متأسفانه اکثر نمایشها در ساعتی که اعلام میشود اجرا نمیشوند و با تأخیر اجرا میشوند و انگار چیزیست که باب شده!!!
اما در مورد اجرا، بخواهم نظرم را اعلام کنم، باید بگویم که اجرایی حالخوبکن بود و پس از پایان آن، حس خوبی داشتم. در شرایط فعلی پیشنهاد میکنم به دیدن این اجرا بروید و از این نمایش شیرین لذت ببرید؛ شاید باعث شود با ورود به سالن، نود دقیقه از دنیای بیرون سالن دور شوید. این نمایش، نمایشی بود که عامهٔ مردم از آن لذت خواهند برد. موسیقیها زیبا بود و صدای خوانندگان خانم و آقا دلنشین بود.
ممنون از همهی عوامل روی صحنه و پشتصحنه که کنار هم این تجربهی زیبا رو ساختند.
به امید جهانی پر از عشق و خالی از نفرت 🤍
«ناریا» و سایر کارهای حسین فردوسی، نکات مثبت و منفی خود را داشتند، اما من نمیخواهم درباره این موارد صحبت کنم. در عوض، میخواهم به سراغ خود کارگردان، حسین فردوسی، بروم. من چهار اثر از او دیدهام: «دجال»، «سیئر»، «ناریا ۲» و «۲۵۷».
آنچه در تمام این چهار کار مشترک و برجسته بود، دغدغهمندی و ایراندوستی است. اگر به نامها دقت کنیم، «ناریا» برعکس «ایران» است و «۲۵۷» برعکس «۷۵۲»؛ عددی که یادآور یکی از غمهای تاریخی کشورمان است. این دغدغهمندی حتی در انتخاب اسمها و دیالوگها هم دیده میشود؛ دیالوگی از «سیئر» که درباره خطای انسانی بود و دیالوگهای دیگر که همگی از عمق دغدغه او نشئت میگیرند.
در زمانی که بسیاری نسبت به دهه هشتادیها گارد دارند، حسین فردوسی به آنها بها میدهد و نه تنها بهعنوان یک کارگردان، بلکه به عنوان برادر بزرگتر و رفیقی دلسوز در کنارشان است. به نظر من، دلیل موفقیت و پرفروش شدن کارهای او همان ضربالمثل قدیمی است: «هرچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.»
پیشنهاد میکنم با نگاهی خوشبینانه به تماشای «ناریا» و «۲۵۷» بنشینید. از نکات مثبت کار لذت ببرید و اگر اندک نکته منفی در آنها دیدید، چشمپوشی کرده و از این آثار حمایت کنید.
خسته نباشید به تکتک بازیگران و تمام عوامل، بابت زحماتی که کشیدند. حواسمان به ایرانمان باشد.