تیوال نمایش و چند داستان دیگر
S2 : 15:15:36
خشونت از نان شب واجب‌تر است
  ۱۷ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: پیام لاریان

: مهدی حسینی نیا، حمید رحیمی (داستان اول)
معصومه کریمی، مجتبی فلاحی (داستان دوم)
سینا کرمی، افشین زمانی، الهه شه پرست (داستان سوم)
سجاد تابش، کیوان ساکت‌اف (داستان چهارم)
عامر مسافر آستانه، ملودی آرام نیا، مریم نقیبی (داستان پنجم)
: حسین پاکدل
: سعید حسنلو
: نورالدین حیدری ماهر
: ایمان آخوندی یزدی
: آزاده بخشی
: مینا فرهمند
: سارا حدادی
: سعید حسنلو
: سمانه احمدی مطلق
: مهدی دوایی
: پیام لاریان
: علی کجباف
: مهران انامی
: مهدی واعظ علایی، علیرضا انصاری
: افسانه اذان گو، شقایق منوچهری
: مریم کاردان
: مریم رودبارانی
: سمانه حجاران
: محمد ابراهیم عزیزی، لادن شیرمرد، فرهاد طالبی نژاد، حسین توکلی



پنج داستان در باب خشونت

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش و چند داستان دیگر / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش و چند داستان دیگر / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نظرات مرجانه گلچین درباره نمایش "و چند داستان دیگر"

» نظرات شقایق دهقان درباره نمایش "و چند داستان دیگر"

» نمایش «...و چند داستان دیگر» با حضور پنج نمایشنامه نویس برجسته ایران افتتاح خواهد شد.

» برگزیدگان فجر ۳۵ در «...و چند داستان دیگر»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من نمایش را دوست داشتم ، از آن نمایشهایی بود که بر ناخودآ"اه بیننده تاثیر میگذاشت . تشکر از گروه اجرا و کارگردان و نویسنده
رضا بهکام این را خواند
سپاس از نظر شما دوست عزیز
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاع رسانی
با توجه به استقبال مخاطبان از نمایش و چند داستان دیگر، این نمایش در روز شنبه، 16 اردیبهشت، اجرای ویژه خواهد داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر قطب الدین صادقی: نگاه واقع بینانه و دقیق به روزگار نسل ما

دکتر قطب الدین صادقی، نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر و تلویزیون، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر گفت: نویسنده و کارگردان در ارائه ی تصویری متفاوت از بحرانهای اخلاقی و عاطفی جهان امروز که در اشکال کاملا افراطی با تعاریفی از خشونت ها در جلوه های گوناگون بروز میکند، بسیار موفق عمل کرده که هر قصه به راستی مصداقی واقعی از خشونت های آشکار و پنهان جامعه ماست.
وی ادامه داد: به نظر من اجرای یکدست و با ریتم واحد این داستانها کار بسیار دشواری بود که این گروه توانسته بود انجام دهد. چیزی که نظر مرا جلب کرد یکدستی بازیها و کارگردانی درست آنها بود. اما چیزی که به واقع باعث شگفتی من شد، این نگاه ویژه انتقادی همراه با شکافت و تحلیل نسلی ست که حقیقتا دچار سردرگمیست. مهمترین چیز این است ... دیدن ادامه » که ذهنیت ساختاری این نمایش خارج از مرزها و الگوبرداری از آثار دست چندمی خارجی نیست. دنیای آن در روزگاری میگذرد که همه چیز در آن زنده و قابل لمس است و برای این بازتاب، دنبال ادا و اطوار و دروغ نمیرود.
وی افزود: تماشاگر با این نمایش در یک اندیشه روشن و بزرگ سهیم و همدل میشود و از منظری واقع بینانه، میتواند وضعیت نسلی را ببیند که در سرآغاز ورطه است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد صدیقی:نمایشنامه ای کاملن مهندسی شده

بهزاد صدیقی، نمایشنامه نویس و منتقد تئاتر، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر، در یادداشتی کوتاه چنین نوشت:
نمایش ..‌. و چند داستان دیگر با بازی هایی روان و پخته ، طراحی صحنه ای در خدمت محتوای متن و نیز با رویکرد نشانه شناسانه و البته موجز و استلیزه، کارگردانی حساب شده و مسلط و نمایش نامه ای کاملن مهندسی شده که با رویکرد روانشناختی و جامعه شناختی تصویری تلخ و چرک از گوشه و کنار جامعه ی معاصر را نشان می دهد و اجرایی دیدنی را برای تماشاگران رقم می زند؛ نمایشی که آدم هایش در روابط پنهان خود غوطه می خورند و در سقوط زندگی خود هر روز دوره می کنند شب را و روز را ...
نمایش و چند داستان دیگر چند استعداد جوان بازیگری را به درستی به تئاتر ایران معرفی می کند : سجاد تابش ، کیوان ساکت اف و سینا کرمی
خسته نباشید به پیام ... دیدن ادامه » لاریان عزیز که انتخاب های خوبی برای عوامل نمایشش داشت .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا ثروتی: بازیگران توانسته اند به خوبی تعادلی میان خشونت رفتاری و فیزیکی ایجاد کنند.

رضا ثروتی، نویسنده و کارگردان تئاتر، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر گفت: نمایشی بود راجع به خشونت و کاری که خشونت با آدمها و روانشان می کند. نکته فوق العاده زیبایی که در این نمایش دیدم، چیدمان اپیزودها بود و دیزالوی که توی روایت ها و قصه ها صورت می گرفت. بازیها با اینکه لحظات به شدت دراماتیکی را در حال ایفا کردن هستند، به درستی توانسته اند مرز بین خشونت رفتاری و فیزیکی را به تعادل برسانند.
وی افزود: پیشنهاد می کنم که تماشاگران این نمایشی را که دارد معضل بسیار مهمی را در جامعه مطرح می کند از دست ندهند.
بازی ها خوب بود موافقم
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناهید مسلمی: تماشاگر خود را بخشی از داستانها قلمداد می کند

ناهید مسلمی، بازیگر قدیمی تئاتر و سینما و تلویزیون، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر گفت: انمایش تلخی بود از واقعیت های جامعه ما. آنچنان که برخی از داستان ها به شدت تکان دهنده بود. بازیهای بسیار عالی که آنقدر این باور را در تماشاگران ایجاد می کند که خود را بخشی از داستانها قلمداد می کند.
وی افزود: مهمترین بخش این نمایش از نظر من این بود که تمام داستانها به شدت جذابند و موقعیت های فوق العاده ای دارند که تماشاگر تا پایان نمایش میخکوب روی صندلی می ماند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

پیام لاریان: خشونت با طلوع آفتاب چشم باز می‌کند
گفتگو با کارگردان نمایش و چند داستان دیگر
(خبر آنلاین- نرگس کیانی)

پیام لاریان نویسنده و کارگردان نمایش «... و چند داستان دیگر» تاکید می‌کند در این اثر، تماشاگر از خشونتی عریان و وحشتناک مانند قتل به خشونت پنهان می‌رسد.

قتل با کوبیدن کتری بر سر مقتول، هم‌پای قاتل شدن و شاهد عملش بودن بی‌مشارکت مستقیم، ترک کردن طرف مقابل بدون گفتن بخشی از واقعیت به او، تحقیر شدن به واسطه شبیه نبودن به دیگران، گرفتن پذیرش از کشوری خارجی به قیمت مرگ طرف مقابل و... قطعا می‌توانید این فهرست را با ذکر موارد دیگری از خشونت که یا بر خودتان اعمال شده یا بر اطرافیانتان یا از دیگران شنیده و یا خوانده‌اید، ادامه دهید.
فهرستی از خشونت‌های عریان و پنهان که با تاکید پیام لاریان بر طیِ سیری تاریخی، در «... و چند داستان دیگر» به نمایش گذاشته شده است.
لاریان برای اپیزود اول این نمایش از مهدی حسینی‌نیا و حمید رحیمی، اپیزود دوم از سینا کرمی، افشین زمانی و الهه شه‌پرست، اپیزود سوم از معصومه کریمی و مجتبی فلاحی، اپیزود چهارم از سجاد تابش و کیوان ساکت‌اف و اپیزود آخر از عامر مسافرآستانه، ملودی آرام‌نیا و مریم نقیبی استفاده کرده است.
بعد از دیدن این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر، به سراغ کارگردان آن رفتیم و پای صحبت‌هایش نشستیم. درآغاز از روند نگارش این متن از ایده تا نوشتن پرسیدم. در پاسخ، پیام لاریان در مورد این که نویسنده نمی‌تواند از تاثیر شرایط محیطی بر آن‌چه می‌نویسد جلوگیری کند گفت: «نمایشنامه «... و چند داستان دیگر» را سال 89 نوشتم. موضوع و تاریخ نگارشش نشان می‌دهد چه میزان تحت تاثیر شرایط بوده‌ام.»

به راحتی می‌توانم آدم بکشم!
فرزند زنده‌یاد نعمت‌اله لاریان، پیشکسوت تئاتر استان خوزستان در مورد خشونت به نمایش درآمده در این نمایش توضیح داد: «احساسم این است که خشونت با طلوع آفتاب چشم باز می‌کند. از وقتی بیدار می‌شویم، در یخچال را باز می‌کنیم و چیزی برای خوردن نداریم بگیرید تا وقتی که باید با مترویی شلوغ به سر کاری برویم که دوستش نداریم... همگی نوعی اعمال خشونت بر ماست.»
او ادامه داد: «خشونت چیزی است که با ما زاده و بزرگ می‌شود. شکل خشونتی که همیشه در ذهنم بود با آن‌چه اکنون در اپیزودهای پایانی «و چند داستان دیگر...» می‌بینید تفاوت داشت. من همیشه از خشونت فیزیکی حرف می‌زدم اما امروز به نظرم می‌رسد که نفس کشیدنم در این فضا تبدیل به نوعی از خشونت شده است.»
او ... دیدن ادامه » همچنین گفت: «اجرای من در این وضعیت تئاتر، خودش یک خشونت است. یعنی وقتی فرضا تماشاگر به دیدن کارم نمی‌آید، اعمال خشونت است. وقتی من نمایش بدی روی صحنه می‌برم و تماشاگر کار بدی از من می‌بیند باز هم خشونت است. من هیچ امیدی ندارم و فکر می‌کنم در وضعیت روحی‌ای هستیم که به راحتی می‌توانیم یکدیگر را بکشیم. واقعا عمق این جمله را نمی‌فهمیدم اما الان که 36 سالم است می‌فهمم که به‌راحتی می‌توانم آدم بکشم. بنابراین وقتی همه‌مان در چنین وضعیت بغرنجی قرار گرفته‌ایم، چنگ می‌زنیم که نجات پیدا کنیم و بتوانیم نفس بکشیم و یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.»

تغییر برنامه سالن سمندریان؛ از علی رفیعی تا جلال تهرانی و پیام لاریان
سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر قرار بود از 15 فروردین میزبان دکتر علی رفیعی باشد اما جلال تهرانی و پیام لاریان به جای او روی صحنه رفتند. لاریان در این مورد توضیح داد: «شهریور و مهر 95 که «پرسه‌های موازی» را در تئاتر مولوی اجرا می‌کردم، 20 روز بعدش در ایرانشهر نوبت اجرا داشتم. با حسین پارسایی صحبت کردم و گفتم نمی‌توانم کار را برسانم، درخواست انصرافم در شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر مطرح و پذیرفته شد و در لیست رزرو قرار گرفتم... دوم یا سوم اسفند بود که خبر دادند دکتر علی رفیعی انصراف داده‌اند و من اگر می‌خواهم می‌توانم اجرا بروم. آن موقع تا رسیدن به اجرا یک ماه و نیم فرصت داشتیم اما بدی ماجرا این بود که عید پیش رویمان بود. بنا را بر این گذاشتیم که زمان‌مان برای تمرین 20 جلسه خواهد بود و از 9 صبح تا 9 شب با فشار زیاد تمرین کردیم.»
او صحبت خود را تکمیل کرد و افزد: «مهمترین دلیل انتخاب «... و چند داستان دیگر» برای اجرا در حال حاضر، اپیزودیک بودنش بود. همین اپیزودیک بودن دست‌مان را باز گذاشت که تمرینات را رج بزنیم و لزومی نداشت در هر جلسه تمرین همه بازیگران حضور داشته باشند.»

سیر تاریخی خشونت؛ از نمونه‌ای عریان تا شیوه‌ای پنهان
در نمایش «... و چند داستان دیگر» می‌توان خط سیری از خشونت را دنبال کرد که از شیوه‌ای عریان به شیوه‌ای پنهان می‌رسد. لاریان در این مورد توضیح داد: «ما اول بروشورمان را چاپ کردیم، بعد که اجرا را دیدیم متوجه شدیم از یک خشونت عریان و وحشتناک مانند قتل، ناگاه به خشونتی پنهان می‌رسیم و دوباره اوج می‌گیریم. بنابراین ترتیب اجرای اپیزودها روی صحنه با آن‌چه در بروشور می‌بینید مطابقت ندارد و حرکت از خشونت عریان و رسیدن آرام آرام به خشونت پنهان را مبنای چیدمان اپیزودها برای اجرا قرار دادیم.»
او ادامه داد: «به عمد می‌خواستم از فضایی پرتنش و اغراق‌آمیز آرام آرام به فضایی تخت با احساساتی درونی برسم اما الان که به اجرایم نگاه می‌کنم، نقص‌هایی مخصوصا در اوایل آن می‌بینم و احساس می‌کنم می‌شود روی داستان‌ها بیش از این کار کرد. نقص‌هایی که حتما در نسخه چاپ شده «... و چند داستان دیگر»‌که توسط انتشارات بوتیمار منتشر خواهد شد، اصلاحشان می‌کنم.»
او که از علاقه‌مندان به تفسیر تاریخی و فلسفه قاره‌ای است تصریح کرد: «من به تفسیر تاریخی معتقدم. یعنی چیزی که فلسفه قاره‌ای (Continental philosophy) از آن حرف می‌زند (فیلسوفان قاره‌ای به سوی تاریخ‌گرایی متمایلند). به نظرم می‌آید که «... و چند داستان دیگر» را هم می‌توان با تفسیر تاریخی دید که تاریخچه‌ای از خشونت هم به مخاطب می‌دهد. خشونتی که از حالتی عریان به حالتی پنهان تغییر وضعیت داده است.»

فاصله نظاره‌گران خشونت با صحنه
او در پایان در مورد دکور «...و چند داستان دیگر» که توسط سعید حسنلو طراحی و اجرا شده است گفت: «دوست داشتم دکورم را در عرض صحنه بچینم که به دلیل دو اجرایی بودن سالن امکان‌پذیر نشد. قرار بود دکور از تماشاگر دور باشد و فاصله‌ای که در ذهن داشتم حداقل 10 قدم بود. در واقع می‌خواستم نسبت تماشاگر و صحنه طوری باشد که انگار از فاصله‌ای دور به تماشای اتفاقاتی که در یک اتاق می‌گذرد نشسته است. قطعا اگر در آینده بخواهیم «... و چند داستان دیگر» را مجددا اجرا کنیم این مورد را اعمال خواهیم کرد.»
نمایش «... و چند داستان دیگر» تا 17 اردیبهشت هر شب ساعت 18:30 در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.
پرندیس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوازده مرد و زن خشمگین

گفتگو با کارگردان و بازیگر نمایش «و چند داستان دیگر»
(هفته نامه چلچراغ- شماره 701)

«… و چند داستان دیگر» عنوان نمایشی است که این روز‌ها با 12 بازیگر در تماشاخانه استاد سمندریان به روی صحنه می‌رود و با نمایش چند داستان مستقل که در انتها با نشانه‌هایی به هم متصل می‌شوند، سعی در نمایش تاثیرات این خشونت روزمره در زندگی ما دارد. از تاثیرات نامحسوس امواج رادیویی و پارازیت‌ها تا تصاویر و اخبار شبانه تلویزیون، روح و جسم ما مدام در برخورد با عواملی است که سبب می‌شود ما هر روز انسان‌هایی خشن‌تر از دیروز باشیم و به‌طبع جامعه‌ای خشن‌تر از گذشته داشته باشیم. و متاسفانه این جریانی جهانی است که ما هم بخشی از آن هستیم.
آن‌چه خواهید خواند، گفت‌وگویی است با پیام لاریان کارگردان و مجتبی فلاحی بازیگر نمایش «… و چند داستان دیگر» پیرامون خشونت جاری در این نمایش.

به‌عنوان یک هنرمند در طول روز با چه خشونت‌هایی مواجه می‌شوید؟
پیام لاریان: به‌طبع خشونت قرار نیست همیشه عریان باشد. خیلی مواقع این خشونت شبیه چیزی است که فوکو می‌گوید. یک سوال کلی دارم. آیا امروز مردم خوزستان چیزی درباره خشونت حس نمی‌کنند؟ همین آب‌وهوا می‌تواند مصداق بارز خشونت باشد. به‌طبع، ما هم در زندگی روزمره با این احساس سروکار داریم. از لحظه‌ای که بیدار می‌شوی، زمین می‌تواند به تو خشونت بورزد. با این همه خشونت نمادین مدنظر بوردیو، از رفتار جامعه و قوانین نشئت گرفته و در زندگی انسان جریان پیدا می‌کند. و تو علاوه بر آن‌که از آن ناگزیری، بسیار مواقع حتی آن را حس نمی‌کنی که بخواهی از آن نام ببری.
مجتبی فلاحی: پاسخ این سوال نسبی است. اگر منظور از مواجه شدن خشمگین شدن من باشد که تا دلتان بخواهد. از صدای آهن و لوازم منزل و نان خشک فروش گرفته که سر صبح در کوچه برای یک لقمه نان هوار می‌کشد و از خواب بیدارت می‌کند، مایه خشمگین شدن است، تا ترامپ و آن قیافه مضحکش در اخبار آخر شب.
این‌که من چه میزان خشونت را نسبت به خودم درک می‌کنم، جوابش یک کلمه است. بی‌رودربایستی زیاد. تنش بالقوه در مردم نهادینه شده است. در تهران بیشتر مشهود است. هرکس به نوبه خود به روان آدم دست‌درازی می‌کند. اما تنها تفاوت من با دیگران شاید فقط فروخوردن بیشتر خشمم باشد. ابراز نکردنش به فراخور مرام و فرهنگ و جنبه‌ام. وگرنه جواب سلام سوپرمارکت سر خیابان هم گاهی آدم را در حد مرگ عصبانی می‌کند.

چه خشونت‌هایی بیشتر از همه اذیتتان می‌کند؟
پیام لاریان: برای من به‌شخصه، خشونت نمادین آزاردهنده‌تر است. خشونتی که غیرقابل لمس است، اما در بلندمدت تو را و زندگی تو را ویران می‌کند. جواب سیلی خوردن راحت است. تو درک می‌کنی که چه زمانی و از چه سمتی مورد گزند قرار می‌گیری. اما زمانی این برای تو وحشتناک می‌شود که نفهمی کی و از کجا خورده‌ای. این همان خشونت نمادینی است که در موردش حرف می‌زنم.
مجتبی ... دیدن ادامه » فلاحی: بی‌مبالاتی و بی‌احترامی مردم نسبت به هم. این‌که همه دارند چشم‌غره می‌روند. من به‌عنوان یک بازیگر، بخش اعظم مطالعه بصری‌ام را از دیدن همین مردم در خیابان آغاز می‌کنم. اگر سر بالا راه برویم و توی چشم مردم نگاه کنیم، می‌بینیم انگار همه مراقب‌اند کسی حقشان را نخورد، به حدودشان تجاوز نکند، مزاحمشان نشود و… البته مراقبت یک چیز است، اما آماده به واکنش سریع بودن چیز دیگری است.
عموما مردم آماده‌اند. علتش را تضییع حقوقشان در طول تاریخ فرض می‌کنم. وگرنه که ما ایرانی‌ها ذاتا انسان‌های بخشنده‌ای بوده‌ایم در تاریخ. نقشه کشورمان را در طول تاریخ ببینید!

جامعه‌ای را که امروز در آن زندگی می‌کنیم، تا چه میزان نسبت به جامعه جهانی خشن می‌دانید؟
پیام لاریان: واقعیت این است که درک درستی از این جامعه جهانی ندارم. گفتنش کمی سخت است. اما احساس می‌کنم در زمینه مورد خشونت اجتماعی بودن، حرف‌های زیادی برای گفتن داریم. به‌هرحال عقب نیستیم از جوامع عقب‌افتاده.
مجتبی فلاحی: اگر ملاکمان دانمارک باشد که شادترین ملت جهان‌اند، یا رفاه سوییس و نروژ را در نظر بگیریم که ما عددمان سه رقمی است در رده‌بندی جهانی، اما سری به صفحه حوادث بزنیم، یا در دادگاه و بیمارستان‌ها خدایی نکرده قدمی بزنیم، یا آمار زندانیان چهار برابر ظرفیت را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم. همه را ول کنیم، چهارشنبه سوری را یادمان نرفته. ما برای تفریح هم گاهی زیادی خشنیم.

چرا برای بیان محتوای اثر به سمت استفاده از داستان‌های کوتاه‌تر رفتید. فکر نمی‌کنید در یک اثر واحد هم به همین محتوا دست پیدا می‌کردید؟
پیام لاریان: احتمالا می‌توانست همین‌گونه باشد. اما خب، امکان جذابیت در داستان کوتاه بیشتر بود. برای تماشاگر نیز جذاب‌تر است که پنج قصه بشنود تا یکی. درضمن می‌توان حتی به این نمایش به‌عنوان یک اثر واحد نگاه کرد. در ضمن تعریف پنج گونه مختلف خشونت در این بستر امکان‌پذیرتر بود.
مجتبی فلاحی: جواب این سوال با مولف اثر است، اما اگر نظر مرا می‌خواهید، به‌زعم من اشکال خشونت آن‌قدر تکثر دارد که همه انواع آن در یک موقعیت واحد را حتی در یک درام به فراخور همان قصه و موقعیت هم نمی‌شود بررسی کرد. این‌جا 12 زن و مرد خشن داریم. هر کس به نحوی دارد اکت یا ری اکشن می‌دهد. همه در موقعیت‌های خودشان تنها هستند و به فکر خروج از بحران. و این یعنی یک نمایش در باب خشونت با پنج قصه واقع‌گرای حرص دربیاور و 12 انسان خشمگین. اما چیزی که در تمام این قصه‌ها مایه آرامش است، لحظات خشونت‌باری است که با سکوت می‌گذرد و این اوج لذت دیدن خشونت محتوایی است.

اگر می‌توانستی یک چیزی را در دنیا تغییر بدهی که دنیایی با خشونت کمتر داشته باشیم، چه تغییری در دنیا می‌دادی؟
پیام لاریان: جنسیت را. به نظرم تبعیض جنسیتی مهم‌ترین خشونتی است که مردم دنیا را می‌آزارد. نه فقط در مورد زنان، که به‌طور کلی هر جایی که این مسئله وجود دارد، بدون شک دارد در حق گروهی ظلم می‌شود. من اگر مصلح دنیا بودم، این اختلاف را یک‌جوری حل می‌کردم. اختلافی که شاید در جامعه جهانی نسبت به اجتماع من حل‌شده‌تر است.
مجتبی فلاحی: این سوال آن‌قدر آرمانی است که می‌شود با یک جواب تخیلی آرمانی‌ترش کرد. اما من اهل این دست جواب‌ها نیستم. رک و راست بگویم انسان بخشی از طبیعت اطراف خود است. اگر زمین برای موجودات روی خودش بتواند کاری کند، ما هم می‌توانیم برای جامعه خودمان کاری کنیم. منظورم دقیقا این است که اگر نباشد، عجیب است. جهان بدون شب معنایی ندارد و روشنایی وقتی معنا دارد که تاریکی. برای کم کردنش تنها یک راه داریم. فکر کنیم به موقعیتی که خشممان را به‌وجود آورده. نفس عمیقی بکشیم و به این فکر کنیم که چه راحت می‌شود برخورد کرد و زندگی را برای خود و دیگران جهنم کرد. فکر کردن در لحظه‌ای که معروف است به جنون آنی، تنها راه خاموش کردن آتش خشم است. راه‌حل سنتی‌اش برای همه دعوت دیگران به تفکر است. پس فکر کنیم تا صبح دولتمان بدمد!

منتقدین برخی فیلم‌ها و آثاری را که در آن‌ها درباره خشونت صحبت می‌شود، به‌خاطر نمایش لذت‌بخش خشونت به ترویج آن متهم می‌کنند. شما برای این‌که صحبت درباره خشونت، خودش به انگیزه و تبلیغی برای ترویج آن بدل نشود، از چه رویکردهایی در طول نمایش استفاده کرده‌اید؟
پیام لاریان: من اجتناب نمی‌کنم. ممکن است همین‌جور باشد. اما به نظرم این عقیده خیلی سخت‌گیرانه است. مثل این‌که بگویی نمایش عاشقانه، عشق را اشاعه بدهد. مگر ممکن است. خشونت، عشق، ترس، اندوه و… همه و همه چیزی پنهان‌شده در نهاد ما هستند. آن‌قدر مستتر که برای بارورکردنشان راه درازی باید طی شود. هیچ‌کس یک شبه عاشق نمی‌شود. مگر این‌که هوس باشد. هیچ‌کس هم یک شبه قاتل نمی‌شود، مگر این‌که اتفاق باشد. به‌خصوص این‌که در جامعه‌ای تا این حد خشونت‌زده، دیگر ترویج خشونت مسئله خنده‌داری است. مثل این‌که بخواهی زیره به کرمان ببری.

[الهه حاجی زاده، سید مهدی احمدپناه]
پرندیس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موقعیت‌های جذابی که دراماتیزه نشده بود. حیف.
رضا و ملودی آرام نیا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن بعضی کارها همه چیز به آدم می چسبه.سیگار کشیدن و پیاده روی که جای خودش رو داره
خسته نباشید به گروه
و خسته نباشید مخصوص به گروه طراحان(صحنه و لباس و نور)
و خسته نباشید مخصوص تر به طراح صحنه
بازیها بین معمول و خوب در نوسان
متن بین معمولی و خوب در نوسان
نمایش مبتنی بر طراحی صحنه درخشانش بود.
دوست داشتم
ممنون از نظر شما جناب خان احمدی نازنین
۳۱ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و داستان‌های دیگری که روایت نشدند
یادداشت محمدحسن خدایی بر نمایش «...و چند داستان دیگر»
[روزنامه شرق، 30 فروردین]

نمایش آخر پیام لاریان، یادآور تنشی است که میان فرم داستان کوتاه و رمان در ادبیات وجود دارد. تنشی که لاجرم نشانی است از مواجهه نویسنده با جهان و بازنمایی آن در فرمی کوتاه همچون داستان کوتاه و بلند چون رمان. از این منظر انتخاب فرم اپیزودیک و کوتاه، نشان از تکه‌تکه‌بودن روایت و جهان بازنمایی‌شده دارد. نمایش از پنج روایت کوتاه تشکیل شده که با نشانه‌هایی هر چند کوچک، به هم اتصال یافته و مفصل‌بندی می‌شوند. هر تکه روایتی است از موقعیت حساس و اغلب بازگشت‌ناپذیر آدم‌هایی در مرز فروپاشی و انهدام. مرزی فاقد هرگونه افق رستگارانه‌ در چشم‌انداز روبه‌رو و ایستاده بر مغاک و نابودی. «... و چند داستان دیگر» در نسبت با خشونت است که تعین می‌یابد ... دیدن ادامه » و قلمروی خود را نشان‌دار می‌کند. خشونتی که اغلب فردی و غیرسیستماتیک به‌نظر می‌آید و توان بحرانی‌کردن ساختار و نهادهای کلان جامعه را آن‌چنان نمی‌یابد.. هانا آرنت در کتاب «خشونت و اندیشه‌هایی درباره سیاست و انقلاب» نکته مهمی را متذکر می‌شود. اینکه «در هر چیز، عنصری پیشگویی‌ناپذیر و خلاف انتظار وجود دارد و با این عنصر، به‌ویژه هنگامی برخورد می‌کنیم که به ‌قلمرو خشونت نزدیک می‌شویم». همان عنصر حادث و نامنتظری که آدم‌های نمایش را در موقعیت آجیدن و فروپاشی قرار داده و همچون موتور متحرکی عمل می‌کند که ماشین نمایش را به حرکت انداخته و به پیش می‌راند. امر پیش‌بینی‌ناپذیری که واجد مازداهایی که انهدام شخصیتی، فروپاشی ذهنی و مجازات قانونی آدم‌ها را روایت می‌کند و از قضا برسازنده و ساختاربخش است.
زبان تلگرافی، ضربه‌زننده و غیراستعاری نمایش، خشونت بازنمایی‌شده را شدت بیشتری بخشیده و یادآور این نکته است که مناسبات مادی و انسانی این روزها، در فقدان شاعرانگی و عشق، خشن‌تر از گذشته، در حال نابودی افراد است. زبان غیراستعاری در کنار تکه‌تکه‌شدن کلیت نمایش به قطعاتی که همچون فرم داستان کوتاه، بنابر ضرورت یا اتفاق در یک مجموعه گرد هم آمده‌اند، انتخاب سیاسی و بوطیقایی پیام لاریان است. از منظر او، جهان فاقد استعاره و تکه‌تکه‌شده، نشان از همه‌جایی‌شدن و عمومیت‌یافتن خشونت در تمامی مناسبات مادی و ذهنی جامعه است. حتی انتخاب نام «...و چند داستان دیگر» خود نشانه‌ای است از این نگاه غمبار جامعه‌شناختی به وضعیتی که می‌توان در گوشه و کنار آن، حتی با تعویض و تغییر داستان آدم‌ها، بار دیگر نوعی از خشونت را مشاهده کرد و به درک واقعی‌تری از اینجا و اکنون رسید. نمایش همچون چارچوبی عمل می‌کند که می‌توان آن را از نقطه‌ای برداشت و بر نقطه‌ای دیگر گذاشت و بار دیگر، مناسبات خشن جامعه را دید. «... و چند داستان دیگر» استعاره‌ای است از ده‌ها، صدها و‌ هزاران داستانی که روایتگر زیست ویران، تباه‌شده و خشونت‌آمیز سوژه‌های مستأصل است. البته می‌توان بر این منظر نمایش خرده گرفت که با این ‌همه‌جایی‌دیدن خشونت، دیگر نمی‌توان به شکل انضمامی و تاریخی با خشونت روبه‌رو شد و در پی تقلیل آن بود. اصولا در این عمومیت‌دادن‌های تمام‌عیار، خشونت از دسترس بررسی و تأمل خارج شده و راحت‌تر از گذشته، اعمال شده و به کار خود مشغول است.
از منظر روایت اپیزودیک نمایش، ساختن یک کلیت با اجزایی که شباهت چندانی باهم ندارند نشان از دشوارشدن روایت کلیت هم هست. در اینجا پیام لاریان، تنش میان جزء و کل را با نمایش خود این‌چنین برجسته می‌کند که دیگر مثل گذشته، نمی‌توان آن‌چنان روایت‌های عظیم از جامعه ساخت که فهم ما از کلیت جامعه را ممکن کنند. کلیتی که مناسبات مادی، سیاست‌های جنسیتی و شیوه غالب تولید را متعین می‌کردند. روایت کلیت که توانایی بازنمایی‌کردن یک عصر را امکان‌پذیر می‌کرد و می‌توانست همچون تاریخ، به کار پژوهشگران و محققان و علاقه‌مندان درآید. پیشنهاد بوطیقایی و انتخاب روایی پیام لاریان، در نسبت با شتاب‌گرایی دوران معاصر، معنادار می‌شود. اینکه چگونه در تولید و مصرف شتابناک مناسبات مادی جامعه، ایده ساختن کلیت و بازنمایی یک عصر، بیش‌از‌پیش ناممکن شده و حال می‌توان به فرم داستان کوتاه در مقابل رمان و نمایش‌های اپیزودیک در مقابل روایت‌های طولانی‌تر فکر کرد. سنتی که می‌توان در تاریخ ادبیات نمایشی ایران در تلاش‌های کسانی مانند محمد چرمشیر، محمد یعقوبی و نغمه ثمینی و... پی گرفت. اما می‌توان در این پیشنهاد روایی و بوطیقایی، درنگ کرد و بار دیگر به آن سنتی وفادار ماند که در پی روایت کلیت است، همان کلیت انضمامی که لوکاچ بر آن تأکید دارد و توانایی بازنمایی‌کردن یک عصر، یک دوران و یک تاریخ عمومی‌تر را دارد و به کار زمانه شتابناک ما می‌آید.
درنهایت می‌توان از زبان غیراستعاری، روایت تکه‌تکه‌شده و طراحی صحنه نامتوازان نمایش، خشونت پیدا و پنهان روایت را چنان فهمید که بیش‌از‌پیش امکان رستگاری و بخشایش و سعادت مردان نمایش ناممکن شده است
و با جهان هراسناکی روبه‌رو هستیم. آدم‌های نمایش، اغلب ایستاده بر سطحی شیب‌دار، همچون موقعیتی که در آن قرار دارند، به شکل اسف‌باری دست‌وپا می‌زنند و در گرداب زوال و انحطاط اخلاقی فرو‌می‌روند. نمایش «... و چند داستان دیگر» با نوع مواجهه‌اش با خشونت، تأکید را بر خشونت فردی گذاشته و از خشونت سیستماتیک و نهادی غافل است. نکته‌ای که وجه انتقادی و سیاسی نمایش را کم‌رنگ کرده و در ساحت روانی افراد باقی می‌ماند.
پری سا میرعلی این را خواند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روز تازه این نمایش از چهارشنبه ساعت ۲۰ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید




ما قربانیان یک تاریخ خشونتیم





عکسی متناسب با محتوای نمایش « و چند داستان دیگر »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/sxkb_khoshonat.jpg





ممنون از نظر شما جناب رحمانی نازنین.
۳۱ فروردین ۱۳۹۶
خواهش می کنم
انجام وظیفه بود
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود.طراحی صحنه زیبا و کافی بود.نمایش آزاردهنده ای بود و واقعی بودنش بود که خوبش کرده بود.پرداختن به واقعیتهای تلخ جامعه امروز تو دوره زمونه ای که خیلیا برای حال خوب دروغیشون انکارش میکنن.دو تا اپیزود اول خیلی خشن بود که در ادامه نوع خشونت داستانها بجا عوض میشد و واقعن که این نام زیبنده این نمایش است.
ممنون از نظر شما دوست عزیز.
۳۱ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرجانه گلچین: توانستم حس و حال خودم را در بین این داستانها ببینم

مرجانه گلچین، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر گفت: این نمایش یک ویژگی اساسی دارد. چیزی که این روزها همه ی ما بسیار درگیرش هستیم و من به شکل خیلی خیلی عینی توانستم حس و حال خودم را در بین داستانهای این نمایش پیدا کنم.
وی در ادامه افزود: عمیقا از دیدن این نمایش لذت بردم و بازی تمام بازیگران این نمایش فوق العاده بود.
ملودی آرام نیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آزار دهنده ای بود...نه میتونم بگم دوست داشتم نه میتونم بگم دوست نداشتم...دوست داشتم چون چند داستان مختلف بود و هر کدوم حرف خاص خودش رو داشت و بازی بازیگرها مخصوصا علی رحیمی خیلی خوب بود...دوست نداشتم چون برای انتقال منظور و مفهوم خشونت تو یه زمان محدود و کم خیلی بار منفی زیادی رو به مخاطب وارد میکرد و این خیلی آزاردهنده بود...حتی طنز اندکی هم که داشت خشونت آمیز و آزاردهنده بود و اینکه بخواهیم تو یه زمان اندک اینهمه حجم خشونت و درگیری و استرس رو نمایش بدیم ریسک بالایی داره و به نظرم کارگردان نتونسته بود از پس سنگینی همچین ریسکی بربیاد. اپیزود آخر هدفش فقط نشون دادن یه فرد عصبی و پرخاشگر بود همین و بس و هیچ نکته ی دیگه ای من ازش نتونستم برداشت کنم. میشد برای بیان انواع خشونت های پنهان و آشکار از داستان ها و نمایشنامه های بهتری استفاده کرد نه اینکه ... دیدن ادامه » فقط یه فرد عصبی با داد و فریاد رو نقش اول یه اپیزود کنیم. دکور جالب بود و نورپردازی هم خوب بود. و در آخر طبق معمول همیشه افرادی هستن بین تماشاچیا که مرتب گوشی خودشون رو در تاریکی چک میکنن و با نورش همه ی اطرافیان رو اذیت میکنن....شاید با تذکر مسوولین سالن قبل از اجرا بعضیا حواسشون رو جمع تر کنن و حواس بقیه رو پرت نکنن. ممنون و خسته نباشید ...
taghaodi این را خواند
مریم رودبارانی، علی ابراهیم، ماهرخ و ملودی آرام نیا این را دوست دارند
سلام و سپاس از نظرتون دوست محترم.
۲۸ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش آغاز شد.
Afshin Zamani این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اردلان شجاع کاوه: این نمایش روشنگر ارتباطات اجتماعی است

اردلان جاع کاوه، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، پس از دیدن نمایش و چند داستان دیگر گفت: نمایش فوق العاده ای با بازیهای فوق العاده بود. با آنکه شبهای نخست اجرا بود که این کار را دیدم، به نظرم بسیار پخته و آماده می آمد. متن اثر بسیار زیبا بود و پیچیدگیهای جذابی داشت.
وی در ادامه افزود: واقعا امیدوارم از این دست نمایشها را بیشتر روی صحنه تئاتر ببینم. اینگونه نمایشها می تواند شرایط اجتماعی ما را و به ویژه تعاریف از ارتباطات اجتماعی بین آدمها را روشن تر کند.
امیرمسعود فدائی و Afshin Zamani این را دوست دارند
با توجه به کارهای پیشین انتظاری بسیار بالا تر از این داشتم بسیار بالاتر بیش از اینکه خوانش جدیدی از خشم داشته باشه به خیانت خاص به طور ناقص پرداخته و صدای زمینه هم هارمونی مناسب با کار رو نداشت بازهم فحش و ناسزاها در کار موج می زد و با توجه به ادعاهای خاص ... دیدن ادامه » ولی باز هم تائتر ایرانی ناب دیده نشد می شه فقط شاید گفت کمی ایرانیزه شده بود و خیانتهای شایع غربی با دیالوگها و پوششهای ایرانیزه شده ارائه شد.
به امید ارائه تئاتر ناب و اصیل ایرانی در آینده ای نه چندان دور
۲۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شقایق دهقان : و چند داستان دیگر اثرى با جزییات ظریف است
.
شقایق دهقان بازیگر تیاتر و تلویزیون پس از دیدن نمایش " و چند داستان دیگر " گفت : " هنوز قلبم از شدت هیجانِ پس از دیدن اجرا می زند ، خیلی این نمایش را دوست داشتم و بسیار غافل گیر شدم ."
وی در ادامه گفت : " به نظرم " و چند داستان دیگر " اثر خوب و کار درجه یکى است ، متن نمایشی عالی که از یک سری جزییات ظریف برخوردار است ، این نمایش را ببینید "
.
taghaodi این را خواند
امیرمسعود فدائی و Afshin Zamani این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعیه
نمایش "...و چند داستان دیگر"
روز چهارشنبه، ۲۳ فروردین اجرا خواهد داشت.
Afshin Zamani این را دوست دارد
با توجه به کارهای پیشین انتظاری بسیار بالا تر از این داشتم بسیار بالاتر بیش از اینکه خوانش جدیدی از خشم داشته باشه به خیانت خاص به طور ناقص پرداخته و صدای زمینه هم هارمونی مناسب با کار رو نداشت بازهم فحش و ناسزاها در کار موج می زد و با توجه به ادعاهای خاص ... دیدن ادامه » ولی باز هم تائتر ایرانی ناب دیده نشد می شه فقط شاید گفت کمی ایرانیزه شده بود و خیانتهای شایع غربی با دیالوگها و پوششهای ایرانیزه شده ارائه شد.
می توان روح فرهنگ غنی و ناب ایرانی را در همچین کارهایی جاری ساخت چه با نام افراد چه با نوع پوششها چه با دیالوگهای کاملا سلامت از هر لحاظی
به امید ارائه تئاتر ناب و اصیل ایرانی در آینده ای نه چندان دور
۲۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید