تیوال نمایش نویسنده مرده است
S2 : 18:30:22
  ۱۷ فروردین تا ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: آرش عباسی
: لادن مستوفی، آرش عباسی

: هادی عزیزی
: رضا مهدی زاده
: ایوب آقاخانی
: مونا جعفری
: مهدی آشنا
: محمد صادق زرجویان
: سارا حدادی (مکث)
: ساحل مصلحی
: امیرعلی سیاه پوش، علی آذرشین
لیلی رحیمی ستاره سینمای ایران قرار است پس از سال ها بازیگری برای اولین بار کارگردانی را تجریه کند. فیلمنامه فیلمش را نمایشنامه نویس جوانی نوشته است به اسم فرهاد. اما حالا در آستانه شروع فیلمبرداری فرهاد پیشنهاد تازه ای دارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش نویسنده مرده است / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نویسنده مرده است نیم بها براى دانشجویان به روى صحنه مى رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز چهارشنبه 13 اردیبهشت آخرین فرصت برای دیدن نمایش نویسنده مرده است
سا عت 19 تالار حافظ
الناز نجباء این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نویسنده نمرده است
نمایشی دیالوگ محور مبتنی بر متنی قوی که در فضایی با دکور متوسط و نورپردازی یکنواخت تماشاچی را در فضایی پرتعلیق تا به آخر با خود همراه می کند طوریکه در آخرین بازی متوجه نمیشویم آیا اینبار هم بازی بود یا واقعیت 
براستی حقیقیت چیست و ما چند بار برای نیل به مقصود بازی کرده ایم و دیگران را بازی داده ایم چقدر بازی خورده ایم و مهمتر اینکه بعد از این بازی دادن و خوردن ها چه احساسی داشتیم آیا واقعا ارزشش را داشت آیا واقعا هدف وسیله را توجیه می کند؟به چه بهایى؟این بها را میشد در بازی بسیار خوب لادن مستوفی و در چهره اش دید چه وقتی بازی میداد و چه آنگاه که بازی میخورد
نمایش همان طور تمام شد که شروع شده بود !
بازی راست و دروغ هیچوقت تمام نمیشود چه بسا تا آخر عمر هم نفهمیم کجا بازی خورده ایم اما آنکه دروغ می گوید در عمق وجودش میداند بیشتر از ... دیدن ادامه » هر کس خود را بازی میدهد
دیدن این نمایش را در آخرین روز اجرا پیشنهاد می کنم و ای کاش زودتر دیده بودم
آرش عباسی و لادن مستوفی عزیز از شما متشکرم که عصر خوبی برای من و دوست عزیزم ساختید و باعث شدید در مسیر گفتگویی تمام نشدنی با هم داشته باشیم درست مثل همین بازی:)
ممنون برای این نظر دوست داشتنی. به ما انرژی دادید.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
بانو شکوه نازنین،خوانش شما باعث افتخارم است ممنون از حضور گرامیتان و خیلی خوشحالم که در این دوست داشتن با یکدیگر هم نظریم
پاینده باشید بانوی فرزانه ومهربان

ارادتمندم مریم عزیز و به امید دیدارتان
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
یک عذرخواهی بکنم از گروه نمایش موج که به اشتباه موج نو نوشتم ،ببخشید که امکان ویرایش هم نیست
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نویسنده، کارگردان و بازیگر ملایری، میتواند لبخندی به شیرینی محصول معروف همان شهر، به چهره مخاطبینش بنشاند.
امیرمسعود فدائی، گروه نمایش موج و Atena این را دوست دارند
سپاس از شما
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی:

تنها دوبار زندگی می کنم. یک بار امشب یک بار فردا شب
دو اجرای پایانی نویسنده مرده است
این زندگی و مرگ رو ببینید اگر امکانش رو دارید.لطفا
Atena، آیین یوسفی و ماهرخ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز و فردا دو اجرای پایانی نویسنده مرده است

گزارش تصویری خبرگزاری مهر:

http://www.mehrnews.com/photo/3967156/%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
Atena این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصیت...

یادداشت خانم رویا افشار:

به بهانه نمایش « نویسنده مرده است» به نوشته و کارگردانی آرش عباسی و بازی بانو لادن مستوفی و آرش عباسی.
در ابتدای نمایش،فرصتی بود تا تماشاچی فضای صحنه را دریابد و آن را درک کند.....فرصتی کوتاه،اما کافی که پس از یک دقیقه کافی،حضور بازیگران بر روی صحنه،ناگهان تمام فضا را بخود مشغول میداشت و تماشاچی در طی هفتاد دقیقه اجرا،مدام سر درپی بازیگران،این فضای عرضی را از چپ به راست و برعکس طی میکرد......شخصیت ها خود را در گفت و گویی ساده و بی تکرار معرفی کردند ،درمهارت کامل برگرفته از متن نمایش،موضوع حقیقی متن خود را عرضه کرد،تمایلات عمیق آدمی،تا چه میزان میتواند شخصیت او را احاطه کند؟! توقعات یک انسان از خود،تا کجا احساسات او را فرا میگیرد؟! پس در این صورت احساسات ،که عمیق ترین وجه یک انسان است،تا کجا میتواند به وسیله ای ... دیدن ادامه » بدل شود که رفتار آدمی را در رسیدن به آرزوهایش توجیه کند......
آیا اساسا مرزی برای انتخاب وسیله موجود است؟ آیا معیارهای اخلاقی میتواند این مرز را فراهم کند؟ آیا نیاز به دستیابی آرزویی، همه این پرسش ها را پاسخ نمی دهد؟
این ها سئوال هایی بود که با دیدن نمایش نویسنده مرده است در ذهنم ایجاد شد،پاسخ به این دست پرسش ها میتواند برای هرکس،بسته به آرزو و نیازش گوناگون باشد،اما.....
اما در نویسنده مرده است آرش عباسی،در متن و در اجرای بازیگران ،این نیاز و آرزو و روش های رسیدن به آن،با چنان مهارتی مرز بین راست و دروغ مخدوش می کرد و با چنان صداقتی این خدشه وارد میشود که تماشاچی هیچ راهی بجز تایید مدام و تکذیب مدام آن نمی یابد و در نهایت ،حداقل من به این نتیجه رسیدم،دروغ صادقانه میتواند شکل حقیقت بخود گیرد.....
در میانه نمایش ،لحظاتی دچار شوک شدم،آنهم بدلیل نزدیکی غریب شخصیت ها،دیالوگ ها وسفسطه اجرایی به آثار مولیر بود،به چه لحاظ؟ ایجاد فضایی برای حقیقت جلوه دادن غیر واقع،پذیرش غیر واقع از جانب شخصیت ها و از این رو بازی ترازوی همیشه در نوسان راست و دروغ در طول نمایش همچنان ادامه دارد،این از ویژگی های آثار مولیر است،از این رو تماشاچی ناخواسته در تراژیک ترین دقایق نمایش یک کمدی ناب میبیند،بی آنکه بازیگران سعی در مضحک جلوه دادن خود داشته باشند، کافی است بسیار جدی ،متن نمایش اجرا شود،بطور خودبخودی،بنا به موقعیت ،لحظات تراژیک و کمدی توامان حاصل میشود،بی آنکه چه در متن،چه در اجرا،پای را از حوزه یک اجرای نفیس و باشخصیت آنسوتر نهاد،و مطلب دیگر انتخاب بی نهایت درست بازیگران،غالبا مخالف بازی کارگردان در اثر خودش هستم،اما در این نمایش،شاید اگر هرکس دیگری بجای خود آقای عباسی نقش مرد نویسنده را بازی میکرد،نه تناقض ظاهری تا به این حد درست از آب می آمد و نه منظور متن تا به این اندازه دقیق اجرا میشد،و نیز بازی بسیار دقیق و زیبای بانو لادن مستوفی،چه در فرم بکارگیری اندام و میزان بروز احساسات در چهره که بنظرم بسیار زیبا و هوشمندانه آمد......
هفتاد دقیقه درگیر بازی هایی بسیار باشخصیت و با استایل ،مسلما کار آسانی نیست،اما نویسنده مرده است،اثری چنین بود......
سید محمدرضا صمدی و ماریا شاهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه اجرای پایانی نویسنده مرده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «نویسنده مرده است»؛

نویسنده زنده است

دوات: آرش عباسی از‌جمله کارگردان‌هایی است که در تئاتر با نگارش نمایشنامه‌های مختلف و تأمل‌برانگیز به شهرت رسیده است. این نویسنده با دغدغه وفاداری به متن‌هایش اغلب آثارش را خود کارگردانی می‌کند، به همین دلیل است که اغلب در نمایش‌هایش شاهد برتری متن نسبت به کارگردانی هستیم که این امر به‌ویژه در «نویسنده مرده است» حتی نسبت به بازی دو بازیگر روی صحنه هم مشهود است.
نمایش با دیالوگ‌های دو بازیگر زن و مرد داستان در تراس خانه لیلی (سوپر‌استار و کارگردان سینما) و فرهاد (‌نویسنده فیلم‌نامه) آغاز می‌شود و در مواجهه‌ای ساده و اولیه، مخاطب شاهد دیالوگ‌های بسیار عادی دو شخصیت بر سر میز شام و صحبت درباره داستان‌پردازی فیلم‌نامه است. عباسی با وفاداری نسبت به ساختار درام کلاسیک داستان خود ... دیدن ادامه » را آغاز می‌کند؛ اما در ادامه با شیوه دیالوگ‌نویسی خاص خود که محور و اساس این نمایشنامه را شکل می‌دهد، یک اثر کلاسیک رئال را به مخاطب نشان می‌دهد. پایه‌گذار این سبک در ایران اکبر رادی است؛ اما عباسی در این اثر سعی دارد علاوه‌بر حفظ شیوه درام‌نویسی کلاسیک بی‌توجه به عصر پسادراماتیک و رئالیست در تئاتر نیز نباشد.
دکور و فضای اصلی نمایش، تراس یک خانه و میز شام دو‌نفره‌ای است که با یک نور ثابت و تخت تا انتهای اثر، کوچک‌ترین تغییری نمی‌کند. شاید اگر نویسنده در مقام کارگردان نیز در این اجرا حضور محسوس‌تری داشت، با تغییر در ساختار دکور امکان بیشتری را برای ارائه بازی بازیگران فراهم می‌کرد؛ اما این نقص نیز نمی‌تواند تأثیری جدی بر پیکره نمایش بگذارد، زیرا چند دقیقه پس از گفت‌وگوهای عادی دو شخصیت نمایش که هر دو برخلاف متون کلاسیک که یک شخصیت قهرمان دارند، شخصیت اصلی این داستان هستند، مخاطب وارد یک داستان دراماتیک شده و با اثر همراه می‌شود. این شوک اولیه که ذهنیت مخاطب را تغییر می‌دهد، خیلی زود با افتادن پرده و ظاهر‌شدن واقعیت از بین می‌رود و مخاطب تا انتهای اجرا و حتی پس از آن دچار تعلیق می‌شود. این نمایش با نگاه رئالی که به انسان امروز دارد، در فضای خطی سعی دارد در طول اجرا در یک سطح بماند، دقیقا در همان صحنه‌ای که مخاطب انتظار رسیدن به اوج را دارد، داستان افت می‌کند. البته این افت به معنای ریختن مخاطب و رهایی اجرا نیست؛ بلکه به‌نوعی در طول اجرا تبدیل به قراردادی میان بازیگران و مخاطب می‌شود که گویی از ساختمان روبه‌روی این تراس شاهد این اتفاقات است. جوهره اصلی داستان را غیرواقعی‌بودن اتفاقات در عین واقعیت تشکیل می‌دهد، درست مثل زندگی انسان مدرن که پیش‌بینی‌ناپذیر است.همان‌طور‌که در ابتدا نیز اشاره شد، این نمایش کاملا بر دیالوگ استوار است و عدم کسالت‌باری این نمایش نیز دیالوگ‌های مختصر و کوتاه اثر است که نه‌تنها مخاطب را کسل نمی‌کند؛ بلکه مدام او را وارد بازی‌های خود می‌کند و هرچه اثر پیش می‌رود، مخاطب ناگزیر است تأمل بیشتری برای پی‌بردن به واقعیت در دیالوگ‌‌های بازیگران داشته باشد. با پیش‌رفتن اجرا و دو شوکی که توسط فرهاد و لیلی به مخاطب وارد می‌شود، مخاطب انتظار پایان داستان و رسیدن به واقعیت و انتهای این شب را دارد، اما دقیقا در همین زمان است که با بازی مجدد فرهاد، برگ دیگری برای مخاطب روشن می‌شود که حکایت از آن دارد که این رؤیا‌پردازی و پرده‌برداری از آن و نشان‌دادن پوچی آن تا پایان ادامه دارد و اصلا نویسنده پایانی برای این شکل از داستان‌پردازی قائل نیست.
یکی از نکات مهم در این اجرا شیوه دیالوگ‌نویسی موجز عباسی است که به‌خوبی نشان می‌دهد یک متن قوی می‌تواند در حالتی که سایر اجزای اجرا متوسط هستند، نمایش را حفظ کرده و تا پایان در اوج نگه دارد. در پایان این اجرا دو بازیگر مجدد به صحنه ابتدایی نمایش بر‌می‌گردند و این نشان می‌دهد که نویسنده از ابتدا با آگاهی نسبت به پایان اجرا بدون دغدغه داستان‌پردازی برای رسیدن به نتیجه، سعی داشت یک داستان معمولی را به شکل متفاوتی روایت کند. برخلاف عنوان این اثر، نویسنده نقش محسوسی در این اثر داشت و در پایان نیز با پایان‌بندی تأمل‌برانگیز خود این احساس را ایجاد می‌کند که نویسنده کاملا زنده است.

منبع:جامعه پویا- سمیرامیس محمدی
مهدی حسین مردی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها 4 اجرا از نویسنده مرده است باقی مانده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت سیمین زرگران مترجم ادبیات نمایشی برای نویسنده مرده است:

مگر آدم از دیدن یه تاتر خوب چی میخواد؟!
من که به هیچ وجه فقط دنبال دکوراسیون عجیب و غریب و فضای پست مدرن، بازی های اگزجره تئاتری، دیالوگ های فاخر و دهان پُرکن، گریم و لباس های چشم گیر نیستم. حکما از بازی های آبگوشتی و تیکه های یخ و شُل و ول بازی کردن هایی که به تازگی مدُ شده اند هم خوشم نمیاد، و البته الکی صحنه رو شلوغ کردن و بیخودی همه چیزو بهم زدن.
همه اینایی که گفتم از عقده دیدن تاترهایی است که این چند وقت گذشته دیدم.
اما برید و کار "نویسنده مُرده است" رو ببینید. تا متوجه بشید که چقدر ساده میشه یه نمایشو با یه سرعت متوسط شروع کرد، رفت رفت رفت و یهو به اوج رسید و توی اوج موند.
تقریبا می تونم بگم تابحال نمایشی اینطوری ندیده بودم و تابحال نمایشی اینطوری منو به بازی نگرفته بود. ... دیدن ادامه » بازی ها فوق العاده، متن بسیار تمیز و شسته رفته و جذابیت داستان و نوع اجرا در نوع خودش بی نظیر بود.
دوستان اگر میخواید یه بعدازظهر تئاتریِ کاملا نفس گیر و تعمق برانگیز و درعین حال مفرح و خلاق و خلاصه یه مسترکلاس بازیگری وطنی داشته باشین، سه اجرای پایانی نمایش "نویسنده مرده است" رو از دست ندید. کار خوب دوست عزیزم آرش عباسی
با بازی آرش عباسی و لادن مستوفی، ساعت هفت تالار حافظ

و به امید روزی که بگیم : نویسنده زنده است.
دانیال اسمی و پویا اندیشه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره لادن مستوفی
سوارکاری با دست شکسته

یادداشت آرش عباسی در روزنامه شرق امروز شنبه 9 اردیبهشت

١٤ سال پیش زمانی که هنوز مطمئن نبودم باید چه‌کاره شوم، اما دوست داشتم همه‌چیز را تجربه کنم، از میانه‌های سریال خانه‌ای در تاریکی به‌عنوان دستیار کارگردان رفتم الیگودرز و سر تصویربرداری این سریال حاضر شدم و کارم را به‌عنوان دستیار دوم کارگردان شروع کردم. من قسمت‌های کاشان را نبودم و از بخش الیگودرز به گروه پیوسته بودم. چندروز بعد در بیابان‌های آن منطقه در حال کار بودیم که لادن مستوفی با دست ‌شکسته و گچ‌گرفته‌شده و با آن خنده‌های همیشگی‌اش آمد سر صحنه. از ماشین که پیاده شد، چشمش به اسب‌هایی افتاد که زیر درختی ایستاده بودند. اصولا حیوان که می‌بیند همه‌چیز را فراموش می‌کند. من فکر می‌کنم از معدود آدم‌های روی زمین است که زبان حیوانات ... دیدن ادامه » را می‌فهمد و ترجیح می‌دهد همه عمرش را با حیوانات بگذراند تا با انسان‌ها. از دور سلام‌وعلیکی با همه کرد و سراغ اسب ماه تابان را گرفت - ماه تابان دختری بختیاری بود که نقشش را بازی می‌کرد- یکی اسب سفیدی را نشانش داد و گفت این اسب قرار است اسب ماه تابان باشد. مستوفی با آن زبان خاص خودش که با همه حیوانات حرف می‌زند خوش‌وبشی با اسب کرد انگار که رفیق چندین‌ساله‌اش را دیده باشد، در حداقل زمان ممکن دل اسب را به دست آورد، سریع پشتش پرید و با همان دست شکسته تاخت. ناگهان همه فریاد زدند که نرو، با آن دست نرو، اما برای کسی که از اساس خیلی به حرف دیگران گوش نمی‌دهد و کار خودش را می‌کند این فریادها اثری نداشت. نهایت کاری که دربرابر عصبانیت دیگران انجام می‌داد همان لبخند همیشگی‌اش بود. در چشم به‌هم‌زدنی دور شد و گردوغباری از او باقی ماند. کاری از دست کسی برنمی‌آمد. او آن لحظه تصمیم گرفته بود بتازد و کسی جلودارش نبود. اسب هم که لذت می‌برد. برای اولین‌بار به کسی سواری می‌داد که زبانش را می‌فهمید. مگر یک اسب چقدر ممکن است خوش‌شانس باشد که به آدمی سواری بدهد که زبان حیوان بفهمد؟
به‌جز آنچه روی پرده سینما از او دیده بودم، این اولین تصویر زنده‌ای بود که از لادن مستوفی در ذهنم حک شده است؛ دختری نترس که با دست شکسته، از اسبش می‌خواهد بی‌امان بتازد؛ بی‌ترس و واهمه و توجه به صداهایی که او را از رفتن بازمی‌دارند.
یادم هست آن روزها در هتل جهانگردی الیگودرز اسکان داشتیم. غروب که نور می‌رفت، به هتل برمی‌گشتیم. وقتی همه خسته و کوفته استراحت می‌کردند، مهم‌ترین کار من این بود که واکمن سونی‌ام را بردارم- همان واکمن سونی‌ای که در نویسنده مرده است از آن یاد می‌کنم- بروم در محوطه باز هتل، آنجایی که اطرافش را کوه و بیابان گرفته بود، به صدای مازیار گوش کنم و رؤیا ببافم- همان کاری که فرهاد نویسنده مرده است سال‌ها کرده است- خودم را بازیگری می‌دیدم که به‌ناچار باید دستیار کارگردان باشد و هرروز صبح به زور التماس بازیگرها را بکشاند زیر گریم. یکی از آن بازیگرهای بدقلق هم همین لادن مستوفی بود. صبح‌ها جانم به لب می‌رسید تا بیاید برود زیر گریم. من باید بازی می‌کردم. این‌کاره نبودم، اما هرگز نتوانسته بودم کسی را قانع کنم که بازیگرم و می‌توانم خوب بازی کنم. اصلا قیافه‌ام به این حرف‌ها نمی‌خورد. آن سریال آخرین کاری بود که دستیاری کردم. بعدها تصمیم گرفتم نوشتن را به طور جدی ادامه بدهم. فکر می‌کردم نوشتن بهترین راه رسیدن به بازیگری است. پس تصمیم گرفتم بنویسم و از همه مهم‌تر برای خودم بنویسم. شاید دیگران باور نداشته باشند که من بازیگرم، اما خودم که باور دارم. خودم که هرروز در خیال خودم را بازیگری درجه‌یک می‌بینم. یکی از چیزهایی که بعدها برای خودم نوشتم همین نویسنده مرده است بود، نمایش‌نامه‌نویسی برای یک سوپراستار زن که قرار است برای اولین‌بار کارگردانی کند، فیلم‌نامه نوشته و حالا پیشنهاد می‌دهد خودش نقش اصلی مرد را بازی کند.
نمایش‌نامه که تکمیل شد، به فکر بازیگر افتادم. بازیگر مرد که خودم بودم و تردیدی هم نداشتم. از همان سال ۸۲ و سریال خانه‌ای در تاریکی، خبری از لادن مستوفی نداشتم، اما ناگهان یادش آمد و بی‌آنکه یادآوری کنم کجا با هم کار کرده‌ایم متن را برایش فرستادم، خواند و آمد و ماند و کار کرد و همچنان بعد از شش سال هست. با همان لبخند و آرامشش فقط کمی آرام‌تر و کم‌شروشورتر از ١٤ سال پیش.
برای لیلی رحیمی که من نوشته بودم، لادن مستوفی بهترین انتخاب بود. باور نمی‌کنم کسی بهتر از او می‌توانست این نقش را بازی کند. من یک ستاره باوقار در دنیای بازیگری در ذهنم دارم به اسم کیت بلانشت. بازیگر شگفت‌انگیزی که قدرت خارق‌العاده‌ای دارد. اگر در عالم خیال و رؤیا یا حتی در خواب بخواهم دوباره «نویسنده مرده است» را کار کنم و حق داشته باشم بین کیت بلانشت و لادن مستوفی یکی را انتخاب کنم، بدون لحظه‌ای تردید، مستوفی را انتخاب می‌کنم. بس که این نقش مال خودش است. بس که تلاش نمی‌کند بازی کند. بس که تلاش نمی‌کند روی صحنه بازیگر مقابلش را از چشم بیندازد تا خودش به چشم بیاید و عجیب که خودش بیشتر به چشم می‌آید. فقط دلم می‌خواهد کمتر خسته شود. دلم می‌خواهد باز با دست شکسته بپرد بر گرده اسب و بتازد و به همه صداهایی که می‌خواهند متوقفش کنند اعتنا نکند، بتازد و پشت‌سری‌هایش را در گردوغبار گم کند. نمی‌دانم چرا فکر می‌کنم آینده تازه برایش نقشه‌ها کشیده است. مطمئنم نقشه‌های خوبی هم برایش کشیده است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کاوه سجادی حسینی برای نویسنده مرده است:

نویسنده چنان زنده است که از بیرون اثر قد علم کرده روی صحنه. چنان چسبیده است روی صحنه ،روی تراس ، که تو را مشکوک می کند که او که بازی می کند همان نویسنده مرده است و دارد با آمدنش روی صحنه به نامیرا بودن نویسنده اشارت می کند . !
بازیگر زن نمایش کیست ؟ زنی است زیبا و کشیده که نویسنده عاشقش بوده در نوجوانی؟
لادن مستوفی آنقدر زندگی میکند که دلت می خواهد بروی از غذای روی میز کمی مزه کنی و در بحث آنها مشارکت کنی.
بازی های درست و حساب شده که با چاشنی بداهه طراوت دارد.
متن خوب و خلاق آرش و رهایی اش از قید و بندهای مرسوم نوشتن
کارگردانی بی ادعا و دقیق
دیدن این تئاتر را موجب واجبات می کند.
مهدی جوانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صفحه فیس بوک دکتر مینو میرشاه ولد:

سوگواری برای مرگ نویسنده مرثیه ایست برای مرگ عنصر خالق و اندیشمند عرصه هنر. مرگ نویسنده انعکاسی از افول تفکر است. اثر آرش عباسی، که می تواند آینه تمام نمای وضعیت فعلی هنرهای نمایشی در ایران به شمار رود ، بار دیگر به شیوه ای بدیع یادآورمان می شود که جهانی که می باید مولد فرهنگ امروز ما باشد تا چه میزان در مقابل سطحی و بی مایه شدن اندیشه ورزی به زانو در آمده است. هیچیک از آثار عباسی تا این اندازه انعکاس واقعیات جهان وی نیستند؛ جهانی که رفته رفته پیچیده تر و خلاق تر می شود اما لاجرم سیطره این بی مایگی را به نظاره نشسته بی آنکه توانی برای دگرگون کردنش داشته باشد.
ماریا شاهی این را خواند
مهدی جوانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت های چهار اجرای پایاین نویسنده مرده است آغاز شد
همراه با تخفیف وفاداری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت سانس‌های پایانی این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سام قریبیان :
باید به لادن مستوفى و آرش عباسى براى نمایش نویسنده مرده است خسته نباشید گفت ، با شروع نمایش چند با غافلگیر شدم و حدس هایم براى نمایش غلط از آب در مى آمد و این تنها از متن خوب خلاقیت آرش عباسى و بازى دو بازیگر بر مى آید و توصیه مى کنم این نمایش را حتما ببینید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر کارگردانی که در اثر بازتولیدش آنقدر هوشمندی دارد تا با تغییرات خلاقانه ،جان تازه ای به اجرای خود ببخشد ... آنچنان که مخاطب ِاجرای های پیشین هم بجز کلیت ِنمایش ،احساس روبرو شدن با یک نمایش ِجدید را دارد ..تیپ بازی ِنویسنده در اجرای اخیر (برای من) نزدیک تر به واقعیت ِِامروز بود واحساس رهایی ِبیشتری را در روابط و تعامل ِبین دوکارکتر منتقل میکرد ..
"نویسنده مرده است " متنی زنده و قوی ست که بدون تاریخ انقضا ، میتواند علاقمندان تئاتر را همواره راضی روانه کند ...ولذت دیدن یک نمایش ِخوب را برایشان رقم بزند ..
با سپاس ویژه از حناب عباسی کارگردان خلاق و فهیم ِتاترمان و گروه پرتلاش موج که در بدو ورود تماشاگران ؛به احترام حضور و وقت و هزینه که اینروزها کمتر مورد توجه گروههای نمایشی قرار میگیرد این جمله را بهمراه بروشور تقدیم میکنند :"امیدواریم ... دیدن ادامه » اجرای ِخوبی ببینید " .
موفق باشید و منتظرکارهای آتی شما هستیم ...

نیلوفرثانی
5اردیبهشت 96
درود بر شما خانم ثانی عزیز و خوش به حال ما که چنین مخاطب فرهیخته ای داریم.ممنون برای انرژی که دادین.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
با سلام و عرض ادب
بانو ثانی ، در تایید فرمایشات شما ، من با اینکه دو اجرای سالهای قبل این نمایش را دیده بودم باز این اجرا برام تازگی داشت ، و به نظرم این اجرا خلاقانه تر بود و حرفای زیادی برای گفتن داشت
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
درود دوست خوبم آقای حسین مردی عزیز خوشحالم برداشت منهم به شما نزدیک هست .. و وقتی برای مخاطبی مثل شما که پیگیر دقیق نمایش ها هستید اینطور بوده ،یعنی گروه اجرایی توانسته است کارخودرا به خوبی به انجام برساند ..ممنونم از نظرتون
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای دومین بار شب گذشته نویسنده مرده است رو دیدم. یک گروه 8 نفره بودیم که به پیشنهاد من رفتیم این کار رو دیدیم. برای همه ما یک شب به یادماندنی شد. بعد از نمایش ساعت ها درباره کار درباره روابط ما آدم ها درباره دوستی هامون دروغ ها مون ، عشق های پنهانی و اینکه چرا دوست داشتن هامون رو گاهی به زبون نمی یاریم حرف زدیم.نمایش برای ما تازه بعد از خارج شدن از سالن شروع شد.رفتیم پارک ملت قدم زدیم شام خوردیم و جالبه که در تمام این مدت از این نمایش حرف زدیم. از ما 8 نفر سه نفر برای اولین بار بود که تئاتر می دیدن ولی مطمئنم سه تا تماشاگر به تماشاگران تئاتر اضافه شدن من از این بابت افتخار می کنم. ما 8 نفر برنامه گذاشتیم که حداقل ماهی دو تا نمایش رو با هم بریم. یکی از ما نیم ساعت درباره این حرف زد که کاش من هم بتونم در آستانه چهل سالگی مثل شخصیت مرد این نمایش کاری رو که از ... دیدن ادامه » نوجوانی حسرتش رو داشتم انجام بدم و اشک توی چشماش جمع شد که هیچ لذتی از کاری که الان می کنه نمی بره.یکی از پسرای ما درباره عشقش به یه هنرپیشه سینما حرف زد و بدبختی هایی که برای دیدنش کشیده و هنوز هم نتونسته اونو از نزدیک ببینه. اینکه می خواسته از شهرستان فرار کنه بیاد تهران و بره اون خانم هنرپیشه رو پیدا کنه.
ایناها بخشی از شبی بود که نویسنده مرده است برای ما ساخت.قرار گذاشتیم هر کدوم از ما 8 نفر 8 نفر رو ترغیب کنیم به دیدن این کار .این حداقل کاری هست که می تونیم برای گروهی بکنیم که یک شب به یادماندنی و خاطره انگیز برای ما ساخت.
ممنونیم که دوبار با ما بودید و دوستانتون رو آوردید. کاری که شما شروع کردید قابل ستایشه اگر چه این نوع تبلیغ رو برای کار ما شروع کردید و بدونید که عمل شما کمک بزرگی به تئاتر خواهد بود. امیدواریم همیشه برای تئاتر بمونید.
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوشنبه چهار اردیبهشت
«نویسنده مرده است» براى دانشجویان نیم‌بها اجرا خواهد شد
٤ اردیبهشت ؛ «نویسنده مرده است» براى دانشجویان نیم‌بها اجرا خواهد شد

نمایش «نویسنده مرده است» برای دانشجویان و علاقه‌مندان تئاتر روز دوشنبه به‌صورت نیم‌بها به روى صحنه می‌رود.

به گزارش ایران تئاتر ؛ نمایش «نویسنده مرده است» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی پس از سه دوره اجرا ؛ این بار با بازى آرش عباسى و لادن مستوفى براى احترام به دانشجویان و علاقه‌مندان تئاتر روز دوشنبه به‌صورت نیم‌بها در تالار حافظ به روى صحنه می‌رود .

این نمایش در دور چهارم اجرا با استقبال خوب مخاطبین مواجه شده است و تصمیم دارد براى دانشجویان تسهیلات ویژه‌ای لحاظ کند.

آرش عباسى در این خصوص گفت : " دانشجو در سراسر دنیا سرمایه‌ی کلیدى جامعه است و باید همواره لحاظ شود، با این کار تصمیم دارم بخشى از دین­ام به دانشجویان را ادا کنم . "

داستان این نمایش درباره لیلی رحیمی ستاره سینمای ایران است .وی قرار است پس از سال‌ها بازیگری برای اولین بار کارگردانی را تجربه کند. فیلم‌نامه فیلمش را نمایشنامه‌نویس جوانی به اسم فرهاد نوشته است. اما حالا در آستانه شروع فیلم‌برداری فرهاد پیشنهاد تازه‌ای دارد.

از دیگر عوامل می‌توان به دستیار کارگردان و برنامه‌ریز هادی عزیزی ، طراح صحنه رضا مهدی زاده ، منشی صحنه ساحل مصلحی ، مدیر صحنه امیرعلی سیاه‌پوش ، عکاس مهدی آشنا ، گرافیک و تیزر محمدصادق زرجویان و مشاور رسانه‌ای و تبلیغات سارا حدادی (مکث)، انتخاب موسیقى ایوب آقاخانى اشاره کرد .

تاکنون ... دیدن ادامه » هنرمندانى چون هادى مرزبان ، منیژه محامدى ، حسین پاکدل ، بهنام شرفى ، مهدى پاکدل ، آناهیتا همتى ، حمیدرضا نعیمى ، مرضیه وفامهر ، منوچهر اکبرلو ، روزبه حسینى ، آرش تنهایى ، آرش خاموشى و... به دیدن این اثر نمایشى نشستند.

این نمایش تنها تا ١٣ اردیبهشت ساعت ١٩ در تالار حافظ به روی صحنه می‌رود،علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سامانه‌ی تیوال یا به‌صورت حضوری با مراجعه به گیشه‌ی سالن به دیدن این اثر بنشینند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید