تیوال نمایش محفل بی‌عاری
S3 : 02:46:04
  ۰۴ اردیبهشت تا ۰۵ خرداد ۱۳۹۶
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: سیاوش بهادری‌راد
: (به ترتیب الفبا) عرفان ابراهیمی، الهه افشاری، الاهه بخشی، مجتبی رجبی، علیرضا ساوه درودی، مهرداد مصطفوی، پرهام یداللهی

: علی نصر
: محمد قدس
: مجتبی رجبی
: علی خلیل پور
: نسرین خرمی
: عابس خلقی
: بهاره اسدی
: بهاره اسدی، امیر قادری
: امیر صدیقیان
: امیر قالیچی
: الهه حاجی زاده
: مهدی دوایی
: فرشید شایسته
: غزاله رفیعی
: گلشن قربانیان
: زهرا کارگر هشجین
 
٥٤ ساله که تدارک عیش و عشرت دشمن رو می بینم من، من که خودم شاه جهان بودم...

گزارش تصویری تیوال از نمایش محفل بی عاری / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش محفل بی عاری / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» روایت رازهای دنیای خواجگان درباری

» پیش‌فروش «محفل بی‌عاری» آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه از امروز ساعت ۱۲ ظهر فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای پایانی فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معنای کلمه Grotesque: به طرز خنده دار و تنفربرانگیزی، زشت و یا از حالت طبیعی خارج شده....
شاید مهمترین نقطه قوت کار ایده آن باشد. در همان ابتدای ابتدا. انتخاب این کاراکتر و نحوه اجرا، قبل از متن، بازیگرها و میزانسن.
بهادری با هوشمندی در فضایی درست و بجا داستان خسرو زند را روایت می کند، گویی در ذهن او پرسه می زنید و مرتبا با او تکه تکه میشوید. ذهنتان بریده بریده میشود و هر بخش احساستان به گوشه ای پناه می برد تا گوش به خواجه بی عار بدهید.
بازیگران یکدست و بدون بزرگنمایی بیان درست، بدن درست و حس عمیق.
بهادری طبق روال همیشگی اش از صحنه ای کاربردی استفاده می کند تا بتواند فرم ها و تصاویر زیبا بسازد، بازیگران لزوما ژیمناست نیستند ولی دقیقا با حرکاتی تمرین شده و طراحی شده برای شما قاب عکس هایی بکر و ناب میسازند.
نور و موزیک گویی همراه با گریم و لباس در هم تنیده ... دیدن ادامه » شده تا فضای تنفربرانگیز قاجار را به درستی لمس کنید.
اگر دنبال نمایشی Artistic هستید در میان جولان نمایش های پاپ اینروزها! مجلس بی عاری را از دست ندهید.
امکان خرید بلیت روزهای تازه، در روز پنج‌شنبه ۱۴ اردیبهشت‌ماه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش از روز دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش «محفل بی‌عاری» به کارگردانی سیاوش بهادری‌راد
از یادرفته
احمدرضا حجارزاده
محفل بی‌عاری​​(دو و نیم ستاره)
نویسنده، طراح و کارگردان: سیاوش بهادری‌راد
‌بازیگران: الهه افشاری/ عرفان ابراهیمی/ الاهه بخشی/ مجتبی رجبی/ علیرضا ساوه‌درودی/ مهرداد مصطفوی/ پرهام یداللهی
مکان: تئاترشهر، سالن سایه/ ساعت20
***
چرا باید این نمایش را دید؟
درباره تاریخ ایران کتاب‌های بسیار نوشته و فیلم‌ها و نمایش‌های فراوان ساخته‌اند؛ هر کس به نحوی و نگاهی اما بی‌تردید هیچ دوره‌یی در تاریخ معاصر ایران، به اندازه دوران سلسله قاجار این همه ماجرا و مصیبت و کُشتار و بی‌آبرویی نداشته. نقطه قوت نمایش «محفل بی‌عاری» انتخاب شخصیتی جذاب از این مقطع تاریخی است. سیاوش بهادری‌راد از همه آنچه تا کنون درباره دوره قاجاریه گفته‌اند، دست روی داستانی در سایه و حاشیه ... دیدن ادامه » گذاشته که می‌تواند برای علاقه‌مندان به ناگفته‌های تاریخ شیرین و تازه باشد. این نمایش، درباره «خواجه‌خسرو»، آخرین بازمانده سلسله زند است که بنا بود شاه مملکت بشود اما به دست قاجاریان افتاد و اخته شد و پنجاه‌وچهار سال در حرم‌سرای دربار قاجار ـ که دشمن سلسله اجدادی‌اش بود ـ دوران طاقت‌فرسا و نکبت‌باری گذراند. بهادری‌راد در اجرای این اثر، بیش‌تر بر فضاسازی و ترتیب‌دادن موقعیت‌هایی گروتسک از زندگی آن شاه مخلوع و بدسرنوشت تاکید داشته. بنابراین تماشاگر با نمایشی سرشار از قاب‌های دیدنی، بازی‌های بی‌نظیر و کارگردانی حرفه‌یی روبه‌روست.کارگردان «محفل بی‌عاری» به زبانی پخته و کامل در اجرای نمایش دست یافته.گرچه نمایش‌های پیشین او نیز هر کدام به علتی، آثاری فراموش‌نشدنی و ارزشمند بودند اما اگر او در نمایش‌هایی مثل «شب و روزِ امروز» و «از این سال‌ها ده هزار خنده طلب دارم، ده هزار روز خوش»، بیش‌تر به روایت داستان توجه داشته، در نمایش‌های بعدی خود از جمله «یک صورتی که بنفش جایگزینش شد» و «آنسفالیت»، به آزمون و خطا در حیطه فرم و شیوه‌های اجرایی پرداخت که نتیجه‌اش در اثر درخشانی نظیر «محفل بی‌عاری» پیداست. با وجود این، مخاطب در مواجهه با نمایش، همان‌قدر از دیالوگ‌ها لذت می‌برد که از شیوه اجرا. زبان در دیالوگ‌نویسی، نه فقط بار اطلاع‌رسانی،که کارکرد دراماتیک و روشن‌گری دارد. ضمن این‌که تصویرسازی‌های کلامی بهادری‌راد با بازی‌های خوب بازیگران، قدرت تخیل‌گرایی ذهنی تماشاگر را به کار می‌اندازد تا او آنچه را می‌شنود، در فضای تقریباً خالی صحنه ببیند. برای نمونه به خاطر بیاورید دیالوگ‌های دهشتناک بازیگری را که از «فکاهی ترسناک زنی که بی‌چشم می‌دوید» یا «مردی که با یک چشم خود به چشم دیگرش در کف دستش نگاه می‌کرد» سخن می‌گوید، یا دیالوگ‌های صحنه «بازیِ زل‌زدن توی آینه»، ولی آنچه کار کارگردان و گروهش را ارزش و اعتباری دوچندان بخشیده، نظم و هماهنگی در لحن، بیان، بازی‌ها و اجرای نقش‌هاست. بازیگران با طراحی لباس و گریم یکدست و یک‌شکل، بازی‌های بی‌مانندی روی صحنه خلق می‌کنند که تماشاگر را در پایان اجرا، حیرت‌زده از سالن بیرون می‌فرستد. در یک کلام می‌توان «محفل بی‌عاری» را کابوسی عاشقانه در مورد تاریخ دانست که تماشای آن نه تنها بی‌ضرر نیست،که از قضا به قدر کفایت لذت‌بخش و تاثیرگذار است، و چه خوب که کارگردان درک کرده نمایشی با چنین فرم و فضاسازی، زمانی کوتاه ـ حدود چهل‌وپنج دقیقه ـ را می‌طلبد تا تماشاگر احساس خستگی نکند و از نمایش لذت ببرد.
چرا نباید این نمایش را دید؟
اگر بخواهیم برای «محفل بی‌عاری» ضعفی قائل باشیم، پراکندگی و نامنسجم‌بودن روایت اصلی‌ترین اِشکال نمایش است. همه آنچه از نمایش دستگیرتان می‌شود، همان چند خط توضیحی است که پشتِ بروشور آمده. تماشاگر در حالی‌که از قاب‌ها، بازی‌ها و حتی دیالوگ‌ها لذت می‌برد، با داستان مشخصی سر و کار ندارد تا از دلِ آن، قصه سرراست و قابل‌درکی به چنگ آورد. در حقیقت این نمایش،گزیده‌یی به‌هم‌ریخته از قطعه‌های یک تاریخ فراموش‌شده است. بنابراین اگر به نمایش‌های داستان‌گو علاقه‌مندید،«محفل بی‌عاری» انتخاب خوبی برای شما نیست.
(((شاهزاده درد، عار دارد)))
محفل بی عاری،نمایش شکل گرایی است که از زبان یکی از سرکوب شده ترین قربانیان طبقات انسانی در تاریخ ،یعنی خواجگان(اخته شدگان)،روایت می شود.
داستان دردناک شاهزاده ای که از مقام ولیعهدی به خواجه ی خدمتگذار حرمسرای دربار دشمن و قاتل دودمانش بدل می شود. هر چند در تاریخ از سرنوشت همسر لطفعلی خان زند و فرزندانش فتح الله و خسرومیرزا، اطلاعات دقیق و موثقی در دسترس نیست اما روایت شده بعد از شکست لطفعلی خان و کشته شدن دلخراش وی توسط آقا محمدخان قاجار،خسرو ی خردسال زنده ماند،اخته شد و تا پنجاه و اندی سال بعد از آن به خدمت دربار و حرمسرای قاجارها اجیر شد . با جسم علیل بازیچه ی زنان حرمسرا شد و طاعت امرشان برد و خدمت بی وقفه کاخ کرد و از همه دردناکتر حجله آرای فتحعلی شاه(رجاله ی هزار عروس و بانی قراردادهای ننگین ترکمچای و..) شد و درگاه عیش اش را عطرافشان و گل فشان می نمود.
نمایش توسط هفت اجراگر، ظاهرا، بخش های از حکایت های دردناک و تجربه های دهشتبار خواجه خسرو زند را در مقاطع مختلف روایت می کنند. زبان بدن بازیگران ، طراحی گریم و صحنه با دستگاه گردان مخوف شکنجه با انبرهایی که ظاهرا برای اخته سازی ،کاربرد دارد روایتگر تکثیر رنج و حرمان و درد شخصیت است وگاهی رساتر از متن نمایشنامه عمل می کنند که زبان پالوده اما کمی نارسایی در انتقال مطالب و مفاهیم دارد. گریم بازیگران کارآمد است صورتشان گویی از روح زندگی تهی شده و چشم هایشان از حجم درد و ادبار و ظلمی که دیده اند، در چشم خانه یخ زده و گویی تا ابد خیره مانده به تاریکی و ناامیدی اند و هاله ای از مصیبت گردشان را فراگرفته است. آنها در کالبدهای مختلف با درد و تلخی هم سرنوشتند.
موسیقی با کارکرد مدرن لزوما تاکیدی بر دوره ی تاریخی مشخصی ندارد اما استفاده ی نوای دگرگون شده ی موسیقی ایرانی در انتهای نمایش بسیار تاثیرگذار بود.
((قربانیان مغفول تاریخ))
اخته کردن، تاریخی به قدمت اعصار و قرون دارد..این عمل غیرانسانی و وحشیانه به بهانه ها و دلایل مختلف و اکثرا برخلاف میل قربانیان آن انجام شده است. هرچند رد پای این عمل را حتی در اساطیر یونان نیز می یابیم.. مثلا گایا(الهه مادر زمین) به دلیل زندانی شدن فرزندانشان توسط شوهرش، اورانوس( خدای آسمان)، عصبانی شده بود.از پسرش کرونوس(پدر زئوس) درخواست کرد با پدرش مقابله کند.هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گایا آمد پسرش با ضربه ای بیضه های او را قطع کرد و به دریا انداخت..
اخته سازی،عملی جهت تنبیه و تعذیب و تحقیر بوده است ... گاهی برای تهذیب و پاکدامنی در مذاهب و آیین هایی به کار رفته ، اما عموما این روشی است برای بهره کشی و استثمار بیشتر و اعمال زور و استیلا بر قربانیانش... و نیز برای مقطوع النسل کردن مخالفان سیاسی و رقبای حکمرانی....اسیران جنگی و حتی سربازان را اخته می کردند تا به افراد دایمی لشکر جنگی دربیایند و میل بازگشت به خانواده نداشته باشند. گاهی خادمان را برای معتمدتر شدن در دیوان های درباری اخته می کردند.در ایران و عثمانی خواجگان در خدمت دربار و حرمسرا گمارده می شدند. اخته گان بعضا برده جنسی بوده اند. در اروپای سده های قبل بعضی از پسربچه های خوش صدا را اخته می کردند تا بعد از بلوغ کیفیت صدایشان حفظ شود و همانند قبل بر صحنه بخوانند (castrati). از قرن هجدهم این عمل ممنوع شد.
خواجگان عمدتا به دلیل شرایط شان در مرتبه ی اجتماعی فرودستی قرار گرفته اند. به راحتی حذف، جایگزین و یا کشته می شدند بدون اینکه کسانی که حذف می کنند یا آنها را به قتل می رسانند مورد پیگری کیفری و عقوبتی قرار بگیرند.
***
اگرچه راوی محفل بی عاری ،خواجه خسروی تکثیر شده بر صحنه است اما نیت و استراتژی متن نسبت به او چندان همدلانه نیست چراکه کلیشه های خصوصیات و صفات تحقیرآمیز منتسب به این قربانیان فراموش شده که حتی گاهی ماهیت انسانی شان نیز حذف شده است، تکرار و بر آنها تاکید می شود... در جایی از نمایشنامه دلیل تحمل شرایط زبون توسط خواجه خسرو اینطور طرح می شود : "اختگی به دادش می رسه،بی عاری..."
در اینجا با روایت جریان غالب از خواجگان روبروییم که همیشه در تاریخ نقل شده اند.آنها همچنان موضوع شماتت هستند. آنها جمع بی عاران هستند! گویی فاعلان قربانی شدن خویش اند و رجاله گان و جباران تاریخ در این میان هیچ نقشی ندارند...
شاید یکی از تفاسیر نمایش محفل بی عاری در دوران کنونی نقد یا نهیبی باشد بر میزان بالایی از بی تفاوتی ،بی غیرتی و بی عاری(بی شرمی) در برابر ظلم مکرر... در واقع ابراز نگرانی باشد به شیوه ی زیست( شایدخواجه واری!) مردمانی که در شرایط ظلم به جای مبارزه و خیزش ،رو به سازش و مجیزگویی ستم و ستمگر می آورند. اما نماد قرار دادن و تحقیر قربانی تحت ظلم که خود بایستی موضوع تظلم خواهی ذهن روشن باشد،جای سوال دارد.
باید به یاد داشته باشیم فقدان عضو فیزیولوژیک نسبتی با منش های اخلاقی فردی انسانی ندارد هرچند نگاه مردسالارانه در تقدیس نریت ،صفات خوبی مانند شجاعت، رشادت ، آزادگی و...را صرفا به یک انسان مذکر کامل (و نه نقص عضو شده) و منطبق با آموزه هایش منتسب می کند و اساسا وجود چنین ویژگی هایی را مثلا در زنان،امری مردانه می داند. به کلمه های سکسیستی مانند "رادمردی" ، "جوانمردی" ،"مردانگی" و...توجه کنید جملگی خصوصیات ارزشمندی مانند رشادت و مروت و بزرگواری را در کلمه، منتسب به وجود مردانه متجسد می کند.
هرچند نمونه ی آقا محمد خان قاجار که به عنوان نمادی از سبعیت و وحشیگری و خشونت( کشتن لطفعلی خان و ماجرای کرمان و درآوردن چشمها و...) که تحت الگوی شجاعت و رشادت جنگ آورانه مردانه هم قابل طبقه بندی است، یک "اخته شده" است. اگرچه در تفاسیر این منش مردمحورانه خواجه تاج دار ،صرفا بر عقده حقارت وی و کین جویی و انتقام گیری بیمارگونه ی وی تاکید می شود. در نمایش هم به دلیل فاجعه کرمان چنین اشاره می شود:"بیست هزار چشم از تماشاگران اختگی من کم شد."
آقامحمدخان ... دیدن ادامه » در خردسالی اخته شد اما جنگاوری شجاع و قهاری بوده.. فقدان عضو فیزیولوژیک مردانه اش بر خصوصیات ثانویه جنسی و میل و قدرت جنسی اش تاثیر داشته اما بر خشونت وشجاعت و وحشیگری اش نه .. به دلیل عدم توانایی زناشویی اش برای حفظ سلسله به (خان بابا)فتحعلی برادرزاده اش بابت همسرگیری و فرزندآوری پاداش می داده و خسروی بیچاره ی نمایش محمل بی عاری مدام در این مجالس عیش و طرب قاجاریه خدمت می کرده...
در پایان نمایش اشاره می شود: قهرمان فروافتاده ی دودمان زندیه اگر مردی اش را هم بگیرند مردانگی اش را نمی توانند. اما سوال اینجا است که چگونه ؟
آیا به دلیل اسلافش و اینکه از خاندان زندیه بوده چنین حکمی صادر می شود؟ ایا این رویکرد جبرگرایی قبیله ای را تایید می کند؟در نمایش به این اشاره، ارجاع اجرایی و متنی نمی شود و یا برای من مخاطب درک پذیر نشده است چرا که کلیت نمایش بر ظلم پذیری یا بی عاری این قهرمان تاکید دارد نه آزادگی اش..

در هر حال محفل بی عاری، نمایش قابل احترامی است و قطعا پتانسیل فعال سازی ذهن مخاطبینش را برای توجه بیشتر به ستم دیدگان فراموش شده و محذوف تاریخ دارد.





اردشیر عزیز، دوست خوش فکرم
اینقدر جامع و کامل قلم زدی که ندیده، نمایش در ذهنم ترسیم شد. مشتاقم نمایش را ببینم، خصوصا که زمینه ای تاریخی دارد.
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
رومینای گرانقدر ممنون که وقت گذاشتی برای خواندن نوشته ام. راستش منم از تاریخ خوانی دل خوشی ندارم...
ویکی پدیا انگلیسی مطلب و لینک های مرتبط مفصلی درباره کاستریشن در تاریخ جهان و حتی اساطیر داره .. کتاب های تاریخی معروف و مفصل در ایران اصولا نگاهی متفاوت و ... دیدن ادامه » اختصاصی به این طبقه نفرین شده انسانی نداشتن.‌‌
البته تا جایی که سواد بسیار اندک من در این زمینه اجازه میده..
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
خیلى ممنون اردشیر عزیز .
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه آغاز شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب این اجرا رو تماشا کردم....
تماشای این نمایش بشدت توصیه میشه....

بنظرم همه چیز قابل تامل و ارزشمند بود....
موسیقی زیبا و البته زیاد بود که گاهی مانع شنیده شدن دیالوگ های شنیدنی و شاعرانه ی نمایش می شد.
طراحی صحنه بسیار کارآمد و درست بود....میزانسن ها به گونه ای طراحی شده بودند که گاهی با تصویرهای زیبایی که بازیگران نمایش می ساختند تنها مخاطب را به وجد می آورد...

بازی بازیگران همه یکدست و زیبا بود...
طبق انتظاری که داشتم خانم الاهه بخشی درخشان ، پر انرژی و پر از نگاه های خیره کننده بود....
آقای مجتبی رجبی و آقای پرهام یدالهی عالی بودند....
باقی بازیگران هم به درستی وظایف خودشون رو انجام می دادند و به نظرم در ایفای نقش موفق بودند.

در نهایت،آقای بهادری عزیز و گروه اجرایی محفل بی عاری ، خداقوت و امیدوارم بتونم دوباره این اجرای درخشان رو در روزهای ... دیدن ادامه » آتی ببینم.
ممنون که به تماشای کار ما نشستید خانوم و انرژی های خوب بهمون میدید...
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
ممنون از انرژى خوب شما
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
ممنون از شما خانم بخشی که انقدر درخشان هستین و جذاب....به امید اکران فیلم هجوم و دیدن درخشش شما هستیم.مرسی که یادداشت ها رو میخونید.خوشحال شدم از هم صحبتی.
آقای بهادری مرسی از کار دقیق و جذاب تون.
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ازهمه بزرگوارانی که دوشنبه ٤اردیبهشت به تماشای این نمایش نشستند متواضعانه سپاسگزارم. هیچکس با دیگری صحبت نکرد. هیچکس بانور موبایلش چشم دیگری رو آزار نداد. هیچکس با صدای خش خش پلاستیک روی اعصاب دیگران رژه نرفت. از همه مهمتر هیچکس بیخود و بی جهت قاه قاه نخندید. سالها بود در این آرامش تاتر ندیده بودم. فکر کردم ماهمیشه از چنین آزارهایی شکایت داریم. ولی وقتیکه مراعات میشه خوبه که از هم تشکر کنیم
نمایش بینظیری بود و با نکته هایی که شما عرض کردید خیلی بیشتر چسبید به جان این نمایش
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
چه اتفاق خوبى. خوشحالم این جو و حال و هواى فرهنگى به لطف مخاطبا عزیز در حین اجراى این کار برقرار بوده
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم و پوستر و کاور جالبی داره
هژیر این را خواند
گلشن قربانیان، الاهه بخشی و سیاوش بهادرى راد این را دوست دارند
موافق هستم
پوسترش بسیار خوب است
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت این نمایش روز سه شنبه ۲۹ فروردین ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
هژیر این را خواند
گلشن قربانیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید