تیوال نمایش سقراط
S3 : 18:55:37
  ۰۷ فروردین تا ۰۱ خرداد ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰ و ۱۸:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۱۵,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: فرهاد آییش، لادن مستوفی، بهناز نازی، ایوب آقاخانی، یعقوب صباحی، کتانه افشاری نژاد، نقی سیف جمالی، سیاوش چراغی‌پور، بهار نوحیان، بهمن عباسپور، رضا جهانی، بهنام شرفی، مجید نوروزی، مهرداد خانی، یاسمن کاکایی، راشین دیدنده، روژین رحیمی، مجید قادری، بهمن ناصری، محمد نژاد

: رضا مهدی زاده
: ادناز زینلیان
: مقدی شامیریان، سروش رازی
: رضا حیدری
: ماریا حاجیها
: محسن گودرزی
: منصوره قره داغی
: سیاوش لطفی
: سحر لطفی، یکتا اعتمادی، پگاه عینکچی، نسیم شجاعی ،علیرضا عبدالکریمی،مهردادطلایی،
: روشنک رفانی، هوتن حسینی، عرفان فرشی زاده

: علی زارعی
: منصوره علی یاری
: سعید معروف پور
: محبوبه صادقی
: جوادقاسمی
: امیر قالیچی
: امیر خدامی
: مرتضی محمدی
: سعید وثیق نیااین نمایش ۲۱ آذر ۱۳۹۲ تا ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ در تالار وحدت اجرا شد و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت.
» برگه تیوال آن اجرا همراه با عکس، گفتگو و نظر تماشاگران

با بهره از سیستم تازه فروش یکپارچه
این تیاتر، نخستین پروژه‌ای‌است که خرید بلیت آن بر پایه زیرساخت «فروش یکپارچه زیربنا» انجام می‌شود. سیستمی که از سوی گروه نرم‌افزاری انسان (سازندگان تیوال) طراحی و اجرا شده‌است. با کمک این فن‌اوری، تیوال و سایت رسمی تالار وحدت به نشانی www.talarvahdat.com و چند سایت دیگر، همزمان و بدون تقسیم‌بندی صندلی‌ها در حال فروش بلیت‌های این نمایش هستند » آشنایی بیشتر با این سیستم

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود


ردیف ۱ تا ۱۱: ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۲ تا ۱۵: ۳۵.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۶ تا ۲۰: ۳۰.۰۰۰ تومان
بالکن یک: ۲۵.۰۰۰
بالکن دو: ۲۰.۰۰۰
بالکن سه: ۱۵.۰۰۰

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از سقراط / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به آکاهی می‌رسد 4 بلیت امروز در بخش همکف و ردیف 3 همینک باز شد.
وحید هوبخت این را خواند
چجوری باید بخرم؟
۰۸ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقراط: بعد از کشتن من با جوانان چکار می کنید؟ می کشید؟ شکنجه می کنید و به زندان می اندازید؟ خودتون هم خوب می دونید که این امکان پذیر نیست... پس به جای سلب آزادی از دیگران خودتون رو اصلاح کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید سه روز پایانی این نمایش از ساعت ١٢ ظهر امروز
با تشکر فراوان از اطلاع رسانی
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت دوباره دیدن نمایش باشکوه سقراط پس از دو سال، زمانی افزون می شود که تماشاگر صدمین اجرای آن باشی و در پایان نیز کارگردان به مناسبت بیست و پنجم اردیبهشت، این اجرا را به حکیم ابوالقاسم فردوسی - که پرچمدار فرهنگ، زبان و هویت ملی ماست - تقدیم کند. صدمین اجرای نمایش سقراط در تهران، دستاورد گرانقدری برای تئاتر ایران است و جای تبریک و شادباش فراوان دارد. برای همهء متولیان این رخداد فرهنگی ارزشمند، آرزوی بهروزی روزافزون دارم. برقرار و پایدار باشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنونم
خسرو سینایی
چندشب پیش «سقراط» را دیدم. در رویا نبود. روی صحنه بود. از این پس، سقراطی که یک عمر در ذهن ساخته بودم، به شکل تندیس‌هایش نخواهد بود. سقراط من از این پس، شکل «فرهاد آییش» است که روی صحنه دیدم. او را باور کردم و از ته‌دل به او آفرین گفتم. نه‌فقط به او، که به همه آنها که با او روی صحنه بودند. یکی دیگر هم بود که روی صحنه نبود ولی مرا به حیرت واداشت. نویسنده و کارگردان نمایش «حمیدرضا نعیمی». آنچه از زبان سقراط به ما می‌گفت، مرا حیرت‌زده می‌کرد و گاه بی‌اختیار قطره‌ای اشک شوق به‌ گونه‌ام می‌رفت. آن شب، چه بسیار از سقراط آموختم. دوستان! هنرمندان! مسوولان محترم فرهنگی! احساس می‌کنم به آرزویی که تعدادی از هم‌نسلان من و پیش از من داشتند نزدیک‌تر شده‌ایم. آرزوی آن‌که، یک اثر نمایشی، فقط برای دیدن و خندیدن و تخمه‌شکستن نباشد. بلکه ... دیدن ادامه » علاوه بر اجرای هنرمندانه و جذابیت نمایشی، در اعتلای فرهنگ جامعه نقشی داشته باشد و می‌بینم که هنرمندان نسل‌های جوان‌تر از ما، با چه توان و استعدادی در رشته‌های مختلف هنری، به این آرزو جامه‌عمل می‌پوشانند. از من بپذیرید که تعدادی از تئاترهایی که طی دو، سه‌سال اخیر در همین ایران خودمان روی صحنه دیدم، به‌آسانی می‌تواند شانه‌به‌شانه بهترین آثار نمایشی بزند که در مطرح‌ترین سالن‌های نمایش دنیا، با تبلیغات بسیار نشان داده می‌شوند. زمان آن رسیده که آثار نسل جوان هنرمند ما، با ترجمه و تبلیغ مناسب، بر مطرح‌ترین صحنه‌های جهان، به نمایش درآیند. مطمئن باشید اگر چنین کنیم از نظر اقتصادی نیز، پس از مدتی، بسیار سودآور خواهد بود. باید فارغ از یکجانبه‌نگری متداول، کمک کرد تا آثاری که از ارزش‌های فرهنگی و هنری واقعی برخوردارند، در جهان معرفی شوند. باور کنیم که این از هر جهت، بهترین تبلیغ است. شاهد بوده‌ام که نسل جوان هنرمند ایرانی، در خلق چنین آثاری در مواردی بسیار موفق بوده است و این برعهده مسوولان است که در معرفی این آثار به جهانیان، همکاری کنند، چنان‌که برصحنه‌آمدن «سقراط» و آثار ارزشمند دیگری از این دست، جز با حسن‌تفاهم و همکاری مسوولان، ممکن نمی‌شد و من از این بابت، بسیار از آنها ممنونم.
نمایش که تمام شد، به پشت صحنه رفتم تا از ته‌دل به همه اعضای گروه تئاتر تبریک بگویم. به «فرهاد آییش» که رسیدم، دست بر گردن یکدیگر، با هم عکسی انداختیم. خندید و گفت: «اگر من اینقدر خوبم، چرا با هم یک فیلم نمی‌سازیم؟!» من هم خندیدم و گفتم: «سقراط، تو که خودت روی صحنه خیلی حرف‌ها را زدی، به همه آن دلایل!!»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ـ همه ی مردای شهر در خونه ی تو رو بلدن تئودوته
( خنده ی مردان )
ـ براتون متاسفم که به درد شهر خودتون می خندید
برخی از دیالوگ هاش بسیار زیبا بود و قابل تأمل
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیالوگ های قشنگش بعضا چند بار تکرار شدن ، من یه جدید شو نوشتم ؛ و صد البته که به نظر من این دیالوگ جالب بود
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
خانم کهن دل درود بر شما ، خیلی جالبه بگم که پارسال وقتی این تیاتر رو دیدم یکی از بهترین دیالوگ هایی که خیلی به دلم نشست و یادم موند همین دیالوگ بود. عالی مرسی
۱۸ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روز سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ماه همینک برروی تیوال فعال است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت فردا جمعه 11 اردیبهشت ماه همینک آغاز شد!
سید مسعود نخل بند این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از سوی گروه محترم نمایش سقراط اعلام شد که اجرای روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ماه لغو شده است همه ی خریداران این روز می توانند در روز قبل یعنی جمعه ۱۱ اردیبهشت ساعت ۱۸:۳۰ و یا پنجشنبه ۱۷ یا جمعه ۱۸ اردیبهشت ماه ساعت ۱۸:۳۰ با ارسال ایمیلی به support@tiwall.com با عنوان جابه‌جایی "بلیت روز لغو شده ی سقراط" با ذکر کد پیگیری و روز مورد نظر حداکثر تا ساعت ۱۰ صبح فردا ۵ شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه اقدام فرمایند. توجه فرمایید در این صورت صندلی‌های شما دگرگون نخواهد شد.

همچنین در صورتی که خریداران عزیز تمایل و یا امکان حضور در این برنامه را در روز های اعلام شده ندارند می توانند با ارسال ایمیلی با محتوای کد پیگیری / شماره کارت بانکی / نام صاحب کارت به آدرس ایمیل بالا بلیت خود را لغو نمایند.
یعنی با همون شماره صندلی ای که داشتیم جابجب میشه؟ یا ممکنه جای جدید بهمون تعلق بگیره؟
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
بانو گوران
ایمیل ها از سوی همکاران ما پاسخ داده می شود، ضمن اینکه در بخش "پیگیری خرید" هم می توانید وضعیت نهایی خرید خود را بررسی نمایید.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
خیلیــــــی متشکرم!
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام،
همین الان،
تالاروحدت،
25 دقیق مانده به اجرا،
گنجیدن در پوست خود،
غیرممکن،
مبلمان سالن انتظار،
راحت،
دشت دوم تئاتر امسال،
بعد از کامنت،
تیوال سپاس.
افلاطون: چرا یک چوپان باید به اندازه ی من حق رای داشته باشد؟
جواب من: چون گاهی یک چوپان، حتی بیشتر از یک افلاطون می فهمه.
متشکرم به نکته خوبی اشاره کردید.. جدا از اثر و اجرای خوب و ارزشمند دوستان، منتظر پاسخ بهتری از طرف جناب سقراط به این ایراد بودم.
البته دیر زمانیست که توهین به این عزیزان زحمت کش، ساده دل و بی دفاع وجود داره.. آخریش دیشب تو سریال جناب مدیری از طرف انصاری ... دیدن ادامه » بود : طرف تا دیروز گوسفند می چروند و...
و البته من به مختصات و ملزومات متن نمایشی آگاهم!
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ممنون از تیوال
دیروز برای دومین بار سقراط رو دیدم. نمیدونم از این تئاتر فوق العاده تعریف کنم یا حرف دلمو بزنم. برای من تئاتر، بازیگراش هنرمنداش مقدسن و اینکه یه مشت بیننده بیان سالن و به صورت غیرحرفه ای بخوان بیننده باشن خیلی اذیتم میکنه. موبایلش رو 30 ثانیه یه بار روشن میکنه و با فلش عکس میندازه و تا جایی که میتونه سرو صدا ایجاد میکنه تا تمامه تلاش رو برای مختل کردن نمایش و از بین بردن تمرکز بازیگر بکار برده باشه. نمیدونم بچۀ 12 13 ساله چه جوری میاد توسالن اما اون نمیدونه که برای دیالوگهای جدی نباید بلند بخنده. ایکاش تئاتر مثل سالن های مخرف سینما که هنوز فرنگ تخمه شکوندن توش رواج داره نشه. خوش حالم که اینجا میتونم این مطلبو بنویسم.
با تشکر
یاسر
با سلام
واقعا موافقم. این مساله مزاحمت های تماشاچی ها خیلی از کیفیت کار کم می کنه. طرف هنوز نمی دونه توی سالن باید موبایلش سایلنت باشه چ برسه به اینکه با صدای بلند نخنده. بعضیا فکر می کنن توی کنسرت پاپ هستن حتی بعضی وقتا سوت و دست میزنن وسط نمایش!
خلاصه ... دیدن ادامه » اینکه کلی هزینه می کنی وقت میزاری با ذوق و شوق میری تئاتر ولی ی همچین حرکاتی اعصابت رو ب هم میرزه و نمیزاره ک از کار لذت ببری.
آدمایی ک اینقدر علاقه مند به واکنش پر سرو صدا به نمایش هستن بهتره برن نمایش های طنز ببین ک فضا برای همچین کارهایی دارن ن ی کار جدی!
۳۰ فروردین ۱۳۹۴
Marjan
واقعا منم عکس گرفتن با فلش روشن رو اصلا درک نکردم ! :|
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
من هم با شما خیلی موافقم ؛بعضیا که فقط همه دغدغه شون اینه که عکس واضح تری بگیرن ؛ متاسفانه عده ای هم بودن که می خندیدن چون به قول خودشون " رگه طنز پنهان " نمایشو فهمیده بودن که البته اون رگه طنز قطعا اون قدر پنهان نبوده که بقیه نفهمن ولی لزومی نمی دیدن ... دیدن ادامه » که اون قدر بلند بخندن همه ی این چیزها خیلی آدمو اذیت می کنه و احساس می کنه که داره به هنر توهین میشه اما اگه فکر کنیم که خودمون قشری هستیم که هنر رو درک می کنیم و اونی که می خنده قرار نیست چیزی از هنر بفهمه اشتباهه ؛ میشیم مثل افلاطون که به تظرش چوپان به اندازه خودش حق رای نداره ( فکر کردن به این که یه قشر خاصی ممتازه ) ؛یه چیزایی باید کم کم جا بیفته ؛ این که تئاتر محدود به یه قشر خاص باشه کمکی به پیشرفت تئاتر نمی کنه ؛ یه روزی شاید اون بچه 12 13 ساله مد نظر شما تبدیل به آدمی بشه که بهتر از بقیه تئاترو درک کنه
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سافو: خنده داره سقراط... استبداد، فقط تورو از حرف زدن منع کرد، در حالی دموکراسی تو رو کشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیه‌گراف سقراط
بعد از نمایش موفق "هم‌هوایی" که انتشار تیه‌گراف، سعی در ثبت و ماندگار‌ی لحظات ناب این نمایش داشت؛ بعد از جشنواره‌ی فجر که دپارتمان تئاتر شرکت برخورد نزدیک از چشم سوم در اقدامی بی‌سابقه، هر 2 روز یک‌بار کتاب مصور جشنواره، با نام تیه‌گراف فجر را که حاوی عکس و اطلاعاتِ تمام اجراهای بخش صحنه‌ای بود، اینبار با نمایشِ "سقراط" در تالار وحدت حضور دارد.
تاریخچه‌ی تالار وحدت، دلنوشته‌ی نویسنده و کارگردان که منحصراً در تیه‌گراف چاپ می‌شود، روایت تصویری نمایش همراه با دیالوگ‌ها، عکس یادگاری تمامی عوامل نمایش، امضاء عوامل نمایش، بیوگرافی کارگردان، نقد نمایش، دی وی دی پشت صحنه‌ و گفتگو با عوامل و بازیگران کار، تنها بخشی از ویژگی‌های تیه‌گراف سقراط می‌باشد.
امیدواریم این حرکت، در هرچه ماندگار‌تر شدن هنر والای تئاتر، ... دیدن ادامه » و هنرمندان بزرگوار کشور عزیزمان ایران، گامی موثر و سازنده برداشته باشد.
به امید دیدار با شما عزیزان در تالار وحدت هستیم.
و من چقد ذوق کردم از خرید این پکیج!!...واقعا سقراط نمایشی بود که دوست داشتم خیلی بیشتر از یه خاطره و یه پوستر با خودم به خونه ببرم
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دوستان در مورد این موضوع تیه گراف یه توضیحی می دهید
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
sanaz.yari
بانو با مراجعه به سایت تیه گراف از تمامی اطلاعات برخوردار میشوید.
http://theagraph.ir/
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقراط : حکومتی که مردمش رو مجبور کنه که چی بگن و چی فکر کنن، یه نوع برده داری مدرنه!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سافو: خنده داره سقراط!...استبداد فقط تو رو از حرف زدن منع کرد ولی "دموکراسی!!!" تو رو کشت!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش همینک روی تیوال جای گرفت.
فرزام قدیری نیا(Farzam Gh) این را خواند
کیان این را دوست دارد
نگاه فمینیستی وصله ناجور به کلیت کار بود. چرا سقراط در هنگام مرگ پای زنش را بوسید. چرا به سوفو اینقدر پرداخته شده بود چرا اینقدر اجمالی و فقط برای اینکه گریزی به حرف های فمینیستی زده شود به مده آ پرداخته شده بود.
موسیقی عالی بود.
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
فمنیست = برابری حقوق زن و مرد
به معنای برتری هیچ کدوم بر دیگری نیست
آیا برابری وصله ناجور؟؟؟؟
فمینیسم سعی می‌کند تا ضمن درک دلایل نابرابری‌های موجود، تمرکز خود را به سیاست‌های جنسیتی، معادلات قدرت و جنسیت معطوف نماید.

موضوع‌های کلّی مورد توجه فمینیسم تبعیض، رفتار قالبی، و مردسالاری/پدرسالاری هستند. فعالان فمینیست به مواردی مانند برابری جنسیتی، حقوق تولیدمثلی، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی، و تبعیض جنسیتی می‌پردازند.

جوهرهٔ فمینیسم آن است که حقوق، مزیت‌ها، مقام و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند. به رغم این‌که بسیاری از رهبران فمینیسم زنان بوده‌اند ولی این بدان معنا نیست که تمام فمینیست‌ها زن هستند.

تمام ... دیدن ادامه » فمینیست‌ها به اصل موضوع تلاش برای احقاق حقوق زنان معتقد هستند


منبع:http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
اندیشه فمنیستی خطرناک ترین ابزار زنان برای دفاع از حقوق شان است...
زنان فمنیست می خواهند هر آنچه مردان دارنند را کسب کنند در حالی که اول باید خودشان را بشناسند و حقی که توانایش را دارنند را فریاد بزنند نه حق مردان را
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تورانداز گرامی
پیرو مکتوب شما چندین بار متن نگارش شده توسط خود را خواندم و علیرغم نظرتان ، هتک حرمتی در آن نیافتم
مگر اینکه در قاموس نوین نگارش ، بیان ناهنجاری های فرهنگی توهین محسوب گردد
به گمانم این نه از غرض این حقیر که از مفروض جنابتان مکتشف گردیده

اینکه همچون فرمایش شما عزیز بگذاریم هر شخصی تراوشات ذهنی خود را در رابطه با هر اثر هنری بی محابا بیان کند امری پسندیده و شرط لازم مینماید اما کافی نیست. تعبیر این بنده از دموکراسی با حضرتتان متفاوت است. بیان هر نظری بدون دغدغهء مسئولیت و بازخورد متعارف ، حکما" حال متکلم وحدهء بی مستمعی را داراست که پی در پی خود میگوید خود نیوش میکند. این گونه دموکراسی از همان قماشی خواهد بود که بی هیچ گونه تعهدی سقراط را هم از دم تیغ گذراند. اینکه بگذاریم هر کس هر چه میخواهد را بگوید زیباست به شرط آنکه گوینده بر علم خود واقف و بر کلام خود عادل باشد. دوست داشتن یا نداشتن یک اثر هنری چیزی کاملا" سلیقه ای ، شخصی و مورد احترام است. از برای این امر هم در سایت یا به قول جنابعالی محفل فرهنگی ، پیش بینی های لازم گردیده . در ذیل برگه معرفی هر اثر دو جایگاه برای ابراز دوست داشتن و نداشتن آن اثر مهیاست.مشکل از آنجا آغاز میگردد که فردی بدون داشتن تجربه و صبغه فعالیت در راستای اثری که از آن نقد میکند ، برای دیگران تکلیف معین میکند.
بگذارید برای تشهیذ ذهنتان مثالی بزنم:
آیا این پذیرفته است که فردی به صرف از بر داشتن هفت نت موسیقی و دو کلید معروف سل و فا ، از سنفونی پنج بتهون خوشش بیاید یا نیاید؟
جواب مثبت است

حال آیا این پذیرفته است که فردی به صرف دارا بودن علوم مذکور به خود اجازه دهد نقدی بر سنفونی پنج بتهون نوشته و برای دیگران تعیین تکلیف نماید که آن را بشنوند یا نه؟
جواب واضح است

سرور عزیز نگرانی فرهنگی شما قابل تقدیر و تامل است اما نشانهء پیکان کمانتان به خودی هاست. دوست گرامی همواره باید از آنانکه در مورد مطلبی اطلاعات کمی دارند نسبت به افرادی که در مورد همان مطلب اصولا" اطلاعی ندارند ، بیشتر ترسید و بر حذر بود.
بگذارید در همینجا تصریح نمایم که این حقیر خود را در مثال ذکر شده از دسته همان عالمان هفت نت و دو کلید میدانم و از منظری برتر به موضوع نگاه نمینمایم. تنها فرق اینجانب این است که بر ضعف علم و تحدید خود مقر و عاملم. اگر نمیدانم و اشراف ندارم ، زبان در کام کرده دیگران را به بیراهه رهنمون نمیشوم.
متاسفانه ... دیدن ادامه » همه چیز دانی! ما جماعت تبدیل به یکی از معظلات هنجار در جامعه شده . از آن دسته امور نکوهیده ای که در طول زمان نه تنها قبح خود را تطهیر کرده که اکنون به عنوان یک خصیصهء ممدوح و مقدس به شمار میآید. تا آنجا که هیچ کس حق ندارد معروض دارد که بر بالای این چشم ابرویی هم نمایان هست وگرنه سریعا" به هتک حرمت و اهانت کردن متهم میگردد.
دوست گرامی آیا تا کنون به این اندیشیده اید که چرا نقد مکتوب و به جا مانده از بزرگوارانی همچون مرحوم سمندریان ، عزت الله انتظامی و هادی مرزبان بر آثاری هنری که خود استخوان خورد کرده های آنند از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است؟ آیا با این اوصاف سیل نقادی ما مردم همه چیز دان (البته اگر بشود آن را نقد نامید) بر هر اثر هنری ریز و درشت کمی مضحک نمینماید؟
در قائدهء مکتوبتان طبق یک سنت قدیمی نگارش ، استشهاد به نظمی هم نموده اید. بنده نیز علیرغم اینکه تمایلی به این سبک نگارش ندارم مع الوصف به خاطر احترام به حضرتعالی بر این طریق خاتمه میدهم. شعر ذیل زبان حال بسیاری از ما جماعت است که شاعر بزرگوار تنها سعی نموده بیان درد نماید گرچه شاید از منظر شما بزرگوار این کلام منظوم توهین به بشریت تعبیر گردد کما اینکه از مرقومهء این حقیر نیز چنین استنباط فرمودید اما امثال من آن را همچون آیینه ای در مقابل دیدگان خود منصوب و معزز قرار داده ایم باشد که رستگار شویم.

نجسته ره به طریقت ستاده بر ارشاد................نبرده پی به حقیقت نشسته در تحقیق
رسانده بانگ فضیلت به چرخ و نشناسد..........سهیل را ز سها و صهیل را ز نهیق
به خضر طعنه و خود در میان وادی گم...........به نوح خنده و خود در میان بهر غریق

عزت و بزرگواریتان را آرزومندم
سپاس از نثر زیبا و پر محتوای جنابعالی. استفاده کردم.
بنده هم بسیار موافقم که بتونیم هنر و هنرمند سره رو از ناسره تفکیک کنیم و هر چیز رو هنر ننامیم و هرکس رو هنرمند ندونیم و حقیقتا از دغدغه های ذهنی من هست. اگرچه باز هم معیارها نسبی و سلیقه ای هست اما معیارهایی ... دیدن ادامه » مثل عقل و زیبایی شناسی میتونه به ما تو این زمینه کمک کنه. بنده منظورم این بود که در دفاع -یا نقد- از یک اثر (هر چند که جای دفاع هم داشته باشه) دچار تعصب یا غرض ورزی نشیم. اول هم به خودم میگم تا جسارت تلقی نشه. قبول که امثال بنده بدون داشتن دانش و خردورزی لازم در حیطه هنر ابراز نظر میکنن اما تصدیق میفرمایید نحوه انتقاد از این موضوع هم خودش میتونه حائز اهمیت باشه وگرنه فرق منتقد محترم با بنده کم سواد نابخرد چه میتونه باشه. ضمن اینکه درسته که خیلی از مخاطبین هنر مسلط به فنون، طبع و دانش هنری ممکنه نباشند اما فکر میکنم که این رو هم تصدیق میفرمایید همچنان که خیلی از منتقدین و حتی بدگویان یک اثر هنری ممکن است هنرنشناس باشند همین امر در مورد کسانی که خیلی راحت هر اجرای شبه هنری و نازیبا رو به عنوان هنر تایید کرده و بسیار از اون تمجید میکنند هم میتونه صادق باشه.
درود بر شما
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
درود و سپاس متقابل
چوبکاری حضرتعالی در خط اول مکتوبتان باعث شعف و البته شرمندگی این حقیر گردید.
ما در محضر بزرگوارانی چون شما درس پس میدهیم.
همچنین شکست نفسی و فروتنی شما در بدنهء نگارش ، نشان از بزرگواری و گستردگی روحتان دارد.
کلامتان متین و منطقی ... دیدن ادامه » است و این حقیر نیز در این زمینه با شما همراه و همدلم
تنها تاکید من در این است که بدانیم مسئول گفتارمان هستیم و ممکن است به تبع آن نظر فردو یا جمعی را تغییر دهیم. اینگونه نگاه کردن به مطلب خامهء قلم را بر کاغذ سفید با دقت و وسواس بیشتری میرقصاند.
قربانتان
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
بزرگوارید. بله در تاکیدتان صحیح میفرمایید. سپاسگزارم
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنونم
خسرو سینایی
چندشب پیش «سقراط» را دیدم. در رویا نبود. روی صحنه بود. از این پس، سقراطی که یک عمر در ذهن ساخته بودم، به شکل تندیس‌هایش نخواهد بود. سقراط من از این پس، شکل «فرهاد آییش» است که روی صحنه دیدم. او را باور کردم و از ته‌دل به او آفرین گفتم. نه‌فقط به او، که به همه آنها که با او روی صحنه بودند. یکی دیگر هم بود که روی صحنه نبود ولی مرا به حیرت واداشت. نویسنده و کارگردان نمایش «حمیدرضا نعیمی». آنچه از زبان سقراط به ما می‌گفت، مرا حیرت‌زده می‌کرد و گاه بی‌اختیار قطره‌ای اشک شوق به‌ گونه‌ام می‌رفت. آن شب، چه بسیار از سقراط آموختم. دوستان! هنرمندان! مسوولان محترم فرهنگی! احساس می‌کنم به آرزویی که تعدادی از هم‌نسلان من و پیش از من داشتند نزدیک‌تر شده‌ایم. آرزوی آن‌که، یک اثر نمایشی، فقط برای دیدن و خندیدن و تخمه‌شکستن نباشد. بلکه ... دیدن ادامه » علاوه بر اجرای هنرمندانه و جذابیت نمایشی، در اعتلای فرهنگ جامعه نقشی داشته باشد و می‌بینم که هنرمندان نسل‌های جوان‌تر از ما، با چه توان و استعدادی در رشته‌های مختلف هنری، به این آرزو جامه‌عمل می‌پوشانند. از من بپذیرید که تعدادی از تئاترهایی که طی دو، سه‌سال اخیر در همین ایران خودمان روی صحنه دیدم، به‌آسانی می‌تواند شانه‌به‌شانه بهترین آثار نمایشی بزند که در مطرح‌ترین سالن‌های نمایش دنیا، با تبلیغات بسیار نشان داده می‌شوند. زمان آن رسیده که آثار نسل جوان هنرمند ما، با ترجمه و تبلیغ مناسب، بر مطرح‌ترین صحنه‌های جهان، به نمایش درآیند. مطمئن باشید اگر چنین کنیم از نظر اقتصادی نیز، پس از مدتی، بسیار سودآور خواهد بود. باید فارغ از یکجانبه‌نگری متداول، کمک کرد تا آثاری که از ارزش‌های فرهنگی و هنری واقعی برخوردارند، در جهان معرفی شوند. باور کنیم که این از هر جهت، بهترین تبلیغ است. شاهد بوده‌ام که نسل جوان هنرمند ایرانی، در خلق چنین آثاری در مواردی بسیار موفق بوده است و این برعهده مسوولان است که در معرفی این آثار به جهانیان، همکاری کنند، چنان‌که برصحنه‌آمدن «سقراط» و آثار ارزشمند دیگری از این دست، جز با حسن‌تفاهم و همکاری مسوولان، ممکن نمی‌شد و من از این بابت، بسیار از آنها ممنونم.
نمایش که تمام شد، به پشت صحنه رفتم تا از ته‌دل به همه اعضای گروه تئاتر تبریک بگویم. به «فرهاد آییش» که رسیدم، دست بر گردن یکدیگر، با هم عکسی انداختیم. خندید و گفت: «اگر من اینقدر خوبم، چرا با هم یک فیلم نمی‌سازیم؟!» من هم خندیدم و گفتم: «سقراط، تو که خودت روی صحنه خیلی حرف‌ها را زدی، به همه آن دلایل!!»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"یک برداشت سطحی از زندگی سقراط"
نقد و بررسی تئاتر سقراط
نویسنده و کارگردان: حمیدرضا نعیمی
امتیاز: 6 از 10
(قسمت سوم)

سقراط به مثابه یک پیامبر
سقراط نمونه بارز یک شخصی است که در کشاکش بین روح آسمانی و جسم خاکی آدمی ، به پیــروزی کامل روح بر جسم دست یافته بود. او و افکارش تا حدی بزرگ بودند که طلیعه و مبشر دو مکتب فکری کلبیان و رواقیان و سازنده بزرگانی همچون افلاطون و بالتبع آن ارسطو باشد.
او اهل نویسندگی نیست ، بیش از اینکه مطالعه کند تفکر میکند و بر این اعتقاد بود که حقایق در درون رحم ذهن انسان قرار گرفته و انسان باید با تفکر آنها را خارج کند.
از این روست که او به خود دو لقب میدهد:

1- خرمگس:
او میگوید کار خرمگس این است که بر روی آدم های تنبل بنشیند آنها را نیش بزند و اذیت کند تا کمی تکان بخورند و به خود بیایند و میگوید وظیفه من هم همین است

2- قابله:
او ... دیدن ادامه » میگوید همانطور که قابله بچه را از رحم مادر خارج میسازد من کاری میکنم تا دیگران با تفکر کردن، اندیشه های جدید از رحم ذهنشان زاییده شود

سقراط فردی نیست که به دنبال علم باشد و در محاکمه خود هم به قضات میگوید "مرا با طبیعت چه کار؟" (باز هم سخنی که در نمایشنامه نعیمی شنیده نمیشود) ولی از لحاظ فلسفی یکی از برجسته ترین فلاسفه تاریخ است و توجه او بیشتر معطوف مساله اخلاق و انسان شناسی اخلاقی است.
تلاش نمایشنامه جهت به تصویر کشیدن این بزرگترین دغدغه سقراط که همانا اخلاق بود نیز قابل ستایش است.
میتوان به صراحت گفت اولین کسی که توجه خود را معطوف به انسان شناسی اخلاقی (نه انسان شناسی فلسفی) میکند سقراط است و حاصل تلاش او این است که بعد از او شاگردان مکتبش (افلاطون و ارسطو) در این مورد کتابهای زیاد نوشته اند.
نمایش مسئله اخلاق در زندگی سقراط (که حقیقتا میتوان گفت سراسر زندگی او را فراگرفته بود) نیز به خوبی انجام شده است.

فمینیسم ایرانی

فمینیسم ایرانی مکتبی در فمینیسم است که تعریف آن به طور ساده این است که میگوید حقوق را از مرد به زن بدهیم! یعنی کاهش حقوق مردان و برتری زنان در جامعه! برعکس این مکتب، اصل فمینیسم برابری خواه است و به دنبال برابری حقوق زن و مرد است!

حال اینکه این تعبیر از فمینیسم توسط چه کسانی بنیان نهاده شده خودش مبحثی است. چراکه به نظر میرسد با تعریف فوق چنین مکتبی توسط مخالفان فمینیسم برای ضربه زدن به آن شکل گرفته است.
چیزی هم که ما در بیشتر فیلمها و سریالها از فمینیسم میبینیم در اصل همین فمینیسم ایرانی است. زنانی که آرایش بسیار با ابروهای شیطانی دارند و شوهرانشان مردهایی زن ذلیل هستند و خلاصه حرف حرف زن است!
این روش و تز حکومت است که فمینیسم را در قالب فمینیسم ایرانی نشان دهد و به مخاطب عموما ناآگاه بخوراند که این است فمینیسم و معنای آن ذلیل شدن مرد و زن سالاری است!!
اما در تئاتر سقراط، ما شاهد برداشت صحیح و برابری خواه از فمینیسم اصیل هستیم. نمایش حتی آن زنی که سعی در تسلط بر شوهرش دارد را زنی کم سواد و عامی جلوه میدهد.
اینکه سقراط در چندین صحنه روسپیگری را شغل میخواند قطعا برای جامعه ما ناشناخته است. چراکه عادت و تصور عامه بر این است که روسپیان گناهکار و از حیوان هم کم ارزشترند و حقوقی برای ایشان به هیچ عنوان متصور نمیشوند چه رسد به شغل!!
اما این بخشی از اخلاق فمینیستی است که حضور حتی یک روسپی در جامعه را ناشی از فقر و پوسیدگی اخلاقی کل جامعه میداند. همانگونه که تئودنته خودش را زخم جامعه معرفی میکند.
تئودنته ادعا میکند زمانی که خواسته روسپی شود تمام درهای پیشرفت به رویش باز شده است. سخنی که به ظاهر خنده دار است اما کمدی آن به زودی رنگ میبازد. این است آن کرم خوردگی و گندیدگی اخلاق حاکم بر یک جامعه. جامعه ای که در آن جوانان از علم آموزی نزد یک خردمند فرزانه منع میشوند اما روسپی به شغلش تشویق!


اما باز میشد مسئله برابری حقوق زنان به صورت عمیق تر پیگیری شود. برای مثال چرا پس از نمایش مده آ، در مناظره سقراط، مسئله اصلی نمایش که همانا رسیدگی به حقوق زنان بود، به سمت آزادی بیان شعارگونه کشیده میشود؟ فقط برای کف و سوت تماشاچیان؟
یا مثلا نعیمی میتوانست با درنظر گرفتن ممیزی ها حتی زندگی سافو را آنچنان که باید و شایسته است به نمایش درآورد و اندکی به احساسات زنانه اش که در جامعه مردسالار سرکوب میشود بپردازد. از این همه بحث درباره حقوق زن، اگر یکی از اهداف نمایشنامه را حمایت از حقوق زنان بدانیم، در چنان فرمتی مخاطب اصلا نمیفهد که چه تبعیضی علیه سافو شد که بتواند با او همذات پنداری کند. وگرنه چه نیازی به همان مختصر گفتگو درباره زندگی سافو بود؟!
اینکه بگوییم فلانی خود کشی کرد چون علیه اش تبعیض شد که یک حرف کلی است! خصوصا اگر آن تبعیض، تبعیض علیه زن باشد که اینقدر از کانالهای مختلف به گوش مخاطب خورده که کاملا او را گیج کرده است. نعیمی میتوانست نشان دهد کدام تبعیض و به چه شکل؟ و میتوانست بخشی از مسخره کردن ها و اتهامات جامعه مردسالار لزبو را به تصویر بکشد. اما به هرحال تئاتر سقراط است و شاید سرگذشت سافو در آن جایی نداشته باشد و به همین دلیل نعیمی از روی آن اینگونه گذشته است.

آیا نمایش سقراط پست مدرن است؟

از نگری این نمایش به هیچ عنوان پست مدرن نیست. از مهمترین ویژگی های یک اثر پست مدرن نداشتن خط سیر مشخص و مستقیم زمان و مکان است. در صورتیکه سقراط نعیمی هم مکان مشخصی دارد و هم زمانش یک خط سیر مستقیم را طی میکند و وقایع و صحنه ها پشت به پشت هم تا انتها یکدیگر را دنبال میکنند. البته استفاده ابزاری از لباسها و رقص مدرن به نوعی تحمیل زمان سقراط بر زمان حال است اما باز خط سیر روایی نمایشنامه به هیچ عنوان دچار پرش نمیشود و همه وقایع به دنبال یکدیگر رخ میدهد.
از ویژگی های مهم دیگر پست مدرنیسم شکاکیت در مسئله اخلاق است. اما در نمایش سقراطی که میبینیم معیار اصلی و غیرقابل انکار اخلاق سقراط است. همچنین رد عقلگرایی و طغیان در برابر روشنگری از دیگر ویژگیهای پست مدرنیسم است که باز به هیچ عنوان نمایشنامه سقراط از آن پیروی نمیکند.

از طرف دیگر زندگی خود سقراط یک زندگی پست مدرنی بوده و حقیقتا او به زمان خودش که دوران باستان باشد تعلق نداشته و بسیار جلوتر بوده. برای مثال زیر سوال بردن برداشتهای اساسی جامعه از ویژگی های پست مدرنیسم است که این کار روزمره سقراط در زندگی اش بوده! خصوصا با رویکردی که نسبت به مسئله خدایان داشته! همچنین همانطور که گفته شد اگر زندگی سقراط را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ فلسفه و او را بانی ورود به دوره ای جدید (که نسبت به دوران ماقبل آن یک دوره فراتاریخی محسوب میشود) در نظر بگیریم باز هم در نوع خودش پیروی از پست مدرنیسم با عنوان اعلام ورود به دوره ای فراتاریخی محسوب میشود. خصوصا که شخصیت پسر سقراط خودش موید اصلی این مساله است که نسل پس از سقراط را نسلی فراتاریخی نمایش میدهد که سنخیتی با نسل پیش از خودش ندارد.

در نوشتن این مطلب از منابع زیر استفاده شده است:
تاریخ فلسفه کاپلسون
تاریخ فلسفه راسل
پست مدرنیسم چیست؟ اثر چارلز جنگز
حقیقتا که شخصیت اول این نمایش بیشتر شخصیتی عارف مسلک از جنس عاقلان دیوانه نمایی چون بهلول است تا فیلسوفی که آغازگر عصر جدیدی در اندیشه ی بشری بوده. متاسفانه کارگردان-نویسنده ی اینکار به جای بالا کشیدن مخاطب در جهت اندیشه ورزی و بیرن آمدن از فضای خمودگی ... دیدن ادامه » فکری ترجیح داده سقراط را به دلقکی تبدیل کند که حرفهای مورد علاقه تماشاگران را در رویشان فریاد می زند و به هر طریقی می خنداند. بارزترین شاهد این ماجرا یکی صحنه پایانی نمایش(لحظات آخر زندگی سقرط در زندان) که به لحاظ محتوایی باید تراژیک باشد نیز از گزند شوخی های نویسنده در امان نمانده است. همچنین نگاه سقراط به زنان و برخوردش با آنان که به راستی سطحی، سنتی و در حد عوام الناس است.
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
درود بر شما سید احمد آقای عزیز

همچین آقا مهراد بزرگوار

همچنین آقای رییسی گرامی، مرسی که وقت گذاشتید و خوندید.

درود بر همگی
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
سپاس فراوان از تحلیل دقیق و بیان شیواتون
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید