تیوال نمایش من
S3 : 15:50:23
امکان خرید پایان یافته
  ۱۳ شهریور تا ۰۲ آبان ۱۳۹۳
  ۱۹:۳۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: حمید ورد، فرهاد تجویدی
: فرهاد تجویدی
: (به ترتیب حروف الفبا) رعنا ابراهیمی، امیرعلی ابراهیمی، محمد ابراهیمیان، مهسا احمدی، مینا احمدی، امیر اجاقی، امیر بنی جمالی، فرانک پاشایی، حسین پورکریمی، متین تاجیک، سعید تاجیک، ستاره تقوی، مهران جعفری، مرتضی حسینی، حسن حسینیان، مهشید حسینیان، نسرین خلخالی، سارا دماوندی، مهراد رجبی، وحید زرین، فاطیما ساعی، سمیرا سالاری، محمد سلمانی، فاطمه سوهانی، فایزه شاه حسینی، سروش شمسایی، فاطمه شول، ستاره شفیعی، افسانه شمسی، محسن صادقی، مهدیه صادقی، حسین صفدریان، وهاب عبیری، زهرا عسگری، اشکان علیزاده، فاطمه عبدی، محسن غفاریان، رضا کربلایی، آیلین کلانترزاده، مهسا کیاشمشکی، سمیه کهندانی، مهسا گلدانی، سپهر گندمی، شاهین قاسمی، سولماز قهرمانی، مهدی مالکی، فاطمه محمدی، سهیلا محققی، سیاوش معمارزاده، امیرحسین موسوی، کاظم موسوی، لیلامطلبی، پریسا میرآبادی، میلاد نظری و پرنیا والی

: شاهین قاسمی
: قدرت اله صالحی
: مرتضی حسینی، امیر تیمور
: کیامرز مراد
: سعید رضایت
: معصومه جعفری
: امیر اجاقی
: نصیر دماوندی
: هدایت نیکو
: سهیلا محققی، سیده محبوبه سادات میرزایی
: بهمن ناصری
: استاد جواد باقری
: سید ضیا صفویان، سینا عدلی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی

کاری از گروه تیاتر ودود

درباره نمایش: نمایش "من ..." داستان چند جوان در یک کلاس بازیگری است که در غیاب مدرس خود، ایده ها و نمایش هایشان را مقابل تماشاگران به نمایش در می‌آورند و هریک در منیت اثری که تولید کرده گرفتار می‌شوند.
این خود عامل تفرقه و آشوبی در جمع می‌شود و زلزله ای ناگهانی آنها را ...

تلفن هماهنگی و رزرو:  09381140156  و 09190733544

گزارش تصویری تیوال از نمایش من / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش من / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی، تالار محراب
تلفن:  ۶۶۴۰۲۲۸۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به نمایش «من»
من نه، ما
1393/07/24
بزرگنمایی:
سید علی تدین صدوقی عضو انجمن جهانی نویسندگان ومنتقدان
نویسندگان : حمید ورد ، فرهاد تجویدی
کارگردان : فرهاد تجویدی
نمایش «من» به نویسندگی حمید ورد وفرهاد تجویدی وبه کارگردانی فرهاد تجویدی چندی است که در تالار محراب به روی صحنه رفته است و باید گفت که به نوعی در این آشفته بازار تئاتر و در این رکودی که دامن تئاتر را گرفته است وظاهرا به این زودی‌ها هم قصد ندارد دامن ان را رها کند رکورد فروش را شکسته است .فرهاد تجویدی چند سالی است که به تجربه ای خاص دست یازیده است او نوجوانان وجوانانی را که علاقمند به تئاتر هستند وجایی را برای ابراز وجود وحتی اموزش ندارند گرد هم جمع کرده وبه رایگان آنان را آموزش داده وماحصل کار خود را به نمایش می‌گذارد. در طی این سالها باید گفت که تجویدی موفق عمل کرده است واستعدادهای خوبی را نیز کشف کرده شکوفا نموده وبه تئاتر کشور معرفی نموده است .در بین کسانی که او با آنها کار می‌کند هستند افراد تحصیلکرده در رشته های مختلف شاید تجویدی توانسته سه نسل را کنار هم به روی صحنه
ببرد .تنها یکی از پارامترهای مهم کار او پر کردن اوقات فراغت نوجوانان وجوانان ، بر آوردن علایق وسلایق آنان وهدایت به سمت وسوی درست است که شاید خیلی از نهادها ی
ذی ربط و... کسانی‌که داعیه این مهم را دارند در برآوردن آن موفق عمل نکرده اند . اما فرهاد تجویدی با کمترین امکانات مالی وحتی هزینه کردن از جیب خود تعهد ومسئولیت یک هنرمند با سابقه نسبت به جامعه وفشر جوان آن را عملا نشان داده است . واین خود کار پسندیده ایست که جای سپاس وقدردانی فراوان را دارد که البته به‌عهده مسئولین ذی ربط است که این اقدام وفعا لیت شایسته او وهمکارانش را ارج نهند واز تجویدی وگروهش قدر دانی نمایند . از سویی بابد به مدیریت مجموعه فرهنگی هنری محرا ب ابراهیم گله دار زاده وکارکنان این مجموعه نیز تبریک وخسته نباشید گفت که باحمایت های سخت افزاری ونرم افزاری خود
زمینه های مناسب را برای به اجرا در اوردن این نمایش فراهم نمودند . علیرغم کارشناس یکی از فرهنگسراهای معتبر که در برابر در خواست فرهاد تجویدی برای اجرا در آنجا گفته بود که شما ستاره وچهره ندارید و به همین دلیل در اینجا نمی تواتید اجرا کنید . که این واقعا از کارشناس تئاتر یک فرهنگسرا بعید است وجای بسی تاسف دارد .باید گفت دوست کارشناس ، فرهاد تجویدی بدون چهره وستاره در محراب به اندازه کارهایی که ستاره دارند مورد استقبال فراوان قرار گرفته و فروش بسیار خوبی هم کرده است.
نمایش «من »آدم را یاد فیلم «بچه های خیابان» ساخته به‌یاد ماندنی کارگردان ایتالیا یی « نانی لوی » می اندازد در ان فیلم یک بازیگر معروف می خواهد با مبلغی نه چندان زیاد صد وپنجاه نفر از بچه های خیابانی را به صحنه تئاتر بیاورد .
او پس از ما هها تمرین موفق می شود نمایشی موزیکال را به صحنه ببرد که با استقبال فراوان مردم مواجه شده و موجب تغییر در زندگی وسر نوشت اجرا کنندگان را نیز به همراه
می آورد . در آن فیلم هرکدام از بچه ها داستان ، مشکلات ودغدغه های خود را بیان کرده وبازی می کنند . دقیقا همانطور که فرهاد تجویدی عمل کرده است. در نمایش او نیز بچه ها یعنی همان گرو ه اجرا کننده که بالغ بر «چهل نفر» می شوند و همگی بازیگران نمایش نیز هستند مشکلات ، مسائل ، ودغدغه های
خود را مطرح کرده و بازی می‌کنند .نمایش فرهادی هم یک درام تقریبا موزیکال با تم اجتماعی است هرجند که از موسیقی کمتر استفاده شده اما گروه بازیگران خود سازنده
... دیدن ادامه » آواها ، موسیقی و آهنگ نمایش هستند. به نوعی موسیقی در بطن نمایش مستتر ودر بدن بازیگران جاری وساری است . تجویدی پرفورمنسی را نشانمان می دهد که از ریتم درستی برخوردار است . او بازیگرانش را برای به صحنه کشیدن این پرفورمنس با شیوه‌های آموزشی ای چون استانیسلاوسکی، برشت،تئاتر استلیزه و در جا هایی بیو مکانیک میرهولد آموزش داده و آنان را آماده کرده است .در بخش هایی از اجرا نیز ما شیوه ها وعناصر نمایشهای ایرانی رانیز شاهد هستیم .در نهایت فرهادی با هم بودن و وحدت داشتن را به عنوان یکی از عناصر مهم انسانی مطرح می کند .
اینکه نباید هرکسی فقط به فکر خود باشد وچنانچه باهم باشیم می توانیم بر مشکلاتمان فائق آییم .ویا حد اقل راهی برای حلشان پیدا کنیم چون همه ما در قالب یک ملت یک ملیت یک فرهنگ وزبان مشترک با باورها واعتقاداتی مشتر ک در لوای دین ومذهبی مشترک هستیم که همه اینها با هم ملیت وکشوری بنام ایران را معنی می کند . چراکه باید به داشته هایمان هم نگاهی بیندازیم وفعل با هم بودن را صرف کنیم . چون بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند . ....در پایان به فرهاد تجویدی وگروهش خسته نباشید می گوییم.

ﻟﯿﻨﮏ :http://www.resalat-news.com/Fa/?code=187379
فاطمه رحیمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش «من»
«من» اول شخص جمع!
بانی فیلم آنلاین:
بانی فیلم- گروه تئاتر- کاظم هژیر آزاد - نمایشنامه «من» را حمید ورد و فرهاد تجویدی نوشته اند و کارگردانی آن را فرهاد تجویدی عهده دار است. بازیگرانش، بیش از پنجاه نفر دختر و پسر از 18 تا 25 ساله و عاشق بازیگری اند که در کلاس های کارگاهی فرهاد تجویدی در فرهنگسرای اندیشه ثبت نام کرده اند و آرزو دارند در آینده بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما شوند. این نمایش حاصل یک سال و اندی آموزش های کارگاهی به این جوانان است که همراه استاد شان این شب ها به صحنه ی تالار محراب جان تازه می بخشند.
نمایش داستان خطی ندارد، اما از یک موقعیت مشخص آغاز می شود. نوعی(آئینه نمایشی ) یا نمایش در نمایش است.(کارگردان نمایشی درست موقع اجرا، در مقابل تماشاگران منتظر، از گروهش قهر می کند و می رود و بازیگران را در مقابل تماشاگران تنها می گذارد. این بازیگران عاشق نمایش، در این موقعیت ، تصمیم می گیرند زندگی خود را برای تماشاگران به نمایش بگذارند و هر یک «من» خود را به شکل داستان های متعددی به نمایش می گذارند. آنها کولاژی از اتفاقات ناپیوسته و مجزا که در کل جامعه به صورت های پیدا و پنهان پیوند دارند و روزگار ما را تشکیل می دهند را در مقابل چشمان مان جان می بخشند.
حکایت آرزوها ، ناکامی ها ، دل شکستگی ها و حرمان های نسل نوی است که در میان دو دریای ناآشنا، (گذشته و حال، بودن و نبودن، خواستن و نخواستن. توانستن و نتوانستن،) غوطه می خورند و سرگردان، این سو و آن سو می روند.
شور و انرژی این جوانان به قدری است که تماشاگر را میخکوب می کند و ریتم بجای نمایش به ملال، مجال و میدان نمی دهد. این شور و انرژی، به یمن داشتن هدف هایی که کارگردان به آن ها پیشنهاد کرده و برای این بازیگران به صورت امری واقعی و باور پذیر درآمده، به تماشاگر منتقل می شود. به عبارت بهتر «من « سرگذشت تعدادی « من « است که خود را تعریف می کنند و به نمایش می گذارند آن ها نشان می دهند «من» مرادف است با: دشمنی، نفاق و جنگ و ظلم. قهرمان این نمایش یک نفر نیست بلکه همه بازیگران آن به نوبت قهرمان این داستان ها هستند. خصال هر یک به گونه ای متفاوت بیان می شود. یکی جوانمرد، یکی دزد و خائن، دیگری ظالم آن یکی مظلوم و...توصیف همه این قهرمانی ها لحنی طنز آمیز دارد. تجویدی این تضادها را نه به صورت دراماتیک و تراژیک، بلکه به صورت تصاویری کمیک و طناز به نمایش گذاشته و بیان می کند و تلخی و گزندگی آن ها را با رفتار کمیک می گیرد. راز موفقیت نمایش « من «هم در همین نگاه است و» چارلی چاپلین « را در یاد ها زنده می کند که با کار های خنده دار، تلخی کنه تضادها را به کام بیننده شیرین می کرد.




تجویدی شکلی را که برای این مضامین انتخاب کرده، سراسر تلفیقی از انواع و اقسام آموزه های هنر نمایش و بازیگری، از بیومکانیک « میرهولد» و» پرفرمنس آرت « گرفته تا واقع گرایی « سیستم استانیسلافسکی « و استیل فاصله گذاری « برشت « و انواع « ژست های روانی» پیشنهادی میخائیل چخوف و ... را به خدمت گرفته و با اجرای این نمایش عملا به هنر آموزان در کارگاهش تدریس کرده و توسط خود آنها به صحنه آورده است. در میان این انواع و شیوه ها و شگرد های بازیگری، همچنین برخی اشکال کمدی بوف، و ادا و اطوار غلو شده ( گروتسک) کمدی کلام و موقعیت و برخی اشکال نمادین را نیز برای حظ سمعی و بصری تماشاگر مانند کیف زنی در مترو، بازی فوتبال ، اجحاف در نانوایی سنگکی و کتابخانه سوت و کور و غیره را به یاری گرفته و چاشنی نمایش اش کرده است. سرگذشت هایی که روایت و بازی می شود، هریک نوعی تاثیر را در تماشاگر ایجاد می کند. گاهی می خنداند ، لحظه ای متاثر می کند و زمانی به تعجب وا می دارد. اما بیشترین تاثیری که بر تماشاگر می گذارند، انتقال انرژی است که مرحون نظم و ریتم بی وقفه و به جا و درست و تصویرسازی از طریق ایجاد فرم های نمایشی است که در این نمایش ، اهمیت فوق العاده و درجه اول دارد؛ ما مفاهیم مندرج در نمایش را از طریق فرم های نمایشی دریافت می کنیم، اما مهم این است که قراردادی که با تماشاگرش می گذارد، این اشکال را نه به صورت مجرد و فقط به خاطر زیبایی خود شکل، بلکه برای بازتاب مضامین منطبق با این اشکال به خدمت گرفته است.
توان بازیگران آن قدر به هم نزدیک است که نمی توان گفت کدام شان سرترند در حقیقت آن ها همه یک تنند و همگی کل واحدی را تشکیل می دهند که به اتکاء عنصر عشق به بازی گری و اعتقاد و تمرین و مهارت در عناصری چون: ایمان و باور، تمرکز، تخیل، و نظم و پذیرش عمل به شعار یکی برای همه و همه برای یکی این مهم را هر شب به انجام می رسانند. البته برخی لغزش ها در بیان و صدا را می توان به حساب سن کم آنان گذاشت و با چشم پوشی به نفع مفاهیم محتوای غنی نمایش و اشکال زیبایی که می آفرینند، گذشت.
نمایش «من» علی رغم توصیه های آدلف آپیا که نمایش را اساسا به سه عنصر یاری گر تقسیم می کرد: 1- بازیگر: انتقال دهنده متن بر صحنه 2- فضای سه بعدی: در خدمت پیکر متجسم بازیگر 3- نور: عنصر جان بخشی و زنده نمایی دو عنصر بالا(1) ، نمایشی است مطلقا بازیگر محور و بی نیاز از دکور سه بعدی و عوامل کمکی مانند وسایل صحنه ، و موسیقی. تنها نوری که بتواند پیکر بازیگران و اعمالشان را نشان دهد برای شان کفایت می کند. فضا، خالی و لخت است و فقط بازیگران هستند که با نظم و هماهنگی، گاه مانند سربازان تعلیم دیده ای ظاهر می شوند. تماشاگر از سالن راضی بیرون می رود، وقتی در انتها از یکی از آنها می پرسی چه دیدی، داستانی خطی بیاد نمی آورد، اما به درستی می گوید واریته ای از جلوه ها و اشکال نمایشی، در باره ی زندگی خود را دیده است که به زبانی تصویری غیر متکلف و همه فهم اجرا شده و اضافه می کند که او با همه این مسائل آشنا است و نمونه هایش را در زندگی خود دیده است.
در این نمایش با شخصیت به معنی کلاسیک آن روبرو نیستیم، بلکه اشکال بیرونی و تیپیک آدم ها و البته غلو شده ( گروتسک)، آنها را می بینیم . همین تصاویر بیرونی آدم ها از سر ضمیر شان خبر می دهند و آنان را معرفی می کنند. این نوع تصویر سازی به تماشاگر فرصت می دهد که بعد از نمایش، خودش بیاندیشد و کنه علت های این مناسبات را در ذهن خود ترسیم و مقایسه و قضاوت کند و آدم های اطرافش را بهتر بشناسد.
هدف ... دیدن ادامه » نهایی این نمایش این است که بگوید « من « نباش. از من ناسازگاری ، نادرستی ، جنگ، و دشمنی می روید. « ما « باش که از آن دوستی و الفت و برادری به بار می نشیند. و در پیکره نمایش « من « این اتفاق می افتد و دیگر «من» اول شخص جمع یعنی « ما « می شود. با وجود این که از منیت آدم ها انتقاد کرده و این گونه مناسبات بین آدم ها را درست نمی داند و طالب تغییر و تربیت آن هاست، اما به شدت اثری معتدل است، تند رو و یک جهته نیست بلکه عواطف انسانی رافت قلب را توصیه می کند. و به همین مناسبت اثری عاطفی است. نکته حائز اهمیت دیگر آن این است که از حرفه ی بازیگری در مقابل روابط غیر اخلاقی افرادی که از عشق پاک جوانان به حرفه ی بازیگری و به طور کلی از حوزه هنر سوء استفاده می کنند دفاع می کند.
گاه دیده می شود که جامعه هنری به عمد و یا به سهو یا تقلید و همانند سازی و یاغربی سازی، تحت تاثیر جو سازی آوانگاردیست های وطنی ، مبهم بافی ها و « تماشاگر فراری ده « هایی را به نام نمایش های آزمایشگاهی و کارگاهی مورد توجه و حمایت قرار می دهد که کسی از آن ها سر در نمی آورد. اکنون به نظر می رسد حق است که جامعه هنری این نمایش را که در نوع خود نو آورانه و بی بدیل است، تحت حمایت قرارداده، به عنوان یک نمایش نمونه و کم خرج ، از نظر تولیدی که حاصل یک لابراتوار بازیگری، به مسئولین معرفی کرده و ایشان را تشویق کنند که اولا خود از این نمایش دیدن کنند و ثانیا شرایطی را فراهم نمایند که در مناطق مختلف تهران و شهرستان ها به صورت رپرتواری به اجرا گذاشته شود. پیشنهاد می شود برای رونق تالار محراب یکی دو نمایش از این دست که تا کنون در تالار محراب به اجرا درآمده است، با تبلیغاتی مناسب، و بلیت نیم بها برای دانشجویان و دانش آموزان و همچنین معرفی تصویر پارکینگ خیابان همجوار، برای آن دسته از تماشاگران که معضل پارکینگ مانع از آمدن شان به مرکز شهر می شود، به صورت رپرتواری در کنار نمایش های عادی دیگرش به اجرا بگذارد، با این عملکرد، برای این تالار شناسنامه خاصی تهیه و ترسیم خواهد شد.
(1) – آدلف آپیا، از کتاب (تئاتر جزیره کوچک آزادی ترجمه ناصر حسینی مهر)

Link :http://www.banifilm.ir/Modules/News/NewsDetail.aspx?Ser_Id=8&News_Id=43547
علی کریمی( کاکتوس ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«من» به کارگردانی فرهاد تجویدی؛ نگاه تلخ به مناسبات انسانی در جامعه امروز

نمایش «من» به کارگردانی فرهاد تجویدی که این روزها در تالار محراب روی صحنه است،‌ از 50 بازیگر جوان بهره گرفته که خود را بسیار کار آزموده نشان می‌دهند.

حمید کاکاسلطانی: نمایشنامه «من» به نویسندگی حمید ورد و فرهاد تجویدی، روایت آدم‌هایی است که در جامعۀ شهری (تهران) در پیچ و خم زندگی برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های خود با مشکلات و موانعی مواجه می‌شوند که با فطرت انسانی منافات دارد. آنان در کشاکش این رویداد‌ها، علی رغم میل باطنی در بطن این حوادث قرار می‌گیرند و در نتیجه یا سرخورده و نابود می‌گردند یا ناخواسته با آن‌ها همسو شده و عامل بروز نابسامانی‌های بیشتر اجتماع می‌شوند.

نویسنده با خلق شخصیت‌های بسیار (50 شخصیت) در یک متن مکتوب غیر رئالیستی با رگه‌های گروتسک توانسته است به صورت اپیزودیک واقعیت‌های تلخ اجتماع را به صورت بدیع و متفاوت به نگارش در آورد. نگاه تیپیکال به شخصیت‌های نمایش با تصویر کردن چهرۀ بی‌رحم شهری از طریق طرح روایت گونه اول شخص از زبان شخصیت‌های نمایش که به صورت بازی در بازی به نمایش در می‌آید، ارائه چندین قصّه نمایش تو در تو که نشان دهندۀ جایگزینی ارزش‌های مادی و سوداگرانه به جای ارزش‌های معنوی و تبدیل آدم‌های هدفمند به آدم‌های مأیوس، در هر قصه نگاهی تلخ به روابط انسانی جامعۀ شهری دارد. این‌که چگونه هدف وسیله را توجیه می‌کند و ارزش‌های انسانی چگونه از اوج به قهقرا نزول می‌یابد؟

نمایشنامه از طرح داستانی خطی و خوش ساخت پیروی نمی‌کند، و شخصیت‌های نمایش به گونه‌ای پردازش شده‌اند که در در یک روند اپیزودیک به طور مقطعی رویدادهای مربوط به زندگی خود را روایت می‌کنند و ایده‌هایی که توسط شخصیت‌های دیگر به نمایش تبدیل می‌شود.

بنابراین نمایشنامه به صورت «وودویل‌»های کوچک شامل هشت قطعه نمایش است که هر کدام بخشی از معضل شهری را به تصویر می‌کشاند.

مشکلات جوانی که علی رغم علاقمندی به حرفۀ بازیگری ناکام می‌ماند و یا دختری که برای ایفای نقش در سینما با آدم‌های رذل مواجه می‌شود. مردمی که برای ایاب وذهاب در مترو دچار ازدحام و شلوغی هستند، کتابخانه‌ای که دیگر هیچ کس در آن کتاب نمی‌خوانند و...

نویسنده سعی کرده است با دقت در فواصل بین قطعات نمایش با تماشاگران ارتباط برقرار کرده و با طرح پرسشی از آن‌ها موجب تفکر و تأمل آن‌ها شود. اینکه به راستی نقش آنان در این آشفته بازار چیست؟ یا مقصر اصلی در این نابسامانی‌ها فرد است یا اجتماع؟ و انگشت تقصیر به سمت چه کسی باید باشد؟ بنابراین تکنیک درام نویسی تا حدودی به شیوۀ اپیک و حماسیِ برشت شباهت دارد و تماشاگر با مشاهدۀ تصاویری از این نوع با خودش مواجهه می‌شود و شاید بگوید به راستی من کجا هستم؟

فرهاد ... دیدن ادامه » تجویدی، کارگردان نمایش با انتخاب درست متن نمایش که در شرایط کنونی ضرورت دارد، نیمی از راه را به شایستگی طی کرده است، موضوع اجتماعی با نگاه تلخ انتقادی به مناسبات انسانی.

تجویدی سعی کرده است با گزینش حدود 50 بازیگر علاوه بر تولید یک اثر نمایشی، اجرای کارگاهی، آکادمیک و تأثیر گذار را ارائه نماید. بازیگران جوانی که با سنین حدود 18 لغایت 26 سال شاید اولین تجربۀ بازیگری را پشت سر می‌گذرانند. بدن مناسب و بازی روان از ویژگی این بازیگران است. تجویدی از هیچ ابزار و لوازم صحنه‌ای (آکسسوار) بهره نمی‌گیرد، طراحی صحنه متکی بر حرکات فرم و بازی بازیگران است.

از نور‌پردازی رنگارنگ، موسیقی متنوع و دکور پر زرق وبرق خبری نیست، همه چیز ازطریق بدن بازیگر و رویدادهای صحنه‌ای بازگو می‌شود. هر حرکت نمایشی نمایانگر معنایی خاص است. بازیگران بدون ادعا، و با صداقت واقعی و بدون غلوّ، احساس نقش و مفاهیم نهفته درمتن را به مخاطب منتقل می‌کنند. نظم و هماهنگی صحنه‌ای ویژگی مهم نمایش است و در طول مدت نمایش حضور 50 بازیگر جوان حتی لحظه‌ای یکدیگر را ماسکه نمی‌کنند و این مبیّن دقت، تمرین و تلاش مستمر گروه است. استفاده از افکت‌های صوتی (صدای بازیگران) بخش خلاقانه اثر است، صدای دست و پای بازیگران هماهنگ است و در مجموع به نظر می‌رسد بخش‌هایی از هدایت بازیگر به شیوۀ بیومکانیک و روشی است که «مایرهولد» کارگردان بزرگ ابداع کرده است. و در بخش‌هایی نیز از طریق برانگیختن احساسات و هیجان تماشاگران مدل «Agitativeprop» را اجرا می‌کنند ودر مجموع کارگردان از طریق تلفیق و به کار گیری شیوه‌هایی از ژانرهای نمایش با نگاهی مدرن در شکل «اجرا» نمایشی قابل قبول را در معرض دید تماشاگران گذاشته است،

در پایان طرح چند نکته در شرایط کنونی تئا‌تر کشور قابل تأمل است:

۱- تالار محراب از تالارهای معروف، مطرح و شناخته شده کشور است که متأسفانه گاهی دچار وقفه‌های مقطعی شده است که عدم تسلسل در جذب تماشاگر و خاموش شدن مقطعی چراغ صحنه متأسفانه گاهی تماشاگران خود را از دست داده است! به نظر می‌رسد با مدیریت جدید، مشکلات سالن تا حد زیادی حل شده و حضور هنرمندان جوان بارقهٔ امیدی است که می‌توان به آن امیدوار بود.

۲- فرهاد تجویدی به عنوان کارگردان، با کشف هنرمندان جوان ومستعد، فعل توانستن را گرچه سخت ولی زیبا صرف کرده و از این منظر قابل ستایش است.

۳- حضور هنرمندان جوان در عرصۀ تئا‌تر در این اجرا چیزی کمتر از بازیگران حرفه‌ای تئا‌تر کشور نداشته‌اند، امیدواریم این اثر مقدمه‌ای برای حضور آن‌ها در عرصه‌های بزرگ‌تر باشد. و مسئولان توجه بیشتری به هنرمندان جوان داشته باشند.

ﻣﻨﺒﻊ : ﺳﺎﯾﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺌﺎﺗﺮ
ﻟﯿﻨﮏ : http://www.theater.ir/fa/reviews.php?id=42031
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید