همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش دیر راهبان
S3 : 10:47:19
امکان خرید پایان یافته
  ۲۱ خرداد تا ۲۲ تیر ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: فرایرا دکاسترو
: اسدالله امرایی
: کیومرث مرادی
: (به ترتیب الفبا) رضا داودوندی، حمیدرضا رفاهی، هامون سیدی، سلمان صالحی، پانته‌آ قدیریان، محمد مسگری، میلاد معیری، محسن نوری و محمد ولی‌زادگان
: کمپانی تیاتر امید ایران- پادمآرت

: محمد چرمشیر، فرهاد مهندس‌پور

: سیامک احصایی
: آیدین الفت
: گلناز گلشن
: ماریا حاجیها
: سینا افشار
: ساینا قادری
: آوا فیاض
: مهدی شهریاری

گروه کارگردانی
: سینا راستگو
: علی شاهانی
: کیهان پرچمی
: رامتین ناهید
: سهراب کرم‌رودی
: پانیذ پرویز
: استودیو نوای شهر پارسیان
: شرکت شهر صدای پارسیان

خلاصه داستان: در جنگ جهانی دوم پدرِ مافوق که یک دیر را رهبری می‌کند،از ترس حمله‌ی هواپیماهای آلمانی تصمیم می‌گیرد تا جمله‌ی «اینجا یک دیر است» را روی سقف دیر بنویسد و ...

 

توجه: فروش اینترنتی بلیت هرروز ساعت ۱۵ برای سانس همان روز بسته می‌شود، پس از این ساعت برای تهیه بلیت به گیشه مجموعه تیاترشهر مراجعه نمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش دیر راهبان / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «دیر راهبان» تمدید شد

» آیا باید با تئاتر تعقل و تفکر خداحافظی کرد؟

» حمید امجد «دیر راهبان» را افتتاح می‌کند

» اجرای عکاسان نمایش «دیر راهبان» برگزار می‌شود

» سیامک احصایی و گلناز گلشن به تازه‌ترین نمایش کیومرث مرادی پیوستند

» کیومرث مرادی «دیر راهبان» را به صحنه می‌برد

» کیومرث مرادی پس از شش سال به تئاتر شهر باز می‌گردد

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چند سال پیش اجرای فرهاد مهندس پور از دیر راهبان را دیده و بسیار لذت برده بودم به نظرم متن بسیار خوبی داشت و در عین سادگی داستان، به شدت عمیق بود. بنابراین از تماشای دوباره ی آن، آنهم به کارگردانی کیومرث مرادی پس از چند سال دوری از صحنه استقبال کردم. بازیها اغلب خوب و قابل قبول بود، می توانست در یکی دو مورد بازیها بهتر باشد اما همین اقدام جناب مرادی برای استفاده از بازیگران ناشناخته و غیر ستاره ( برخلاف جریان حال حاضر تئاتر) بسیار ستودنی بوده و بر شرافت و دلنشینی اجرا افزوده بود. طراحی صحنه و لباس خوب، پخش صدای با کیفیت، متن تفکر برانگیز و عمیق، کاربرد نشانه های معنادار بصری و کلامی، میزانسن های کلاسیک درست و به دور از اغراق و خودنمایی و در نهایت پیام اخلاقی و اندیشمندانه ی نمایش، همه و همه باعث شد تا یک تئاتر واقعی و تاثیرگذار رو شاهد باشم. بعد از ... دیدن ادامه » دیدن اینهمه نمایش های بی محتوا که در سالنهای خصوصی و معتبر صرفا با استفاده از بازیگران چهره قصد جذب مخاطب را دارند و چیزی فراتر از ادا و شوآف نیستند، تماشای این نمایش بسیار به دلم نشست. خسته نباشید میگم به گروه اجرایی و خصوصا به جناب مرادی عزیز. موفق و پیروز باشید. به امید تداوم این نوع از نمایشها که با برانگیختن تفکر و تعقل به جنس تئاتر نزدیکتر و وفادارترند.
نمایش دیر راهبان را به تماشا نشستم
در هنگام ورود موسقی وهم آلود و حرکت خطی کشیش ها در صحنه نشان از یک ایدئولوژی واحد در بین آنها بود.با شروع نمایش طراحی زیبا و چشم نواز صحنه مجذوبم کرد که در ادامه این طراحی با تنوع و استفاده صحیح کارگردان از ابزار و ادوات صحنه باعث شد تا پایان نمایش این طراحی همچنان زیبا و چشم نواز بماند.استفاده صحیح و مسحور کننده از موسیقی و مهندسی صدا در هر لحظه از نمایش باعث غافلگیری و جذابیت هرچه تمام تر نمایش شد.در این میان بازی بازیگران نیز قابل قبول و پیش برنده بود در میان بازیگران محسن نوری در نقش کشیش اعظم از تمامی بازیگران یک سر و گردن بالاتر بود و بسیار راحت و روان در صحنه می درخشید تنها مطلبی که در بازی برخی از بازیگران باعث آزارم شد صداسازی غلط بود که در بازی شخصیتی که نقش یک ولگرد مشروب خوار را بازی میکرد بیشتر دیده ... دیدن ادامه » میشد بیرون میزد .
در مجموع با نمایشی یکدست ، با طراحی فوق العاده مواجه شدم که نشان از هوش و نبوغ استاد کیومرث مرادی است.
بهترین هارو برای گروه اجرایی آرزومندم
به نظر من کار در مقایسه با نامه های عاشقانه از خاورمیانه و افسون معبد سوخته واقعا مینیمم انتظارات من رو از سبک کارهای اقای مرادی هم براورده نکرد....
اپیزودهای از هم گسیخته و نا همگون و بی تناسب یکی پس از دیگری...
موضوع بسیار عالی بود عجیب ناشیانه و بدقواره بهش پرداخته شده بود! من واقعا تعجب کردم اصلا انتظار کار به این شکل رو از اقای مرادی نداشتم.....
امیدواریم کارهای بعدی این گروه بیشتر به سلیقه شما نزدیک باشد.
۱۷ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیامی که نمایش در بطن خودش داشت خیلی خوب بود
ولی به شخصه دوست داشتم دیالوگ ها یه کم ساده تر باشه
اینکه دیالوگ های سنگین بنویسیم دلیل خاص بودن نمایش نیست
من این مشکل رو در اجرای هملت هم داشتم... گاهی واقعا متوجه نمیشدم چی میخواد بگه
دو کار قبلی آقای مرادی (افسون معبد سوخته و نامه های عاشقان)بی نهایت برام دل نشین بود ولی با هملت و دیر راهبان اونجور که توقع داشتم نتونستم ارتباط بر قرار کنم
بعضا بازی ها خوب بودن و طراحی صحنه و صداگذاری و موسیقی هم راضی کننده بود

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
من دیشب این اجرا رو دیدم
به نظر من اجرای بسیار خوبی بود بازیها فوق العاده بودن، طنز تلخ متن عالی و بسیار خوب بیان میشدن!
و بشخصه فکر میکردم از حوصله من خارج باشد به علت موضوع خاص مذهبی نمایش، اما کاملا برعکس بسیار به من چسبید.
خسته نباشید دوستان
پیشنهاد میکنم ببینید این کار رو.
تئاتر دیر راهبان به کارگردانی کیومرث مرادی ارزش دیدن دارد.
کیومرث مرادی را از تئاتر افسون معبد سوخته میشناسم.او بلد است تماشاگر را با دکور،صداسازی،نورپردازی و موسیقی عالی درگیر متن کند.شاید در ظاهر داستانی ساده را بیان میکند.حاکمان تشنه ی قدرت که به نام دین بشر را تنها میگذارند و مردم را فدای خودخواهی خود میکنند.اما باطن این قصه ی تکراری تمام روزها و شبهای مردم این کره ی خاکی را به کابوسی طولانی تبدیل کرده.تا قدرت هست تشنگی رسیدن به آن هست.حتی اگر میانه ی راه شک کنند،باز نهایت زیر پرچم حاکمیت و دین،مردم را فدا میکنند.داستان دیر راهبان،داستان کفشها بود.صدای موش هایی بود که تمام دیر را گرفته بود و تماشاگر حس میکرد درست زیر پای اوست.کفشهایی که آویزان بودند و آسمانی شده بودند،کفش سربازانی که به جنگ هیتلر رفته بودند.و کفش هایی که زمینیان به تن کرده ... دیدن ادامه » بودند و از آن دست نمیکشیدند.کفش پدر دیر به پایش تنگ بود،اصلا برای او نبود و شاید رنگ قرمز آن،کوچکی اش و خوابهای مکرر راهب دلگیر،نشانه ی آن بود که کفشها متعلق به پای زنی هست که عشق را معنا میدهد.میان این جنگ نابرابر اخلاق،تنها راهبی پیروز میدان بود که بی کفش و بی ردا از صحنه خارج شد و شاید به جمع قربانیان جنگ پیوست.این تئاتر ارزش دیدن دارد،شک نکنید.
سرورمان مسیح گفت اگر خیانت نبود، صلیب هم نبود
شاید شالوده اصلی نمایش دیر راهبان همین جمله مسیح بود. اوضاع زمانه محصول کنش و واکنش اهل زمانه است.
وقتی هر کدام از ما مبتلا به دروغ، خیانت، تجاوز، ریاکاری، فریب، جهل، خودشیفتگی و هزار و یک مرض ناجور باشیم، هیچ توجیهی برای شکایت از روزگار باقی نمی ماند.
نمایش دیر راهبان را دوست داشتم، چون لااقل من یکی را به شدت به فکر فرو برد. تبریک میگم به گروه درخشانش و امیدوارم در آینده هم کارهای درخور توجهی از این دوستان روی صحنه نمایش ببینم.
سپاس فراوان از حضور پرمهرتون
۱۰ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام.
دلخوش بودم به تخفیف تیوال پلاسم که با تمدید نمایش برداشتیدش.
ممنون که برای برنامه ریزی ادمها اصلا ارزشی قائل نیستید!!!!!!!!!!!
درود بر شما
این نمایش در روزهای ۵ تا ۸ تیر شامل ۵۰٪ تخفیف تیوال‌پلاس بوده، در تلاشیم تا مجددا این امکان را فراهم بیاوریم.
با سپاس
۱۰ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک داستان کلیشه ای با شعارهای نخ نما که با قدرت اجرا شده. هملت تهران هم پتانسیل بالایی داشت ولی نتیجه خاصی نداشت. اما هر دو کار جالب بودن و نکات قابل توجه خودشون رو داشتند.
خسته نباشید.
سپاس از حضورتون
۰۹ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه صدا نورپردازی لباس موزیک و بازیها خیلی خوب بودن ولی نمایش به نظرم فقط همون خلاصه ی عنوان شده بود بهمراه گفتگوهای دیالوگ وار و خوش آهنگ که نظایرش رو بارها دیدیم و شنیدیم به شخصه ایده بکار گیری کلمات فارسی رو هم دوست نداشتم چون با متن همسوئی یی ازش من تشخیض ندادم دست کم

عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت تمام عوامل کار

5/5 از 10
روز یکشنبه به تماشای این اجرای بی نظیر نشستم. تئاتری که به قول استاد مرادی ، تئاتر تفکر و تعقل بود. اجرای بی نظیری که طراحی صحنه چشمگیر آقای احصایی تماشاگر رامجذوب و میخکوب اجرا می کرد. متن و دیالوگهایی که ذهن درگیر می کرد و ذهن و روح به زمان جنگ جهانی و حمله آلمانها می برد.
از بازیگران و همه عوامل حرفه ای و عزیز این اجرا به خصوص استاد مرادی تشکر فراوان می کنم و خواهش می کنم دیدن اجرای بی نظیر رااز دست ندید.
تشکر بابت حضور پر از مهرتون
۰۷ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب در سانس ویژه به تماشای این نمایش نشَستم، صندلی های ناراحت سالن چهارسو تا آخر نمایش من را آزار داد اما خود ِ نمایش فوق العاده بود. نورپردازی، افکت های صدا، بازی بازیگران میزانسی که با تغییرات کوچک پویا میشد و از یکنواختی بیرون می آمد، همه و همه در کنار یکدیگر ترکیبی بی نظیر خلق کرده بودند مثل همیشه دیدن کیومرث مرادی پس از اجرا باعث می شود به یاد بیاورم که این هنرمند چقدر به هنر خود متعهد است و این باعث دلگرمیست ...
اما در مورد نمایش هنوز چیزهایی هست که قابل تامل اند:
حضور دائمی موش ها (صدایشان) در نمایش ، موش هایی که انگار دیر راهبان را از پایه جویده اند، اعتقادی که سست شده است، دِیری (جامعه؟) که رو به انحطاط و افول خواهد رفت.
شاید این موش های قلدر که پنیرها را غارت کرده اند بدون آنکه در تله بیفتند ، نماد سربازان ارتش آلمان باشد... نمیدانم...
با ... دیدن ادامه » توجه به اینکه دکاسترو در داستانهای دیگرش یعنی A Selva (جنگل) نیز به سیستم طبقاتی پرداخته است، اشارات و تفاوت هایی که بین کارکنان کارخانه و افراد دیر بیان می شود معنای بیشتری می یابند و صحنه ای از نمایش که صاحب کارخانه از حقیقت سربازها و خانواده هایشان به پدر که آسوده در دیر خود قرار گرفته می گوید.
لازم به ذکر نیست که ارجاعات این نمایش خیلی هوشمندانه به جامعه خودمان نیز رهنمون می گردند.
شخصیت های داستان در واقع شخصیت نیستند (به جز پدر اصلی) بلکه تیپ هستند، فردی مزور، فردی اسیر وسوسه که خودداری برایش بسیار دشوار است، فردی که اعتقادش متزلزل شده.
اما مهمترین نکته کفش ها هستند ... این کفش ها در این ابعاد و رنگ های متفاوت که هرچه جلوتر می رویم بیشتر می شوند، کفش ها ، آن پوتین هایی که آویزان هستند نماد چیست؟ ارجاعات مختلف و متفاوتی به کفش ها می شود که نمیتوانم درکشان کنم ، این کفش ها استعاره از زندگی هستند؟ نمی دانم... این استعاره کفش را نمیفهمم و از شما میخواهم اگر متوجه شده اید ، تفسیر بفرمایید.
دیر راهبان رو ببینید و سوای لذت بردن از متنی عالی و پر جزئیات وارد جهان کارگردانی کیومرث مرادی بشید....جایی که میزانسن ها شما رو شگفت زده می کنه...طراحی و میکس صدا و موسیقی در بالاترین حد خودش قرار داره....طراحی نور و اساسا نورپردازی ، قاب های زیبا، متفاوت و کاربردی ای به شما عرضه می کنه(که از تخصص های کارگردانه)....طراحی صحنه سیامک احصایی که بسیار به کار کمک کرده و در آخر حضور و تلاش بازیگران کار که آینده تئاتر ایران هستند که در عین جوانی پختگی رو در بازی هاشون میشه حس کرد و بسیار سخت کوش و پر تلاش هستند و بعضی از بازی ها شما رو به وجد میارن.
تماشای این نمایش رو توصیه می کنم....ببینید و لذت ببرید.
این کار متن و طراحی صحنه و لباس خیلی خوبی داشت ، صدا پردازی هم خیلی ظریف و خوب بود ، بازی پدر ما فوق رو هم باور پذیر دیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیر راهبان ؛"خلاقیت ِگمشده، تجربه ی جامانده"

درچند سال گذشته آثار قابل توجهی چه در انتخاب متن و چه کارگردانی و اجرا، از کیومرث مرادی برصحنه ی تئاتر شاهد بودیم
شکلک و افسون معبد سوخته، از موفق ترین‌ها و نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه، هملت-تهران ۲۰۱۷ و چند مدیریت پرژوه ی مشترک با گروه های خارجی در طی دوسال اخیر، باعث می شود که پس از ۶سال دوری از یکی از مهمترین سالن های تئاتر، انتظار اجرایی را داشته باشیم که با آن پیشینه، یک سروگردن بالاتر ازتجربه های قبلی باشد یا حداقل در اجرا یا متن، حرف تازه ای برای گفتن …
دیرراهبان، نوشته ی فریرا دو کاسترو ِپاراگوئه ایی، رمانی با دو ترجمه از احمد میرعلایی و بعد از آن اسدالله امرایی منتشر شده که توسط محمد چرمشیر و فرهاد مهندس پور برای صحنه ی تاتر بازخوانی و آماده ی اجرا شده است. در سالیان گذشته(۱۳۸۰) این تئاتر با کارگردانی فرهاد مهندس پور با گروه بازیگری بسیار حرفه ای به اجرا درآمد که یکی از اجراهای موفق و قوی ِصحنه ای بوده است ..
اینکه امروز کیومرث مرادی، دست به انتخاب این متن با گروه بازیگری جوانی زده است بجز آنکه می تواند دست‌گرمی برای تولیدی تازه نه الزاما قوی و درخشان، از کمپانی تئاتر امید باشد، دلیل دیگری به نظر نمی رسد .چرا که در اجرا شاهد ِرخدادی نو و یا تبحری در پرداخت ِموضوعی که بارها دستاویز ِنویسندگان و کارگردانان بدلیل حساسیتش شده،نیستیم. نه خلاقیت ِویژه ای و نه انتقال ِقوی وقایع و یا حسی که مخاطب را درگیر خود کند..
متن تمرکزی بر نقد دیدگاه های دینی و اندیشه ی انسان معاصر از سویی و از سوی دیگر جهت گیری مسیحیت نسبت به سیاست دارد..و انتخابی که باید متکی بر وجدان باشد یا دستورات ِدینی … دوکاسترو با ظرافت دست بر مرزی از حدود مذهب می گذارد که از وجدان واخلاق جدا می شود ومنفعتی را پیش می کشد که عملا بی طرفانه نیست، دراین میان تردید و شک در تصمیم گیری ِپدر مقدس یا مسئول دیرنیز، سست بودن تصمیمات و جانبداری کلیسا را از سیاست های خصمانه و زیر سوال بردن ِایمان و دین مداری را، عملا نشان می دهد.
اگرچه چنین موضوعیتی دراواسط قرن بیستم با گشایش فضای باز گفتمان ونقد مذهب، درخور توجه و ستایش ست اما استفاده ی مکرر ازآن در زمان حال، کمی منسوخ شده به نظر می رسد .. دیالوگ ها، چیزی اضافه تر از متن های دیگری که پیش ازاین باموضوعی مشترک به اجراهای موفق درآمده اند،ندارد ولو اینکه مستقیم تر به مسیح و خدا بتازد اما بااین حال حتی نمی تواند در اجرا، قدرتمندانه ظاهر شود و ماهیت ِتردید و عمق نفوذ تحولات درونی افراد و سختی ِتصمیم گیری را منتقل کند.

دیالوگ ها، در باور ِبازیگران، بار نداده است تا آنچه بیان می شود بتواند مخاطب را از سردرگمی شناخت و نقش هرکدام در کلیت داستان،نجات دهد. عناصر متنوعی برای درآمیختگی ِخلاقیت و مفاهیم وجود ندارد وهمین دلیلی می شود که مدخل کشف ِمخاطب گشوده نشود.
بجز دکور حرفه ایی و فضاساز صحنه، بازی خوب اما کلیشه شده ی محسن نوری و نورپردازی ِکارکردی، سایر ِعناصر از سطح متوسطی برخوردارست که همچنان پرسش ِاولیه را در ذهن پررنگ تر، بی پاسخ می گذارد …دیر راهبان، نمایشی در اندازه های کیومرث مرادی نیست حتی برای کارگردانی نیمه حرفه ای نیز کم و” در نیامده” است ..
دیر راهبان، نه در هجمه ی تناقضات ِفکری و نظری مخاطب را به ساحل ِامنی می رساند ونه او را با موقعیتی خاص _علی رغم محوریت متن براین اساس_ مواجه می کند تا زمانی که از سالن تئاتر خارج می شود احساس لذت و تفکر کند .
دیر راهبان،نمایشی ۶۰دقیقه ای ست که بیش از آنکه صدای ِانسان امروز و دغدغه هایش ازآن شنیده شود، زنگ مکرر ناقوس شنیده می شود.
با آرزوی موفقیت برای کارگردان ِخلاق شکلک و افسون معبد سوخته، بی صبرانه درانتظار اجرایی شاهکار ازاو هستیم .

نیلوفرثانی
گروه ... دیدن ادامه » نقد هنرنت
۲۲خرداد۹۷
https://www.honarnet.com/news/863
خواهش میکنم دوست من ... بلههه حیف برای تئاتر عزیزما رقیب پیدا شده :))
دیر راهبان بی شک اثر درخوری ست اما همونطور که درمتنم نوشتم در قیاس با اجراهای خوب ِپیشین ، چندان نتوانسته موفق عمل کند .
ممنون ازشما که وقت وحوصله میذارید و همراهی می کنید .
۳۰ خرداد ۱۳۹۷
سلام نیلوفر جان چقدر خوب توصیف کردین آنچه دیدین . من هم نظرات شما را قبول دارم و به نظرم تاریخ گذشته آمد و توصیفی که ساده برای دیگران کردم این بود که گویا رقیق کرده باشند غذایی رو یا اصطلاح عامیانه : آب درش بستن .
۲۶ تیر ۱۳۹۷
درود شیدا جان .. ممنونم از نظروهمراهیتون ... و خوشحالم که اتفاق نظر داریم .. به امید اجراهای جذاب تر و عمیق تر از گروه تاتر امید باشیم
۲۶ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هم متن رو خیلی دوست داشتم هم اجرا رو، شاید دوباره هم رفتم، اینجور متن ها نکته زیاد دارن و باید به لایه های پایین تر هم رسید..
ممنون که تشریف آوردید
۲۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو دیدم و به نظر میشد بهتر از اینها بازی بشه. دیالوکها می تونستند قدرتمندتر بیان بشن و لحن ها قوی تر . انتخاب بازیگران هم جالب نبود . خود نمایشنامه و تم قوی هستند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.امروز نمایش رو دیدم.من کارهای آقای مرادی رو از نامه های عاشقانه به بعد دنبال می کنم.کار خوبی بود و به شخصه با متن و موضوعش ارتباط برقرار کردم.ریتم کار هم خیلی خوب بود.برعکس نمایش هملت، تهران ۲۰۱۷ که زیاد راضی نبودم.خسته نباشید
سلام و عرض ادب خدمت دوستان بویژه جناب آقای مرادی
من متاسفانه چند تا کار آقای مرادی ندیدم از جمله شکلک...
............................................................................
انتخاب سالن چارسو برای این نمایش بسیار خوب بود...// شاید اگر نامه های عاشقانه ای از خاورمیانه هم اینجا اجرا می رفت بهتر بود...
کار یکدست بود نسبتاً ...// بازی ها خوب بود نسبتاً...
استفاده مناسبی از دکور برای اجرای نمایش شده بود...
به ندرت پرده ای طولانی بود و ریتم کار خوب حفظ شده بود..
میزانسن ها دقیق بود...
نمی دانم آقای مرادی چیزی به نمایشنامه اضافه کرده یا نه ...// ولی دیالوگ های کمدی بین مرد عقب افتاده و دیگر بازیگران خیلی خوب بود و دقیق...
ولی ایراداتی هم داشت...
کشیش اعظم گاهی صدایش خوب به گوش نمی رسید با اینکه ردیف اول وسط کنار آقای معظر نشسته بودم....
بازینقش جورج خوب بود ولی صدایش خوب نبود...// به بیان دیگر صدایش تئاتری نبود ...// می خواهم مقایسه کنم
فریاد زدن جرج را با فریاد زدن پیام دهکردی در نقش ابلوموف ...
در یک پرده بی دلیل جرج هیجان زده از صحنه خارج میشه....
...........................................................................................
چیزهایی ... دیدن ادامه » که دوست نداشتم: پرتاب قاشق و چنگال توسط کشیش اعظم و جمع آوری توسط جرج
به نظرم یک همچین میزانسنی با توجه به اینکه یکبار میز غذا و ان همه امکانات میز غذا وجود داشت
هم از دست رفت و هم بی معنی بود..../// می شد با میزانسن دیگری خیلی بهتر عمل کرد...
بقیه موارد جزئی دیگر را نمی نویسم چون نمی خواهم خوانندگان مزه دیدن تئاتر خراب بشه....
..............................................................................................................................................
در نهایت بازی ها خوب بود ولی درخشان نبود...
طراحی صحنه و دکور خوب بود...
میزانسن ها خوب بود و در بعضی موارد درخشان بود...
ریتم کارخوب و منطقی بود در 90% مواقع...// به خصوص فاصله پرده ها...
کیومرث مرادی خلاقانه دکورش را در بین پردها عوض می کرد...
..............................................................................................................
کیومرث مرادی کارگردانی با سواد و کاربلد هست...
خلاقانه میزانسن می چیند و از تمامی جز های دکور استفاده می کند...
در بعضی از موارد خیلی وسواس به خرج می دهد....
بازی بازیگرانش هم خوب است و متوسط.../// کم اتفاق می افتد بازیگرانش درخشان بازی کنند مثل هانا کامکار در (.... خاورمیانه)
.............................................................................................................
من جز طرفداران پروپا قرص کیومرث مرادی هستم .../// کارهایش را ندید می خرم.../// واگر خوشانس باشم که در ردیف جلو بشینم و کار خوب باشد شاید در یک دوره چندبار ببینم... ولذت ببرم...
کیومرث مرادی کار ضعیف نداره و کارهایی که من ازش دیدم در بدترین حالت متوسط بود... // و کارهاش یا خوبه یا خیلی خوبه...
من این تئاتر را به مخاطبان عام و تئاتر ببین های حرفه ای، علاقه مندان به تئاتر و حرفه ای های تئاتر پیشنهاد می کنم و
امیدوارم مثل من از دیدن این کار لذت ببرند...



درود بر شما.
۲۷ خرداد ۱۳۹۷
جناب فرامینی عزیز از لطفتان سپاسگزارم.
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیگم حرفی برای گفتن نداشت فقط میخوام بدونید نمایش بسیار متوسطی رو شاهد خواهید بود.