تیوال نمایش مستند
S3 : 22:07:12
امکان خرید پایان یافته
  ۰۹ تا ۳۰ آبان
  ۱۷:۳۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمود حسینی
: جواد قاسملو

: پویان باقرزاده
: سیاوش آقا رضی
: مازیار درخشانی
: شایان حبیبی
: ویدا رضایی
: رضا سهرابی
: مهدی حیدری
فردی به دنبال دوستش می‌گردد که در کودکی او را گم کرده است و در مسیر پیدا کردن او درگیر مفهموم دوم بودن می‌شود.

گزارش تصویری تیوال از نمایش مستند / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چهار هفته پیش این اجرا رو دیدم. ولی متاسفانه امکان و زمانش پیش نیومد تا در موردش نظری بنویسم.
هنوز دارم بهش فکر می‌کنم.
به اینکه دومین نفر اولین نفریه که می‌بازه... که گاهی فاصله با اول بودن فقط یه لحظه‌اس... و مادری که در بیست سالگی هنوز دوستم داره... که شاید فقط همونه، حتی در سی سالگی یا چهل سالگی...

ممنون از تیوال و گروه اجرا برای دعوت به دیدن این کار.
شروعش رو خیلی دوست داشتم با اینکه تقریباً هیچ جمله‌ای ازش یادم‌ نمونده. اگه دوباره اجرا بشه، دوباره می‌بینمش.
زندگی یه کوهه که باید ازش رد شی
زندگی یه دریاست، باید شیرجه بزنی داخلش.
اگه شنا کردن یاد گرفتی که بردی، وگرنه غرق میشی. اگه شیرجه نزنی داخلش، پرتت میکنن توو آب. غریق نجات هم نداره.
[ اینم از استدلال من :)) ]
۲۳ آبان
چه باحال :)))))
۲۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه دوم شدن، دوم ماندن،
قصه ماندن و جلو نرفتن
قصه دویدن و نرسیدن
قصه بالا رفتن و به قله نرسیدن
قصه بدشانس ترین بازنده ها
قصه کم آوردم تو لحظه آخر
قصه گل خوردن دقیقه ۹۰
قصه یه اشتباه، سهل انگاری و خراب کردن آینده ای
قصه معلم و شاگرد
قصه اول و دوم

مادر : خانم معلم یادش رفته بود ، مدال طلا کم اومد به تو نقره دادند
و همه چی از اون لحظه آغاز شد ، دوم ماندن همیشگی من
یک اشتباه یک سهل انگاری و تغییر مسیر، نقطه عطف زندگی یک انسان

نمایشی ... دیدن ادامه » ساده، روان و جذاب
موضوع نمایش برای من که تا به حال بهش فکر نکرده بودم جذاب و قابل تامل بود، قصه آدم های دوم
روایت ساده و بی آلایش
بازی خوب بازیگر بدون اغراق و زیاده روی ( به نظرم بازی درست و اندازه ای بود و نیاز به اکت یا بیرون ریزی نبود )
در مجموع همه چی اندازه و درست و بجا بود ❤
(فقط میشد زمان تصاویر بیشتر بشه )
[ دوم بودن...دوم شدن و کاریزمای دراماتیک اولی ها بر دومی ها گاهی به طول عمری نمادین سایه می افکند]

نمایشی منولوگ محور در تفقد سیر درونی و بعد روانکاوانه جوانی که در مسیر دوم بودن گام بر می دارد؛
تأثیر پذیری او از نفر اول زندگیش که کاریزمایش همواره او را تحت تأثیر قرار می دهد و در پس رقابت و مسابقات ورزشی با او در سایه قرار می گیرد و از همان پله های نخست نوجوانی این مسیر دومی چون سایه ای بر کل زندگیش گسترده می شود.
متن نمایش بر اساس این ایده محوری تا پایان با شبیه سازی های مثال گونه از قهرمانان ورزشی و سایر رشته ها چون فضانوردی این رویه حاکم را بر روح و روان شخصیت اول "مستند" در بسط و تعامل و همذات پنداری روانی قرار می دهد.
اویی که اول شدن برایش چون دوم شدن رنگ باخته و دوم شدن برایش بواسطه نزدیکی روحی با قهرمانان مورد پسندش به مثابه اول شدن است؛
فلسفه ... دیدن ادامه » او که دنیا را بواسطه مبارزه طلبی با همنوعانش و البته پنداشت او بواسطه مسابقه محوری مفهوم زندگی برایش در تعادل قرار گرفته است و خوی و عادت او به مقام های دومی که در تمامی ابعاد زندگی توسعه می یابد؛
در پرده آخر که دچار همزیستی مسالمت آمیز وی با این روند فلسفی هستیم در عطف آخر نمایش و اوج روایت ، قهرمان نمادین دوران کودکی تا نوجوانیش دچار بحران و شکستی عاطفی و سقوطی ذهنی و جسمی در مرتبه پایین تر قرار می گیرد و او نیز بواسطه این تسلسل خود را در ورطه ای می بیند که جغرافیای ساختگی و چرایی روحی و روانی اوست.
متن اجرا اگرچه غنی و تا حدی راضی کننده به نظر می رسد ولی می توان با ارائه این محتوا در مدیای مستند ویدئویی یا سینمایی لایه های بیشتری را به آن افزود اگرچه در فرم ارائه آن در مدیای تئاتر نیز نیازمند سالنی در قواره بلک باکس نیست و بهتر است برای این تیپ اجرا که نیاز به حرکت در بین تماشاگران است از سن یا محوطه هایی چون خانه هنر پیچازی یا عمارت روبرو یا مورد مشابه آن سود جست و در مثال مورد نمایشی که در این روند موفق بود می توان نمایش ورنوسفادرانی را نام برد زیرا بر حرکت در بینابین مخاطبان و روایت قصه قهرمان نمایش این تأثیر به مراتب طبیعی تر ودلنشین تر خواهد بود ، منظور میزانسنی ترکیبی است.
بازیگر نیازمند تسلط بیشتر از منظر روحی و حسی بر متن روایی خود است لذا در قالب نقش رفتن در آن ٥٠ دقیقه بصورت عمیق تر بواسطه اثربخشی دراماتیک بر مخاطبین توصیه می گردد.
ویدئوهای پخش شده در مقاطعی ، کوتاه تر از آنیست که تأثیر گذار باشد و نیاز بود تا برشی طولانی تر برای مخاطب پخش شود.
کیفیت پرده نمایش پایین بود و نیاز بود تا به این مورد و ابعاد آن توجه بیشتری شود.
شاید استفاده از لباس تکواندو و یا رزمی برای هنرپیشه روایتگر بواسطه المان طراحی لباس می توانست در وصل کردن مخاطب به روایت داستان اتفاق بهتری باشد و حضور برخی مدال های نقره و ورزشی مورد تأکید بازیگر و مواردی از این دست در حکم آکسسوار کمینه و عناصری مینیمال در صحنه نمایش کارگشا و در تصویر سازی ذهنی تک گویی ها مؤثرتر جلوه کند.
تمامی موارد متذکر شده طبق نظر شخصی بنده بیان شده است و ملاک قطعی نیست لذا از ابراز نظر مستقیم ولو به زعم سلیقه شخصی ام از گروه محترم نمایش مستند عذرخواهی می کنم.
با تشکر از میهمان نوازی گروه محترم نمایش و کارگردان خوب اثر و سالن دلنشین و موقر هامون از اجرای به موقع و بدون تأخیر.
نگین که شما هم دیشب کار رو دیدین و من نشناختمتون :((
۱۸ آبان
جناب غلامشاهی
آدرس کانال تلگرام و اینستاگرام رو براتون میگذارم تا انشالا در قرارهای گروهی خدمتتون باشیم و بچه ها رو هم راحت تر پیدا کنید :))
https://t.me/manyektamashaagaram
https://instagram.com/manyektamashagaram?igshid=gduyissiz116
۱۹ آبان
ممنون از شما مریم خانم
۱۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع نمایش برام بسیار جذاب و دوست داشتنی بود. نبرد با "خود درون" که شاید خیلی از ما بهش دچار باشیم. چیزی که (کسی که) زاییده تخیلمون هست و گاهی وقتی متوجه اشتباهمون میشیم که خیلی دیر شده. متن روان و فکر شده ای داشت. تمثیل ها بسیار مناسب و خوب بود. تنها مشکلی که با نمایش داشتم، بازی بدن ضعیف آقای قاسملو عزیز بود. به نظرم با اکتهای مناسب می شد اثر این نمایش رو خیلی بیشتر کرد. چیزی که من دیدم رو میشد در قالب یه پادکست صوتی هم شنید و ازش لذت برد. در حالیکه مخاطب تئاتر بخشی از لذتش رو از اکت بازیگران نمایش میبره.
با تشکر از دعوت برای تماشای این نمایش.
از نظر من هنر اون چیزیه که منو به فکر وادار میکنه ... نمایش امشب از زمانی که تموم شد تا الان و در آینده هر زمان به فکرش بیوفتم باعث میشه مکث کنم و بهش فکر کنم، که کجا اول بودم، کجا ها دوم بودم و کجا دومِ دوم .... اینکه چه لحظه هایی و چه اتفاقات بی جایی باعث شدن من دوم بشم و اون دوم بودن و در من نهادینه کردن ... اینکه حواس م و جمع کنم با عکس العمل نشون دادن بیجا ی خودم یا عکس العملی نشون ندادن باعث دوم شدن کسی نشم ... که چقدر یه اتفاق کوچیک میتونه سرنوشت ادم هارو عوض کنه ...
تک تک جزییات نمایش امشب به جا و به اندازه بود و چقدر خلاقانه به یه مونولوگ، تحرک و جذابیت بخشیده بود ... جدا از اجرای مسلط و باور پذیر ... سپاسگزارم که برای مخاطب احترام قائلید ... موفق باشید :)
خب... با توقع بالایی به دیدن نمایش نرفتم. متاسف هم نشدم.
مونولوگ به سلیقه ی من نزدیک نبود.
بیش از نیمی از نمایش رو هم که فقط شنیدم.

چند نکته ای رو هم بیان می کنم که شاید کمکی باشه برای کارهای آتی. قصد عیب جویی ندارم و فقط به عنوان مخاطبی که به هنر و تیاتر اهمیت میده، نکاتی رو که به ذهنم رسید، می نویسم.

صدای تصاویری که پخش می شد با کمی فید این و فید اوت طبیعی تر می شد و کمتر ازاردهنده می بود.

به نظرم بازیگر با متن عجین نشده بود. بیشتر حس گوش کردن به اخبار رو گرفتم تا خاطرات تجربه شده ی یک فرد.

کمی اکت، هیجان، احساسات یا... می تونست کار رو غنی بکنه.

اگر قرار بود حرکت بازیگر نشان از مقاطع زمانی باشه، می شد این از انتهای صحنه شروع بشه و تا ابتدای پله ها ادامه پیدا کنه. در حالت فعلی، نیمی از مونولوگ دیده نشد و فقط شنیده شد. یا می بایست به بهای گردن درد و اسپاسم بازیگر رو دید.

کمی دقت به فکت هایی که عنوان می شد، کیفیت کار رو بالا میبره:
اگر ... دیدن ادامه » کاراکتر در زمان قدم گذاشتن ارمسترانگ بر ماه در سال ۱۹۶۹، یازده ساله بوده، در زمان خداحافظی بولت در المپیک ۲۰۱۶ باید ۵۸ ساله باشد!!! بهش نمیومد. شایدم خوب مونده.

در مورد تعداد پیچرهای ام ال بی گفته شد تا به حال فلان قدر بازی انجام شده و دوبرابر اون پیچر وجود داشته. این هم درست نیست. چون خیلی از این بازی ها پیچرهای مشترک داشتند و خیلی از بازی ها پیچر تعویض شده... نویسنده منظور مشخصی داشت که درست بیان نشد.

گفته شد نفر دوم، اولین نفریه که می بازه. در واقع نفر دوم، اخرین نفریه که می بازه. یا در حالت دیگه غیر از نفر اول، سایرین همه همزمان می بازند.

به نظر من فاصله ی یک متن قوی و متوسط رو امثال این ریزه کاری ها تعیین می کنه.

از همه ی اینها گذشته، کسانی که دارند برای هنر فعالیت می کنند همه شایسته ی تقدیر و سپاسند. چه باب سلیقه مخاطبی باشند چه نباشند.
دست مریزاد و سپاس
همه ی همه نکات رو موافقم.

فقط اینکه به نظرم این درسته که دومین نفر اولین نفریه که میبازه. و از همه هم بیشتر میبازه :دی
حداقل از نظر اون کاراکتری که ما دیدیم.

۱۷ آبان
این هم دیدگاه درستیه البته :))
۱۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی محمود حسینی و با بازی جواد قاسملو با تخفیف روزهای نخست آغاز شد.
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م.مه(میر سعید مولویان)
درباره نمایش مستند (برگه وابسته) i
هیچ اضافه ای نیست
هرچه هست برای قهرمانی است که همیشه دوم است
هرچه هست قهرمانان دومی هستند که قهرمان دوم ما به انوان قهرمان انتخواب کرده
هرچه هست این دور باطل اول و دومی است که همیشه درونش هستیم
در تولد
در زندگی
در مسابقه
در مبارزه
در عشق
در کار
در انتخواب
در فهمیدن
در مرگ حتی
و این ماری است که به دنبال دم خود در لغزیدن است
پ ن : بیشتر ما صد البته که تو زندگیمون به همین شدت دنبال دونستن اینیم که چی باعث این اتفاقه؟ چی شد که من ...؟
پ ن2: امیدوارم از تماشای این اثر اروم لذت ببرید
میرسعید عزیزم ، استاد ، بهترین ، فوق العاده ، معرکه و هرچی برات بنویسم کم نوشتم . بهترین لحظات غرق شده در احساس خوب زندگیم وقت هایی بوده که از فاصله 4 متری بازی ات را تماشا کردم . برای نمایشی که شما ازش تعریف کنی باید چشم بسته به تماشایش نشست . کاش یک صفحه ... دیدن ادامه » ی مجازی داشتی . استاد نمایش جدیدی نیست که شما در آن حضور داشته باشید؟
۱۴ آبان
نه عزیز بزرگوار فعلا که نه
این لطف شماست
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م.مه(میر سعید مولویان)
درباره نمایش مستند (برگه وابسته) i
دومین نفر اولین نفریه که میبازه
الهه مبینی
درباره نمایش مستند (برگه وابسته) i
۱۷ : چاقو میزارم جیبم ، مدرسه رو میپیچونم ، جیبِ حاجی و زدم ، مادرم دوثم داره
۱۸ : ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ........ رفت
۱۹ : عباس مشهدی زاده ، سینما ، برای موفقیت تلاش نکن
۲۰ : قرار بود دنیا زیرِ پام باشه ولی ریدم... کتابخونه ، قایمکی کنکورِ هنر میدم ، مادرم هنوز دوثم داره
۲۱: دانشگاه .......دومین نفر، اولین نفریه که می بازه
.............

چه قشنگ بود این نُت برداشتنا برای تک تکِ سالهای زندگیش

دقیقا
یه چیزی داخل اجرا داشت منو شستشو میداد و فکر کنم اون همین پیدا کردن و نوشتن سرفصل های مهم زندگیش بود که هممون داریم و یادمونه.
مثل اولین باری که ... رو دیدم
اولین باری که .... انجام دادم
اولین باری که به ... نه گفتم
و همین سرفصلها انتخوابهای ما رو میسازه.
زندگیه ... دیدن ادامه » ما رو میسازه
قهرمانمون میکنه و یا اولین کسی که میبازه
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
درسته
تو فکر‌ِ نوشتنِ اولین بارهای خودم هستم
خیلی جرأت میخواد
بعد از دیدن نمایش فهمیدم اینکه آدم داستانِ زندگی خودشو بخواد تو چند تا جمله بنویسه چقدر جرأت میخواد
چقدرررر سخته
چقدرررر تلخه
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
از ایده این نمایش خیلی لذت بردم، حتی از سادگی اجرا اما به قول یکی از دوستان که اشاره کردن چیزی که نیاز ش احساس می‌شد و کم بود اکت بازیگر بود به نوعی افتان و خیزان نمایش کم بود، تخت و مونوتن روایت می‌شد. استفاده از فیلم‌های مستند بسیار به جا و جالب بود، ... دیدن ادامه » منتظر بودم که تاثیر بیشتری بر روی قصه که ای که می‌شنویم داشته باشه اما همانجا تمام می‌شد مثل یاشار که به نظرم باید همانند یک شخصیت بیشتر در قصه حضور داشت حتی گم شدنش . در هر حال کار نو و جالبی بود، ارزش دیده شدن را دارد.
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید