تیوال نمایش باد شیشه را می لرزاند
S3 : 23:05:55
  ۲۵ بهمن تا ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مهدی کوشکی
: هستی حسینی، مصطفی کوشکی
: شهروز دل افکار، شهره رعایتی، مصطفی کوشکی

: حسن جودکی
: مرجان اسماعیلی
: مصطفی کوشکی
: نوید گوهری
: علی کوزه گر
: منصوره سهراب نژاد
: آرمان کوچکی
: شهرام خطی، خشایار قاید رحمتی
: محمد صادق زرجویان
: سارا حدادی
: امیر قالیچی

نمایش تحسین شده سی و سومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
کاندیدای بهترین نمایشنامه نویسی، کاندیدای بهترین کارگردانی، کاندیدای بهترین طراحی صحنه، کاندیدای بهترین بازیگر مرد
و برنده تندیس بهترین بازیگر مرد در مسابقه ی اصلی تیاتر ایران

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش باد شیشه را می لرزاند / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش باد شیشه را می لرزاند (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش باد شیشه را می لرزاند (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» "باد شیشه را می لرزاند" میزبان نمایشنامه نویسان می شود.

» حال و هوای شهره رعایتی این روزها در نمایش باد شیشه را می لرزاند

» " باد شیشه را می لرزاند " مورد استقبال هنرمندان

» آغاز پیش فروش بلیت نمایش " باد شیشه را می لرزاند "

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
« معنویت بخشیدن به جنسیت، عشق نامیده می شود » (نیچه)

"باد شیشه را می لرزاند" نام با مسمایی برای یکی از معدود آثار براندازانه و سابورسیو تئاتر ایران است که مهدی کوشکی هوشمندانه برای نمایشنامه اروتیک ستیزش برگزیده است.
وجه تسمیه این نام از آن روست که "باد" بعنوان نماد و نشانۀ هرزگی، هرجایگی، زن بارگی و هوسرانی، در نمایشی که صحنۀ خوش ساخت تئاتر مستقل را در این شبها مزین نموده نیز معنا آفرین ظاهر شده و لرزش شیشۀ فطرت واحدهای انسانی را سبب گشته است.
بنظرم "باد شیشه را می لرزاند" با متن رندانه نویسنده و پرداخت زیرکانه تیم کارگردانی، تحت تأثیر سینمای اروپای آنارشیست دهۀ 70، بی آنکه مرعوب محدودیت های موجود شود توانسته است بگونه ای بر لبۀ تیغ قدم بگذارد که ضمن تطمیع ممیزی ها مضامین مشمئزکنندۀ خود را بر چشم و گوش مخاطب بپاشد و همانگونه که طی اجرا شاهد آنیم خنده های آغازین را بر لب تماشاگرش خشک نماید.

از همان آغاز نمایش با ظهور زنی که خود را خیس کرده و مردی که وحشیانه بر او می تازد مخاطب در می یابد که با یک نمایش ضد زیبایی شناسی مواجه شده و باید خود را آماده کند تا با کنار گذاشتن عادات تماشامآبانه اش، طی یک ساعت پر هرج و مرج بدون مدد از کائنات و بی دل بستن به مقدسات و حتی کوچکترین روزنۀ امیدی به خیرِ همیشه پیروز، در ذیل قراردادهای سراسر جعلی و نهادهایی یکسره فاسد، رویکرد نه چندان تکراری ای از هستیِ شنیع خود و جهان آشوبناکِ پیرامونش را تجربه نماید.
"آب" که همیشه در نقش پاکی و تقدیس ظاهر شده است در اینجا کارکردی واژگون یافته و رسانای آلاینده هاست در شرایطی که تطهیر ناممکن است.
"سقاخانه" نه تنها خاصیت حاجت روایی و شفابخشی اش را از دست داده بلکه مرض ساز و خطر آفرین است.
"عشق" دیگر اساطیری و روح انگیز و طرب ناک نیست بلکه نامی ست که انسان بر شرارت ها و عقده ها، ضعف ها و زیاده خواهی های خود گذاشته است.
"بهشت" زیر پای "مادر" نیست و "پدر" سایه ای ندارد. صدای "کودک" از لای جرز دیوار و کاشی به گوش می رسد.
"ذَکر" و نرینگی دیگر طبق عقیدۀ صریح برخی هندوان و باور پنهان عوامِ دیگر اقوام حیات بخش و ستودنی نیست بلکه چاقویی ست که حتی خود مردان را نیز به هلاکت می رساند و از آن در هراس اند و یا در بهترین حالت وسیله ای برای اغوای عطرآگین جنس مخالف یا تعمیر موقتی برای سقف ویران شدۀ یک زندگی.
"زهدان" که موطن نسل بشر است به سان وانی در آمده که هرچند قرارست اگر دوام و قوام یابد بعد از یکسال جنس قیمتی و ارزشمندی از دل آن بیرون آید اما با گازوئیل و اسید و آب فاضلابی که در آن می ریزند هیچ امیدی به محصولش نمی توان داشت.
سکسوالیته و روابط جنسی دیگر رنگ و بوی رومانتیک ندارند بلکه بطور بیمارگونه به شکل افراطی و زننده ای زیست افراد را تحت الشعاع خود قرار داده است.
"فتیشیسم" در گوشه گوشۀ چنین جهانی رخنمایی می کند از لباس چرم گرفته تا قطعه آهن محرکی که از دیوار موتورخانه بیرون زده است و دستکش بوکس سادیستیکی که التیام خودآزارانه می بخشد.
میل ... دیدن ادامه » به "نودیسم" و عریانگری افراد در پس و پیشِ پرده چهره نمایان می سازد و سقف صحنه را دستگاه هاضمه پوشانده است. بشریت تحت بارش نامتعادل هورمون هاست و این ویرانی دیگر زن و مرد نمی شناسد و فارغ از جنسیت همه را به قعر خود فرو می بلعد.

بیم و امید آدم های چنین جهانِ تقابل زده ای از آن حیث که "دیگری" را از خویشتن بیرون رانده اند و اکنون در غیاب "همان" هایی که حذف کرده اند مجبور به تولید "دیگری" هایی جهت دیگربودگی خود و بازشناخت و بازتأیید خود در پرتوی محیط شده اند، از هریک از ایشان امپراتوران فاشیست ناقص الخلقه ای ساخته است که بدون پرداخت وجوه اشتراک و درک متقابل درست از دنیای یکدیگر با انبوهی منافع تعریف شده در تضاد و نیازهایی غیرهمپوش، در کنار یکدیگر به تنفس مشغول اند و نمایی رعب انگیز و هولناک برای مخاطب می آفریند و او را به فکر وا می دارد.

باد شیشه را می لرزاند مرا بسیار از خود ترساند.
خوشحالم که سال 94 را با این نمایش متشخص و اندیشیده به پایان رساندم و از عاملین این حظ الیم سپاسگزارم.
جناب اشکان قادری عزیز مدت هاست که از شما نخوانده ام و در حسرت روزهایی که دوستان خود را بیشتر شریک دانش و تجربیات خود می نمودید، چشم امید به نمایشی که قلم شما را به تکاپو اندازد دوخته ام.
درود بر شما.
۲۷ اسفند ۱۳۹۴
این نمایش را انگار، از دست داده ام !!!
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
پوزیترون عزیز پیشنهاد می کنم کمدی افسانه ببر را از دست ندهید.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد چرمشیر :


باد شیشه را می لرزاند خیلی اجرای خوب و گرمی بود .
امیدوارم اجراهای دیگری از این گروه ببینم .
سالن تئاترمستقل تهران ، خیلی سالن خوبی است . شاید یکی از بهترین سالن هایی که به شکل خصوصی افتتاح شده است . امیدوارم این گروه موفق باشد و اجراهای خوبی در این سالن ببینیم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رحمت امینی :

باد شیشه را می لرزاند یک دنیای جادویی را برای من تداعی کرد ، جادوی تئاتر

فضای سیالی که بازیگران ساختن و طراحی صحنه ی خوب به آن کمک کرد و بازی های روان و یکدست به هیجان کار می افزود . و به واقع یک تئاتر به روی صحنه رفت .
با دیدن سالن تئاتر مستقل تهران نیز ذوق زد شدم و هر کسی آن را ببینند اشتیاق پیدا می کند که در آن اجرا برود .
سختی شرایط این روزهای تئاتر امیدوارم شامل حال این سالن نشود و رونق بگیرد .
هم مستقل باشد و هم تیاتری و هم تامین کننده ی معیشت کارکنان فعال این سالن
رها کلاته این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رویا تیموریان :

این جز کار یک بازیگره که به دیدن دیگر تئاتر ها و فیلم ها برود .
با دیدن نمایش باد شیشه را می لرزاند من حقیقتا گذر زمان را متوجه نشدم ، انرژی خوب جوانان باعث شد از کار لذت ببرم . قاعدتا زمان می بره قدرت این اثر در من ته نشین شود .

مسعود رایگان :

یک بده و بستان هنرمندانه بین در جریان بود و خود متن به ما کمک می کند تا بیشتر این اثر را درک کنیم ، در ارتباط با نمایشنامه ی این اثر می توان بگویم دامن زدن به نقد ادبی است .
متین فرشاد و رها کلاته این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود دلخواه :

بازی های هماهنگ و از یک جنس
یک دستی خوبی در طراحی صحنه و بازی ها و متن دیده می شد .
جناب من در این پروژه نیستم و متاسفانه اسم من را به اشتباه ذکر کردند و گروه تبلیغات مدرن مسیول مستقیم تبلیغات مجازی این نمایش است کمااینکه اسمشان نیز در صفحه ی تیوال ذکر شده
در خصوص اینکه چرا تبلیغات یک اثر نمایشی کم است به اسیب کم سوادی کارگردانان ما ... دیدن ادامه » چه جوان چه حرفه ای و قدیمی در خصوص حوزه ی تبلیغات است .
کارگردانی این روزها موفق است که همان روزی که انتخاب بازیگر می کند به مسایل تبلیغات ، عکاس ؛ طراح پوستر و بروشور هم فکر کند
متاسفانه درست وقتی یه هفته از اجراشون می گذره می بینن ای دل غافل این همه زحمت کشیدن اما کسی نمی دونه کارشون داره اجرا می ره به صرافت می افتند .
بهتر ه به جای گلایه از افراد ی که در این حوزه دارند تخصصی کار می کنند سر ِ پیکان را به سمت کارگردانان ببریم که فراموش می کنند اگر حوزه ی ارتباطات وجود نداشته باشد کارشان دیده نمیشود .

هر چند در پروژه ی مایبر نیستم و به اشتباه تاکید می کنم کاملا به اشتباه اسمم به عنوان مجازی خورده و خوشحالم در بروشور این نمایش اسمم وجود ندارد چرا که کارنامه ی کاری ام برام به شدت مهمه
اما به واسطه ی تهیه کننده ی این نمایش که از تهیه کنندگان خوب و تلاشگر حوزه ی تیاتر هستند اگر وقت و برنامه ریزی ام اجازه دهد و به پروژه های اصلی که دستم هست خدشه ی وارد نکندبرایشان تبلیغ خواهم کرد /
ممنون
۲۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کوشکی ؛ نمایشنامه نویس و بازیگر

باد شیشه را می لرزاند ابهامی است دوست داشتنی

" باد شیشه را می لرزاند " شاید یک نمایشنامه ی لابیرنتی باشد ، گم می شویم همون زندگی های این روزها به امید آنکه بتوانیم به نظم و روشنایی برسیم و خود را در آن پیدا کنیم . ما در حال غلطیدن در شرایطی هستیم که جبر برایمان تعیین کرده است و تا این شرایط را تبدیل به بازی نکنیم نمی توانیم در آن موفق باشیم . بنابراین وقتی شروع به بازیگوشی در محتوی احساس موفقیت بهتری به ما دست می دهد .
باد شیشه را می لرزاند شاید یک توهم یا خواب باشد خوابی که به مزاج ما ایرانی ها جور در می آید چون ما خیلی رویا پردازیم این اثر پر از دیالوگ های بریده بریده است و پر از لحظه هایی که با هم جمع شدند که یک کل را تشکیل داده اند ، و این کل خود یک جز از یک کل بزرگتر است .
توهم زنده بودن در عین مرگ ، ... دیدن ادامه » توهم احساساتی بودن در عین منطق و توهمی که آیا در سوالاتی که در مورد جهان هستیم دادیم پاسخ داده شده است یا نه و این خود مجموعه را به وجود می آورد با نام " باد شیشه را می لرزاند " . با کاراکتر هایی که شاید دو کاراکتر باشند در یک کاراکتر و شاید حتی چن کاراکتر در یک کاراکتر ! ایده ی من در خصوص این اثر نوعی ابهام دوست داشتنی است .
مجتبی مهدی زاده این را خواند
محمد رحمانی، papion theater group و پرندیس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند این نمایش تا روز جمعه ۲۸ اسفند ماه تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تکان دهنده و روان. بازی‌ها قابل قبول و طراحیِ صحنه‌ای چشمگیر. موضوعی آشنا با روایتی چندباره، وجوهِ معنایی تازه‌ای به خود گرفته.
به شخصه مدت‌ها بود اجرایی اینقدر بی‌ادعا و اینقدر تکان‌دهنده ندیده بودم.
ابرشیر و کیان ج این را خواندند
متین فرشاد و سارا حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((دهلیزهای اشباع شده از تستوسترون و خشونت))
مضامین اصلی نمایش " باد شیشه را می لرزاند" ،پیرامون خشونت و غریزه شکل گرفته است.
این دو محور مشترک ، نقطه اتصال روایت ها و شخصیت های جابه جا شده در مقاطع زمانی پس و پیش افتاده نمایش، به نظر می رسد.
مردان این نمایش در خشونت و غریزه و حقارتشان بین هزارتوی نمور و متعفن شهوت و محرومیت ها، پیدا و پنهان می شوند و زندگی کریه ، متقلبانه و رقت انگیزی دارند .به طور همزمان زنان( با بازی یک بازیگر) هم در نقش همسر،دختر ،معشوقه و...به قربانیان منفعل،گریان و فراری بدل می شوند.
در این نمایش خشونت عریان و فعالی روایت می شود که گاه از سد نیروی عقلانی و انسانی عبور می کند و به حفره های منحرف میل و شهوتی بیمار، سر ریز می شود . آنقدر مهیب و کریه می شود که یک عاشق، یک پدر ، یک همسر را به یک متجاوز جنسی و یک جاعل و بزه کار ترسناک ... دیدن ادامه » بدل می کند. این خشونت آلوده به قدرت و شهوت بیمار در طول وجود انسان ، زمان و مکان قابل تکرار و بازتولید است. این هیولا، قدرت نامیرایی دارد در جایی از نمایش می بینیم که پدر متجاوز با وجود چاقویی که دخترش در سینه اش نشانده، به حیات ادامه می دهد. گویی این خشونت دهشتبار رویین تن است.
کاسه حلبی در وان پر از اسید،بدل به جام عتیقه قیمت دار میشود؟... حلقه طلا ی ازدواج شهروز در وان اسیدی بدل به چه می شود؟ جعل عشقی، جعل پدری ،جعل دوستی ،جعل انسانیت توسط جاعلین متجاوز؟
***
طراحی صحنه ی نمایش " باد شیشه را می لرزاند" ، به قصد تطابق با محتوی منقطع و تو در تو و سیال ذهن متن صورت پذیرفته است.بسیار زیبا است اما به دلیل نارسایی های متن نمایشنامه از جمله گنگ بودن( شاید به دلیل فرار از سانسور) و نارسا بودن شخصیت پردازی ( به بهانه سیالیت، سوریال بودن و...)،نمی تواند از ظرفیت های بسیار زیاد زیبایی شناسانه اش بهره کامل را ببرد. طراحی صحنه بسیار معناساز تر ، موثرتر و جلوتر از متن و حتی بازی ها به نظرم می رسد. ایده تبدیل همزمان یک شخصیت به شخصیت توسط یک بازیگر روی صحنه بدون استفاده از تکنیک بازی در بازی ایده ی درخشانی است اما به نظرم چندان کارآ اجرا نشد.
رنگ بنفش که از قدیمی ترین رنگهای مورد استفاده بشر است تم اصلی طراحی رنگ لباس و دکور نمایش است و البته در بسترهای مختلف معانی متفاوتی را القا می کند در اینجا شاید نماد ابهام و دمدمی مزاجی ، قدرت و هیجان، افراط و شهوت معطوف به شخصیت ها باشد.
***
حجم بالایی از تستوسترون شناور در ذهنیت متن فضای غریزی بخارآلوده و مسمومی در جهت خلق موقعیت های لازم در نمایش ،تولید کرده است .اما از طرفی احتمالا دیدگاه ماچوییستی و مردمحورانه نویسنده سبب شده صرفا شخصیت مردان درنمایش واجد کنش باشد و رفتارهای شخصیت های زن که توسط خانم رعایتی ایفا می شوند بیشتر واکنشی باشد و منفعل... بسیاری از قربانیان خشونت با وجود موضوع خشونت بودن ،اکتیو و ضد انفعال خشونت پذیری هستند.
***
به امید تداوم و پیشرفت های بیشتر گروه در سالن خوب مستقل تهران
دوست عزیز همیشه نوشته هایت برای من ارزشمند بوده و خواهد بود.دلتنگتیم ابرشیر عزیز
۰۹ اسفند ۱۳۹۴
علی گرانقدر ممنونم از محبتت.. همیشه از نظرات و تحلیل های ارزنده و آموزنده شما درمورد نمایش ها استفاده می کنم به امید دیدار هر چه زودتر رفیق
۰۹ اسفند ۱۳۹۴
۱۱ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با حضور هنرمندان " باد شیشه را می لرزاند "

نمایش " باد شیشه را می لرزاند " نوشته مهدی کوشکی به کارگردانی مشترک هستی حسینی و مصطفا کوشکی شنبه هشتم اسفندماه ویژه هنرمندان به صحنه می‌رود.

به گزارش روابط عمومی گروه، این نمایش که اجراهای عمومی خود را از 25 بهمن‌ماه در بزرگترین سالن خصوصی تئاتر تهران آغاز کرده است، شنبه هشتم اسفندماه ساعت 20 میزبان هنرمندان خواهد بود.

در این نمایش شهروز دل افکار، شهره رعایتی، مصطفی کوشکی به ایفای نقش می پردازند ، همچنین از دیگر عوامل می توان به مرجان اسماعیلی (دستیار کارگردان و برنامه ریز ) ، مصطفی کوشکی ( طراح صحنه ) ، نوید گوهری ( موسیقی ) ، علی کوزه گر ( نور ) ، منصوره سهراب نژاد ( طراح لباس ) ، حسن جودکی ( مدیر تولید ) ، آرمان کوچکی ( طراح پوستر و بروشور ) ، شهرام خطی ، خشایار قائد رحمتی ( طراح تیزر ) صادق زرجویان ... دیدن ادامه » ( عکاس ) ، سارا حدادی ( روابط عمومی ) و امیر قالیچی ( تبلیغات مجازی ) اشاره کرد .

همچنین می توان از این اثر به عنوان ، نمایش تحسین شده سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر؛ کاندیدای بهترین نمایشنامه نویسی، کاندیدای بهترین کارگردانی ، کاندیدای بهترین طراحی صحنه ، کاندیدای بهترین بازیگر مرد و برنده تندیس بهترین بازیگر مرد در مسابقه ی اصلی تئاتر ایران یاد کرد .

مجتبی مهدی زاده و معصومه این را خواندند
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مهدی حسین مردی و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی عالی بود. خسته نباشین :)
سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهزاد صدیقی
:: نمایشنامه نویس و نائب رییس کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر ::


باد شیشه را می لرزاند کار خوبی بود ، من این متن را چند سال پیش خوانده بودم و جز آثار برگزیده ی جایزه ی ادبیات نمایشنامه نویسی کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر بود و همواره مشتاق بودم که یک روز اجرایش را ببینم که خوشبختانه خود مهدی و مصطفی کوشکی آستین همت را بالا زدند و اجرا شد .
امیدوارم اجرای خوبی داشته باشند .


مصطفی کوشکی: تئاتر نیاز به تولید فکر دارد

مصطفی کوشکی معتقد است، کارگردانان بخش نسل نو جشنواره تئاتر فجر، دارای تجربه‌اند و تلاش می‌ِکنند با ایده‌های اجرایی تازه و ساختارشکن، آثاری نو و متفاوت را به صحنه ببرند.

مصطفی کوشکی، یکی از کارگردانان نمایش «باد شیشه را می‌لرزاند»، با بیان اینکه این متن 10 سال پیش توسط مهدی کوشکی نوشته شده است، گفت: «نمایشنامه «باد شیشه را می‌لرزاند» از ساختار نامتعارفی برخوردار است. در واقع از تعدادی خرده روایت تشکیل شده است. این اثر پوسته‌ای ظاهری دارد و روایت‌گر داستان دختری است که از خانه فرار کرده، و به دلیل اینکه محلی برای گذراندن شب ندارد، از اهالی خانه‌ای می‌خواهد تا به او پناه دهند. این درحالیست که ما زنان بسیاری را داریم که در این دختر نمود پیدا می‌کنند. در واقع با مفهوم تکثر گرایی سرو کار داریم.»

او ... دیدن ادامه » در مورد شیوه‌های اجرایی این نمایش توضیح داد: «در اجرای این اثر به مفاهیم نزدیک می‌شویم. همان‌گونه که پیش از این گفتم، پوسته ظاهری اثر، رئالیسم اجتماعی است. تو‌در تویی و پیچیدگی داستان در طراحی صحنه نمود پیدا می‌کند. در اثر زمان و مکان های مختلف را هم‌زمان نشان می‌دهیم.»

کوشکی اظهار کرد: «تئاتر نیاز به تولید فکر دارد. این روزها بسیاری برخورد و عملکردی سطحی با این هنر دارند. مدیریت و سیاست‌گذاری اشتباه بسیاری از سالن‌ها، کارها را به سمت گیشه برده است. گروه‌ها تنها به میزان فروش فکر می‌کنند. معتقدم باید این روند را تغییر داد.»

نمایش «باد شیشه را می‌لرزاند» به نویسندگی مهدی کوشکی و کارگردانی مشترک هستی حسینی و مصطفی کوشکی از دوشنبه 26 بهمن ماه با هنرنمایی شهروز دل افکار، شهره رعایتی و مصطفی کوشکی به روی صحنه می رود .
بالاخره پیداش شد
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این تئاتر رو تو جشنواره دیده بودم خیلیی خوب بود .از تیوال ممنونم که این امکان رو فراهم کرد تا دوباره بتونم با دوستام این تئاتر زیبا رو ببینم
مینا سمیع زادگان و آدینه پورذکریا این را خواندند
سارا حدادی و razieh 10 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید