تیوال نمایش سوی کابوی
S2 : 08:45:19
  ۱۵ بهمن تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمد میرعلی اکبری
: پریسا محمدی
: (به ترتیب ورود به صحنه) سامان ارسطو، مسعود شاکرمی، محمد صدیقی مهر، محمد صادق ملک، زهرا آقاپور، سیامک ادیب، مهدی علی نژاد، سعید اکبری، رازیما میرزایی، پژمان عبدی، علی باروتی
: بهرام شیخ الاسلامی

: مریم بوبانی
: سعید یزدانی
: زری کریمی
: پژمان عبدی
: حمید رضا جدیدی
: آزیتا قنبری
: حمید رضا جدیدی
: استودیو رسپینا
: یونس نوروزی
: گروه دیارا
: سید محمد صادق سیادت
: هدیه رحمت نژاد
: احسان نقابت
: مجتبی کاظمی
: رکسانا سکایش
: احسان نقابت
چند گردشگر به بانکوک رفته اند. طرفداران تاکسین شیناواترا، نخست وزیر مخلوع، به طرفداری وی در خیابان ها ریخته اند و علیه ارتش کودتاگر تظاهرات می کنند. خیابان ها بسته می شود. پلیس اجازه نمی دهد گردشگرها از هتل خارج شوند و ...

گزارش تصویری تیوال از نمایش سوى کابوى / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» گفتگوی میهن امروز با مهدی علینژاد بازیگر نمایش سوی‌کابوی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۲۳ تا جمعه ۲۵ اسفند، هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویژگی های کلیدی این تئاتر :

- بسیار ملموس و نزدیک به واقعیت
- بازی های بسیار خوب
- داستان روان
- به موقع متفکرانه و به جا طنز
- شیمی بسیار خوب بازیگران با یکدیگر

دیدن این نمایش زیبا رو به شدت توصیه می کنم
باور می کنید یکساعت و نیم از خنده روده بر شدیم...کم پیش میاد تو تاتری ک حرف جدی برای گفتن داره اینهمه ادم بخنده...ک البته خب این خنده بخاطر تماشای موقعیتهای دوگانه و تعارض امیز ما ایرانیها با فرهنگ تیکه تیکه مونه.ایرانی یی که از طرفی به تاریخچه ی دو هزارساله هخامنشی و اریایی خودش بیهوده فخرفروشی میکنه و از آنسو سایه های تیره و تار شخصیتی خودش رو در خارج از کشور بدون نقاب زیست میکنه
بنظرم این تاتر بخاطر متفاوت بودن و جسورانه بودن موضوعش و بازیهایی ک مثل زندگی واقعی بود ارزش دیدن رو داشت
۱۳ نفر این را خواندند
آنا این را دوست دارد
سپاس ازتون
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
کمی تا حدی زیاد اغراق هست اگر بگین کل نمایش رو خندیدین، نمایش با اصلا این تعریف ها همخوانی ندارد، بیشتر داستانی است از جنس اجتماع ایرانی و کمی واقعی اما فقط میشه گفت بد نیست
۲۰ اسفند ۱۳۹۶
باور کن...
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عااااااااالی بود. هزاران درود بر بازیگران بسیار هنرمند تئاتر سوی کابوی. امشب حتما در اینستاگرامم به دوستانم پیشنهاد میکنم که این نمایش فوق العاده رو از دست ندن. تشکر بسیار.
ممنونم از لطف شما
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
لطف میکنید ، ممنون از حضورتون
۱۵ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((اعتراض به سبک تایلندی؟))
«سوی‌کابوی»، درباره چند مرد ایرانی است که به تایلند سفر کرده‌اند و در هتل ارزان‌قیمتی در حوالی خیابان معروف سوی‌کابوی، بانکوک اقامت دارند. ظاهرا قرار است به واسطه طرح داستان هریک و جدال برخی از آنها با یکدیگر، بخشی از مسائل و مشکلات مربوط به گروه‌هایی از جامعه‌ی ایرانی با چاشنی مطایبه به نمایندگی آنها بازگو شود.
بیشتر این آدم‌ها به سودای سپری کردن لحظات خوش و فراموش کردن موقتی ناکامی‌ها و بدبختی‌های دامن‌گیرشان به سفر آمده‌اند. دست برقضا همزمان، مناقشات سیاسی و اعتراضات مردم در تایلند به ویژه جنبش قرمزپوشان بار دیگر بالاگرفته است و گه‌گاه از گوشه و کنار خیابان معروف نوش‌گاه‌های شبانه و معابد عیش «سوی‌کابوی»، صدای هیاهو و انفجار بمبی به گوش می‌رسد. فرودگاه اشغال شده است و مسافرین فعلا نمی‌توانند به ایران برگردند و به اجبار در هتل می‌مانند. این اتفاقات نهایتا پایان تراژیکی را برای نمایش رقم می‌زند. البته فضای ملتهب بیرونی و ناامنی عمومی، ممانعت چندانی برای خوش‌گذرانی و گاه بلهوسی برخی از این گردش‌گران فراهم نکرده است.
طراحی صحنه و نور در «سوی‌کابوی» سیال و کارآمد است و شرایط و تغییرات اتمسفر هر صحنه داخلی هتل را در قسمت‌های مختلف به خوبی به تماشاگر منتقل می‌کند.

مبارزه برای زندگی بهتر
در خلاصه نمایش آمده چند گردشگر به بانکوک رفته‌اند و تظاهرات مردم در آنجا علیه ارتش کودتاگر، خیابان‌ها را بسته و پلیس اجازه نمی‌دهد گردشگرها از هتل خارج شوند....
پیراهن قرمزها، جنبش سیاسی در تایلند هستند که پس از کودتای نظامی سال ۲۰۰۶ که منجر به سقوط نخست‌وزیر وقت «تاکسین شیناواترا» شد، شکل گرفته است. این جنبش طیف‌های گسترده و متنوع مردمی و سیاسی را شامل می‌شود. از جناح چپ و فعالین لیبرال و گروهای دانشگاهی تا طرفداران طبقه کارگر و روستاییان تاکسین، همگی به کودتا و حکومت نظامی معترض‌ بوده‌اند. این تنش‌ها در همان مقطع بر صنعت گردشگری کشور تاثیر سوء داشت. سهم معناداری از درآمد سالانه کشور تایلند مربوط به صنعت گردشگری است و درصد بالایی از این سهم درآمدی به گردشگری جنسی تعلق دارد.

هرچند روسپیگری در تایلند از سال ۱۹۶۰ میلادی غیرقانونی اعلام شده است اما به دلیل وجود دولت‌های فاسد و مصالحه‌گر، سودآوری بالای این پدیده و فقر و... همچنان این کشور یکی از اصلی‌ترین مقاصد گردشگری جنسی و در کنارش تجارت جنسی و قاچاق انسان، سوءاستفاده جنسی از کودکان در دنیا قلمداد می‌شود. طبق برآوردهای اعلام شده درآمد ناشی از روسپیگری در تایلند در سال ۲۰۱۵، مبلغ ۴/۶ میلیارد دلار می‌باشد که رقم قابل توجهی است. این درحالی است که بر اساس داده‌های جهان سرمایه‌داری نولیبرال تایلند یکی از اقتصادهای نوظهور و از کشورهای تازه صنعتی‌شده محسوب شده است و GDP «تولید ناخالص داخلی» بالا و به نوعی اقتصاد پررمقی دارد.

اما در توافقی شوم و پنهان مابین دولت فاسد و سودجو، سرمایه‌داری جهانی و مردسالاری، استثمار بدن زنان و کارگران جنسی در تایلند همچنان مورد معامله است و این سوداگری پر رونق، در شرایط فقر و فلاکت برخی از مردم روستایی و شهری محقق می‌شود.
همزمانی اعتراضات سرخ‌پوشان با ماجراهای گردشگران نمایش‌ «سوی‌کابوی»، صرفا برای ایجاد گره‌های دراماتیکی است و به نظر نمی‌رسد پدیدآورندگان نمایش کوشش زیادی نسبت به تمرکز بر مساله اعتراضات و از آن مهم‌تر هم‌پیوندی‌های محتمل آن با مسائل اجتماعی این مسافران داشته‌اند...
به هرحال بخشی از معترضین قرمزپوش از کارگران جنسی هستند که احتمالا مورد بهره‌کشی گردشگران نمایش نیز قرار می‌گیرند.

قاطر ... دیدن ادامه » عقیم
شخصیت‌پردازی در «سوی‌کابوی»، یکدست نیست. برخی شخصیت‌ها ناقص و نارسا هستند. در مواردی به بهانه ایجاد فضای طنز و عدم پرداخت مناسب، برخی از آنها در حد یک کاریکاتور ناقص فروکاسته شده‌اند. بازی‌ها در این نمایش واقع‌گرا هستند اما کمبود طنز سالم و پرداخت ناقص شخصیت در برخی موارد از اثرگذاری این رویکرد تلخ کاسته است.

مجتبی میردامادی، شخصیت رازآمیز و به نوعی محوری ‌«سوی‌کابوی» می‌باشد. به نظر می‌رسد مهمان دائمی هتل است. گویی قرار است در کسوت پیرخراباتی و در نقش وجدان بیدارجمعی ظاهر شود. معلم مدرسه بوده و فعالیت سیاسی داشته است. همسرش هما، بیانیه‌ای را برخلاف نظر او امضا کرده و با صمیمی‌ترین دوستش به او خیانت نمود و ترکش گفته است. حالا مجتبی سرخورده و افسرده اما صبور در هتلی در سوی‌کابوی، معشوقه‌ای در بر دارد که به قول خودش می‌تواند همسن دختر هرگز نداشته‌اش باشد. صدای انفجار بمبی او را از خواب می‌پراند و برای لحظه‌ای فکر می‌کند در موشک‌باران تهران در زمان جنگ است. اما در پناه معشوقه «کارگرجنسی» تایلندی‌اش که او را فرشته می‌نامد، آرامش می‌گیرد. فرشته پاهای او را در تشت آب شستشو می‌‌کند و ماساژش می‌دهد. دو شخصیت دیگر در نمایش برای معرفی بیشتر شخصیت مجتبی کارکرد دارند .

ژیار، جوان کارگر کردی است که به همراه دو نفر دیگر فقط با سیصد دلار پول به تایلند آمده‌اند. با مجتبی دوست می‌شود. در باب فرشتگان تایلندی گپ می‌زنند. مجتبی چند اسکناسی به ژیار می‌دهد تا از دخترک صندوق‌دار که به او نگاهی کرده، پذیرایی کند. در این میانه و فقط ظرف گذشت یک جلسه بعد از آشنایی، ژیار به واسطه‌ی لبخند و ‌گل ‌سری که دختر صندوق‌دار به او پیش‌کش می‌کند، عاشق پاک‌باخته‌اش می‌شود. دختر که از معترضین پیراهن قرمز بوده در تظاهرات توسط پلیس تیر می‌خورد و کشته می‌شود و ژیار عقل از کف می‌دهد. کردی می‌رقصد و به پلیس حمله می‌کند. کتک می‌خورد و بعد ناپدید می‌شود و برای همیشه مادر پیر نگرانش را چشم انتظار می‌گذارد.

ونداد باغچه‌بان، همراه پسرعمه‌اش که از آمریکا آمده، به تایلند آمده‌اند. ونداد شاگرد مجتبی در مدرسه بوده و ملاقات تصادفی آنها در هتل، فرصت رفع یک سوتفاهم را برایش فراهم می‌کند. ونداد فکر می‌کرده مجتبی ماجرای او و همکلاسی دیگرش را به پدر ونداد لو داده و به نوعی زندگی اش را تیره می‌کند. از اینکه چه ماجرایی به پدر گفته شده سخنی به میان نمی‌آید. اما استاد از خودش رفع اتهام می‌کند.

همه شخصیت‌های نمایش به سخاوتمندی، مجتبی و یا عاشق‌پیشگی ژیار نیستند. کاظم به همسرش به دروغ گفته سفر زیارتی آمده، اما همراه ژیار و محسن است. نگرانی طهارتش را دارد. اما نماد تزویر و دروغ و چندچهرگی و بی‌مرامی است. حتی در آخر ماجرا جنازه محسن را به ایران بر‌نمی‌گرداند. محسن دلارهای امیر و سعید، دو ایرانی دیگر در هتل را می‌دزد. چاقو می‌خورد و کشته می‌شود. آن دو هم به جرم قتل دستگیر می‌شوند. کاظم حتی حاضر نیست به توصیه مجتبی، کمی صبر کند تا از ژیار خبری برای مادر منتظرش ببرد.

نمایشنامه سوی‌کابوی، فارغ از مباحث و مسائلی که طرح می‌کند و احتمالا قصد نقد یا اعتراضی هم در این میان دارد، لیکن از آنجاییکه با رویکرد نابرابر جنسیت‌زده مردساخته نگاشته شده است مساله اعتراض احتمالی‌اش به نابرابری یا عدم آزادی، مغشوش است. این نگاه جنسیت‌زده بدین معنا است که همگی شخصیت‌های نمایش از معلم «روشنفکر، فعال سیاسی سابق» تا کاسب و کارگر و بزه‌کار همگی نگاه یکسان نسبت به زنان دارند.
الگوی ذهنی آرمانی همه این شخصیت‌ها از زن، صرفا موجودی لذت‌رسان و ابزاری برای ارائه انواع خدمات آسایشی است. موجود آرامی که تنها ساز کامخواهی مردمدارانه را کوک کند. فهم حرف‌هایی که می‌زند مهم نیست او فقط باید در جهت حرف دل و خواست مردان نقش داشته باشد، و تحقق این امر، برای آن مردان یعنی زندگی در بهشتی زمینی... البته که در یک جامعه مردمدار این شکل از نگاه به شیوه‌های متفاوتی فراگیر است و طبیعی است که این فراگیری در یک نمایش هم منعکس شود اما اینکه همه شخصیت‌ها یک نمایش، هم یکسره چنین نگاهی داشته باشد، پرسش‌برانگیز است.

موضع هنرمند در قبال این پدیده در اثرش چیست؟ اینکه اساسا چرا نمایش‌نامه نویس درباب این نابرابری موضع‌گیری نداشته است؟ آیا این نوعی همدستی با تثبیت نگاه ستمگرانه نیست؟ «سوی‌کابوی»، بر ویژگی‌های منفی اجتماعی تاکید می‌کند. خصوصیاتی که در شرایط بحرانی و خاص به وضوح بروز بیشتری می‌یابد. خصلت‌هایی مانند پنهان‌کاری، دو رویی، کلاشی، عدم تعادل، عدم کنترل یا پیش‌بینی‌ناپذیری رفتاری، بی‌ظرفیتی در شرایط متفاوت و...

اما شاید توصیف نهایی این نمایش به قضاوت شخصیت مجتبی میردامادی نسبت به خویش شباهت دارد. قاطری عقیم که قدرت باروری‌ ندارد

با درود سپاس از ابرشیر نازنین و اندیشمندم
چه خوب که بعد از مدتها دوباره تیوال به قلم زرینتان مزین شد .
و ممنون از نقد خواندنی ، پر محتوا و ارزشمندتان که مثل همیشه آموزه های بسیاری در بر دارد .
بهروز و پایدار باشید
۰۸ اسفند ۱۳۹۶
ممنون جناب ابرشیر از نظرتون و وقتی که گذاشتید
۰۹ اسفند ۱۳۹۶
جناب ادیب سپاس از شما و زحماتتون
۰۹ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دمتون گرم...باعث آرامش و شعفه وقتی هنوز میشه تئاتر اصولی با متن ،کارگردانی و انتخاب بازیگرانی به جا با بازی های درخشان و باز هم‌به تئاتر‌امیدوار شد..به امید اجراهایی پر بار و پر از حال خوب
و اینکه هیچ زنی رو در میان این مسافرها نمی بینیم...زتها یا در موطن خودشون نگران و چشم انتظار همسر و پسرشون هستن...یا در موطن خودشون به ذات دلربای زنانه شون توجه دارن...و یا در خیابان کشته میشن...کمتر سرگردانند و بیشتر نگران و دلواپس...از زنی میشنویم که با دوست شوهرش فرار کرده...از زن کردی که با صدای زیبای مریم بوبانی دلنگرانی اش را راجع به پسرش میشنویم...و زنهایی را میبینیم که با دلبری و دات زنانه شان هوش از سر مردها میبرند.
Bjt.Tvj. ب.توجه:
در ابتدا کار برام جذابیت کمتری داشت.ولی زمان که گذشت جذابیت کار برام بیشتر شد. چون متوجه نسبت کار با جامعه و آدمها و خودم شدم.میتونستیم خودمون هم بکی از اون آدمها باشیم.به نظرم متن و کارگردانی و بازی ها همخوانی و تناسب خوب و به جایی داشتن...بالاتر از هشتاد درصد...همه چیز درست هدایت شده بود.
هدایت درست به برهوت و یا سرابی به اسم سوی کابوی که آدمها سرگردان دنبال قهرمانشون میگشتن...دنبال خودشون میگشتن...دنبال خالی کردن عقده هاشون بودن...دنبال مرهمی برای دردهاشون حتی مقطعی و دیده شدن...
آدمهایی معترض...آدمهایی که دنبال راحتی و سرخوشی و آمالشون هستن...و اتفاقا در جایی دنبال خواسته هاشون هستن که خودش مثل میدان مینه.عده ای سرخ پوش معترض در خیابانها دولتشون رو تهدید میکنن و در نهایت سرخ پوش ها یکی یکی توی خیابونها کشته میشن...گرچه افکت صوتی رو میشنویم ... دیدن ادامه » فقط و تاثیرش روی ادمهای ساکن مهمانخانه...که خنثی هستن اغلب و ناظر بمب ها و انفجار...
و همین رو در طراحی صحنه شاهد هستیم ...تختی که مثل یه معبر طراحی شده با رنگ خاکستری خنثی و بالش های قرمز...مثل خون روی زمین...مسافرهایی که در نهایت اکثرا با چندرغازی که داشتن اومدن و بیشترین پولشون رو خرج عیش و نوش میکنن...حتی بابتش زیر بار قرض و وام رفتن...بابتش دروغ گفتن...حتی مسافری به بهانه ی زیارت توی یه شهر داخل کشور اومده به سرزمین غریب...با هزار تقلا...و با هزار بدبختی و سوراخ و حفره توی زندگیهاشون...این آدمهای معترض به جایی فرار کردن که ففط دمی اسایش داشته باشن...

با آدمهایی دمخور شدن که زبونشون رو نمیفهمن... ولی احساس بهتری دارن حتی اگر به دروغ نشون بدن که میفهمن...این آدمها اومدن به جایی که پذیرفته بشن...که ادم حساب بشن ..جماعتی مطرود و سرگردان که دست اخر قبل پرواز متوجه میشن فرودگاه اشغال شده به دست سرخ پوشها و پروازشون لغو شده...

سوی کابوی بستری ست برای بروز شکل واقعی درونی خود این ادمها به شکلی کمیک اما تلخ ...یک گروتسک که در ابتدا فقط در سطح کار شما رو نگه میداره و ابتذال و شوخی ها و عقده های ادمها و بعد دستتون رو میگیره و پرتاب میکنه به عمق کثافاتی و سیاهی ها و تلخی روابط و مناسبات و وضعیتی که درش هستیم و گیر کردیم...ضعف های کار در برابر نقاط قوتش انقدر کم بود که قابل اغماض باشه...واقعا تبریک میگم به همه ی گروه سوی کابوی برای همسویی هدفمند و موثرشون...
سلام به تیوالیها...امشب نمایش را دیدم...از همه ی عوامل این تاتر تشکر میکنم،بسیار لذت بردم.شخصا بازی ها و متن و موضوع نمایش را پسندیدم و به نظرم این نمایش در جذب کردن بیننده تا لحظه ی پایانی بسیار موفق بود و در ضمن طنز ماهرانه و قشنگی داشت.
ممنون از همه.
منتظر کارهای بعدی هستیم.
پایدار باشید.
جذاب و هیجان انگیز
خنده دار ولی درست
عجیبه با اینهمه تبلیغ مردم نمیان ببینن مخصوصا تبلیغ جم که خیلی تاثیر داره
کارگردانی ۸
بازیگری ۹
(سامان ارسطو ۱۰)
طراحی صحنه ۱۰
طراحی لباس ۸
طراح گریم ۶
نمایش قابل تاملی بود ، کارگردان خط فکریش رو تا حد زیادی توانسته بود در قالب نمایش پیاده کنه و تماشاگر رو همراه نگه داره با رگه هایی از طنز به جذابیت کار افزوده بود ولی بعضی از دیالوگها یکم زننده بود که من شخصا در تئاتر کلاسیک نمی پسندم ، بازی ها قابل قبول بود ولی شگفت انگیز و خالی از ایراد نبود رو برد صداها بیشتر باید کار بشه و حرکت در صحنه ... درکل یه تئاتر خوب بود که از دیدنش مخاطب پشیمون نمیشه
به نظر من نمایش جالبی بود که در قالب طنز ارایه شده بود. البته طنزی که واقعیت جوونای جامعه ما رو نشون می داد. (در مورد سفر به کشور تایلند)
در کل نمایش خوبی بود, پیشنهاد می کنم ببنید.
این روزها در هنر نمایش دغدغه ی گفتن حرف های همیشگی به گونه ای تازه و متفاوت تا مجددا تاثیر گذار باشد وجود دارد . دغدغه ی تماشاگری که هم میخواهد بخندد و شاید هم حتی گریه کند و در عین حال شما حرفتان را زده باشید. سوی کابوی از این دغدغه عبور کرده و به حقیقت و زندگی رسیده . این کار رو از دست ندید و حتما ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
CHANG :دی
بابک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود و فکر میکنم در حقیقت بازتابی از واقعیات موجود در جامعهء ما بود با زبان طنز و در بستری متفاوت.

به هر حال، من خوشم اومد از نمایشتون و واقعا بهم خوش گذشت. همون طور که شما صادقانه پس از اتمام اجرا صحبتتونو با ما درمیون گذاشتید، منم اجازه میخوام که صادقانه حرف دلمو بزنم. راستش شخصاً آخر هفته ی پراسترسی رو پشت سر گذاشته بودم و همهء امیدم به این نمایش بود که تماشاش بتونه حالمو خوب کنه، ... که همینطور هم شد و پایان خوبی برای این جمعه م رقم زد. متشکرم ازتون و بهتون خسته نباشید میگم.

فقط یه نکته ی کوچیک پایانی...دیدم که بین تماشاچی ها یه بچه بود، که خب با توجه به ادبیات به کار رفته در نمایش، ممکنه زیاد مناسب سنش نباشه. فکر میکنم بهتر بود شاید از قبل یه مقدار تاکید بیشتری روی محدودیت سنی تماشاچی ها صورت میگرفت.

در هر صورت، به همه ی عوامل دست ... دیدن ادامه » اند کار خسته نباشید میگم و بازم مرسی ازتون.
خوشحالیم که راضی بودین؛ ممنون از نظرتون
۲۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۲۲ تا سه‌شنبه ۲۴ بهمن، با بازی: سامان ارسطو، مسعود شاکرمى، محمد صدیقى مهر، محمد صادق ملک، زهرا آقاپور و ... هم اکنون آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه نمایش، از چهارشنبه ۱۸ تا جمعه ۲۰ بهمن، با بازی سامان ارسطو، مسعود شاکرمى، محمد صدیقى مهر، محمد صادق ملک، زهرا آقاپور و ... هم اکنون آغاز شد.
مژگان عراقی و رازیما میرزایی این را خواندند
مهدی علی نژاد و زهرا آقاپور این را دوست دارند
بسیار عالی بود و لذت بردم
به گونه ای حیایق تلخ سیاسی را بازگو میکرد ،از جنس زبان دلم،چاشنی طنزش عالی بوود،پارادوکس طنز و تلخی بسیاز زیبا کنار هم چیده شده بود ،بازیگران هم عالی عمل کردن گویی ما مدت زمان طی اجرا را در کنار بازیگران زندگی کردیم،طراحی صحنه ... دیدن ادامه » و لباس فوق العاده
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
بی نظیر بود
۱۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید