تیوال نمایش خاموشی دریا
S3 : 16:05:46
امکان خرید پایان یافته
  ۲۸ تیر تا ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: رضا گوران
: نیما دهقان
: شهرام حقیقت دوست، علیرضا آرا، خاطره اسدی

: منوچهر شجاع
: نورالدین حیدری ماهر
: محمد گودرزیانی
: شیما مرادی
: حسین عماری، توحید لواسانی
: محمد موسوی، مهشید جوادی
: پانیذ پرویز
: روژینا ابراهیمی
: علیرضا شیوا
: ‌آرش گوران

بخش اصلی: ۴۰.۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ‌۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش خاموشی دریا / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» شامگاه جمعه ۱۲ مردادماه، تماشاخانه ایرانشهر میزبان رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شد

» پوستر «خاموشی دریا» رونمایی شد

» «خاموشی دریا» در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کاری زیبا و هنرنمایی زیبا از شهرام حقیقت دوست عزیز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از اجراهای خوبی که این اواخر دیده ام، فراتر از انتظاری که از پیش داشتم. جناب حقیقت دوست در مقام یک بازیگر تیاتر بسیار خوش درخشیدند. متن خوب، روان و عمیق ،کارگردانی و ارایه بسیار صحیح با غافلگیری های هوشمندانه، طراحی صحنه به جا و در مجموع به عنوان تماشاچی بسیار لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش با صحنه اى از سکوت بین یک زوج فرانسوى آغاز میشود، یک میزنهار خورى طویل که به دور از هرگونه صمیمیتى است، و زن و مرد داستان را از هم دور کرده است!
در صحنه ى بعد یک سرباز آلمانى به خانه و شاید هم خلوت این زوج وارد مى شود، و پیشبرد نمایش را به دست مى گیرد.
در هر لحظه ى داستان منتظرى این زوج زبان بگشایند، بخصوص در لحظه هاى کلیدى، آنجا که مرد آلمانى در مورد رابطه ى خصوصى زن و مرد صحبت مى کند، وقتى از زن براى قدم زدن دعوت مى کند و او را با خود مى برد، وقتى فریاد میکشد و سینى را زمین مى کوبد.... اما زوج فرانسوى که کشورشان در جنگ تسلیم آلمان شده است، سکوت را نمیشکنند و این مرد آلمانى است که صحنه را در دست دارد و متکلم وحده ى نمایش است، و شهرام حقیقت دوست چقدر خوب از این عهده برآمده است!
دیالوگ هاى حقیقت دوست، که در همان حد مونولوگ باقى مى ماند، گاه یک سخنرانى ... دیدن ادامه » کامل است، و در بخش هایى، نمایش را فراموش کنید و فقط به جملات فکر کنید، عجیب یاد خودمان (کشورمان) مى افتید:
- شما چون توان ایستادن ندارید زانو میزنید
شما چون توان تغییر دادن ندارید میپذیرید
کشور شما پر از آدم های سرخورده ایِ که چون نمی تونن چیزی رو عوض کنن، پذیرفتنش
- برای شکستن این مردم باید به غرورشون حمله کرد...چیزی که اگه از دست بدن دیگه هیچوقت برنمیگرده
نمایش با همین روند که مخاطب را چون زوج نمایش به سکوت واداشته است ادامه مى یابد و در صحنه اى تاریک که تنها تابلوى نقاشى روبه تماشاچى روشن است پایان مى یابد! (یادمان نرود فرانسه تسلیم شد تا شهرهایش را از ویرانى نجات دهد!)

من از دیدن این نمایش لذت بردم.همه چی عالی بود، که البته یکی از دلایل اصلی این لذت حضور تماشاچی های فهیم بود که در کنارشون با سکوت کامل به دیدن این اجرا نشتیم.
ضمنا نویسنده این کار جناب آقای گوران بودن که برداشتی آزاد از رمان خاموشی دریا داشتند.من متن اصلی رو ندیدم،اما متن این نمایش عالی بود.
امیدوارم دوستداران تاتر که این نمایش رو ندیدن بتوانند در این زمان کوتاه باقی مونده شاهد نمایش باشم.
نیچه، باخ و دیگران در لباس یک سرباز
سکوت عمیق تماشاگران که نظیر آن را در این سالها کمتر دیده بودم سرشار از احترام به اجرایی بود که در تقابل تک گویی هایی زیبا با بازی های مسکوت و بی نقص در جریان بود. به احترام سربازی که از زمین بازی بیرون رفت، باید ایستاد و مدت ها دست زد.
دقیقن... باید ایستاد و دست زد ... عالی گفتید جناب وکیلی عزیز
۲۳ مرداد ۱۳۹۷
یک سکوت طولانی و عمیق حتی بعد از پایان نمایش
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
بله همینطوره سحرنازجان
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت یک ملت همیشه نشان از انفعال اونا نیست. سکوت گاهی وحشتناک‌تر و قوی‌تر از سخنوریه. گاهی با سکوت زجرآور می‌شه یه نفر رو تا حد جنون کشوند و حتی باعث مرگش شد. گاهی بهترین استراتژی برای به زانو درآوردن حریفه. هر چی به جای خودش و به‌هنگام، بیش‌ترین تاثیر رو خواهد داشت.
لذت بردم از ایده‌ی نمایش. چه‌قدر به این روزای ما می‌خوره.
دیشب، 21مرداد، این تئاتر رو دیدم.
می تونم بگم جمعیت دیشب، بهترین جمعیت تئاتر بین این چند سال اخیر بود که من خوش شانس بودم و همراه با اونها این نمایش رو دیدم،چرا که نمایشی بود زیبا و سکوت یکی از ارکان اصلی اجرا در آن.
متن نمایش خیلی خوب.
بازی شهرام حقیقت دوست بسیار خوب.
بازی علیرضا آرا و خاطره اسدی هم در سکوت مطلق، زیبا بود.
طراحی صحنه و نور هم ساده و متناسب.
سلام درسته دیشب عالی بود
فقط شما با فیلم برداری مشکلی نداشتید؟
یکی از دوربین ها درست جلوی من و دوست کناریم بود
البته دوربین زیاد بزرگ و نورش هم زیاد نبود
به نظرم سال دیگه این سانس این نمایش برای فروش خانگی گذاشته بشه
و من چقدر دیشب خوش شانس بودم که ... دیدن ادامه » مثل ردیف جلوئی هام به خاطر دوربین جابجا نشدم
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خیلی خوبی بود که از شدت خوب بودن بازی و دیالوگ های شهرام حقیقت دوست و رگباری ادا شدنشون سرگیجه میگیرید.
اگر حوصله ی فکر کردن ندارید اصلا این کار رو پیشنهاد نمیکنم، چون در طول نمایش کلی فرصت بهتون داده میشه برای فکر کردن و نتیجه گیری و لذت مضاعف بردن که اگه اهلش نباشید حوصلتون سر میره و نمایش رو کسل کننده میدونید.
نمایشی محترم با دیالوگ های قابل تامل.. نمایش درهم شکستن یک ملت مغرور
قدرت نمایی شهرام حقیقت دوست , یه کم عجیب و البته با خلاقیت , حتما باید سرحال باشید ریتم کندِ که البته باید باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالیییی بود این تئاتر عالییییییییییی.یکى از بهترین هایى که تو زندگیم دیدم.بازى گرها فوق العاده متن فوق العاده کارگردانى فوق العاده.دستمریزاد داره این گروه. دیدن این تئاتر براى همه واجبهههه.براى مسلط بودن به سن بهتره ردیف هاى وسط سالن انتخاب کنید
سلام. بهترین ردیف از نظر شما برای این نمایش کدومه؟ صندلی های ۱۰-۱۱ سه ردیف ابتدایی یا میانی یا انتهایی سالن؟
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
سلام ردیف هاى ٦و ٧ و ٨ به نظرم بهترین جا براى دیدن هستند. دکور طورى هست که حتى ردیف هاى عقبتر هم بهتر از جلویى ها دید دارند
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی بخوای ملتی رو نابود کنی باید غرور مردمش رو ازشون بگیری وقتی غرورشون رو بگیری یعنی هویتشونو گرفتی و اون مملکت و ملت نابود میشن...

امشب حقیقتا یک اجرای به معنای واقعه ای کلمه بی نظیر دیدم.
خیلی خوشحالم که هر اجرای میبینم غیرقابل مقایسه با اجراهای قبلی است،همگی متفاوت و همگی جذاب و همگی اجراها منو با دنیای پیرامونم بیشتر آشنا می کنه همگی آموزنده...

به حدی اجرا گیرا بود که کل سالن به مدت یک ساعت و ده دقیقه سکوت محض بود...
عالی بود عالی ...
اگر می خوایم برای دل خودتون وقت بذارید حتما خاموشی دریا ببینید...
نمایش خاموشی دریا یک اقتباس آزاد موفق است آن هم در دوره‌ای که بازار اقتباس های دم دستی و سرسری از رمان های بزرگ جهان داغ است. دکور صحنه نیز با دقت و ظرافت طراحی شده است همه چیز در سر جای خود، یک زندگی ساده فرانسوی را نشان میدهد . نمایشی عاری از شعارزدگی است که با بازی سکوت های هنرمندانه اش و دیالوگهای مونولوگ وارش هفتاد دقیقه جذاب و قابل تامل را برای مخاطبین خود رقم می زند. و می توان حتا چندین بار به تماشایش نشست مثل موسیقی که گوش دادن به آن تکراری نشود.
نمایش بسیار زیبایی بود
ولی خنده گاه و بیگاه بیننده ها تماشاگرا واقعا جو رو بهم میزد ، به نظر من این یه نمایش کاملا جدی بود و جای خنده داری نداشت .
آخ آخ گفتید
امان ازین خنده ها و قهقه های بی مورد
توی همین نمایش منم شاهد اینگونه رفتارها بودم
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زین حسن تا زان حسن صد گز رسن!
در شبی که قرار بود حسن روحانی با لباس بنفش رنگش روبروی دوربین تلویزیون بنشیند و ترامپ با کراوات قرمز رنگش در آن سوی جهان ،تحریم های جدیدی را علیه ایران امضا کند، با موبایل خاموش به توصیه یاداشت یکی از دوستان تیوالی به تماشای نمایش زیبا و در خور تحسین "خاموشی دریا" نشستیم!
یک افسر نازی بعد از اشغال فرانسه برای ماموریتی آمده است درون خانه زوج فرانسوی زندگی کند. روح فاشیسم در قامت جوان آلمانی شاعر مسلک ( با بازی دلنشین شهرام حقیقت دوست) با تمام وجود وارد زندگی زن و شوهری فرانسوی می شود که تا پایان نمایش خاموش و آرام، عاشقانه ای را رقم می زنند که در هیچ صدایی به این زیبایی نمی توانید بیابید.
پاریس پایتخت عشق جهان با آن نماد های جاودانه اش حالا افتاده است دست نازی های خشنی که درست است همه چیز یک ابر انسان از دیدگاه ... دیدن ادامه » خودشان را دارا هستند اما همیشه به آن، به آن چیزی که در وجود پاریس هست و خودشان از آن بی بهره اند غبطه می خورند. افسر نازی با دیالوگ های قوی و اجرا های قوی تر شهرام حقیقت دوست، تمام غرور زوج فرانسوی را زیر پاهایش له می کند. با تمام توان آن ها را به سخره می گیرد، دشنام می دهد و تا آنجا پیش می رود که حتی از آن ها می خواهد معاشقه های شبانه اشان را بلند تر انجام دهند تا او بتواند بشنود! " اصلا چگونه می شود کاری به این سختی را بی صدا انجام داد؟" تو گویی فروید دارد از نگاه خودش شاهزاده کوچلوی آنتوان دوسنت آگزوپری را به سخره می گیرد. دو رهیافت(approach ) کاملا متفاوت به مقوله زندگی. تقابل جنگ و صلح . تقابل سکوت و فریاد. تقابل نیستی و هستی . تقابل لذت جویی و عشق .
در این بخش و چگونگی به تصویر کشیدن این دو رهیافت و نگاه به مقوله زندگی، دوستان نوشته های زیبایی دارند و گفتنی ها را به خوبی عنوان نموده اند که پرداختن بیشتر به آن شاید تکرار مکرارت باشد (توصیه می کنم یاداشت خانم ثانی را در همین صفحه مطالعه کنید).
دیالوگ های زیبای کار نیز بسیار زیاد است و با توجه به شرایط کنونی کشور مان و "فریادهایی که همه ی ما در سکوت دیوانه وار ، آبستن آن هستیم" نیز شاید گفتنش در این یاداشت چندان مورد توجه نباشد. اما آنچه که مرا بیش از همه تکان داد این بخش از دیالوگ های افسر نازی بود. جایی که رو می کند به زوج جوان و بر سرشان فریاد می زند:
من از رئیس جمهور شما متنفرم، من از رئیس جمهور شما متنفرم ! می دونید چرا؟ چون که مثل ترسو ها کشورش رو تسلیم نازی ها کرد! چون غرور شما رو له کرد! بعد خود ش ادامه می ده: " راستی اگه فرانسه تسلیم نمی شد چی از پاریس می موند؟ تو این جنگ چی از ایفل می موند؟ چه از اینهمه زیبایی می موند؟
پاریس تسلیم شد. رئیس جمهور ترسوی فرانسه دستان کشورش را بالا برد. چون نه به ذات جنگ اعتقاد داشت و نه می خواست اینهمه عشق اینهمه تاریخ ، اینهمه هنر این همه شعر ، اینهمه ضربان های قلب عاشقانه ، اینهمه تصویر، زیر تانک ها و گلوله های مغرور نازی ها متلاشی بشود.چون اعتقاد داشت روح پاریس بزرگ تر ازآن است که در سکوت از بین برود. چون مطمئن بود که فرهنگ چیزی نیست که بشود آن را استثمار کرد. سکوت معنا دار بازیگران فرانسوی در طول تمام نمایش، زندگی عاشقانه بدون صدایشان، آرامش انسان وارشان، هنرشان، فرهنگ شان، روزنامه خواندن مداومشان و.... همه ی و همه چیزی نبود که بتواند زیر یوغ نازی های مغرور تا ابد باقی بماند. سکانس پایانی نمایش را به یاد بیاورید. جایی که افسر نازی پس از مدتی دوباره به خانه زوج فرانسوی بر می گردد. شروع به گریستن می کند و می گوید " من رو مسخره کردند. همه شون من رو مسخره کردند وقتی از اتحاد شیرین فرانسه و المان سخنرانی کردم و روح فرانسه را در سخنرانی ام گنجاندم( نقل به مضمون). مسخره ام کردند و گفتند این همون چیزیه که باید سربازان نازی ازش دوری کنند. این هنر، این فرهنگ درست مثل اب، آرام آرام به تمام سوراخ ها رخنه می کنه و آن را لبریز می کنه. سربازان نازی را باید از آن دور داشت.
آن خانه فرانسوی با آن موسیقی های دلنشین سر هر وعده غذا، آن تابلوی نقاشی میخ شده به دیوار و آن شراب های سرخ جرعه جرعه نوش شونده ی عاشقانه اش ، تنها جایی بود که با تمام سکوتش، ترکش برای افسر نازی سخت و غیر قابل انجام بود.
تصویر آخر نمایش یک قاب بزرگ از تمام دیوار روبروست که یک تابلوی زیبای نقاشی روی آن آویزان است. دیواری سوراخ سوراخ که جای گلوله در همه جای آن مشخص است .دیواری پر گلوله که تابلوی زیبا بدون هیچ سوراخی ، بدون هیچ نشانی از جنگ روی آن مانده است. یاد سکانس ابتدایی فیلم پیانیست می افتم جایی که دوربین روی پیانو زوم کرده است و آدرین برودی در حال نواختن است. صدای تانک و تیر اندازی در پس زمینه است. تا جاییکه تانک مستقیم به خانه حمله می کند و تمام شیشه های منزل فرو میریزد.
نمایش تمام می شود و همه برای گروه نمایش کف می زنند. با همسرم و دوستان همراه مان می رویم می نشینیم در یکی از رستوران های پارک ایرانشهر و غذا سفارش می دهیم. تلویزیون بزرگی بالای سرمان روشن است. رئیس جمهور ما حسن روحانی دارد صحبت می کند. جوری می نشینم که صندلی ام پشت به جناب روحانی باشد. ایشان دارند درباره آمریکا و زیر بار نرفتن ملت بزرگ ایران مقابل زورگویی های آمریکا سخن می گوید. کانال تلگرام بی بی سی تصویر ترامپ را پخش می کند در حال امضای تحریم ها. شروع می کنیم به سالاد خوردن. به گوش ندادن صحبت های آقای رئیس جمهور که تسلیم نمی شود. به شاخ و شانه کشیدن های ایشان برای آمریکا. ما داریم در باره مهاجرت همیشگی از ایران با هم صحبت می کنیم. دوستانمان برای هلند، ما هم برای گوشه ای دیگر از جهان. صبح در خبری خوانده بودم یک میلیون پانصد هزار نفر از ابتدای سال جاری پرونده باز مهاجرتی در سفارت خانه های مختلف دارند. به احتساب حدود 7 میلیون ایرانی که قبلا مهاجرت کردند حالا به اندازه یکی دو کشور، ایرانی تا سال آینده از اینجا رفته اند. روحانی مردم را دعوت می کند به صبوری، به زیر بار نرفتن، به مشت محکم زدن به دهان آمریکا. تهران تسلیم نمی شود. پاریس تسلیم می شود. پاریس باقی می ماند. نازی ها می روند. تهران ذره ذره آب می شود. ما دسته دسته می رویم. ایران قطره قطره تمام می شود. رئیس جمهور ما تسلیم نمی شود. سرمایه های ما که نتیجه بیست سال کار و تلاش بود طی یک هفته به یک سوم تنزل میابد.
از جیب مردم باد به غب غب دادن زیبا نیست آقای رئیس جمهور. کاش کمی هم به جای حقوق تاریخ می خواندید.کاش کمی تئاتر می دیدید. اصلا شما دعوتید به تماشای خاموشی دریا. شب به خیر اقای رئیس جمهور . ما خسته ایم. نسل من خسته است آقای رئیس جمهور.
پی نوشت: در پایان از همه ی دست اندر کاران این نمایش تشکر می کنم و معتقدم این نمایش یکی از بهترین کار هایی بود که در امسال به دیدنش نشستیم. توصیه می کنم دوستان علاقمند حتما این نمایش را ببینند و از ان لذت ببرند.
چه حسن تعلیل زیبا و غم‌انگیزی ... و البته چه تقارن یاس‌آوری ...
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
جناب اقای رزمجوی عزیز
بسیار سپاسگذارم از دعوت مهربانانه شما
باعث افتخار بنده است که زحمت شما و گروه محترمتان را از نزدیک شاهد باشم.
حتما در اولین فرصت (بعد از تعطیلات) تلاش می کنم که به تماشای نمایش گروه بنشینیم و لذت ببریم.
آرزوی موفقیت برای شما و همکاران ... دیدن ادامه » محترم تان
ممنون از دعوت شما
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
جناب علیزاده نازنین سپاس از مهر و حسن توجه شما
حضور شما سروران و اهالی هنر مایه مباهات و دلگرمی گروه آرتا میباشد.
هر زمان که دستور فرمایید در خدمتتان هستیم.چشم انتظار دیدارتان در خانه نم زده مان هستیم :)

۰۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی تئاتر خاموشی دریا

سکوت سرشار از ناگفته هاست و قصه ی داستان ما سکوت بود.سکوت میان نت های موسیقی اگر نباشد،زیبایی گوش را نوازش نمی دهد.
ابتدای تئاتر غرق میشی در سکوت زوج جوان مقابل فریادهای افسر آلمانی خشن،سکوت بعد از مدتی آزاردهنده میشود و تو به عنوان تماشگر از غرور خورد شده ی فرانسوی زن و شوهر آزار میبینی،منطق آلمانی افسر مقابل گرمای عاشقانه ی زوج فرانسوی و ادبیات و هنر قرار میگیرد.
افسر مقابل سکوت آنها خودش را فریاد میزند و حتی لحظه ی شکستن سکوت زن از او میخواهد ساکت باشد.و کم کم از هنرش میگوید از روحش که دنبال عشق بود و حسرت گرمای یک خانه.
چه فریاد بزنی چه سکوت کنی،مهره ی شطرنجی هستی که حرکتت میدهند،نه وزیر و شاه،تنها مهره ای که هستی سرباز است و این میان تنها عشق و محبت و هنر راه نجات بشریت است،به زیبایی همان تابلو و امیدی که در رحم زن ... دیدن ادامه » نطفه بست...

خاطره اسدی سکوت را به حدی زیبا بازی کرد که باورکردنی نبود.و شهرام حقیقت دوست فریاد را به حدی زیبا بازی کرد که باور کردنی نبود.
از تمام عوامل بابت حس نابی که با دیالوگهای زیبا به من منتقل کردند تشکر میکنم.روزهای پایانی را از دست ندهید،حیف ازین سالن که پر نشده بود،حیف...
چقدر اینکار خوب بود
۲۶ آبان ۱۳۹۷
آره.ازون کارهایی که مثل یه کتاب خوب میره کنج قلبت تا هر از گاهی بهش فکر کنی
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پاسخ متن/اجرا به این پرسش ها بسیار در فهم جهان اثر راهگشا خواهد بود:
1.چرا زوج فرانسوی سکوت را برمی گزینند؟ و چرا گستره سکوت روابط آن دو را هم در بر می گیرد؟
2.چه چیزی سکوت از سر تسلیم و انفعال را از سکوت هنرمندانه و زیبا جدا می کند؟ مرز انفعال و کنش وری خاموش چیست؟
3. و این که این سکوت از کجا می آید و عامل نجات بخش چیست؟
پاسخ ها را از خود متن/ اجرا باید بیابیم.
1. دولت فرانسه تسلیم می شود، آلمانی ها پا به خاک فرانسه می گذارند و افسران شان را راهی منازل فرانسوی ها می کنند. واکنش اول می تواند طغیان باشد: راه ندادن افسر به خانه، مقابله کلامی و عملی با زیاده گویی و زیاده خواهی های افسر. نتیجه عملی چیست؟ زندانی شدن، مرگ و دوری از دیگری، اگر چه رضایت خاطر فرد از عامل بودن را هم به همراه دارد. حالا ببینیم انتخاب این زوج چیست؟ سکوت و نادیده گرفتن. تداوم زندگی ... دیدن ادامه » روزمره در سکوت و زایندگی در خاموشی. دو نفره زیستن در یک جمع سه نفره. نادیده گرفته شدن، حتی افسر معتقد و خوش سخن و پرحوصله ی نازی ها را هم به ستوه می آورد. عدم دریافت پاسخ حتی کلام برّنده او را هم می بُرَد.
2. پاسخ به نظرم، ایستادن سر اصول و خطوط قرمز است. خانواده و رابطه زناشویی و حفظ حریم آن یکی از اصول است. مرد گفتار نامحترمانه افسر به زن را تاب می آورد، زن، قدم زدن صبحگاهی با افسر را تاب می آورد، اما ورود به حریم زناشویی را نه. پرده های بلند سفید- جز در شب مستی افسر - تا هنگام حضور افسر بسته می ماند و با رفتن/مرگ او کنار می رود. کلید اتاق خواب در جیب افسر است اما دیوار سکوت بلندتر و ضخیم تر از آنست که او بتواند به آن ورود کند.
اصل دیگر همراه نشدن با دشمن است. حال که توان/ امکان مقابله با دشمن نیست، لااقل می توان با او هم کلام و هم راه نشد. دست ندادن مرد با افسر آلمانی در هنگام خداحافظی ، جلوه ی تمام پای بندی به این اصل است.
اگر چه به نظرم این تداوم زندگی- یعنی همان ایده دو نفره زیستن در یک جمع سه نفره - می توانست با جزییات و مصادیق بیشتر و متنوع تر _که حامل نوعی کنش وری و حفظ و حراست از باورها و داشته های فرهنگی و دینی این زوج باشد - هم پرداخت شود.
3. در این جا به نظرم متن/اجرا دچار ابهام/ لکنت است.
آیا عظمت فرهنگ و هنر فرانسه یا به تعبیر خانم ثانی ،کشف دگرگونه هنر و شاعرانگی هنر ، عامل پیروزی بخش است؟ نشانه هایش در متن کمرنگ و کم اثر است.
آیا فروریختن نظام باورهای شخصی افسر آلمانی پس از بازگشت از پاریس و مواجهه وی با حقیقت اشغال نظامی پاریس در نگاه حکومت نازی و آن انتخاب دور از انتظار پایانی اش، نقش آفرین اساسی ست؟
آیا این قدرت ویرانگر سکوت و نادیده گرفته شدن است که نجات بخش و راهگشاست؟ درخشندگی تابلوی انتهای سالن در پایان اجرا گواه این فرض است: زنی با دست زیر چانه و نگاهی نافذ و خیره.
شاید پاسخ همه موارد باشد اما این از قدرت تاثیرگذاری ایده ناظر متن بر مخاطب می کاهد.
در رابطه با گزینه دو که اشاره کرده بودید در جایی افسر از خانم میخواهد لباس قهوه ای نپوشد و پیشنهاد شاید زرشکی! , و تا پایان داستان تقریبا ما خانم رو با لباس زرشکی میبینیم ,
صورت عمل خانم و آقا یکسان است " سکوت "ولی از انجا که دیالوگ پشت پردی ای هم بین ... دیدن ادامه » آن دو صورت نمیگیرد ما از احساسات و درون زن و مرد بیخبریم, من شخصیت زن را کمتر مبارز دیدم و بیشتر حس دلسوزی, شاید بنوعی , و کم و بیش ناشناخته ای آلمانی و تا حدودی احساساتی که به حریم خانه امده .
و علاوه بر تحلیل زیبای شما نکته ای هم در مورد افسر آلمانی , مهم نیست شما با چه نیتی قدم در راه جنگ میگذارید, حقیقت تلخ جنگ ورای تصورات سربازان پیاده صفحه شطرنج است .
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
آقای فتحیان عزیز ، به نظر من برای شماره ی 3 مطلبتون ، "سکوت" یک وضعیت ست .. در قبال بحرانی که در ظاهر ، شکست و تسلیم را تداعی می کند . وهمانطور که در صحبتهای افسر آلمانی بود، وقتی حکومت فرانسه، کشور را تسلیم نازی ها می کند، برای رفع ابهام ِاستیصال یا ... دیدن ادامه » انتخاب ، نیازمند کنشی فعالانه ست نه انفعال...و سکوت کنشی سیاسی و مبارزاتی ست ...
و در طول نمایش می بینیم که بااشاره های مستقیم افسرنازی ،چقدر این روش موثربوده و درعین ِاینکه عاری از خشونت ست اما پیروزمندست .
درعین حالی که شخصا اعتقاد دارم "سکوت" نوعی دیالوگ ست ... به شکلی دیگر .. گاها رساتر ازهر سخنی و موثرتر از گفتمانی .. سکوت، هنر وعشق، دراین نمایش مسیرهای فعالانه ی مبارزه علیه خشونت ،تجاوز و جنگ ست ... هرسه در یک وحدت ِتاثیرگذار نهایت وضعیت بحرانی را مغلوبه می کند .
به نظرم نویسنده برای انتخاب چنین وضعیتی هوشمندی بسیاری داشته است .
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
سرکار خانم ثانی
از نکات دقیق و راهگشایی که برای پرسش سوم آوردید بسیار سپاسگزارم.
جناب حامی
در مورد زن با شما موافقم، او در کنار ایستادن پای اصول، نگرش انسانی به افسر آلمانی دارد. توضیحی که درباره ی افسر آلمانی دادید هم کاملا منطبق با نشانه های اجراست: ... دیدن ادامه » صحنه شطرنج بازی پایانی، صفحه چیده شده، صدای شلیک و حذف سرباز از صفحه شطرنج.
سپاس از شما
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاموشی دریا کار فاخر و زیبایی است.
متن با بازیها و طراحی مناسب جلوه‌ پیدا کرده است.
به نکات ارزشمند اجرا در کامنتها اشاره شده و من تکرارشان نمی‌کنم.
متن بعد از تماشا تا مدتها در ذهن خوانده و بازسازی می‌شود. سکوت دو شخصیت در شرایطی که هر ایرانی را به فریاد و سبنه‌سپر کردن وا می‌دارد، برای ما دردناک به نظر می‌آید. اصلا شوک می‌شویم... له می‌شویم زیر فشار تحمل ذلت و خواری.... به نظر ما مرگ باافتخار بهتر از زندگی خفت‌بار است. اما در این متن زندگی است که تقدیس می‌شود... حیات که شگفت‌انگیزترین و ارزشمندترین چیز دنیاست نگه داشته می‌شود... و به خاطر تقدسِ تن آن را از دست نمی‌دهند...
به نظر من این تضاد فرهنگیِ دنیای متن با دنیای واقعی ما از زیباترین قسمتهای نمایش خاموشی دریا بود...
دریا هم که باشی گاهی باید خاموش بمانی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان پیشنهاد میکنم حتما این نمایش رو ببینید به هیچ عنوان اجرای فوق العاده جناب حقیقت دوست رو از دست ندید ارزش چند بار دیدن را هم داره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"وقتی جنگ مغلوب ِشاعرانگیِ هنر می شود"

"خاموشی دریا" تلاقی ِهنر و جنگ ست، و تلاشی برای مغلوب کردن آن .. آنچنان‌که "باخ " می تواند روح ِخشونت را آرام کند و به سمتی از صلح و دوستی ببرد که دیگر مرزی برای نژاد و ملیت وجود ندارد و شاعرانگی، راز گمشده ی جهانی باشد، برای انسانی تر شدن و آرامش..
هنری که مرز نمی شناسد، یک فرانسوی موسیقی دلپذیرترین اوقاتش، ازهنرمندی آلمانی ست و یک آلمانی درتمام عمرش، شیفته ی عظمت هنر فرانسه .. تمام جهان، با هنر یکپارچه است .
"خاموشی دریا" اقتباسی آزاد از رمانی ست که در اوج جنگ جهانی دوم، و اشغال فرانسه به رشته تحریر وچاپ درآمد وادبیات نقشش را در مبارزه با خشونت، کشتار و تجاوز بار دیگر برای مردم سرزمین های اشغالی و جهان با انتشار امید و پایداری ایفاکرد، رضا گوران با قلم هنرمندانه ی خود وصف دیگری از آن را نگاشته ست. جملاتی که درتمام متن، مفاهیم ِخود را ساخته وپرداخته و دست آخر به اوج می رساند .
متن، پیش از هر واکنشی به ضد جنگ، کشف دگرباره ی هنرست که اینک نمادی از جنبش ِمقاومتی ست که بر شرو پلیدی و ویرانی، پیروز می شود.
دیالوگ ها، در بزرگداشت و ستایش‌َست ، چه در ستایش ِآلمان وفرانسه وهنر، آزادی، شکوه و شعر وچه در ستایش سکوتی که پرمعناترین راه مبارزه می شود.
خاموشی دریا، موج های پنهانی ست که به قدرتمندی ِطوفان تاثیرگذارست وقتی وسیع، متحد و هدفمند باشد.
شهرام حقیقت دوست، عنصرفعال و گرم ِنمایش ست، رگ ِجریان پرداز که به زیبایی می تواند تمام احساسات، اعتقادات وموقعیت ِلازم را، از یک ایدئولوژی و آرمان، به واکاوی محتوایش تا نتیجه منتقل کند، و دست آخر خونش را بر جای جای آن، جا بگذارد.."افسر ابرناک " سمبل آلمانی ست که تمام دوره ی جنگ جهانی دوم را ترسیم می کند .. تمام جوانانی که هدفشان ساختن واعتلای زندگی بود نه مرگ و ویرانی ..
خاطره اسدی و علیرضا آرا در نقطه ی سرد وخاکستری اجرا هستند اما آنقدر حرفه ای اند که بازی هایشان سرشار از دیالوگ ست ...و مکملی برای روند اجرا ..
"خاموشی دریا"، نمایشی ست که باید دید، نه تنها برای انزجار از جنگ و ویرانی و تباهی میلیون ها انسان بیگناه، نه برای مقاومت وپایداری در برابر تجاوز، سرکوب و اشغال باهر ایدئولوژی ؛ باید دید تا به عمق هنر، وتاثیرش در روان آدمی، و در بزرگترین مخاطرات ِزندگی پی برد و ضرورتش را لمس کرد .. بستری که می تواند انسان هارا با تمام تفاوت‌ها و اختلاف‌ها در صلح و آرامش درکنار یکدیگر نگه دارد ..و در برابر هر افراطی گری، مقاوم و پایدار، حفظ کند.
"هنر، مسیر روشنفکری برای تک تک افراد جامعه ای ست که میخواهند آزاد،مترقی و باشکوه باشند ."
واین اتفاق ِزیبای ِخاموشی ِدریاست ..

نیلوفرثانی
گروه ... دیدن ادامه » نقد هنرنت
9مرداد 97
بانو جان بهتون افتخار می‌کنم که تو این وضعیت اقتصادی چراغ تئاتر رو روشن نگه می‌دارید.
۱۳ مرداد ۱۳۹۷
اینک ، غروب روز نبرد است و ، ای دریغ
کز آن سپاهیان دلاور نشانه نیست
آنان به زیر خاک سیه خفته اند و ، مرگ
جز پاسبان این افق بیکرانه نیست
این اشک ها که دیده ی مادر فشانده گرم
بیهوده بر مزار جگر گوشه ها ی خویش
فردا ، گواه جنبش خشمند و انتقام
خشمی که زود می ... دیدن ادامه » درود خوشه های خویش
نادرپور
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
درود و سپاس بهراد گرامی
۲۰ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید