آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش اودیسه ۲۰۲۰
S3 : 12:44:43 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۷ مرداد تا ۲۸ شهریور
۱۹:۳۰
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
بها: ۴۰,۰۰۰ تومان
ادیسه فاتح جنگ تروا، سازنده اسب چوبی، سالهاست که بر روی آب سرگردان است. او تلاش می کند تا به خانه باز گردد.

اخبار

›› اجرای نمایش «اودیسه 2020» یک هفته دیگر تمدید شد

›› «اودیسه 2020» آرش دادگر به  تئاتر شهر رسید

›› آرش دادگر «اودیسه 2020» را در تالار چهارسو به صحنه می برد

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
شیفتگان ماجرا

اولیس و سرنوشتش به شدت مرا یاد رمان تهوع و شخصیت اول داستان می انداخت . لذا ترجیح میدهم از توصیفات زیبا و شیوای ژان پل سارتر بهره ببرم . ژان پل سارتر در رمان تهوع می نویسد (ترجمه محمدرضا پارسایار) :

به این فکر کردم که برای اینکه یک واقعه پیش پا افتاده تبدیل به ماجرا شود ، کافی است و لازم است که آن را تعریف کنم . این همان چیزی است که مردم را گول می زند ، آدم همیشه قصه گوست . با قصه های خودش و دیگران زندگی می کند . هرچه را که برایش رخ می دهد ، از خلال همین قصه ها می بیند و تلاش می کند طوری زندگی کند که انگار دارد آن را نقل می کند . ولی باید بین زندگی و قصه گویی یکی را انتخاب ... دیدن ادامه ›› کند .

در جاهای دیگر رمان نیز شخصیت اصلی تمایل به درگیر کردن خود با حس ماجراجویی در زندگی و سعی در گریز از حقیقت برگشت ناپذیری زمان دارد اما به گفته خودش این احساس ماجرا همان احساس برگشت ناپذیری زمان است . یعنی هرچه سعی کنیم که از این حقیقت دور شویم و به سمت ماجرا برویم به حقیقت نزدیک تر شده ایم چراکه احساس ماجرا نمیتواند برگشت ناپذیری زمان را نفی کند لذا ناچارا و با سرخوردگی به تایید آن روی می آورد . مثلا در جایی می گوید :
شاید در دنیا هیچ چیز را به اندازه احساس ماجرا دوست نداشته باشم . ولی هر وقت بخواهد می آید . خیلی زود می رود و از رفتنش چقدر سرد و بی روح می شوم ! آیا با من این دیدار های کوتاه و مسخره را می کند تا نشانم بدهم که زندگی ام را هدر داده ام ؟
همچنین می گوید :
ناگهان احساس می کنیم که زمان جاری است ، که هر لحظه به لحظه دیگر منتهی می شود ، این یکی به دیگری ، و همین طور تا آخر ؛ که هر لحظه نیست و نابود می شود و تلاش ما برای نگه داشتنش بیهوده است ، و غیره و غیره . بعد این ویژگی را به رویدادهایی نسبت می دهیم که در لحظه برایمان پدید می آیند . چیزی که به ظاهر تعلق دارد متعلق به محتوا می دانیم .

در نمایش اودیسه ۲۰۲۰ هم ما با چنین چیزی مواجه ایم . زمان دایره وار طی می شود و ما شیفتگان ماجرا سعی داریم که با ماجراجویی و تعریف ماجرا حقیقت برگشت ناپذیری زمان را نفی کرده و این کیفیت را به رویداد ها و ماجراها نسبت دهیم . دوست داریم چیزی که به محتوای زندگی بشری مربوط است را به فرم و ظاهر اتفاقات و ماجراها نسبت بدهیم ، از آنها اسطوره بسازیم و برداشت های دلخواهمان را داشته باشیم . غافل از آنکه این روند همیشه بوده و خواهد بود . اولیس تمایل به انکار دایره های روی دیوار که بیانگر همین مسئله هست دارد اما هر بار ناکام می ماند و کوزه زائده دار را بر زمین می زند و از نو می سازد چراکه این زائده همان تمایل به احساس ماجرا و گریز از برگشت ناپذیری زمان است . در حالی که گریز از حقیقت ما را بیشتر و دردناک تر با حقیقت مواجه می سازد و این دوگانگی به شکستن کوزه می انجامد . اولیس محکوم است به وجود و کوزه سازی ! از نظر من نگرشی است اگزیستانسیال . اگر اشتباه نکنم هم در جایی هم می خواهد از رفیقش که مدام حقایقی را گوشزد می کند عذرخواهی کند و با صدایی مشابه حالت تهوع می گوید : من عُ عُعع عُععع .... که مرا یاد رمان سارتر و لحظات تهوع آور مواجه با حقیقت در داستان می انداخت . در پایان نیز به علاقمندان این نمایش ( شخصا بعد از ماه ها تئاتر دیدم و بسیار لذت بردم ) توصیه میکنم رمان تهوع از ژان پل سارتر را هم بخوانند و از توصیفات فلسفی و تامل برانگیزش لذت ببرند .
سه اجرا مونده نمایش تموم شه و دو تا عکاس پر کار تو سالن تق توق تق توق.. نمیدونم والا چی بگم. آدم با اعصاب خورد مگه چیزی میفهمه از نمایش.
تازه علاوه بر صدای موبایل و شاتر دوربین یه صدای دیگه ام اضافه شده اونم " پیس پیس " اسپری الکله !!
موقع تماشای نمایش مگه آدم لازمه دستاشو هی ضد عفونی کنه ؟!
۲۶ شهریور
نیلوفر ثانی
الکل هست دیگه زهره جان و به نظرم اونقدر صدا و تراوش خاصی نداره که موجب آزار کسی بشه بخصوص که الان در سالن ها حداقل با فاصله یک درمیان تماشاگران می شینند...کنارمنهم بوده کسی اینکارو بکنه و راستش ...
مشکل از منه خانوم ثانی ، ذهنم حساس شده دیگه :)))
۲۷ شهریور
میثم هنزکی
مشکل از منه خانوم ثانی ، ذهنم حساس شده دیگه :)))
حق دارید می فهمم واقعا .. :)
۲۸ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من سربازهای زیادی رو از دست دادم، تو هم روش
+ ولی اونا بخاطر کشورشون مُردن، شاعرها برای فداکاریشون شعر میگن
- ولی مُرده ها نمیتونن شعرهارو بشنون
---------------
+ چرا انقدر زود برگشتی؟
- کارم زود تموم شد
+ کارت چی بود ؟
- میخواستم از بالای دیوار چین بشاشم به دنیا
--------------
+چی شده انقد به کتاب خوندن علاقمند شدی؟
-کتاب خوندن بهترین راهه برای هیچکاری نکردن
پویا و پوریا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شاشیدم به فرهنگی که به یه زره جنگی بنده
وقتی خدایان اینور داشتند زره میساختند....خدایان اونورژ مشغول ساختن نیزه های تیز تری بودند....


(ممکن ه دیالوگ دقیق نباشه...ولی تقریبا همین بود)
۲۲ شهریور
neda moridi
وقتی خدایان اینور داشتند زره میساختند....خدایان اونورژ مشغول ساختن نیزه های تیز تری بودند.... (ممکن ه دیالوگ دقیق نباشه...ولی تقریبا همین بود)
جنگ همیشه ادامه دارد خدای جنگ مارس هیچگاه دست از جنگ برنمیدارد خدایان آن دوره هم سلاح میساختند الان هم میسازند در آینده هم خواهند ساخت منتها سلاح ها تفاوت کرد الان سلاح میکروبی مد شده
۲۲ شهریور
fariba akbari
جنگ همیشه ادامه دارد خدای جنگ مارس هیچگاه دست از جنگ برنمیدارد خدایان آن دوره هم سلاح میساختند الان هم میسازند در آینده هم خواهند ساخت منتها سلاح ها تفاوت کرد الان سلاح میکروبی مد شده
انسان ها حماقت های قبلی رو با ابزار جدید و به شکل های جدید تکرار میکنن
۲۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میخوام برم بالای دیوار چین
که چی بشه ؟
هیچی از اون بالا بشاشم توی دنیا
...
میخوام پرواز کنم
تو دیگه نمیتونی پرواز کنی
....
لنگر را دادم میز پینگ پونگ گرفتم
میشه بدون توپ پینگ پونگ بازی کرد ؟

قطب نما را دادم این موتور را گرفتم
خوب سویچش کو ؟
مگه سویچ هم داره ؟
پویا، سپهر و آقامیلاد طیبی این را خواندند
نیلوفر ثانی، امیر مسعود و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
استوره ای سرگردان در اقیانوس بدون قطب نما ، بدون لنگر و بدون زره ، استوره ای که با توپ خیالی بازی میکند استوره ای که در e=mc2 ناپدید میشود در علم ناپدید میشود از طریق کرم چاله به دنیای استوره های باستانی میرویم و متوجه میشویم که آنها وقتی به دنیای امروز که تکنولوژی و علم و نیوتون و انیشتن و گالیله آمده اند هیچ جایگاهی ندارند جز کتاب های تاریخ ! در جایی اولیس دایره را پاک میکند به نظرم دایره زمان و نسبیت بود که پاک میکرد گویی میخواست جاودانگی خودش را با این پاک کردن ثابت کند و وقتی جلوتر میرویم می بینیم دیگر هیچ چیز به فرمان آنها نیست ! چیزهایی که روزگاری برای آنها ارزش بوده دیگر ارزش نیست حتی آن زمان هم ارزش ریختن این همه خون را نداشته نقش زن در نمایش کم بود ؟ به هر حال استوره ها به ما حکومت میکنند چه بخواهیم چه نخواهیم به قول استادی تکامل انسان با ساخت استوره و مجسمه هایی از این استوره شروع شد تنها چیزی که از دوره باستان تا امروز ثابت است به نظر من عشق است شاید وجود ونوس بهتر میکرد نمایش و اجرا و دکور صحنه و نور پردازی خوب بود و به هر زمانی میخورد
"اسطوره" فریباجان مصطلح تر است
۲۲ شهریور
رضا بهکام
"اسطوره" فریباجان مصطلح تر است
بله اسطوره را در ادبیات فارسی به این شکل مینویسند ولی دوستانم گروهی هستند که تلاش میکنند فارسی را به فارسی بنویسند خود من هم به این شکل نوشتن ( اسطوره ) بیشتر عادت دارم چشم من به این مدل آشنا است
۲۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- احمق اون فرفره نیست که می چرخه!
این تویی که داری می چرخی!!!

- اختیار اون دست منه، اگه نخوام نمی چرخونمش!

- می چرخونی
به خدا که می چرخونی
اون اینطور ساخته شده که فکر کنی تو می چرخونیش!
تاحالا شده فرفره ای ببینی و نچرخونیش؟

- چرا اینطوری ساختنش؟

- که یادت بره
که زمان از دستت ... دیدن ادامه ›› بره
که نفهمی کی شروع شد، کی تموم شد!
که نفهمی چطور شروع شده و چطور تموم میشه

- پس چرا این نمایش لعنتی خنده داره
چرا همه داشتن میخندیدن

- دهان که به خنده باز بشه
حجم طعم تلخی حقیقت، کاری می کنه که بخوای همه وجودت رو بالا بیاری
ما تو تئاتر بهش میگیم

ابزورد
//پایان بدِ یک تئاتر خوب//
متن خوبی داشت تقریبا... یک خرابکاری تهش داشت..
آرش دادگر صدای خوب و تئاتری دارد بر خلاف دیگر بازیگران
امین طباطبایی بازی خوب و بیان بد..
عمار عاشوری سرگردانیِ من در مورد نقطه قوت یا ضعف
بازی اش است.. ، آیا عامدانه اینجوری بوده و مقصود
نویسنده و کارگردان هجویه بوده یا بداهه پردازی و کمیک
کردن اثر برای جذب مخاطب؟
جواب روشنی ندارم، هنوز قطعیتی ندارم..
داد زدن های دو بازیگر مرد روی اعصاب بود و هنوز سر درد
دارم..
ایرادات جزئی مثل تقسیمات ... دیدن ادامه ›› میلی متر و... قابل اغماض است
بلندی موسیقی فیلم ها( آخری را نشناختم) بر صدای دادگر
مستولی شده و علاوه بر سردرد مضاعف بیان بازیگری، کارکرد
دیگری نداشت...
حدسم از دایره روی دیوار کارکرد مهمی بود، ولی بیانگر چیز
خاصی نبود، چون پوستر هم براساس آن طراحی شده بود
حدسم این بود که حتما کارکرد فوق العاده و تعیین کننده ای
دارد که غافلگیر شدم!

کمی هم در فهمیدن اثر گنگ شدم به خصوص بعد از حضور
((پنه))..
سقوط اثر:
حضور (( پنه )) بود، چه در متن، چه در اجرا و چه در ارتباطش
با مفاهیم بیان شده اثر..

به جرات می توانم بگویم جزو برترین نمایشنامه های برتر
این ۵ سال اخیر ( ایران) بود.. و به راحتی در کمتر از
۵ دقیقه انتهایی به فاجعه تبدیل شد و برای من این سئوال
هست..
چرا؟
آیا جمعه 21 شهریور هم اجرا دارید ؟
چطور اینقدر خوبید آقای دادگر، اینقدر دقیق، اینقدر به‌جا؟؟ چه خوب که هستید و ما می تونیم کارهاتون رو ببینیم. بیشتر از این هرچه بگم زیاده است ....
یک اثر فلسفی زیبا نه به پیچیدگی "اسب" و "او" اما مثل همیشه عالی و در خودر تحسین، که گاه با نکات طنز عجین میشد تا مخاطب احساس خستگی نکنه؛

سپاس فراوان از دوستان عزیزی که با نقدهای خوبشون اثر رو به زیبایی و تا حدودی شکافته‌اند و نور بر زوایای مختلف‌اش تابانده‌اند. ( مثل نثرهای قدیمی شد :)) )

- این اخلاق جناب دادگر رو خیلی دوست دارم که شخصن حین ورود به سالن به استقبال مخاطب می‌رن؛ کار زیبا و قشنگه، ممنون.

- اجرا با حدود شش دقیقه تاخیر شروع شد که در مقایسه با دیگر سالن‌ها و اجراها قابل قبوله (هرچند ایده‌آل نیست).

- بازی‌های خوب، میزانس‌ حرکت‌های به‌جا، طراحی نور و صداگذاری مناسب و ....


- ممنون از گروه اجرایی عزیز


- دومین نمایشی که امسال دیدم.

پ.ن: راستی تیوال جان من چرا گزینه‌های خواندن یا دوست داشتن رو زیر هیچ کدوم از متن‌های بچه‌ها نمی‌بینم؟!
من متاسفانه نمی شناختمشون
بعد که فهمیدم خود آقای دادگر بودن که دم در به استقبال اومده بودن حس عجیبی بهم دست داد.
و نهایتا آخر کار که اومدن و با مخاطب صحبت کردن و تشکر کردن برای زنده نگه داشتن تئاتر
۱۶ شهریور
سپهر
من فکر می کردم فقط برای من خواندم و دوست دارم حذف شده!
منم اول شکم به خودم برد :)))
۱۷ شهریور
شاهین
:))) دیگه شما که پیشکسوتی چرا
تابلو شدیم دیگه 😁
۱۸ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اودیسه 2020
تئاتر شهر
سالن چهارسو
انتظار پشت درب های بسته ی سالن چهارسوی تئاتر شهر و ترکیبش با اسم نمایش شما را به تجربه ی انتظار سالیان دور برای اکران کار کوبریک میبرد، "اودیسه ی فضایی 2001"
طراحی صحنه ی یک دست سیاه با نورپردازی اولیه بر روی دونقطه ی با کچ سفید خط خطی شده در آن زمینه ی مشکی و موسیقی وهم آور، ذهن هر بیننده ای را آماده ی کشیده شدن به گردابه ای از یک اجرای دیوانه وار و کنجکاوانه آماده می کند. یک نمایش در هم تنیده، همانند خطوط دایره ای ترسیم شده با کچ روی درب سمت راست سن.
مونولوگ اودیسیوس مشکی که بی شباهت ترین اودیسه ی ذهن شماست آغاز کننده ی اجراست. در تشریح اعتقاد راسخ و نیروی پیش برنده ی آن.
و سپس ادامه ی داستان پر فراز و نشیب که به مثابه طوفان انتهای پرده ی اول نمایش است، کامل شما را محو تماشا می کند.
بازی بی نقص اودیسه ی سفید داستان بی ... دیدن ادامه ›› شک بیش از هرچیزی در ذهن بیننده خواهد ماند.
نمایش اودیسه ی 2020 به نویسندگی امین طباطبایی و کارگردانی آرش دادگر بی شک یکی از بهترین اقتباس های نوین کار هومر خواهد بود.
چنان که هر بیننده ای را مجبور به همذات پنداری می کند و به نحوی، بدون هیچ اغراق یا اضافه گویی، اودیسه ی ذهن شما - یا بهتر است بگویم اودیسه ی ذهن بشری در تمام قرون گذشته - را بیدار میکند.
پرداختن به تمامی چالش های ذهن انسان امروزی از طریق یک داستان اسطوره ای، یکی از قوی ترین نقاط نوشته می باشد.
اودیسه 2020 ذهن بیننده را با استفاده از قابلیت جذابیت بالای تک تک صحنه هایش وادار به تکاپوی یافتن نخ تسبیح داستانی نمایش می کند و پله به پله دانه های اجرای خود را بر روان بیننده استوار، بی شک بیننده ی یک اجرای روانکاونه از عمر گذشته ی بشری خواهید بود. مونولوگ های اولیس با زو (زئوس) یکی از زیباترین قسمت های اجرا برایتان خواهد بود.
در انتهای کار هنگامی که در حال خارج شدن از سالن هستید خطوط دایره وار ذهنیتان به مانند همان خطوط دایره وار گچی که اودیسه با دست به هم می ریزد، به هم ریخته خواهد بود و در تفکر اینکه کدام فرمول ناجی زندگی شما و گششاینده ی درب زندان فکر و روان شما خواهد بود.
اودیسه ی 2020 بی شک از آن نمایش هایی است که بیننده دوست دارد بارها ببیند و در عین حال میترسد که زیبایی وافرش به همین یکبار محو شدن بوده است.
لحظاتی از اجرا بهت زده میشدم از عمق فاجعه ای که ممکنه برای یه ادم پیشبیاد لحظاتی میخندیدم از طنزهای تلخی که در مناسبات بین کاراکترها ایجاد میشد چند لحظه بیتاب شدم و تمپو افتادو خواستم ساعتمو ببینم جایی به صدای گیرای آقای دادگر و انرژی فوق العاده امین طباطبایی احسنت گفتم
کاری فلسفی و تلنگر زننده
کسی که احترام مخاطب تئاتر رو نگه نمیداره ، تئاترش شاهکار هم باشه ارزش دیدن نداره ،
جناب دادگر در نمایشی مهمان بودن و درست بر صندلی نشستن که بلیتشو من خریده بودم ، نه جابجا شدن و نه عذرخواهی کردن ، احترام به مخاطب ابتدایی ترین اصل هر هنری است
۱۶ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولیس و سرباز ملوان و راوی و پنه شاید هم آشیل و ایکاروس و هومر از دیدگاه ژیژکی و فرانکفورتی کجای داستانه بودن انسان هستند؟ عدم قطعیت همه چیز و همه کس در برخورد با اسطوره ها و اسطوره سازان و حضور ایشان در موقعیتی حقیقی چگونه میتواند تصویر شود؟
آیا بازی پینک پنگ خالق و مخلوق حتما باید با قوانین مشخصی دنبال شود؟ یا گاهی بدون توپ یا حتی میز هم این بازی ادامه دارد؟
اگر زیوس فقط پنج دقیقه ماه رو جلوی خورشید قرار میداد امروز ایکاروس به خورشید رسیده بود یا پدرش به مقام خداوندی؟

اسب چوبی تروا سلاحی جنگیست یا اثری هنری؟ چرا نمیتواند هر دو باشد ، مشکل از ماهیت وجودیش است یا زاویه دیدهای متفاوت؟ مرز باور تا کجاست؟
بیست سال زمان زیادیه کلی روز و ساعت و دقیقه و ثانیه داره اما میتونه در لحظه ای از گردش فرفره ای یا گردش زمین و کاینات خلاصه بشه ، محو بشه ، تمام بشه، ... دیدن ادامه ›› نمیتونه؟

زیوس زیوس زیوس پرسش پایانیم ایناست که اگر زره آشیل دستپخت توست پس چرا همیشه نیزه تیزتر از آنهم ...

https://www.tiwall.com/wall/post/231069
خواستم مطلبی در مورد این نمایش شاخص بنویسم که خب دیدم سرکار خانم ثانی بشدت کاملتر و دقیقتر و مفصلتر از ذهنیات و توان بنده، زحمت آنرا کشیده اند و فقط دوستان را ابتدا دعوت به دیدن این نمایش و بعد خوانش نقد سرکار خانم ثانی مینمایم.

https://www.tiwall.com/wall/post/231069

پ ن: در کمال خوشحالی همراهی محمد مجللی عزیز بصورت ناگهانی حاصل شد و لذت نمایش و بحث و گفتگوی بعد از آن را چند چندان نمود 😍
😍
😍
چه شب قشنگی ساختین برام آقا ❤
عجیب چسبید
۱۵ شهریور
یک نمایشنامه خوب را به نظرم تباه کرد..
فکر کردم از در که بیرون رفت، نمایشنامه تمام شده،
بلند شدم تشویق کنم..
غافلگیر شدم..
یک پایان بندی فاجعه با اجرای بد..
۱۹ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی
یک نمایشنامه خوب را به نظرم تباه کرد.. فکر کردم از در که بیرون رفت، نمایشنامه تمام شده، بلند شدم تشویق کنم.. غافلگیر شدم.. یک پایان بندی فاجعه با اجرای بد..
موافقم از زمان حضور مجدد راوی یا اولیس اصلی و مشاجره با پنه و ادامه بیدلیل سیکل مذکور همه چیز اضافه بود
۱۹ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا همه چیز رو بزرگ می کنی
چرا همه چیز رو خدا می کنی ...

و عجیب ترین حرف هایی که می شد شنید
و عجیب ترین و البته ترسناک ترین اتفاقاتی را که می شد دید

اودیسه 2020 برای من جهانی بود پر از سوال
پر از ترس


روایتی مفهومی از سرگردانی بدون اینکه رسیدن به مقصد ی در دنیای واقعی و تکراری و غیر قابل حذف شدن خواسته قلبیمان باشد
و لذت زندگی در همین لحظات تخیلی و سرگردانی و معنادار برایمان
لحظاتی بشدت لازم برای دور شدن از این زندگی واقعی و تکراری و گاهی بقول اودیس حوصلم سر رفته
"وقتی با دست خالی خودت میکشی کشتن میشه جزئی از وجودت که نمیتونی پاکش کنی و همیشه باهاته "

فکر کردن به اینکه که چه چیزهایی رو در زندگی با دست خودمون میکشیم و تا آخر عمر نمیتونیم یا نمیخواهیم از وجودمون پاکش کنیم لازمه
حرف مهم نمایش برای من:
باور، چیزیست که به موضوعی اعتبار میبخشه؛
یا در طول سالیان اعتبار یا اعتقاد به همان موضوع رو تغییر میده.
هر چیزی که هست، در هر دو شاید برای مدتی امید، هدف، انگیزه یا شعف ایجاد کنه ولی قطعا با رشد فکری بشریت تغییرپذیره.

یه جایی از نمایش نمیدونم چرا درگیر این شدم، نکنه ما به خیال خودمون باور کردیم که زنده‌ایم! اگه این زندگی ریورس باشه چی؟ اگه ما مردگانی باشیم که بعدا در دنیای دیگه قرار زندگی بکنیم چی؟ نمیدونم این کرونا من و دیوانه کرده یا اثرات وهم نمایش ایشونه که همیشه تا چند روز با من همراه میشه!
در نهایت با دیوانگی به جا مونده باید بگم، بهترین تجربه تئاترِ این دو ماه اخیر.
(البته با چشم پوشی از انتهای نمایش)
چقدر عجیب و جالب چون اون حس درگیری به منم دست داد! 👌
دیشب به تماشای کار رفتین؟
۱۵ شهریور
محمد مجللی
چقدر عجیب و جالب چون اون حس درگیری به منم دست داد! 👌 دیشب به تماشای کار رفتین؟
پس اثر نمایش بوده، خیالم راحت شد. نه، پنجشنبه.
۱۵ شهریور
آخرش را موافقم به شدت..
۱۹ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من اجرای کار رو در تالار حافظ دیدم و امیدوارم برای هفته دیگه بتونم بیام و ببینم که از نوشته ها متوجه شدم تغییراتی کرده است.
من دو بار این نمایش رو روی صحنه دیدم ، یکبار سال 93 که حسام منظور نقش اولیس رو بازی میکردند ، و همچنین این اجرا که آقای طباطبایی بازی کردند ، هر دو اجرا فوق العاده بود و لذت بردم ، و جالب تر از همه طراحی های متفاوت آقای دادگر از یک متن که هر دو درخشان بودند ، حتما دیدن این نمایش رو به دانشجویان بازیگری و کارگردانی پیشنهاد میکنم.