تیوال نمایش کریملوژی
S3 : 20:26:57
امکان خرید پایان یافته
  ۱۰ شهریور تا ۱۲ مهر
  ۲۰:۰۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مهران رنج بر
: رضا بهرامی
: مجید رحمتی

: رضا بهرامی، مجید رحمتی
: پگاه ترکی
: رضا خضرائی
: فرید نوائی
: مرتضی برزگرزادگان
: ماریا حاجیها
: کامبیز معماری
: فریبا قاسمی، وحدت سرچونی
: مهرداد وهاب زاده
: شیما ملکی
: میلاد بهرامی
: حمید ملاحسینی
: مریم نورالدینی
: مدیر تبلیغات مجازی: امیر قالیچی (تاتربازها)
: عرفان پور محمدی
: آریا آزاد پرتو
: حمیدرضا ملاحسینی
: مجید رحمتی
: سیروس همتی
: محمدرضا آزاد فرد
کریم شیره ای تلخک دربار ناصرالدین شاه بود که لقب دوشاب الملک را داشت و برای ناصرالدین شاه آنقدر عزیز بود که زمانی که فوت کرد ناصرالدین شاه سه روز عزای عمومی اعلام کرد. اما در حال حاضر هیچ نشانی از قبر کریم شیره ای نیست و کسی نمی‌داند قبر او کجاست. حالا کریم شیره ای بعد از سالها به دنبال قبر خود و سوالهای بی‌جوابش می‌گردد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کریملوژی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «کریملوژی» دو اجرایی شد

» نمایش «کریملوژی» دو اجرایی شد

» تلاش برای اجرای یک نمایش ایرانی امروزی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

گفت و گو با مجید رحمتی به بهانه ایفای نقش قابل تامل در نمایش «کریملوژی»
چرا کریم شیره ای نباید یک قبر برای خودش داشته باشد
گفتگو: سیدحسین رسولی بابک احمدی

روزنامه اعتماد صفحه ۸ و ۹
شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۰

این روزها نمایش «کریملوژی» به نویسندگی مهران رنج بر و کارگردانی رضا بهرامی در مجموعه تئاتر شهر (سالن قشقایی) روی صحنه است؛ نمایشی که به صورت تک بازیگر و مونولوگ (تک گویی) اجرا می شود. این نمایش به تلخک دربار ناصرالدین شاه قاجار و شخصیت او و احوالات زمانه قاجار می پردازد ولی به شدت خالی از انتقادهای تیز و برنده است. پرسش دیگر این است که ضرورت نوشتن و اجرای این نمایش چه بوده است؟ زیرا به صورت مونولوگ اجرا می شود و به شدت خالی از عناصر دراماتیک و تئاتریکال است ولی تلاش می کند نوعی کمدی ساده و اخته را شکل بدهد؛ البته بازی مجید رحمتی بسیار دیدنی است و به جرات می توان او را یکی از مهم ترین بازیگران تئاتر ایران دانست. او انبوهی از نقش به نقش شدن ها، لهجه ها و شیوه های نمایش ایرانی را با کیفیت بسیار بالایی اجرا می کند که کمتر کسی از پس آنها به طور همزمان بر می آید. از سوی دیگر، نمایش های ایرانی به شدت به زندگی روزمره جامعه ایرانی نقد می کردند ولی «کریملوژی» به مناسبات اجتماعی فعلی ایران کاری ندارد. سنت اجرایی نمایش های ملی ایران همیشه وابسته به نقد زمینه و زمانه اجتماعی بوده و حتی مرکز قدرت را هم به سخره می گرفت. تمام این پرسش ها باعث شد تا پای صحبت های مجید رحمتی بنشینیم که در ادامه می خوانید.

*یادمان نمی آید که شما در نمایشی اخته و ساده بازی کرده باشید البته این نمایش موقعیت جذابی دارد ولی نزدیک به یک ساعت روی صحنه هستید و هر چه دل تنگ تان می خواهد می گویید. نکته جذاب این است که تنها خود شما و نقش کریم شیره ای است که قرار است دیده شود. اصولا تحلیل اولیه شما از خواندن این متن چه بود؟
وقتی به یک بازیگر پیشنهاد می شود که در نمایشی به شکل مونولوگ بازی کند فورا وسوسه می شود! با این وجود من در گذشته در دو مونولوگ دیگر هم بازی کرده ام که یکی «توالت» به کارگردانی سوسن پرور بود و دیگری هم «مجلس نقالی رومئو و ژولیت» به کارگردانی حسین جمالی. تقریبا می توانم بگویم که کریم شیره ای در دستگاه حکومت ناصر الدین شاه بنیانگذار نمایش های شادی آور بوده است یا شاید افراد دیگری هم بودند ولی اسم کریم در راس قرار گرفته است. طرح اولیه توسط کهبود تاراج نوشته شده بود و کریم در زندگی روزمره ما بود که در کافه ای مدرن دنبال قبر خود می گشت. مهران رنج بر تغییراتی در متن ایجاد کرد. او توانایی خوبی در بخش زبان نمایشنامه دارد. رنج بر در کنار تمرین های ما مدام متن را بازنویسی و کامل کرد. باید بگویم که مونولوگ برای من بازیگر همیشه جذاب بوده است. توجه داشته باشید یک هنرمند در برابر قدرت قرار می گیرد و نقد می کند. کریم حرف هایی که مردم جرات زدن آن را ندارند به حاکمیت می زند.

*علاقه داریم تحلیل تان را درباره متن بدانیم. آیا نمایشنامه «کریملوژی» تلاش دارد به واسطه کاراکتر اصلی خود نقبی بزند به دل تاریخ ۲۰۰ ساله اخیر ایران؟ یا اینکه پرسش ها و مشکلات دیگری مانند اینکه جایگاه کریم ها در تاریخ کجاست در متن مطرح می شود؟
فکر می کنم از دو، سه زاویه می شود به متن نگاه کرد. اولین نگاه این است که کریم در جست وجوی قبر خودش است. واقعا چرا کریم شیره ای نباید قبر داشته باشد یا اگر دارد چرا ما نمی دانیم آن کجاست؟ نگاه دیگر این است که چرا هنرمندان و آرتیست های ایرانی که زبان گویای مردم بودند پس از مدتی گور به گور شده اند؟ واقعا چرا بیشتر چهره های فرهنگی ایران سنگ قبر مشخصی ندارند؟ نگاه دیگر هم این است که کریم شیره ای می گوید من هر چه دل تنگم می خواست درباره ناصر الدین شاه می گفتم و همه چیز را روی دایره می ریختم. به نظرم این لایه متن بسیار حساس است. شاید بیشتر تماشاگران به این لایه از متن توجهی نداشته باشند. به نظرم، کار کارگردان و هنرمند پاسخ به پرسش ها نیست بلکه باید پرسش های اساسی ایجاد کنند!

*پس ... دیدن ادامه » از اینکه متن را مطالعه کردید و جذابیت های آن را دریافتید در خلال تحلیل ها و افکار تان به شیوه های متفاوتی از بازیگری ایرانی اندیشه کردید؟ و اینکه چالش اساسی شما در این اجرا چه بود؟
وقتی به روش رضا بهرامی شروع به تمرین ها کردیم به سادگی دریافتیم که اغلب شیوه های نمایش ایرانی از جمله سیاه بازی، نقالی و حتی خیمه شب بازی در نمایشنامه «کریملوژی» وجود دارد. اصل و اساس بازی در نمایش های ایرانی متکی به سه قسم «نقش»، «بازیگر» و «روایتگری» است و شخصیت، بدن، بیان و منش بازیگر هم به خوبی عیان می شود. اما در نمایشنامه «کریملوژی» دو بخش نقش و روایتگری چربش بیشتری نسبت به من بازیگر داشت. به عنوان مثال، در «مجلس نقالی رومئو و ژولیت»، خود مجید رحمتی بود که روایتگری می کرد ولی در «کریملوژی» خود کریم راوی اصلی است. شیوه های شبیه خوانی و آتراکسیون (پیش پرده خوانی) هم به خوبی در «کریملوژی» وجود دارد. من از ۸ سالگی وارد دوره های آموزشی شبیه خوانی شدم و شیوه های نمایش ایرانی را بسیار پسندیدم و پیش اساتید گرامی تلمذ کردم. باید بگویم که هم مهران رنج بر و هم رضا بهرامی شناخت خوبی نسبت به توانایی های من داشتند و این توانایی ها در کنار امکانات متن قرار گرفت و استفاده مناسبی هم از تمام آنها شده است. البته به شیوه های دیگری هم فکر کردیم و تمرین های متفاوتی هم داشتیم ولی در نهایت چیزی را که روی صحنه می بینید به منصه ظهور رسید. مخاطبان جوان ما نسبت به نمایش های ایرانی گارد دارند ولی پس از اندک زمانی در دل اجرا قرار می گیرند.

*کریم شیره ای در فرهنگ نمایشی ایران صاحب جایگاه مهم و کلیدی ای است. او در زمانه ای در نمایش فعالیت می کرد که به شدت قابل بررسی و پژوهش است. فکر می کنیم مهران رنج بر دنبال این بوده است که تنها اطلاعاتی از کریم شیره ای را به مخاطب انتقال بدهد. با این وجود، شاهد بحران های جدی ای در متن هستیم. نویسنده هیچ نظرگاه انتقادی و تحلیلی ای به زندگی و کاراکتر کریم ندارد! فقدان مطالعه در پرداخت شخصیت کریم به شدت به چشم می خورد و گویا اطلاعات به صورت ویکی پدیایی جمع شده و در نهایت تنها از یک کتاب استفاده شده باشد. آیا شما درباره این شخصیت مطالعات ویژه ای داشتید تا این کاراکتر را بهتر بشناسید و از زاویه ای متفاوت او را نمایش بدهید؟
به نظرم این سوال را باید مهران رنج بر پاسخ بدهد. ما منابع جذاب و پر و پیمانی درباره کریم شیره ای پیدا نکردیم به جز یک کتاب که به همت استاد حسین نوربخش چاپ شده است. این کتاب هم بیشتر به شوخی ها و کارهای کریم پرداخته است. ما هم تلاش کردیم که در زندگی کریم دست نبریم و از این امر پرهیز کردیم. مهم ترین نکته در اجرای این نمایش برای ما این بود که به واسطه روایت زندگی کریم بگوییم چه اتفاقی بر سر نمایش های ایرانی چون بقال بازی، سیاه بازی و... در حال رخ دادن است. البته شاید تلنگری هم به مدعیان اصلی نمایش در ایران هم می زنیم. جشنواره نمایش های آیینی و سنتی، یک جشنواره بین المللی بود که سالی یک بار برگزار می شد ولی به یک باره دو ساله شد و از بین المللی هم بیرون آمد و کشوری شد. قطعا هم در دو سال آینده مشکلات بیشتری برای آن رخ خواهد داد. ای کاش این شیوه های نمایشی در کشورهای دیگر به منصه ظهور می رسیدند زیرا قطعا حلوا حلوایش می کردند و دانشگاه و پژوهشگاه هم برایش می زدند. مسوولان ایرانی همه چیز را فراموش کرده اند و هر چقدر هم تلاش کنید، کسی گوشش بدهکار نیست. به نظرم آنها فکر می کنند نمایش های ایرانی موزه ای است و چند وقت یک بار باید گرد و خاک آنها را پاک کنیم و گاهی هم یک شوی پر آب و تابی از آن در تئاتر شهر برگزار کنیم. شاید اغلب مسوولان با خودشان می گویند چند نفری را بیاوریم تا سیاه بازی، خیمه شب بازی، نقالی و... اجرا کنند و بعد هم بروند خانه شان و ماجرا تمام بشود! دغدغه اساسی ما در اجرای «کریملوژی»، بلایی بود که بر سر نمایش های ایرانی آوردند. بلا و آفت هایی که جبران ناپذیر است. با این وجود، به رگه هایی از زندگی کریم شیره ای هم پرداختیم. کریم ها در طول تاریخ سرگشته بودند و گویا در برهوت سیر می کردند. هیچ حاکم زورگویی حاضر نبوده است که هنرمندان او را نقد کنند. جالب است که در کشورهای پیشرفته شاهد نقد هنرمندان به مرکز قدرت هستیم. حتی قدرت حاکمه از هنرمندان می خواهد که ضعف ها و کاستی ها را به واسطه هنر بیان کنند اما در ایران در طول تاریخ از این خبرها نبوده است.

*اجرای نمایش «کریملوژی» در کجای پرونده و رزومه کاری شما قرار می گیرد؟ آیا این اجرا برای خود شما خیلی جذاب بود؟
نمایش «کریملوژی» در قله قرار دارد و آن را به عنوان رزومه ای حساس و مهم در نظر می گیرم. در گذشته هم در نمایش «توالت» به نویسندگی و کارگردانی سوسن پرور بازی کردم که آن نمایش شیوه بازیگری بسیار متفاوتی طلب می کرد. البته در مونولوگ «مجلس نقالی رومئو و ژولیت» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی هم به ایفای نقش پرداختم و باید بگویم که نقالی و روایت گری در این جنس از نمایش ها به وفور وجود دارد. من تلاش می کنم در شیوه بازیگری ام، آرش وار از پایه کوه عظیم نمایش ایرانی آغاز کنم و رفته رفته به قله آن برسم. من جان خودم را درون تیر قرار می دهم و آن را به آن سوی مرزها پرتاب می کنم. نمایش ایرانی خیلی جذاب است. حداقل برای خودم.

*آیا در تمرین ها به ضرورت اجرای چنین متنی در اکنون فکر کردید؟ یعنی اینکه این متن به چه کار زندگی روزمره و مسائل و مشکلات اکنون مردم ما می آید؟ شاید به فرم اجرا توجه داشتید یا اصلا ضرورت اساسی اجرا را در معرفی هر چند مختصر کریم شیره ای به نسل جدید می دانستید یا حتی چیزهای دیگر.
وقتی متنی نظرگاهی ازلی و ابدی دارد اجرای آن در هر زمانی جذاب خواهد بود. به نظرم الان مردم ما سرگشته شده اند. همین الان در ایران تنها با زندگی «فست فودی» مواجه نیستیم و چیزهای دیگری هم در جریان است. مثلا ما دچار «فست مود» و «فست ارتباط» هم هستیم. تئاترها و فوتبال های مان هم گذرا و سریع شده اند. فرهنگ و هنر ایران بزن در رویی شده است. همه چیز سرسری شده است. ما برای اجرای «کریملوژی» به جامعه شناسی هم پرداختیم و تماشاگر هم این موضوع را متوجه می شود. حتی لزوم اجرای این نمایشنامه را بررسی کردیم. جالب است که بسیاری از هنرمندان ایرانی گوشه نشین شده اند و نمایشنامه های آنان دست نخورده باقی مانده و بیشتر تئاترهای ایرانی فشل و دورهمی شده است. یک گروه بازیگر دورهم جمع می شوند و متنی را حفظ می کنند ولی دلیل اجرای آن متن را نمی دانند! واقعا خنده دار است.

*شاید نویسنده نخواسته یا اصلا نتوانسته به شخصیت کریم شیره ای نزدیک شود. ما می دانیم که کریم انتقادهای تند و تیزی نسبت به درباریان مطرح می کرده است. او حتی القاب درباریان را هم به سخره می گرفت ولی در متن «کریملوژی» خبری از این دیدگاه نیست و شاهد متنی اخته نسبت به کاراکتر و زمینه اجتماعی او هستیم. پرسش اساسی این است که مجید رحمتی این شخصیت را بر اساس چه معیارهایی ساخته است، زیرا بیشتر شاهد لوچ بودن چشمان و قلیان کشیدن او هستیم تا بیان نقدهای سیاسی و اجتماعی.
این سوال را مهران رنج بر باید جواب بدهد. شخصیت کریم می توانست پیچیده تر و پر رنگ تر باشد ولی به این نتیجه رسیدیم که آنچنان وارد زندگی دراماتیک کریم نشویم و آنقدر هم به روانشناسی او نپردازیم بلکه باید به ماجرای جست وجوی کریم از قبرش بپردازیم. چرا او دنبال قبر خودش است؟! قصه و روایت کولاژ نمایشنامه برای ما خیلی جذاب بود ولی شاید از این روال هم فاصله بگیریم و به نکاتی که شما گفتید فکر کنیم. اصلا شاید از شوخی های بیشتری هم استفاده کنیم.

*به نظر می رسد که به منظور بازی در چنین نقش هایی باید از اجراهای دیگر چشم پوشی کنید و بر خلاف جریان معمول در سه تئاتر همزمان بازی نکنید. فکر می کنیم در چند ماه اخیر تنها درگیر این پروژه بودید.
قطعا! فقط سر این پروژه بودم. البته وقتی پیش تولید و حرف و حدیث های نمایش «کریملوژی» آغاز شد من سر اجرای «چشم به راه میر غضب» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی بودم و وقتی این نمایش تمام شد سراغ اجرای بعدی رفتم. من اصلا چنین اشتباهی را مرتکب نمی شوم و اصلا نمی فهمم چرا بازیگران سر چند تا تمرین می روند! من پیشنهادهای فراوانی داشتم و با احترام به کارگردانان عزیز تلاش کردم تنها در یک کار تمرین کنم و تنها هم در یک کار اجرا بروم. واقعا چگونه می شود در سه اجرا به طور همزمان بازی کرد؟! نباید به این ماجرا تن بدهیم. خیلی از هنرمندان سری دوزی می کنند ولی من می خواهم برند علمی- پژوهشی داشته باشم.

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/134182/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%8A-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AF-%D9%8A%D9%83-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF

https://www.magiran.com/article/3962326

نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
گریز از اکنون نویسی در ادبیات نمایشی / وحید منتظری از نمایش «هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد» می گوید
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۸ مهر ۱۳۹۸
شتاب سیاست های غلط / درباره نمایشنامه های «جنگی»
روزنامه اعتماد، پنج‌شنبه ۴ مهر ۱۳۹۸
باید به سوی رئالیسم انتقادی انضمامی برویم / نگاهی به نمایش «به زبان خواب» به کارگردانی سما موسوی
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۱ مهر ۱۳۹۸
سینمای غبارآلود ایدئولوژیک / نگاهی به نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند»
روزنامه اعتماد، پنج‌شنبه ۱۴‌شهریور ۱۳۹۸
عناوین بیشتر...
https://www.magiran.com/article/3962326
رضا بهرامی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک مونولوگ بسیار بسیار قوی، صد حیف که فقط یکبار تونستم ببینمش
چقدر ایده‌ی طراح لباس رو دوست داشتم، تغییر و پرش نقش ها بینظیر بود. خسته نباشید میگم به همگی عوامل مخصوصا جناب رحمتی کم‌نظیر.
دقیقا دلم میخواست چند بار ببینم وپدرم رو هم ببرم ببینه حیف ..
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه دوستان و عزیزان بابت همراهی و همدلی و دلسوزی سپاسگذارم
منتظر اجرای دیگه ای به کارگردانی شما هستیم
۱۳ مهر
سپاس
۱۳ مهر
آقای بهرامی این کار دیگه اجرا نمیره؟
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان بلیط تموم شده،گیشه بلیط داره؟
میترا و رضا بهرامی این را خواندند
بله اما خارج از ظرفیت هست
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام،ما می‌خوایم بیایم از گیشه بلیط بگیریم،آیا بلیط جداگانه ای به گیشه می‌دن؟
یا اینجا تموم بشه کلا تموم شده؟
میترا و رضا بهرامی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی تئاتر متفاوت و جذابی بود. تک بازیگر روی صحنه خیلیی زحمت میکشید و عرق می ریخت و کار فوق العاده ای داشت. اما من جاهاییش رو نمیفهمیدم و این خیلی بد بود.
خیلی تئاتر متفاوت و جذابی بود. تک بازیگر روی صحنه خیلیی زحمت میکشید و عرق می ریخت و کار فوق العاده ای داشت. اما من جاهاییش رو نمیفهمیدم و این خیلی بد بود.
رضا بهرامی و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار دوم این کار رو دیدم.و بازی آقای مجید رحمتی ارزش سومین بار دیدن رو هم به کار میده
یک درد دل
در کشورما تئاتر هنر مهجور(و فقیریه) که کمابیش میشه گفت مخاطب محدود و خاص خودش رو داره.و تمام کسانی که این در این حوزه کار میکنند این دغدغه رو دارند.اما وقتی برای دیدن کارهایی میرم که به علتی فرصت دیده شدن میون همه اقشار و مخاطبین رو پیدا میکنند شک میکنم که این موضوع زیاد هم خوب باشه تا زمانی که فرهنگسازی درستی انجام نشده.
بخصوص در سالن‌ها تئاتر شهر که شاید مخاطب غیر تئاتری بیشتری دارند کارها.
در اجرایی پشت سر ما بسته‌ی چیپس باز شد...
و در این اجرا خنده های مداوم و الکی به میمیک صورت بازیگر(گویی برای دیدن دلقک بازی اومده بودند) تکرار کردن دیالگ‌ها با صدای بلند، دست زدن های مداوم وسط کار و صدای صوت!
افسوس
واقعا افتضاح بود امشب، مخصوصا اون خنده‌هایی که از همون لحظه اول نمایش شروع شدن
۱۱ مهر
واقعا مونده بودم چرا همچین عکس‌العمل هایی رو دارم میبینم
خیلی سخت گذشت بهم :(
۱۱ مهر
از همه بدتر اون اقایی بود که سمت چپ بالای سالن نشسته بود و سی ثانیه درمیان بلند میخندید تو سکوت!:(((
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین بارم بود تو همچین فضا و اتمسفری تئاتر میدیدم و انشالله آخرین دفعه باشه چنین تجربه ای :(

۱.صحبت و گفتگوی مهمانان کارگردان محترم در حین اجرا( دیدم که بلیت این عزیزان رو آقای بهرامی دادن بهشون)
۲.عکاس محترم
۳.خارج از ظرفیت محترم و تکیه انداختن در حین اجرا
۴.کف زدن و جیغ و هورا و بشگن و ریتم گرفتن به مقدار لازم
۵.چک کردن گوشی و چت کردن حین اجرا
۶. خوابیدن با صدای بلند خر و پف
۷.عشق بازی و تاکید بر اینکه بهت که خوش میگذره عزیزم در حین اجرا
و غیره...

سید خدا بگم چکارت نکنه که گفتی این نمایش رو برم ببینم.
خسته نباشید فراوان خدمت جناب رحمتی
آخ آخ از اون عکاس که آخر نمایش هر 5 ثانیه یه عکس میگرفت؛ نمیدونم همه نمایش‌هایی که توی تئاتر شهر اجرا میرن این وضعیت رو دارن یا این یکی همه‌چی تموم بود، حداقل اجرای لانچر 5 توی تئاتر شهر که اینجوری نبود
۱۱ مهر
ای وااااای :(((
چه بد. نمایش خوبی بود.
اتفاقا منم با تعریفایی که شنیدم خیلی نگران شبی بودم که خودم رفتم. آخرش با خودم میگفتم چه خوب که شب بی حاشیه ای بود.
آقا شرمنده :(((
۱۱ مهر

افهم، یا عکاس باشی ابن گوشی چک کن، افهم
افهم، یا عزیزم بهت خوش میگذره ! میخای بعد نمایش کارگردانو برات کادو پیچ بیارم؟ افهم
افهم، ای بشکن بزن ! نزن، ای نفهم ! افهم
افهم ای بابا دهن مارو ... باز نکن برادر مگه اینجا کافی شاپه میخای پیتزا سفارش بدم یا میخای ... دیدن ادامه » نمایش بگم متوقف کنن که به جلسه نقد بررسیت برسی! جلسه نقد بررسی راه انداختی؟ اونم وسط نمایش اونم کنار من بدبخت ؟! افهم یا کریم ابن لوژی افهم
۱۱ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب گفتنی ها رو دوستان گفتن، واقعا لذت بردم از بازی جناب رحمتی، اگرچه صدای دوربین و خنده های الکی و بیرون رفتن وسط نمایش خیلی از این لذت کم کرد، حالا این ها به کنار، تماشاگرای روزهای دیگه هم با بشکن زدن و دست زدن همراهی میکردن کریم شیره ای رو یا شانس ما بوده فقط؟
کامنتهای مارو بخونید متوجه میشین که خیلی هامون از بشکن زدن دیگران مستفیض شدیم :(
۱۱ مهر
دقیقا شاهین جان. خداییش جوری متعجبم ازش که نمیدونم چجوری حضم کنم. بعد اون همه جنجال، این رفتار خیلییی جالبه یگه
۱۳ مهر

مرا خوانی به بزمِ خود، دهی پهلویِ غیرم جا
خَسَک در دیده‌ام ریزی و گویی گُل تماشا کن

#قدسی_مشهدی

۱۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی
یکی از آثازی که ارزش چند بار دیدن و اندیشیدن بهش رو داره
رضا بهرامی و میترا این را خواندند
سیدمهدی، امیر مسعود و رویا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسنت و صد احسنت به مهارت شما جناب مجید رحمتی و خسته نباشید به کارگردانی آقای رضا بهرامی با افکار شیرین جناب مهران رنج بر
در یه قسمت از اجرا بخاطر مهارت در بیان آقای رحمتی یاد اِمینم افتادم گفتم جاش خالی :))
تفاوت کاری که روش زحمت کشیده شده با کاری که سر سری است بخوبی نمایان است
:))))
کاش تیوال قابلیت منشن کردن داشت، منشن ش میکردیم امینم جان رو:))
۰۸ مهر
راستی من یادم رفت شکواییه ای تنظیم کنم تو همین متن و بگم که یه آقایی جلو من نشسته بود که چشم میوفتاد بهش که موقعه خنده شونه هاش میلرزید و یه وقتهایی هم من به خنده ایشون خنده ام میگرفت . آخه چرا میخندی برادر من خنده ات و حبس کن، خفه اش کن ، نخند:))))
۰۹ مهر
عه، دیدیش رویا جان توام ؟!!
منم میشناسمش
اسمشم میدونم حتی، "سید مهدی محمودی" :)))
ولی خداییش لرزیدن شونه ها نشونه اینه که یکی داره بی صدا میخنده، لااقل غیر از دوجا باقیشو سعی میکردم بیصدا تر بخندم :)))
۰۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم که بالاخره تونستم این نمایشو ببینم، واقعا اگه نمیدیدم حسرتشو میخوردم
متن خیلی قوی نداشت، ولی اجرا...
اجرا عالی بود، فوق العاده، واقعا بازی جناب رحمتی درخشان بود
من که قویا توصیه میکنم این روزهای آخرو از دست ندید، حتمن برید ببینید هنرنمایی جناب رحمتیو، مطمئنم لذت خواهید برد
فک کن یه درصد!!!
۰۸ مهر
بله خاطرم هست
چنتا شعر هم پیدا کردم ولی نمی شه اینجا بفرستمش
۰۹ مهر
:))))
چقد اون روز خندیدم.. اخه انقددددددد سپاسگزار مگه داریم؟؟؟؟؟:))))))
۰۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا رضای گل یه سوال ازتون داشتم چون جوابشو نمیدونستم
اینکه شاه بابا ۳ روز عزای عمومی برای کریم گرفته چرا قبر براش نساخته؟؟؟

نکته ی دیگه ای هم که به نظرم جذاب و قابل تامل بود این بود که کریم اصفهانی بود و لهجه اصفهانی داشت در ابتدای ورودش به تهران اما بدلیل رفت و آمد و حضور مدام در دربار قجری لهجه ترکی پیدا میکنه و در پیری کریم ما این لهجه رو میبینیم
به نظرم این نکته و رعایت اون توسط بازیگر و کارگردان بسیار جذاب و قابل احترامه
برا منم اتفاقن سوال بود ولی یحتمل شوخی شوخی گم و گور شده
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت تاریخ ایران توسط دلقک درباری
نگاه به ایران از دریچه سوگولی شاه بابا
نگاه به شیر خسته ای که دیگه نه یال داره نه دم
شیری که دیگه شیر نیست پرشین کت هست ، نیم کت هست
کریمی که به حکم دلقک بودنش ، هیچ وقت کسی بهش فکر نکرد ، کسی بهش اهمیت نداد ، کسی بهش گوش نداد
تنهایی و غریبی و دنیایی پر از حرف
کریمی که فقط بهش خندیدن
کریمی که نظاره گر ظلم و بیداد و ویرانی و خرابی بود

نمایش خوبی بود
طراحی صحنه و لباس و استفاده از آنها واقعا خوب و درخشان و فکر شده بود ( استفاده حداکثری از همه چی )
کارگردانی خوب و دقیق رضا بهرامی
بازی جناب مجید رحمتی هم بسیار خوب و درست و اندازه بود ( بازی خوبشون تو چشم به راه میرغضب نشون از توانایی ایشون در تاتر ایرانی داره)
تنها مشکلی که من با این اجرا داشتم کمی متن بود ، متنی که خیلی جاهاش شعارزده میشد ، و میشد دیالوگ ها رو ساده ... دیدن ادامه » تر کرد و به زبان محاوره دلقک درباری نزدیک تر کرد
در مجموع کار خوب و قابل دفاعی بود و استقبال مخاطب موید همین نظر هست دم همتون گرم ❤️
یه نمایش منسجم و خوش ریتم دیدیم.نمایشی که هر چی زمان میگذره بیشتر جذبت میکنه خلاقیت ، ظرافت ،تسلط و انرژی مجید رحمتی زیبایی کار رو دوچندان کرده بود.خسته نباشین
از جنابِ رحمتی اجراهای دیگه‌ای دیده بودم قبلاً. ولی متاسفانه به اسم نمیشناختمشون و چه بهتر که ندانسته و بدونِ داشتنِ پیش‌زمینه به دیدنِ این اجرا رفتم. وسطای اجرا از صداشون شناختمشون و حیرت کردم از این بازیِ متفاوت و انرژیِ بالا.
کمتر پیش میاد از اجراهای تک نفره لذت ببرم. ولی این اجرا رو دوست داشتم و دلم می‌خواست طولانی‌تر باشه. لذت بردم. خدا قوت به جناب رحمتی. روحِ کریم شیره‌ای هم شاد.
به شدت پیشنها میشه.به معنای واقعی از بهترین ها بود
جذاب بودن این نمایش و بازیگری آقای رحمتی در یک نظر جا نمیشه، حیرت زده شده بودم همین
موفق باشید
رضا بهرامی این را خواند
مسعود سعادتی راد و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نمایش گفتنی ها کم نیست و دوستان گفتنی ها رو گفتند و گفتن بیش از آن مثال کوفتن آبی است در هاون که عصاره گلی است در دامن، که دوخته شده از سر پیراهن، بر تن رشید بی مانند : کریم ابوکریم شیره ای بقال زاده اصفهانی مصور، ملقب به پشه و مرکب بر خر پا کوتاه بی دم نعل کرده عاریه، با زاویه خم شده از بخت نابلند روزگار نابلد مردمان بی مرام تاج و تخت بی امان و سری بی مو و جیبی تو در تو و سرانجام زبانی بس دراز، که در راه دراز تر عمر بی جواز، جفنگیات گهربارش بود مایه مسرت و در عین حال، مایه عودوت و اندرحال، گزیده ای به این مقال، شنیدیم و شبیه خوانی نقال، که اندر تیاتر شهر بدیدیم و هر آنکه ندید عمرش به باد.


آقای کارگردان کار خاص و زیبایی کردند و عواید اجرای امروز رو کلهم وقف درمان آقای حسنی از پیش کسوتان تاتر دهه هفتاد کردند.
برای عزیزانی که نمایش اقای حسنی: غروب ... دیدن ادامه » روزهای آخر پاییز رو ندیدند و در سانس امروز فرصت همراهی رو نداشتند و علاقمند به همراهی در هزینه های سرسام آور درمان سرطان ایشون و کشیدن جور مسولین مربوطه در سازمان های مربوطه دولتی میهمن عزیزمون هستند، این شماره حساب از سمت اقای بهرامی در اجرای امشب اعلام شد: ۵۰۲۲۲۹۱۰۷۶۶۱۰۶۳۱ بنام اکبر حسنی

راستی
شاید این صفحه جزو معدود نمایشهایی باشه که نمره های ۴ و ۵ فیک نداره.
خسته نباشید و مرسی از این نمایش عالی از طرح کهبد تاراج تاااا بازی خوب مجید رحمتی.
درود.
اصلا به خاطر اون پاراگراف اول کامنتتون من باید برم ببینم این نمایشو :)
۰۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک به بازی بینظیر بازیگر این نمایش جناب رحمتی