازیگرانش و بعد به این دلیل که سیاسی ترین و تند وتیز ترین نمایش این شبهای تاتر تهران است که در لحظاتی با فرار از سانسور حرفش را می‏زند هرچند بعد با ترس پشت مناسبات خانوادگی شخصیتها پنهان می شود... کمیته نان را باید دید تا تاتر کارگری هم نفس بکشد... کمیته نان را باید دید چون جنس کاملا متفاوتی از نمایش اجتماعی را مطرح می کند و حال و هوای انتقادی متفاوتی دارد آن هم بدون شعار زدگی...
سمانه ی عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون از نوشته ی دقیق و درج نظرتون
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

در تئاتر , نمایشنامه با تعریف داستان ، به معنا می رسد . این موضوع ، خط پررنگی را برای تمایز روایت یک داستان در مقابلِ بازگویی اخبار روزنامه ها و واقعه نویسیِ صِرف,ترسیم می کند. بستر داستان یعنی ایجاد تصویرهای کنار هم ؛ این عنوان نه در دایره تیتر جراید می گنجد و نه حتی خاطره گویی های یکنواخت را شامل می شود . عدم رعایت این نکته در نمایش کمیته نان , اولین نقطه ای است که مخاطب را دچار سردرگمی می کند .
یقینا توجه به موضوع کولبران, عنوان جذابی است آن هم در دوره ای که وضعیت و معیشت آنها دغدغه بخش بزرگی از مردم محسوب می شود اما برانگیختن حس مخاطب از طریق تماشای اجرایی مرتبط با قشر محروم جامعه, زمانی اتفاق می افتد که مخاطب با یک روایت درست و منظم مواجهه باشد . متن کمیته نان به شدت نامنسجم , شلخته و مبهم شکل گرفته است این ابهام نشات گرفته از حجم زیاد اطلاعات ... دیدن ادامه » نیست بلکه از کمبود اطلاعات و نبود دید جامع و جزئی نگر سرچشمه گرفته است .گسترۀ اطلاعات این نمایش نامه از جامعه کولبری محدود شده به عکس و خبری است که در رسانه و فضای خبری پخش شده و به راحتی در دسترس می باشد. پیروِ همین دیدگاه در این اجرا تنها نشانه ظاهری این گروه را یک کرد با باری بر دوش می بینیم که دائم از زندگی خودش می نالد .
متن لکنت دارد و این لکنت زاییدۀ نبودِ تجربۀ زیسته است. مطمینا وقتی تجربۀ زیسته در یک جغرافیای خاص مثلا یک روستا وجود نداشته باشد , نوشتن پیرامون آن ، در بهترین حالت فقط یک کاریکاتور از روستا تحویل مخاطب می دهد . البته تجربۀ زیسته الزاما حضور فیزیکی در چنین منطقه ای نیست بلکه بدان معناست که نویسنده سوار بر اطلاعات و جزییات محل باشد ؛ در کمیته نان یا اطلاعات نویسنده درحد مخاطب بوده یا نتوانسته آن را انتقال دهد.فرض بر این نیست که باید الزاما دانش نویسنده از مخاطبش بیشتر باشد بلکه انتظار میرود تمرکز نویسنده برای یک ماجرا، اطلاعاتی را در او بیدار کند که منجر شود از زاویه ای ماجرا را تعریف کند که برای تماشاگر جذاب باشد و دریچه ای تازه تر را نشان دهد که تا قبل از آن کسی بدان توجه نکرده باشد ؛ نه آنکه خود و متن را در حد تکرار بی پایان تیترهای روزنامه ها محدود کند . نتیجه این سطحی نگری ، آن می شود که زندگی کولبران در کمیته نان در حد یک دورهمی و صحبت پیرامون اینکه گوشت نخورده اند , محدود شود و در شکل جماعتی نشان داده شود که تنها سرگرمی شان این است که درباره کباب جک بسازند و برای یکدیگر تعریف کنند .
متن آن قدر آشفته است که هربار تماشاگر محور جدیدی پیدا می کند تا حول آن بگردد اما وقتی نتیجه منجر به دَوَران ِپوج می شود و می فهمد نمی تواند گلیم خود را از همذات پنداری با واقعیت زندگی کولبران بیرون بکشد ، با کل کار ارتباط برقرار نمی کند . نه زندگی کولبران این قدر ساده لوحانه است که با گنجاندن چند دیالوگ جنسی که هیچ تناسبی با کلیت داستان ندارد ، قابل فهم باشد و نه صحبت کردن شعارگونه درباره فقر و تبعیض می تواند گره ای از ابهام این نمایش بکاهد .
طراحی صحنه فقط خلاصه در یک پرده متحرک با قاب فلزی شده است . آن هم در شرایطی که تماشاگران ردیفهای عقب تر دید مناسبی ندارند . یقینا طراحی صحنه در پرتوی موضوع با این حجم از جذابیت ، پتاسنیل بالایی را به وجود می آورد که جایی برای توجیهِ این میزان کم توجهی به این موضوع که آراستن صحنه نمایش تا چه حد می تواند در خدمت جریان نمایش باشد ، نمی گذارد.
درباره طراحی لباس استفاده ار لباس محلی قابل تقدیر است چرا که توانسته در بخشهایی از نمایش ، رنگ به اجرا بدهد ؛ اما نحوه پوشش شکم خانم بازیگر در نقش زن باردار به هیچ عنوان متناسب نبود و تمام مدت تمرکز را سمت این می برد که طراحی لباس ایشان به درستی صورت نگرفته است.
مجموعه نقاط ضعف نمایش ، باعث می شود استعدادی در حد الهام شعبانی نتواند شخصیت صبری خانوم را باورپذیر اجرا کند. . . ارسطو خوش رزم در حد یک کاراکتر برای تکرار کلمه آزاد و آراد پیش برود و این در حالیست که بازی درخشان ارسطو خوش رزم و الهام شعبانی در نمایش قند خون ، تاییدی بر استعداد درخشان این دونفر در صحنه تیاتر و موفق بودن در بازی ِنقش های پیچیده تر است اما لکنت متن و نبود میزانسن مناسب ، باعث شده نمایش نتواند از توانایی این دو بازیگر حرفه ای استفاده کند. در کلیت این نمایش ، دیالوگ ها روی هم می افتد و منجر به ابهام بیشتر می شود . متاسفانه بازیگر باردار نمایش اصلا صدای مناسبی با فضا نداشته و برخلاف بیان الهام شعبانی و ارسطو خوش رزم ، صدای ایشان اصلا به ردیف های عقب تر نمی رسید . در مقابل ، در این نمایش از بازی خوب شاهو رستمی در نقش روزگار نمی توان چشم پوشید .او روی بیان خود کار کرده و توانسته از پس انتقال ویژگیهای شخصیتی نقش بر بیاید.
وقتی موضوع بتواند در مسیر مناسب ،خط اصلی یک داستان را شکل بدهد، آن وقت می توان تمام اتفاقات بعدی را در خدمت داستان دانست . در این صورت است که توزیع بسته شامل قاشق و چنگال و آدامس که در ابتدای نمایش صورت گرفته معنادار شود. وگرنه تماشاگر نا روزهای بعد به این بسته نگه می کند و به سوالهای بی شمار درباره نمایش فکر می کند و ناتوان از درک حرف اصلی نمایش ، آن را به فراموشی می سپارد .
مریم عزیز سپاس از حضورتان
و ممنون که نظرتان را با ما به اشتراک گذاشتید
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمیته نان تراژیک است و دردناک. گزنده است مثل واقعیت و تلخ مثل حقیقت. از همه مهمتر اسیر شعار نیست.
اول خسته نباشید میگم به گروه همین که در این شرایط بد اقتصادی چراغ سالن های نمایش روشن است خدا قوت دارد
اما چند نکته را عرض میکنم
۱-طراحی صحنه و کوچک شدن دنیای آدم ها برام جذاب بود
۲-وقتی سالن اجرا کیفیت لازم را نداردکه از ردیف دوم امکان دیدن صحنه نیست بهتر است میزانسن ها مقداری از آوانسن دورتر باشد
۳-اجرای اول بود و قطعا در اجراهای آتی بهتر خواهد شد اما تپق و قاطی کردن اسامی یک مقدار تمرکز تماشاچی را از بین میبرد
۴-بازی کردن شخصیت برای همان سن یا مقداری بالاتر بهتر خواهد بود اما با تمام احترام برای سرکار خانم شعبانی ای کاش مقداری به سن کاراکتر نزدیکتر میبودند که برخی دیالوگ ها راکورد صدا از دست نره
۵- برخی اوقات صدا ها پایین بود و قابل شنیدن نبود
۶- برخی اوقات دیالوگ های بازیگران درهم میرفت
در محموعه برای شب اول اجرا تا حدودی قابل قبول بود و ... دیدن ادامه » من ۳ از ۵ خواهم داد
موفق باشید
خرید بلیت این نمایش به نویسندگی، کارگردانی لیلی عاج و با بازی الهام شعبانی، ارسطو خوش رزم، غزاله جزایری، شاهو رستمی، لبخند بدیعی، سعید احمدی، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
سایه * این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید