تیوال نمایش شازده کوچولو
S3 : 04:42:15
اقتباسی از داستان شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپری و ترجمه احمد شاملو
  ۲۹ مرداد تا ۲۵ شهریور ۱۳۹۷
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: مصطفا قربان پور
: مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده
: موسسه فرهنگی و هنری نور فیلم

: مسعود کرامتی
: ماریا حاجیها
: محمد محمدی
: مهشید جوادی
: امیر صارمی
: سید فرشاد هاشمی
: آماندا موسوی
: گروه هنری هامون
: احمد عالیشاه، میلاد فرخی
نوازندگان
: سردار سرمست
: سهیل پیغمبری
: امیر صارمی
: کاوه عابدین
ضبط شده در استودیو صبا
: علی شجاعی کاشانی، محمد قاعدی
با تشکر از حامد محمدیان، عباس هاشمی، میثم هاشمی
: محمد محمدی
: علی اعرابی
: وحدت سرچونی
: پانیذ پرویز، شهرزاد کاظمی فروز
: زهرا بهرامی
: عباس ازهاری
: آیدا قایم مقامیان
: سارا اصلان بیگی

- از همراه داشتن فرزندان زیر ۷ سال خودداری نمایید.

ردیف ۱ تا ۶: ۵۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۷ تا ۱۱: ۴۰.۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ۳۰.۰۰۰ تومان

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش شازده کوچولو / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تمام سیاره ها و اخترک ها رو هم که بگردیم، "گل" خودمون بهترین "دوست" برای ماست و ما در مقابلش مسئولیم ...

از دیدن نمایش لذت بردم جابجایی نقش شازده کوچولو به نظرم قشنگترین کاری بود که میشد انجام داد و جذابیت رو دو چندان کرده بود. نکته خیلی جذاب نمایش به نظرم اون بخش پیشنهاد سفر به دورترین و ریز ترین سیاره کهکشان که برای دیدنش روی نقشه از ذره بین استفاده میکرد و اون جایی جز سیاره "زمین" با این همه دب دبه و کب کبه نبود ... همینقدر کوچک همینقدر بد همینقدر نا امن و دوست نداشتنی ...
امیر، عاطفه گندم آبادی، میترا و جهان این را خواندند
Faegheh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"نمایش شازده کوچولو"
"حقیقت رویایی"
نوشته غزل یوسفی
آن غروب تابستانی شهریورماه...
حالا این پنج کلمه برایم زیباترین معنا را دارند، نفسگیر بود زمانی که هر ثانیه اش را هزار سال عاشقی کردم، درست همان لحظه ای که بیاد آوردم شازده کوچولو گفت: "عشق دین منست و می توانم حتا برایش بمیرم یا دومیلیارد سال عاشقی کنم"، دانستم هرکسی باید گل سرخی داشته باشد و شازده کوچولویی، پشت پنجره قلبش، روی بهارخواب فکرش، میان رویاهای پرندگان بی مرز خیالش، تا از میان خاک سربرآورد و بیاموزد گاهی بیشتر از نور و آفتاب، به دستی عاشق احتیاج دارد که گرم به سمتش دراز شود برای بلند شدن و بیرون آمدن و دوباره گل دادن و گاهی بیشتر از آب، به باغبانی امن احتیاج دارد تا ریشه های فاسد را جدا کند تا همه بدانند اگر گلی ریخت، برگی افتاد، نباید دلش را دور بریزند و قلبش را تا ... دیدن ادامه » ابد قفل کنند، زیرا باغبان بس صبور است و مهربان و جوانه های بسیار منتظر آمدن به دنیا. همیشه جایی باید باشد در گوشه قلبت، در امن و امان برای گل سرخی که در تمام دنیا برایت بی همتاست و دوستش داری. برای شازده کوچولویی که خود تو هستی. برای باور کردن باورنکردنی ترین های این زمین و پرتاب کردن حواست به سیاره ای دوردست در ماورای سکوت بکر خیال. برای دوستت دارمهایی که به عمد یا اشتباه نگفته ای و عشقی که بی سرانجام پایانی داشته بس تلخ آنقدر که تو را حتی از مهر و محبت دور کرده است و دور ریختن همه ترس و وابستگی هایی که مثل گاوهای مقدس میپرستیم.
بعضی از آدمها شازده کوچولو هستند، که دلشان به یک گل سرخ و بره ای درون جعبه بند است. شازده کوچولوها دلشان زور و تعصب نمی خواهد و دیگر حال تنش و همراهی به هر قیمتی را ندارند. شازده کوچولوها عاشق اند، بیقرار، بیتاب. عاشق اند چون تنها هستند. دلشان اعتماد می خواهد و صداقت و شانه ای برای اشکهایشان در سکوت و یک شنونده برای قضاوت نکردن و متهم نکردن و به دار نیاویختن همه آرزوها و تلاشهایشان که قدرشان را کسی ندانسته است و یک همراه برای تحلیل کردن و آگاه شدن به ناخودآگاه.
خلاصه تمام آنچه که باید می بود و نبود، که باید می شد و نشد، که نباید می شد و شد، که نباید می بود و بود، تا هر آنچه می خواهیم اتفاق بیافتد، تا شازده کوچولو بتواند کوله سنگین پر از احساس گناه و ندامتش را زمین بگذارد و دوباره خودش را پیدا کند تا به گمگشته اش برسد همچون یوسف به کنعان. اگر شما هم خیلی ها را که دوستشان دارید و می دانید بارشان سنگین است، دستش را بگیرید و به دیدن تیاتر شازده کوچولو بروید، شاید شانه هایش که خیلی درد می کند و کمرش که شکسته و خم شده، دوباره از نو قامتش استوار شود. چون در درون تمام آدمها سبزهایی هست، آبی ها و سرخها و سپیدها، شاداب و سرزنده که مراقبت می خواهد، رودهایی هست جاری و روان، جنگلهایی پر از چهچهه و نغمه پرندگان و اقبانوسهای آرامی که نگهداری می خواهد و اگر به موقع حواسمان را جمع نکنیم، جز بوته گل سرخی خشک شده، زمینی پر از مار و روباه های اهلی نشده، پروانه های مرده و پرندگانی که دیگر نمیخوانند، برایمان باقی نمی ماند. همه چیز می رود، همانگونه که کم کم همه شازده کوچولوها و گلها و فرشته ها همراه پرندگان از آسمان رخت بربستند. همچون سبزی و آب و باغها، شادابی و زندگی و هیجان. بعضی وقتها بعضی چیزها خیلی میچسبد، مثل اسب سواری در بیکرانه ها، مثل گوش دادن به زیباترین موسیقی هنگام دوچرخه سواری، مثل رقصیدن با عشقت زیر درختان یاس، مثل تاتر شازده کوچولو. شازده کوچولو شویم تا خودمان را عادت ندهیم به مردگی و نیستی و حواسمان باشد به گلی در سیاره ای دیگر که او را برای همیشه اهلی کرده ایم. در زمانه ای که علم هیچ پیشرفتی نداشته چون هنوز نمیتواند حالمان را خوب کند، هنر یقینا پیشرفت هایی داشته که حالمان را میتواند خیلی خوب کند. علمی که نمی تواند من را به یاد تو بیندازد، علمی که هنوز اولین دیدارمان را تداعی نمیکند، و حال الانم را که دلم تنگ شده، دستت سرد شده، پشتم خالی شده، که عاشقت شده ام، او می رود و تو می روی یا او می رود، تو می مانی. ولی هنر، میتواند تمام این معجزات را انجام دهد. بگذار فکرت، دلت، به تمام دقایق عاشق شود، گلهای سرخ رونده اش به دامانت بپیچد و از روحت بالا رود. به گلت آب بده، هرشب کتابت را، آوازهایت را آنجا کنارش بخوان با ساز موسیقی آسمانی ات. می دانم که میدانی سرانجام بال میگشایی و شبی خواهد آمد که تو با دو فنجان قهوه گرم و تلخ، دلکده ات جای گرم سبزی خواهد بود فقط برای دو نفر، شازده کوچولو و گل سرخش. این تئاتر را باید حتما ببینیم و به همه عوامل نمایش از کارگردان گرفته تا گریمور و طراح لباس و همه هنرمندان آن، مشخصا آقای کیکاووس یاکیده که بس درخشیدند با بازی درخشان همچون ستاره واقعی آسمان و صدایشان که اقیانوسی ست آرام لبریز از عشق، صدایی آسمانی و بس سحرانگیز، تبریک بگوییم که حالمان را اینقدر خوب کردند، با تاتری بی همتا مثل یک دوست ناب، یک رقص عاشقانه، عطر بهار، یک صدای دلنشین، یک همراهی بی منت، یک همدلی صادقانه، یک قصه و لالایی خانه مادربزرگ، یک نوازش، یک فکر سالم، یک شعر، یک آهنگ، آواز، یک نگاه عاشقانه، اولین عشق، اولین آغوش، اولین بوسه و یک کلام تئاتر شازده کوچولو. شازده کوچولوهایی که از دم هنرمند اند، شازده کوچولوها که همه شعر اند، غزل هایی بلند و عاشقانه...
پایان
بسیار عالی و دلچسب بود همراه با قلم شیوا و مسحورکننده شما بانوی گرامی بسیار لذت بخش بود, سپاس
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابش را قبلا خوانده بودم با اینحال داستان آنقدر جذاب است که دیدن نمایش آن با وجود اینکه داستان را میدانستم خالی از لطف نبود. کارگردانی و بازی بازیگران و طراحی صحنه و لباس و خلاصه همه چیز خوب بود ولی به نظرم با توجه به متن کتاب میتوانست قوی تر باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، شنبه ۲۴ و یکشنبه ۲۵ شهریور، به کارگردانی مصطفا قربان پور و با بازی مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده، امروز (دوشنبه) ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
میترا و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. نمایش حرفه ای ای بود. تقریبا همه پارامترها در حد قابل قبول و استاندارد. طراحی صحنه و لباس خوب بود. فقط خلاقیت در نمایش وجود نداشت. میشد خیلی ایده اجرایی به کار گرفت که واقعا بشه اقتباسی. که متاسفانه فقط به همون عوض شدن جای بازیگرا بسنده شد. اگه مخاطب این کار سنین پایین باشن کار براشون غیرقابل فهم بود نسبتا و اگه برای بزرگسالان بود خیلی ساده بود. البته قبول دارم که نمایشنامه خیلی سادست و نمیشه زیاد زد بیرون ولی بازم بهتر از این میشد کار کرد. من برای کسایی که بیشتر بچه کوچیک دارن اینکارو توصیه میکنم و کسایی که خیلی قصه شازده کوچولو براشون نوستالژیکه.. در کل به مذاق تماشاچی تئاتر زیاد جذاب نمیاد.. بازی ها هم خانم جعفری بازی نسبتا خوبی داشتن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود.وقتی نمایش را می‌دیدی انگار کتاب ارزشمند آنتوان دوسنت اگزوپری کبیر را نعل به نعل می‌خواندی و در ذهن ات حتی جمله بندی ها هم نقش می بست.انتخاب بازیگران عالی بود و با تکیه بر نقش و صدا انجام شده بود.صدای استاد یاکیده صحنه را تسخیر کرده بود.دکور و نورپردازی ساده و کامل بود و نقص نداشت به جز تمرکز زیاد که سمت چپ صحنه بود.کارگردانی و اقتباس اصولی عالی بود.تبریک به دست اندرکاران
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از دوشنبه ۱۹ تا چهارشنبه ۲۱ شهریور، به کارگردانی مصطفا قربان پور و با بازی مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده، آغاز شد.
میترا و محمد لهاک این را خواندند
با سلام.
میشه لطفا بفرمائید ، خرید بلیط 22 شهریور ، چه زمانی آغاز خواهد شد ؟
سپاسگزارم.
۱۷ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از پنجشنبه ۱۵ تا یکشنبه ۱۸ شهریور، به کارگردانی مصطفا قربان پور و با بازی مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده، امروز (دوشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا، فرشته نوروزی و Nilufar Mohamadi این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، چهارشنبه ۱۴ شهریور، به کارگردانی مصطفا قربان پور و با بازی مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده، امروز (شنبه) ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
میترا، محمد لهاک و Nilufar Mohamadi این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشخصا بازی آقای کیکاووس یاکیده بینهایت عالی و درخشان بود با صدای جادویی سحرانگیز و شاعرانه ایشون که واقعا نمایش رو به اثر بی همتا مبدل کرد و اگر آقای یاکیده در این تاتر ایفای نقش نکرده بودن من هرگز به دیدن این تاتر نمیومدم... فقط بخاطر حضور هنرمند دوستداشتنی آقای یاکیده اومدم و درخشندگی ایشون بود که باعث شد این نمایش از تمام شازده کوچولوهایی که تابحال دیده بودم با فاصله بسیار زیادی اول بود... بهترین شازده کوچولو ی عصر جدید... حتا از شاهکار اگزوپری هم شاهکارتر بود! چیزایی داشت که کتاب اگزوپری نداشت و کاملش کرده بود... انگار شازده کوچولوی اگزوپری دیگه بزرگ و پخته شده بود... یه چیز باورنکردنی و وصف نشدنی! اگه اگزوپری زنده بود و می دید مدال لژیونر هنر تقدیم می کرد به شما... واقعن مرسی ازینهمه زحمت درخشان... یک بار دیدنش خیلی کم بود، کاش میشد چندین بار تماشا ... دیدن ادامه » کرد... امیدوارم باز هم آقای یاکیده رو در هزاران تاتر جدید دیگه ببینم، شخصیت و هنرمندی ایشون بی نظیر و بهترینه...
با تشکر فراوان از گروه نمایش
کار خیلی خوبی بود و بعد از بیرون آمدن از سالن حس خوبی داشتم، تکرار مکالمه های جذاب کتاب و تغییر بازیگر شخصیتهای نمایش که هر سن و هر جنس از آدمها را در قالب شازده کوچولو و خلبان نمایش میداد در کنار دکور و طراحی لباس و شال زردی که نماد موهای به رنگ گندمزار شازده کوچولو بود، نتیجه دوست داشتنی رو ساخته بود. بازی مسعود کرامتی خیلی خوب بود
و همونطور که در بقیه نظرات آمده عنوان اقتباس نباید مطرح میشد چون دقیقا کتاب به اجرا درآمده بود
نیلوفر، میترا، امیر، عاطفه گندم آبادی، محمد لهاک و reza heidari این را خواندند
هاله این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار زیبا و بازی بازیگران بسیار روان بود.
اما نکته ای وجود دارد کلمه اقتباس در بروشور این نمایش است که ای کاش وجود نداشت، وقتی کلمه اقتباس میاد این انتظار وجود دارد که نویسنده با الهام گرفتن از اثر قدیمی، دست به آفرینشی دوباره بزند که متاسفانه این چنین نبود.
برای اشخاصی مثل من که تک تک دیالوگ های این کتاب رو از حفظ هستند تغییر شخصیت ها در نقش های مختلف تنها خلاقیت موجود در نمایش بود که نمیتوان اسم آن را اقتباس گذاشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجراهای قوی و دلچسب. دکور زیبا. عوض شدن شخصیت ها در ایفای نقش بسیار جذاب و خلاقانه بود. تشکر از همه دست اندرکاران این نمایش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو دوست داشتم به دلایل مختلف: بازیگرها که عالی بودن، بازی ها بسیار روون و دلچسب بود. این خلاقیت کارگردان که شخصیت ها مدام تغییر می کردن خیلی جالب بود برام.و کلا این نمایش حالت نوستالژیکی داره که فک کنم همه باهاش یه حس خوب می گیرن. دکور هم خیلی جالب بود و نورپردازی هم خوب. من واقعا دوست داشتم و کار خلاقانه خوبی بود! ممنون از زحماتتون!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید همیشه برای یک گروه نمایشی اولین اجراش ، سخت ترین اجرا بوده باشه
من اولین شب این تئاتر رو دیدم
با وجود تمام سختی ها ، استرس ها و شرایط زمانی نه چندان مناسب نمایش عالی و زیبایی بود
و فکر میکنم در جامعه ای که ارزش های انسانی و اجتماعیش روز به روز کمرنگ تر میشه شاید تنها دیالوگ های اینکار ارزش بارها شنیدن رو داشته باشه
و تمام عوامل و بخصوص بازیگران با خلاقیت ذاتی و سابقه ی دیرینه ی تئاتری بودنشون تمام تلاششون رو کردند تا بهترین اجرا رو داشته باشند
گروه هنری شازده کوچولو خسته نباشید...
اجراهای درخشان بازیگران و مشخصا کیکاووس یاکیده؛ موسیقی دلنشین؛ و کارگردانی هوشمندانه و خردمندانه همگی در شمار شاخص هایی هستند که اثری ماندگار را پیدایی، و خلق هنگامه هایی ماندگار با آمیزه ای از تفکر را حاصل نموده است.
سلام
فکر میکنم روز سوم اجرا بود که به تماشا رفتیم.
من یکی از طرفداران صدا هستم. به همین دلیل، تیپهایی که آقای یاکیده گفتند برام، مجیکال بود و لذت میبردم از بازی با صداشون؛ کما اینکه حرکات بدنشون هم تقریبا بی نقص بود.
بهناز جعفری عزیز با اون طنین خوش آهنگ صداش و مسعود کرامتی بزرگوار که دلمون تنگ شده بود برای دیدنشون... همه ی اینها در کنار طراحی لباس، نور و صحنه ی خوب و موسیقی مناسب در چند صحنه؛ شب قشنگی رو برام رقم زد.
از اینکه زمان شروع کار دیر هست، من هم راضی نبودم و اینکه در تبلیغات، اثری اقتباسی معرفی شده بود ولی به قول برخی دوستان، ما عینا متن کتاب رو روی صحنه دیدیم.
با تمام این احوال، عاشقان شازده کوچولو، با مرور واژه های جادویی اگزوپری، در چرخش نقش ها توسط بازیگران، حال خوبی تجربه کردند.
#حذف_بروشورکاغذی = احترام به نسل آینده و حفظ زندگی درختانی ... دیدن ادامه » بیشتر که با بودنشان، به تمام دنیا زندگی می بخشند.
لطفا امکان دریافت بروشور دیجیتال رو فراهم فرمایید که در اون اطلاعات تخصصی_حرفه ای افراد نیز، قابل دسترسی باشد. دریافت یک فایل به هنگام خرید بلیط یا پیش از شروع نمایش روی موبایلها، حرکتی برخاسته از بلوغ جمعی جامعه ی تئاتر ما و نقش بسزای آنها در فرهنگ سازی حفظ محیط زیست خواهد بود.
خرید بلیت روز تازه این نمایش، چهارشنبه ۷ شهریور، به کارگردانی مصطفا قربان پور و با بازی مسعود کرامتی، بهناز جعفری و با حضور کیکاووس یاکیده، امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد. همچنین خرید بلیت روز پنجشنبه ۸ شهریور، فردا (یکشنبه) ساعت ۱۲ و خرید بلیت روز جمعه ۹ شهریور، روز دوشنبه (۵ شهریور) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا و امیر این را خواندند
فرشته نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالیه . خیلی خوب و رویایی
تکرار این داستان توی زندگی خیلی خوبه . همه باید چند وقت یکبار "شازده کوچولو" رو به خودشون تزریق کنن تا یادشون بیاد برای چی اومدن به این دنیا ..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شازده کوچولو همچو «سالکی شرقی»، برای «دانستن» و «وصال دوست»، «هفت مرحله»، «سفر» می‌کند و به زمین بزرگ اما «بی‌معنا»، «هبوط» می‌کند! زمینی که در آن پژواک تلاشش برای یافتن دوست، «تکرارِ تنهایی» است؛ جایی که انسان حتی با انسان‌های دیگر تنهاست. هزاران گلِ رز، اما «خالی» دارد که نمی‌توان برایشان سرود.

«آدم‌بزرگ‌ها (اسم مستعار بی‌معنایی) در زمین دیگر وقت شناختن هیچ‌چیز را ندارند. همه‌چیزها را ساخته و آماده از فروشنده‌ها می‌خرند ولی به دلیل آن‌که کسی که دوست بفروشد در جایی نیست، آدم‌ها دیگر دوستی ندارند»

شازده باز می‌گردد. به همان‌جایی که از آن آمده بود. همچون «سیمرغِ» عطار.

بی «جسمش» که برای چنین سفری سنگین است. او دیگر «کودکی معصوم» نیست! بلکه «خردمندی باتجربه» است که «به آن‌سوی مرگ»، «عروج» کرده و به قیمت «انتخابِ رنجِ زهرِ مار»، به جهان کوچکش، «معنا» بخشیده است. او دیگر «مسئول» است. مسئول گلی که «اهلی» کرده است.

***

افلاطون معتقد بود «سعادتِ» انسان در رسیدن به «حقیقت»، «نیکی» و «زیبایی» است، نه قدرت و ثروت و شهرت، شهوت و بندگی!

«فلسفه» از حقیقت می‌گوید و «اخلاق» از نیکی و «هنر» از زیبایی.

اگر بنا باشد #فلسفه و هنر گفت‌وگو کنند، فلسفه از «حقیقتِ زیبایی» می‌گوید و هنر از «زیباییِ حقیقت»

شازده ... دیدن ادامه » کوچولو «گفت‌وگوی هنر و فلسفه» است.

و نتیجه آن: «اهلی شدن»

***

ابراهام مازلو معتقد است: «همه انسان‌ها بالقوه می‌توانند صاحب‌تجربه اوج باشند، عده‌ای به مرحله «خودشکوفایی رسیده» این توان را پرورش می‌دهند و در مقابل، بسیاری آن را نادیده می‌انگارند و در درون خود انکار و سرکوب می‌کنند. تجارب اوج، افراد را به نفی انانیت و خودپرستی می‌رساند و زندگی را در نگاه او بامعنا و ارزشمند می‌کند.»

شازده کوچولو روایت خودشکوفایی یک انسان و داستان یک «تجربه اوج» است.

***

من گوسفند می‌خواهم، پس هستم.

***

بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
چه نوشته ی شاهکاری *_*
مرسی....
میشه گفت مجموع فلسفه و اخلاق یعنی هنر؟
در این صورت دیگه نیازی به گفت‌وگوی فلسفه با هنر نیست :-)
مرسی از این نوشته ی درجه یک
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید