آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش اسموکینگ روم
S3 : 21:29:44 | com/org
خرید بلیت
از ٪۱۰ تا ٪۲۰ تخفیف
٪۲۰ تخفیف
تخفیف دانشجویی با کد tiwallstudents
۲۹ مرداد تا ۱۱ مهر
۱۹:۰۰
۱ ساعت و ۵ دقیقه
بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

اخبار

›› استقبال مخاطبان از نمایش «اسموکینگ روم»

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اسموکینگ روم
27.6.99
سالن استاد سمندریان
نمایش هایی که قبل از ورود بیننده، بازیگران روی سن هستند جذابیت خاصی دارد، در این تئاتر خاص شما در لحظه ی ورود حسی شبیه داخل شدن به یک فضای آخرالزمانی زامبی وار را دارید، از همان ابتدا مانیتور بالای سن توجه شما را به خود جلب می کند، مثلا با جمله ی "از ریختن خوراکی داخل قفس خودداری کنید." شعارهای اینچنینی که روی سر بازیگرانی که زامبی وار در قفسی مقابل شما تلو تلو می خورند همهمه ی اوایل سالن های نمایش را خفه تر می کند.
اسموکینگ روم به نویسندگی "مهدی زندیه" و کارگردانی "سعید زارعی" مجموعی از گفتارشناسی، کارکرد زبان در جامعه ای امروزی، تناقضات انسانی را به محوریت قدرت مولتی مدیای امروزی در راستای به چالش کشیدن قدرت انتخاب یا اجبار انسان ها به نمایش می کشد.
ابر رایانه ای که کنترل همه ی صحنه را به دست میگیرد بی شباهت به ابر رایانه ی "اودیسه ی فضایی 2001" کوبریک نیست، هرچند به چالش کشیده شدن توانایی انسان در تغییر سرنوشتش در حیطه ی اجبار و اختیار بارها به عرصه ی نمایش در آمده است اما دیدن آن از زاویه ای که کنایه ای به جامعه ی امروزی مجازی مان دارد دیدنی است.
ایده ... دیدن ادامه ›› ای بسیار زیبا و نگاهی بسیار نو که متاسفانه در ابتدای نمایش با تعدد اپیزودهای اجرا شده با زبان های بیگانه بیننده را خسته و زده می کند. به نظر می رسد توقف های نمایش باید در لحظه ی معرفی کاراکترها اتفاق می افتاد و اپیزودهای پرداختن به کاراکترهای وارد شونده به "اسموکینگ روم" کوتاه تر و سریع تر پیش می رفت تا به انتهای مسیر و اصلی ترین خط داستان که درگیری قهرمان با کاراکترها و پسر 15 ساله ی خداگونه می رسید.
در انتهای داستان اسموکینگ روم ذهن شما ناخودآگاه به "کنترل روم بودن" فضای سمی حاکم بالاخره خو میگیرد و متوجه می شوید که قبل از شروع نمایش خود شما هم با مانیتور روبرو در سطحی مورد بازی ذهنی قرار گرفته اید.
در انتها جایی که با ارزش بودن سرنوشت انسانی تا حد شرط سر پاستیل خرسی پایین می آید یادآور دیالوگ فیلم "کنستانیتین" که گفته می شود: خدا یک بچه است با مزرعه ی مورچه...
در انتها به نظر می رسد ایده ی ناب این نمایش با کاهش اپیزودهای اول و افزایش زمان و دقت اپیزودهای آخر بسیار پرورده تر و خش نما تر خواهد شد.
ممنون از نظرت
۳ روز پیش، شنبه
Saeed Zarei
ممنون از نظرت
ممنون از شما بخاطر کار زیباتون و بازی عالی خودتون و بازیگرانتون
۲ روز پیش، یکشنبه
زمرد^_^
نظرتان بسیار خوب بود ،به شخصه به سعید زارعی بعنوان یکی از امیدهای نمایش نگاه میکنم
ممنون از خود شما
منم پابرهنه ی عرصه ی تئاتر رو دوست داشتم امیدوارم به زودی کارهای بهتر و بیشتری ببینیم ازشون
۲ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایده ای از اتفاقات روز در این نمایش هست که این برای تماشاگران جذابه چون ذهن مخاطب عام را درگیر می‌کنه و باعث میشه مخاطب را جذب کنه و کار را با دقت تماشا کنند.
خسته نباشید میگم به تمام گروه
از تماشای این نمایش بسیار لذت بردم
هماهنگی عالی بازیگران و تفکر مخاطب نشان از رسیدن به هدف والایی است که سعید زارعی بدرستی آن را طی کرده است
نقطه‌ی قوت نمایش، از نظر من طراحی لباس بود.کاراکترها، از طیف‌های مختلف، با موقعیت‌های اجتماعی مختلف و ملیت‌های مختلف بودن، ولی با اینکه همه لباس یک‌شکل داشتن،پوشش، برای همه مناسب بود و گویای نقش‌ها ...
ایده‌ی جالبی داشت اما ناپخته اجرا رفت

اضافه کنم که انتخاب این ستاره های جدید با موبایل خیلی بد قلق هست
آدم دو ستاره و چهار ستاره رو اشتباه میگیره سه ستاره زدم!!!
روشی جالب برای بیان مسائل حساس دنیا!
خسته نباشید، عالی بود.
یک اثر متوسط رو به پایین. داستان دارای دو نیمه متفاوت بود یک نیمه بسیار ریتم کند و کسل کننده و نیمه دوم نیمه ای با ریتم نسبتا مناسب و گیرا دقیقا از زمان انفجار تئاتر ریتم خود راپیدا کرد. طراحی صحنه خوب بود اما بازی به غیر از چهار نفر بقیه دلچسب نبود. عدم پرداخت درست و کامل خرده روایت ها از نقاط ضعف این تئاتر بود. در مجموع اثر متوسط رو به پایینی بود.
فاطمه معصومی و پویا این را خواندند
نیلوفر ثانی، محمد صالح محمدی، NetHunter و سارا_ز این را دوست دارند
ممنون از نظرتون
۲۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایده ی جالبی داشت ولی الکن موند و خب طبیعتا خیلی نمی تونم نظر خاصی داشته باشم.
در کل خیلی راضی نبودم و جزو نمایش های 2 ستاره ای محسوبش می کنم.
اداشتی کوتاه بر تئاتر " اسموکینگ روم "
نوشته : مهدی زندیه
کارگردان : سعید زارعی
دوست داشتم پیرامون نمایش مذکور یک نقد مفصل می نوشتم ؛ اما اعتقاد دارم که یاداشت کوتاه بیشتر تاثیر دارد . و نقد بلند اهمیتی دیگر ندارد
واقعا این اثر نقد مفصل لازم دارد نه یک یاداشت .
تئاتر عجیبی بود نه از لحاظ محتوا یا بخش اجرا بلکه از آن دست که بخشی از اثر آنقدر پخته و درست بود که لذت می بردی و ناگاه آنقدر ضعف می دیدی که شک می کردی چرا آنجا نشستی ؟
اسموکینگ روم را ... دیدن ادامه ›› کلاس می بینم
خوب ها و بد های کلاس اسموکینگ روم
۱ خوب _ گروه بازیگران ، بدون شک تمامی بازیگران اثر مدت ها تمرین و زبان مشخصی را تمرین کردند و به خوبی ایفای نقش داشتتد .
۱ بد _ چند نفر در زندگی شما بیشتر از سه زبان قادر به تکلم و ارتباط هستند ؛ در زندگی شخصی من رکورد دار آن نیلوفر عکاف زاده و تیام قلی پور هستند البته زنده یاد بیژن میر منتظری در قید حیات نیست
این اثر نمی تواند با نگاه تجربه گرا مخاطب را پس بزند که می زند . بدانیم بالا نوشته اصلا کمک نکرد که هیچ باعث دوری بود .
۲ خوب _ طراحی دلچسب ، در اکثر طراحی های اثر فکر و اندیشه وجود داشت و به خوبی به فعل در آمده بود .
۲ بد _ بخش طراحی در رساندن هدف و زبان که مهمترین عنصر نمایش بود عقیم ماند .
۳ خوب _ ریتم مناسب و هیجان صحنه و نو آوری حتی در طراحی رقص شاهد شکوفایی بودیم .
۳ بد _ این نمایش سه طرفه نبود ؛ کارگردان فقط اثر را از روبرو هدایت کرده بود و گوشه ها مهم نیستتد حال تماشاچی بیشتر چه بهتر ؛ کیفیت هم فدا سرمان در گوشه ها
۴ خوب _ ۵۰ درصد از تفکر اثر انتقال یافت
۴ بد _ ۵۰ درصد تفکر متن انتقال داده نشد
و در پایان اگر زبان اهمیت دارد خط و املا نیز حائز اهمیت است
املا صحیح کلمه اصلا درست است نه اصلن
نمایش اسموکینگ روم یک تجربه جذاب و جسور است که عقیم ماند .
اما آن را حتما ببینید و تفکر کنید .
واقعا حیف که بشتر نقد بلند مدت ها فراهم نیست .
همین را هم ۱۰۰ نفر مطالعه کنند باعث دلخوشی است .
اما درود بر شما گروه اجرایی که در این دوران تیره در خط مقدم فرهنگ می جنگید ‌.
پوریاقلیپور
رقص
هنر
کارو دوست داشتم هرچند در دوسوم گذشته از کار ریتم افتاد و حوصله ام سررفت اما دوباره خود را بازیافت و به بهترین شیوه به بقایش ادامه داد. بازی تاریکی و فندک رو دوست داشتم هرچند چندین ایده تکراری مثل متن نوشته، بازی نورو تاریکی و یا تم و حالو هوای درباره الی وار دعوا و بحث چندنفر را داشت اما خوب از ان استفاده کرده بود صدای جذاب و غرای پسر نوجوان تسلط نسبی به زبان ها مختلف از مزیت های کار بود.
در زمره کارهای تئاتر تجربه قرار میگیره
۱۸ شهریور
ممنون از نظرتون
۲۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"خطابه‌ای دیر هنگام"

بحث زبان و کارکردهای زبانی همواره بعنوان سوژه‌ای قابل پرداخت و با ظرفیت‌های متعدد، مورد اقبال نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان به‌ویژه در سال‌های اخیر بوده و از آن، درجهتِ آشنایی بیشتر مخاطب با وجودِ دامنه‌ها و کاربردهای وسیع زبان، بهره برده‌اند.
بحث زبانی در آغاز و در عصر طلایی "نشانه‌شناسی و واقعیت"،حاویِ بالفعل‌کردن نیروهای بالقوه‌ی درون زبانی بود که مفاهیم و ارجاعات را واکاوی می‌کرد. اما به مرور با حضور پررنگ رسانه و وسایل ارتباط‌ِ جمعی، بحث زبانی و تأویل آن نیز دستخوش بهره‌برداری قدرت قرارگرفت و از ظرفیت‌های آن، به سمت کنترل سرمایه و وضعیتِ سلطه بر جوامع، بهره برده‌شد. آنچنان که در هر کجای جهان و با هر زبان و گویشی و در هر منطقهء جغرافیایی، دیگر آن دیاگرام‌های ساده زبانی، که هر آنچه گفته و اعلام می‌شود، معادل همان واقعیت‌ است، کنار رفت و الگوهای پیچیده‌ای مطرح شد که الویتش، مصالح و منافع قدرتی باشد که از طریق رسانه، زبانِ موردنظر خودش را با هر نوع دستکاریِ مورد لزوم، ارائه‌‌می‌کند و این چونین افکار عمومی را تحت تاثیرخود و با اهداف موردنظرش، جهت می‌دهد.
خصیصه‌ای که امروزه نیز بسیار غالب و برساخته با نفوذ بیشتر غول‌های رسانه‌ای و خبری، اجرا و انجام ... دیدن ادامه ›› می‌شود.
اینچونین زبان به عنوان سامانه‌ای منعطف و اهرمی، در هر زمان با مولفه‌های تعیین‌کننده، رعب و وحشت می‌آفریند و یا سوپاپ اطمینانی برای تخلیه فشارهای موجود می‌شود. و با قابلیتِ منحصر خودش، وقایع را جدای از ماهیت واقعی و دلایل رخدادش، به شکلی به اذهان و افکار عمومی می‌قبولاند که بقا و تداومش تأمین‌شود.
اسموکینگ روم، در اتاق سیگار فروردگاه آتاتورک با رفت‌و آمد مسافرانی می‌گذرد که تمام دیالوگ‌ها و دستور صحنه را ، مانیتوری بر بالای صحنه، ترجمه و تعیین می‌کند. مانیتور اسموکینگ روم، وام‌گرفته از کامپیوتر فوق هوشمندی‌ست که در اودیسه فضایی کوبریک، نمونه‌اش را دیده‌ایم. هم‌توانایی ماشینیزه‌بودن را دارد که مترجم زبان‌های مختلفِ مسافران در آن واحدست و هم درک احساسات و عواطف انسانی و حتی اعلام نظر و دستور بر آنها را دارد. همچون دانایِ کلی که به نظر می‌رسد تمام اتفاقات، رویدادها و حوادث راتحت کنترل خود دارد. و اوست که صحنه، کارگردان و بازیگران را با قدرتِ مافوق خود بازی و سامان می‌دهد. مانیتور فوق، داستان هر مسافر و حرف‌هایشان را می‌سازد، گاه جعل‌می‌کند و به قصد و نظر خود تغییر می‌دهد در نهایت حتی در زمانی که گروه بازیگری به نظر می‌رسد در طغیان علیه کارگردان و شرایط تحکمِ صحنه هستند و از دستورات مانیتور نیز سرپیچی کرده‌اند، برمی‌آید که آنهم ترفندی از سوی ناظرست که حتی گاها اجازه وسعت عمل به زیردستانش می‌دهد چنانکه این تصور پیش بیاید که آنها اراده‌ی انتخاب و توانایی تصمیم‌گیری دارند، اما در نهایت بازهم او تعیین‌کننده‌ی نهایی‌ست که براحتی آنان را تحت قیومیت خود، به هر سمتی که نیازبداند، سوق ‌می‌دهد.
بخش پایانی نمایش نیز موید همین رابطه دال و مدلولی‌ست که با خطابه‌ی کارگردان نسبت به اوضاع پیش‌آمده، از انعکاس خبرهای دستکاری‌شده تا واقعیت، ایراد می‌شود.
او نسبت مستقیم سیاست، دال قدرت و آنچه به عنوان خوراک ذهنی از رسانه‌ها به توده‌ها منعکس می‌شود را فاش می‌کند و نوعی آگاهی‌بخشی در کانسپت اتاقِ سیگاری که رندمی از افراد حاضر در فرودگاهند، نگارش و اجرا‌کرده، به مخاطبش ارائه‌می‌دهد؛ هرچند او نیز در دامِ این رمزگذاری‌های زبانی می‌افتد و نمی‌تواند ماهیت اصلی مورد طرح را، روشن‌کرده و اذعان دارد در این آشوب و مارپیچ قدرت هر چیزی نسبی و هر نمودی در حقیقت، وانمود و کپی‌های غیرمشابهی از اصل خود بوده و حتی می‌تواند علیه خودش تداعی‌گر باشد.
اسموکینگ روم ایده‌ی مهمی دارد اما همچون ضعف اغلب نمایش‌های ایرانی، ایده به ثمر و پختگی نمی‌رسد و حتی در بین راه، دچار استحاله شده و از دست‌می‌رود.
نیمه ابتدایی اجرا، که نمودی از حضور مسافران، قصه‌ها و تسلط مانتیور بر اوضاع‌ست، بیش از 50 دقیقه زمان می‌برد تا به بیست دقیقه پایانی و موثر و روشنگرانه مورد نظر یا نقطه اوج نمایش برسد. دراین فاصله زمانی، افراد با زبان‌های مختلف باهم گویش می‌کنند که بیشتر آنان ترجمه نمی‌شود و تنها شرحی از موقعیت آن فرد داده می‌شود. که حتی اگر بیگانگیِ زبانی برای مخاطبان موردنظر باشد، با این حجم صرف وقت و عدم ترجمه دیالوگ‌ها، کسالت‌بار شده و بارها سبب قطع تمرکز و ارتباط‌گیری تماشاگر با محتوای اصلی می‌شود. و این ناهمخوانی از شدتِ دریافت ضربه نهایی می‌کاهد.
با اینحال تمایز روشن آنکه اجرا به نوعی تجربی‌ست و حتی می‌تواند کارگاهی نیز قلمداد شود، تجربه‌ای‌ست که این اجازه را برای گروه باقی می‌گذارد که در بند فرم مورد نظر خودش بوده و به اطمینانِ درک کامل و متقابل مخاطبان از اثر، چندان اهمیتی ندهد. همانطور که در پایان سعید زارعی کارگردان اجرا، اشاره می‌کند که شاید اصلا خودشان هم ندانند که چه می‌خواهند بگویند.
دکور محفظه‌ای محصور با فنس‌های فلزی‌ست که سالن را به نمایه سه‌سویه تبدیل کرده‌است.خشونت موجود در طراحی اتاق، درجهت معنایی قابل توجه ا‌ست؛ میزهایی در وسط محوطه داخلی آن، و مانیتوری بر بالای ضلع روبرویی قرارداده‌شده که البته جای تردیدست تماشاگرانی که در جایگاه‌های کناری سالن نشسته‌اند قدرت دید مناسب و خواندن نوشته‌ها را داشته‌باشند.
گروه بازیگران در تلاشند بازی و اجرای خوبی داشته‌باشند با این‌حال با وجود نقش‌های چنددقیقه‌ای و تعدد تعویض شخصیت‌ها و رفت‌و آمدهای پیاپی به صحنه، چندان اجازه محک لازم را دراین‌باره نمی‌دهد.
قسمتی از پایان نمایش، حرکاتی گروهی با فندک‌های روشن‌ست که چشم‌نواز و خلاقانه، با هماهنگی قابل قبولی‌ست؛ با این وصف، همچنان نقص در متن وپرداخت حلقه مفقوده‌ای‌ست.
اسموکینگ روم، واجد امتیازاتی برای نقد وانموده‌هایی رسانه‌ای‌ست که در خدمت و تسخیر قدرت، یکی از مهمترین ابزارهای بازنمایی وقایع به شکل و وصفی جعلی و دستکاری‌شده، و فرآیندهای نظارتی در سطوح عمومی‌ست، همچنان که می‌تواند یک انفجار مهیب با تلفانی جانی بسیاری را در یک فرودگاه، بجای وجه واقعی آن که انفجاری بدون تلفات و هیاهویِ سیاسی بوده‌ است را جعل و به مخاطبانش القاکند با این وجود نیازمندست با بازبینی بیشتر از الکن بودن نیز عبورکرده و به سطحی قابل قبول از انسجام و تعادل معنایی و اجرا برسد.

نیلوفرثانی
پایگاه خبری تئاتر
13شهریور 99

شناسه خبر : 31939 | تاریخ انتشار : 17 شهریور 1399 | تعداد دیدگاه 0 | ارسال توسط : نیلوفر ثانی
https://teater.ir/news/31939
کار رو دوست داشتم،دقیق و حساب شده با کارگردانی خلاقه،فقط مشکل من با زبان ترکی و بازیگر کودک کار است،اما انصافا از تلاش سایر بازیگران نمیشه گذشت...خداروشکر ایرانشهر با این نمایش بعد از ماهها چراغش روشن شد.
اتفاقا اگه زبان ترکی بلد بودید شاید بازیگر خانمی که به زبان ترکی حرف میزدند رو پسندیده بودید ولی خب ایشون کمی در صحنه زیاد بودند ولی خب بازیگر کودک بازی خوبی داشت از بقیه مسلط تر بود .
۱۱ شهریور
علی محمدی
اتفاقا اگه زبان ترکی بلد بودید شاید بازیگر خانمی که به زبان ترکی حرف میزدند رو پسندیده بودید ولی خب ایشون کمی در صحنه زیاد بودند ولی خب بازیگر کودک بازی خوبی داشت از بقیه مسلط تر بود .
بنده خدا نوجوان رعنایی بود چرا میگید کودک😂
۱۱ شهریور
رویا
بنده خدا نوجوان رعنایی بود چرا میگید کودک😂
😃😁
۱۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کلی دیدم و شنیدما ولی نمیدونم چرا نمی‌تونم راجع‌بهش بنویسم.
این ایراد از نمایش نیستا، یه نوع همهمه فکر.

دوست داشتما، نمیدونم چرا؟
بازیش خوب بودا، نمیدونم کی؟
قصه داشتا، نمیدونم چی؟

اینا دلیلش همهمه فکر، یعنی مشغله ذهن من و کارگردان.
اون با همهمه میسازه، من با همهمه میبینم.
تنها تشابه ما در همهمس، نه فهمیدن همدیگه.
خود زندگیه امروز.
از این نمایش‌های روی صحنه فقط همین یه دونه رو دلم می‌خواد ببینم که اونم به خاطر شرایط موجود معذورم😔😔🥺🥺
۰۷ شهریور
پویا فلاح
نفرمایید. خیلی هم خوب نوشتید. اگه بخوام نوشته شما رو با خودم مقایسه کنم چیزی شبیه مقایسه سریال برکینگ بد با سریال دل میشه.
:)) چه قیاسی، برکینگ بد ناراحت میشه
۱۰ شهریور
امیرمسعود فدائی
از این نمایش‌های روی صحنه فقط همین یه دونه رو دلم می‌خواد ببینم که اونم به خاطر شرایط موجود معذورم😔😔🥺🥺
خوب نبود اصلا
۱۹ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب با جمعی از دوستان فرهیخته کار سعید جان زارعی را به نظاره نشستیم. در بدو ورود با فضایی روبرو شدم که شاید تداعی فیلمهای مبارزه در قفس را در بر داشت. چرا که اسموکینگ رومهای فرودگاههای بین المللی شبیه یک اتاقک شیشه‌ای با فن‌های بزرگ هستند تا مکانی محصور شده با فنس. شاید این موضوع به عمد توسط طراح صحنه ایجاد شده بود که از درک حقیر خارج بود. و اما چیزی که از آن نمیشود غافل شد تحمل رنج غیر قابل توصیفی بود که توسط تیم اسموکینگ روم صورت گرفته بود و واقعا ستودنی بود. بازیگرانی که هر چند تازه کار بودند، ولی تلاش و ممارست در کارشان موج میزد. ولی چیزی که برایم معما شده، دلیل انتخاب این نمایشنامه توسط کارگردان عزیزمان هست. سعید جانی که در مقام بازیگری و کارگردانی کارنامه‌ای چون زبان اصلی، سرگیجه و شرقی غمگین را به یادگار گذاشته، چرا باید سراغ متنی برود که بر خلاف اجرای سنگین و طاقت فرسا، نتواند با مخاطبش ارتباط برقرار کند!
تابلوی بالانویس گذشته‌ی کاراکترهای در صحنه را روایت میکرد و بازیگران با زبان مادریشان گفتمان میکردند که از درک بیننده خارج بود. زبانهای ترکی، انگلیسی، اسپانیایی و.... .دائم با خودم در فکر بودم که هر کدام از صحنه‌ها اگر حذف بشود، چه خللی به نمایشنامه وارد میشود؟ واقعا هیچی. یا اینکه این همه رفت و آمد و داد و فریاد مسافرین سیگاری، با قصه‌های چند ثانیه‌ای بر روی بالا نویس چه لزومی داشت که آنقدر طولانی شود تا بیننده را دچار خستگی کند. گوش دادن به داد و فریادهای طولانی مستخدم ترک زبان چه جذابیتی برای بیننده میتواند داشته باشد. بهتر نمیبود تا بازیگر نوجوان افسانه باغهای معلق بابل و جدایی زبانها را به فارسی روایت میکرد تا بیننده حداقل از منظر زبانشناسانه به این نمایش نگاه میکرد تا درک درستی از اختلاف زبانها به سبب نرسیدن به ذات الهی باشد و بتواند هر گونه ویرانگیری را منتسب به عدم درک متقابل انسانها از یکدیگر بداند.
نمایش حاضر ترکیبی از چند روایت است که در ۶۵ دقیقه نمیتوان همه را به سرانجام رساند و تماشاگر ناگهان خود را غوطه‌ور در پایان نمایش ... دیدن ادامه ›› میبیند.
هر چند که رقص فندکها به زیبایی طراحی و اجرا شده بود، جز سرگرم کردن بیننده پیامی را القاء نمیکرد.
خواندن پیامهای طولانی بر روی صفحه نمایش گاهی مانع از این میشد که بازی دوستان دیده شود، یا بازی عزیزان مانع خواندن نوشته‌های روی تابلو.
شکر خدا بنده دقیقا مقابل تابلو قرار داشتم و به راحتی قادر به خواندن تابلو بودم، ولی جایگاههای کناری حتما با این موضوع به مشکل خواهند خورد.
در پایان به تمامی عوامل نمایش خسته نباشید عرض میکنم که مرهمی برای زخم این روزهای تئاتر بودند و لذت تئاتر را به روح ما تزریق کردند و آفرین به عزیزانی که بهتر از سوپراستارهایمان، بدون تپق و کاستی دیالوگها را ادا کردند.
به امید اینکه روزهای خوب تئاتری در راه باشند.
باعث افتخار است دو تن از دانش آموختگان خوب موسسه فرهنگی هنری کارنامه در این اثر نمایشی ایفای نقش می کنند.

الهه پورسند و فرناز حسین مردی گرامی، برای شما و همه عوامل گروه اجرایی نمایش آرزیو موفقیت کرده و امیدواریم هر روز درخشان تر در این مسیر سخت به جلو حرکت کنید.
خوشحالیم که در ابتدای مسیر همراه با شما بودیم.

ممنون از موسسه کارنامه و خوشحال میشم هنرجوها موسسه و گروه جوان رو حمایت کنن با استوری کردن یا به هر روشی که خود بهتر میدانید
۰۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اینا قهرمانشون منم
در حالی که نمیدونن
من قهرمان قصه های خودمم نیستم
برای من یکی از بهترین و متفاوت ترین تجربه های نمایش بود ...
هوشمندانه و خلاقانه , از متن تا اجرا
جدا از تسلط بازیگران به زبان های مختلف و چینش دقیق میزانسن ها و هماهنگی بدون نقص در اجرا و طراحی صحنه ی جالب و ایده ی دادنِ ماسک و ... مفهوم عمیق و تلخ پایان بندی کار را بیشتر از هر چیزی دوست داشتم . و اینکه چقدر به واقعیت این روزهای جهان نزدیک بود .
پ . ن : چه خوب که از سال گذشته تقریبا به زبان ترکی استانبولی مسلط شدم و برای همین نقش فاطیما برای من جذاب ترین بود.
ویدیو مپینگ و بخش فندک واقعا بامزه و تاثیرگذار بود .
امتیاز من : ۹ از ۱۰ ( فقط به دلیل بازی ضعیف بازیگر کودک)
خسته نباشید به سعید زارعی و این گروه خلاق
خب خدارو شکر راضی بودید.
بازیگر کودک نداشت که!؟!!
۰۴ شهریور
رویا
خب خدارو شکر راضی بودید. بازیگر کودک نداشت که!؟!!
اون پسر نوجوون که اول و آخر کار اومد
۰۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به گروه
کل اجرا یه طرف ، بخش فندک یه طرف!
کاش آخرش قبل از پخش شدن فندک ها ، یکی از بال ها خاموش می شد ...
همه ما زودباوریم و اصلا دوست داریم زود باور باشیم ، قبول نداری ؟ سر یه پاستیل حاضرم باهات شرط ببندم!
خداقوت میگم به کل تیم مخصوصا کارگردان کار آقاسعید زارعی
اجرا رو دوست داشتم کار خیلی تمیزی بود
نکته مهم این اجرا این بود که من مخاطب تاآخر داستان متوجه تایم اجرا نشدم و خسته نشدم و این مهم ترین نکتس
منولوگ ها به شدت جذاب و درست بودن
مرسی که تو این اوضاع حواستون به تیاتر هست
ممنونیم از نظرتون جناب خاکزاد🙏🏼( نماینده گروه اجرایی)
۰۴ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب این کارو دیدم سه تا نکته خدمتتون عرض کنم : اول اینکه کار خوبی بود...دوم استقبال خیلی خوب شده بود و سوم روی سخنم با اون دو اقایی هست که تیشرت های مشابه پوشیده بودند و وسط اجرا دائم صحبت میکردند و میخندیدند وهیچ اعتنایی به اعتراض بقیه نکردند ,واقعا براتون متاسفم و برای خودم متاسفم که توفضایی نشسته بودم و نفس میکشیدم که شما دونفر هم بودید