آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم‌تئاتر شب دشنه های بلند
S3 : 23:16:40 | com/org
بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
وحید عمرانی (vahid60)
درباره نمایش شب دشنه های بلند (برگه وابسته) i
«شب دشنه های بلند» تئاتری است که دو تکه می نماید؛ نه به سبب انفکاک معنایی یا موضوعی بین دو قسمت، بلکه به موجب تغییر فضای شبهه حقیقی به انتزاعی هم در مفهوم مکانی و هم به صورت نمود در شیوه های اجرایی، چنانکه پارۀ دوم با استفاده از شیوه های کمدیا دلارتۀ ایتالیا بر صحنه رنگ می گیرد. این دوگانگی تنها به ظاهر وجود دارد اما در واقع پارۀ دوم، ادامه ای است رویاوار از پارۀ اول که اتفاقاً کاملاً به آن مربوط و درهم تنیده است. ما در صحنۀ دوم در اصل، افکار، شخصیت و حرف های نویسنده یا بهتر است بگوییم نانویسنده را که شخصیت اصلی نمایش است، عیناً مشاهده می کنیم؛ ذهنیتی که به عینیت در می آید. ابتدا حرف ها را می شنویم و بعد خود عمل را می بینیم. بسیاری از عناصری که در منابع نظری دربارۀ سبک پست مدرن ثبت شده است را هم در نوع نگارش متن و هم در شیوه های اجرا در این نمایش می توان مشاهده کرد که مفصل بوده، در این مقال نمی گنجد و برای آگاهی از آنها می توانید منابع مربوط را بررسی نمایید.
«شب دشنه های بلند» تئاتری است برای تئاتر، به این مفهوم که به دغدغه های هنرمند تئاتر به طور عمومی و دغدغه های یک نمایشنامه نویس در مقیاس اخص می پردازد. صحنۀ نخست، زمان و مکان دقیق دارد. زمان؛ سال ۱۳۴۹ هجری شمسی است و مکان منزل پدری مجدد خوش کوش؛ شخصیت اصلی نمایش. مجدد؛ به خیال خود نمایشنامه نویسی نابغه و با استعداد است اما در حقیقت، بی استعدادی از وجناتش می بارد، بیشتر یک آویزان تئاتر است تا یک تئاتری. او به تعبیر برخی امروزی ها یک چلغوز تمام عیار است. به اصطلاح، نویسنده ای است بی مایه و بی سواد که حتی نمی تواند از روی یک متنِ درست و درمان بدون غلط بخواند یا فحوای آن را چنانکه هست ادراک کند، چنانکه در بخشی از نمایش می بینیم که پشت سر بیضایی لیچار بار می کند، اما حتی نمی تواند از روی «مرگ یزدگرد» که نوشتۀ اوست بخواند. از این رو چنانکه حال بسیاری افراد از این دست در هر هفت وادی هنر است، بر بزرگان آن هنر می تازد و با تحقیر زبانی آنها در اصل حقارت و بی مایگی یا گاه فرومایگی خود را پنهان می سازد. زمان وقوع اتفاقات نمایش، آخرین سال از دهۀ چهل؛ دهۀ طلایی تئاتر ایران است و مجدد که تا به حال نتوانسته هیچ کار درخور توجهی انجام دهد به فکر خودکشی افتاده و بنا به دلایلی نتوانسته آن را عملی کند که در این بین موجودی شبه جن از سال ۱۳۹۵؛ چهل و شش سال بعد در قالب گلاره؛ خواهرش حلول می کند و به مجدد وعده می دهد که اگر با وی توافق کند کاری خواهد کرد که نامش در تاریخ تئاتر ایران ثبت و ماندگار شود. چیزی که در ازای ... دیدن ادامه ›› این خدمت می خواهد، نمایشنامه ای رقت انگیز و ضعیف و بی بها از مجدد است که قرار است آن را در سال پنجاه و سه بر صحنه ببرد. انگیزۀ نویسنده از چنین معامله ای در متن، قدری نامفهوم است و به درستی مشخص نشده که به چه علت می تواند باشد یا در داستان نمایش اصلاً چرا باید کسی مثل مجدد خوش کوش برای او مهم باشد که این متن را از او می گیرد و به وی اصرار می کند که آن را هیچ وقت بر صحنه نبرد.
جنی که در قالب گلاره رسوخ کرده در واقع خود نویسندۀ اصلی این اثر است که از آوردن اسم خود (علی شمس) در متن نیز ابایی نداشته. مضحکۀ پارودی واری که در صحنۀ دوم می بینیم، نقیضه و تقلیدی است از برخی تئاترهای امروز ایران، جایگاهی که پس از چند دهه پستی و بلندی و خیانت و کارشکنی، امروز تئاتر ایران به آنجا رسیده است. می توان گفت نوعی آسیب شناسی است که در متن گنجانده شده. نویسنده در اثر خود دیدگاه ها و نقدهایش از تئاتر امروز را بیان می کند و تمامی آنها را در دهان موجود حلول کرده در تن گلاره می گذارد. او در تاریخ تئاتر معاصر به سال چهل و نه نقب می زند تا در ذهن مخاطب قیاسی را با تئاتر امروز برانگیزد، زمانی که تنها یک سال از تأسیس کارگاه نمایش می گذرد و بزرگان تئاتر ایران هنوز فعالند و در کنار یکدیگر حضور دارند. متن سرشار از این دست ارجاعات فرامتنی است؛ از نامهایی همچون بهرام بیضایی، نصرت نویدی، عباس نعلبندیان، آربی اوانسیان و علی نصیریان گرفته تا نمایشنامه هایی همچون مرگ یزدگرد، پچپچه های پشت خط نبرد، رقص روی لیوان ها و یک دقیقه سکوت که به قول نویسنده شهنشاه کار است.
گرچه پرداختن به مقطعی از تاریخ تئاتر معاصر ایران در این اثر موجب برقراری ارتباط و قرار گرفتن این نمایش در کانون توجه هنرمندان تئاتر است، اما به همین میزان نیز موجب بروز واکنش هایی دوگانه و متضاد در بین فعالان همین رسته می گردد. به عنوان مثال نویسنده بی محابا نظر خودش را در اثر دخیل می کند و چهار نمایشنامۀ مذکور را بهترین آثار دراماتیک و ادبیات نمایشی معاصر بر می شمارد که بر سر همین مسئله بین تئاتری ها اختلاف نظر وجود دارد؛ شاید به جز «مرگ یزدگرد» بیضایی که موردی استثنا و دارای جایگاهی خاص و انکارناپذیر است. در شرح روابط بین افرادی که در کارگاه نمایش و تئاتر دهۀ چهل از آنها نام می برد هم به همین گونه است، گرچه این اتفاق لطمه ای به اثر وارد نمی سازد و حرجی نیز بر آن نیست، لیکن اتفاقی است که در واکنش های مخاطبان خاص به صورتی ناگزیر رخ می نماید.
امیرحسین دوانی، طراح صحنه در راستای خواسته ها و طرز نگرش و برخورد با متن کارگردان که عناصر اجرایی پست مدرنیسم را مد نظر قرار داده، طراحی خلاقانه ای را ارائه کرده است. نمایشنامه نویسی، کلیدواژه و تم غالب این اثر است و مطابق با آن، صحنه را مالامال از حروف می یابیم، حروفی که زیربنا و دستمایۀ ساخت کلمات و جمله ها هستند. بازیگران از بین این حروف به صحنه وارد و از میان آنان خارج می گردند و گویی از دل آنها پدیدار شده و هستی می یابند. علاوه بر این دکور در سمت راست صحنه نیز بر کف اتاق فرشی پهن است که آمیخته ای است از حروف و نشانه گذاری هایی که دایره های باطل السحر موجود در متون قدیمی و کتب مربوط به علوم غریبه را فرا یاد می آرد که این طراحی با مسئلۀ حلول جن در قالب گلاره هم تناسب معنایی برقرار کرده است.
صحنۀ دوم به طرزی کاملاً عامدانه افتضاح است. آشکارا نشانه های استهزا در آن به چشم می خوردکه این تمسخر حتی شامل حال تماشاگران نیز می شود و راوی این صحنه آنان را با القابی نسبتاً توهین آمیز خطاب قرار می دهد، با این حال تماشاگر معمولاً با این صحنه همراه می شود و حتی درخواست بازیگر زن را برای دست زدن و همراهی اجابت می کند. میزانسن ها در این صحنه حالتی خط کشی شده و پر ملال دارد، شخصیت ها خودشان را توضیح می دهند و خلاصه تمامی خطاهایی که یک نمایشنامه نویس نمی باید مرتکب شود را در این صحنه مجتمع می یابیم. این صحنه خواب مجدد خوش کوش است که در رویایش در حال اجرای نمایشنامۀ بد و رقت انگیز خود است و گاه نیز در بین دستور صحنه ها به بازیگران خیالی اش تذکر می دهد که این قبیل تکه ها بر بار کمدی اثر افزوده است. این نمایش اصراری بر خنداندن تماشاگر ندارد اما برای مخاطب خاص خود که هنرمندان تئاتر هستند و اطلاعات کافی دربارۀ چیزی که می بینند دارند، به اندازۀ کافی خنده دار و مفرّح است. همان گونه که در ابتدای این نوشته اشاره شد، شاخصه هایی از کمدیا دلارته در صحنۀ دوم مشاهده می شود. این شیوۀ نمایشی که معروف به کمدی مهارت نیز هست در قرن شانزدهم در ایتالیا پدید آمد. این گونۀ نمایشی بیشتر نوعی شادی نامه بوده است که توسط بازیگرانی با توانایی های هنر پانتومیم و برخوردار از بدن هایی آماده، آکروباتیک و منعطف اجرا می شده و مبتنی بر بداهه پردازی بوده است که این ویژگی آخر البته در «شب دشنه های بلند» وجود ندارد چون همه چیز از قبل نوشته شده و مضبوط است. این نوع از کمدی با خلق تیپ های نمایشی که اغلب توسط ده بازیگر به اجرا در می آمده با گونۀ نمایشی «تخت حوضی» در ایران نیز شباهت هایی دارد که شمس نیز در فرم دهی به صحنۀ دوم، استفاده هایی از این امتزاج را به عمل آورده است.
علی شمس علیرغم جوانی اش، هنرمندی گزیده کار و نوپرداز است. آنچه بر صفحۀ کاغذ و صحنۀ تئاتر مصور می کند، ویژگی های مخصوص به خودش را دارد و این خود بودن و خود ماندن اگر در سال هایی متوالی ثابت بماند، می تواند نویدبخش ظهور یک هنرمند شاخص در تئاتر معاصر ایران باشد. امید است که این چنین شود. وی خوشبختانه در فعالیت های تئاتری اش تک بعدی نیست و علاوه بر نمایشنامه نویسی، روزنامه نگاری، کارگردانی و طراحی، ترجمه را نیز در دستور کار خود قرار داده و طبیعتاً رویۀ او در انتخاب آثار برای ترجمه به دلیل حوزۀ تحصیلاتش در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تئاتر در دانشگاه ساپینزای رم بر آثار ایتالیایی متمرکز گردیده است. البته در این زمینه خود را محدود نکرده و اخیراً به سراغ متون اسپانیایی نیز رفته است.
با دیدن این نمایش به یاد روایتی افتادم که مارگارت اتوود؛ نویسنده و منتقد ادبی سرشناس کانادایی در یکی از روایت‌های خود آورده است. در آن روایت شیطان به سراغ نویسنده‌ای ناموفق می‌رود و با او وارد به معامله می‌شود به این شرح که اگر روحش را به او بفروشد حاضر است کاری کند تا شاهکاری در نویسندگی خلق کند؛ روایتی فاوست گونه که در اثر علی شمس نیز به چشم می خورد. «شب دشنه های بلند» تئاتری مفهوم گرایانه است اما خوشبختانه به دام تفکر مطلق و خشک نیفتاده و عبوس نیست، بلکه شیرینی ها و دلبری های خودش را دارد. شمس آن پوشش شیرینی که دور قرص تلخ کشیده می شود را لحاظ کرده است تا حقیقت تلخ را در لفافی مطایبه آمیز به مخاطب خود منتقل کند.

منتقد: وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)
لینک مطلب در سایت کانون منتقدان: https://iatc.theater.ir/fa/140638/
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی عالی کلی لذت بردم😍❤️
خرید بلیت هفته پایانی این نمایش با تخفیف گروهی امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه این نمایش از روز چهارشنبه ۱۵ تا جمعه ۱۷ شهریورماه همینک آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه این نمایش به کارگردانی علی شمس از روز یکشنبه ۱۲ تا سه شنبه ۱۴ شهریورماه آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه از چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ شهریورماه هم اکنون آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه از روز یکشنبه ۵ تا سه شنبه ۷ شهریورماه همینک آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه پنج‌شنبه ۲ و جمعه ۳ شهریورماه همینک آغاز شد.
تخفیف وفاداری چرا اعمال نمیشه موقع خرید؟
۲۹ مرداد ۱۳۹۶
گروه همیاری (support)
درود بر شما
لطفا در ساعت اداری با شماره ۶۶۸۷۱۸۹۷ تماس بگیرید تا مساله بهتر بررسی شود.
۲۹ مرداد ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش تا ٣١ شهریورماه تمدید شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید سانس های یکشنبه ۲۹ مرداد و چهارشنبه ۱ شهریورماه آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید سانس های چهارشنبه ۲۵ تا جمعه ۲۷ مردادماه امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نادر (nader210)
درباره نمایش شب دشنه های بلند (برگه وابسته) i
بنده هم به لطف دوستان مفتخر به دیدن این نمایش شدم. شاید این نمایش برای آماتورهایی مثله من یک کار سنگین محاسبه بشه و صحبت در ارتباط با اون در حد من نباشه که البته دوستان صاحب نظر گفتنی ها رو فرمودن.
به جز محتوی تامل برانگیز این نمایش، نکته خیلی جذاب برای بنده بازی بسیار زیبای آقای محدث و تسلط خانم وفامهر به صحنه و نمایش بود به نحوی که در حین نمایش حضور یک سوسک روی صحنه باعث بهم ریختن افکار و نگرانی تماشاگران شد اما خانم وفامهر با تسلط کامل همزمان با بیان دیالوگ این حشره رو با دست به بیرون صحنه مشایعت کردن :)
نقطه ضعف کار هم به نظر این فقیر در حوزه تئاتر، بازی آقای کبودوند (که وزنه مهمی رو در این نمایش بر عهده داشتند) بود که در صورت تاثیر گذارتر اجرا شدن این نقش، امکان همراهی بهتر مخاطب با نمایش رو فراهم میکرد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ابرشیر (ardeshir.cloudy)
درباره نمایش شب دشنه های بلند (برگه وابسته) i
شب دشنه های بلند، متن و اجرای طناز و البته نیش داری دارد.
شیوه ها و مناسباتی که برای بیان این نمایش انتخاب شده هماهنگ با جهان ژانری انتخابی آن است. برخی از معیارها و خصوصیاتی که در مورد ادبیات پست مدرن مراد می کنیم در شب دشنه های بلند در شکل و ساختار اجرایی و دراماتیک،نمایشی شده است. بینامتنیت... ساختارزدایی از روایت خطی و متعارف ....حضور مولف در اثر و مجادله و شوخی با امر سوبژکتیو و نیز مسایلی که ممکن است بسیار جدی باشند...جفنگیت و ابتذال آگاهانه....جعل زمان و مکان ....جعل واقعیت و انشقاق امر واقعی در بی شمار واقعیت های دیگر ...پرداخت به خرده روایت ها ...فرا متن ...تناقض و گسست....بازی...
فارغ از اینکه تا چه اندازه این جهان و منش نمایشی را دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم باید به این مساله توجه شود که در پس پشت این بازی های تکنیکی و روایی، شب دشنه های بلند از سر دلسوزی و درد، به امور ریشه دار و مهمی در این سرزمین می پردازد و نقدش می نماید....حسادت و بحران اصالت و اوریجینالیته ..
با تمرکز انتقادی بر دوره ای از تاریخ تاتر ایران و ذیل پرداخت به آن، وضعیتی قابل تعمیم به هر حوزه دیگر را در طول تاریخ معاصرمان به درستی میسر می انگارد و به شکل مطایبه آمیزی آسیب شناسی می کند. علی شمس حتی در جایی از نمایشنامه اش ضمن سوارکردن مفاهیمی انتقادی و اجتماعی درقالب بر شمردن پنج اثر به زعم او برجسته از پنج نمایشنامه نویس مهم ایران طی چند دهه اخیر به مثابه یک بررسی محققانه درون متنی ،به وضعیت اجتماعی سیاسی فرهنگی تاریخ معاصر ایران در این چند دهه ارجاع می دهد. از جنگ و قتل های سیاسی تا نقد قدرت و زبان و فرهنگ عامه.... او در گفتاری مقاله مآب در نمایشنامه اش اشاره می کند بیضایی( این حافظ عرصه نمایش) در مرگ یزدگرد از زبان معیار دور شده و کوهستانی در رقص روی لیوان ها به زبان معیار نزدیک شده یا از آن رد شده است.
مجدد خوشکوش بی استعداد بخیل،حقارت خودش را از رخدادی که باعث تعطیلی همیشگی کارگاه نمایش می ... دیدن ادامه ›› شود، جشن می گیرد چرا که دوست دارد بی استعدادی وحقارت و ناتوانی اش، جایگزین پویایی و ترقی و پیشرویی افرادی مثل نعلبندیان و اوانسیان و بیضایی و... شود. اشاره خوشکوش به بورژواهای کارگاه نمایش که قرتی درباری هستن!قابل مداقه است. هر علاقه مندی که کتاب تحقیقاتی تئاتر در گذر زمان، کارگاه نمایش از آغاز تا پایان 1348-1357، ستاره خرم زاده اصفهانی را ورقی زده باشد متوجه اثرات گسترده و تابنده ی این کارگاه در عرصه تئاتر پیشرو و نوآورانه ایران حتی تا به همین امروز خواهد شد.
اشاره به افسانه های دکامرون و بازنمایی اجرای نمایشی از آن در خواب نویسنده بخیل به شکل شیوه نمایش دل آرته با تلفیق شیوه های نمایش های سنتی(به گفته خود شمس)، در قسمت دوم شکل می گیرد که تعمدا تصنعی و بازنمایی شده است و ای کاش این تمهید بیشتر خنده دار می نمود.
طراحی صحنه با حروف یادآور بوم نقاشان و خط نگاران مدرنیست پیشگام ایرانی است و خوشایند و مرتبط با تم نوشتن در نمایش است.
علی شمس، از استعدادهای خوب و خلاق نمایشی امروز ایران است به امید شکوفایی های هرچه بیشترش در عرصه تئاتر این مملکت و البته جهان
رفیق آلکاترازیم لطف داری به غایت
۱۹ مرداد ۱۳۹۶
مطمئنم با این تعاریفی ک شما کردید حتما خوشم میومد اگر می دیدمش...حالا امیدوارم فیلمش بیرون بیاد
۲۶ مرداد ۱۳۹۶
مرضیه ارجمند خواهش می کنم ممنون که می خوانید و امیدوارم هر چه زودتر فرصت تماشای هر تاتری که دوست دارید به دست بیاورید...ارادتمند
۲۷ مرداد ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرزانه رضائی (fr5649)
درباره نمایش شب دشنه های بلند (برگه وابسته) i
شب دشنه های بلند تئاتر خوبیست. طراحی صحنه و لباس خوبی دارد و به نظر من بازیگران زنش خیلی خوب بازی میکنند. هرچند بازی آقای سیاردشتی و تابش هم برای من جذاب بود. اما چیزی که از همه عالی تر است نویسندگی و کارگردانی اثر است. این نمایش دو قسمت دارد. قسمت اول جذابیتهای خودش را دارد. بازیگرهایی که کارشان را خوب و درست انجام میدهند و فضای رئال جادویی خاص خودش را دارد. اما قسمتی که بیشتر من را جذب خودش کرد قسمت دوم نمایش بود. فضای سبک و رنگارنگ قسمت دوم، بازیهای اغراق شده و نمایشهای سخیفی مثل تبدیل میله به دسته گل که انگار اصرار دارد تماشاگر را وادار به قضاوت زودهنگام کند. اما به نظر من ارزش این نمایش پر سر و صدا بیشتر از چیزیست که به نظر میرشد. اتفاقا این قسمت از نمایش به نظر من مثل آیینه ایست که کارگردان جلوی تماشاگران گرفته تا در آن قیافه خنده دار خودشان را ببینند. با این همه برای کسانی که هنوز متوجه نقش خودشان در بازی خنده دار زندگی نشده اند نمایش ادامه دارد. به نظر میرسد که نمایش تمام میشود و کارگردان به صحنه میرود. تماشاگران برای دیدن کارگردانی که علی شمس نیست و بازیگری که در ردیف اول ننشسته گردن میکشند. بعضی از جایشان بلند میشوند و با عجله سالن را ترک میکنند اما هیچکدام نمیفهمند که بازی هنوز ادامه دارد. پایان یافتن نمایشها آنقدر تکرار میشود که تماشاگران در پایان واقعی نمایش به تردید می افتند.
این اثر من را به عنوان تماشاگر به فکر انداخت. در طول نمایش، در پایان نمایش و بعد از گذشت دو ساعت احساس و درک من از این نمایش فرق داشت و این نتیجه چندلایه بودن این اتر بود.
علاوه بر این، اینکه »مجدد خوشکوش» مثل همه ما نتونست بر سلیقه خودش فائق بیاد و ارزش واقعی اثر بیضایی رو ببینه و در نتیجه معروف نشد برای من خیلی جالب بود. هر کدوم از ما میتونیم بهترین دوست یا بهترین دشمن خودمون باشیم. ضمنا، من اینکه روستایی زمان باروک پیرمردی بود که همسر کم سن و سال عروسک به دستی داشت رو دوست داشتم. خوبه که تئاتر واقعیت رو به ما نشون بده: واقعیت خودمون، جامعه مون و گذشته و حالمون.
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲۲ تا سه شنبه ۲۴ مردادماه از فردا (چهارشنبه) ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (چهارشنبه تا جمعه) همینک آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (یک شنبه تا سه شنبه)، از امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مارال عظیمی (mazimiz)
درباره نمایش شب دشنه های بلند (برگه وابسته) i

تئاتر تلفیقی

یک جایی هست به اسم قتلگاه..قتلگاه کجاست؟ جایی که احساس خودت را میکشی؟ جایی که احساس یک نفر دیگر را میکشی؟ جایی که هیچ کاری نمیکنی و تماشا میکنی؟ یا جایی که حسادت میکنی؟
خب نتیجه ی حسادت تمام اینها می تواند باشد..به جز مورد اول که انگشت شمار است. در فضاهایی که رقابت برای تولید محتوا جریان دارد، حسادت هم یک گوشه ایستاده تماشا میکند تا یک طعمه ی خوب بیابد و با چاشنی خرافات همراه شود و آشی بپزد عجیب غریب!..حالا شما اسمش را بگذار غبطه..اسمش را بگذار گوی سبقت را ربودن..اصلا هرچی..مثل همان دروغ و دروغ مصلحتی..اسم که مهم نیست! مهم این است که بالاخره یک جای کار شور یا تند یا تلخ است.. این وسط آقای فرزین محدثی هم پیدا میشود که پودر قند میپاشد روی اینها تا بتوانیم قورتش بدهیم.. قصه گوهایی پیدا میشوند که با یک نمایش، یک جریان میسازند و پیش میبرند..نویسنده و کارگردانی پیدا میشود که باید به او گفت:
دست مریزاد!
مارال عزیز نوشته ات را فعلا نمی خوانم و به بعد از تماشای نمایش موکولش می کنم
اما خوشحالم که نمایشی دوباره باعث شده تو رفیق هنرمندم بعد از مدتها در تیوال بنویسی. درود
۰۴ مرداد ۱۳۹۶
آخ آخ آخ آخ آخ
از اینکه یکی از بشدددددت دوست داشتنی ترین تیاترایی که دیدم و کار علی شمس جان رو دوست داشتین بسیاااااااار مشعوف شدم :))
۲۱ آبان ۱۳۹۷
به به چه جالب :) بسیار خوبن کارهای آقای شمس
از مشعوفی شما مشعوفم آقای عبداللهی :))
۲۱ آبان ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید روزهای تازه این نمایش به کارگردانی علی شمس و با بازی سام کبودوند، فرزین محدث، مرضیه وفا مهر، رامین سیاردشتی، سجاد تابش همینک آغاز شد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امکان خرید بلیت با تخفیف این نمایش به کارگردانی علی شمس و با بازی سام کبودوند، فرزین محدث، مرضیه وفا مهر، رامین سیاردشتی، سجاد تابش از امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
H B و علی شمس این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید