چند مرد ثروتمند و بهظاهر فرهیخته، هر هفته دور هم جمع میشوند و هر کدام باید فردی را که از نظرشان «احمق» است به یک ضیافت شام بیاورند تا وسیله سرگرمی و تمسخر جمع شود. قهرمان اصلی داستان، مردی است که برای این مهمانی فردی سادهدل، خوشقلب و بسیار پرحرف را پیدا میکند و تصور میکند که با آوردن او برنده این بازی تحقیرآمیز خواهد شد. اما با پیش رفتن ماجرا، حضور همین مهمان سادهلوح باعث رشتهای از سوءتفاهمها، آشفتگیها و بحرانهای شخصی میشود. بهتدریج همه چیز علیه میزبان پیش میرود و مخاطب در مییابد که مرز میان «باهوش» و «احمق» آنقدرها هم روشن نیست. در پایان، نمایشنامه نشان میدهد کسی که دیگران را تحقیر میکند، ممکن است خود بیش از همه گرفتار حماقت، خودبینی و بیاخلاقی باشد.