تیوال نمایش لابراتوار
S2 : 21:34:43
  ۰۲ تا ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
  ۲۰:۳۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: منصور صلواتی
: (به ترتیب شروع دیالوگ) پاشا رستمی، فرزاد برهمن، صایم متانی

: آمنه شیخ الاسلام
: رضا شیخی
: مهدی دهقان
: علیرضا ابراهیمی
: آناهیتا معصومی و علیرضا ابراهیمی
: علی صلواتی
سه نفر در زمان و مکانی نامعلوم در وضعیتی نامشخص گیر افتاده‌اند. یکی از آن‌ها علیه این شرایط طغیان می‌کند و...

گزارش تصویری تیوال از نمایش لابراتوار / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» جامعه ما دچار معناباختگی است

» یادداشت منصور صلواتی

» «لابراتوار»؛ نمایشی ابزورد که به فردیت پرداخته است

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان شریعتى، خیابان میرداماد، خیابان رودبار شرقى(شمالى)، بعد از خیابان فلسفى، پلاک ٥٧
تلفن:  ۲۲۲۲۴۵۱۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

هشت ضلعی نامنتظم

اعتراض و پرخاش، وسواس، انس با زخم..اینها واکنشهای سه کاراکتر در برابر پوچی و یکنواختی و تکرار زندگی است، تا هر کدام را در حاشیه ی امن خیالیشان نگه دارد. حاشیه ای که با گذر زمان فرسوده تر و سست تر میشود.تا جایی که کاراکتر معترض به این جبر و تکرار نیز نهایتا" از طغیان خود دست میکشد و پنجره ی ناقصی که شاید اصلا وجود ندارد و هوای تازه ای پشت آن نیست را به دست فراموشی میسپارد، که خود مایه ی تعجب است. آیا هدف یک کاراکتر باید در تعامل با دیگر کاراکترها ناپدید شود؟

اگر از تکراری بودن سوژه ،که خود تکرار در تکرار را بوجود آورده، و گل درشت گویی و اندرز دادن متن بگذریم، تضاد و تقابل کاراکترها در اکثر مواقع جذاب بود. با این حال این متن بدون رسیدن به هدفی نو و با کارگردانی سطحی بین زمین و آسمان رها شد. این در حالیست که طراحی و اجزای صحنه و ... دیدن ادامه » نور، طراحی لباس و گریم در این نمایش کارکرد مناسبی داشت.

برای گروه محترم نمایش، آرزوی پیروزی و ادامه ی مسیر دارم
:)

پی نوشت:
که گر دست بیداد تقدیر کور
تو را می دواند به دنبال باد
مرا می دواند به دنبال هیچ! (فریدون مشیری)
مارال گرانقدر ممنون از متن موجز ، دقیق ومفیدت...
به ناپدید شدن هدف یک کاراکتر در تعامل با کاراکتر دیگری اشاره داشتی که پرسش بسیار اساسی است ...
من فکر می کنم در متن به این مساله اشاره می شود که اینها (حضور و زیستشان )هر سه مانند کلاف سردرگم به هم پیچیده اند ... دیدن ادامه » و به هم مرتبط اند.. انگاری اشاره دارد که این سه به طور اغتشاش آمیزی با هم سرنوشت اند و به همین واسطه در نهایت همشکل می شوند حتی در "خواست" هاشون ...یک جورایی مثل سه جز شخصیتی متفاوت که در یک "من" واحد به توافق واحد(هرچند سازشکارانه و شاید مشکل زا) از ادراکشان در هستی می رسند شاید...
درود بر قلم و حضورت
۱۴ شهریور ۱۳۹۵
بله شاهین عزیز..ادامه ی مسیر پرسنگلاخ تئاتر :)
۱۵ شهریور ۱۳۹۵
پس با علم به این موضوع زبان در کام می کشم :)
۱۵ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"لابراتوار محبس سفید"
لابراتوار آزمایشگاهی برای طرح ِ نظریه هایی درباره ی جهان هستی ست که در بی مکانی و بی زمانی یعنی از نخستین زمانی که انسانها دراین باره اندیشیدند تا امروز در عصر پیشرفت و تکنولوژی همچنان ادامه دارد ، بین سه نفر مورد گفتگو قرار میگیرد ..
گفتگوهایی فلسفی و درعین حال با طرح پرسش هایی که دغدغه ی هر ذهنی در جهت کشف ِچیستی هستی،انسان و حیات و ماورای آن مطرح میشود ...سه کارکتر که هریک نماینده ی طرفداران ِ نظریه هایی دراین حیطه هستند درحین گفتگو، به طرح و دلایل ِاثبات نظریه ی خود بر می آیند و مخاطب بار دیگر اگرچه بشکلی تکراری و گاها کلیشه ای ، درمواجه ی با آنها به تفکر واداشته میشود ..
نظریه ای که درتلاش ست به وجه ماورای ِهستی و حیات ، برسد و با اصرار بر لزوم ِاتفاقی دیگر و هدفی محکم تر بر آنچه موجودست ، بدنیال راه نجاتی ست که گمان میکند فراتراز آن فضای موجود ست او اگرچه حتی به پنجره ای که میتواند پیوندی با جهان دیگر باشد اشاره میکند اما حتی در گشودن آن ناتوان ست و در بن بست موجود باقی میماند
در مقابل نظریه ای دیگر مطرح میشود که بر پایه ی منطق علمی و استدلال عقلی ست که بجز این روال موجود واین نظم ِمشخص ومکرر چیزی دیگر وجود ندارد و حیات همین اتفاق موجود ست ... و باید بگذرد تا تمام شود ..
* اینجا همه چیز براساس ِاندازه ، عدد و وزن نظم گرفته ، این بی اتفاقی که تو میگی هم اگه وجود داشته باشه از روی نظمیه که قبلا منظم شده وحالا هم بی نظمی ادامه داره *
و دراین بین نیز نظریه ایی دیگری وجود دارد که مابین این دو وگاهی متمایل به هریک میشود و جوابی برای این چسیتی نمیخواهد ..
متن در مواقعی اشارات عمیقی به موضوع مطروحه دارد اما از آنجایی که این بحث بارها پرداخته شده نیازمند دو اصل ِلازم برای تاثیرگذاری و تفاوت با آنچه پیش از آن بوده ،می باشد که در اجرای لابراتور بنوعی کمبود ِآن حس میشود ..
چنین نمایش هایی با محوریت ِدیالوگ و طرح فلسفه باید قادر باشد با بازیهای قوی و اثرگذار ، مخاطب را به درون خود بکشاند و اورا درگیر ِفضا وجریانی جاری کند ... صرف ِدیالوگهایی که رنگ و بوی فلسفی دارد این امکان بدست نمیآید و رخوت و تحرک کارکترها همسو با طرح گفته هایشان ،منتقل کننده ی نهایی نیست ...
از سویی دیگر متن دچار افت و خیزهای بسیاری ست گاهی آنچنان قدرتمند میشود که اشاراتی کاملا متفکرانه را مطرح میکند و گاهی از آن فاصله میگیرد واین باعث میشود مخاطب روال یکنواختی از سیر ِفکری منسجمی را نداشته باشد ... و صرفا شاهد گفتگوهایی باشد که بار ِمعنایی و اجرایی، بازنمایی مفاهیم تکراری ست
متن اگرچه در بخش آخر به نظر میرسد همسو با منطق ِعقلانی و استدلال علمی پیش میرود اما در نهایت قادر نیست به ساحتی نو دراین حوزه دست پیدا کند ...
تئاتر ابزورد شاید همچنان یکی از مطرح ترین موضوعات روز بشری را بتواند در بربگیرد اما با تعدد اجراهایی که دراین باره بوده باید به گونه ای خلاقانه خودرا عرضه کند نه باحالتی باز نمایانه به بن ست تکرار برسد
درهرحال متن های ازاین دست نشان از تفکر و دغدغه ی نویسنده ی آن دارد که جای تحسین و تقدیرست
با آرزوی موفقیت برای نویسنده وکارگردان و گروه محترم این نمایش منتظر اجراهای آتی شان هستیم

نیلوفرثانی
5شهریور ... دیدن ادامه » 95

*..* بخشی از دیالوگ نمایش
"متن اگرچه در بخش آخر به نظر میرسد همسو با منطق ِعقلانی و استدلال علمی پیش میرود اما در نهایت قادر نیست به ساحتی نو دراین حوزه دست پیدا کند ..."
برگزیده فوق به نوعی پاسخی به سوالم بود در زیر نوشتار ابرشیر ارجمند که البته پاسخ ایشان هم بسیار سنجیده ... دیدن ادامه » بود
متشکرم
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
نیلوفر جان البته ویژگی های ابزود شاید دوری از متن و محتوی جدی و فاخرانه و نزدیکی به جفنگ نویسی های هوشمندانه و تعبیرپذیر هم هست که در این متن به شکل سفسطه های مسلسل در راستای امر غیر جدی و رویه ی غیر تراژیک کار ابزورد عمل می کند.
ممنون از توجه تان و ایجاد ... دیدن ادامه » باب گفتگو و تعمق بیشتر بر اثر مثل همیشه
۱۴ شهریور ۱۳۹۵
راستش نه الزاما حضور دیالوگهای گسیخته را تاتر ابزورد نمیدانم ... در تاتر ابزورد بیش از هرچیزی فضای حاکم و زمانمند برجریان موجود منتقل کننده ی آن ست با انسجام سایر بخش هاو صرفا جفنگ گویی و یا دیالوگ های غیر جدیو ریتمیک متضمن ایجاد آن فضا نیست
چه بسا در ... دیدن ادامه » بسیاری از متن ها تاکید و تاثیر دیالوگ های عمیق وجدی ،رساناتر و موثر تر باشند ...بخصوص اگر همراه تمرکز بر سیالیت ذهنی باشد
درهرصورت شاخصه ی ابزورد بودن یک نمایش تنها به دیالوگ ها نیست و باید در وحدتی کلی با سایر عناصر منتقل شود ..
۱۴ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید




باور کن
که اینجا هیچکس نیست
آن هم زمانیکه فکر می کنند هستند




عکسی متناسب با محتوای نمایش« لابراتوار »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/9e5k_hich.jpg




محمد عزیز
چطور بود کار؟
۰۴ شهریور ۱۳۹۵
ممنون از لطفی که همیشه به موج نو داشتین و دارین.
۱۲ شهریور ۱۳۹۵

من هم از شما و سایر دست اتدرکاران نیک اندیش موج نو بسیار متشکرم
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید