تیوال نمایش اُسلو
S3 : 21:19:51
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ مهر تا ۱۳ آبان
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: جی. تی راجرز
: محمد منعم
: یوسف باپیری
: (به ترتیب ورود به صحنه) هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن، مهرنوش حاجی‌خانی، پویان فریدونی، کیمیا کاوند، بهراد سلاح ورزی، دنیز دانش، مرتضی علیدادی، آرش حق‌گو، تینا تیماجچی، مهیار پوربابایی، فریال سنگری، آیدا نادرزاده، احسان قره‌داغی، مهبد جهان نوش
: گروه تئاتر تازه و محمد قدس

: اشکان خیل‌نژاد، مجتبی کریمی و بهروز سالمی

گروه طراحان
: امیرحسین دوانی
: مریم نورمحمدی
: اصغر عزیزی، زهرا بهرامی
: لعیا خرامان
: کاوه کاتب
: حانیه موسوی، آرش حقگو
: مریم دیهول، روزبه کاظمی، سینا رشیدی
: حمیدرضا جلالی
: آرمان کوچکی
: علیرضا چلیپا
: ساینا قادری
: سینا رشیدی
: پگاه طبسی‌نژاد
گروه کارگردانی
: شمیس پورشاهرضایی
: سارا عباسی
: محمدحسین اثنی عشری، سیاوش جدیدی، پریسا سهرابی
: سروش مکری
: امیرحسین بابائیان، مصطفی طباطبایی
: ساحل مصلحی
گروه تبلیغات و رسانه
: مریم دیهول
: گروه نقطه ویرگول
: بابک احمدی

یادداشت کارگردان:
در آستانه‌ی اضطراب
«اُسلو»
هر زمان تولیدِ یک تئاتر را سروسامان می‌دهم، به این فکر می‌کنم که مساله‌ی اصلی آن چیزی که ما را -از شروع تمرین‌ها و پروسه‌ی تولید تا رسیدن به اجرای نهایی- در این رنجِ سیزیف‌وار به حرکت وامی‌دارد چیست؟ این مساله در مسیر ساختن تئاتر تازه‌ی ما با نام «اُسلو» بیش از همیشه هم‌راه من بوده است. بدیهی است که پاسخ به این مساله در موضوع‌، داستان‌، مفاهیم، فرم‌، طراحی‌، و حتی اندیشه‌ها و ایده‌ها نهفته نیست، چرا که این‌ها انتخاب‌هایی هستند که می‌توانند متغیر باشند و در آگاهی و یا ناآگاهی ما به وقوع بپیوندند. ‌ شاید مساله این است؛ نسبتِ چیزهایی که در تمرین‌ها ساخته می‌شوند با واقعیتِ روزمره‌مان که در آن زیست می‌کنیم چیست؟ رابطه‌های اجتماعی‌‌ای که ما در پروسه‌ی تمرین‌هایمان با اعضای گروه‌ می‌سازیم چه نسبتی با رابطه‌ی بدن‌هایی دارد که چیزهایی را بر روی صحنه وانمود می‌کنند؟ ‌ این مسائل از آن نگرانی ناشی می‌شود که نکند تمام چیزی که در تمرین‌ها و اجرا ساخته می‌شود در نسبت واقعی بدن‌هایمان بی‌مصرف باشد؛ چرا که در چنین وضعیتی به واقع چیزی ساخته نمی‌شود که حتی قابل دورریختن باشد، بلکه فقط مصرف می‌شود: نه احساسی، نه علاقه‌ای، نه اندیشه‌ای، نه کنشی، نه دعوت به عمل واقعی‌ای، نه رابطه‌ای اجتماعی، نه... هیچ. این ترسناک است! ‌ تنها گزاره‌ای که برای دعوت از شما برای تماشای تئاتر «اُسلو» می‌توانم بگویم این است که ما سعی کرده‌ایم خود را مدام در آستانه‌ی اضطرابِ این نگرانی و ترس نگه داریم.

من یه تلفن می‌خوام باید با اسلو حرف بزنم.

اخبار وابسته

» فهرست بازیگر و عوامل اجرایی نمایش «اُسلو» اعلام شد

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه شرق به تاریخ دوازدهم آبان ماه نود و هشت



توهم نه‌چندان خوش مذاکره
نوشته محمدحسن خدایی
اسلو نمایشنامه‌ای است در باب بحران فلسطین و اسراییل و تلاش برای فرارفتن از آن و لاجرم شکست خوردن در این فراروی. فلسطین سرزمینی تحت سلطه و اشغال‌گری که می‌توان آن را بحرانی‌ترین مکان جهان معاصر دانست. گو اینکه خود فلسطین، استثناء و رسوا کننده یک کلیت کاذب تحت عنوان جامعه جهانی مبتنی بر حقوق بشر است. «جِی. تی. راجرز» در نمایشنامه اسلو تلاش دارد معاهده صلح 1993 را روایت ‌کند. اینکه چگونه اسلو به مثابه شهری حاشیه‌ای و البته دور از مناقشه فلسطین و اسراییل، مکانی می‌شود برای آغاز مذاکرات و استعاره‌ای برای رسیدن به صلح. راجرز با دقت و وسواسی مثال‌زدنی، در انتها نشان می‌دهد که بدون تغییر در مناسبات قدرت مابین طرفین ماجرا، صلحی اتفاق نخواهد ... دیدن ادامه » افتاد. دلوز در مقاله «برهم‌زنندگان صلح» اشاره می‌کند که «چگونه فلسطینیان می‌توانستند «شرکای موثقی» در مذاکرات صلح باشند، وقتی هیچ کشوری ندارند؟ اما آن‌ها چگونه می‌توانستند کشوری داشته باشند، وقتی کشورشان را از آن‌ها گرفته‌اند؟ فلسطینیان هرگز هیچ گزینه‌ای به‌جز تسلیم بی‌قیدوشرط پیشِ روی خود ندیده‌اند.»

اجرای یوسف باپیری از نمایشنامه «اسلو» بر همین ناممکنی مذاکره و ایده صلح تاکید دارد. اما این ناممکنی را نه در ساحت سیاسی و تاریخی، که از قضا در وجه اجرایی، پی می‌گیرد. بنابراین مکانیسم بازنمایی کنار گذاشته شده و بجای بازیگران، این اجراگران هستند که مذاکرات را به پیش برده و با ژست‌ها، آواز خواندن‌های دسته‌جمعی و بکار بستن زبان‌های محلی و بین‌المللی، دیالوگ و توافق را در نهایت ناممکن نشان می‌دهند. بازنمایی کنار گذاشته می‌شود تا ایده تکثیر جایگزین آن شود. پس اجراگران به میانجی این تکثیر شدن، امکان می‌یابند که بنابر ضرورت، تبدیل شوند و گاه مشاهده می‌شود که چگونه یک شخصیت تاریخی را چند اجراگر به نمایش می‌گذارند. فی‌المثل وقتی هوتن شکیبا در جایگاه ساویر، تلاش دارد وارد فرآیند مذاکره شود، با این فرآیند تکثیر مواجه شده و مدام به اشتباه می‌افتد که شخصیت مقابلش کیست. همچنین اجرا با کنار گذاشتن سویه‌های سیاسی و تاریخی نمایشنامه اسلو یا برهم زدن آن، بدن تاریخی و سیاسی مذاکره‌کنندگان را به محاق می‌برد. سیاست اجرا مبتنی است بر فاصله‌گیری از جهان خودبسنده نمایشنامه و از ریخت انداختن روابط علت و معلولی آن. فرمی که تلاش دارد با ژست‌های بدنی اجراگران ناممکنی ایده صلح را به نمایش گذارد، اتصال با تاریخ را تقلیل داده و تماشاگران را در موقعیتی مبهم و مضطرب قرار می‌دهد در شناخت رابطه شخصیت‌ها با یکدیگر. اگر کسی متن نمایشنامه را قبل از اجرا مطالعه نکرده باشد، کمابیش دچار بدفهمی شده و نمی‌تواند نسبت به وضعیت تاریخی مذاکره‌کنندگان، موضع دقیق و شفافی بگیرد. اجرا گاه شبیه یک لابیرنت پر رمز و راز عمل می‌کند که نمی‌توان به راحتی در آن نفوذ کرد و به سلامت از آن خارج شد. یوسف باپیری در اغلب اجراهایش در مقام کارگردان، از طریق فرم اجرایی تلاش دارد متن را با محدودیت‌هایش روبرو کرده و امکان‌های تازه‌ای را از دل آن کشف کند. اما نکته اینجاست که نمایشنامه‌ای چون اسلو، با ساختاری دقیق و خودآیین، در مقابل این شکل از دراماتورژی و طراحی، مقاومت می‌کند و غیرتاریخی شدن سیاست‌زدایانه را پس می‌زند. تپق فرویدی اجرا در مقابل این غیرتاریخی کردن را می‌توان در وجدان معذب گروه اجرایی مشاهده کرد که چگونه به شکل افراطی، تصاویر مستند از مناقشه فلسطین و اسراییل را بر دیوار حائل پخش کرده و به مصرف می‌رساند. گویی می‌توان بار سنگین تاریخ را به تصاویر سپرد و سبکبال دست به تجربه‌گرایی زد.
در نهایت اجرای اسلو را می‌توان در نسبت با وضعیت خاورمیانه‌ای ما که گرفتار انواع و اقسام مصایب است، به فال نیک گرفت و بر اهمیت آن پافشاری کرد. اما نکته در همان سیاست‌های اجرایی است که چگونه این نسبت را برقرار کند و بار دیگر مسئله فلسطین را با اینجا و اکنون ما اتصال دهد. اینکه تمامی فرآیند مذاکرات مقابل دیوار حائل در جریان است و اجراگران مدام مجبور هستند کلماتی را که بار سیاسی دارند حذف یا با لکنت ادا کنند، از هوشمندی گروه اجرایی است. حتی ژست‌های بدنی اجراگران گاه مرز مذاکره و تمسخر را مخدوش کرده و پیشنهادی است برای فرارفتن از ملال همیشگی این قبیل مناسک دیپلماتیک. اما از یاد نباید برد که دیپلماسی، نوعی از اجرای سیاست دولت-ملت‌هاست. ادامه منطقی جنگ پشت میزهای شیک و بروکراتیک. همچنان‌که می‌بایست بر این واقعیت تاکید گذاشت که مذاکره‌کنندگان معاهده اسلو، اجراگرانی قهار و البته ناکامی هستند.
جناب خدایی عزیز
با سلام

به نظرم نیم ساعتی اضافه داشت...
و بازگشت هوتن شکبیا در فضای ملال آورش
از ناموفق بودن فرمش کاست..
جابی که قرار است زندگی تعداد زیادی
از مردم چه فلسطینی و چه اسرائیلی با
ایرادهای کودکانه به محاق برود...
و ... دیدن ادامه » گیج کننده بودن روابط نیز کمکی
به پیشبرد داستان نمی کند و از سیاست
اثر نمی کاهد...
شاید اگر با همین اجراگردانی کمدی اجرا
می رفت اثری موفق از کار در می امد
و مخاطبانی چون من چرت نمی زدند
و خسته نمی شدند و در هنگام تشویق تماشاچیان
دیگری را کنار نمی زدند و بدون دست زدن بیرون
نمی رفتند و نام یوسف باپیری برایشان
تداعی کننده هیاهو برای هیچ نبود...
با قاطعیت می گویم اگر نام هوتن شکیبا نبود
سالن خالی می ماند..
با تردید می گویم شاید نام قرارداد نگین اسلو
و تبلیغات رسمی کشوری و حساسیت های
عمومی باپیری را دچار خود سانسوری کرده است..
بهرحال تا اطلاع ثانوی یوسف باپیری در بلک لیستم
رفته، که اگر نامی از خودش یا گروهش بود کارش
را نرویم و توصیه به ندیدن را تبلیغ کنیم.
بهر حال خواندن نقدی از شما چه با نطرتان موافق
یا مخالف و یا همراه باشم باعث خشنودی و لذت
است و از شکل نگارش تان لذت می برم با اینکه
مثل شیهیدن چیزی هم از درون نقدتان سر در نیاورم.
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی


۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
اسلو بوی همین خاورمیانه را می‌دهد. بوی آشور، بابل، اورشلیم قدیم، آکد، سومر، و..
با اینکه شیوه ی اجرا کاملا معاصر است؛ اما حرکت در تاریخ را برای من به وجود آورد.
اجرا نمیگذارد که در جایی غرق شویم، وقتی به دل تاریخ میرفتم ناگهان با ایده‌های اجرایی مواجه می‌شدم و من را از معناسازی های پشت هم دور می‌کرد. و زمانی هم که در همان کیفیت نحوه‌ی اجرا بودم، ترتیب های دیالوگ، مرا متوجه مفهوم می‌کرد. انتخاب چنین متن و موضوعی برای مخاطب ایرانی کمی پرخطر است، از این سو که فکر می‌کنند چقدر طرف راست‌ و یا غرب ستیز است. ( که البته چنین تفکری به نظر من غلط‌است) اما نحوه‌ی پرداخت به متن دارای کیفیتی بود که این مسئله را حل می‌کرد. در اسلو فرق شعار با هنر دقیقا مشخص است. نشان دادن روابط به جای شعار های پوچ، بزنگاهی‌ست که مخاطب به آن فکر می‌کند. شاید بتوان اسلو ... دیدن ادامه » را در چند گذاره به تعبیر من تعریف کرد، اما هیچ رابطه‌ای ساخته نمی‌شود در این گذاره، مگر به پرداخت هنری.
مستندی در طول اجرا پخش می‌شد خارج از محتوای درون مستند، گاهی عامل بصری مستند، دید من را مخدوش می‌کرد. و تمرکز را از روی چندین بازیگر خارج می‌کرد. در اسلو شیوه‌ها‌یی به کار گرفته شده بود مانند اینکه هنگام گفتن نام کشورها بازیگران نمیتوانستند نام کشور را کامل بگویند، در ابتدا این اتفاق جالبی بود و مفهوم خودش را داشت. اما با بیشتر شدنش و بعد از گذشت نیمی از اجرا، کم کم حالتی تکرار و زوال گونه به خود گرفت و هنگامی که قابل پیشبینی شد دیگر جذابیت اول خود را نداشت. در شب سوم اجرا، گاهی احساس میکردم عدم هماهنگی در کیفیت بدن ها تضادی در اجرا می‌ساخت. و این به وفور میان بازیگران مشهود بود.
یک عدم هماهنگی در جایی که هوتن شکیبا برای بار دوم به روی صحنه بازگشت مشخص بود. شکیبا فاصله‌ی زیادی با دیگر بازیگران داشت. فوکوسی روی او کشیده می‌شد و چشم را به دنبال خود می‌برد و از توجه به دیگر بازیگران خبری نبود.
صحنه‌ی خالی از شئ، هنگامی‌زیباست که بازیگران حضور خود را پیدا کنند. و بازیگران آنقدر حضور داشتند که فضای یک مناظره یا یک اجلاس به درستی پیدا بود. و عنصر بدن و کیفی بازیگر، صحنه را از اشیا بی‌نیاز کرده بود. دو دیوارِ چپ و راست با اینکه هیچ شباهتی به مکان اجرا نداشت ولی تضاد آن حس نمی‌شد. کوچک ترین لغزشی ممکن بود باعث شود دیوار ها مکان را تغییر دهند که با درایت چنین چیزی رخ نداد.
ما چند مستند و فیلم مظلومانه از فلسطین و کشتار صهیونیسم و آمریکا دیده‌ایم که بی تاثیر بوده؟ بی‌نهایت! اما اسلو با شیوه‌ی پرداختش اهمیت و قدرت هنر را نشان می‌دهد.
امیرمسعود فدائی و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
جعفر میراحمدی و فلورا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دهلیزهای متعفن "

تی‌ جی راجرز نمایشنامه نویس آمریکایی متولد 1968 است که درحال حاضر در نیویورک زندگی می‌کند.او هنر و بازیگری خوانده و نمایشنامه‌های متعددی به رشته‌ی تحریر درآورده‎است که اغلب آنان کاندید جوایز معتبری بوده‌اند.
"اسلو"، به‌نقل از منتقدان و انجمن‌های تئاتری، بهترین نمایشنامه‌ی راجرزست که در 2017 نوشته و اجرا شده و جایزه تونی را برای وی به‌همراه داشته‌است و مدت‌های بسیاری در برادوی و تئاتر ملی سلطنتی لندن و سالن‌های معتبر دیگر اجرا و مورد تحسین بسیار قرار گرفته‌ است .
راجرز اعلام می‌کند دغدغه‌اش شیوه‌های تئاتری در بیان وضعیت‌ها و گزاراشات سیاسی در سوژه‌هایی‌ست که مردمان بسیاری را درگیر خود کرده و دامنه‌ای وسیع دارد. او بعنوان نمایشنامه‌نویسی که "تئاتر را درگیر قلمروهای اجتماعی و عمومی می‌کند" معروف‌ست بنابراین انتخاب قرارداد اسلو جهت دستمایه قراردادن یک نمایشنامه، کاری در راستای اهداف و دیگر نوشته‌های او دراین حوزه‌ است.
"اسلو" ارائه‌ی موقعیتی مستند از مذاکرات یک قراردادست که به‌نوعی برملاکننده‌ی مواردیست که پشت درهای بسته یا بشکلی محرمانه رخ داده‌است. توافقنامه‌ای میان نمایندگان فلسطینی و مقامات اسرائیل که در دو قرارداد به نام اسلو 1 و 2 ، مباحثی مبنی بر توافق دو دولت جهت رسیدن به صلحی پایدار و فرآیند تداوم آن بشکلی که از تنش و درگیری‌های خونین و کشتار مردم آن سرزمین جلوگیری شود. اما در حقیقت آنچه بیشتر مورد نظر بوده‌، تایید دولتی مستقل در فلسطین توسط اسرائیل و واگذاری مناطقی برعهده‌ی تشکیلات خودگردان فلسطین یا به‌عبارتی، تامین مواردی دوسویه که از طرفی اسرائیل تأمین امنیت شهرک‌های یهودی‌نشین، و هم به دلیل الزامی که سازمان ملل پس از قطعنامه 1967، اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی به مرزهای تعیین‌شده و تخلیه‌ی نوار غزه داشته و از سویی سازمان ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) در صدد به دست‌گیری امور دولتی و کشوری فلسطین بودند، پای این مذاکرات آمدند.
در نهایت توافق‌های انجام شده دستاورد قابل توجهی لااقل برای مدت طولانی نداشت و موارد بسیاری لاینحل و روشن نشده باقی ماند که دست آخر، نه مرزهای مشخصی برای فلسطین تعیین شد و نه اسرائیل با برتری قدرتی که در مذاکرات همواره اعمال و حفظ می‌کرد، به مشروعیت کشور و دولت فلسطین اذعان داشت. حتی در قراردادهای بعدی نیز مانند پروتکل الخلیل ، بازهم نتایج، نفعی برای فلسطین‌یان نداشت و تمام مواردی که پیشتر سازمان ملل آنان را تعیین کرده و اسرائیل سرباز زده بود، مجددا مورد بررسی و مطالبه قرارگرفت درحالیکه آن موارد حق قانونی آنان از سمت مراجع قانونی تعیین شده بود. اما ساف، حتی برای برخورداری از همان‌ها، به مذاکرات وارد شد.
که البته تا پایان آن مذاکرات وحتی تا امروز یعنی سال 2019 هنوز به توافقی اصولی بین دو دولت با مرزهای مشخص نرسیده‌اند. با وجود میانجی‌گری‌های کشورهای دیگر نیز همچنان این منطقه دستخوش آشوب‌های فراوانی‌ست و پیشنهاد کشوری با دوملیت اما همزیستی مسالمت‌آمیز نیز هنوز مورد موافقت قرار نگرفته است.
پشت جلد نمایشنامه چاپ شده‌ی اسلو از سوی انتشارات مانیا هنر، درج شده : " هدف نمایشنامه‌ی اسلو نشان‌دادن این است که تلاش در مذاکرات برای همزیستی صلح‌آمیز بین دو دشمن خونی هنوز که هنوزست عملی شریف، نفس‌گیر و نیازمند دقت و وسواس بسیار است، علی رغم این واقعیت که وضعیت در خاورمیانه همچنانِ همیشه فراز و بی ثبات است".
با این توضیح اسلوی راجرز چه چیزی را می‌خواهد بی‌لفافه و در شرافت، برملا کند؟ یا کدام موضع جدیدی را پیش می‌کشد که تحت عنوانِ عملی شریف تلقی می‌شود در حالیکه حداقل بیست سال از قرارداد اسلو می‌گذرد و تغییری در شرایط منطقه حاصل نشده . کارکرد اجرای این دست نمایش‌ها که بطور علنی آنقدر درباره‌اشان گفته و شنیده‌ایم اگر تنها تقلیل به یک برداشت عمومی و کلیشه‌ای به تعمیم این دست نشست‌ها ومذاکرات به بازی‌های سیاسی و دست‌های آلوده‌ی پشت پرده و احیانا نقش پررنگ امپریالیسم باشد آیا لزومی به وقت و صرف انرژی و هزینه‌ای می‌ماند؟ مگر چیزی بجز این در تمام سیاست‌های برآمده از جنگ‌های داخلی یا منطقه‌ای، قابل برداشت‌ست؟ این مسئله آنقدر وضوح عینی و انضمامی دارد که عملا پیش‌کشیدن چنین سوژه‌هایی، هیچ لزومِ هشداردهنده و یا آگاه کننده‌ای ندارد.
حتی اگر در اسلوی باپیری، طعم گزنده‌ی استهزای چنین مذاکراتی به چاشنی اجرا، اضافه شده باشد.وحتی اگر ابزاری باشد برای اعلام انزجار از هر نوع منش و توافق سیاسی، که توسط قدرت‌های دیگر کنترل و جهت‌دهی می‌شود، حرکت شجاعانه‌ای در عرصه‌ی تئاتر به نظر نمی‌آید.
معطوف کردن نگاه جهانی به کشمکش‌ها و رفتارهای سیاسی دولتمردان، در نقاب شعاری‌ست که در هر شرایط بغرنج و تاسف انگیزِ سیاسی، همواره‌داده شده و هیچ حرکت شکست مرز و ساحت معتبری بجز فاشِ ریاکاری و منفعت طلبی مردان سیاست ندارد. هیچ امکانِ فراروی از این محدوده پیش کشیده نمی‌شود، هیچ موقعیت‌های انقلابی مطرح نمی‌گردد. هیچ مبارزه‌ی موثری برای پایان این خشونت‌ها و ناآرامی خاورمیانه، ارائه نمی‌شود. و همچنان آنانی که مورد ظلم و درمعرض کشتار و قتل عام هستند، مردم و شهروندان آن کشورها و قربانیان آزمون و خطای تبادل و تکثر قدرت‌ها به شیوه‌های مختلف‌اند. بنابراین لزوم طرح چنین متن و اجراهایی که تمسخر و بی نتیجه بودن چنین مذاکراتی را به صحنه می‌آورد، چیست؟
.تمام طول اجرای اسلو، چیزی مبنی بر حرکتی غافلگیرکننده یا عصیانی موثر، یا موردی مواجه نشده، طرحِ مسیرِ برون‌رفت از این جلف‌بازی‌های سیاسی و یا نکته‌ای که برای امروز مفید باشد، به مخاطب ارائه نمی‌شود. مرزهایِ خلاقیتِ اجرایی در لبه‌ی باریکی از چند حرکت جمعی و چند لکنت گفتاری در بکاربردن نام کشورهای مورد مخاصمه‌، تلاشی کم جان، برای غلبه‌ی نگاه کارگردان به چنین متن‌هایی است که حتی اگر در راستایِ شیوه‌ای نو از نقد بر محتوای اثر نیز باشد، مجرای قابل تعمقی برای اندیشه‌ورزی نگشوده، بلکه درهمان دهلیزهای بی‌اثر مکرر، شناورست.
از طرفی دیگر، اسلوی باپیری خودش را بیش از آنکه درگیر انتقال سودمندی از عصاره‌ی متن راجرز حتی باوجود تکراری و نخ‌نما بودن در این دست سوژه‌ها کند، درگیر فرم اجرایی کرده‌، که شمایلِ شجاعت و جسارت نشستن پای میز چنین مذاکراتی را خلع سلاح کند. بااین‌حال پیش از آنکه قضاوت را برعهده‌ی خواننده بگذارد نگاه خود را به او تحمیل می‌کند. تعدد کاراکترها برای هر نقش‌، تداخل و جایگذاری افراد دو گروه در هم و هویت‌دادن به آنها، با بردن نام‌ها و اسامی‌شان، بیشتر باعث آشوب و عدم تمرکز و درنتیجه انقطاع مخاطب با وقایع و اهداف پیرامون آن‌ست. . تعویض مکرر شخصیت‌ها چه کارکرد معنایی دارد که تکرار مکررات کلیشه‌ای نباشد و تنها فرمی را القا نکند، معقولانه پاسخی یافت نمی‌شود.
استفاده از این تعداد بازیگر اگر انتقال این معنا که هر نماینده یا سخنگو و دخیل در مذاکرات نماینده‌ی مردم و ملتی‌ست که به امید آنان چشم انتظار آینده‌ای در صلح و آرامش‌ند، از دم دستی‌ترین بهره‌های فرمی در راستای معناست . که بی شک آنقدر از سال‌های دور تا امروز در اجراها متعدد تکرار شده که دیگر نه خلاقیتی محسوب می‌شود نه زیباشناسی بصری دارد.
آنچه ... دیدن ادامه » در اسلوی باپیری محسوس است، بکارگیری ایده‌هایی نه درجهت پرکردن فضاهای خالی اجرا و صحنه و حفره‌های تلخ و مشمئزکننده‌ی گفتمان‌های سیاسی، بلکه در جهتِ ترفندی متفرعنانه مخاطبی‌ست که در مواجهه با چنین محتوایی‌ست، که اگر پیش از اجراها و بدون حضور هوتن شکیبا، از آن رونمایی می‌شد ، احتمالا مخاطبان معدودی را به سالن ایرانشهر می‌کشاند. اگرچه نگارنده بشخصه، تمام اجراهای باپیری و گروه تازه را دنبال می‌کند و انتخاب اسلو، صرفا برای پیشینه‌ی موفقی‌ست که ازاین گروه بخاطر مانده‌است، با این حال تعمیم‌پذیر برای تمام مخاطبان نیست.
تنها نکته‌ی جذاب و قابل قبول در اجرای اسلو قطعات آوازی محلی و همخوانی‌های گروهی و دکوری‌ست که با ایستایی و ابعاد خود، کاملا در جهت محتوا و تکمیل‌کننده‌ی صحنه و عناصر دیگر آن‌ست.
راجرز در کشوری که بعنوان قدرت اول محسوب می شود با نوشتن چنین نمایشنامه‌ای شاید مسیری مخالف جریان مسلط را پیش گرفته باشد وحتی شجاعت گروهی را که با وجود سالیان طولانی در ستیز و دشمنی بسرمی‌روند و به پای میزمذاکره آمده اند، بستاید، اما آنکه ازاین متن و بازنمایی آن جلسات، مخاطب به چه واقعیتی درونی و مختص این منطقه واقف می‌شود و چه برداشتِ انضمامی برای شرایط بحرانی مشابه، قابل دریافت است، مورد ابهام‌ست .
با تمام موارد ذکر شده "اسلو"ی باپیری، گرچه نگاهی به این مذاکرات و متن راجرز دارد اما، رایحه‌ی استهزاء این مناسبات و ژست‌های صلح‌پذیر را می‌توان از آن استشمام کرد. وحتی بویِ پسماند انسانی را. حرف‌ها هم مانند مواد زائد بدن، بیرون ریخته می‌شوند اما به جایی نمی‌رسند. دولتمردان، در ضیافت‌های شام ، گیلاس‌های شراب‌شان را بهم می‌زنند و برای آینده‌اشان مصونیت‌های جانی و مالی، تبادل می‌کنند اما پشت تریبون‌های رسمی، برای هم خط و نشان می‌کشند.
"اسلو" اگرچه اجرایی با ساختاری مشخص‌ و حرفه‌ای‌ست اما تمام رگ حیاتش به حضور هوتن شکیبا در یک سوم پایانی و ریتم قابل قبول و پایان‌بندیِ جذاب‌ِ آن با دوبله‌ی طنز بر تکه فیلمی از عرفات و پرز ا‌ست. در طول اجرای 95 دقیقه‌ای آن، آنچه به‌طور واضح فقدانش احساس می‌شود، جسارت متهورانه‌ی کارگردانی‌ست که در اجرایش، از مصلحت اندیشیِ مسلط، فراتر رود.

نیلوفرثانی
درج در پایگاه خبری تئاتر
https://teater.ir/?p=62582
چقدر خوندن نقدهات لذت بخشه نیلوفر جان . نه تنها فقط بخاطر شیوه ی دلپذیرِ نگارشت ، بلکه بابتِ شکل و شیوه ی اندیشیدنت در اثر . شجاعتت منو یادِ گرینبرگ میندازه و ظرافتت ؛ یاد دلوز .
متاسفانه شجاعت برای منتقدهای وطنی مترادف شده با بددهنی ، لودگی و تکبری احمقانه ... دیدن ادامه » که در مجموع نقدشون رو بی ارزش میکنه . نقدهایی که اغلب در اثرِ مربوطه خفه میشن و از بین میرن .
اما نقدهای اینچنینی نه تنها برای خودِ عوامل سودمنده بلکه خودش تبدیل به یک اثری هنری میشه . اثری که میتونی مستقلن درباره ش فکر کنی .
زنده باد
۰۷ آبان
و البته هولوکاست و ...
۲ روز پیش، شنبه
و البته هولوکاست...
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های پایانی این نمایش به کارگردانی یوسف باپیری و بازی هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن، مهرنوش حاجی‌خانی، پویان فریدونی، کیمیا کاوند، بهراد سلاح ورزی، دنیز دانش، مرتضی علیدادی، آرش حق‌گو، تینا تیماجچی، مهیار پوربابایی، فریال سنگری، آیدا نادرزاده، احسان قره‌داغی، مهبد جهان نوش روزهای شنبه ۱۱ تا دوشنبه ۱۳ آبان‌ماه در دو سانس ۱۸ و ۲۰:۳۰ امروز دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سلام، اسم اهنگ ابتدای اجرا رو میشه بگین لطفا؟!
۱۱ آبان
تخفیف تیوال پلاس در روزهای پایانی هم نداره
۱۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسلو نمایشی که باید دید
تاتر مستندی از پیمان اسلو
تاتری کاملا کارگردان محور با کارگردانی کارگردان باشعور و کاربلد
تاتری پر از ایده خلاقیت و فکر و اندیشه

پیمان اسلو نتیجه مذاکرات مخفیانه ای برای تعیین چهارچوب مشخص برای حل و فصل درگیری بین اسرائیل و فلسطین، یکی از مسائل مهم جهان
رویای صلح ؟؟ اشتباه تاریخی ؟؟؟ تلاشی نافرجام ؟؟؟ سودجویی میانجیگری ها ؟؟؟ توافقنامه ای درست و حیاتی؟؟؟ ( پاسخی نامعلوم بعد از ۲۶ سال )
آدم هایی بعضا احمق و توخالی که برای جان و مال میلیون ها آدم تصمیم میگیرن
جلسه ای سری ، تضادهای فکری و ایدئولوژیکی و درگیری ، منافع شخصی ، سودجویی آدم ها و دولت های بیطرف، ماهی گرفتن از این آب گل آلود توسط طرف های سوم

اما در مورد خود نمایش
طراحی های لباس و رنگ آنها بسیار دقیق و درست و جذاب
طراحی صحنه خوب
استفاده از فیلم مستند و همگامیش با اجرا
حرکات فرم جذاب و هماهنگ و چشم نواز
موسیقی ... دیدن ادامه » خوب و اواهای دلنشین

اون صحنه که فیلم درخشش و عامه پسند پخش میشه و دستور پخت غذا شنیده میشه و خانمی که پابرهنه می پره وسط و پا تو کفش همه میکنه ، چقدر منو یاد ایران و سیاست های ایران تو این مسئله انداخت و چقدر جذاب بود

نگاه بیطرفانه و عدم قضاوت و جانب داری چه در متن و چه کارگردانی برام جذاب بود
و پایان نمایش با اینکه شعار داشت اما عالی بود و جذاب
جنس نگاه به کاراکتر سیاسیون و آدم هایی که برای جان و مال میلیون ها آدم تصمیم میگیرند برام بشدت جذاب بود

قبل از دیدن کار با پیمان اسلو و شخصیت های حقیقی آشنا بشید
در آخر نمایشی بشدت کارگردان محور و جذاب و دوست داشتنی و نتیجه تلاش گروهی بسیار زیاد ❤
شرط بندی اسلو

نمایش "اسلو"، همانند هر تئاتر مستند دیگر می خواهد حافظه تاریخی قلمداد شود بی آنکه به تاریخ انگاری روی آورد. بنابراین از متریالی استفاده می کند که موثق باشد و توان این را داشته باشد که قطعاتی از واقعیت را رونمایی کند. هر چند ابعاد زیبا شناسانه در نظر گرفته شده و دراماتیک کردن گزارش‌های ثبت‌شده که مدام به آنها استناد میشود، منجر به خلق تاریخی جدید متناسب با ساختار نمایشنامه می گردد. "یوسف باپیری" علاقه خود را به این سبک نمایشی (ورباتیم) بارها نشان داده است. در نتیجه تماشاگرانی که مهمان نمایش های او میشوند، باید قید داستان پردازی و موقعیت سازی های متدوال در نمایشنامه های دیگر، که صرفا قصد تاثیر گذاری بر احساساتشان را دارد بزنند و وجه عاطفی خود را با وجه عقلانی شان تاخت بزنند.
تئاتر مستند "اسلو" که ماهیت آن جنبه سیاسی ... دیدن ادامه » دارد، سعی دارد که تا جایی که میتواند واقعیت نمایشی را دستکاری نکند تا نمایش حالت اقتباسی به خود نگیرد. از آنجا که اجرای متن نمایشنامه"اسلو" چیزی در حدود سه ساعت به طول می انجامد، کارگردان با گزینش و چینش و تقلیل عناصر بصری در موقعیت های مختلف روی می آورد. شخصیت های نمایش اسلو که بازنمودی از شخصیت های واقعی هستند با شیفت های شخصیتی که دارند، انسانیت مشترک همه آدم های نمایش را فارغ از نام هایشان به رخ میکشند. در واقع تضاد و پارادوکس عقیدتی که طرفین اسرائیل و فلسطین پای میز مذاکره توافق دارند، در صحنه نمایش تبدیل به تقلید کاری و از روی دست نویسی کارکترها از یکدیگر میگردد. در نتیجه صحنه ای که در آن قهرمان و ضد قهرمان که رخداد نمی تواند آن ها را از یکدیگر تفکیک کند، خنثی و بیطرف می ماند.
انگیزه شخصیت های نمایش از مونا جوول و لارسن تا ... در شیوه روایت کارگردان نامشخص میگردد. بدن بازیگر تبدیل به ابزاری برای تقلید گفتاری می گردد که سوژه شدن خود در لحظات مختلف را مرهون نقطه سازی طراحی شده می بینند. گاهی این آدم های شی ء شده ( نقطه شده ) بر صحنه نمایش حس سرعت را القاء میکنند، گاهی حس سکون، لحظاتی تنهایی و بسیاری حس سردرگمی. این نقاط، به ندرت خط هایی مواج و زیگزاگ میشوند که فاقد استحکام لازمند و سطحی هایی میشوند که نظمی در خود ندارند. وقتی حرکت در راستای فرم نمایش "اسلو" تعیین کننده می گردد، غیر خطی شدن چه در شیوه روایت و چه در شیوه میزانسن بخشی به کارکترها حکمفرمایی میکند و فاصله گذار میگردد. چناچه به این مفهوم سازی های نقطات، خطوط، سطوح در نمایش "اسلو" بافت سازی تکمیل شده به کمک طیف رنگ های لباس های سرد و گرم کارکترها اضافه شود، به معنایی از نظم در بی نظمی می رسیم که همراستا با محتوای نمایش، کارکترهای در هم تنیده شده را از هم دور کرده است.
نمایش "اسلو" در طراحی صحنه خود، بنای دیوار حائل را به نحوی استوار کرده است که مشخص نیست شخصیت ها در سمت انگاره های اسرائیلی پنهان و مخفی شده اند یا در طرف سازمان آزادی بخش فلسطین محصور شده اند و یا ترسیم گر پشت پرده هایی است که در دست دیپلمات های که در به در دورهمی های به صرف ویسکی و وافل هستند و چقدر واژه بحرانی"یک روز کسل کننده" در گرافیتی طراحی شده، گویای رویکرد نژادپرستانه جهانشمول از وضعیت فعلی می باشد. در طول نمایش تکنیک استفاده از فیلم و ویدیو بک پروجکشن علاوه بر استفاده از اسناد و مدارک و شواهد موجود و تاثیر گذاری رسانه ها بر افکار عمومی، ارجاعاتی کلاژ گونه را در بزنگاه های مختلف دارد؛ از صدای تشویق حضار بر حقیقت جعل شده تا پسنمایی از تلاش های بی حاصل مونتاژ شده و به شوخی گرفتن مواجهه بی سرانجام و بی فرجام تقطیع شده یاسر عرفات و اسحاق رابین بوسیله دابسمش. چیزی که در انتها می ماند مسابقه ادرار کردن بر شعارها و توافق های ماسیده شده هر دو طرف است؛ بلند تر، دور تر و در عین حال دقیق تر!
https://www.honarnet.com/?p=6067
جناب کبانی عزیز
با درود و احتران
نقدتان را خواندم..
و از قلم تان لذت بردم..
سیاست زدایی بیمار گونه ، نمایش را از
جذابیت انداخت.. به نظرم اگر پرفورمنس
و بی کلام اجرا می شد جذاب تر بود
شعر و کلام دو عنصر زاید هستند
متن و موضوع با بازی ها همخوان نیست
و ... دیدن ادامه » تماشاچی خسته از کشفیات بی منطقش
۱۰ دقیقه آخر باز بهتر می شود ولی دیگر
رمقی برایش نمانده تا به زیر متن کار برود
۱۰ دقیقه آخر از خواب بیدارش کرد..
جایی که اگر فرمش به این بدی نبود
حداقل با این نمایشنامه می توانستیم
از سیاستمدارانی شاش بند که رفتارشان
کودکانه بود برای توافق.. چیزهایی در
شناخت یکی از وقایع مهم یا رسیدن
به مناسبات سیاسی طرف های متخاصم
و بی طرف برسیم بدون شعارزدگی و
سیاست زدگی..
البته که من شخصا ترس از سانسور عامل
مهم می دانم..
بیان غیر تیاتری شان هم تو ذوق می زد خیلی..
خلاقیت و نوع روایتش هم به دلایلی که گفتم
به محاق رفت.. فقط برای دیدن شکیبا
تماشاچی رفت..
قول داده بودم نقدی در تیوال ننویسم
وگرنه مفصل می نوشتم..
۰۴ آبان
جناب موسوی ارجمند
امیدوارم توان جبران محبت شما را داشته باشم.
پاینده باشید و سلامت
۱۴ آبان
لطف دارید جناب راقب کیانی..
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ آبان (در دو سانس ۱۸:۰۰ و ۲۰:۳۰)، به کارگردانی یوسف باپیری و با بازی (به ترتیب ورود به صحنه) هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن و ... فردا (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
سلام، اسم اهنگ ابتدای اجرای اسلو رو کسی میدونه؟!
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#اسلو
دیشب از زاویه‌ی متفاوت و بی‌طرفی به لطف این نمایش به توافق اسلو نگاه کردم.
با توجه به کارای قبلی که از #گروه_تئاتر_تازه و جناب #یوسف_باپیری عزیز دیده بودم نمایش متفاوتی بود و شگفت زده شدم (و البته نهایتا یجاهایی که دقیقا نمیتونم ذکر کنم کجا بود اون امضای مخصوص به خودشونو حس میکردم.)
نمایشی که هماهنگی توش موج می‌زد و خبر از تمرین‌های طولانی و درست می‌داد. خبر از احترام به مخاطب بعنوان یک عنصرِ فعال تئاتر و نه یک منفعل تنبل که صرفا برای وقت گذرونی به تماشای تئاتر اومده.
آوازها شگفت زده‌م کرد. حرکات دسته جمعی و دیالوگهای مشترک بی نقص بودن. و اینکه با وجود (شاید به زعم من) فاصله گذاری، لحظه به لحظه با اشتیاق کار رو دنبال میکردم و در نمایش غرق بودم و بنظرم هرچه به اخرش نزدیکتر میشد حتی تئاتر جذابتر و گیراتری رو تماشا میکردم. اینکه اسلو از مخاطب ... دیدن ادامه » تامل و تفکر میخواد و همه چیزو به تاثیرگذاری لحظه‌ای و زرق و برقِ الکیِ مد شده این روزها واگذار نمی‌کنه برام بسیار قابل احترامه.
بازی‌های بی‌نظیر دیدم از گروه بازیگرا و در راسشون با حضور حتی کمتر اما تاثیرگذار همیشگیش #هوتن_شکیبا که باز هم میدرخشه‌. پیشنهاد میکنم تئاتر خوب ببینید و اسلو رو از دست ندید.
+ جنگ شما بچه های خودتون رو به کشتن میده
- جنگ ما شما رو نشونده پای مذاکره
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۱ تا جمعه ۳ آبان، به کارگردانی یوسف باپیری و با بازی (به ترتیب ورود به صحنه) هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن و ...امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
لازم به ذکر است این نمایش روزهای پنجشنبه ۲ و جمعه ۳ آبان در دو سانس ۱۸:۰۰ و ۲۰:۳۰ به روی صحنه می رود.
میم_سین_حا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوالی که بعد از گذشت چند دقیقه نمایش برام مطرح شد این بود که چطور باید به این رویدادی که تو صحنه در حال اتفاقه نگاه کرد؟من چه نسبتی با این تئاتر برقرار میکنم؟ این تئاتر میخواد چه نسبتی با توافق اسلو برقرار کنه؟

خب با یه تئاتری رو برو بودیم که به سمت داستان و کاراکتر حرکت نکرده بود.این داستان محور نبودن و کاراکتر محور نبودن باعث ایجاد یه فاصله گذاری میشه درابتدا و به مخاطب اجازه تفکر کردن و نگاه کردن به اثر به عنوان یه فرم کلی نه شخصیت محور یا داستان محور میده.بعد تکرار یک سری فرم های خاص هم به این فاصله گذاری کمک میکنه چون برای بار اول جذابیت بصری ایجاد میشه و هرچی بیشتر تکرار میشه فاصله رو بیشتر میکنه.خب سوالی که مطرحه این فاصله گذاری چه کارکردی داره؟
این فاصله گذاری دقیقا همون فاصله گذاری هست که کارگردان و گروه با این توافق(اسلو) برقرار کردن.چون ... دیدن ادامه » همه به اتفاق قبول دارن که این اثر بدون جهت گیری و با فاصله به اسلو پرداخته پس باید تئاتر بتونه همین فاصله رو با مخاطبش حفظ کنه که خیلی هوشمندانه تو فرم لحاظ شده.
نبود کاراکتر هم باعث نزدیک شدن تئاتر به اجرا شده بود.یعنی ما تو صحنه نه شخصیت های تاریخی بلکه هوتن شکیبا،نیما ایمان زاده و ... را میدیدم که انگار تو معاهده ی اسلو قرار گرفته بودن و نسبت این بدن ها با اون موقعیت کار رو برای من تماشایی کرده بود.
کمرنگ کردن داستان و کاراکتر ها و ایجاد فاصله این ریسک رو داره که مخاطب از اثر کنده بشه یا از اون فضا خارج بشه که اجرای فوق العاده ی اجرا گر ها تو اکثر کار این مسئله رو حل کرده بود.

سخن اخر هم واقعا اجرای این کار بدون داشتن اکساسوار و صحنه پردازی خاص و کاراکتر و داستان خطی کار خیلی سخته که هنرمندانه اجرا کردید.خسته نباشید گروه اجراگران و کارگردان محترم.
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی یوسف باپیری و بازی هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن، مهرنوش حاجی‌خانی، پویان فریدونی، کیمیا کاوند و ... روزهای یکشنبه ۲۸ تا سه‌شنبه ۳۰ مهرماه از یک شنبه ۲۱ مهر ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا این را خواند
Zahra Hz این را دوست دارد
سلام برای دوشنبه 22 مهر ساعت 18 یک بلیط دارم، که متاسفانه نمیتونم برم، پیام بدید اگر خواستید : 09394734636
۲۲ مهر
برای 3شنبه 23مهرماه یک بلیط اضافی موجوده. در صورت تمایل به شماره زیر پیامک بدین: 09134328658
۲۲ مهر
سلام
دو بلیط برای سانس ۱۸:۰۰ پنج شنبه ۲۵ مهر موجود است .
بلیط ها extra هستند.
در صورت تمایل به این شماره پیام بدید.
۰۹۱۲۶۴۴۳۸۲۳
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در محاصره، زندگی خودْ وقت است
میانِ یادآوریِ آغازِ زندگی
و از یاد بردنِ پایانش

در محاصره، زمانْ مکانی می‌شود
که در ابدیّتِ خود به سانِ سنگ شده است.
در محاصره، مکانْ زمانی می‌شود
که از موعدِ خود بازمانده است...

محمود درویش
پیمان اسلو با نام رسمی بیانیه اعلام اصول اولویت‌های موقت دولت خودگردان (به عربی: إعلان المبادئ حول ترتیبات الحکم الذاتی الإنتقالی) نخستین موافقتنامه رودروی حکومت اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) بود که در سال ۱۹۹۳ به امضای دو طرف رسید. پیمان اسلو تلاشی برای تعیین یک چارچوب مشخص بود که به حل‌وفصل کامل منازعه اسرائیل و فلسطین بینجامد.

مذاکراتی که منجر به امضای این پیمان شد به طور مخفیانه در اسلو پایتخت نروژ انجام شده و در ۲۰ اوت ۱۹۹۳ به پایان رسید و این پیمان به طور رسمی در ۱۳ سپتامبر ۹۳ در واشینگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید.

این پیمان تشکیل حکومت خودگردان فلسطین را به عنوان یک نهاد اداری موقت مقرر کرد. قرار بر این بود که پیمان اسلو فقط برای یک دوره پنج ساله اعتبار داشته باشد و سپس جای خود را به یک ... دیدن ادامه » توافق دائمی بدهد. مسائلی چون وضعیت اورشلیم (بیت‌المقدس)، آوارگان فلسطینی، شهرک‌های اسرائیلی، مسائل امنیتی و تعیین مرزها بایستی در توافق دائمی حل‌وفصل می‌شدند.

ساف در پیمان اسلو دولت اسرائیل را به رسمیت شناخته و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطینی به رسمیت شناخت و یاسر عرفات اجازه یافت تا به فلسطین بازگردد.

امضای این پیمان موجب شد تا جایزه صلح نوبل ۱۹۹۴ به طور مشترک به یاسر عرفات، اسحاق رابین و شیمون پرز تعلق گیرد.

در سال ۱۹۹۵ پیمان دیگری با نام «موافقتنامه موقت در مورد کرانه باختری و نواز غزه» معروف به پیمان اسلو ۲ به امضای دو طرف رسید. این دو پیمان با نام پیمان‌های اسلو شناخته می‌شوند.
هماهنگی بدنی و آوازی خارق العاده بود در اولین اجرا. مشخص بود چقدر تمرین کردن. برای دریافت کامل پیام نمایش باید حداقل دوبار اون را ببینیم
تئاتری که باید دو بار دیده بشه تا پیام کاملش دریافت بشه تئاتر خوبی نیست!!
۱۹ مهر
جناب باقری اینکه از حرف‌های من برداشتی کردید که منظور من نبوده باعث تأسفه!! ولی اینکه جای ادا و اطوار و پز روشنفکری روی صحنهٔ اجرای عمومی نیست یه واقعیته!! اتود دانشگاهی، اجراهای دانشجویی و ... برای همین کارهاست. البته که حلقهٔ تئاتر دانشگاهی کار خودشون ... دیدن ادامه » رو می‌کنن و به این واقعیت وقعی نمی‌نهند!! من این کار رو دیدم، بابت فرم و اجرای بسیار خوبش خوشحالم ولی برای دریافت پیام دچار دردسر و سردرد شدم!! اینکه این‌قدر تماشاچی رو آزار بدیم که یه چیزی بفهمه یا شاید آخرش هم نفهمه چه سودی داره؟! من متوجه تعلیق و پیچیدگی الزامی این کار هستم ولی هر چیزی حدی داره!! پیچیدگی بیش از حد باعث پس‌زدن کار توسط مخاطب میشه!! یکی از واضح‌ترین مشکلات این کار استفاده از زبان‌هایی است که به اثر بی‌ربطند!! عربی و عبری و انگلیسی و نروژی رو میشه به این اثر مرتبط دونست اما ترکی و کردی و لری و گیلکی و شیرازی رو کجای دلم بذارم آخه؟!؟
۲۶ مهر
اینکه نتونیم جوری حرف بزنیم که منظورمون رو منتقل کنیم، بله واقعا تاسف برانگیزه. ولی متوجه علتِ خشمِ نوشته‌های شما نمی‌شم.
گویی حقیقت مطلق و واحدی، اون هم در زمینه‌ی هنر تیاتر موجوده، و یا لوحی سنگی از بایدها و نبایدهای اجرا وجود داره که شما می‌گین ... دیدن ادامه » این طور باید وقع نهاد و آنطور نباید اجرا رفت.
رابطه‌ی تماشاگر و اجرا هم یک رابطه‌ی دوسویه‌س و نه می‌شه و نه نیاز هست که نگران مخاطب باشیم. به زعم بنده چیزی که مهمه گفت‌وگو راجع به یه پدیده هنریه، نه کوبیدن یا به عرش بردن اون.
باقی تکرار حرف‌های قبلا زده شده‌ست.
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا رشک برانگیز بود و مرتبط خود را به عنوان بازیگر بر این صحنه تصور میکردم به تئاتر معنای تازه ای بخشیدند
پرداخت به موضوع، تخیل، تمرکز، تمرین و رهایی ناشی از آن، موسیقیایی بودن درست اجرا،صحنه آرایی خیلی خوب بود
نقش به دیوار به عنوان مستندی روایتی دیوار نوشته ها
تئاتر مستنداست سند و استناد کردن به تصاویرضبط شده و اخبار
متن نهفته نمایشنامه که اتفاقا رویکرد ماتریالیستی به تاریخ دارد به گونه ای نزاع فلسطینیها و اسرایلی ها بر سر سرزمین این حقیقت را به ذهن متبادر میکند که هیچکدام قهرمان نیستند و قهرمان تاریخ است و ادمهای ان برهه تاریخ میتوانستند از فاجعه جلوگیری کنند و نکرده اند
جریان تاریخی جنبش ازادی بخش فلسطین و بازساخته میشود و پیمان چالش برانگیز صلح میان اسرائیل و فلسطین در سال ۹۳ میلادی با روایت تازه تئاتر تازه به نمایش در میاید
هدف ... دیدن ادامه » این اثر نشان دادن این است که تلاش در مذاکره‌ای برای همزیستی صلح‌آمیز بین دو دشمن خونی هنوز عملی شریف، نفس‌گیر و نیازمند دقت و وسواس بسیار است. علی‌رغم این واقعیت که وضعیت در خاورمیانه هم‌چون همیشه فرار و بی‌ثبات است نشستن دو دستیار صحنه بر صندلی های قدرت نمعی پیام برای اینده است در پایان نمایش
در طراحی لباس نیز ظرافتی به چشم میخورد رنگ طیف سبز نماد اسرائیلی ها و طیف قهموه ای نمایند اعراب فلسطینی و رنگابی نروژی ها و مجامع بین المللی هستند
انعطاف بدنی و بازیهای فرمی بازیگران نمود تمرین سنگین و فشرده انهاست به گونه ای که هماهنگی زیبایی و انسجام در ان هویداست
آواز های عبری و عربی و کردی معروف با لحن زیبایی از دهان بازیگران شنیده میشود و مشخص است تمرین زیادی در اواز و سولفژ داشته اند
نمایشی با مفهوم زیبا و زیبایی های بصری خیره کننده
میزانسنهای درست
در جای جای نمایش دیالوگ ها از زبان بازیگران با صدای یک نفر شنیده میشود و مشخص است این بخش نیز تمرین شده است زیاد به گونه ای که گم میکنی کدامشان دارد دیالوگ میگوید و بقیه دهان میزنند
یکدستی بازیها نیز موضوع دیگری است که همه برای هم بازی میکنند و بازیها یکدست و خوب است حتی با وجود حضور هوتن شکیبا با بازی درخشانش اما بازگران جوان دیگر نیست بازی رها و درستی ارائه داده اند
طراحی دکور ساده و درست نیز چشم نواز است دیوارها به زبان خود سخن میگویند و تاریخ را بازسازی میکنند
بیانشان بد بود به خصوص خانم ها..
و به خصوص دو خانم آبی پوش..
شخصیت پردازی ندارد متن..
فاقد کشش است..
گروه همسرا نداریم..
و بازیگران نقش گروه همسرا را دارند
حرکات در حالت خمیدگی ناشی از پر بودن
مثانه را نتونستم تحلیل محتوایی کنم..
شاید مفهومی از عجله داشتن بود..
که ... دیدن ادامه » اگر اینطور باشد خیلی احمقانه بود..
حرکت هماهنگی هم نمی خواست خیلی..
با توجه به سابقه بازیگری که دارم در گذشته می گویم
تنها نکته اش بر خلاف تبلیغ رسمی در ایران
که قرارداد ننگین اسلو می نامند..
و حق فلسطینی ها نابود شده است.
از امتیازات طرفین می گویند وخستگی
طرفین از جنگ...
البته نقش نروژ به نفع فلسطینی ها چیزی نمی بینیم
اسراییل به این راحتی ها به مصر و حق کشتیرانی
راضی نمی شد.
و البته بعدش حدود ۲۲ درصد سهم فلسطین به کمتر
از ۷ درصد الان می رسد..
چیزی شبیه دریای خزر خودمان..
یا تجاوز اسراییل ۱۱ سال پیش..
ان موقع ارزش اسلو درک شد.
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های ویژه این نمایش، از دوشنبه ۲۲ تا چهارشنبه ۲۴ مهر (سانس ۱۸:۰۰)، به کارگردانی یوسف باپیری و با بازی هوتن شکیبا، نگین تهمتن، نیما ایمانزاده، مهرنوش حاجی‌خانی و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
پویا زند این را خواند
salam man bekham az inja bilit ba takhfife daneshjoei begiram baraye dostam to salon bayad kartamo bedam behesh neshon bede ya niazi nist?
۱۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از سه شنبه ۲۳ تا پنجشنبه ۲۵ مهر، به کارگردانی یوسف باپیری و با بازی هوتن شکیبا، نگین تهمتن، نیما ایمانزاده، مهرنوش حاجی‌خانی و ... چهارشنبه (۱۰ مهر) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
لازم به ذکر است، این نمایش روز پنجشنبه ۲۵ مهر در دو سانس ۲۰:۳۰ و ۱۸:۰۰ اجرا خواهد داشت.
بهار گراوندی این را دوست دارد
23 ام سه شنبه هست اصلاح بفرمایید ، پنج شنبه 25 ام هست
۰۹ مهر
همیاری جان یه توضیحی هم در این مورد می دید لطفا که چرا ۴ ردیف باکس وسط برای تمام روزهای جدید بسته بود؟
۱۰ مهر
بله، کل 4 ردیف از قبل مسدود بود و به رنگ سیاه درآمده بود صندلیها
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی یوسف باپیری و بازی هوتن شکیبا، نگین تهمتن، نیما ایمان‌زاده، مهرنوش حاجی‌خانی، پویان فریدونی، کیمیا کاوند، بهراد سلاح ورزی، دنیز دانش، مرتضی علیدادی، آرش حق‌گو، تینا تیماجچی، مهیار پوربابایی، فریال سنگری، آیدا نادرزاده، احسان قره‌داغی، مهبد جهان نوش، از شنبه ۲۰ تا دوشنبه ۲۲ مهرماه امروز پنجشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
گروه همیاری
برای این سه روز علامت تخفیف وفاداری رو گذاشتین. اما توضیحی نداشت. من بلیت رو خریداری کردم. ولی اگه این تخفیف قراره اعمال بشه، لطفاً توضیحاتش رو هم بنویسید که ببینیم شامل حال ما هم میشه یا نه؟ با تشکر.
۰۴ مهر
ممنون از شما. شامل من نمیشه ظاهراً :))
۰۴ مهر
عزیزم اگه وفاداری شامل حالتون بشه وقتی که صندلی رو انتخاب میکنید خود تیوال بهتون میگه که شامل تخفیف وفاداری هستید
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی جی. تی راجرز، کارگردانی یوسف باپیری و با بازی هوتن شکیبا، نگین تهمتن، نیما ایمانزاده، مهرنوش حاجی‌خانی و ... چهارشنبه (۳ مهر) ساعت ۱۲ با تخفیف روزهای نخست آغاز خواهد شد.
میترا، زهرا جعفرابادی، mohammad ali keshvad و فرزاد این را خواندند
صبا صالحیان و زهرا کیانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید