تیوال نمایش گرگ ها
S2 : 08:48:58
خرید بلیت
۵۰,۰۰۰ تومان
از ٪۲۰ تا ٪۳۰ تخفیف
  ۰۴ شهریور تا ۰۱ مهر
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: سارا دِلَپ
: مهناز کیومرثی
: دانیال خجسته
: (به ترتیب شماره پیراهن) سمانه نوراللهی (۰۰)، نیوشا نادری (۲)، ندا جبرئیلی (۷)، تینا پیرویسیان (۸)، مائده ایرجی راد (۱۱)، کاملیا حق‌وردیان (۱۳)، پگاه ابراهیمی (۱۴)، گل‌آرا مقدسی (۲۵)، کیمیا شهریه (۴۶)

: المیرا شمشیری
: دانیال خجسته، حامد ستاری
: مریم نور‌محمدی
: فرشاد فزونی
: سامان مه آبادی
: هانیه شعبانی، نسرین کمالی روستا
: محمدرضا رحمتی
: دانیال خجسته، کاملیا حق وردیان
: ناهید ریحانی
: استودیو مشق (حامد حکیمی، مسعود جزنی، امیرحسام میرصادقی)
: کیارش مسیبی
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک
: محمدرضا فرشاد، متین افشار
: دپارتمان هنرهای نمایشی سفیر گفتمان

توجه: این نمایش به دو زبان فارسی و انگلیسی به روی صحنه می رود. روزهای یکشنبه و دوشنبه اجرا به زبان انگلیسی و در دیگر روزها فارسی است.

این نمایش سه سویه بوده و باکس وسط هیچ ارجحیتی نسبت به باکس های جانبی ندارد.

شماره تماس جهت هماهنگی: ٠٩٣٥٥٦٢٩٨٢٢

تیم دختران دبیرستانی فوتبال سالنی گرگ ها، خود را برای بازی های انتخابی دانشگاه به امید بورسیه شدن آماده می کنند تا اینکه غریبه ای از راه می رسد و گرگ ها فصل را در شرایط پیچیده ای به پایان می برند.

اخبار وابسته

» اجرای ویژه نمایش گرگ ها به زبان فارسی در روز شنبه ٢٣ شهریور

» اجرای ویژه نمایش گرگ ها در روز شنبه

» پوستر انگلیسى و فارسى نمایش «گرگ ها» به طراحی حامد حکیمی رونمایی شد.

» هجوم «گرگ ها» به تالار حافظ

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ایران تئاتر، کیارش وفایی: شرایط اکنون جهان و انسان‌ها بعنوان دو مولفه مهم هستی همیشه راهکاری برای تقابل و یا مساعدت به شمار می‌آیند. عنوان‌هایی که دگرگونی‌ها و دغدغه‌ها بر اساس باورهای آنها شکل می‎گیرند و سپس بعنوان محرک منتقل می‌شوند تا این دگردیسی و پوست‌اندازی هر لحظه در جریان باشد که از این طریق ریتم منظم هستی دچار نوسان نشود. حال چنین موضوعی نه تنها هیچ زمان رو به کهنه شدن نخواهد رفت، بلکه همیشه تاثیری قابل توجه بر لزوم روابط و پیشرفت خواهد داشت.

ساختار ارتباط گرفتن جهان هستی با جهان انسان‌ها در راستای پیش آمدن اتفاق‌ها و رویدادها منظم می‌شود به شکلی که هر عنوانی به تنهایی دلیل و تاکیدی بر موضوعی خاص دارد. حال این دلیل می‌تواند جنبه‌ای چندگانه یا واحد داشته باشد که انسان در هر کدام از آنها رویکردی متفاوت را به وجود می‌آورد. رویکردی ... دیدن ادامه » که در آن تاثیرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و... بروز داده می‌شود تا انسان بنابر دلیل و برداشت خود از جهان پیرامون با آن برخورد کند تا بتواند از آن طریق دست به کشفی نو بزند. اصولا بازتاب مسائل پیش آمده فراتر از حمایت و مخالفت نیست، زیرا هر عنوانی بنابر خواسته و یا عدم آن در زندگی جوامع بشری پیش می‌آیند تا راهکاری برای تامین نیازهای انسان باشند. البته بخشی از این موارد نیز به باورهای درونی باز می‌گردد که شرایط را به طوری هدایت کند تا لازمه‌های موجود ملاکی برای تشخیص اهمیت روابط و لزوم توجه به آن باشد. حال با در نظر گرفتن این موضوع باید اشاره داشت که جامعه کانونی تاثیرپذیر و تاثیرگذار در شکل‌گیری مسائل جهان پیرامون است. شاید بتوان گفت رشد روز افزون داده‌های مدرنیته یکی از داشته‌های زندگی جهان اکنون است که از طرفی انسان را ترغیب به کشف و از سوی دیگر مانع از آن می‌شود تا باورهای واقعی با توان بیشتری اهمیت خود را نمایان سازند. بنابراین تقابل انسان با داده‌ها و داشته‌ها در این دوران خود به نبردی غیرمتعارف مبدل شده که پایان آن زمان مشخصی ندارد به طوری که هر شروع ممکن است همان زمان پایان باشد.
نمایش «گرگ‌ها» با در نظر گرفتن شرایط اکنون روز جهان که هر لحظه آن آبستن اتفاق‌های گوناگون است سعی دارد تا اهمیت دیدگاه خود را به سویی هدایت کند که در آن ابتدا انسان و سپس باورهای درونی و بیرونی مورد توجه قرار بگیرد. لزوم پیش آوردن این شرایط از آن جهت مورد توجه است که تاثیرات جهان هستی و جوامع بشری در قالب روایتی منسجم کاربرد دارد، زیرا در شرایطی از فرد به جمع و در زمانی از جمع به فرد منتقل می‌شود تا نقد و تاکید بر موضوع‌های طراحی شده در اثر قابل درک باشد. جهان متن این نمایش با ساختاری که بر مبنای ارتباط شکل گرفته شرایطی را فراهم می‌آورد تا شخصیت‌ها هر کدام به تنهایی و یا به صورت دسته جمعی بتوانند تحلیل درستی از شرایط اکنون جوامع بشری را در ازای حق‌خواهی و تلاش برای به دست آوردن آن به نمایش بگذارند. شخصیت‌ها در قالب یک تیم فوتبال دختران به نام «گرگ‌ها» بعنوان بازیکنان آن تیم بعنوان و یک خانواده ورزشی سعی دارند در جهان پیرامون خود حضور پیدا کرده و نسبت به مسائل روز جهان که بیشتر از همه تحت تاثیر اجتماع، سیاست و تاریخ است دیدگاه خود را بروز بدهند. اهمیت اینکه در این اثر از مولفه روایت بهره گرفته شده به آن دلیل است که هر شخصیت بتواند در ازای دیدگاه شخصی خود بنابر باوری که از شرایط موجود دارد با جمعی همراه شده و در راستای رسیدن به هدف تلاش کند. حال در این میان فضاسازی نمایش بعنوان یکی از اهرم‌های موثر عمل می‌کند تا شخصیت‌ها با لباس‌های ورزشی خود فضایی را برای درک بیشتر مخاطب از صحنه نمایش که زمین فوتبال است مهیا نمایند. به طوری که مخاطب باور داشته باشد اکنون در سکوهای یک ورزشگاه بعنوان تماشاچی‌ فوتبال نشسته و می‌خواهد یک مسابقه را از ابتدا با تمام اتفاق‌هایش تا انتها دنبال کند. رابطه مستقیم جهان متن و طراحی صحنه از دیگر مواردی است که حتی شخصیت‌ها را ترغیب به آن می‌کند که بیشتر در ظاهر یک بازیکن فوتبال باشند تا بازیگری در نمایش. لذا با این تعریف باید گفت در این نمایش جهان متن، شخصیت‌ها و جهان اثر به شکلی موازی وهمسو پیش می‌روند تا همه چیز برای مخاطب قابل درک باشد.
بنابراین جهان اثر با در اختیار داشتن مولفه‌های مشخص و کاربردی از ساختار روایت استفاده کرده تا به تدریج شرایطی را فراهم آورد که شخصیت‌ها بتوانند با قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف واکنش‌های خود را نسبت به مسئله یا مسائل مطرح شده بازتاب بدهند. در واقع تیم فوتبالی که در این اثر وجود دارد نمونه ما به ازایی از جامعه است که هر کدام از اعضای آن خواسته‌هایی دارند تا بتوانند در ازای کسب کردن آن به شرایط بهتری برای زندگی دست پیدا کنند. لذا دیالوگ‌هایی که بین آنها برقرار می‌شود برگرفته از جهان درون و پیرامون آنها است که سبب شکل‌گیری یک ارتباط نو می‌شود. حال این تیم فوتبال و یا جامعه‌ای که به آن اشاره می‌شود در رده سنی دخترانی شانزده و یا هفده ساله‌ای آمریکایی است که در زمان‌هایی فراتر از سن خود به مسائل اجتماعی، تاریخی و سیاسی واکنش نشان می‌دهند که طراحی این موضوع یکی دیگر از داده‌های جهان امروز است که با در اختیار داشتن داشته‌های جهان مدرن و رسانه‌های جمعی و فضای مجازی واکنش‌هایی به مراتب بیشتر از سن خود دارند. بنابراین باید اشاره داشت که هر جز در این اثر تاثیر مختص به خود را دارد تا شخصیت‌ها بتوانند در موقعیت مکانی محدود اثر که همان زمین فوتبال است حرف خودشان را بزنند. نریشن‌هایی که در طول زمان اثر باتوجه به موقعیت شنیده می‌شود در مقام دانای کل و یا همان هدایتگر با پیش آوردن مسیری نو برای رسیدن به هدف راهکاری را در اختیار شخصیت‌ها قرار می‌دهد تا آنها بتوانند ضرورت‌های بیرونی و درونی خود را آشکار سازند.
روایت جهان اثر در دوران معاصر یکی دیگر از مزیت‌هایی است که سبب می‌شود فارغ از در اختیار داشتن ریتم مناسب مخاطب کاملا آگاه باشد که هر اتفاق بنا به چه دلیل رخ می‌دهد. حال این اتفاق از نگاهی می‌تواند نقدی بر شرایط اکنون باشد و یا از زاویه دیگر آشکار کردن داشته‌های پنهان از یک ماجرا. لذا قرار گرفتن مخاطب در مقام شاهد به یقین تصمیم درستی در جهت نشان دادن تمایزها و تضادهای رفتاری و البته مقاومت شخصیت‌ها در مقابل شرایط بوده است. استفاده درست از بیان و بدن به شکل همزمان برای به نمایش گذاشتن جهان اثر که بسیار به ساختار دراماتیک یاری رسانده از جمله مواردی است که با مولفه روایت و اوج و فرودهای روایی همخوانی داشته و هم مسیر بوده تا به هدف اصلی برسد. کاربرد ساختاری از جز به کل و بالعکس نیز از جمله مواردی است که نام اثر را به معنای همبستگی نمایان می‌کند که تیم فوتبال نمونه مناسبی برای تعریف این دیدگاه است تا تعریف قانع‌کننده‌ای از یک جامعه رو به رشد باشد. حال این موضوع دلیلی می‌شود تا جزئیات روایی بتوانند که در دیدگاه نویسنده، کارگردان، شخصیت‌ها، جهان متن و اثر تاثیری قابل توجه داشته باشند. البته منطقه جغرافیایی که «سارا دلپ» نویسنده این اثر که فینالیست دریافت جایزه پولیتزر در سال 2017 شده از جمله مواردی است که باید گفت تاثیرگذاری مختص به خود و جامعه‌اش را دارد.
میزانسن‌های سیال و کاربردی این اثر که توسط کارگردان طراحی شده به مراتب تاثیرات مناسبی در جهت باورپذیری شخصیت‌ها از اثر و سپس مخاطب از فضاسازی نمایش داشته است. در واقع کارگردان این نمایش کوشیده است تا با وفادار ماندن به جهان متن شرایطی را ایجاد نماید که بازیگرها بتوانند با دریافت درست جزئیات در ظاهر شخصیت‌های جهان متن قرار بگیرند و نسبت به اتفاق‌های جهان اثر برون‌ریزی کنند.
یادمان باشد که استفاده درست از جزئیات در یک اثر نمایشی تاثیر بسزایی را رقم خواهد زد که آن اثر را در ذهن مخاطب تا همیشه ماندگار می‌کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبرگزارى تسنیم:
نمایش «گرگ‌ها» نقدی بر سیاست خارجی آمریکا در حوزه خاورمیانه است
دانیال خجسته که این روزها در تالار حافظ نمایش «گرگ‌ها» را روی صحنه برده است درباره اثر خود می‌گوید: تمرکز نمایش «گرگ‌ها» بر سیاست خارجی آمریکا در حوزه خاورمیانه است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، این روزها تالار حافظ میزبان نمایش «گرگ‌ها» به کارگردانی دانیال خجسته و نویسندگی سارا دِلَپ است. متنی که در آستانه بردن جایزه پولیتزیر قرار داشته، این روزها نویسنده جوانش را مشهور ساخته است. شکل غریب و تازه نمایشنامه و موضوعی که این نویسنده زن بر آن دست گذاشته است، برآمده از شرایط روز آمریکاست؛ سارا دلپ تلاش کرده است همانند دیگر نویسندگان زن آمریکایی جایگاهی قدرتمندتر برای زن در آمریکا بیابد، جایگاهی که به نظر به واسطه رسانه‌ها و قدرت‌های سیاسی همواره دستخوش مشکلات بوده است.

اجرای دانیال خجسته از این متن نیز به نحوی است تا شخصیت‌های زن نمایشنامه برجسته شوند و موقعیتشان نسبت به جهان امروز سنجیده شود؛ موقعیتی که طبق متن، در زمین فوتبال ارزیابی می‌شود؛ دخترانی که برای پیروزی می‌جنگند، در طول چند هفته تجربه‌های منحصر به فردی را از سرمی‌گذرانند.

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی ما است با دانیال خجسته، کارگردان نمایش «گرگ‌ها»

***

چیزی که من از متن و اجرا دریافت کردم، وجوه امروزی بودن متن با وقایع تاریخی است که بر مردم آمریکا تاثیرگذار بوده است؛ چقدر این مسائل با وضعیت اجتماعی روز ایران همخوانی دارد؟

خجسته: متن کاملاً متنی جدید و آمریکایی است که در سال 2016 نوشته شده است و بیشتر تمرکزش بر سیاست خارجی آمریکا در حوزه خاورمیانه است. سارا دلپ با توجه به روی کار آمدن ترامپ تلاش می‌کند تصمیمات رئیس‌جمهور آمریکا را نشان دهد؛ از نظر من جذابیت متن چیزی شبیه نمایشنامه هملت بود که در آنجا هم اتفاقاتی در کاخ برای هملت و خانواده‌اش رخ می‌دهد؛ او باید تصمیم بگیرد که به مسیرش ادامه دهد یا ندهد و این تصمیم بازتاب‌هایی بر زندگی ما خواهد داشت؛ مسائلی عمیقی وجود دارد که برای همه مشترک است؛ میزان حساسیت دخترها نسبت به مسائل سیاسی و اخلاقی روزشان مهم است و این اهمیت برای آمریکایی‌ها بیشتر و برای ایرانی‌ها کمتر است؛ اما همین حساسیت در متن است که جلب‌ توجه می‌کند که نسبت به موضوعات حساس هستند.

در ... دیدن ادامه » ارتباط نمایش با امروز ما، زمانی که دخترها درباره خاورمیانه یا ابوغریب حرف می‌زنند، آنان فاعل و ما مفعول رویداد می‌شویم؛ به هر حال رفتار ارتش آمریکا در اطراف ما دست به اعمالی زده است که بر زندگی ما تأثیر گذاشته است و ما در مقام قربانی و آمریکایی‌ها به عنوان قربانی‌کننده‌ها دو سوی یک طیف هستیم و از این رو دخترها به نوعی درباره سرنوشت ما سخن می‌گویند.

اصولاً در ایران تمایل زیادی به کشف یک نویسنده گمنام و اجرای اثر او وجود دارد؛ البته این مسئله درگیرودار فاکتورهای زیادی چون شهرت در غرب و موفقیت اجرای عمومی اثر است؛ فاکتورهای انتخاب شما درمورد نمایشنامه «گرگ‌ها» چه بود؟

خجسته: من متون جدید را بسیار دوست دارم؛ در مواجهه با نویسندگان غربی احساس می‌کنم دانش عظیمی در نمایشنامه‌نویسی فرنگی وجود دارد؛ زمانی که بخش افتتاحیه نمایشنامه‌ها را می‌خوانم و به خط سیر روایی و بسط شخصیت‌های فرعی، خرده روایت‌ها، اوج‌گیری روایت عجیب و غریب، مدل دیالوگ‌نویسی و کوتاهی جملات توجه می‌کنیم، می‌توان تفاوت نویسندگان فرنگی را بسیاری از نویسندگان ایرانی تشخیص داد؛ نویسنده‌ای چون دلپ که تحصیل‌کرده دانشگاه است وقتی در دانشگاه به مدت چهار سال تحصیل می‌کند، مجهز به تکنیک‌هایی می‌شود که می‌تواند از آنها بهره ببرد؛ او سوار بر تکنیک‌های نویسندگی است؛ این تحصیل‌کردگی را در متونشان می‌توان دید؛ وقتی سیناپس نمایشنامه را خواندم برای خریدش سفارش دادم؛ چون نمایشنامه‌ای با موضوع ورزش ندیده بودم؛ بیشتر متون درباره شاهان، وزرا، وکلا و پزشکان یا خانواده عادی است؛ هیچگاه یک تیم فوتبال موضوع یک نمایشنامه نبوده است؛ نگارش متن هم عجیب و دیالوگ‌ها در ستون‌های مجزا نوشته شده بود؛ دیالوگ‌ها همزمان بود و زمانی زیادی طول می‌کشید تا دریابیم یا دیالوگ‌ها به چه نحوی بیان شده است.

نگارش متن در رسم‌الخط هم پست‌مدرن بود و به اشعار داداییستی شباهت داشت که در شکل نوشتن و تایپ هم حساسیت‌های خودش را دارد؛ هنگام تایپ متن فارسی از تمام امکانات Word استفاده کردم؛ در نسخه‌ای که انتشارات ساموئل فرنچ از نمایشنامه منتشر کرده است، همین اتفاقات رخ داده است و به نظر برای چاپ نمایشنامه ایران، گویا باید خودم آن را صفحه‌بندی کنم؛ متن به هیچ‌وجه شبیه متون دیگر نیست؛ سقوط نهایی پروتاگونیست را می‌بینیم در حالی که قهرمان تراژدی نداریم؛ نویسنده، همه این تکنیک‌ها را آموخته و قصد دارد آن را برهم بریزد.

نمایش به شدت وجه زنانه‌ای از انسان امروز را نشان می‌دهد؛ نبود هیچ بازیگر مردی روی صحنه این مسأله را بازتاب می‌دهد؛ تأثیر چنین آثار زنانه‌ای بر جامعه امروز ایران چیست؟

خجسته: مثل خیلی از موضوعات دیگری که به تازگی در جامعه مطرح می‌شود - که در غرب پیش از ما با آن درگیر بوده‌اند - در تئاتر ما نیز سلطه مردانه‌ بلامنازعی وجود دارد. کارگردان خوبی چون افسانه ماهیان وجود دارد که در تئاتر موضوعیت پیدا می‌کند یا در سینما نرگس آبیار حضور دارد که توانایی و قدرت فیلمسازی او قابل تحسین است؛ محصول او نشان از عُرضه این کارگردان زن دارد؛ همان کارایی که من دانیال خجسته در کارگردانی دارم، این کارگردانان زن هم دارند؛ همان کارایی که چند بازیگر مرد طی هشت ماه تمرین از خود می‌توانستند نشان دهند، بازیگران زن من برای اولین حضورشان روی صحنه نشان دادند؛ تمرین‌هایی که نیازمند توانایی بدنی بالا بود و من دیگر از جایی نمی‌توانستم با آنان تمرین کنم و تحسینشان می‌کردم که چنین توانایی فیزیکی دارند؛ اگر من می‌توانم او هم می‌تواند؛ اگر می‌تواند پس می‌توان به او آزادی عمل داد؛ در این صورت مردم با حقیقت «گرگ‌ها بردند» راحت‌تر کنار می‌آیند؛ ممکن از تفاوت‌هایی وجود داشته باشد که طبیعی است و در فرم خودش رخ می‌دهد؛ باید بیشتر از این کار شود و مطمئنم مخاطبان نمایش من در مواجهه با حجم صدا و فیزیک بازیگران دختر نمایش من، بگویند که ما منتظر دیدن نمایشی دخترانه بودیم اما با هجوم اتفاقات روبه‌رو شدیم؛ نباید همیشه به وجه ظریف زنان توجه کرد.

به نظر شما چه عواملی موجب می‌شود که نویسندگان زن ایرانی اینگونه نتوانند به جهان زنانه خود سرک بکشند؟

خجسته: نگارش زنانه یا چندصدایی که در نگارش مردانه هم رخ داده است، محصول تفکر فمنیستی است که در دهه 60 و 70 پدید می‌آید و در نمایش نیز تبلیغات دور زمین برآمده از آن دوره است. به نظر من همه چیز از این نقطه شروع می‌شود.

آنجا خیلی از آدم‌ها می‌گویند که باید چندصدایی بنویسید و نگرش خطی مردانه از همینگوی تا به امروز را تغییر دهید؛ چون زنان چندصدایی می‌اندیشند. متن «گرگ‌ها» به شدت زنانه نوشته شده است و بدن برایش بسیار مهم بوده است. احتمالاً اساتید ما در دانشگاه و نویسندگان خوب زنانه ما نیز هنوز در حال نوشتن در قالب مردانه هستند؛ یعنی از مدل‌های زنانه‌ای که مشمول پراکنده‌گویی توأم با انسجام هستند، تبعیت نمی‌کنند؛ من در ایران به این مسأله برنخوردم؛ اما در غرب به واسطه همان تحصیلاتی که در ابتدا گفتم، خیلی منسجم‌تر به آنان آموزش داده می‌شود تا صدای خودشان را پیدا کنند.

آیا این توانایی را در هنرمندان زن تئاتر ایران می‌بینید که بدون وارد شدن به فضاهای شعاری اثری همچون گرگ‌ها بیافرینند؟

خجسته: متأسفانه نه؛ شاید من تند بروم و حتی در صحنه آخر نمایش هم از این تکنیک استفاده کنم؛ شاید رمانتیک‌بازی، تکنیک دم‌دستی باشد و خودم هم جایی می‌خواستم به شکل بامزه در صحنه آخر استفاده کنم؛ این رومانتیک‌بازی یک ابزار ساده‌انگارانه‌ای است که به خصوص ما ایرانی‌ها از آن استفاده می‌کنیم؛ نمایش ایرانی نمی‌بینیم که در اوج مونولوگ در کاراکتر زن و مرد که از جدایی هم می‌گویند، روبنده بالا می‌رود و زخمه کمانچه زده می‌شود؛ در سینمای ما مدام برای بیان از زن‌ها به روترین شکل ممکن پناه می‌برند؛ به نظرم متن گرگ‌ها یکی از کارهای خوبی که در حق من کرد، این بود که چند دختر جوان در حال بیان سیاست روز آمریکا سخن می‌گویند و به جز دو مورد هیچ کار فمنیستی رخ نمی‌دهد؛ همین که درباره کامبوج حرف می‌زنند و درباره رهبر خمرهای سرخ حرف می‌زنند امری زنانه است؛ حرف زدن درباره تجاوز دفاع از حقوق زنان نیست.

خود دلپ در مصاحبه‌ای می‌گوید «یکی از دلایل نگارش این متن دیدار از یک نمایشگاه در نیویورک بوده که در آن آثار هنری با موضوع دختران جنگ‌زده عراقی عرضه می‌شد و بازدیدکنندگان در آنجا با لباس‌های گران‌قیمت، مشغول نوشیدن نوشیدنی‌های گران بودند و درباره هنرمندان عراقی و عرب نظر می‌دادند؛ من از خودم پرسیدم که در میان این مخاطبان حاضر دورترین اجتماعی که می‌تواند درباره جنگ‌های خاورمیانه حرف بزند، چه جامعه‌ای است؟ نخست گفتم می‌توانند سربازها و خانه‌داران باشند و در نهایت به یک تیم فوتبال در حومه شهری آمریکایی می‌رسد؛ خودش چنین تجربه‌ای در تیم فوتبال داشته است» و می‌گوید «در یک تیم درباره همه چیز می‌فهمیم و همه فکر می‌کنند نمی‌فهمیم و این خودش امر زنانه است؛ شاعرانگی در اینجا محلی از اعراب ندارد؛ در اینجا فاهمه است که عمل می‌کند و بهتر است مغز دخترها کار کند، هر چند نمی‌توانند تصمیم‌گیری درستی داشته باشند؛ به هر حال آنان در آستانه انتخاب یک رئیس‌جمهور زن بودند.»

به نظر می‌رسد رویکرد شما در کارگردانی حفظ فضای زمین فوتبالی است که در نمایشنامه بیان شده؛ چه مشکلاتی برای به تصویر کشیدن این موقعیت داشتید؟

خجسته: خیلی مشکلات داشتیم؛ ابتدا می‌گفتند امکان استفاده از فضای ورزش در نمایش را نداریم و کل قضیه را زیر سؤال بردند؛ بعد از صحبت‌ها و پیگیری‌های من، در اداره‌کل، آدم‌هایی بودند که از ساعت اداری خود زدند و کار را دیدند و فهمیدند کار خطری ندارد؛ انصافاً در کنار مشکلات، کمک هم کردند تا با مسئولیت خودشان نمایش رخ دهد؛ به هر حال اولین تیر برای بیرون آمدن زجری می‌کشد تا روزی دیگر نمایش اینچنینی اذیت کمتری شود؛ باز هم خوشحالم که حداقل آدم‌های تئاتری اداره‌کل درکم کردند و آمدند تمرین را دیدند.
نمایشی که خبرگزاری تسنیم ازش حمایت و تعریف کنه همون بهتر که دیده نشه!
این الان ضد تبلیغ بود گروه محترم :)
۲ روز پیش، یکشنبه
قطعا نظرتون محترمه :)
۲ روز پیش، یکشنبه
و این مصاحبه بود نه حمایت و تعریف ؛)
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو هفته ی پیش به زبان فارسی دیدم ولی فرصت نشد که تا الان نظرم رو بگم.
در کل نمایش خوب و لذت بخشی بود و دوست داشتم ولی بنظرم زمانش بیش از حد طولانی بود و محتوای نمایش ظرفیت 100 دقیقه رو نداشت. شاید اگر بعضی از میزان سن های ضعیف رو حذف و ریتم نمایش رو سریعتر می کردن، تجربه ی خیلی لذت بخش تری می شد.

داستان: خیلی تاکید شده بود همه جا که نمایشنامه در پولیتزر درام 2017 سوم شده. همچنین در سالن های متوسط برادوی هم یه اجرا رفته. خودم نتونستم متنش رو از اینترنت گیر بیارم و بخونم اما با توجه به اجرا، متنی متوسط/خوب به نظر می رسید. ارجاعات فرهنگ عامه زیادی توش بود که با یک بار دیدن متوجه همش نمی شید. همچنین بسیار دیالوگ محور بود و اکثر میزان سن های گرم کردن به نظرم استعاره ای بود .
صحنه و لباس و گریم و نور: زمین فوتسال تو صحنه جالب بود که البته مطمئن نیستم تو ... دیدن ادامه » متن بوده یا ایده ی عوامل. نمی دونم چرا چمن بود کف زمین، با توجه به این که هم فوتسال بود و هم داستان تو سالن سرپوشیده بود. شاید برای راحتی اجرای حرکات بازیگران یا حذف صدای کفش روی زمین بوده. لباس و گریم و نور رو هم به شخصه دوست داشتم و کافی بود به نظرم.
بازی: بازی ها همه تقریبا خوب و در یک سطح بود و خسته نباشید میگم به بازیگران، اما به شخصه بازی خانم ها حق وردیان، پیرویسیان و جبرئیلی بیشتر تو ذهنم مونده، شاید به این دلیل که دیالوگ های این دوستان رو بیشتر متوجه می شدم. دیالوگ ها تاحدی سخت و نصفه نیمه به گوش می رسید. البته شرایط سالن تاثیر زیادی داشت و صدا رو خفه می کرد. صحنه ی بزرگ و فاصله تاحدی زیاد با تماشاچی هم البته تاثیر گذار بود. فکر کنم در بروشور بود که بیان شده بود که قرار نیست تماشاچی تمامی دیالوگ ها رو متوجه بشه و باید حس مکالمات بی سر و ته گروهی نوجوون کم سن ایجاد بشه، اما اینکه در بیشتر نمایش این شرایط باشه فکر نمی کنم که مد نظر کارگردان بوده باشه.

پ.ن: از لحاظ طراحی گرافیکی تیزر ها و بروشور و غیره، خیلی خوب عمل شده بود و در کمتر نمایشی مشابهش رو میشه دید. پوستر البته زیاد جالب نیست و باعث جلب توجه نمیشه.
پ.ن2: نمایشگر اگه تنها به عنوان بیلبورد برای نشون دادن نتایج بازی ها و تبلیغات استفاده می شد خیلی بهتر بود. مخصوصا صدای راوی (یا زنوفون به قول بروشور) خیلی نچسب و اعصاب خورد کن بود. وقتی یک نمایش صحنه ای نسبتا بزرگ، بازیگران زیاد با دیالوگ های سریع و یک نمایشگر بالای صحنه داره، به سختی خواهد توانست توجه تماشاچی رو متمرکز کنه روی روایتش. حالا شما بیا یه صدای دیگه که به صورت رندوم پارازیت و تیکه می ندازه رو هم اضافه کن.

در کل نمایش خوبی بود و اگر سختگیر نباشید خوشتون خواهد اومد.
در ضمن یادم رفت بگم که نمایش چند تا میزان سن خیلی جالب داشت که واقعا ازشون خوشم اومد و تو حافظه ام مونده. خسته نباشید به کارگردان
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره ٢٥: بچه ها حالا دروازبانمون پنالتى گرفته. براى احترام به بومى هاى آمریکا از اجداد سرخپوستش خجالت مى کشیم... با لبخند خجالت مى کشیم!
حسین این را خواند
مجتبی مهدی زاده و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر به دنبال سرگرمی و‌ فراغت ذهن هستید، این نمایش برای شما نیست.
گرگ ها بازنمایی صدای مطرودان در جهان تحت سلطه است. روایت صدای زنان، مهاجران، همجنس خواهان و نقاب پوشان در جهانی تک صدا که با هدف حذف سوژه ی سخنگوی ایده مند، به تقلیل و ادغام امر حسانی، انکار تن گروتسک باختینی و شئ وارگی انسان می پردازد. گرگ ها شناخت نخستین ابزار انسان در مقا‌ومت سیاسی ست، شناخت قدرت تن.

آنیتا جم
شماره ١١: تا حالا کجاها فوتبال بازى کردى؟
شماره ٤٦: جاکارتا، کاراکو، لاپاز، کامپالا، مشهد!
با سلام و عرض خسته نباشید به کارگردان، بازیگران و تمامی عوامل اجرایی نمایش گرگ ها
اصولا من نوشتن نقد رو وظیفه متخصصان عرصه نمایش و هنرمندان میدونم، ولی خب بر خودم لازم دونستم چند جمله ای رو به عنوان یک عضو تیوال و مخاطب عام هنرهای نمایشی بنویسم.
من شب پیش به تماشای این نمایش نشستم. مشخص بود بازیگران ماه‌هاست برای این نمایش زحمت کشیده اند و از آمادگی خوبی برای انجام حرکات فیزیکی در طول نمایش برخوردار بودند. اما به جرات می‌تونم بگم که بدترین نمایشی بود که میشد دید، زیرا با اینکه بازیگران سعی می‌کردند دیالوگها را با احساس و به شکلی تاثیرگذار بیان کنند، نه تنها دیالوگهایی که بیان می‌کردند با کاراکترشان (دختران ورزشکار دبیرستانی) همخوانی نداشت، بلکه به نظر می‌رسید خود بازیگر هم دیالوگ خودش را باور ندارد. مخصوصا دیالوگ‌های کاپیتان تیم بسیار ... دیدن ادامه » مصنوعی و غیرقابل باور بود. دیالوگها از شوخی‌های دخترانه به طور ناگهانی به مهمترین مسائلی که انسان امروز با آن درگیر است تغییر می‌کرد و اثرگذاری جملات را کاهش می‌داد. بخشی از جملات بازیگران برای تماشاگر قابل فهم نبود و فکر میکنم دلیل اصلی اون هم کیفیت پخش صدای بازیگر در سالن حافظ بود.
ایده کاراکتر گرگ و استفاده از نمایشگر برای انتقال بخشی از محتوای نمایش، پرتقال‌ها، و همچنین صدای شخصی که از بلندگو پخش می‌شد نقاط قوت کار بودند.
داستان کلی نمایش به جای 100 دقیقه می‌توانست در قالب یک تئاتر 50 دقیقه ای ارائه شود، به نظر می‌آمد که جنبه اجتماعی نمایش در نکوهش نژادپرستی، فقر، و محدودیت‌های دختران، و فمینیسم باشد، در حالی که محتوای کلی اثر پر از جملات با رنگ نژادپرستی و توهین به ملل دیگر بود. به نظر من اگر دغدغه کارگردان جنبه اجتماعی نمایش بود، می‌توانست از کاراکترهای دیگری (و نه دختران ورزشکار دبیرستانی) استفاده کند. در صورتی که همین کاراکترها هم به خوبی پرداخته نشده بودند و تماشاگر حس همذات پنداری با هیچکدام برقرار نمی‌کرد. متن نمایش پر از الفاظ رکیک بود که به نظرم نیازی نیست برای تاثیرگذار بودن از الفاظ رکیک استفاده کرد.
نورپردازی سالن بعد از کارگردانی بدترین قسمت نمایش بود. از آنجا که در سه سمت سالن تماشاگر نشسته باید بخش تماشاگران کاملا تاریک باشد تا تماشاگرانی که روبروی هم نشسته اند همدیگر را ندیده و باعث عدم تمرکز نشود، در حالیکه همه تماشاگرانی که روبروی هم نشسته بودند همدیگر را می‌دیدند. نورپردازی بر روی Region of interest هم بخوبی انجام نمی‌شد و به نظرم با پتانسیلی که سالن حافظ دارد نورپردازی می‌توانست خیلی بهتر انجام شود و نقطه عطف نمایش باشد.
میزانسن و صحنه پردازی تحت تاثیر حرکت‌های بازیگران و فعالیت فیزیکی آنها تا حد امکان ساده طراحی شده بود که با کم کردن فعالیت فیزیکی بازیگران میشد صحنه های بهتری خلق کرد.
در نهایت، با توجه به کارهای قوی و ارزشمندی که در چندین سال اخیر در سالن‌های کوچک و بزرگ نمایش تهران به روی صحنه رفته‌اند، انتظار یک تماشگر عام این است که در طول 100 دقیقه ای که در اختیار کارگردان قرار داده است، کارگردان رسالت خود را انجام داده و تماشاگر چیزی را یاد گرفته باشد و یا حسی را از کار گرفته باشد و سالن تئاتر را ترک کند.
شماره ١١: تا حالا درباره ى کیتوخونهمرده.کام شنیدى؟ یه وبسایته که بهت میگه تا حالا کسى تو خونه ت مرده یا نه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره ٨: بچه ها دیوار ترامپ منُ یاد دیوار گیم آف ترونز مى ندازه، اینور دیوار ما تو وستروسیم بعد اون ور دیوار وحشى هاى مکیزیکى مى خوان از دیوار ما بیان بالا!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره ١١: مگه تو مدرسه شما درباره ى کشتار کامبوج درس نمى دن؟
شماره ٧: نه ما تا پیش دانشگاهى نسل کشى نمى خونیم
چقدر خوب بود دیالوگه
۲۶ مرداد
قبل از شروع کار
گذاشتن دیالوگ های ماندگار
کار جدید و کمی هم عجیب هستش
ولی با شناختی که از دانیال خجسته عزیز
و کارهاش دارم
مطمن هستم که این نمایش هم
ادامه موفقیت های قبلی اش هستش
۲۶ مرداد
به نظر منم جالب بود دیالوگه
ترغیب میکنه برای دیدن
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید