تیوال نمایش شازده‌ کوچولو
S3 : 11:25:22
تراژدی شازده کوچولو و آنتوان دو سنت اگزوپری
  ۱۲ تا ۳۰ دی ۱۳۹۵
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰، ۱۰,۰۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان

: آنتوان دوسنت اگزوپری
: شیرین میرزانژاد
: مهرداد خامنه‌ای
: (به ترتیب الفبا) فرشته حسینی (شازده کوچولو)، لیلی شجاعی (خلبان)، اردوان عزیزی (نوازنده)
: گروه تیاتر اگزیت-نروژ

: منصور میرزابابایی (تاجر)، مریم صیادمقدم (فانوس‌بان)، آویشن بیکایی (جغرافیدان)، ایرج تدین (روباه)، غزاله کنعان‌پناه (ملکه)، کیارش لبانی (خودپسند)، محمدمصطفی ملک (معتاد)، شیوا خاکپور (گل باغ)، نازنیک گالوستانیان (گل رز)، فهیمه کوشا (تفنگ/مار)
: شیرین میرزانژاد
: اردوان عزیزی
: منصور میرزابابایی
: یوریک کریم‌مسیحی
: سارا عبداللهی
: فهیمه کوشا
: نورپرداز: علی وثوقی
: داریوش حسینی
: محمدمصطفی ملک
: امیربابک رضازاده
: افسانه محتشمی
: مهرداد خامنه‌ای
: آزیتا کارخانه
: ۰۹۱۲۸۰۵۷۶۰۴

نکته: این نمایش از ۱ تا ۳ بهمن در چارچوب جشنواره تیاتر فجر به روی صحنه می‌رود، برای خرید بلیت آن بخش اینجا را کلیک کنید
وبسایت: www.exittheatre.ir
آدرس وبسایت شازده کوچولو به زبان انگلیسی:
www.exittheatre.webstarts.com
کانال گروه تیاتر اگزیت: @exittheatrechannel
کانال نمایش: @exittheater_The_little_prince
نکته مهم:
به دلیل شکل اجرایی نمایش، راس ساعت ۱۹ درب سالن بسته می‌شود. حتما پیش از آن در سالن حضور داشته باشید. به هیچ عنوان امکان تغییر وجود نخواهد داشت.


نمایش شازده کوچولو با برداشتی نو از کتاب شازده کوچولو و شخصیت نویسنده‌ی آن «آنتوان دوسنت‌اگزوپری»توسط گروه تیاتر اگزیت به روی صحنه می‌آید. این برداشت بر اساس تحلیل دو روانکاو برجسته‌ «ماری‌لوییس فون فرانتس» مهم‌ترین شاگرد کارل گوستاو یونگ و «اوگن درویرمان» از روانشناسان مکتب فروید انجام شده است. خلبان در این نمایش، زنی است که خلبان هواپیمای جنگنده بوده و در پی آسیب‌های روانی ناشی از جنگ، در آسایشگاه روانی بستری شده است. شازده کوچولوی این خلبان، دختر جوانی است که خلبان طی یکی از ماموریت‌های خود در پی خراب شدن هواپیمایش در کویر با او روبرو شده است. بر اساس تحلیل دو روانشناس فوق‌الذکر، هم سنت‌اگزوپری و هم شخصیت خلبان این نمایش از عقده‌ی مادر منفی و نیز سندرم نوجوان ابدی رنج می‌برند. اجرای صحنه‌ای این داستان و بازگو کردن وقایع توسط خلبان، در واقع جلسه‌ی درمانی اوست. این نمایش ادغامی است از فیلم و تیاتر که در نمایی نزدیک، درامی روانی را شکل داده‌اند.
این برداشت گروه تیاتر اگزیت از نمایش شازده کوچولو پیش از این برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ به زبان نروژی در کشور نروژ و در سال ۲۰۰۷ در آلمان به زبان آلمانی به روی صحنه رفته است.



- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۳ سال خودداری نمایید.

با وارد نمودن کد thelittleprince۱ با بهای ۵.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد thelittleprince۲ با بهای ۱۰.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد thelittleprince۳ با بهای ۲۰.۰۰۰ تومان
بدون وارد نمودن کد با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش شازده‌ کوچولو / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت مهرداد خامنه‌ای بر نمایش شازده کوچولو

» ایران تئاتر- گفت وگو با مهرداد خامنه‌ای کارگردان نمایش شازده کوچولو

» نمایش شازده کوچولو روز یک‌شنبه ۱۹ دی‌ماه به دلیل تقارن با شب وفات اجرا نخواهد شد

» زنگ افتتاح نمایش شازده کوچولو به دست آقای مهرداد آقاجانی روانشناس و مشاور به صدا درآمد.

» با روی دیگر «آنتوان دوسنت‌اگزوپری» آشنا شوید!

» با حضور نمایش «شازده کوچولو» در خانه‌موزه استاد انتظامی سندرم نوجوان ابدی به چالش کشیده می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان اندرزگو (قیطریه)، شرق به غرب، روبروی بلوار کاوه، خیابان احمدی، پ۲۸
تلفن:  ۲۲۳۹۰۳۲۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
براى نمایش شازده کوچولو

بازیگر:
آقا شما تنها اومدین ؟
خانم چقدر پیرهنتون قشنگه.
ساعت چنده؟
چرا دیر میان؟
از من عکس بگیرید!
چرا نگام نمى کنید؟
چرا جواب نمیدید؟
شما چند سالتونه؟
شما با هم هستین؟
چند وقته با همین؟
آقا شما دیروز هم اومده بودین؟

تاریکى
فریاد
بازیگر: ... دیدن ادامه » آآآآ...اگه روزى گذرتون به اینجا افتاد
نور
بى رمق
بازیگر: یه بار شیش سالم که بود
نگاه
پرسه در تاریکى
تنهایى
توهم
بازیگر: برام یه گوسفند بکش!
بازیگر: این یه جعبه س، گوسفندت این تو هست.
سفر
مردم: ستاره ها رو صاحب میشم
مردم: این یک دستوره
مردم: برام دست بزن
مردم: این هم یک رعیت
مردم: مواد مى کشم
مردم: نمى دونم
مردم: اهلیم کن

تفنگ
گندمزار
کویر
تشنگى
چاه آب
ستاره
سفر
مرگ

بازیگر: یه رازى اینجا هست

تاریکى

سکوت

مهرداد خامنه اى
خیلی دوست داشتم شازده کوچولو رو ببینم
ولی متاسفانه ساعت اجرا به من نمیخوره
۰۳ بهمن ۱۳۹۵
پرندیس عزیز
ممنون از لطفى که به ما دارید. بعضى اوقات اینطور است. متاسفم که امکان دیدار خوب با شما اینبار فراهم نشد و مسلما این براى ما کم سعادتى بوده است. به امید دیدار . بزودى...
۰۳ بهمن ۱۳۹۵
بزرگوارید جناب خامنه ای عزیز،ممنون از حضور با ارزش و پر انرژیتان هم در تیوال و هم در گروه اگزیت
۰۳ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر فراوان از همکاران و دست اندرکاران سایت تیوال و بخصوص کاربران عزیز این سایت گزارش اجراى نمایش شازده کوچولو از تاریخ ١٢ تا ٣٠ دى ماه ١٣٩٥ به شرح زیر مى باشد:

‎مجموع مخاطبان تیوال: ۸۰۲
‎مجموع میهمانان: ۱۲۱
‎مجموع مخاطبان حضوری (مراجعه به گیشه): ۹۷
‎مجموع کل مخاطبان: ۱۰۲۰

‎مجموع درآمد گیشه از فروش بلیت در تیوال: ۹،۹۷۰،۰۰۰ تومان
(۲۵۰ عدد تمام‌بها، ۳۰عدد ۲۰هزارتومانی، ۱۰۲عدد ۱۰هزارتومانی، ۴۲۰عدد ۵هزارتومانی)
مجموع درآمد گیشه از مراجعه‌ی حضوری: ۱،۱۸۰،۰۰۰ تومان
(۱۶عدد تمام‌بها، ۱۸عدد ۲۰هزارتومانی، ۱۰۲عدد۱۰هزارتومانی، ۴۲عدد ٥ هزارتومانی)
‎مجموع درآمد (بدون کسر کارمزد تیوال و سهم شهرداری) : ۱۱،۱۵۰،۰۰۰ تومان

‎تخمین درآمد گیشه پس از کسر کارمزد تیوال و سهم شهرداری: ۷،۴۵۶،۰۵۰ تومان (بدون کسر مالیات)
پى نوشت: مجموع درآمد گیشه بدون کسر هزینه ها به سه بازیگر صحنه تعلق مى گیرد)


هزینه ... دیدن ادامه » ها:
دستمزد بازیگران بخش فیلم، ساخت موسیقی و دستیار صحنه: ۷،۰۰۰،۰۰۰ تومان
طراحی گرافیک، چاپ، تبلیغات: ۵،۳۲۴،۵۰۰ تومان
لباس، آکسسوار، تدارکات: ۲،۴۷۲،۰۰۰ تومان
عکاسی، فیلمبرداری کار، فیلمبرداری از اجرا: ۲،۵۴۰،۰۰۰ تومان
تمرین (پلاتو): ۸۰۰،۰۰۰ تومان
مجموع: ۱۸،۱۳۶،۵۰۰ تومان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"و چشمانت راز آتش است،
و عشقت پیروزى آدمى ست
هنگامى که به جنگ تقدیر مى شتابد"

آنگاه که بر صحنه
براى عشق
براى انسان
براى دوستى
براى آینده
زبانه هاى آتش از چشمانت سرازیر مى شود
آنگاه که پیکان درد
قلبت را فشار مى دهد
سربلند مى کنى
دستت را بر روى سینه ات
فشار مى دهى
انگار ... دیدن ادامه » که با آخرین نفس
بر روى صحنه مى گویى:
"من مسئول گلم هستم"

آه اى فرشته زیباى صحنه
رداى شازده بر تنت مبارک باد!

"تو، فقط تو ستاره هایى خواهى داشت"
که آسمان صحنه عشق را چراغان مى کنند
تو، فقط تو
"که عشقت پیروزى آدمى ست"
بر جهل، بر تعصب، بر زور


برای فرشته حسینی بازیگر نقش شازده کوچولو

مهرداد خامنه ای
محمد رحمانی و لیلى شجاعى این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراف مى کنم که براى من بدترین قسمت کارگردانى تئاتر، کار با بازیگر است. در فیلم بازیگر در مشتت جاى دارد. آنقدر مى توانى بالا و پایینش کنى تا در نهایت هر آن چه را که مى خواهى در نوارى سلولوئید یا مغناطیسى ثبت کنى و خلاص. اما در تئاتر مى توانى ماه ها با بازیگرى کار کنى از تمام ایده ها و تفکرات و روش هاى اجرایى برایش صغرى کبرى بچینى، مثل کودکى دستش را بگیرى تا راه بیافتد، مثل یک شریک زندگى وفادار در غم و شادى در کنار یکدیگر باشید تا اختتامیه نمایش شما را از هم جدا کند. اما در نهایت این بازیگر تئاتر است که هر شب برروى صحنه حرف آخر را مى زند. اگر ترافیک سنگین اذیتش کرده باشد یک جور است، اگر در منزل دعوا کرده باشد جور دیگر، اگر کسى از او تعریف کرده باشد جور سوم. خلاصه انسان است و حساس و کارگردان که ماه ها به او خیره شده و کوچکترین حرکت گوشه چشمش را مى شناسد ... دیدن ادامه » بلافاصله مى داند که بر او چه مى گذرد. اگر پنج دقیقه دیر برسد هزار جور فکر به سرش مى زند که نکند اتفاقى افتاده باشد. اگر با پسر یا دخترى قدرى بیشتر بخندد فکر مى کند نکند عاشق شود، اگر قدرى بیشتر از معمول ساکت باشد فکر مى کند نکند افسرده شود و هزاران فکر بیخود است که هر روز در ذهن کارگردان متوهم شکل مى گیرد تا بلکه بتواند کارى کند و اکثر این تفکرات اصولا ربطى به هنر ندارد بلکه حسى است انسانى. همین است که کار کارگردان تئاتر با بازیگر، شبیه کابوس است. این همه اگرها و شایدها و این همه ناپایدارى و حس اینکه همه چیز روى هوا است حالت را بد مى کند و از بازیگر جماعت حالت بهم مى خورد و مى دانى که این چه حس احمقانه اى است. اما قرار نیست همیشه منطقى باشى، گاهى هم مى شود به کسانى که انقدر دوستشان دارى و وابسته هستى در دلت فحش بدهى و لعنتشان کنى. در این میان هر از گاهى بطور اتفاقى به بازیگرى برخورد مى کنى که حرفت را گوش مى کند، دنبال تفکراتت را مى گیرد و تحقیق مى کند و کنجکاو است. در هر جلسه تمرین چیزى جدید با خود مى آورد و تو را نیز به شوق مى آورد. احساس مسئولیت نسبت به کار، گروه و تو را دارد و بارها و بارها به تو ثابت مى کند که جاى نگرانى نیست. اما چون اصولا نگرانى کار توست از کنار این همه با دیده شک مى گذرى. تا اینکه مو به مو هر آنچه که خواسته اى و در فکرت بوده را در جلوى چشمانت به نمایش مى گذارد و در آن لحظه صدایى به تو مى گوید: خفه شو! دیگر چه مى خواهى از جانش. از این صدا غافلگیر مى شوى و به دنبال ایراد مى گردى، نه همان لحظه بلکه در روزهاى پیش رو. اما مى بینى که ایرادى در کار نیست و هر شب آنچه در سرت بوده را بازیگرت صادقانه تر ، زیباتر و بهتر اجرا مى کند و ناگهان خود را در پشت سر او مى بینى که هر شب با شوق نور صحنه را بر روى او مى تابانى تا ببینى امشب قرار است چه کار کند؟ کنجکاو هستى و مسحور کار بازیگرت. او دیگر از تو چیزى گرفته و راه خود را جسورانه مى رود، تو را به دنبال خویش مى کشاند و مى دانى که دیگر این بازیگر است که کارگردان دل ها و فکر تماشاگرانت است. تو دیگر هیچ نیستى جز نظاره گرى که هر شب تنها مى توانى تحسینش کنى و قبل از هر تماشاگرى پس از پایان نمایش در اتاق فرمان به پاخیزى و تشویقش کنى.
و مى دانى اگر تنها یک بار در طول عمر و فعالیت هنرى با چنین بازیگرى کار کردى با خود زیر لب مى گویى: چه افتخارى است کارگردان تئاتر بودن.

براى لیلى شجاعى، بازیگر نقش خلبان در نمایش شازده کوچولو

مهرداد خامنه اى
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق تنها نگاه کردن به یکدیگر نیست، بلکه با هم به یک سو نگریستن است.
آنتوان دو سنت اگزوپرى
عالی
۳۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کارگردان

کنابى مى خواندم به نام زبان فیلم و روانشناسى مخاطب اثر یرژى پلاژفسکى. اینکه چطور هر ثانیه در هر نما تاثیر خاص خودش را بر بیننده مى گذارد؟ اینکه اطلاعاتى که در هر پلان به مخاطب مى دهیم و زمان ارسال این اطلاعات چگونه در کلیت یک اثر ریتم مشخصى را دیکته مى کند. مثلا اگر در یک نماى باز ١٠ ثانیه آن را بر روى پرده نشان دهیم که معمولا براى دیده شدن و خوانش آن کافى است، چه فرقى خواهد کرد اگر ٣٠ ثانیه شود؟ تداوم ارسال این اطلاعات از زمان معمول ذهن بیننده را به چه سو خواهد کشاند؟ اگر در نمایى نزدیک که براى نشان دادن عکس العملى ساده بین ٣ تا ٥ ثانیه کفایت مى کند آن را به ١٠ ثانیه برسانیم چه مى شود؟ این ٥ ثانیه اضافه بیننده را کنجکاو خواهد کرد که چه اتفاقى قرار است بیفتد؟ چه شده؟ و علامت سئوال در ذهن مخاطب شکل مى گیرد. این بازى با زمان یکى از ... دیدن ادامه » پایه هاى درام روانى است. بوجود آوردن این پرسش. درگیر کردن ذهن مخاطب. حال اگر در تدوین چند نما جواب یک به علاوه یک را که دو مى شود را برداریم و به جایش ٣ بگذاریم چه مى شود؟ یعنى از نشان دادن دو موضوع بدیهى در کنار یکدیگر نتیجه سومى بگیریم که ربطى به موضوع اول و دوم ندارد. یا اگر جواب یک به علاوه یک را اصلا نشان ندهیم و بگذاریم جواب در ذهن مخاطب شکل بگیرد چه؟ صورت مسئله اولى مى شود مونتاژ جاذبه اى که از زمان آیزنشتاین و فیلم اکتبر تا امروز بسیار به کار گرفته شده و صورت مسئله دوم فیلم هایى است از موج نو سینماى فرانسه چون از نفس افتاده ژان لوک گدار و یا هیروشیما عشق من اثر آلن رنه و ...
همیشه در این فکر هستم که چه مى شد اگر ظرافت استفاده از نماها در زبان فیلم را به مدیوم تئاتر وارد کنیم. تفاوت اصلى کارگردانى تئاتر و سینما به نظر من در همین است. مخاطب در تئاتر انتخاب مى کند که چه ببیند و تا چه اندازه زمانى بر روى موضوعى توجه خود را نگاه دارد. اما در سینما کل مطلب به این بازمى گردد که آنچه که دیده نمى شود را براى بیننده نمایان کنى و به او مى گویى چه ببین و تا چه زمانى ببین.
در نمایش شازده کوچولو تمام شیوه کارگردانى براساس مونتاژ سینمایى است و هدف محدود کردن ذهن مخاطب در چهارچوب تخیل خلبان است. نماهاى بسته براى اجتناب کردن از پراکندگى ذهن مخاطب و آزادى انتخاب اوست ولى آنچه که از همه بیشتر مورد نظر بوده، قرار دادن بازى ثانوى در ذهن مخاطب و دخیل کردن تفکر او با شخصیت نمایش است. همان اصلى که زمان گفتار یک واقعه را از ٥ ثانیه به ١٠ ثانیه بطور مثال افزایش مى دهد تا در این فاصله زمانى مخاطب کنجکاو شود. در تمام میزانسن ها این نگاه است که در جایى خارج از خط فرضى واقعى ادامه پیدا مى کند تا بلکه نقطه سومى را ذهن مخاطب بوجود آورد. اگر این ضلع سوم مثلث بوجود نیاید طبیعتا این رابطه فرضى بین بازیگر، داستان و مخاطب شکل نخواهد گرفت.
و این چالشى است براى کارگردان سینمایى در تئاتر و مخاطب تئاترى با پلان هاى سینمایى بر روى صحنه تئاتر.

مهرداد خامنه ای
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از همان در که وارد می شوی تفاوت را به عینه می بینی! ردیف سه،صندلی هشت را که پیدا کردم شروع کردم به نوشتن؛ چون هنوز نور نرفته بود.
دخترک همچنان با دستهای بسته با تماشاگران حرف می زد:
_ با عینک منو بهتر می بینید؟
_ بله!
_هه هه!
وقتی می خندد واقعا می خندد! از ته دل!
_ گرمتونه؟
_ نه!
_ پس چرا در میارین؟
_ چون خواستم یه چیزی بهم بگین!
_هه هه!
وقتی که سکوت می کند انگار که بغض کرده باشد! چهره اش غم دارد!
_ دستامو بستن بعد من هی آب دماغم میاد زشت میشه!
_ سلام!
خیلی مؤدبانه سلام می کند! درست مثل بچه ها!
_ ... دیدن ادامه » ببخشید اینجا رو راحت پیدا کردین؟
_ بله!
زیرچشمی به اطراف نگاه می کند! انگار که از جمع خجالت کشیده باشد!
شخصیتش برایم جالب تر می شود!
_شما تنها اومدین؟
این سؤال را تقریبا از هر که تنها بود پرسید! انگار که می خواست بگوید خودش هم تنهاست!
_توی کتابتون چی نوشته؟ آقا؟
_نمی تونم بگم!
_ راجع به چی نوشته؟
_ نمی تونم بگم!
_ ازکجا اوردینش؟
به بچه ها می مانست! با همان معصومیت! و با همان کنج کاوی!
_ شما چقد شبیه همید! هه هه هه!
_ میشه گوشیتونو خاموش کنید؟
_ شما گفتین برف نمیاد بیرون؟
_ شما هم سردتونه؟
_ خیلی؟
_ پس باید برف بیاد بیرون!
نمی دانم چرا اصرار داشت به ما بقبولاند که بیرون برف است و بوران!
_ آخراشه دیگه! چیزی نمونده
دلداری مان هم می داد!
_ آقا ببخشید! چی می نویسی؟
_ حرفایی که شما می زنید!
_ هه هه هه!
مرا هم دید! با آنکه آن گوشه نشسته بودم! به صورت دیگر حضار نگاه کردم؛ احساس کردم، احساس می کنند، تماشا می شوند، بجای آنکه تماشا کنند! قضاوت می شوند، بجای آنکه قضاوت کنند! و نور رفت! و حالا نوبت ما شد تماشا کنیم! و قضاوت!
نمایش شروع شد! در فضایی تاریک، دنج، و بی همهمه!
همه ی روی سخنش با من بود! مدام به من زل می زد! و حرف می زد! و حرف می زد! روی صندلی نشسته بود! و دستانش بسته بود! و از صندلی جدا نمی شد! و تقلا می کرد! مات می شد ومبهوت! انگار که همه ی حرف هایی که می زند را تجسم می کند! می بیند! و لمس می کند! می بوید! و گوش می کند! برایش سؤال می شود! و سکوت می کند! برایم سؤال می شود! و به فکر فرو می روم...!
و چقدر زیبا ادغام تصویر با اجرا در نقاطی از نمایش،شکل گرفته بود!
ممنون از شما
۲۲ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Nimble
گل کوچولوی من فقط چهار تا خار داره و جز من کسی رو نداره تا در مقابل همه تهدیدهای دنیا ازش محافظت کنه...
روباه رو اهلی کرد،روباه منحصر به فرد شد...
روباه و اهلی شد وانسان نشد، شد و انسان نشد، شد و انسان شد؟ نه نشد!
یه فیل کشیدم تو شکم مار بوآ، عدم درک تو مانع توانایی در تخیل من نخواهد شد. این مشکل شماست!
با سه هزار ستاره چی کار می کنی؟ می خرمشون!
بعدش چی؟ میزارمشون تو بانک!
خب بعدش چی؟ بعدش اونا مال من هستن دیگه از این واضح تر!
نه نه، ببین مثلا من سه تا آتشفشان دارم که دوتاشون هم فعال نیست، ولی خدا رو چه دیدی شاید روزی فعال شد خب ... بعد من اونا رو تمیز می کنم یا یه گل دارم که بهش آب می دم و مراقبش هستم خب... یعنی یعنی می خوام بگم یه فایده ای دارم.
تو چه فایده ای داری برای ستاره هات؟!!!!!


فرشته حسینی و لیلی شجاعی عزیز درود بر شما و بازی زیبایتان...
مهرداد خامنه ای مهربان از حس زیبا و پیام زیبایی که منتشر کردی سپاسگزارم. از ضمیر ناخودآگاه تو نیز تشکر می کنم که این چنین زیبا برداشت و بر دل من کاشت!
اردوان عزیزی چه دلنشین نواختی. درود روح تاتر بر دستان هنرمند تو!
آنتوان عزیز بهشت زیر افکار توست، همواره در دل ما جای خواهی داشت.

ندیدن ... دیدن ادامه » این نمایش به ضرر گروه نمایش نیست بلکه به ضرر من و تو مخاطب تاتر هست.
تاتر یه هندونه سربسته هست، چنتا تاتر بد که برید می خوره تو ذوقتون دوستان این تاتر رو برید، تا به ذوق بیاید...

سید امیر ارجمند
95/10/15
ممنونم جناب ارجمند گرامى
۱۵ دی ۱۳۹۵
سلام وزارت ارشاد اعلام کرده به علت فوت آقای هاشمی سالن های هنری تعطیله، من بلیط تاتر شازده کوچولو خریدم تکلیف چیه؟
۱۹ دی ۱۳۹۵
سلام جناب احدیان
به نقل از تیوال به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند با اعلام معاونت وزارت فرهنگ، کلیه اجراهای هنری به مدت سه روز ( ۲۰، ۲۱ ،۲۲ دی ماه) تعطیل خواهد بود.
شیوه پشتیبانی خریداران این سه‌روز از طریق ایمیل، شبکه‌های اجتماعی تیوال و روی سایت به ... دیدن ادامه » آگاهی ایشان خواهد رسید .

متاسفیم اگر به دلیل شرایط بوجود آمده دچار مشکل شدید
به امید دیدار
۱۹ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مناسبت اجرای نمایش شازده کوچولو در گروه تئاتر اگزیت

درباره‌ی دو برداشت روانکاوانه از
«شازده کوچولو» اثر «آنتوان دوسنت‌اگزوپری»

کریستین دولاروش کوداما
Christine de Larroche-Kodama
ترجمه‌ی گروه تئاتر اگزیت (شیرین میرزانژاد)
ویراستار: یوریک کریم‌مسیحی

http://yon.ir/6dwn
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش شازده کوچولو در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
احسنت.
آدم امیدوار میشه وقتی اینجور حرکتها رو میبینه.
حیغ که به دلیل ساعت اجرا و مکان اجرا به احتمال زیاد نخواهم تونست بیننده این اثر باشم اما واقعا از این دیدن این طرح خوشحال شدم
امیدوارم گروه اگزیت سالهای سال مانا باشه
۰۴ دی ۱۳۹۵
امیدوارم در سالن های تاتر مرکز شهر هم اجرا شود .
۱۱ دی ۱۳۹۵
ممنون خانم موسوى گرامى، لطف دارید
۱۱ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام

به جای یادداشت کارگردان:

تراژدی شازده کوچولو
اگزوپری حتی گمان نمی کرد که سال ها پس از مرگش، اثر تحسین شده و جهانی اش، چنین توسط فون فرانتس به حیطه ی نقد تحلیلی و روانشناختی کشیده شود و هیچ وقت گمان نمی کرد که دچار عقده ی مادر منفی باشد و باز هم به مخیله اش هم خطور نمی کرد که با نقاشی فیلی در شکم ماربوا ، کلید نوجوانی ابدی اش را استارت بزند.
شازده کوچولوی او به سمبل کندن از دنیای بزرگسالی و پرداختن به دنیای کودکی و رویا پردازی بدل شد و همچنان هم به همین عنوان شناخته می شود. اما در زبان تحلیلی باید از شازده کوچولو به تراژدی شازده کوچولو یاد کنیم. امروزه طیف کثیری از افراد به من مراجعه می کنند برای برطرف کردن عقده ی مادر خویش و همین طور نوجوان ابدی خویش اما خود ، هیچ آگاهی از سندرم خود ندارند. اگزوپری هم آگاهی از سندرم خود نداشت چون اگر داشت، به قول فون فرانتس با نقاشی مار بوای خود به این ور و آن ور راه نمی افتاد برای اینکه ببیند کسی او را می فهمد یا نه.
مار بوایی که نماد آنیمای ویرانگر است و فیلی که نماد آنیموس سازنده و این فیل در شکم مار بوا گیر کرده یعنی حرکت به سوی قهقرا و مرگ نهایت داستان فردی که عقده ی مادر دارد و به نوجوانی ابدی نیز دچار است، چیزی نیست جز مرگ.
چرا؟
چون نوجوان ابدی روی زمین نیست و همیشه در آسمان به سر می برد و هیچ گاه پایش را روی زمین نمی گذارد تا از زمین انرژی بگیرد. زمین مادر است و منبع تغذیه شوندگی و وقتی وصل به زمین نباشی، انرژی دریافت نخواهی کرد. ما زمینی هستیم و می بایست انرژی حیات خود را از زمین دریافت کنیم. اما وقتی که جایگاه و پایگاهی بر روی زمین نداشته باشیم، در انتطار مرگ باقی خواهیم ماند چون همیشه در آسمان ها و در خیالات خود به سر می بریم و به ساخت (من جهان) خود اقدام نخواهیم کرد.
مردانی که همیشه از کاری به کار دیگر سرگردان هستند و هیچ گاه کاری اشتیاق آنها را بر نمی انگیزد، دچار نوجوان ابدی خود هستند.همیشه نوجوان خواهند ماند.
حتی در سن ۷۵ سالگی.
بدون داشتن پایگاه مادی و اجتماعی و روانی.
اقیانوسی از کارهای انجام داده به عمق یک سانت.

مهرداد ... دیدن ادامه » آقاجانى- روانشناس و مشاور
من خییلی ناراحتم کلی خوشحال بودم فردا میام دیدن تاتر چون میدونم فوق العادس حالا به چه روزی منتقل میشه؟ کاش اقلا کنسلش نکنن پولشو بدن ما میخایم واقعا اجرارو ببینیم
۲۰ دی ۱۳۹۵
سلام خانم نقى لو
شما لطف دارید. تمام روزهاى کنسل شده به هفته آینده همان روز منتقل گردیده و اگر مشکلى پیش آمد حتما با خانم میرزانژاد تماس بگیرید تا بهترین راه حل را برایتان پیدا کنیم.
۲۲ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید