تماشای موزیکال «بتهوون» برای من تجربهای بسیار لذتبخش بود. مهمترین نقطه قوت اثر، بدون شک کیفیت بالای گروه موسیقی و نوازندگان بود که کاملاً حرفهای و تأثیرگذار ظاهر شدند. بازی بازیگران هم بسیار خوب بود و حضور بازیگرانی مثل گلاره عباسی و سیاوش چراغی نیا به قدرت اجرا اضافه کرده بود،جواد مولانیا بهعنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر نقش اصلی، حضوری پرانرژی و قابلتحسین داشت.
با این حال چند نکته باعث شد اجرا برام کاملاً بینقص نباشه.
شروع اجرا با تأخیر و رفتوآمد تماشاگران در حین برنامه، تا حدی تمرکز رو به هم میزد. همچنین دیدن بازیگران روی صحنه پیش از شروع رسمی اجرا، در حال گرم کردن، از نظر من کمی از جادوی آغاز نمایش کم میکرد.
مورد دیگر، ناهماهنگی لحن دیالوگها بود؛ در بعضی بخشها زبان اثر حالتی ادبیتر داشت اما ناگهان به عبارتهای کاملاً روزمره و امروزی میرسید. این تضاد، هرچند گاهی بامزه بود، اما از یکدستی فضای نمایش کم میکرد. طراحی حرکات هم ایدههای زیبایی داشت، اما در اجرا میشد نرمی و دقت بیشتری دید.
علاوه بر این، اثر از برخی تکنیکهای فاصلهگذاری و شیوههای مدرن اجرایی استفاده کرده بود؛ مثل اعلام علنیِ رفتن به صحنه بعدی، تعامل مستقیم
... دیدن ادامه ››
با تماشاگران، استفاده از نام واقعی بازیگران در حین نقش، یا سپردن نقش کاراکتر «موتسارت» به یک بازیگر زن هرچند شاید هدف از این رویکرد، ایجاد یک فضای نوگرایانه یا نمادین بوده باشد، اما در عمل، این تصمیمات فرمی و اجرایی با عظمت و فضای کلاسیک زندگی بتهوون همخوانی کافی نداشت و گاهی اتمسفر جدی و هنری نمایش را به سمت سادگی بیش از حد میبرد که ممکن است برای مخاطب جدی تئاتر و موسیقی کمی غریب باشد.
در مجموع، «بتهوون» نمایشی خوشساخت، پرزحمت و ارزشمند است که نقاط قوتش بهمراتب بیشتر از ضعفهایش است. من شخصاً از دیدنش بسیار لذت بردم و فکر میکنم از آن اجراهاییست که ارزش یک بار دیگر دیدن را هم دارد