تیوال نمایش پینوکیو
S3 : 05:56:25
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ تومان
٪۴۰ تخفیف
٪۴۰ تخفیف
تخفیف دانشجویی با کد tiwallstudents
  ۰۳ تا ۲۵ آذر
  ۱۹:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: اوشان محمودی
: (به ترتیب حروف الفبا) صادق برقعی، علی تاریمی، پارمیدا حسینی، گل آرا غفرانی، نرگس نیک سیرت
: حمیدرضا زبیر

: شهاب محمودی
: نرمین اسماعیل زاده رهبری
: آوا صالحی
: اوشان محمودی
: سعید غفاری
: پدرام رضوانی
: سجاد بهرامی
: مریم مجد
: آیه فیلی
: سارا ثقفی
: شهاب محمودی

- نمایش برگزیده بیست و دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران
- تقدیر طراحی صحنه
- کاندید طراحی نور
- کاندید نویسندگی
- کاندید کارگردانی 
از بیست و دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش پینوکیو / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گفت‌وگو با اوشان محمودی، نویسنده و کارگردان نمایش «پینوکیو»
به سادگی دروغ می گوییم
سید حسین رسولی

دو‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۳۱
روزنامه اعتماد، صفحه ۸ و ۹

خوشبختانه با تمام ناملایمت‌ها و مشکل‌های اقتصادی و انبوه اتفاق‌ها در زمینه مناسبات تولید با طیف‌های گوناگونی از انواع تئاتر در تالارهای نمایشی روبه‌رو هستیم. شاید مخالفتی نداشته باشید که این امر به مناسبت حضور جوانان باانگیزه و پور شور اتفاق اتفاده است. تئاتر ایران به دسته‌های گوناگونی تقسیم می‌شود که احتمالا پویاترین و پرهیجان‌ترین دسته آن مربوط به تئاتر دانشگاهی می‌شود. این روزها اوشان محمودی با نمایش «پینوکیو» در تالار مولوی میزبان تئاتردوستان حرفه‌ای است و بر خلاق بسیاری از نمایش‌های روی صحنه با رویکردی انضمامی به فضای اجتماعی ایران می‌پردازد. محور اصلی نمایش «پینوکیو» همچون داستان اصلی کارلو کلودی دروغ است و ما در نمایش شاهد حضور نسل‌های مختلفی هستیم که در بزنگاه‌های مختلف به یکدیگر دروغ می‌گویند؛ وضعیت به گونه‌ای رقم می‌خورد که گویا حقیقتی دیگر در میان است و اگر هم حقیقتی باشد تفاوتی با دروغ ندارد و موقعیت‌های گوناگون اجتماعی این روزهای زندگی ما هستند که باعث تولید دروغ و تزویر می‌شوند. گفت وگو با اوشان محمودی کارگردان نمایش برگزیده بیست و دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران را در ادامه می خوانید.

*من به عنوان یک دهه شصتی، نوستالژی فراوانی با داستان «پینوکیو» (۱۸۸۱) به نویسندگی کارلو کلودی دارم زیرا که انیمیشن آن از تلویزیون پخش می‌شد؛ همچنین این داستان -که معروف‌ترین اثر فرهنگی ایتالیا هم محسوب می‌شود) را با ترجمه صادق چوبک خواندم و به شدت هم تحت تاثیر قرار گرفتم زیرا که این نویسنده و مترجم ایرانی با قلمی رئالیستی و ناتورالیستی توانسته داستانی فانتزی را به فارسی برگرداند. گروهی این داستان را نوعی «تمثیلی اخلاقی» هم می‌دانند که شباهت‌هایی به داستان «فرانکنشتاین؛ یا پرومته مدرن» (۱۸۱۸) کار مری شلی دارد. ما در هر دو داستان شاهد جاندار شدن موجودی بی جان هستیم که یکی بیشتر به نقد علم و مدرنیته می‌پردازد و دیگری به ذات انسانی و دروغ.
من هم متولد ۱۵ تیر ۱۳۶۶ هستم و قطعا نوستالژی‌های عجیب و غریبی با برنامه‌های تلویزیونی دوران کودکی‌ام دارم و انیمیشن «پینوکیو» هم یکی از آنهاست. ما در نمایش «پینوکیو» با راوی‌های گوناگونی مواجه هستیم که در روایت آنان دروغ موج می‌زند و اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد همین داستان پینوکیو بود.

*شیوه‌ای که در پرداخت داستان نمایش در نظر گرفتید مورد توجه است زیرا که مشخص نیست دقیقا اقتباس است یا نه! نکته اساسی این است که ما با یکی از مفاهیم اساسی داستان پینوکیو طرف هستیم که همان دروغ است و باقی روایت‌ها حذف شده‌اند.
در واقع، اسم این کار را نمی‌شود اقتباس گذاشت ولی کار آینده من قطعا اقتباس خواهد بود. من به شیوه کارگاهی علاقه دارم و کلیت اجرا را با تمرین‌ها و کار گروهی قوام می‌دهم و در همان روند به این نتیجه رسیدم که نام نمایش باید پینوکیو بشود. واقعیت امر این است که قتلی در حول و حوش سال‌های ۱۳۹۲-۱۳۹۱ اتفاق افتاد که در رابطه با وزیر صنایع و معادن بود و همچنان هم این پرونده در جریان است و از مشکلی خانوادگی سرچشمه می‌گرفت. این پرونده خیلی برایم جالب بود. کسی که در جریان این قتل بود در محلی که کار می‌کردم اسخدام شد و من هم با این فرد چند ماهی همکار شدم. جریان نمایش پینوکیو هم دقیقا از اینجا آغاز شد و دروغ در خانواده تبدیل به محور اصلی داستان شد. در واقع اینگونه است که اگر قصه واقعی قتلی از زبان دیگری روایت شود، ماجرا چگونه می‌شود؟

*از ... دیدن ادامه » نظر روایی نیز با شیوه روایت غیر خطی مواجه هستیم که به شدت با روایت کلاسیک متفاوت است. من یادم می‌آید که فیلم‌ها و داستان‌های ژاپنی‌ای چون «راشومون» (۱۹۵۰) به کارگردانی آکیرا کوروساوا چنین روایت‌هایی را جا انداختند و حتی در آثار اروپایی هم با کارهای آلن رب‌گریه، به طور خاصه، فیلمنامه «سال گذشته در مارین‌باد» (۱۹۶۱) به کارگردانی آلن رنه و در ادبیات آمریکای لاتین با کارهای نویسندگانی چون ماریو بارگاس یوسا و خورخه لوییس بورخس با این شکل از روایت آشنا شدیم. به نظر تاثیر سینما غیر قابل انکار است.
خیلی جالب است که به فیلم «راشومون» اشاره کردید. فکر می‌کنم سه ماهی از تمرین‌ها می‌گذشت که این فیلم را دوباره دیدم و باز هم از آن تاثیر گرفتم. ایده روایی فیلم الگوی پخته و مناسبی دارد و من هم تلاش کردم کار او را واکاوی کنم و ریزه‌کاری‌های روایی فیلم را دریابم. ما به شکل پژوهشی فیلم، تئاتر، کتاب و نقاشی‌های گوناگونی را به یکدیگر معرفی کردیم و از تمام تجربه‌های موجود هم استفاده کردیم. من به شدت عاشق سینما هستم و همیشه ایده تدوین یا مونتاژ سینمایی در ذهنم جاری بود. یعنی اینکه چگونه می‌شود مونتاژ سینمایی را در تئاتر استفاده کنیم؟ البته موضوع تکنولوژی هم مطرح بود اما استفاده درست از آن. بنابراین تلاش کردم در کارگردانی تئاتر پینوکیو از شیوه‌های مونتاژ سینمایی بهره بگیرم انگار که صحنه‌ها، مدام درون یکدیگر دیزالو می‌شوند. انگار که ما در حال تماشای فیلمی سینمایی در سالن تئاتر هستیم. این ایده را در رفت و آمد نور و رنگ هم پیاده کردم با اینکه امکانات ناچیزی داشتم. حقیقت ماجرا این است که دقیقا به سینما و مدل روایی سینمایی فکر می‌کردم.

*اجرای شما از فضای تئاتر دانشگاهی می‌آید که مشهور به کارهای جسورانه، خط‌‌شکن، پژوهشی و حتی گاهی اوقات آزمایشگاهی است. فضای تئاتر دانشگاهی را چگونه می‌بینید؟ زیرا که مخاطبان حرفه‌ای تئاتر از کارگردانان دانشگاهی استقبال می‌کنند ولی تئاترهای لاکچری، جریان اصلی و گیشه‌محور در جذب تماشاگر با مشکل مواجه شده‌اند. جالب است که تئاتر دانشگاهی با تمام کمبودها به تئاتر به مثابه تئاتر می‌پردازد.
درباره این سوال خیلی حرف دارم ولی تلاش می‌کنم خلاصه بگویم. من از دوره سیزدهم جشنواره تئاتر دانشگاهی در آن حاضر هستم و در آن دوران این جشنواره منطقه‌‌ای برگزار می‌شد و چون در دانشگاه گرگان بودم و این جشنواره هم در آنجا برگزار می‌شد با این فضا آشنا شدم و در نهایت هم عاشق این جو و حال و هوا شدم. اینگونه بود که در دوره چهاردهم جشنواره کاری ارائه دادم و از قضا برگزیده شد و به بخش بین‌الملل راه پیدا کرد و تا دوره هفدهم هم کار داشتم. من آن زمان در رشته مهندسی آب تحصیل می‌کردم ولی بیشتر زندگی من در فضای تئاتر و آموزش این هنر سپری شد. با تمام این اتفاقات تصمیم گرفتم در مقطع کارشناسی ارشد وارد رشته تئاتر بشوم و تنها هدفم هم حضور در جشنواره تئاتر دانشگاهی بود چون آثار این جشنواره را می‌پسندم. کارهای این جشنواره پتانسیل فراوانی دارد ولی سال به سال از نظر امکانات و بودجه و مدیریت سقوط کرده است. جالب است که حتی یک سالن جدید به منظور اجراهای دانشگاهی نساختند! چرا کارهای فرهنگی در ایران اینگونه پیش می‌رود؟! بالای ۳۰۰ گروه هستند که می‌خواهند به این جشنواره وارد شوند ولی کسی به آنان توجهی ندارد. من فضای تئاتر حرفه‌ای را قبول ندارم زیرا که کارهای تئاتر دانشگاهی از تئاترهای جریان اصلی که با عنوان تئاتر حرفه‌ای معرفی می‌شوند، حرفه‌ای‌تر هستند. من آنچنان عاشق فضای تئاتر دانشگاهی هستم که همین حالا که درباره‌ آن صحبت می‌کنم تپش قلب گرفته‌ام! جالب است که سال گذشته جایزه بردم ولی هنوز آن را به من ندادند. باید تاکید کنم نزدیک به ۷ میلیون تومان فقط پول پلاتوی تمرین دادم! فضا به گونه‌ای رقم خورده است که باید ۳ سال کار کنیم و پول پس‌انداز کنیم تا بتوانیم تئاتری را تولید کنیم و در نهایت سودی هم نصیب‌مان نمی‌شود! چرا تهیه‌کنندگان به جشنواره تئاتر دانشگاهی وارد نمی‌شوند؟!

*نظرتان درباره تالار مولوی چیست؟ نکته مورد توجه این است که جریان تئاترهای غیر دولتی و خصوصی تاثیر چشم‌گیری روی سالن‌های دولتی گذاشته‌اند و تمام این سالن‌ها هم چند اجرایی شده‌اند که قطعا به کیفیت آثار لطمه می‌زند. سالن مولوی را هم به دو قسمت تقسیم کرده‌اند! شاهد هستیم سر و صدای فراوانی از بیرون سالن وارد می‌شود و تمرکز فضا را بر هم زده است. با این وجود کارهای تالار مولوی با استقبال فراوان تماشاگران حرفه‌ای و قشر فرهیخته روبه‌رو می‌شود.
خیلی خوب است که تالار مولوی بازسازی شده است. متاسفانه در یکی از شب‌های اجرای نمایش پینوکیو شاهد برگزاری مراسمی در طبقه بالا بودیم که داشتیم اجرا را قطع می‌کردیم. آنقدر سر و صدا کردند و آنچنان طنین صدای خوانندگان موسیقی پاپ چون معین در سالن پیچید که کلافه شدیم. در حال حاضر باید طراحی صحنه را بر اساس نصفه مولوی در نظر بگیریم و پرسکتیو ۶ متری ما تبدیل به پرسپکتیو ۳ متری شده است. خدا کند سالن‌های جدیدی تاسیس کنند.

*در اجرای پینوکیو شاهد حضور بازیگران مختلف از گروه‌های سنی گوناگونی به طور خاصه نوجوانان هستیم و البته که کیفیت قابل قبولی هم دارند و خود من هم از دیدن بازی آنان لذت بردم. شاید برخی برای اولین بار روی صحنه آمده باشند.
پارمیدا حسینی برای اولین بار در اجرای عموم حاضر است ولی بازیگران دیگر تجربه داشتند. گل‌آرا غفرانی هم دانشجوی رشته تئاتر است و تجربه خوبی دارد و بازی او را در نمایش «حذفیات» دیده بودم. کار با این بازیگران ریسک دارد ولی لذت بزرگی هم نصیبب شما می‌کند. ما بیش از یک سال تمرین کردیم و در نهایت به این شکل از اجرا رسیدیم. به نظرم بازیگران در شکل‌گیری این اجرا تاثیرگذار بودند و من هم خیلی راضی هستم.

*تئاتر غیر دولتی و خصوصی را چگونه می‌بینید؟ این نوع از تئاتر موافقان و مخالفانی دارد و نکات مثبت و منفی فراوانی هم دارد.
انشالله باعث و بانی تئاتر خصوصی موجود دچار تیر غیب شود (خنده). قرار بود تئاتر خصوصی به شکل دیگری در ایران پیاده شود که حالا اینچنین تجاری شده است! اغلب این سالن‌ها از نظر فرهنگی و هنری در بدترین شکل ممکن قرار دارند زیرا که هر کسی از راه برسد در آنها اجرا می‌رود! برخی از این سالن‌ها امکانات حداقلی ای دارند ولی قرار بود دانشجویان تئاتری در این سالن‌ها مشغول به کار شوند و این سالن‌ها هم قرار بود از دولت یارانه بگیرند ولی چه شد؟! آنها تبدیل به تالارهایی شدند که فقط کارت بانکی می‌شناسند و باید همان اول کلی پول بدهید! اگر چرخه سالم و حرفه‌ای در این سالن‌ها حاکم می‌شد گروه‌های مختلف تئاتری و دانشجویان تئاتری از نظر کیفی درجه‌بندی می‌شدند و کم و زیاد در این سالن‌ها کار می‌کردند. الآن همه را شکل کارت بانکی می‌بینند و هیچ چیز دیگری مهم نیست. این سالن‌ها تبدیل به مکانی به منظور اجرای تئاترهای به اصطلاح آزاد خواهند شد. کاملا با این روند مخالف هستم.

*من به شدت روی مسئله تئاترهای انضمامی و اندیشه انضمامی تاکید دارم یعنی اینکه اجراها باید با توجه به «تاریخ اکنون» و «هستی‌شناسی اکنون» و نقد بی محابای زندگی روزمره فعلی روی صحنه بروند. دیدگاه‌های رادیکال‌تری هم هستند؛ یعنی اینکه تئاتری‌ها باید متونی را با توجه به شرایط اجتماعی و مناسبات تولید اکنون به منصه ظهور برسانند تا بتوانند با طبقات و اقشار مختلف جامعه ارتباط بگیرند و حتی شکل و شمایل زندگی روزمره فعلی را در تاریخ ثبت کنند اما متاسفانه اکثر اجراهای تئاتری به سوی متن‌های ترجمه‌ای غربی، متن‌های تاریخ گذشته، موضوع‌های دستمالی‌شده و حتی انتزاعی رفته‌اند و قطعا سانسور در این زمینه نقش اساسی داشته است.
چه نکته دقیق و درستی را بیان کردید! باید درباره شرایط گرفتن مجوز اجرا چیزهایی را بگویم. من قرار بود نمایش پینوکیو را در سالن انتظامی روی صحنه ببرم. متن را اول به سالن انتظامی دادیم و بعد قرار شد کار را بازبینی کنند. جالب است که متن را در همان قدم اول منوط به بازبینی کردند و شرایط سفت و سختی را رقم زدند مبنی بر اینکه این نمایش نباید اجرا بشود. چیزهایی ‌گفتند که واقعا من مات و مبهوت ماندم! نمی‌دانم قسمت بود یا هوشمندی به خرج دادیم که از اجرا در سالن انتظامی پشیمان شدیم و به سوی اجرا در تالار مولوی رفتیم. یک گروه بازبین حرفه‌ای‌تر آمدند و آنقدر تعریف و تمجید کردند که باز متحیر شدم. من هنوز نمی‌دانم چرا این اتفاق‌ها در حال رخ دادن است؟ به نظرم ممیزی‌ها و سانسور باید حساب و کتاب داشته باشد و حتی باید آدم‌های حرفه‌ای‌تر و کاربلدتری را انتخاب کنند. مهم‌ترین دلیلی که می‌توانم در پاسخ به پرسش شما بگویم همین مسئله سانسور است. برخی سانسورچیان به کلمات و میزانسن‌ها هم کار دارند! البته همیشه گفته‌اند محدودیت، خلاقیت می‌آورد ولی همیشه اینگونه نیست زیرا که هزینه تولید تئاتر بالا رفته است و هنرمندان دیگر حوصله سر و کله زدن با سانسورچیان را ندارند بنابراین به سراغ متن‌های بیخود و ترجمه‌ای می‌روند. نمایشی به نام «تئوریسین» در جشنواره تئاتر دانشگاهی بود که در همان جشنواره سانسور شد و کسی هم آن را ندید با اینکه یک سال تمرین کرده بودند. تئاتر ما شبیه به اداره شده است و مدیران هم پشت میز نشسته‌اند و همه چیز را از پشت میز می‌بینند. به هیچ عنوان فضایی فرهنگی و هنری در ایران جاری نیست. مگر می‌شود نمایشنامه‌ای را قبل از اجرا مورد قضاوت قرار داد؟! اما این روزها سانسورچیان و مدیران تئاتری این قضاوت‌ها را می‌کنند.

*فکر می‌کنم موقعیت را ارجح می‌دانید به منظور تصمیم‌گیری، بیان رخدادها و کنش. جالب است که کاراکترهای نمایش پینوکیو مدام در شرایط بغرنجی قرار می‌گیرند که به راحتی دروغ بگویند انگار مدام شاهد بزنگاه‌های حساس هستیم و شاید شرایط زندگی ما هم به شدت بحرانی است. گویا دست به روانشناسی اجتماعی می‌زنید.
دقیقا. من اصلا آدم پاک و ساده‌ای نیستم و حتما من هم دروغ می‌گویم. آدم‌های نمایش تنها در زمانی که زور بالای سرشان هست، تلاش می‌کنند تا راست بگویند ولی باز هم به جمله‌های راست آنان شک داریم! دروغ‌های ساده به راحتی می‌توانند فجایع عظیمی بیافرینند. زندگی خیلی از آدم‌ها با دروغ به تلخی گراییده است. فکر می‌کنم ما ایرانیان امروز در اجتماع خودمان مدام در حال دروغ گفتن هستیم مثلا وقتی دیر به سر قرار می‌رسیم به سرعت دروغ می‌گوییم و انگار این واکنش یک نوع اپیدمی شده است. ما مدام در حال توجیه دروغ‌های گذشته هستیم و این رویه به شکل یک دومینو در حال تدام است و این موضوع از بالا تا پایین جامعه در جریان است. ما در نمایش پینوکیو شاهد دخترانی نزدیک به بلوغ هستیم که در کنار مردان و زنان خانواده‌دار تبدیل به الگویی قدرتمند برای یکدیگر شده‌اند چون همه دروغ می‌گویند و این دروغ‌ها هم مدام تکرار می‌شود.


http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/page/1436/8/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa-

https://www.magiran.com/article/3987117

https://teater.ir/%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%D9%8A%D9%8A%D9%85/




نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
از تجربه های جدید استقبال کنیم / گفت و گو با سعدی محمدی عبد، کارگردان نمایش «مقدس»
روزنامه ایران، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸

از شاد کردن مردم ناراحت نشویم / مهدی صباغ زاده در گفت و گو با «ایران»از ساخت فیلم «کلوپ همسران»و دشواری های تولید فیلم های کمدی می گوید
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸

ضد رئالیسم با نیم نگاهی به کارلوس فوئنتس / گفت و گو با سمانه زندی نژاد، کارگردان نمایش «آن دیگری»
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸

به توانایی دهه هشتادی ها امیدوارم / پیام دهکردی در گفت و گو با «ایران» از وضعیت تئاتر در سال های اخیر می گوید
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸

باورم نمی شود تئاتر خصوصی به اینجا رسیده باشد / گفت و گو با حسن معجونی کارگردان نمایش آشپزخانه
روزنامه ایران، دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"فانتزی سرخ"

"پینوکیو" نمایشی سورئال با تعلیق‌های زمانی و متنی غیرخطی، از همان دست اجراهایی‌ست که جذابیت‌هایِ پست مدرنی‌اش را به صحنه می‌آورد، و با ورود سویه‌هایی از یک ماجرای جنایی، گیرایی و کششی ایجاد می‌کند تا بتواند با فرم مورد نظرش، آنچه را که می‌خواهد، بیان کند.
پینوکیو داستان مواجهه‌ی تماشاگر با تخیلات قوی و ذهنی با انتزاعی عمیقِ دخترنوجوانی‌ست که به صحنه می‌آید. چنان جفت وجور می‌شود که نمی توان مرز بین رئال و انتزاع را تا پیش از صحنه‌ی پایانی تشخیص داد. همچون بازیِ درهم‌پیچیده‌ای که با تله‌های متعدد قصد درگیرکردن مخاطبش را دارد. آنچنان که درهیچ لحظه قادرنباشد از فضای آن، خارج شود.
جابجایی شخصیت‌ها، بطور مکرر حتی بدون هیچ قاعده‌ی مشخصی، رفت و آمدهای پر تعدادست. وجود دکوری که مسیرهای قاعده‌مند را مختل می‌کند تا پیش‌بینی ناپذیر، هر در، ورودی همان خروجی نباشد. و درهم‌ریخته، هر آن، انتظار سیالیتِ مسیرهای ورود به صحنه گشوده باشد.
"پینوکیو"متنی با درام واقع‌گرا نیست اما کاملا در بافتار خود نشانه‌های واقع‌گرایی را تا سرحد امکان می‌گنجاند تا از تلفیق فضایی انتزاعی، رخدادی واقعی را به میدان بیاورد. رخدادی که دست آخر باز هم تنها در محفظه‌ی ذهن قابل ترجمه است.
"پینوکیو" ترفندی جذاب برای درانداختن مخاطب/ناظرست برای کشیدن او به دنیای فهمِ اتفاقات.. همان چیزی که مدام ذهن بدنبال تعبیر و ربطِ منطقی وقایع‌ست. اما آنچه بیش از همه در اجرا اهمیت دارد، دیدن و شنیدن‌ست وتکثرهای متعدد و تداعی‌هایی که به محتوایی قابل وقوع ارجاع دارد. یا به‌عبارتی “تصور و تجسم”قدرت و توانایی دیدن با استفاده از چشم ذهن،جان مایه‌ی این نمایش‌ست.
تجسم‌هایی که دخترنوجوان در ایده‌آل‌های خود می‌سازد و آنها را به حقیقتِ زیستِ خود تبدیل می‌کند، همگی زائده‌ی ذهنیاتی‌ست که دنیای پرتنش، تاثیرپذیر و شکننده‌ی نوجوانی در سن او را به معرض می‌گذارد. سرخوردگی‌ها، آرزوها، حسرت‌ها، نیازها و تمایلاتی که درهم تنیده و بروز می‌کنند.
تمام آنچه به عنوان یک سری رخداد در پی رازگشایی از اتفاقی‌ست که جنبه‌ی جنایی دارد، همه در فرعیاتی هستند که اساسا جنبه‌ی مهمی برای کشف و روشنگری ندارند. و اصلا قرار نیست در نمایش، به‌عنوان محوریت‌های اصلی مطرح باشند. بلکه همگی انعکاسی از درون و تفکرات دخترنوجوانی‌ست که در ناملایمات و شرایط سخت زندگی، از فانتزی‌های جایگزین در تعدیل موقعیت‌هایش استفاده می‌کند، او خیالبافی می‌کند تا خانه‌ای که برای او سرخ و توام با رنج می‌گذرد با ماجراجویی و ترسیمی دلخواه، قابل تحمل باشد. دروغ هایش تنها شکلی برای تغییردادنِ واقعیت تلخ زندگی‌اش است که با فانتزی‌های ساختگی قادر به مقابله و تغییر آنهاست. همین تعدد تجسم‌های ذهنی نیز مخاطب را در خود می‌کشد تا فضای جدیدی را بر صحنه تجربه کند.

اوشان محمودی چه در متن و چه درکارگردانی، توانمندی‌های درخشانی نشان می‌دهد. هرچند متن پینوکیو با وجود تله‌های درونی، بسیاری از تماشاگران را ناکام در واگشایی رخدادهای مطرح شده در جریان نمایش، از سالن روانه می‌کند، اما چنین ریسکی عامل بارزی برای متمایز شدن سطح این اجرای نسبت به هم سبک هایش می‌شود.و وجود جنبه‌های اجتماعی در آن می تواند واجد تاثیرات بارزی برای مخاطبان باشد. تمرکز بازیگران در اجرا بویژه ، بازیگر نوجوان نمایش (پارمیدا حسینی)، حرفه‌ای و جا افتاده در نقش خود ظاهر شده‌اند، و کاراکتر دقیقی از آنچه نیازمند فضای اجراست، مجسم می کنند.که نشانی از تمرینات بسیار و تسلط بر بازیگردانی کارگردان دارد که هماهنگی مناسب و قابل قبولی در خروجی اجرا قابل مشاهده است هر بازیگر مکرر نقش‌هایش تغییر می‌کند بااین حال همگی در جای خود، مسلط و منتقل کننده‌ی همان کارکتر مورد‌ نظرست.
دکور در نوع خود خلاقانه و کاملا کاربردی در اجراست و به‌خوبی با فضای مورد نظر و کلیت محتوایی و فرمی، همراستاست و به عنوانِ تمثیلی از فضای تودرتوی ذهنی، و ارتباطات محیط درونی و بیرونی، تعّین یافته است.
"پینوکیو" در جشنواره‌ی دانشگاهی هم با همین دقت و پختگی، به اجرا درآمد که شایان تحسین، کاندید و برگزیده‌شدن در چندبخش قرارگرفت . خلاقیتِ گروه دانشجویی که نوید اجراهایی پربارتر را در آینده می‌دهد.
"پینوکیو" از لحاظ فرم و اجرا، قابل تعمق و قبول‌ست و ترکیب منسجمی با متن و محتوا دارد. و ازاین بابت نمایشی‌ست که می‌تواند تجربه‌ی جذابی برای تماشاگر ایجادکند به این شرط که قادرباشد از تارهای چسبنده در طول اجرا، به رهیدگی نهایی برسد و فراتر از ترفندهای ساختگی برود.

نیلوفرثانی
13آذر98
گروه ... دیدن ادامه » نقد هنرنت
منبع:تجسم دراماتیک در طراحی صحنه/ رابرت ادموندجونز/ مهدیه علی عسگری/نشر قطره”
https://www.honarnet.com/?p=6420
چقدر لذت بخشه که در نقدهات فرم و محتوا رو به شکل دوآلیستی روو تختِ تشریح واکاوی نمیکنی .
اونها رو در هم تنیده و بصورتِ یک امرِ واحد و در خدمتِ هم مورد سوال و بررسی قرار میدی .
همین باعث میشه که مخاطبت با " نقدِ اثر " روبرو بشه . نه نقدِ اجزای از هم سوایِ ... دیدن ادامه » یک اجرای مثله شده .
درود بهت که انقدر تمام عیار و بی نقص مینویسی که آدم موقع خوندنِ نقدهات هیجان زده میشه و هم یاد میگیره هم لذت میبره .

۲ روز پیش، یکشنبه
به نظرم ارزش دیدن داره
۲۰ ساعت پیش
درود فراوان ، من هم هر چی توی نمایش من آقای پاکراه پی اما و اگه و چرا ها بودم تو پینوکیو از یه جایی به بعد دیگه پی یعنی کی کی یو کشته و کی دروغ میگه و نظایر اینها نبودم و تصورم این شد که معضلی که نمایش میخواد بهش اشاره کنه اینها نیست و یک چرائی یه کلی یه، نقاشی ... دیدن ادامه » ها و پایان بندی ش رو هم خیلی دوست داشتم :)
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتشر شده در روزنامه ایران به تاریخ شانزدهم آذرماه نود و هشت

تسلسل مداوم دروغ


نوشته محمدحسن خدایی

انتخاب عنوانی چون «پینوکیو» بر اجرایی که شخصیت‌هایی کمابیش آشنا دارد، نوعی از مدعاست و لابد راهنمایی برای تماشاگران که از همان ابتدا در پی مشابهت‌ و نقاط اتصال اجرا با پینوکیوی تاریخی باشند. گو اینکه در ادامه، مفهوم دروغ‌گویی است که همه چیز را سامان می‌بخشد. روایت پنجاه دقیقه‌ای پینوکیو بیش‌وکم در حال و هوای آدم‌هایی‌ست گرفتار موقعیت‌های بغرنج زندگی که برای صیانت نفس، مدام باید تصمیم بگیرند که روایت خویش از واقعه را چگونه بازنمایی کنند. اینجاست که پای اخلاقیات به میان آمده و انتخاب مابین راست‌گویی یا دروغ اهمیت می‌یابد. همانطور که «سام هریس» در کتاب «دروغ/اراده آزاد» متذکر شده «افراد به دلایل گوناگونی دروغ می‌گویند. دروغ می‌گویند ... دیدن ادامه » تا شرمنده نشوند، تا در موفقیت‌هایشان غلو کنند، و به کارهای خلافشان لباسی مبدل بپوشانند.» در اجرای پینوکیو هم با مواردی مشابه روبرو هستیم. دروغ‌هایی که به مصلحت یا اجبار قرار است بر زبان جاری شده و خطاهای ما را رفع و رجوع کند تا ادامه زندگی ممکن شود. در انتها وقتی نتایج یک زیست‌جهان مبتنی بر دروغ به تباهی و جنایت ختم می‌شود، می‌توان موضع اخلاقی اجرای پینوکیو را به قضاوت نشست و در باب بیان پیچیده و تکرارشونده وقایع، این‌گونه تفسیر کرد که گویی با نوعی چشم‌انداز مبتنی بر نسبیت‌باوری روبرو هستیم که برای دوام آوردن می‌بایست دروغ گفت.
به لحاظ اجرایی صحنه چنان طراحی‌شده تا فروبستگی وضعیت بازنمایی و در ادامه شدت یابد. دو راهرو که به موازت یکدیگر به درهای ورود و خروج منتهی و با صفحات سلفون قلمروگذاری شده‌اند. راهروهایی که محل عبور و مرور شخصیت‌هاست مابین امر خصوصی و حوزه عمومی. محلی که اغلب به مواجهاتی نابهنگام میان آدم‌ها منتهی شده و گفتار حقیقت یا دروغ را امکان‌پذیر می‌کند. جهان نسبی‌گرا و پسامدرنیستی پینوکیو، نقش‌ها را همچون ویروس انتقال می‌دهد. چراکه ایده اخلاقی اجرا مبتنی بر این آموزه است که دروغ‌گویی یا حقیقت‌گرایی، محصول وضعیت‌هاست و گویی سوژه‌ها اختیاری از آن خود ندارند. بنابراین «پینوکیو بودن»، در این جهان گرفتار بحران اخلاق، امری مسری، ناگزیر و مبتنی است بر سیاست بقا. چنانچه خود اجرا هم بتدریج گرفتار همان مکانیسمی می‌شود که در بیان دروغ‌ بکار می‌بندد و در مصرف افراطی آن، به اجرایی دروغ‌پردازانه بدل می‌شود که می‌توان آن را تا بی‌نهایت ادامه داد و مشغول بازنمایی غیرواقعی و بی‌پایان وقایع شد. پینوکیو نشان از بحرانی شدن روابط انسانی و لاجرم بکار بستن سلاح دروغ است. فیگورهایی چون کارآگاه، مرد همسایه، دختران نوجوان دبیرستانی و همچنین مادر و پدر، با مکانیسم جابجایی در جایگاه قضاوت کردن یا قضاوت شدن قرار گرفته و نشان می‌دهند که در یک موقعیت مفروض و ثابت، کنش‌هایی قابل پیش‌بینی از خود بروز داده و اغلب منفعت شخصی مبتنی بر دروغ را به پادافره حقیقت‌جویی ترجیح می‌دهند.
روایت محمدرضا محمودی از مناسبات دو دخترک نوجوان با والدین و نظم نمادین، نشان از بحرانی شدن حوزه اخلاق مردمان جامعه است. بحرانی که بازنمایی را هم در برگرفته و پینوکیو را به اجرایی کمابیش دشوار فهم و گاه گمراه‌کننده بدل کرده. یک جهان پینوکیویی که دیگر خبری از سادگی در آن نیست و فرمی پیچیده دارد.
امیر مسعود و mahaya این را خواندند
سعید غفاری، محمد حسن موسوی کیانی و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش بلیت روزهای جدید نمایش پینوکیو شروع شده
با توجه به ایام سوگواری روز جمعه اجرا نخواهیم داشت
با تشکر از حمایت مخاطبین تیوال
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام دنیا مشتی دروغِ واقعی است
که می دهند به خوردت، که می شود تاریخ

" #سیدمهدی_موسوی "
چند نکته
به دلیل شلوغی محدوده انقلاب و سالن مولوی و کم بودن جای پارک لطفا لطفا لطفا سی دقیقه زودتر به سالن مراجعه کنید
———————
به دلیل استقبال مخاطبین عزیز تعدادی بلیط خارج از ظرفیت در گیشه موجود می باشد
با تشکر
کاش به دلیل استقبال مخاطبین عزیز تعدادی بلیط خارج از ظرفیت در گیشه موجود نمی‌بود و چند شب اضافه‌تر اجرا می‌رفتید...
۰۸ آذر
پریا جمعه بعد از اذان مغرب تئاتری اجرا نمیره! منم می‌خواستم لباس جدید پادشاه رو ببینم، نشد! شنبه وفات حضرت معصومه است.
۱۱ آذر
نمیدونستم وفاته
مرسی امیرمسعود جان :)
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"پینوکیو" روایتی غیرخطی از یک فاجعه را با ایده اجرایی جابجایی نقشها به تصویر می کشد.مشخصه شخصیت داستانی پینوکیو ،دروغگویی اوست ؛در این اجرا هم وقایع را از زبان دختری نوجوان می شنویم که تا پایان هم مرز خیال و واقعیت آنها مشخص نمی شود. فرم اجرایی هوشمندانه در خدمت محتواست و مخاطب را با روایتهای گوناگون از یک حادثه همراه می کند.طراحی صحنه کاربردی اثر در همین راستا ،امکان جابجایی بازیگران در نقشهای یکدیگر را فراهم می کند. تجسم بازجو در قالب پدر،مرد همسایه در کالبد همسر(پدر) و ...درکنار استفاده از رنگ خاکستری برای لباسها،عدم قطعیت در برداشت مخاطب از شخصیتهای نمایش را در پی دارد.از سوی دیگر مخاطب، نمایش را از پس سلفون شیشه ای که صحنه را محصور کرده ،تماشا می کند و این تمهید نیز همچون صفحه گوشی و مونیتور،بر مجازی بودن آنچه مشاهده می کنیم،دلالت می ... دیدن ادامه » کند. استفاده از ماژیک روان قرمز رنگ برای نقاشی خانه ها و آدمها،تصویری از جنایت در حال رخدادن می دهد."پینوکیو" با بازیهای مسلط و روان و کارگردانی حساب شده، نمونه یک اجرای موفق و خلاق است.
چقدر مشتاق شدم به تماشای پینوکیو
سپاس بیکران بیتای گرامی از معرفی و تحلیل های دقیقت
۰۶ آذر
@ بیتا نجاتی..
۲ بارش به خاطر سر در اوردن بود..
بار سوم لذت بردن که اتفاقا اجرای بهتری بود.
بار چهارم و پنجم با همراهمی که در حال یادگیری
نویسندگی است اثر را دیدم..
البته به نظرم کارگردانی اش بهتر بود..
متن ایرادهایی داشت..
ایشان در اجرای پنجم بار سوم اش بود...
اجرای چهارم و پنجم بعلت سرماخوردگی نقش مادر
نتوانسته ... دیدن ادامه » بود به زیر متن کار توجه کند..
.............
خیر، پینوکیو را دوشنبه سوم آذر دیدم..
به نظرم موقع نگارش تیوال اجرای اردیبهشت
را آورد...
چون امروز ۵ شنبه بلیت مقدس را گرفته بودم
به ذهنم آمد که اگر کار خوبی بود یکبار دیگر
هم ببینم..
مولوی است دیگر...
از داخلش لانچر و من می آید بیرون، و از طرف دیگر
خر کباب و پینو کیو...
.....
شما هر تماشاگر نیستید که نگاه خودش را داشته باشد..
شما یک حرفه ای هستید..
حتی اگر در پروفایلتان چیزی نوشته نمی شد، سبک
و سیاق نقد های کوتاه و نظر گونه تان موید آن است.
همان طور که در پایان نوشته ام گفتم شاید دانشم
در قد و قواره این کار نبوده...
اما مطمئنم که تیاتر من کار بهتری بود.
۰۷ آذر
سپاس از شما خانم نجاتی
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعی کردم پس از دیدن هر اجرا نظر خودمو بعنوان یک تماشاگر غیر حرفه ایِ علاقمند بنویسم و دوسدارم فرهنگ بحث و چالش درمورد اجراها بیشتر نهادینه بشه کما اینکه اولین سودمندی برای من بوده که باید همه ی نقدها ونظرات رو در تیوال و خارج از اون بخونم و درباره ی اجرایی که دیدم کمی فکر کنم وبعد چند خطی بنویسم. واقعن این مسئله در کنار دیدن اجرا، بسیار به من کمک کرده ولی کاش جایی برای تعامل بیشتر وجود میداشت. درباره ی این کار باید بگم تقدیرها و کاندیداتوریهایی که از اجرا در باره ی طراحی صحنه نور و کارگردانی شده کاملن بجا بوده روند پیشبرد داستان که بصورت موازی وغیرخطی وکمی مبهم وهراس آوره و اختلاط نقشها و اجراها خوب از کار دراومده.تکرار دیالوگها هم برخلاف نظریکی از دوستان به نوع اجرا میخوره در هر تکرار قسمتی از ابهام داستان با بیان یک نکته ی جدید افشا میشه و ... دیدن ادامه » روند دایره وار وتنیده ی اثر حفظ میشه هرچند که با ابهام بیش از حدی به پایان میرسه که بجای اینکه تماشاگر رو درگیر بکنه بدون در اختیار قرار دادن کمترین نقطه ی اتکا معلق رهاش میکنه.خیلی دوسدارم جنبه های اجتماعی این اثر رو با دوستان حرفه ای واکاوی کنیم تا تماشاگر غیرحرفه ای مثل من به قسمتی از سوالات بیشمار ایجاد شده در ذهنم برسم اما چارچوب تیوال کفاف این موضوعو نمیده هنوزم میگم کاش جایی برای بحث بود تا بیشتر بیاموزم.از هنر فاخر تاتر این انتظار هم میره که بشه بسیار بیشتر از ظرفیتهاش بهره ببریم چون بنظرم هر اجرا برای تماشاگر غیرحرفه ای اما علاقمند(مثل بنده) مانند کتاب ناتمامیه که با بحث و نقد وکارشناسی به اتمام میرسه. از همه ی عوامل این اجرای خوب تشکر میکنم ودعوتتون میکنم به دیدن یک کار خاص در مدیوم تاتر
جناب تاجیک
کارهایی که اجرا می رود دچار نامتوازنی هست..
لانچر اجرای مولوی اش گزافه گویی لانچر۵ را نداشت
گزافه گو شدتا با مردم ارتباط برقررار کنه...
در این کار در اواسط اجرا با بی تدبیری مخاطب را خسته
می کنه..
۰۷ آذر
ممنون ولی باید بگم بنده در کودکیِ متن(نگارش بطورِعام) قرار دارم وگرنه جوان نیستم تصورِجوانسالی از بنده نداشته باشید و دوست هم ندارم نویسنده یا کارگردان بشم من فقط عاشق زیستنم.زیستن در همه ی آناتِ خودم و این نوشتنها هم در مسیر همین زیستن-ه. ترس از انجماد ... دیدن ادامه » من-و بسمت تاتر کشوند پس پرسه زدنهای سطحی در شعر و ادبیات و سیاست وجامعه شناسی و فلسفه و فیلم. مثل کودک بازیگوشی همه جا سرک کشیدم و مثل پرنده ی کوچکی به هر مزرعه سری زدم و به هر دانه توکی.شاید اصطلاح ملغمه که در لانچر گفتم بیشتر خودم باشم تا لانچر.قبلها شاید میخاستم شاعر یا نویسنده بشم اما امروز فقط زیستن برام شگفت انگیزه و تجربه ی ناقص اینهمه فقط بخاطر خودم و شناخت خودم بوده و حالا در آستانه ی میانسالی از دیدن یک تاتر و گفتگو ی ساده وپر انرژی با دوستِ نادیده یِ فرهیخته ی باتجربه ی حاضری مثل شما لذت میبرم واینها همه ش دلیل بر بیخیالی یا شاد-زی بودن من نیست کما اینکه از غصه ی اینروزهای مملکتم خون گریه میکنم و با قرص به خاب میرم اما زیستن شگفت انگیزترین ثروتی ست که یافته ام و با شما تقسیم میکنم و سهمی از شما برای خودم برمیدارم بازهم ممنونم از شما
۰۹ آذر
جناب تاجیک..
در کامنت دیگری حرفهایی زدم
می بینم جایش اینجا بود...
تیاتر فعلا پناهگاه است برایم...
پناهگاهی رویایی...بماند..‌
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود به پارمیدا حسینی
دختر محصل و نوجوانی که دراین تئاتر خوش درخشید..


درجشنواره دانشگاهی وقتی منتظر آمدنِ داورها در سالن نمایش بودیم با خانم کنار دستی ام گفتگویی کردیم که معلوم شد مادر و پدر پارمیدای عزیزهستند که بلیت تهیه کرده و به دیدن اجرای دخترشان آمده اند.(بلیت مهمان را نپذیرفته بودند)
خانم حسینی برایم گفت که پارمیدای عزیز با وجود سال تحصیلی و درس و محصل بودن، روزی چندین ساعت با گروه تمرین داشتند .. مدتی بیش از 6 ماه ...
چقدر این پدرو مادر با علاقه‌ی فرزندشان همدل بودند... چقدر خوشحال شدم این حمایت و همراهی را از آنان دیدم ..
فارغ از کلیت اجرای پینوکیو که بی شک زحمات زیادی کشیده‌اند، این دختر نوجوان بازی قابل تحسینی ارائه کرد.. که بدون شک از امیدهای خوبِ صحنه‌ی تئاترمان خواهد بود.
خوشحالم که تجربه‌ی شگفت انگیز اجرای عموم را دراین سن تجربه ... دیدن ادامه » می کند تا بیشتر بیاموزد و مهارت کسب کند.
حیفم آمد اینها را برایتان نگویم..
چند وقت پیش به تماشای تیاتری رفته بودم و نیم ساعت زودتر رسیده بودم که خواهر کارگردان به همراه خانواده و سبد گل وارد شدند و از گیشه بلیط خریدند ، بعد مدتی میهمانهای ویژه، سلبریتی ها و فعالان تیاتری وارد لابی سالن شدند ، با گوشی یا چشمی به دنبال روابط عمومی ... دیدن ادامه » گروه و سالن بودند برای دریافت بلیط مهمان.
در سالن هم مهمانها در ردیف ویژه نشستند و خانواده کارگردان در کنار بقیه تماشاگران
از فردا صفحات مجازی مملو از تعریف و تمجید تئاتریهای مشهوری بود که دیشب با بلیط مهمان چرت می زدند یا گذر زمان را در گوشیهایشان میدیدند
۳۰ آبان
منتظر دیدارتان هستیم سرکار خانم ثانی
۰۷ آذر
درود و‌سپاس گروه خوب آرتمسفر :)
۰۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا محمودی را از سالها قبل می شناسم، با هم تئاتر کار می کردیم.همان زمان اجرایی در جشنواره دانشگاهی روی صحنه برد با نام "آدمک سلام" که خیلی دوستش داشتم.او و گروهش نزدیک یکسال وقت و انرژی صرف تمرین "پینوکیو" کرده اند،کاری اجتماعی با شیوه اجرایی غیرخطی که موفق به دریافت عنوان نمایش برگزیده و تقدیر بهترین طراحی صحنه از بیست و دومین جشنواره تئاتردانشگاهی شد. به عنوان یک بازیگر و یک طرفدار تئاتر خلاق دانشجویی، از شما دعوت می کنم به تماشای "پینوکیو" بنشینید.
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی محمدرضا محمودی و با بازی صادق برقعی، علی تاریمی و ... آغاز شد.
Pegah_art این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید