تیوال نمایش مرگ دیوانه
S3 : 03:08:41
امکان خرید پایان یافته
  ۲۰ مرداد تا ۰۵ شهریور
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: کمرون کلیتگارد
: کمال عبدی
: (به ترتیب ورود) رزا یزدی، فاطمه عبدی، صادق طالع، ویولت غفاری، سما باصری، فائزه معادی، دلنیا اسدی، علی هادوی

گروه کارگردانی
: رز انصاری
: سارا نجفی، نازنین بهرام‌نژاد
: کمال عبدی
: پرنیان گرجی
: الهه ملک
: موسی عبدی

: بردیا هاشمی راد
: دانیال شاه جانی
: حمید خورشیدی

 هماهنگی، رزرو، پیشنهاد، سوال: ۰۹۱۲۷۱۵۲۴۱۴

 

هفت بیمار روانی در اتاقی در یک بیمارستان روانی منتظر شروع جلسه روان درمانی روزانه خود هستند. دکتر روانپزشک قرار است ساعت ۸ در جلسه حضور یابد. اما به جای او، مرگ وارد می شود...
دسته‌بندی:
فیزیکال
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرگ دیوانه / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، خیابان خارک، بن بست اول، پلاک ۵ خانه نمایش مهرگان
تلفن:  ۶۶۷۲۲۶۲۲ - ۶۶۷۲۴۸۱۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نام خدا
در دفاع از مرگ دیوانه
"هنر دروغی است که ما را به حقیقت می رساند." پابلو پیکاسو
نمایش مرگ دیوانه از ۰ ۲ مرداد تا ۵ شهریور ۹۸ ، در سالن شماره ۲ خانه نمایش مهرگان اجرا شد. اجرا هر شب ساعت ۵۵ ۱۸ آغاز می شد و تا راس ساعت ۲۰ ادامه می یافت. زیاد وقتتان را نمیگیرم، مثل نمایش مرگ دیوانه. آنچه قبل از هرچیز لازم است گفته شود این است که گروه تازه کار و جوان ما با انگیزه یادگیری و تجربه کردن پای به این میدان پر رفت و آمد گزارده و از همان ابتدای کار، با گارد باز، منتظر شنیدن و دیدن بازخوردها و نقدها و نظرات بوده است. از مخاطبین و نویسندگان این انتظار می رفت که کار مرگ دیوانه را در قالب خودش و به عنوان یک کار مدرن – و نه داستان محور رئالیستی – نقد کنند. این که خط روایی داستان مدام شکسته می شود و طراحی صحنه و لباس به ظاهر مناسبتی با یک اتاق ندارد، از ... دیدن ادامه » نظر ما ضعف نیست. اما از ایده تا اجرا همیشه فاصله هایی وجود دارد که در اینجا دلیل این فاصله، کم تجربگی گروه ما بوده است. بسیاری از تماشاچیان ما، صرفا تماشاچی نماندند و نظرات و انتقاداتشان به نمایش را بسیار به موقع در اختیار ما قرار دادند. اما خوب یکی از نقدهایی که به طور حتم نیازمند یک دفاعیه است، بحث انتخاب سالن است.
نمایش مرگ دیوانه در یک سالن به قول دوستان فسقلی اجرا شد. اگر کوچک بودن سالن همیشه قرار است یک نقص تلقی شود که ابدا موافق نیستیم. فضای تیمارستانی که ما در نظر داشتیم همیشه همین اندازه بوده است. حتی میزان سنهای ما نیز در فضاهایی با همین ابعاد طراحی و تمرین شده بود. درتیمارستان ما، بی نظمی منظمی وجود داشت. حرکات و تصاویری که به چشم بعضی از دوستان ماسکه کردن یا شلختگی آمد به نظر ما به همان دلیل ذهنیت تئاتر کلاسیک و رئالیسم مخاطب برمیگردد. فضای دیوانه خانه همین را می طلبید. همه تصاویری که ملاحظه فرمودید طراحی شده و تمرین شده بوده اند. اما این که ابعاد سالن با تعداد بازیگران روی صحنه نسبت مساوی دارند از نظر ما بی منطق است. درهم رفتگی و شرایط نامساعد بیماران را با جمع نمودن آنها در یک اتاق کوچک و در میان کارتنهای لرزان نشان دادیم. کارتنهای مقوایی نامطمئنی که نمادی از قوانین و قاعده های جامعه خردمحور بودند که دیوانگان ابدا نباید به آن نزدیک شوند و در یک فضای به شدت محدود – هم از نظراندازه و هم آزادی حرکات - باید دیوانه باشند و دیوانگی کنند. اگر به جای جعبه های مقوایی در و پنجره و درخت و پرنده میگذاشتیم، برای مخاطبمان آسان تر نبود؟ البته که بود! اما این ذهنیت ما نیست. گاهی نقطه ها و خطوط را مخاطب باید خودش به هم وصل کند. گاهی گره ها را باید خود مخاطب باید باز کند. ما در ادامه مسیرمان نیز تلاش خواهیم کرد که مخاطبین را از انفعال روی صندلی تماشاخانه ها بیرون بیاوریم.
اما اینکه سیستم حکومتی چه سر ناسازگاری با تئاتر دارد که ما باید ماهها در صف سالنهای دولتی بمانیم و آخر هم پایمان خواب رود و جلوی سالنهای خصوصی بیدار شود، دغدغه ما نیست. دغدغه ما تئاتر است اما در شرایط موجود. ما شرایطش را نداریم که شروع به ساخت و ساز تئاتر کنیم؛ ما واقف به این مسئله هستیم؛ اما انتظار داشتیم که دوستان به جای – یا حداقل در کنار- پرداختن به این معضل، به ساختار، تکنیک، زیرمتن، بازیها، تصویرسازیها و ترکیب بندی های نمایش نیز بپردازند و به ما بازخورد بدهند تا ابتدا یادبگیریم که چگونه اجرا کنیم. نکته مهمتر از همه در جواب انتخاب سالن، رای و نظر پیتر بروک در مورد کارگردانی تئاتر است. در جواب اینکه چگونه می¬توان کارگردان شد: "من هیچ راهی غیر از این نمیشناسم که دیگران را قانع کنید که با شما کار کنند و در نتیجه کاری را – حتی بدون دستمزد- به راه انداخته و آن را اگر شده در یک زیرزمین، در پستوی یک رستوران، در اطاق یک بیمارستان یا در یک زندان، به مردم نشان دهید. نیرویی که به وسیله کارکردن به وجود می آید مهمتر از هر چیز دیگر است. بنابر این اجازه ندهید هیچ عاملی، حتی نداشتن ابتدایی ترین امکانات ، مانع فعالیت شما شوند و به جای اینکه وقت خود را در انتظار فرصتهای بهتری که ممکن است هیچگاه به سراغتان نیایند تلف کنید، به فعالیت بپردازید. چرا که در تحلیل نهایی، کار موجب ایجاد کار می شود."
علی رغم میل باطنیم، باید این را اعلام کنم که هیچکدام از بازیگران نمایش مرگ دیوانه تجربه پانزده شب اجرای عمومی را نداشتند. کما اینکه از هشت نفر، پنج بازیگر تا کنون حتی روی صحنه تئاتر هم حاضر نشده بودند. اما تیپ سازی و پرداخت شخصیتها برای من و بازیگران تازه کارم تا آنجا برایم رضایت بخش بوده که ۱) هیچکدام از دیوانگان حتی به اندازه یک ثانیه هم از تیپ و کاراکترشان فاصله نمیگیرند ۲) کاراکتر مرگ به خوبی به عنوان یک شخصیت بیرونی و نامانوس برای دیوانگان و مخاطب شناخته می شود ۳) ارتباط کوردیال با یکدیگر و القای فضای تضاد و نزاع بین آنها و شخصیت مرگ تا حد قابل قبولی، با توجه به شرایط موجود تشکیل میشود. من به شدت از پیشرفت و اجرای بازیگرانم راضی هستم و آنچه که روی صحنه دیده شد، خود گویای همه چیز است.
چیزی که بیشتر از همه به نفع ما و کار ما بود، ارتباط من با نویسنده متن بود. آثار کلیتگارد در ایران ترجمه نشده اند. من این نمایشنامه را سال ۹۵ به زبان انگلیسی در سنندج اجرا کردم. سه سال با متن سرو کار داشته با جهان نمایشنامه آشنا بودم و شروع به دراماتورژی متن کردم. ارتباط با کمرون کلیتگارد بهترین راه ممکن برای رسیدن به تحلیل درست بوده و هست. میتوانم ادعا کنم که آنچه روی صحنه آورده ایم، از نظر محتوی و تحلیل صحیح و با جهت یابی درست بوده است، اما اگر از نظر اجرایی آن چیزی نبوده باید باشد، این ضعف و کم تجربگی من در کارگردانی بوده و از نظرات همه استفاده خواهم کرد و مطالعاتم را ادامه خواهم داد و این کار را به صورت حرفه ای و درست دنبال خواهم کرد.
از بازیگرانم بسیار متشکرم. آنها بسیار بیشتر از توقعات من ظاهر شدند. از طراح صحنه و لباس باهوش و خلاقم متشکرم. رز انصاری بسیار هنرمندانه تمام توانش را درختیار نمایش گذاشت و در اوج سادگی آنچه لازم بود را ارائه داد. از عوامل صحنه و گریم و همه دوستان پشت صحنه سپاسگزارم. و البته از رسول فاتحی که تمام انگیزه من برای شروع این کار بود. مطمئنا از این گروه در آینده زیاد خواهید شنید.
مرگ دیوانه برای شروع کارهایی با دغدغه هنری و تئاتری روی صحنه رفت، نه تفریح و نه چیز دیگر.
کمال عبدی
دهم شهریور ۱۳۹۸

آخرین اجرا این نمایش را دیدم. نسبت به کم تجربه بودن بازیگرها اجرا مناسبی بود. بازی اقای طالع رو بیشتر دوست داشتم واقعا جالب بودن. نقش 398 خالی بود که در اخر شخصیت مرگ تبدیل به یکی از اون افراد شد و در ذهن خودم شماره موردنظر رو پر کرد. درغیر اینصورت چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه :)
فرناز نوروزی، حمید خورشیدی و کمال عبدی این را خواندند
Sama Bsr این را دوست دارد
ممنون از حضورتون
سپاس از نظراتتون
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش از هر چیز به آقای «کمال عبدی» برای ترجمه ی روان نمایشنامه و شناخت درستی که از کمدی دارند، تبریک میگویم. از آنجایی که با یک نمایش حرکت محور مواجهیم، شاید اگر سالن شماره ی یک "مهرگان" انتخاب شده بود، ظرافت های کار گروه ؛ بیشتر به چشم می آمد ولی خوشبختانه با وجود سن پائین و تجربه ی محدود شماری از بازیگران، شاهد هماهنگی قابل قبول و ریتم درستی هستیم. بازی با نور برای القای فلاش بک و فلاش فوروارد، تمهید هوشمندانه ای بوده که با حفظ راکورد حسی و موقعیتی بازیگران، به اجرای تأثیرگذاری نیز منجر شده است. طراحی صحنه نیز بسیار مینیمال و کاملاً در خدمت فضاسازی مناسب برای نمایش است. با چهره پردازی ها البته قدری مشکل داشتم و شاید میشد به طراحی بهتری رسید. از بین بازیگران ؛ بیمار شماره ی 22403 (خانم رزا یزدی) که بدون دیالوگ و کاملاً اکت محور بودند و همچنین ... دیدن ادامه » بیمار شماره ی 22401 (خانم فاطمه عبدی) و شخصیت مرگ (با بازی استاندارد، به اندازه و کنترل شده ی آقای علی هادوی) را بیشتر از سایرین دوست داشتم. گاهی اوقات صدای جیغ و فریاد بعضی از بازیگران، آزاردهنده میشد و البته کیفیت صدای ضبط شده (یا شاید کیفیت سیستم پخش یا شاید هم هر دو) چندان مطلوب نبود. در مجموع ؛ بسیار لذت بردم و مشتاق تماشای کارهای بعدی این گروه خلاق، جوان و مستقل ؛ خواهم ماند.
سلام
ممنون از تشریف فرماییتون و سپاس از نظراتتون
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی رزا یزدی خیلی خوب بود (بیمار ۲۲۴۰۳). دو بار این نمایش دیدم و از کار تیمی و قدرت اجرا هر کدام از بازیگرهای جوانش خوشم اومد.
کمال عبدی، حمید خورشیدی، Nazanin Bahram و فرناز نوروزی این را خواندند
فاطمه عبدی و Sama Bsr این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی زیبا با داستانی گیرا بود و بازیگران توانا ، نقطه قوت نمایش حس میکنم بازی دوستان و لحن خوب آن ها بود و همچنین حضور نقش صامت که صدای خنده هاش چند لحظه ای حواس رو‌ از داستان پرت میکرد و برگشت به داستان با دیالوگ‌های محکم تر دیگر بازیگران باعث درک بهتر موضوع میشد . و باعث عدم یکنواختی و حوصله سر بر بودن نمایش میشد ، نقطه ضعف بنظرم موسیقی و مخصوصا صدای ضبط شده بود که قدرت لازم رو نداشت و همینطور موضوع داستان اصلا طنز نبود ، قسمتی که در دیالوگ ها طنز و شوخی وارد شد ، خنده تماشاچیان برای من آزاردهنده بود‌ . ترجیح میدادم به صورت جدی داستان ادامه پیدا میکرد . در کل نمایشی بود که من ازش لذت بردم و قطعا پیشنهادش میکنم .
سلام و درود
ممنون ازینکه تشریف آوردین
خوشحالیم که رضایت داشتین و سپاس بابت نظراتتون.
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نمایش کمدی با کیفیت با نویسندگی و کارگردانی خیلی خوب و شخصیت پردازی و بازی های عالی. پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
ابتدا خسته نباشید می گم به آقای عبدی و عوامل نمایش مرگ دیوانه.
من برای اولین بار نبود که به تماشای نمایشی مستقل با عوامل جوان می نشستم و اکثر آنها کیفیت و اجرای عالی داشتند.
ولی مرگ دیوانه ...
اولین چیزی (بعد از بازی بد بازیگر نقش مرگ به همراه طراحی لباسش) تو ذوق می خورد دکور ، موزیک و گریم بود که هیچ تناسبی با نمایش نداشت. متن نمایش خیلی سطحی بود و شخصیت پردازی کاراکترها در همان اول متوقف شدند و بعضی ها حتی شروع هم نشدند.
کلی سوال های بی جواب در متن وجود داشت که پاسخ داده نشدند. بیان دیالوگ ها توسط بازیگران آهنگ یکسانی نداشت.
امیدوارم که در اجراهای آتی حرفه ای تر و با صلابت تر ظاهر بشید.
(در ضمن، عوامل پشت صحنه و اون اتاق بغل لطفا رعایت کنید و طول اجرا صحبت نکنید، خیلی صداتون می اومد )
سلام.
ممنون تشریف آوردین
مرسی از نظراتتون
۳۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقش بیمار ۲۲۴۰۳ و مرگ برام خیلی جذاب بود با توجه به کم سن و سال بودن هنرپیشگان اجرا قوی بود نورو موزیک هم خیلی تاثیر گذار بود مخصوصا ورود مرگ به صحنه و همینطور پایان جالبی داشت که بیننده نمیدونه هنوز تموم شده نمایش یا نه ! فقط اینکه یه نکته برام گنگ موند نقش سامانتا جانسون که دنبال مرگ و آزادی بود چطور از مرگ قایم شد و خودشو اول معرفی نکرد!!! و اینکه احساس میکنم صدای هنرپیشه ها در بعضی از صحنه ها بیش از حد لزوم بود و یکم اذیت کننده بود ولی در کل نمایش خوبی بود ممنون
سلام
مرسی که تشریف آوردین
ممنون از نظراتتون.

ج.سوال: مرگ برای شخص دیگه ای ظاهر شد. و اینکه سمانتا جانسون از گذشته اش صحبت میکند، نه اکنون.
۲۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که در آن موضوع بسیار مهم و جدی مرگ دستمایه طنز قرار می‌گیرد. مرگی که با ظاهر شدن در برابر آدم اشتباهی، خود را در دردسر عظیمی می‌اندازد. او با وارد شدن به یک بیمارستان روانی در می‌یابد که بیماران آنجا باهوش‌تر از آنند که می‌پنداشته است.
نمایشنامه ترجمه کمال عبدی است و دیالوگ‌ها دلنشین و جذاب اند، و به راحتی خنده را بر لبان مخاطب می‌آورند؛ هرچند که محتوای آن می‌توانست با هرچه بیشتر فرو رفتن در درون متن و فاصله گرفتن از سطح آن، غنی‌تر باشد.
با تمام جسارت گروه بازیگران جوان برای ایفای نقش‌هایی همچون یک پارانوئید، بازی‌ها هنوز خام اند و جای پرداخت و پختگی بیشتری دارند. با این وجود، هماهنگی نسبتا راضی کننده‌ای دارند.
طراحی صحنه و لباس نمایش تا حد قابل قبولی در ساخت و پرداخت فضای آن موفق عمل کرده است.
از نکاتی که باید مورد توجه قرار می‌گرفت، ... دیدن ادامه » این است که سالن اجرا برای چنین نمایش پرحرکتی کوچک می‌نمود.
درجه کیفی نمایش: C
کارگردانی: ۶/١۰
متن: ۶/١٠
بازی‌ها: ۶/١٠
طراحی نور: ۶/١٠
طراحی لباس: ۷/١٠
طراحی صحنه: ۷/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۶/١٠
امشب به تماشای نمایش مرگ دیوانه نشستم.
وظیفه ی خودم میدونم که برای پیشرفت گروه اجرایی و عوامل نقد صادقانه بکنم.
به نظرم متن نمایشنامه کاملا خام بود. نمایش از همان ابتدا در سطح ماند و تا انتها پیشرفتی در آن حاصل نشد. نمایش های مستقل زیادی دیدم اما بازی های نمایش امشب جز ضعیف ترین بازی هایی بود که دیدم. البته که زحمت زیادی کشیده شده بود. اما به نظرم صرفا زحمت کشیدن کافی نیست. بازیگر نقش مرگ رو واقعا نمیدونستم چجوری قبول کنم. هم بد بازی کرد هم غیر قابل باور. لباس شخصیت مرگ رو اصلا دوست نداشتم. حداقل ای کاش لباس هنگام ورود شخصیت جور دیگری بود و در ادامه به این شکل تغییر میکرد. سایر لباس ها اوکی بود. گریم ها نیز از نظرم قابل قبول نبود مخصوصا شخصی که نماینده سیاهپوست ها بود. دکور کاملا نامربوط بود به همه چیز. موسیقی ها خیلی نخ نما و تکراری و نابجا بودند. ... دیدن ادامه » دیالوگ ها و لحظه هایی که قرار بود تاثیرگذار باشه اصلا در نیومده بود. نورپردازی نسبت به المان های دیگه خیلی بهتر بود. پرش های زمانی رو دوست داشتم. باعث میشد نمایش از خطی بودن بیش از حد دربیاد و از کسالت بیش از اندازه جلوگیری کرده بود.
همه ی عوامل گروه جوان بودند و امیدورم شاهد کارهای بهتری ازشون باشم.

شروع نمایش سر وقت از جمله نکات عالی امشب بود. و ممنونم که با وجود مستقل و جوان بودن گروه، بروشور تهیه شده بود. از گروه اجرایی و کارگردان محترم بابت دعوت ممنونم. همچنین رفتار جناب عبدی بسیار محترمانه و پسندیده بود
منم دیشب نمایش رو دیدم و با خیلى از نظرات شما موافقم.
۲۸ مرداد
درود جناب مجللی عزیز.
لطف دارید به من.
آقا ما درس پس میدیم.
همیشه از نقدهای شما لذت میبریم.
۰۲ شهریور
اختیار دارین آقا...
کمتر شکسته نفسی کنین :)
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سپاس فراوان از تیوال عزیز که بنده رو قابل دونست و بعنوان مهمان برای این نمایش دعوت کرد...
این نمایش را به دو شکل میتوان سنجید، مطلق و نسبی. بصورت نسبی و نسبت به سایر نمایشها باید گفت نمایش متوسطی بود. کار یجورایی شلخته بود. اتصال دیالوگ ها به هم چندان منطقی نبود (شاید هم روال دیوانه خونه همچین فضایی رو بطلبه! :) ) بعضی از بازی ها ضعیف بود اما مسئله مهم تر هم سطح نبودن بازیگرا بود. بنده هم مثل دوست دیگرمون نتونستم مضمون کاملی رو از نمایش دریافت کنم. اما اگر بطور مطلق به خود کار نگاه کنیم به نظرم تمام عوامل این اجرا که معلوم بود زحمت زیادی هم براش کشیده شده آینده خوبی دارن. جناب صادق طالع به قدری خوب نقش خودش رو بازی کرد که انتظار داشتم آخر نمایش بیان با همون روپوش سفید ببرنش! :)) بازیگر زنی که نقش مرکزی داشت بسیار بازی و اکتهای دلپذیری داشت. برعکس نظر ... دیدن ادامه » منفی که سایر دوستان در مورد "ایرانیزه" شدن کارها داشتن من بطور کامل نفی نمی کنمش. کارهایی هم بودن که ایرانیزه شدن و از نظر من بهتر از اصلش شدن یا حداقل به چشم من بیننده ایرانی بهتر رسیدن. در مورد این نمایش هم به نظرم بهتر بود این ایرانیزه شدن رخ میداد. مخصوصاً در جاهایی که حکایتهای گذشته هر یک از بازیگرا نمایش داده می شد، اگر این حکایتها عمق بیشتری داشت خیلی به تاثیر کار کمک میکرد.
سالن نمایش با اینکه کوچک بود ولی انصافاً یکی از راحت ترین سالنهایی هست که رفتم. سیستم سرمایشی مناسب، صندلی های راحت و از اون مهمتر دسته های کنار هر صندلی که اینقدر بزرگ بود که راحت می شد وسایل رو اونجا گذاشت بدون ایجاد مزاحمت برای اطرافیان.
سلام بر شما
مرسی تشریف آوردین
ممنون بابت همه نظراتتون دوست عزیز
انشاءالله کارهای بعدی با اجراهای بهتر درخدمتتون باشیم.
۲۶ مرداد
درود بر شما و ممنون از میزبانیتون. امیدوارم کارهای موفق تری از شما ببینیم و لذتش رو ببریم. :)
۲۶ مرداد
سلامت باشید
حتما
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو به دعوت تیوال عزیز به شکل مهمان تماشا کردم.
ضمن سپاس دوست دارم نظراتم رو بگم و امیدوارم مفید باشه:
نمایشنامه جذاب بود و ترجمه قابل قبول بود و خوشبختانه به اصطلاح ایرانیزه نشده بود.
و اما اجرا... من معتقدم هر اجرایی رو باید در ظرف خودش سنجید و نظر داد، پس ترجیح می دم با توجه به این که کارگردان و بازیگران عزیز بسیار جوان و کم تجربه هستند، اصلاًسخت نگیرم:
حرکات بازیگران و کاراکترهاشون خوب طراحی شده بود و از این که بین پرده ها، بچه ها حرکات خاص کاراکترشون رو توی تاریکی هم حفظ می کردند خیلی لذت بردم... (من در سالن های آنچنانی از کارگردان های نامدار نمایش هایی دیده ام که سوپر استار هنوز از صحنه خارج نشده داشته شلنگ تخته می انداخته، چه برسه به بین پرده ها، توی تاریکی! :))) )
دکور با وجود سادگی در خدمت بازیگران بود. نورپردازی بدک نبود. موزیک های ... دیدن ادامه » انتخاب شده به دلم ننشستند و ای کاش روشون بیشتر وقت صرف می شد. در ضمن صدا در سالن خیلی بلند پخش می شد و کمی آزارنده بود.گریم و لباس ها کاملاً قابل قبول بودند.
از بین بچه ها به نظرم شماره های 399 و 400 و 401 خوش آتیه هستند. بقیه هنوز باید روی اکت و بیانشون حسابی کار کنند.
بزرگترین نقطه ضعف کار به نظرم بازیگر نقش مرگ بود. این جوان عزیز و دوست داشتنی نه حس خوبی گرفت و نه بیان قوی داشت و کاملاً نابازیگر به نظر می اومد. هنوز خیلی جای تمرین داره.
بعد از تماشای نمایش با خودم فکر کردم با این نمایشنامه بامزه و تمیز و با این همه ذوق و انرژی بچه ها، کاش آقای عبدی می تونست برای نقش مرگ از یک بازیگر با تجربه جلبِ حمایت کنه که هم برای این جوان ها لذت یک همکاری با ارزش رقم بخوره و هم کار از قالب دانشجویی در بیاد. در اون صورت به گمونم اجرا حرف برای گفتن پیدا می کرد. هنوز هم این پیشنهادم پابرجاست.
در انتها امیدوارم همه تون رو در روزهایی نه چندان دور، خیلی حرفه ای و درخشان بارها روی صحنه ببینم.
سلام و درود فراوان.
ممنون که تشریف آوردین.
مرسی واقعا واسه نظراتتون. انشاءالله با اجراهای بهتر هم در خدمتتون باشیم.

۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به عنوان یک تماشاگر باید بگم کار دارای ضعف های خیلی زیادی بود. از متن گرفته تا بازی غالب بازیگرها. من به تنهای احساس کردم هم وقتم هم پول بلیطم رو جای درستی هزینه نکردم. الیته این حرف به معنی نادیده گرفتن زحمت عوامل نیست. ببخشید بدون تعارف حرفم رو زدم. خیلی دلم می خواد آقای عبدی بیان حداقل به من توضیح بدن این نمایش چه حرفی داشت ؟ هرچی دنبال مضمون گشتم چیزی دستم نیومد. شاید هم من بدفهم بودم . خیلی جاها هم ازبس با عجله دیالوگا گفته می شد از متن عقب می موندم.
سلام و درود فراوان!
ممنون که تشریف آوردین.
من حتما درخدمتتون هستم.
کاش ضعفهامونو واضحتر بفرمایید که بتونیم استفاده کنیم از نظرتون.
۲۶ مرداد
فک نمی کنم از این واضح تر می شد بیان کرد.
۲۶ مرداد
منظورم نظرتون راجع به تکنیکهای استفاده شده در تصویرسازی، طراحیها،ترکیب بندی، ریتم، پرداخت کاراکتر، طراحی حرکات، نور، موسیقی، ارتباط بازیگران با همدیگه و با تماشاچی، .... و از این قبیل هستش. دوست دارم مشخصتر بفرمایید. سراپا گوشم.
کجای کار بیشتر ضعیف ... دیدن ادامه » به نظر میرسید؟
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار قوی بود. طراحی حرکت‌ها فوق العاده بود. بازیها و ترجمه بسیار خوب. ارتباط بازیگرها با یکدیگر و هماهنگی بازیگر نقش مرگ با سایر بازیگرها بسیار حساب شده و بی نقص بود. نگران بودم که شوخیهای کار بیش از حد باشد یا خیلی ایرانیزه شده باشد که اصلن این اتفاق نیافتاد و طنز بسیار جذابی داشت که بارها من را به خنده وا داشت. پایان کار و آن تکه از بمرانی بسیار دلچسب بود. خسته نباشید به همه عوامل.

پ ن: از مسوول روابط عمومی که لطف کردند و برای بلیط هماهنگ کردند بسیار متشکرم.
پ ن: سالن بسیار گرم بود و اگر کار طولانی تر بود گریم بازیگرها آب شده و ما هم ایضا!
سلام و درود!
بسیار ممنون از نظراتتون.
خوشحالیم کار رو دوست داشتین.

بابت گرما و مشکل سالن متاسفم؛ انشاءالله کارهای بعدی از خجالتتون درمیایم.
۲۵ مرداد
خواهش میکنم خانم، وظیفه بود.
خوشحالم که کارو دوست داشتین و از تماشای نمایش لذت بردین.
۲۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار رو دیدم... در مورد بازی ها، بازی نیمی از بازیگران برای من لذت‌بخش بود.. چیزی که بنظر من آسیب جدی کار محسوب میشد، ورود تماشاگران به سالن تا حتی نیم ساعت بعد از شروع اجرا بود (در روزی که من اجرا رو دیدم البته..) و نکته بعدی که میتونم بگم این بود که بنظرم فضای سالن اجرا برای این کار کمی کوچک بود... دو سه قسمت چند دقیقه ایِ کوتاه از این اجرا برام جالب و لذت‌بخش بود..ممنونم
در انتها خسته‌نباشید میگم به گروه مرگ دیوانه و با آرزوی موفقیت روز افزون...
سپاس
بابت عدم هماهنگی و کم و کاستیها عذر خواهی ما رو بپذیرید. امیدوارم در کارهای بعدی از شرمندگیتون دربیایم.
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با عرض خسته نباشید خدمت بازیگران و کارگردان نمایش،
باید بگم که در بهترین حالت ممکن این نمایش میتونه تمرینی برای اعضای گروه نمایش باشه برای آشنایی با نقاط ضعف و قوت خودشون و تلاش در جهت بهتر شدن
تهویه ی صحنه ی نمایش تماشاخانه ی مهرگان بسیار نامناسب بود
رفت و آمد تماشاچی ها در لحظات اولیه نمایش همچنان ادامه داشت
صحنه ی نمایش برای اجرای فیزیکالی به این شکل و با این تعداد بازیگر کوچک بود
در ابتدای نمایش و چند دقیقه ی آغازی در حرکات بازیگران و سرعت انجام دادن این حرکات مقداری افراط حس میشد
محتوای نمایشنامه در سطح مانده بود و درونی نشده بود
.....
در پایان برای گروه اجراکننده ی نمایش مرگ دیوانه آرزوی صبر و پشتکار بیشتر دارم و امیدوارم در آینده شاهد اجراهای بهتری از اعضای این گروه باشیم
ممنون و سپاسگذار از نظرتون!

از کار افتادن تهویه سالن مهرگان، امشب کیفیت نمایش ما رو به پایینترین حد ممکن رسوند و مخاطبین رو هم آزار داد.
ممنون که شرایط رو تحمل کردین. بابت کم و کاستیها عذرخواهی میکنم. انشاءالله توی کارهای بعدی از خجالتتون درمیایم
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احتمالاً حافظه‌های قوی در اولین برخورد با صحنه‌ی این تئاتر -یعنی مواجهه با گروهی از دیوانگان- فوراً به یاد تئاتر ها، داستان‌ها یا فیلم‌های مشابهی که درباره دیوانه‌ها دیدن میفتن. اما با شروع تئاتر خیلی زود قانع خواهید شد که به هیچ وجه پای الهام‌گیری، کپی و تقلید در کار نیست و داستان قراره غیرمنتظره پیش‌بره.

** خطر اسپویلر **

حتی وقتی «مرگ» وارد صحنه می‌شه، یه کارکتر جدید ازش میبینید. کسی که نه به نقش‌های کلیشه‌ای مرگ در فضاهای جدی‌تر و درام شباهت بیش‌ از اندازه داره نه به نمونه‌های مربوط به عرصه‌های طنز.

به نظرم قسمت پایانی داستان دچار مشکل بخصوصی بود: روند احساساتی شدن و وا دادن مرگ منطقیه و خوب روایت شده اما خیلی سریع این اتفاق میفته. با کمی پرداختِ بیشتر شاید میشد پایان ایده‌آل‌تری براش رقم‌زد.

بازیگر‌ها خوب بودند.
از کارگردان ... دیدن ادامه » تشکر می‌کنم.
کمی از اینکه نظارتی روی ترتیب نشستن ها و شماره صندلی ها نبود ناراحت شدم. ناچار شدم گوشه بشینم درحالیکه صندلی وسط رو رزرو کرده بودم.
نهایتاً از همه اعضای گروه تشکر می‌کنم، لذت بردم.
سلام و درود
ممنون از نظرات دقیقتون.

راجع به قضیه صندلی هم عذرخواهی میکنم. پیش فرض اینه که همه رو صندلی رزرو شده بشینن. ولی این که اینطوری شده رو پیگیری میکنیم که دیگه پیش نیاد.
درود بر شما
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید