تیوال نمایش یک روز تابستانی
S3 : 11:11:08
  ۲۵ تیر تا ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
  ۱۷:۰۰ و ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: اسلاومیر مروژک
: پارسا پیروزفر، سپیده خسروجاه
: پارسا پیروزفر
: رضا بهبودی، پارسا پیروزفر، سوگل قلاتیان

: سیامک احصایی
: گلناز گلشن
: نورالدین حیدری ماهر
: محمد گودرزیانی
: شیما مرادی
: بهاره مصدقیان
: نیما قطبی
: ایوب محمود نیا، حسین عماری، تیام کریمایی، احسان حاجیانی، فروغ مهاجر ابراهیمی
: محمدصادق زرجویان
ناموف و موف که هر دو به آخر خط رسیده اند، هنگام اجرای آخرین تصمیم زندگی خود با هم آشنا می شوند. ولی ورود یک بانو شرایط جدیدی را رقم می زند...

بخش اصلی: ۵۰.۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت (صندلی پلاستیکی): ‌۴۰،۰۰۰ تومان
سبک:
کمدی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش یک روز تابستانى (سری دوم) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش یک روز تابستانى (سری نخست) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» با استقبال قابل‌توجه مخاطبان، بلیت‌های پیش‌فروش نمایش «یک روز تابستانی» به اتمام رسید

» نمایش «یک روز تابستانى» به کارگردانى پارسا پیروزفر به روی صحنه می‌رود

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این روزها
شادی های زمانه
مثال پروانه ایی می ماند
که هر چه پسر بچه کوچک بازیگوش
تلاش می کند
نمی تواند آن را بدست بیاورد

نمی داند که
باید آرام باشد
آرام بماند
تا روی شانه هایش
آهسته بنشیند

حتی در جاهای غیر قابل باور هم
وقتی باغبان پیر
به ... دیدن ادامه » گلدان ها آب می دهد
شاعر زیبایی شده
که با بزرگ ترین عشق
در کوتاه ترین جمله
روی لطیف ترین گل
چشم انتظاری را به بار می نشاند

و شک ندارد
که اولین سڪانس عاشقانه اش
فقط در آغوش برگ های سبز درختانش
رقم می خورد
اگر زیباترین خواب اش
به اِڪران می رسید.

#مجتبی
_ هیچ وقت نمیشه فهمید زن ها از کی خوششون میاد و چرا
+ پس یه دو تا نکته یادم بده بدردم بخوره
_ تلاشتو بکن
+ آخه همین؟؟؟
_ راه دیگه ای نداری
یک تیاتر عالی، ساده، بدون نقص ،همه چیز در بهترین حالت خودش بود.
نمیدونم چه اصراری داریم که حتما یک نمایش پیچیده و پر از ابهام و صحنه های عجیب و غریب ببینیم و اونوقت تحت تاثیر قرار بگیریم.
یا اینکه میشه خیلی راحت و با داشتن لبخندی بر گوشه‌ی لب از یک روز تابستانی پارسا پیروزفر لذت ببریم. نمیدونم چرا متاسفانه دوستان صفت ساده رو تحت عنوان انتقاد به این نمایش نسبت میدهند و اون رو با ماتریوشکا و سنگ ها در جیب هایش مقایسه میکنند. سادگی واقعا نمیتونه نقطه ضعف باشه به نظرم و مقایسه این نمایش با ماتریوشکا و سنگ ها واقعا اشتباهه. من این نمایش رو حدود دو هفته پیش دیدم و واقعا هم با تمام وجود لذت بردم از تک تک لحظاتش. به نظرم واقعا بی‌نقص و از همه مهم تر برای خیلی از افراد ملموس بود این نمایش. و رضا بهبودی هم که نیاز به تعریف ندارد.
در یک روز زیبای تابستانی که هوا قطعا آفتابی است آقای خوشبختی و آقای بدبختی هر دو تصمیم می گیرند بمیرند. بدبختی برای این می خواست بمیرد چون هیچ وقت به هیچ کدام از خواسته هایش نرسیده بود و دلیل خوشبختی برای مرگ این بود که بعد از رسیدن به تمام خواسته هایش زندگی معنایش را برای او از دست داده بود.
آرتور شوپنهاور می‌گوید زندگی همچون آونگی میان رنج و ملال در نوسان است. از نداشتن چیزها رنج می‌بریم و وقتی هم که به آن‌ها می‌رسیم ملول و خسته می‌شویم.
رنج و ملال در حقیقت خمیر مایه اصلی دو کاراکتر مرد نمایش یک روز تابستانی یعنی به ترتیب ناموف و موف هستند. دو روی یک سکه. دو سر یک طیف احساسات. در هر لحظه از زندگیمان و با هر قدمی که بر می داریم به سمت یکی از این دو احساس کشیده می شویم و زندگیمان بین کمدی و تراژدی مدام در حال تغییر است. اما چه چیزی ممکن است ما را ... دیدن ادامه » از حرکت پاندولی این آونگ منحوس نجات دهد؟ ویکتور فرانکل در کتاب در جستجوی معنا بیان می کند تنها راه تحمل رنج و مشقت یافتن معنا برای آنهاست که باعث رسیدن به یک زندگی باطنی پر بار و آزادی معنوی می شود و بهترین راه دادن معنا به رنج هایمان عشق است.
در نمایش یک روز تابستانی وقتی سر و کله خانم عشق پیدا می شود رنج دست از خودکشی بر می دارد. او که همیشه منتظر بود روزی به خواسته هایش برسد با دیدن عشق سعی می کند یک شانس دیگر به خود بدهد و برای رسیدن به معشوق ملال را هم با خود همراه می کند زیرا که جرات ندارد تنها با آن روبرو شود. رنج صادق و فروتن است و برای عشق حاضر است تن به هر خفتی بدهد چون که عشق به او معنا می دهد. برعکس ملال، با ظاهر اتوکشیده و شق و رقش، علاقه ای به عشق نشان نمی دهد.
اما عشق. عشق از همان ابتدا شیفته ملال شده است با این وجود به رنج نیز فرصت می دهد تا از خودش بگوید. اما حقیقتا جذب آن نمی شود و هنوز چشمش دنبال ملال است. رنج بسیار آسان به پای او افتاده است در حالی که عشق به دنبال حریف قدرتریست.
خود عشق نیز همزمان دچار رنج و ملال است. در حضور ملال رنج می کشد زیرا که ماهیت واقعیش را زیر سوال می برد و در برابر رنج کسل می شود زیرا که فاقد پیچیدگی است. علاوه بر این جز در لحظاتی کوتاه هیچ گاه هر سه تای اینها در کنار هم دوام نمی آورند.
برای این نمایش می توان پایان های متفاوت دیگری نیز در نظر گرفت. اما هر ترکیبی از این سه احساس ملال، رنج و عشق ناپایدار خواهد بود. به عنوان مثال اگر ملال می رفت رنج می ماند با عشقی که هر لحظه کسل تر می شد و به مرور به وظیفه تبدیل می گشت تا اینکه بالاخره رنج را رها می کرد زیرا که طرد شدن سرنوشت رنج است.
اما در داستان رنج با خوشحالی و امید از بین می رود و عشق مجبور است در کنار ملال قدم بزند در حالی که خودش هم می داند این کار ممکن است باعث رنجشش شود. با این حال به نظر می رسد به این علت نویسنده این پایان تراژیک را برای رنج انتخاب کرده است چون احترام بیشتری برای رنج بشر نسبت به ملال او قائل است. رنج است که به خاطر امید ابدیش انسان را به پیش می راند و بدون حضور او زندگی صرفا ملال بچگانه ای خواهد که ادای فلاسفه را در می آورد. رنج به خودی خود کامل است، جرات عشق ورزیدن را دارد و تنها چیزی که می خواهد اندکی عشق است. ملال اما صرفا استاد بازی های زبانی ست و هیچ گاه نمی تواند شروع کننده یک رابطه عاشقانه باشد با این وجود نیاز دارد تمام وجود عشق را آلوده کند تا بتواند بعد از مدتی به بازی مسخره خود برگردد.
در هر صورت انسان پیوسته در پی قربانی کردن رنج های خویش است و اندک اند انسان هایی که بین تهی بودن و غم، غم را انتخاب می کنند.
این نمایش یک ستاره داشت و او بی شک رضا بهبودی بود.
نقد و تحلیلتون واقعا عالی بود. مرسی :)
۲۱ مرداد ۱۳۹۷
نقد شما , بسیار کامل و شاید از کل نمایش بیش تر در جزییات ورود شده بود.
دیدن آقای پیروزفر همواره جذاب است , آقای بهبودی که بازیگری نمونه هستند, خانم, البته برای بیننده از نظر من کشش عشق و میل دوباره به زندگی را ایجاد نمیکرد ولیکن تلاشی خوبی در این زمینه ... دیدن ادامه » انجام داده بود.
در کل بعنوان اولین تجربه نمایش که از کارهای آقای پیروزفر داشتم , سادگی دلچسبی را تجربه کردم که باعث میشود بار دیگر هم نمایش های ایشان را تجربه کنم.
۱۳ شهریور ۱۳۹۷
مرسی از نظرتون
۱۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرق من با تو اینه که تو از زندگی خودت بدت میاد
و من از خود زندگی!!
سلام
لذت تماشای سادگی ولی پرمغز بودن، اون چیزیه که بعد از پایان نمایش، چشیدم.
از بازیهای عالی آقایون و بازی خوب خانم قلاتیان، از موسیقی، از نور، از لباسهای مناسب و کاملا مرتبط با موضوع، از کارگردانی حرفه ای و حتی دکور ساده ولی کافی این نمایش؛ به حد کافی لذت بردم.
ممنونم پارسا پیروزفر دوست داشتنی و گروه بسیار خوب!
#حذف_بروشورکاغذی = احترام به نسل آینده و حفظ زندگی درختانی بیشتر که با بودنشان، به تمام دنیا زندگی می بخشند.
لطفا امکان دریافت بروشور دیجیتال رو فراهم فرمایید که در اون اطلاعات تخصصی_حرفه ای افراد نیز، گنجانده شده باشه. دریافت یک فایل به هنگام خرید بلیط یا پیش از شروع نمایش روی موبایلها، حرکتی برخاسته از بلوغ جمعی جامعه ی تئاتر ما و نقش بسزای آنها در فرهنگ سازی حفظ محیط زیست خواهد بود.
ممنونم.
در کنار بازی بزرگانی چون آقای بهبودی و پیروزفر به هیچ عنوان نمیشه از بازی بی نظیر سوگل قلاتیان گذشت. یه انتخاب درست برای نقش درست و یه اجرای بی نظیر از این خانم هنرمند. خسته نباشید
همه آدمها با هم برابرند، اما بعضی ها برابرترند...! و همیشه موفقند!
در یک شب تابستانی، سپاس از گروه محترم یک روز تابستانی
اگه دریا نشانه پاکی عظمت و نهایت باشه عشق واقعی رو به همراه خواهد داشت و اگه عشق به معنای خود بزرگ بینی و غرور و خودشیفتگی باشه زندگی دنیایی رو تجربه خواهیم کرد....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

پارسا پیروزفر از ١٣٧٤ به محض ورودش به دنیاى سینما و تلوزیون با بازى در ضیافت کیمیایى و در پناه تو ، تبدیل به چهره اى محبوب و معروف شد. زیبایى چهره اش آنقدر بود که او را به استار سینما تبدیل کند، اما آنچه وى را از دیگران همترازانش مجزا کرد، منش رفتارى و حرفه اى ش بود!
پیروزفر مقهور ظاهرش نشد، هنرمندى که آن روزها عکسش روى جلد همه ى مجلات بود، خود را از هر حاشیه اى دور کرد، مصاحبه نکرد و جنجال نیافرید. او حرفه اى بودن را به سلبریتى بودن ترجیح داد، و در سکوت و به دور از غوغا گام هایش را أستوار برداشت. گزیده کار کرد و از جایى به بعد با ورودش به دنیاى تئاتر، وجهى دیگر از هنرش را به نمایش گذاشت.
اما در باب یک ظهر تابستان، اگر چه فاصله اش با ماتریوشکا زیاد بود، اما همچنان اثرى قابل تامل بود. نمایش در سطح جریان داشت، اما همین لایه به خوبى پرورش یافته بود! و محاوره ... دیدن ادامه » ها فراتر از یک جمله، وقابل تامل مى نمود؛
-تو زندگی خودتو دوست نداری ولی من خود زندگی رو دوست ندارم.
-به نظرم شما خوشبختید!-چرا؟!-چون امید دارید.
در این نمایش همه چیز سرجاى خودش بود، من کمى با نحوه ى تغییر صحنه مشکل داشتم، طراحى لباس هوشمندانه بود (مایو ى مضحک مرد بازنده)، بازى هاى روان و دلنشینى را شاهد بودیم و موسیقى به درستى انتخاب شده بود!
أما در باب مضمون، دو فرد همیشه برنده و همیشه بازنده در ابتدا به یک نقطه رسیده اند: پایان دادن به زندگى (البته با دو روش مختلف)، تا زنى وارد مى شود تا بار دیگر همیشه پیروز و همیشه شکست خورده بودن دو فرد را به رخ آنها بکشد! و همیشه برنده ى داستان چه زیرکانه و موزیانه رقیب را به کام مرگ میکشاند تا بازهم برنده ى میدان باشد.
حکایت تلخى است، اما صدافسوس که ناگزیر روزگار ماست...
نقدتون خیلی خوب بود و تحلیل کارشناسانه ی خوبی ارائه دادید.
فقط جسارتا بگم موذیانه درسته و شرمنده که اینو گفتم. حیفم اومد که همچین متن درستی غلط املایی داشته باشه.
۲۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دیالوگ محور، با طراحی صحنه و نورپردازی بسیار خوب. پر از دیالوگ هایی قابل تامل و بازی های روان.
حتی لحظه ای به فکر مقایسه این کار با ماتریوشکا نیفتید. این دو، بسیار در سبک و اجرا متفاوتند و هر دو نمونه ای بسیار خوب در سبک و سیاق خودشان.
درود
با اینکه دیالوگ ها سنگین بود اما درکش خیلی راحت بود و بعد از دیدن این نمایش عمیقأ به فکر فرو رفتم
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
دیالوگ هاش خیلی خوب بود و تفکر میطلبید واقعا. این موند تو ذهنم که دوستان هم نوشتن

تو زندگی خودتو دوست نداری، ولی من خود زندگیو دوست ندارم و این خیلی دردناک تره.
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از دوشنبه ۲۲ تا جمعه ۲۶ مرداد (دو سانس ۱۷ و ۱۹)، به کارگردانی پارسا پیروزفر و با بازی خود این هنرمند، رضا بهبودی و سوگل قلاتیان، فردا (دوشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
میترا این را خواند
Farhad22 این را دوست دارد
سلام
اعلام فروش بلیط حداقل باید از یک روز قبل باشه، ولی متاسفانه شما این موضوع رو رعایت نمی کنید، من چند روزی هست که پیگیر زمان فروش بلیط این نمایش هستم ولی به خاطر اعلام بدموقع شما نتونستم بلیط تهیه کنم.
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
امکان داره تمدیدبشه نمایش؟؟؟
۲۰ مرداد ۱۳۹۷
لطفا در صورت تمدید اطلاع رسانی کامل و جامع بفرمایید .
۲۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی که نمایش تموم شد به نظرم خوب نیومد اما بعد از چند ساعت که دوباره بهش فکر کردم، فهمیدم که چقدر جذاب بود. دیالوگهایی ساده و خنده دار ولی بسیار عمیق و مفهومی. کارگردانی و بازی فوق العاده پارسا پیروزفر.
در آخر میشه گفت یه نمایش تمیز، مفهومی و زیبا که بی مناسبت با حال و روز آدمهای جامعمون نیست.

تو زندگی خودتو دوست نداری ولی من خود زندگی رو دوست ندارم.
سرنوشت ما بر پیشانیمان نوشته شده، برخی همیشه برنده و بعضی همیشه بازنده ایم. نه اینکه دستی از بالا تقدیر ما را هدایت کند، بلکه ساختارها و الگوهای رفتاری که در خانواده و محیط بر ما مسلط می شوند، بی آنکه چندان آگاه باشیم، سرنوشت ما را در هر مواجهه یا انتخاب رقم می زنند.

از دیالوگ های نمایش بود؟؟؟
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
جمعبندی دریافت بنده از نمایش است.
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی پای منافع وسط میاد؛انسان همواره منفعت گرا عمل میکنه؛حتی اگر تصمیم به پایان زندگیت داشته باشی؛هدفت کسب منفعتی هست که با پایان دادن زندگیت بهش میرسی و اگه منفعت بهتری برات پیش بیاد؛قطعا نظرت تغییر میکنه
تنها چیزی که این ویژگی رو از انسان میگیره عشقه؛عشق کور و کرت میکنه و بهت جرات رفتار میده؛تا جایی که تنها آرزوت عاشق بودن میشه ولو یک طرفه
انتخاب با خودت هست :با زیرکی و منفعت طلبی رفتار کنی یا جرات دل به دریا زدن داشته باشی ؛ حتی اگر شنا بلد نباشی
بازیهای روان
موضوع سهل و ممتنع
انتخاب موسیقی متناسب


من یک روز تابستانی رو دوست داشتم. به چند دلیل:
١انتخاب متنی با موضوعی مبتلا به همه جوامع و همه مردم.
٢ دیالوگ های به ظاهر ساده اما بسیار عمیق و قابل تعمل.
٣ بازیهای درخشان بازیگران ( البته به جز نقش زن)
٤ کارگردانی شسته و رفته پارسا پیروز فر
٥انتخاب به جا و درست موسیقی ها
و در کل میتوانم بگویم این اثر نمونه بارز اثری سهل و ممتنع است.
شما اسم موسیقی های استفاده شده توی این نمایش را می دونید؟
۱۱ مرداد ۱۳۹۷
مرسی که با سنگ ها و ماتریوشکا مقایسش نکردید
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
با احترام به شما ، تأمل درسته . موفق و پیروز باشید
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اگر دلم بخواد مشکلات فلسفی زندگیم بیشتر بشه باید کیو ببینم؟
در صورتی که مقایسه ی این کار با ماتریوشکارو کنار بگذاریم ، آنچه که ازین نمایش قابل ذکره ، جملات بسیار پر مغز و قابل تأمل ، طراحی صحنه و لباس عالی و یک پایان درگیر کننده هستش . برعکس نظر چند تن از عزیزان، من بازی خانم سوگل رو بسیار پسندیدم.
ذهن من همچنان درگیر این جمله هست : اگه رنجی حقیقی باشه، آدم واقعا سعی می کنه هرطوری هست اونو از بین ببره وگرنه اگه هیچ تلاشی برای برطرف کردنش نکنه، یه رنج ساختگیه ..
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از دوشنبه ۱۵ تا شنبه ۲۰ مرداد (دو سانس ۱۷ و ۱۹)، به کارگردانی پارسا پیروزفر و با بازی خود این هنرمند، رضا بهبودی و سوگل قلاتیان، فردا (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید