تیوال نمایش راهبان معبد وانگ
S2 : 17:07:43
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ آبان تا ۲۶ آذر ۱۳۹۵
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: محمد رضا کوهستانی
: احمد سلیمانی
: علی فرحناک، مجید امیری، سید حمید لاجوردی، محمد جواد پیروزی، مهدی نیک روش، ماشاالله کوهستانی
: نورالدین حیدری ماهر

: مهدی نیک روش
: بابک نصیری خواه
: زینب عسگری
: بهروز نیازمند
: کامران چیذری
: تهران تیاتر (مرتضی کازرانی)

- در روزهای یکشنبه تا چهارشنبه ۲۵,۰۰۰ تومان
- در روزهای پنجشنبه و جمعه ۳۰,۰۰۰ تومان
سبک:
کمدی

گزارش تصویری تیوال از نمایش راهبان معبد وانگ (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش راهبان معبد وانگ (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش راهبان معبد وانگ / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تخفیف ویژه دانشجویی نمایش «راهبان معبدوانگ»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"" راهبان معبد وانگ ــ مـقـَلـِدانِ بی عـمـل""

در معبد وانگ؛
عده ای راهب گرد هم آمدند،
که؛
تقلید کنند، بی تفکر؛
تمجید کنند، بی تعقل؛
متعلم باشند، بی عمل....

معبد وانگ،
سمبل و مصداقی است از دیانتِ بدون کیاست و درایت...

رهبرش،
برای آیینِ مذهبش، فلسفه مقبولی ندارد.
پیروانش،
برای ... دیدن ادامه » سنتِ پیروی هیچ معرفتی ندارند.

گویی همه دچار تکرارند...

آنجا که رهبر؛
به تکرار بر طبل پیشواییش میکوبد،
بی آنکه حرف تازه ای برای گفتن داشته باشد...
به تکرار ریا میکند به دمیدن روح حق در پرچم و مسنَدِ اقتدارش،
بی آنکه اذعان به فریبش کند...

آنجا که پیروانش؛
به تکرار نه از سر نیاز؛
عمل میکنند،
سر فرود می آورند،
مجیز میگویند،
و رُفت و روب میکنند...
به تکرار و اجبار؛
پسرک عروسک را که نمادی از هوس و شهوت است،
به ظاهر و برای خشنود رهبر،
سرکوب میکنند...

""معبد وانگ"" کلام نداشت،
تا فریاد بزند؛
""معبد وانگ"" عمارتهایی چهارگوش و مجسم از سنگ و آهن نیست که تنها در کره خاکی بنا شده باشد،
بلکه در پسِ ذهنِ هر متدینِ بی تعقلی یک "" معبد وانگ"" جان گرفته تا با جهالت اقتدارش را حفظ کند....
به راستی،
در هستی، چند ""معبد وانگ"" وجود دارد؟

پ.ن: معبد وانگ را با زبانِ بی زبانش بسیار دوست داشتم.

"در پسِ ذهنِ هر متدینِ بی تعقلی یک "" معبد وانگ"" جان گرفته تا با جهالت اقتدارش را حفظ کند...."

درود بر تو و اندیشه وارسته ات پرند عزیز
۲۸ آذر ۱۳۹۵
درود خانم پرند محمدی گرامی
نیرو در بازوان هرجنگاوری باریختن خون ضعیفان برای به اقتدار رسیدن حکومت حاکم ستمگر خالی میشود دراین زمان قدرت طلبان رقیب حاکم موبدانی شدن در معابد با استفاده از جهالت انسان های زمان خود برای نوعی حکومت زیرزمینی در کنار حکومت ... دیدن ادامه » حاکمان ستمگر شروع به حکمرانی کردند حاکمان و موبدان هردو به طبل خیش میکوبند یکی به اسم جهانداری و دیگری به اسم پیشوایی جنگاوران و متدینان با جهالت خیش قربانی قدرت طلبی حاکمان زمان خود شدند انسان جاهل سخنی برای گفتن ندارد وباید تبعیت کند و تکرار واین انسان است که باید به آگاهی خود بیفزاید و به حقیقت اندیشه کند و دین و حاکم را بشناسد
۲۹ آذر ۱۳۹۵
جناب مهدی گرانقدر,
سپاس از حضور و نظر ارزندتون.
۳۰ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت مصطفی محمودی، استاد دانشگاه و منتقد سینما و تئاتر در مورد اجرای راهبان معبد وانگ در صفحه اینستاگرامش:
تجربه اخیر و مشترک محمد رضا کوهستانی و احمد سلیمانی "راهبان معبد وانگ" تجربه دلنشین و جذابی از کار در آمده است. حکایت عشق ممنوع و بیان آن در پرفورمنسی که تنها زبان بدن حکمران صحنه است و از هیچ دیالوگی هم خبری نیست، دلیل این مدعاست. بازیهای مناسب، طراحی صحنه کاربردی و بسیار اثر گذار، موسیقی همراه، توجه به مقوله مهم ضربآهنگ در متن و اجرا، انتخاب صحیح و مناسب بازیگران، تنوع و ترکیب بندی جالب در طراحی لباس، همه و همه سبب شده تا اثری دلنشین در مقابل دیدگان تماشاچی قرار گیرد و از همین رو به جرات باید ادعا کرد "راهبان معبد وانگ" نقطه قوت کارنامه کاری محمد رضا کوهستانی و احمد سلیمانی، چه در متن و چه در حوزه اجرا بوده و اینک میتوان گفت ... دیدن ادامه » که هر دو به پختگی خوبی در حوزه تئاتر رسیده اند.
این نمایش گویا تا 26 آذر ماه روی صحنه است و دیدنش غنیمتی است به ویژه برای هنرمندان و دانشجویانی که میخواهند تعریف صحیح و دقیقی از علم و هنر "زبان بدن" به دست آورده و آن را به خوبی درک کنند.
میم گلستان، farhad riazi و ماهرخ این را دوست دارند
کدوم عشق ممنوعه ای در این نمایش بود که ما نفهمیدیم؟
۲۰ آذر ۱۳۹۵
بله سحر عزیز میدانم شما فقط نقل قول کردید واقعا عجیبه چنین برداشتی که اصلا وجود نداشت!
۲۲ آذر ۱۳۹۵
سلام.
اولا پوزش میخوام که بعد از نزدیک به سه سال این یادداشت رو دیدم
بعد تشکر میکنم از خانم منفرد بابت باز نشر این یادداشت
و نکته بعدی خطاب به عزیز نادیده پرندیس که متوجه عشق ممنوع نشده اند. پیشنهاد میکنم در خصوص راهبان و معبد قوانیان دیر ها بیشتر مطالعه ... دیدن ادامه » کنید تا دریابید که منظور از عشق ممنوع چیست. اگرچه نمایش در بطن خود بارها به صورت اشکارا و پنهان این مساله را به مخاطب گوشزد میکنه و اتفاقا عجیبه که شما متوجه این مساله نشدید
شاد باشید
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را بیش از هر چیز به خاطر «اندازه بودن» و رعایت کردن اندازه در فرم دوست داشتم و از آن لذت بردم. طرح و داستان چیز خاص و تازه ای نیست و براحتی میتوانست به یک کار تکراری و شعاری بینجامد اما هنرمند با انتخاب فرم مناسب و رعایت آن اندازه ای که عرض کردم کاری خوب ارائه میدهد و باز هم ثابت میکند که چقدر نوع نزدیک شدن به داستان و فرم کار مهم است و میتواند از یک طرح ساده و شاید تکراری کاری زیبا ارائه دهد که مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. در قدم اول حذف کلام بهترین کاری بوده است که در جهت اندازه کردن کار انجام شده و به درستی به کل زائد تشخیص داده شده است. کلام در این داستان تکراری میتوانست به سرعت تبدیل به بیان حرفهای تکراری و ملال آور شود. ضمن اینکه سادگی داستان نیازی هم به کلام ندارد و این یک حذف بسیار خوب برای خالص تر کردن کار و بخشیدن غنای لازم به اجزای دیگر ... دیدن ادامه » بازیها و نمایش بوده است. در قدم بعدی شاید اینطور به نظر بیاید که سکون و کم تحرکی جز لازم زندگی در این نوع معابد باشد ولی در اینجا هم موقعیت به خوبی استیلیزه و نمایشی شده تا ریتم متناسب با مضمون طنز کار پویا باشد و از آن عقب نیفتد تا بتواند تماشاگر را در سکوت محض همراه داشته باشد و کار را رها نکند. این خود به اندازه سازی خوب زمان نمایش می انجامد. در موقعیتهای نمایشی هم مفاهیم بسیار موجز و سریع و خوب منتقل میشود به طوریکه حتی کودکان هم با کار ارتباط برقرار کردند و این برخلاف تصور عده ای از هنرمندان ما عیب و نقص نیست بلکه قوت کار است. ادعای کار هم به اندازه است. این اندازه بودن ادعا واقعا نکته مهمی است و میتواند نوع نگاه تماشاگر و سرنوشت کار را عوض کند. به قول یک منتقد محترم من اگر فیلم تجارت کیمیایی را با این حد از ادعا میدیدم که درباره مردی است که کیفش رو میزنن و او دوباره آن را پیدا میکند از کار خوشم می آمد ولی وقتی با ادعای طرح مسائل مهاجران ایرانی و این ادعاهای بزرگ دیدمش خوشم نیامد! کار را با اندازه ادعایش میسنجند. در بسیاری از موارد هنرمند وارد ادعاهایی میشود که ذاتا از پرداخت نمایشی آنها ناتوان میماند و بعد تقصیر را به گردن تماشاگر می اندازد یا بهانه های دیگری می اورد. کار در حد ادعای خودش که نقد و مقداری هم هجو نوع زندگی صلب و سترون این محیطها و تفکر حاکم بر آن است کاملا موفق عمل میکند. در شوخی هم واقعا اندازه را رعایت میکند. در حالیکه وجود زن در بین چند مرد راهب این امکان را به کارگردان میدهد که انواع شوخیها مخصوصا از نوع جنسیتی را کار کند و دقایق زیادی از تماشاگر خنده بگیرد ولی به درستی از این ورطه میگذرد و به دامن ابتذال نمی افتد و شوخیها هم درست ،به اندازه ،موجز و تمیز ارائه میشوند.
می شود از دید دوستداران مکاتب حکمت باطنی در شرق به کار گله کرد که چرا هنرمندان ما دیواری کوتاهتر و مظلومتر از آنها برای شوخی کردن و انتقاد و بیان حرفشان پیدا نمی کنند!هر چند صحنه هایی چون بالابردن پرچم در مراسم صبحگاه یا تبادل پول بین استاد و شاگردان موضوع را به مرزهایی فراتر از معابد شرقی می کشاند! می شود گفت کاش حالا که کارگردان مخاطبش را دست کم نمیگیرد و مثل یک گرافیست خوب به زدن حشو و زوائد کار پرداخته، آن انیمیشن(یا بازی سایه و انتقال روی پرده ویدئو پروجکشن) آخر کار را هم حذف میکرد چون تماشاگر با دیدن همان علامتها روی دستهای زن و مرد موضوع را میگرفت و این ویدئو وصله خوبی روی کار نیست و در فضای کار درنمی آید. می شود انتقادهایی از این دست را هم مطرح کرد ولی فرم کار بقدری خوب و «اندازه» است که هیچ لطمه ای به اصل کار وارد نمیشود و کاملا میشود دیدن این نمایش را به دوستان توصیه کرد.
از نویسنده، کارگردان ، بازیگران و دیگر عوامل نمایش بسیار سپاسگزارم ،حتما در کارهای آینده شان آنها را همراهی خواهم کرد!
به نمایندگی از گروه اجرایی، از حضور شما تشکر می کنم. خوشحالیم که به تفصیل و با دلیل، نظرات و برداشت دقیق خود را برای ما به رشته تحریر درآورده اید. شما نیز به اندازه، حرفه ای و سنجیده نوشته اید و تحلیلهایی درست ارائه کرده اید. باعث افتخار ما خواهد بود که ... دیدن ادامه » بتوانیم تماشاگران فرهیخته ای چون شما را در اجراهای پیش رو در کنار خود ببینیم. درود و ادب
۱۴ آذر ۱۳۹۵
بانو نوری گرامی سپاس از توجه شما، مراتب تشکر مرا خدمت تمام عوامل اجرایی برسانید
۱۵ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت بهزاد صدیقی، نویسنده و منتقد تیاتر و سینما در صفحه اینستاگرامش:
چهارشنبه هفته گذشته به دیدن نمایش راهبان معبد وانگ نوشته ی محمد رضا کوهستانی و کارگردانی احمد سلیمانی در تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر رفتم. نمایشی بی کلام و بدون دیالوگ و مبتنی بر موقعیت و تصویرهای نمایشی و بازی بازیگران. در این اثر، عنصر موسیقی، بخش عمده ای از فضاسازی داستان و موضوع نمایش را بر عهده دارد و طراحی صحنه مینیمال و موجز از ویژگیهای آن محسوب می شود. در این میان موقعیت های طنز ظریفی دیده می شود که بازی های خوب بازیگران، به آن قوت بیشتری بخشیده است. نمایش راهبان معبد وانگ، به لحاظ کارگردانی تلاش می کند بدون دیالوگ، هم بازیگران و گروه و هم تماشاگران را به چالش بکشد. کوهستانی در این اثر همه توانایی خود را به کار گرفته تا یک موقعیت نمایشی را بدون گفتگوی ... دیدن ادامه » آدمها و بر اساس رفتار آنها در درام خود پیش ببرد. نکته ای که در این بین به نمایش یاری رسانده، ریتم درست اجرای آن است که نه کند است و نه سریع، بلکه به درستی و به اندازه است و همین موجب شده که تماشاگر اصلا احساس خستگی نکند. به نظرم این اثر، نمایشی قابل اجرا برای همه (گروههای سنی) است. همچنین قابل اجرا در هر جغرافیایی هست و به ترجمه نیازی ندارد و از این روی، طیف متنوعی از تماشاگران می توانند از دیدن این نمایش لذت ببرند و رابطه خوبی با آن برقرار کنند.
البته نظر منتقد عزیز مورد احترام هست ولی بالشخصه فکر نمیکنم درست باشه بعضی گروه های سنی (کودکان و نوجوانان ) این نمایش رو ببینند.
۱۴ آذر ۱۳۹۵
نماینده گروه اجرایی
ممنون که یادداشت جناب صدیقی رو با ما به اشتراک گذاشتید.
درود و ادب
۱۴ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش بسیار فوق العاده و خلاق بود.
این نمایش دارای بازیگران بسیار خلاق می باشد. با اینکه این نمایش کلام ندارد ولی بازیگران آن به خوبی توانسته اند که معنا و مفهوم کار خود را به تماشاچی القا کنند بسیار قابل فهم و روان می باشد.
از بحث بازیگری کار که بگذریم می رسیم به بخش نویسندگی بسیار ساده و خوب که توانسته به راحتی با بیننده ارتباط بر قرار کند.و بدون هیچ پیچیدگی به دل تماشاچی می نشیند.
در بخش کارگردانی آقای سلیمانی با فعال سازی بخش فیزیکی بازیگران بسیار توانسته قابهای خوبی از این نمایش به بیننده نشان دهد و کار را سر تا سر مملو از تصاویر جالب و جذاب کرده و باتم کمدی که در کار وجود دارد کار را جذاب تر کرده است.
و در قسمتهایی علی رغم خنده هایی که از تماشاچی می گیرد ولی در بخشهایی تماشاگر را به فکر فرو می برد.و در کل بازیگران بسیار خوب هدایت شده و ... دیدن ادامه » به نحو احسن به اجرا می پردازند.
در بخش طراحی لباس و صحنه با اینکه این نمایش دکور و لباس آن چنانی ندارد ولی بسیار مفید و کارا طراحی شده که این هم ار نقاط قوت کار می باشد.
بنده قبلا هم کارهای این گروه رو دنبال کرده ام و میتونم از یکی دیگه از کارهای این گروه با نام شام آخر نام ببرم که بسیار کار خوب و خلاقانه ای بود.
از محسنات این نمایش می توان به نوع اجرا اشاره کرد که کار را به یک کار بین المللی تبدیل کرده و در هر نقطه از جهان کاملا قابل فهم می باشد بدون هیچ توضیح اضافه ای.
در مجموع به کلیه عوامل این کار خسته نباشید عرض می کنم و امید به موفقیت روز افزون این گروه دارم.
نماینده گروه اجرایی
ممنون که نظرتون رو با ما در میون گذاشتید.
خوشحالیم که اجرا رو دوست داشتید.
درود و ادب
۱۴ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش در روز پنج شنبه ۴ آذر ماه ساعت ۱۴ فراهم می شود.
آیدین آکسون و آرمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هندی بودن یا چینی بودن، مسئله این است!!؟

نمایش «راهبان معبد وانگ» اثری است ساده و به دور از ادا و اطوارهای معمول، نمایشی که مدعی نیست نفهمیدنش برگ برنده آن است. اثر سلیمانی به عنوان کارگردان و کوهستانی نویسنده می‌تواند هر فردی در هر سنی را پای کار خود بنشاند.

سال گذشته بود که احمد سلیمانی با نمایش «شام آخر» در جشنواره مقاومت شرکت کرد تا خاطره اجرای این نمایش کمدی در کارگاه نمایش را بار دیگر زنده کند. تجربه مشترک احمد سلیمانی و محمدرضا کوهستانی نمایشی بود مملو از تصویر و فاقد کلام که با بهره‌گیری از تصویرسازی ساده و عاری از هر گونه ارجاعات بیرونی، بدون گفتن کلمه‌ای پیام را به مخاطب عرضه می‌کرد. چنین رویه‌ای در اجرای یک نمایش موجب شد نمایش در یک تور چند ساله قرار گیرد و شانس اجرا در کشورهای دیگر را پیدا کند. عامل اصلی نیز رسیدن به یک زبان جهانی ... دیدن ادامه » نشأت گرفته از تصویر بود.
اگرچه در سال 93 تیم سلیمانی/کوهستانی به سراغ یک نمایش با حال و هوای رئالیسم اجتماعی رفتند و «یک کلیک کوچولو» را با حضور چند ستاره سینمایی و تئاتری در تالار قشقایی روی صحنه بردند؛ اما این بار به سراغ همان فضای فانتزی «شام آخر» بازگشته‌اند. «راهبان معبد وانگ» داستان چند راهب را روایت می‌کند که برای رسیدن به درجات والا مصائب بسیار می‌بینند و برنامه روزانه‌اشان روندی است برای مراقبه؛ اما وضعیت زمانی تغییر می‌کند که زنی وارد معبد می‌شود.
«راهبان معبد وانگ» نمایشی ساده است. فاقد دیالوگی است که بتواند با کلمات غامض ذهن مخاطب را درگیر کند. همه چیز در تصویر خلاصه می‌شود. تصویر نیز صریح است و تلاش نمی‌کند اشاراتی خارج از چارچوب نمایش نشان دهد. نمایش هیچ استعاره‌ای ندارد. جهان نمایش صرفاً با ابزاری ساده شکل می‌گیرد که کارکردی خارج از تصور ما ندارد. جارو، همان جاروست یا پرچم همان پرچم است. از همین روست که ما به چیزهایی می‌خندیم که می‌شناسیم. نمایش سعی نمی‌کند و شاید هم تلاش نمی‌کند یک چارچوب جدید خلق کند تا ما را با آن بخنداند. این همان چیزی است که نمایش را با «شام آخر» متفاوت می‌کند. در «شام آخر» یک منبع آب می‌توانست تبدیل به یک تانک شود، جای سرباز دوست با فرمانده دشمن عوض می‌شد یا داربست فلزی می‌توانست تبدیل به یک کوه برفی شود.
«راهبان معبد وانگ» اما خودش را از همین مسئله نجات داده است. برای همین است که مخاطب کودکش بیش از بزرگسالان قهرمانان دست و پاچلفتی نمایش را دنبال می‌کند و از شادیشان خوشحالی می‌کند. این هم شاید به سبقه فعالیت گروه در حوزه تئاتر کودک باشد. حوزه‌ای که در ایران متأسفانه بار عمده‌اش روی زبان در بیان متمرکز شده است تا زبان در شکل بدن. نمایش سلیمانی می‌تواند هر شخصی به هر سنی را همراه کند. این را هم باید لحاظ کنیم که نمایش داستان عجیب و غریبی نیز روایت نمی‌کند. همه چیز سرراست است. در دو پرده روایت می‌شود. پرده نخست راهبان و روند تکراری زندگیشان در معبد و پرده دوم ورود یک زن و عوض شدن همه آنچه آنان بدان عادت داشتند.
اما نمایش نسبت به کار پیشین چیزی کم دارد و آن هم ریتم است. نمایش سلیمانی بارها از ریتم می‌افتد و دقیقاً از ریتم افتادن زمانی است که موبد اعظم می‌خواهد ضربه‌ای به زنگ بزند. درست است که هر روند مراقبه با آن بار کمیک جذاب می‌شود؛ اما در ادامه ناتوان است. تمهیداتی که برای هر بازیگر انتخاب شده است تا او با کنشش مخاطب را همراه نمایش کند، برابری ندارد.
این وضعیت موجب می‌شود که ریتم در یک موج سینوسی قرار گیرد. مدام بالا رود و پایین بیاید. البته این مسئله در پرده دوم حل می‌شود و آن هم به سبب حضور عامل اختلال‌گر است. اگرچه منطق ورود زن به معبد و خارج کردن یکی از راهبان از صحنه نمایش روشن نیست؛ اما می‌توان آن را به حساب فانتزی بودن نمایش دانست. با این حال کنش نهایی نمایش حتی با فانتزی هم همخوانی ندارد. ناگهان در معبد تصاویری از طریق ویدئو پروجکشن پخش می‌شود که هیچ سنخیتی با نمایش ندارد. بعد به همان رویه فیلمهای هندی زن و موبد به رابطه‌ای قدیمی مرتبط می‌شوند تا بتوان با ترک موبد از معبد، آن را اصل خود انداخت.
باید گفت با یک پایان سرهم‌بندی شده مواجهیم تا یک پایان نشأت گرفته از اصل نمایش. فرض کنید نمایش با یک کروگرافی به پایان می‌رسید؛ همان چیزی که در طول نمایش با آن روبه‌رو بودیم. همه چیز وارد فاز دیگری می‌شد. ساختار نمایش حفظ می‌شد و در یک بزنگاه مهم دراماتیک ساختار فرونمی‌ریخت. با این حال احتمالاً سازندگان اثر آمیزه هندی/چینی نمایش را مناسب برای چنین کاری دیده‌اند. این دوگانگی هندی/چینی نیز جای بحث دارد. از سوی قرار است با وضعیتی جهان‌شمول روبه‌رو باشیم که می‌تواند هر جایی رخ دهد و برخی شوخی‌هایش توهین به دیگران برداشت نشود و از سوی دیگر با عبارت «وانگ» و یک انیمیشن «هندی» مواجه می‌شویم.
در کل باید گفت «راهبان معبد وانگ» اثری شیرین، ساده و معمولی است. نمایش ادعای عجیب و غریب بودن یا تجربی بودن را ندارد. نمایش می‌تواند هر کسی را پای کار بنشاند و البته این کار بدون حضور ستاره‌ها انجام می‌دهد. نمایش لفاظ نیست و تصویری ساده و رنگارنک ارائه می‌دهد؛ اما می‌تواند در گذر زمان پخته شود.

کاملا موافقم . هر چند اصلا فکر نمی کردم بی کلام باشه ولی در عین بی کلام بودن به قدری ساده و زیبا اجرا شد که پیامو به مخاطب انتقال می داد
۰۲ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اماکن خرید بلیت روزهای پنج شنبه، جمعه و شنبه این نمایش از امروز شنبه ساعت ۱۶ فعال خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش از امروز ساعت ۱۸ فعال خواهد شد.
دوستان عزیز .. اگه دوست دارین لحظاتی فارغ از هیاهوی زندگی یه کم لبخند بزنید توصیه میکنم حتما حتما نمایش راهبان معبد وانگ رو ببینید....
۲۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش در روز دوشنبه ۲۴ آبان ماه ساعت ۱۶ فراهم می‌شود.
سحر_ ن _منفرد و فریبا نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید