تیوال نمایش کوکوی کبوتران حرم
S2 : 02:29:23
کاری از گروه تیاتر شیوه
  ۱۳ مهر تا ۲۵ آبان ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان

: علی‌رضا نادری
: افسانه ماهیان
: (به ترتیب نقش): مرضیه بدرقه، بهناز جعفری، ناهید مسلمی، مسیح کاظمی، عاطفه رضوی، فروغ قجابگلی، مرضیه وفامهر، یلدا عباسی، فرزانه سهیلی، گیتی قاسمی، شقایق دهقان، شیدا خلیق و با صدای امیر جعفری

: منوچهر شجاع
: امیر اسمی
: بامداد افشار
: زمان وفاجویی
: روژان کردنژاد
: البرز تیمورزاده
: امیر قالیچی‌ها (تیاتربازها)
: تورج ثمینی‌پور
۱۲ زن در سفری به شهر مشهد معضلات و مسایل تلخ زندگی و جامعه ی امروز خود را بازگو می‌کنند. رازهای زنان، برای مردان (خوب شنیدن و دیدن زنان برای خوب فهمیدن آنها)

دیف ۱ تا ۶ (باکس وسط): ۴۵.۰۰۰ تومان
ردیف ۱ تا ۵ (باکس کناری): ۴۵.۰۰۰ تومان
ردیف ۷ تا ۱۰ (باکس وسط): ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۶ تا ۸ (باکس کناری): ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۱ تا ۱۳ (باکس وسط): ۳۵.۰۰۰ تومان
ردیف ۹ تا ۱۴ (باکس کناری): ۲۰.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش کوکوی کبوتران حرم (سری دوم) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش کوکوی کبوتران حرم (سری نخست) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کوکوی کبوتران حرم / عکاس:‌ حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تغییر زمان اجرای «کوکوی کبوتران حرم» در هفته پایانی

» تخفیف ویژه نمایش کوکوی کبوتران حرم برای دانشجویان

» نمایش «کوکوی کبوتران حرم» با حضور مدیران و همراهان شهر کتاب روی صحنه رفت

» نمایش کوکوی کبوتران حرام یک شنبه ۲۳ مهر ساعت ۵:۳۰ عصر به روی صحنه می‌رود

» نمایش «کوکوی کبوتران حرم» با حضور ثریا شارقی مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری تهران، ناصر تقوایی و حسین پاکدل افتتاح می‌شود

» مراسم رونمایی نمایش «کوکوی کبوتران حرم»

» آغاز پیش‌فروش بلیت‌های نمایش «کوکوی کبوتران حرم»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به آگاهی می رسد به دلیل عزای عمومی، اجرای امروز سه شنبه ۲۳ آبان نمایش "کوکوی کبوتران حرم" لغو شد. بلیت های خریداران محترم با حفظ همان صندلی و کدپیگیری به روز چهارشنبه ۲۴ آبان ماه سانس ساعت ۱۷ منتقل شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه نمایش کوکوی کبوتران حرم برای روز پنجشنبه ۲۵ آبان ماه ساعت ۱۷ همینک آغاز شد.
محسن این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیاتر کوکوی کبوتران‌ حرم از نظر قدرت بازی اکثر بازیها خوب و رضایت بخش بود، هرچند موضوع به نظر ساده می آمد اما متفاوت بود و این ذوقی در مخاطب ایجاد کرده بود، ضمنا شوخی ها بجا بود و باعث میشد حوصله تماشاگر سر نرود ولی زمان اجرا کمی زیاد بود.
خانم ماهیان خیلی خوب متن رو فهمیده بودن و تحلیل درستی داشتن. کنش ها قسمت های کمیک و لحظات زنونه با همه ی شلوغ کاری ها و بازی هاشون خیلی خوب دراومده بود.
موافقم، خیلی خوب بود.
۱۶ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت هفته پایانی این نمایش، از جمعه ۱۹ تا چهارشنبه۲۴ آبان، ازفردا (سه شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همه کُشت و کُشتار شد که مَردا عَرق شونو تو خونه کوفت کنن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه فوق العاده که اطلاعات رو با قطره چکون به مخاطب میده . بازی ها روان و باور پذیر . تصاویر و افکتها خوب بود . من کارگردانی چند سال پیش استاد نادری در تئاتر شهر رو دیده بودم . به نظرم در تفکیک شخصیتها و مجزا کردن شخصیتها و تفهیم نسبت های فامیلی نسبت به اون اجرا موفق تر بود . اینکه شخصیتها مثلا زری ها با فیزیکی متفاوت ارائه شده بودند خیلی خوب بود . البته اون اجرا هم از لحاظ کارگردانی چیزهایی داشت که این کار نداشت . بازی شهره سلطانی بسیار زیبا تر بود . بازی خانم جعفری در این اجرا بسیار پخته تر شده بود . من به شخصه لذت بردم . اصلا هم خسته کننده نبود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی
متن فوق العاده و بازی بسیار قوی زیبا از همه عزیزان رو صحنه .عالی عالی بود ممنون از کارگردان و نویسنده عزیز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش با چندین روایت مختلف..تا میخواستم قصه زندگی یک زن رو هضم کنم ، روایت بعدی به سمتم هجوم میاورد و این هجوم رو دوست داشتم..ذهن در حین دیدن این نمایش مدام در حال فعالیت و کنکاشه..و به دنبال زوایای پنهان هریک از روایتها و ربط دادن اونها به همدیگست..
اما زمان نمایش کمی زیاد بود و به نظرم میشد با حذف برخی صحنه های غیرضروری کمی کوتاه ترش کرد.بعضی صحنه ها زیادی شلوغ میشد و صدای جیغ و.. آزاردهنده بود.و بعضی بازیها اغراق آمیز بود.
اما درکل کار قوی و تامل برانگیزی بود که ارزش وقت و هزینه رو داره
خیره کننده و جذاب
با وجود طولانی بودن صحنه ای بی جا و اضافی و خسته کننده نبود.داستانی پر از فراز ونشیب و تنوع موضوعی زیاد
۲ساعت و ۱۵ دقیقه من رو میخکوب کرد.
خیلی دوستش داشتم.
واقعا بازی ها بی نظیر بودن.
خسته نباشید بزرگ به همه گروه.
سلام خدمت تمامی تاتر دوستان عزیز.متن بسیار قوی و عالی.بازی های فوق العاده تمامی دوازده نفر و کارگردانی دلنشین سرکار خانم ماهیان.سپاس از تیوال.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه: عشق نجاتت داده دختر. اسم سربازه چی بود؟
هما: هیچوقت نفهمیدم اسم واقعیشو, اتکت که نداشت, یعنی هیچ سربازی اتیکت نداشت مطمئنم که اسم واقعیش نبود. مهم نبود اسمش. من عاشق او وقتایی بودم که اون خاکی و گل آلود از خط می اومد. کنار مخابرات اهواز, ساعت نه صبح, هر چهارشنبه, من وایستاده بودم. می رسید با رفیقاش خداحافظی می کرد؛ سربازی لشگر خراسان می دونستن که یه دختر با چادر عربی همیشه چهارشنبه ها تو محل پارکینگ ماشینای لشگر ایستاده با کی کار داره!... می گفت بیشتر رفیقام به من حسودیشون میشه. آخه اون وقتا من [با عشوه ای ساختگی] خیلی خوشگل بودم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم خندیدم... هم گریستم... هم ستودم هنر بانوان هنرمند سرزمینم را...
چهار شنبه شب به تماشای این نمایش نشستم و میدونستم که گارگردان نمایش هم هوایی باز شگفت زده ام خواهد کرد ولی نمایش بسیار بالاتر از تصورم بود.با تمام وجود ممنونم از خانم ماهیان و نویسنده اثر جناب آقای نادری.کاش این نمایش را همه مردان سرزمینم میدیدند. از همه عوامل سپاسگزارم و امیدوارم روزی برسه که مسائل مطرح شده را فقط در نمایش ببینیم و نه اینکه به عنوان زنان این سرزمین باهاش همزاد پنداری نکنیم. حضور خانم نسرین ستوده و مرضیه ابراهیمی از قربانیان اسید پاشی معرف این هست که زنان این سرزمین هنوز راه زیادی برای به دست آوردن حق خودشان از زندگی دارند. اگر سکوت کنیم ما نیز قربانی هستیم و سپاسگزارم از زنان و مردانی که سکوت نکردند و نمیکنند
سیاه و سفید دم حرم پیداست

چند زن، همه به دنبال حاجت، هر یک درگیرودار دردسرها و گرفتاری‌های خویش، در پی پناهگاه یا تکیه‌گاهی عزم سفر کرده و حال خود را در زائرسرایی می‌بینند، مملو از نشانه، نشانه‌هایی از سه رنگ: سفید، سیاه، خاکستری.
علیرضا نادری را به نمایشنامه‌های جنگی – انتقادیش می‌شناسیم. از همان‌هایی که این روزها در تماشاخانه شهرزاد روی صحنه می‌رود. نمایش «پچپچه‌های پشت خط نبرد» داستان صلحی که هیچگاه برقرار نشد و به شهادت رسیدن گردانی که رنگ مرخصی رمضانی به خود ندید.
اما در آن سوی سالن شهرزاد، آن چند زن خطوط ابتدایی، شکل دیگری از ادبیات نادری را به تصویر می‌کشند. جهان دوم نادری، جهان ابهام و ایهام است. جهان آدم‌هایی است که به جای سخت رسیده‌اند، مانعی نمی‌گذارد پیش روند و اکنون میان مرز سیاهی و سفیدی باید یکی را برگزینند. همانند ... دیدن ادامه » پدر در نمایش «سعادت لرزان مردمان تیره‌روز». حای سخت نیز نیرویی است نامرئی که ما آن را نمی‌بینیم و تنها درباره‌اش می‌شنویم. همه از او سخن می‌گویند و ما در مقام مخاطب باید با گوشمان بشناسیمش.
«کوکوی کبوتران حرم» داستان 12 زن است که برای هفت روز زیارت عازم مشهد شده‌اند. هر یک به دنبال حاجتی است. فاطمه می‌خواهد مانع سربازی پسرانش شود. آذر در پی بخشودگی همسر زندانیش است. مریم به دنبال راهی برای گریز از سردی رابطه‌ زناشویی خویش است و ... . پس شرط اول کنار هم بودن این زنان شفاست و این شفا در گرو ماوراست. این جهان ماورایی در درام نادری با نشانه خود را بروز می‌دهند. 12 و 7 هر دو اعداد مقدس شیعیان‌اند، اعدادی که موجبات تبرک یا شفا را فراهم می‌کنند. در چنین دنیای پس عجیب نیست شخصیت‌ها مدام به قرآن پناه می‌برند و در میان صفحات، به جستجوی استخاره خوب می‌گردند. اگرچه قرآن انذراشان می‌دهد.
در چنین شرایطی افسانه ماهیان نیز به سوی نشانه‌ها پیش می‌رود، با یک تفاوت. ماهیان نشانه‌ها را در شرایط پارادوکس خود به نمایش می‌گذارد. در داستان نادری 9 زن خوشبخت از یک خانواده پا به زائرسرا می‌گذارند و 3 زن دیگر به مثابه ناظران بیرونی حسرت وضعیت آنان را می‌خورند. زنان خوشبخت ماهیان چادر مشکی به سر دارند و تا زمانی که چادر سیاه – شاید به نشانه از تهران آمده، شهری مملو از رخوت و درد – شوخ و شنگی زنان تداوم دارد. حال شخصیت هما (بهناز جعفری) و حاج‌خانم (مرضیه بدرقه) فرصت را برای خوشبختی خود مهیا می‌بینند. هما در پی تغییر زندگی با یک ریسک بزرگ است و حاج‌خانم به دنبال پارتی اداری – سهیلا که کارمند شهرداری است – برای گسترش فعالیت‌های زیارتی خود است.
اما همه چیز با تغییر لباس دگرگون می‌شود. چادرهای سیاه جای خود را به چادرهای سفید – شاید نشان از پاکی و قداست مشهد – می‌دهند. کفش‌های زنانه سفیدی که شخصیت‌ها را تا زائرسرا با خود آورده است از پا درمی‌آیند و شخصیت‌ها اکنون با جوراب‌های زنانه خاکستری ظاهر می‌شوند. چادر سفید نازک لباس بر تن آنان را نیز آشکار می‌کند. لباس همه بازیگران ساکن در طبقه آخر زائرسرا خاکستری است. اکنون جمعیت اولیه در هم شکسته می‌شود. دیگر زن‌ها را کنار یکدیگر، با آن شلوغ‌بازی زنانه نمی‌بینیم. در هر پرده چند تن گرد هم می‌آیند تا بخش تیره زندگیشان را روایت کنند. گویی از پس این سفیدی، درونشان دیده می‌شود. می‌فهمیم خوشبختی برایشان چندان معنایی ندارد. عزیز (ناهید مسلمی) آن زن شاد و شوخ‌طبعی نیست که می‌بینیم. تکیه‌گاه ظاهری جمع یک مقصر است. پسرهایش در شرایط اخلاقی درست و درمانی قرار ندارند. شرایط زندگی برای دخترانش به درستی فراهم نکرده است. ناهید (شقایق دهقان) خود را قربانی تصمیم‌ها و سکوت‌های مادرش می‌داند. سکوت‌هایی که به مثابه دروغگویی کماکان وجود دارد.
کوله‌بار این زنان نیز خاکستری است، کیف‌هایشان و هر آنچه در آن است. پول فرح (شیدا خلیق) و هما که به موجودیت غیرقانونی بدل می‌شوند و در آستانه منهدم شدن قرار دارد. خریدهای سهیلا (یلدا عباسی) و زری کوتاه (فروغ قجابگلو) که به عنصر رسوایی و شکست زندگیشان بدل می‌شود.
اما آیا نشانه‌ها می‌توانند یک نمایش را به اثری درخور بدل کنند؟ پاسخ خیر است. نشانه‌ها صرفاً ابزاری برای درک و دریافت محتویات یا فرم اثر هستند. نشانه‌های جهان اثر را خلق می‌کنند و در این جهان قواعد را پایه‌ریزی می‌کنند. مانند پایان «کوکوی کبوتران حرم» که همه زنان چادر سیاه بر سر داشته و اکنون برای دومین بار و آخرین بار به دور هم جمع شده‌اند؛ ولی نشانه‌های راویتگر نیستند. نشانه‌های در خدمت روایت قرار می‌گیرند.
بیاید کمی به سوی گفتار افسانه ماهیان، کارگردان نمایش پیش رویم. ماهیان نمایش خود و متن نادری را «در ستایش گوش که هوش ببخشد» توصیف کرده است. یعنی قرار است ما با گوش دادن به نمایش به یک هوشیاری دست یابیم. این حداقل دریافت از این جمله است. کاری به شکل اجرای علیرضا نادری از این متن نداریم. با اثر ماهیان روبه‌روییم. پرسش این است که آیا نشانه‌ها – مهمترین ابزار تصویری ماهیان در کارگردانی – در اصوات و گفتارها نیز متجلی می‌شوند؟ آیا نشانه‌ها را با گوش دریافت می‌کنیم؟ آیا گوش برای هوشیاری ما جز شنیدن روایت‌های پراکنده کار دیگری هم می‌کند؟
پاسخ خیر است. گوش در نمایش ماهیان همپای چشم عمل نمی‌کند. بیشتر اوقات این چشم است که کاشف جهان زنانه‌ اثر است. برای مثال به صحنه بوسیدن دست فاطمه (مرضیه وفامهر) توسط هما دقت کنید. آیا این تصویر پر از کنایه، با بار روانکاوانه انضمامی را می‌شود گوش داد؟ آیا بازی وفامهر و جعفری در قالب انرژی جنبشی به انرژی صوتی بدل می‌شود؟ خیر. نشانه‌های نمایش با من حرف نمی‌زنند و ما آنها را نمی‌شنویم. ما صرفاً داستان را می‌شنویم و بخش مهمی از داستان به سبب بازی بازیگران در قالب تصویر شکل می‌گیرند. بماند که این خُرده را می‌توان گرفت که در برهه‌هایی از نمایش گوش مخاطب از شنیدن دیالوگ‌های بازیگران عاجز می‌شود.
وجه دیگری که نمایش از آن غافل می‌شود آنکه نشانگان عددی نیز خلل‌پذیر می‌شوند. زن‌ها لب به سخن می‌گشایند و از زندگی خود می‌گویند. این خود تبدیل به یک دستگاه نشانه‌شناسی می‌شود. منتظریم داستان همه زن‌ها را بشنویم، داستانی که شرایط آمدنشان به مشهد را مهیا کرده است. با این حال برخی شخصیت‌ها گنگ و الکن باقی می‌مانند، همانند زری بلند (مسیح کاظمی) که کنش جمع کردن پولش بدون گره‌گشایی باقی می‌ماند یا فاطمه که جلیل مشهدی و کاری که می‌خواهد بکند از بطن ماجرا رها می‌شود.
نادری نویسنده مهمی در ادبیات نمایشی ایران است. نوشتار او بخشی از تاریخ درام‌نویسی ایران را رقم زده است؛ اما مسئله این است که نادری به چه میزان تفسیرپذیر است، تفسیرپذیری از جنس شکسپیر. پاسخ به این پرسش می‌تواند بسیاری از چیزها را روشن کند.
گفت‌وگوی «همدلی» با افسانه ماهیان، کارگردان «کوکوی کبوتران حرم»
واژه «سیاه‌نمایی» به ابزاری برای سرکوب هنر اجتماعی تبدیل شده است
هادی عیار: «کوکوی کبوتران حرم»، نمایشی به کارگردانی افسانه ماهیان و نمایش‌نامه‌ای از علیرضا نادری است که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه می‌رود. بازیگران این نمایش، مرضیه بدرقه، بهناز جعفری، ناهید مسلمی، مسیح کاظمی، عاطفه رضوی، فروغ قجابگلی، مرضیه وفامهر، یلدا عباسی، فرزانه سهیلی، گیتی قاسمی، شقایق دهقان، شیدا خلیق هستند و با صدای امیر جعفری. در خلاصه نمایش آمده که: «۱۲ زن در سفری به شهر مشهد، معظلات و مسائل تلخ زندگی و جامعه امروز خود را بازگو می‌کنند. رازهای زنان، برای مردان (خوب شنیدن و دیدن زنان برای خوب فهمیدن آن‌ها)». بیان معضلات اجتماعی را می‌توان تم اصلی این نمایش عنوان کرد. موضوعی که شاید این روزها در فضای تئاتر ایران جای آن بیشتر از دیگر زمان‌ها احساس می‌شود. به همین بهانه، به سراغ ماهیان، کارگردان این اثر رفتیم و با او درباره این نمایش به گفت‌و‌گو پرداختیم. در ادامه مشروح گفت‌و‌گوی «همدلی» با افسانه ماهیان، کارگردان نمایش کوکوی کبوتران حرم را می‌خوانید:
چه شد که تصمیم گرفتید نمایش‌نامه کوکوی کبوتران حرم را به روی صحنه ببرید؟
قدرت دراماتیک نمایش‌نامه کوکوی کبوتران حرم و غنای ادبی آن سبب شد که این اثر را به روی صحنه ببرم. نویسنده این اثر، آقای علیرضا نادری، یکی از موثرترین نمایش‌نامه‌نویسان تئاتر ایران است. به این دلیل بود که من همیشه از علاقه‌مندان به نمایش‌نامه‌های ایشان بوده‌ام و همواره دوست داشته‌ام نمایشی از آقای نادری را به روی صحنه ببرم. علاوه بر آن، این نمایش‌نامه با توجه به سال نگارش آن که بیش از یک دهه از آن می‌گذرد، هنوز نو است و به اعتقاد من می‌تواند تا سال‌ها به روی صحنه برود؛ چراکه معضلات مطرح‌شده در این نمایش‌نامه، تنها قصه نیست، بلکه نوعی وقایع‌نگاری مستندات جامعه ما است. به همین دلیل، هم به لحاظ موضوعی و هم به لحاظ فرم نوشتاری آقای نادری، این متن جزو نمایشنامه‌های ناب ایشان است و اجرای آن برای خود من چالش بسیار بزرگی بود که باعث شد به‌رغم اجرای آن توسط خود ایشان، من نیز تصمیم بگیرم آن را به روی صحنه ببرم.
نمایش کوکوی کبوتران حرم، بیان بسیار خوبی از مشکلات زنان ایرانی را به‌نمایش می‌گذارد. بیانی که نه از یک سو از لبه شعارهای فمینیستی فرو افتاده و نه زن ایرانی را منفعل نشان داده است. سوالی که اما مطرح می‌شود، این است که در طرف دیگر ماجرا، یعنی نشان دادن مرد ایرانی، برداشتی سراسر منفی دیده می‌شود و در هیچ جای اثر اشاره‌ای به مردی زحمت‌کش، مردی که حق زنان را پایمال نمی‌کند و... دیده نمی‌شود. نظر شما درباره این نقد چیست؟
نکته اول این‌که این نمایش‌نامه توسط یک مرد نوشته شده و باید این موضوع مدنظر قرار بگیرد. به این دلیل که هیچ‌گونه جهت‌گیری مردانه یا زنانه در آن وجود ندارد. این نمایش‌نامه بیان مشکلات و حقایق یک جامعه است و هدف آن کوبیدن مردها یا دفاع اغراق‌آمیز از زن‌ها نیست. این نمایش‌نامه واقعیت روابط انسانی ماست و نمی‌توان در آن، فقط به مسئله زن یا مرد توجه کرد. توجه این متن به مشکلات مختلف جامعه، ازجمله نظام آموزشی، خشونت خانگی، خشونت زن علیه زن، مرد علیه مرد و... است. این نمایش‌نامه با دیدی کلی درخصوص جزئیاتی از مشکلات جامعه، فارغ از جنسیت صحبت می‌کند.
من با این نظر که این نمایش‌نامه جهت‌گیری صرفاً زنانه یا مردانه دارد، مخالفم. کاملا درست است که روی سخن این اثر با مردان جامعه است اما به همان میزان نیز روی سخن آن با زنان جامعه نیز هست. این اثر نگاهی دارد بر یک بستر بیمار فرهنگی که سال‌هاست سایه آن بر روابط اجتماعی آدم‌های ما و خانواده‌های ما و نظام آموزشی قرار گرفته و آن‌ها را مریض کرده است. چنان‌که در این نمایش می‌توان دید، خود افرادی که مورد خشونت قرار می‌گیرند نیز در مواردی در قبال این خشونت مقصر هستند. درمجموع باید گفت به‌هیچ‌وجه قصد ما قدیسه نشان دادن زن و ظالم نشان دادن مرد نبوده است.
مسئله دیگر، مربوط به مدت نمایش و نوع روایت است. برخی از نمایش‌ها هستند که در آن، شخصیت‌ها همه در خدمت یک روایت خاص بازی می‌کنند. برخی دیگر از روایت‌ها اما هر شخصیت، داستان زندگی خودش را روایت می‌کند و چند داستان، هم‌زمان پیش می‌رود. کوکوی کبوتران حرم جزو دسته دوم شناخته می‌شود. بر این اساس، آیا بهتر نبود تعداد شخصیت‌ها کمتر از این می‌بود تا فرصت و مجال پرداخت بیشتری به داستان هرکدام از آن‌ها صورت می‌گرفت؟
اگر بخواهیم از بعد روان‌کاوانه که یکی از ابعاد بسیار مهم این نمایش‌نامه است، به این اثر نگاه کنیم، باید گفت نمی‌توان این نمایش را تلخیص کرد. اصلا چه لزومی دارد چنین کاری صورت بگیرد؟ اگر نگاهی به آثار قدرتمند تاریخ نمایش، ازجمله آثار چخوف، آرتور میلر یا تنسی ویلیامز بیاندازیم، می‌بینیم که گاهی گریزی از طولانی بودن متن نداریم و لزومی هم ندارد تلخیصی صورت بگیرد. این اثر جراحی 12 کاراکتر با همه جزئیات آن‌ها است. جزئیاتی که نمی‌توان از بخشی از آن‌ها به‌راحتی گذشت. حضور شخصیت‌های این نمایش صرفا به اندازه تعداد صفحات در یک نمایش‌نامه نیست، بلکه حضور آن‌ها بایستی موثر باشد. من ضرورتی ندیدم که تلخیصی در این اثر انجام بدهم، به این دلیل که اگر به تک‌تک جملات و دیالوگ‌های این نمایش و حتی آواهای آن دقت کنید، می‌بینید که با هدف و منظور انجام می‌شود.
یکی از خلاهای امروز تئاتر ایران را می‌توان کمبود نمایش‌هایی که زندگی انسان امروز ایرانی را نشان می‌دهد، نامید. بیشتر آثار موفق روی صحنه یا با نمایش‌نامه‌هایی اجرا می‌شوند که اگرچه آثار فاخری هستند، اما از جنس این فرهنگ نیستند. برخی دیگر نیز که رنگ و بوی ایرانی دارند، غالباً به سراغ داستانی تاریخی و قدیمی می‌روند اما کوکوی کبوتران حرم، دقیقا امروز جامعه ایرانی را روایت می‌کند. نظر شما درباره این کمبود در تئاتر ایران چیست؟
پرسش شما کاملا درست است. دلیل بسیار مهم آن نیز این است که نویسندگان ما هنگامی که حقایق را در قالب اثری هنری می‌نویسند، متاسفانه شرایطی در ممیزی آثار وجود دارد که نویسنده را دل‌سرد می‌کند و درنتیجه اگر سراغ مسائل روز، همچون کوکوی کبوتران حرم برود، دچار ممیزی و سانسور می‌شود. همین نمایش‌نامه سال‌ها برای اجرا مجوز نمی‌گرفت و نه‌تنها این اثر، بلکه نمایش‌نامه‌های دیگر آقای علیرضا نادری هم دچار این مشکل شده‌اند و یا به سختی به روی صحنه آمده‌اند، یا در میانه اجرا متوقف شده‌اند و یا هیچ‌وقت مجوز دریافت نکرده‌اند. این موضوع به نگاه سلیقه‌ای و سطحی‌نگری برخی مدیران فرهنگی در دوره‌های گذشته برمی‌گردد. این نگاه سلیقه‌ای مختص تئاتر نیست و در دیگر حوزه‌ها نیز قابل مشاهده است. این برخورد موجب دل‌سرد شدن نویسندگان جدی نمایش‌نامه در ایران می‌شود.
در سال‌های اخیر، جریانی سطحی در هنر ایران با نام سیاه‌نمایی به‌وجود آمده است. سیاه‌نمایی تبدیل به واژه‌ای شده که برخی، هرآنچه که درخصوص وقایع اجتماعی به زبان هنری گفته می‌شود و مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند را به‌راحتی قربانی می‌کنند. وقتی مدیران فرهنگی به هر اثر هنری‌ای که در آن نگاهی به یکی از وقایع اجتماعی با تلخی‌ها و شیرینی‌های خود شده، عنوان سیاه‌نمایی را اطلاق می‌کنند، دیگر نمایش‌نامه‌نویس ما برای نوشتن سراغ چه موضوع معاصری می‌تواند برود؟ من به‌عنوان کارگردان، هنگامی با توفیق مواجه می‌شوم که اثری را به روی صحنه ببرم که افراد جامعه خود را در آن ببینند اما دست کارگردان‌های ما در پرداختن به موضوعات اجتماعی روز بسته است. وقتی که چنین اتفاقی برای نویسندگان و کارگردانان تئاتر و دیگر حوزه‌ها، همچون سینما، موسیقی و شعر پیش می‌آید، معلوم است که تعداد آثار فاخر ما کم خواهد شد؛ چراکه هنرمندان، انگیزه‌های خود را از دست می‌دهند. این موضوع در دهه‌های اخیر دست و پاگیر بوده و همه آن‌ها در تاریخ ثبت شده و در مورد آن قضاوت می‌شود.
با توجه به شخصیت‌های متنوع نمایش که هرکدام به بخشی از تاریخ زن ایرانی اشاره دارد، به‌نظر شما نمایش کوکوی کبوتران حرم به تمامی نمایشگر زن امروز ایرانی بوده یا نه؟ این سوال را از آن جهت مطرح می‌کنم که ممکن است برخی بگویند که سرنوشت تمامی این زن‌ها به‌نوعی آینده تاریکی را نشان می‌دهد، حال آن‌که در جامعه امروز، با وجود تمام مشکلات زنان نمونه‌های زن موفق بسیاری نیز حضور دارند.
من پیش از این هم اشاره کردم. این نمایش‌نامه صرفاً جهت‌گیری مردانه یا زنانه ندارد و صرفاً به بیان وضعیت موجود می‌پردازد و تلاش دارد همه ابعاد واقعیت موجود را درنظر بگیرد. واقعیت این است که زن به‌عنوان یک عنصر تاثیرگذار در جامعه، همچون مردها حضور دارند و تفاوتی در این نقش‌ها وجود ندارد. اگر بخشی از جامعه یعنی زن‌ها دچار آسیب شوند، می‌تواند تبعات بسیار خطرناکی داشته باشد. این جهت‌گیری درباره نمایش‌نامه به گمان من درست نیست. ما نمی‌گوییم زن موفق یا مرد موفق وجود ندارد، بلکه قصد داریم نشان دهیم که ایجاد آسیب برای بخشی از جامعه چه تبعاتی می تواند برای کل آن داشته باشد.
جامعه ... دیدن ادامه » ما آگاه‌تر شده و زندگی ما مدرن‌تر شده است اما چیزی که وجود دارد، این است که یک‌سری از مسائل ممکن است که ظاهر آن‌ها عوض شده باشد و مردم نسبت به آن اگاه‌تر شده باشند، اما ما هنوز هم دچار فقر فرهنگی و فقر روابط انسانی میان زن و مرد هستیم. این موارد غیرقابل‌کتمان است. حالا ما هم می‌خواهیم از همین واقعیت‌ها بگوییم تا مردم بیشتر با آن آشنا شوند و مسئولان با رویکردی درست، آن‌ها را حل کنند. این‌که ما زنان و مردان موفقی داریم، شکی در آن نیست اما باید ببینیم کفه ترازو در کدام سمت سنگین است. این مسئله عین آن است که به مشکل کم‌سوادی اشاره شود و در جواب بگوییم ما آدم‌های کتابخوانی هم داریم. مشخص است که کتاب‌خوان داریم اما باید دید کفه ترازو در کدام سمت سنگین‌تر است.
لینک گفت و گو: http://www.hamdelidaily.ir/?newsid=38925
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به اسم نمایش، تصور دیگه ای از نمایش داشتم و وقتی نمایش رو دیدم بسیار خوشحال شدم که تصوراتم درست نبود....
بازیگرها واقعا همشون بی نظیر بودن......به خاطر همین اسمی از کسی نمی برم چون واقعا تک تکشون واسه باورپذیر شدن نقش سنگ تموم گذاشتن...
نمایش از دردهای جامعه از زبان زنان مختلف نمایش
بسیار دیدن این نمایش رو توصیه می کنیم....
تجربه خنده های از ته دل و غصه در یک نمایش کم پیش میاد، این تجربه رو از دست ندین...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کوکوی کبوتران حرم ،روایتی با دیدگاه زنانه به دردهای آدمی بود.بازیها عالی بود.فقط کاش بعضی کلمات در گفتگو ها نبود.کلماتی با اشاره مستقیم به مسایل جنسی.و دیگر اینکه کاش بعضی هموطنان با آگاهی از موضوع نمایش،بلیط تهیه کنند.این نمایش جنبه های دراماتیکش بر طنز مخفی و عیانش،غالب بود.ولی تعدادی از دوستان گویا به تماشای تیاتر کمدی از نوع سخیفش آمده بودند.بلند می خندیدند و حتی بلند حرف می زدند.در هر حال دیدن این نمایش را توصیه می کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دیشب نمایش را تماشا کردم. دیدن ان را به بانوان توصیه می‌کنم تا زنانگی خود را عیان‌تر روی صحنه ببینند و به آقایان نیز، تا به‌واسطہ هنر نمایش با جنبه‌هایی از زن مواجه شوند که کمتر به نمایش گذاشته شده است.
نمایش قصه کوکوی زنان حاجتمند در طبقه بالای مهمانسرایی روبه‌حرم بود که نهایتا منجر به برملاشدن رازها و مگوهای فردی شان گردید.
کوکو های پر از خنده‌ و گریه‌ که همدردی تماشاگر را بر می‌انگیخت.
و در آخر گویی احساسی در این فضا آزاد شد شبیه به رهایی از سنگینی غصه‌ها... احساسی سبک...

دیشب آقای تاجزاده و همسرشان هم مهمان نمایش بودند که حسن ختام خوبی را برای ما رقم زدند.
روایتی جالب و تامل برانگیز .بازی هایی عالی. به محض شروع نمایش احساس صمیمیت و نزدیکی به من دست داد که من هم جزوی از این کاروان هستم. همراه آنان لمس کردم گفته هاشان را دردهاشان را دغدغه ها و زنانگی هاشان را.نگاه واقعی و گاه همراه با طنزی تلخ.تشکر از این گروه برای خلق این نمایش.
با احترام به نظر برخی دوستان اما به نظرم زمان نمایش کمی طولانی بود و متن گاهی ریتم کند داشت و خسته کننده.خصوصا در انتهای نمایش طوری بود که همه فقط فکر پایان نمایش بودند و توجهی به صداهای انتهای نمایش که بخش مهم نمایش بود نمیشد.