تیوال نمایش مستند شلتر
S3 : 03:14:25
داستان‌های واقعی، انسان‌های کارتنی
  ۲۵ بهمن تا ۱۸ فروردین ۱۳۹۶
  ۱۷:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: ساناز بیان
: امین میری
: سجاد افشاریان
: (بر اساس حروف الفبا) الناز اسمعیل زادگان، بهار اعتماد، سمیرا اکبری، سارا بانکی، بهنوش پات، ساناز پوردشتی، ستاره جباری، خدیجه حسانی، ساجده حمیدی، سرور خسروانی، نیلوفر دربندی، مرضیه زهری، امید سلیمی، آنالی شکوری، پریا قانع، مهدیه کوهستانی
: سجاد افشاریان

: امین میری
: آزاده آبادپور
: مهسا رستمی طالبی
: صنم محجوب بهروز، مرضیه زهری، نیلوفر دربندی، فاطمه مرادی، فاطمه حبیب دخت، راضیه اسماعیلی، علی لوبندی، شروین اشکوه
: شبنم موتابی
: امین عندلیبی
: ضیاء صفویان
با تشکر از همکاری میثاق زارع
: مهدی وحید روش
: شروین اشکوه
: فاطمه حبیب دخت، راضیه اسماعیلی
: سعید زارعی
: علی لوبندی
: سینا ییلاق بیگی
: محمد حسن درباغی فرد
: مسعود رنجبر
: هادی فکری
: الهام جعفری، سروش رازی، کیمیا اشرفی، آرشیدا قدرتی
: طرلان لطفی زاده
: الهام معین
: ماکان اشکواری
: امیر رضا یوسفی ، مهرنوش لک
: زینب الوند
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
با همراهی آرین امیر خان (فیلم نیوز)
: دکتر علیرضا شیری
: دکتر لیلا ارشد

- گروه تیاتر "احساس آبی"
توجه:
دیدن این نمایش برای زنان باردار و افرادی که ناراحتی قلبی دارند توصیه نمی‌شود.

- کارگاه فضا‌سازی، ذهن و انرژی (بازیگری) توسط کارگردان این نمایش در مدرسه عالی پارسان برگزار می‌شود... اینجاراکلیک کنید



- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.
سبک:
مستند

گزارش تصویری تیوال از نمایش مستند شلتر / عکاس: سید ضیاء الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فکر میکنی همه‌ی ما
واسه چی صیغه می‌شدیم؟!...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مستند شلتر نگاهی انسانی و جسورانه دارد به معضلات اجتماعی شهرمان که متاسفانه ساده از کنارش رد شدیم و شاید هم با نگاهی زشت قضاوت های بدی هم کردیم .
نیازی نیست با تعاریف اکادمیک تئاتر شلتر رو نقد کنیم و به دنبال این باشیم که در کدام سبک و سیاق تولید شده و اشکالات دراماتیک براش پیدا کنیم
مستند شلتر میخواد تلنگری بزنه به مردم مسئولین به من به تو که آگاه باشیم و به این هدف رسیده
فقر و نیازهای مادی آسیب های فراوانی داره که زنان و دختران رو بیشتر تهدید میکنه و گرگ های شهوت ران جامعه که در کمین هستند از این فرصت استفاده می کنند و نتیجش زنان و دختران کارتن خوابی میشه که در مستند شلتر می بینید
تماشای این نمایش بسیار سخت و دلخراش و دردناکه طوری که بعد از پایان نمایش زبونت بند میاد که با دوستانت خداحافظی کنی و مسیر برگشت به خونه رو ممکنه مثل من اشتباه ... دیدن ادامه » بری با اینکه با اگاهی کامل از داستان و موضوع به تماشا نشسته بودم ولی باز بسیار متاثر شدم ( خداروشکر که قبل از شروع نمایش عرض ادب و ارادت کردم خدمت جناب میری نسبت به بازی زیباشون در نمایش فوق العاده ابوبکر محمدی فاطمه محمدی چون بعد از تماشا ی مستند شلتر حال بدی داشتم)
این اثر فاخر که حاصل سالها تحقیق در شرایط سخت و دردناک هست بنظر من ادای دین تئاتر و نمایش ایران هست به کارتن خوابها که گروه منسجم و پرتلاشی به مدیریت و سرپرستی امین میری برعهده گرفتند و به صحنه امدند .
امیدوارم حمایت هایی صورت بگیره و شرایطی فراهم بشه که افراد زیادی بتونند این کار رو ببینند مستند شلتر باید دیده بشه تا جامعه بیدار بشه شاید یک لغزش کوچیک من رو مهمان شلتر میکرد .
مستند شلتر ساخته شده که صدای کارتن خوابها رو به گوش مسئولین و مردم و جامعه برسونه . مستند شلتر ساخته شده که خانواده ها رو هوشیار کنه که سن اعتیاد و سن فحشا خیلی پایین اومده . مستند شلتر ساخته شده که اگه نمیتونیم کارتن خوابی رو نجات بدیم کاری نکنیم که یکنفر رو به این جمعیت اضافه کنیم مستند شلتر ساخته شده تا از خدا طلب مغفرت بخواهیم بابت نگاه و قضاوت نادرستی که ممکنه نسبت به این افراد داشتیم



ممنون رضا چان از لطف و محبتت و نظرت و همراهیت
۱۸ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان نامه
در حق شلتر به نظر من اجحاف شده! تقصیر خودش هم هست! شلتر دستمایه اجتماعی دارد... خیلی هم پررنگ است... باید هم باشد. موضوع مهم است. اما اشکال کار اینجاست داستان این آدم ها انقدر با روان آدم خوب بازی می کند که یادش می رود شلتر یک تئاتر است. حتی نقدنویس ها هم به این ورطه افتاده اند و تعداد نقدهای فنی هم به انگشتان یک دست هم نمی رسد. در مورد بازی بازیگران که اتفاقا کم نقص بود (خصوصا نقش طلا که خیلی پسندیدم) هم همین اتفاق افتاده. اکثر ما دچار خلط بازیگر و شخصیت شده ایم. و به سبب ترحمی که به شخصیت پیدا کردیم اگر هم نقدی به بازی و بازیگر داشتیم فرو خوردیم.
شلتر امین میری، بر خلاف آنچه نوشته شده: نمایش مستند، به نظر من یک ماکیومنتری است بیشتر. ترکیبی از مصاحبه و مونولوگ است. اتفاقا به نظر من آن دیالوگ های پایانی نبود کار پایدارتر بود و بهتر در چارچوب ... دیدن ادامه » می نشست. نمی دانم میری فیلم نگین را دیده یا نه. ولی سهوا یا عمدا گرته برداری زیادی از نگین شده که آن هم اثر تامل برانگیزی است با همین موضوع.
تبریک می گویم به امین میری با کار تاثیرپذیر و ماندگاری که ساخت. گرچه هر دو قبول داریم بهتر از این هم می توانست باشد.
ممنون جسین عزیز از نظرت و قطعا هیچ اثر نمایشی کامل نیست و ضعفهایی دارد و ممنونم از تو و مخاطبینی که نظراتشون رو بهمون میگن و همونطور از ابتدای اچرا ها تا کنون نظرات خوب دوستان رو در حد وسع اعمال کردیم تا به اچرایی کم نقص تر برسیم
متاسفانه یا خوشبختانه ... دیدن ادامه » فیلم نگین رو ندیدم
امید که در اچراهای آتی شلتری بهتر رو نظاره گر باشی
۱۸ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شنبه 15 فروردین 1396 در تالار قشقایی تآتر مستند شلتر را دیدم.
شلتر لغتی لاتین هست به معنای جان پناه،پناهگاهی برای درماندگان.
موضوع تلخ و گزنده ای که در خصوص زنان کارتن خواب و معتاد بود که مورد تعدی و تجاوزهای رنگ و وارنگ از طرف نزدیکان مثل پدر و برادر گرفته تا بیگانه ها قرار گرفته بودند.
انسانهایی که اگر به واقع موضوع را تحلیل کنیم، احتمال قریب به یقین ، خودشان کمترین تقصیر را دارند که در این وضعیت هستند. شاید شرایط بوجود آمده آنها را در این مسیر قرار داده است.
تعدادی قربانی جنگ خانمان برانداز هستند، که به قول بعضی ها نعمت هست!!!!
تعدادی قربانی طلاق و فقر اقتصادی و شرایط خانوادگی هستند...
این مستند مرا یاد مستند دیگری انداخت که چند سال پیش BBC پخش کرد راجع به ظلمی که به زنان سودان میشد. سودان دچار جنگ داخلی بود گروهی که پیروز میشدند، زنان و دختران ... دیدن ادامه » گروه مغلوب را در میدان شهر در ملا عام مورد تجاوز قرار میدادند و از بین میبردند.
مورد دیگر مقاله ای از یونسکو میخواندم که در زمان حمله ی عراق به کویت، زنان کویتی مورد تجاوز عراقی ها قرار گرفتند که بعدها باردار و از خانواده رانده، دچار سرنوشتهای عجیب و غریب شدند.
همه را می بینیم و میشنویم و اتفاق می افتد و اتفاق خواهد افتاد و بعید میدانم تا نسل بشر وجود دارد ، این ظلم ها پایان یابد.
این گونه مستند ها فقط تلنگری ست تا نوع بشر دو پا را دقیق تر بشناسیم.
در یک دوره ای با این دنیا می آییم ، عده ای خنثی هستیم که کم هم نیستیم. می آییم و می رویم. عده ای نیک خو و نیک نفس هستیم به خود و هم نوعان خود نیکی میکنیم، در سطح محدود یا گسترده.
عده ای دارای خوی حیوانی و وحشی گری هستیم که متاسفانه کم هم نیستیم. ظلم میکنیم. تجاوز میکنیم. خیانت میکنیم. دل میشکنیم. میتازیم و میتازیم. در سطح گسترده مثل دیکتاتورها یا در سطح محدود مثل خانواده و.... جالب اینکه همه ما در آخر از بین میرویم. در نهایت خاطره ای از ما به یادگار میماند. به نیکی یا بدی....
در این بین قضاوت کردن کاری بس دشوار است. شرایط، انسانها را وادار به انجام کارهای عجیب وا میدارد. چه بسا همان انسان خطاکار اگر در شرایط مطلوبی باشد، هرگز دست به خطایی نمیزد...
در این بین مغلوب دلش را آرام میکند که بالاخره دادرسی هست و غالب، فارغ از هر گونه واهمه ای میتازاند..............
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شلتر را دیدم و چنان بر قلبم سنگینی کرد و میکند که گمان نکنم هرگز سنگینیش را از یاد ببرم ، نمیدانم این خاصیت تئاتر است یا چه که اینقدر عمییییییق ذهن را درگیر میکند ، هنوز ذهنم از تئاتر زیبای ترن پاک نشده بود که اینار با شلتر قلبم هم شکست . هر چند بسیار تلخ بود ولی گاهی لازم است این تلخی هارا با جان و دل بخریم که حداقل فایده اش قضاوت نکردن است .
ممنونم از کل گروه و به خصوص از نویسنده و کارگردان این نمایش به خاطر دغدغه های ذهنی ارزشمندشان
بازیگران فوق العاده بودن ، بی نظیرررررررر و واقعی
ممنون از لطف و محبت و نظرتون
۱۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در سالی که گذشت تاترهای زیادی رو تماشا کردم. با بعضی هاشون از ته دل خندیدم. با بعضی هاشون دلم گرفت و گریه کردم. بعضی خیلی دلچسب نبود ! بعضی هم فوق العاده جذاب بود. با بعضی هاشون احساسات مذهبی ام برانگیخته شد و با بعضی هاشون دوباره کودک شدم ....
ولی با بعضی ؛ بزرگتر شدم ....
من با تماشای شلتر بزرگتر شدم. چشمانم، رو به واقعیت های دنیای پیرامونم بازتر شد و انسان های اطرافم رو بیشتر و بهتر شناختم. من با شلتر، فکر کردم، درد کشیدم و اشک ریختم. با شلتر رنگ و بوی دنیای زنانه ام عوض شد؛ دنیای کوچکی که برای خود ساخته بودم ... از اینکه دنبال مد و رنگ و مارک و حراج های فصلی بودم خجالت کشیدم .... در شلتر زنانی را دیدم که حتی کودکی نکرده بودند ... طعم زن بودن و مادر بودن را نچشیده بودند ... طعم محبت را ... و حتی دریغ از نوازشی بی چشمداشت و بی منت... زنانی که قربانیان جهل و فقر فرهنگی ... دیدن ادامه » و تحجر و تعصبات منسوخ شده ی همین مرز و بوم هستند...


شاید تنها و کوچکترین کاری که می توانیم برای آنها انجام دهیم همین باشد که به داستان زندگی شان گوش دهیم و نگاه شماتت کننده و قضاوت گر مان را نسبت به آنها تغییر دهیم و کمی درکشان کنیم.....
و در پایان برای تمام دست اندرکاران این نمایش (انسان های شریف و انسان دوستی که نسبت به همنوعانشان بی توجه نیستند!) درود بفرستیم و در مقابلشان سر تعظیم فرود آوریم ...
فراموش نکنیم؛ بیشتر از آنکه شلتر نیاز به دیده شدن داشته باشد ، ما نیاز به دیدن و نگاه کردن و تماشا کردن و فکر کردن و فکر کردن .... داریم ......
ممنون از این لطف و محبت و نظرتون و همراهیتون
۱۵ فروردین ۱۳۹۶
دقیقا زیبا نوشتین
۱۵ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ــــ شـِلـتـِر، غمکده ای بی هویت ـــ

شلتر را دیدم و آنچنان به قلب و جانم نشست که هنوز حس میکنم وزنه ای سنگین بر قلبم جا مانده است.
شلتر، گرچه یک پناهگاه است اما رسالتش تلنگری است بر روح و احساساتمان...

تلنگری که نیشتر میزند؛
در پسِ نگاه یخزده و بی جانِ هر ""بنده ای"" که برچسب و اسامی الصاقی را از جانب جامعه به یدک میکشد و ""معتاد""، "" فراری""، ""ترنس"" و ... خوانده میشود، داستانی است که شنیدنش غبار قضاوت را از شیشه عینک بدبینی ما می زداید.

امین میری با به تصویر کشیدن قلم زیبای ساناز بیان، یادآوریم کرد ؛
که "انسان باشم" و یادم بماند که برای "انسان بودن و انسان ماندنم" ،
چه دیده و چه نادیده و چه شنیده و چه ناشنیده، عنان ذهن گستاخم را در جاده قضاوت مهار کنم و در مسیر قضاوت بی رحمانه نتازانم.

پ.ن: انتخاب ... دیدن ادامه » و بازی بازیگران اینقدر باور پذیر و ملموس بود که در ابتدا تصور کردم بازیگران، حقیقتاً از بچه های شلتر هستند. موفق باشید و خوش بدرخشید.
ممنون پرند عزیز از اطف و محبتت و این مطلب زیبات
۱۲ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

برای کسانی که سالهاست کنارشان
زیر سقفی از ستاره به خواب رفته ایم.


شاید در این میان
تجیری را
تجیرهایی را
تو
دزدیده باشی.

آغوشی را
سرد کرده باشی

کودکی را
بی ... دیدن ادامه » پناه

مردی را
منفعل

چند نسل را
کشته باشی.

راهش این نبود هرگز
کودکی را روزها و ماه ها
به دنبال سرپناهی
از آغوش گرم مادرش
دور کرده باشی.

(امیر بابک یحیی پور)
96/1/6
ممنون امیر عزیز از شعر زیبات
۱۲ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار گیرا و جذاب و دردناک و عالی و خیلی خوب و خیلی خوب و...
منتظر کارهای بعدی و کارهای بعدی و...
سپاس از کل گروه
ممنون از لطف و همراهیتون
۱۱ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز این نمایش رو دیدم، و در پایان واقعا نمیتونستم جلوی اشکهام را بگیرم، تمام طول راه تا خونه گیج گیج بودم. کار بسیار ارزشمند، فکر شده، و مشخصه که حاصل تحقیق و پژوهش بسیاریه. ممنون از نگرش گروه سازنده
ممنون از لطف و نظرتون
۱۰ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در تصوراتم هم نبود با آهنگ "ای قشنگ تر از پریا" به پهنای صورت اشک بریزم :-(
بسی زیاد تاثیر گذار بود ، خیلی خوب بود همه چی .
دقیقا باهاتون موافقم ..لحظه پخش این ترانه از دردناک ترین و تاثیرگذارترین لحظات نمایش بود...
۰۸ فروردین ۱۳۹۶
ممنون از لطف و نظرتون
۱۰ فروردین ۱۳۹۶
واقعا درست است...لحظه پخش آهنگ زیبا غم انگیز بود...
۱۰ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تهران، معصومیت منو هم ازم گرفت...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعیت‌های جامعه رو به بهترین شکل نشون دادین.
خسته نباشین واقعاً.
2بار دیدم، اشک ریختم و لذت بردم.
ممنون از لطف و نظرتون
۱۰ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا ازین بهتر نمیشد...چقدر غم انگیزه فقر و اعتیاد و بی سرپناهی...چقدر سست بودن بنیان بعضی از خانواده ها باعث بوجود اومدن این فجایع میشه...نمایشی بینظیر پر از اشک و لبخند های تلخ ... ممنون از تحقیقات دقیق و کارشناسانه اتون اقای میری عزیز و سجاد جان افشاریان...شلتر رو باید دید
ممنون فرهاد عزیز از لطف و محبتت و نظرت
۰۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از خودتان انسانیت به یادگار بگذارید ، نه انسان
تولید مثل را هر جانوری بلد است . _______ برتراندراسل ....روانشناسی برای زندگی
پرسنده : به نظر تو تقصیر کیه که امروز فاطمه در شلتر نیست ؟
(مسئول) یا مادر شلتر : من هر کاری از دستم بر می اومد کردم .شما برید ببینید چی میشه کار این بچه ها به این جا می رسه .
نقد و نگاه به نمایش شلتر به قلم فرزندان اندیشه مندم به درستی رقم خورده است و ممنونم .
نه فرا دستم و نه فرو دست ، برزخی هستم که درد را می فهمم و شرمم می آید که هستم اما بیهوده .
خوب هم می دانیم " چه می شود که کار این ......... " برای من این نمایش عالی بود تا به حال اجرایی چنین حال مرا از خودم متغیر نکرده بود . یا اکنون به خاطر ندارم .
ساناز بانوی بیان گرانقدر درود ها .
کارگردان عزیز و توانا امین جان میری تقدیر و تحسین .
عزیزان هنرمند دختران گلم بازی هاتان به حیرتم ... دیدن ادامه » انداخت . بس بس آفرینا بر شمایان جان .
گریم
لباس
چه بسیار خوب بود
با آرزوی توفیق روزافزون و سپاس بسیار از همه عوامل نمایش شلتر منتظر اجراهای دیگر گروه تئاتر احساس آبی هستم .
ممنون از این همه لطف و مهربانی و همدلی و همراهیتون ناهید بانوی عزیز
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
امین جان میری ، نکو فرزند هنرمند ، ژرف نگر و عزیزم
سپاسگزار ، قدردان و بسی خرسندم که تئاتر این خاک خوب چنین عاشقان و تلاشگران نیک دل و اندیشه در دامنش دارد .
با تئاتر نفس می کشیم
باتئاتر زندگی می کنیم و زندگی می سازیم
تئاتر ما فرهنگ ما می شود .
درود ها ... دیدن ادامه » بر شما عزیزانم .
توفیق و بهروزیتان دعای قلبی من است .
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر بسیار تاثیرگذاری بود. واقعا ممنون از گروه سازنده و کارگردان این نمایش.
ممنون از لطف و حمایتتون
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونجا بود که غرور مغرور بودنم خرد شد .

حالا عشق چیه ؟
عشق چیز بی معنی ای ی
تیوال با وجود قلم و حضور شما بزرگوار گرانقدر بهاری بهاریه..
خوشحالم که خرد مهربانتان را می خوانم
۲۵ اسفند ۱۳۹۵
چقدر خوب حتما به تماشایش خواهم نشست
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
امین جان میری گرامی و اندیشمندم
یک دنیا سپاس از لطف و محبت شما
خوبم ممنونم

مستند شلتر نیز برایم جزو آن دست از اجراهایی ست که از ذهنم زدوده نخواهد شد و هچنان با من خواهد ماند .
درود بر شما و خانم ساناز بیان عزیز و گرانقدر
و با آرزوی موفقیت و توفیق ... دیدن ادامه » روز افزون برایتان و کل گروه و عوامل این اثر ارزشمند
خوب باشید همیشه و همچنان
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا به این جا رسیدیم؟چگونه؟
به اطرافمان نگاه کنیم، بار دیگر که از کنار یکی دیگر از زنان متحجر رد شدیم، به این فکر کنیم به لحظه ای می توانیم همه چیزمان را از دست بدهیم. به آنان به چشم کوچک تر نگاه نکنیم زیرا کوچک ترین نقطه مشترک ما خلقت مشترک ماست. با آن ها مهربان باشیم، کمترین کاری که می توانیم انجام دهیم مهربانی است. حتما نمی خواد کمک مالی کنیم، می توانیم مهربانی کنیم.


پ.ن1: اجرای بازیگران عالی بود.
پ.ن2: لطفا موبایل هاتون رو خاموش کنید، باز یک جا باز قطع شدن دیالوگ بازیگر شد.
ممنون از لطف و محبت و نظرت امیر جان
مهربانی بزرگترین کمکه
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایشو امشب واسه اولین بار دیدم ولی اونقدر دوستش داشتم که میخوام دوباره ببینم، ما دخترا با یه مشکلاتی روبرو هستیم که شاید فقط اولش اذیتمون میکرد ولی بعدا اونقدر تکرار شد و اونقدر عادی ،که دیگه حتی خودمونم یادمون رفته ما هم حق و حقوقی داریم ،اینکه لایق بهتر از ایناییم ، که ما فقط این صورت و تن نیستیم، ما چیزای با ارزشی تو وجودمون داریم که باید با اونا خودمونو نشون بدیم ...
شاید به نظر برسه که این نمایش فقط در مورد کارتن خواباس ولی اینطور نیس،من نمیگم این بهترین نمایشیه که تو زندگیتون میبینین ولی برای من دخترِ امروزِ اهل هرجایی، که همه اول و آخر به چشم وسیله بهش نگاه میکنن ، شلتر جان کلام بود.
از همه عوامل تشکر میکنم.
همه اول و آخر به چشم وسیله بهش نگاه میکنن...موافق نیستم..البته و صد البته که اینجا جای این بحث ها نیست و بحث هنری باید توش باشه ولی انقدر نگاه فمنیستی نداشته باشید
۲۴ اسفند ۱۳۹۵
اصولاً جمع بستن صحیح نیست و استفاده از «همه» و اینطور مطلق گرایی در دستۀ افراط است و دفع کننده، بهتر است به کار نبریم.
۲۵ اسفند ۱۳۹۵
ممنون از همراهیتون و محبتتون
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آنچه باید می داشتم محرومم
و از آنچه باید می بودم دور
به دست دست های قهار تو

یا آواره ام به خیابان های پر ازدحام از شلوغی و فراموشی
یا مجبورم به حصاری که مامنش می خوانی و نیست
چگونه مامنی که گریزانم از آن به سردی و تاریکی کوچه های بن بست شهر

مرا نادیده گرفتی و بودنم را دروغ انگاشتی
تا جایی که وجودم نیز به زیر چرخ های مرکبت نیز احساس نشد

آرزو می کنم
کاش روزی
روزگار مرا
نه برای ساعاتی بلند که دقایقی کوتاه
در ... دیدن ادامه » بوستان های نازیبای شهر
که پلیدیشان را حتی قامت بلند درختان نیز پنهان نمی توانند
همگام من می شدی
آرزویم این است
و چه محال آرزویی
ممنون از متن زیبا و همراهیت عباس عزیز
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
ممنون از دغدغه مندی شما و تیم هنرمندتون
۰۱ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید