تیوال نمایش فهرست
S2 : 15:26:07
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ خرداد تا ۳۱ تیر ۱۳۹۴
  ۲۱:۰۰ و ۱۷:۳۰
  ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: معصومه ایرانشاهی، مهسا باقری، آیدین بهاری، سارا پورسرخ، بهرام تیغ نورد، نواب ثریا، فتانه حقی مروارید خردمند، علی خسروجردی، ثمین رادنیکنام، بهار رضی زاده، مینا زرنانی، علی زند، هلما زینلی، محمدحسین سعید، میناسیدین آزاد، پرستو شهپری، ندا عقیقی، رضا عابدینی، آوا علیمردانی، بابک قادری، پوریا قاسمی پور، امیراحمد قزوینی، مرتضی کازرانی نژاد، سالومه کرونی، شوکا کریمی، سیاوش محمودنژاد، ماکان محمودی، تورج ناصری ملکی، بیتا نجاتی، میلاد نصرالهی، آذین نظری، علیرضا وحدی و ایلیا نصرالهی

: رضا ثروتی
: رضا ثروتی، امیر احمد قزوینی، پیمان قدیمی

: مجتبی تهوری
: رضا ثروتی
: ندا نصر
: سارا اسکندری
: رضا ثروتی
: بامداد افشار
: داود خردمند
: آوا علیمردانی
: حنیف بیگلری
: رضا ثروتی
: سعید غفاری
: محمد صادق زرجویان

: نورالدین حیدری ماهر
: مجید عبدی
: امیر احمد قزوینی، سارا پور سرخ، مجتبی تهوری، امین احمدلو، صفا کامدیده
: حامد احمدجو، مجتبی خلیلی

: امیر امیری
: مهشاد مخبری
: محمدرضا محمودی
: راحیل مرشدی

: مریم نراقی
: ایلیا شمس
: دیانا فتحی
: مهرداد متجلی

: صفا کامدیده،‌ ندا عقیقی، امین احمدلو
: پیمان قدیمی
: آرتی مانبرداشتی آزاد از نمایشنامه ی فهرست اثر تادیوش روژه ویچ با ترجمه محمدرضا خاکی

«فهرست» روایت رهبر ارکستری است که در صدد ساخت قطعه‌ای برای مردگان است؛ قطعه‌ای که او را به انزوا می‌کشاند و با مردگانش مواجه می‌کند.

یادداشت کارگردان:
وقتی آدم ها می میرن صداهاشون کجا می ره؟
قسم به موسیقی، به آواهای آسمانی، قسم به دست های مادرم، به پیشانی ترک خورده ی پدر، قسم به رنج، قسم به بی خوابی، قسم به تماشاگری که می خندد، می گرید، قسم به بازیگرانم که هر چه دارم از آنهاست، قسم به عشق که در نگاه تک تکشان موج می زند، قسم به لرز، به گریز از خستگی، به شره های عرق، بر بدن های کوفته، قسم به شهیدان صحنه؛ به آنها که با فقدانشان جهانم را تاریک تر کرده اند، قسم به مرگ که نطفه زندگیست، قسم به تیاتر که میراست و زنده می کند، قسم به فهرست شهیدان صحنه؛ حمید سمندریان، محمود استاد محمد، مصطفی عبدالهی، بهرام ریحانی... قسم به خنده های مجید که بعد  رفتنش، مثل قهرمان فهرست؛ افسرده بودم و منگ، در رمز مرگ، دست و پا می زدم و خوابم نمی گرفت، قسم به نفس های ملتهبش، پشت شیشه های سرد، قسم به قلب، که ناگهان تپشش ایستاد و جعبه سیاه تیاتر، به یکباره تابوت شد برای من، قسم به تیاتر که روح و جان و خونم را تبخیر می کند، قسم به تیاتر که از پس هر کار، احساس می کنم بیشتر از همیشه به مرگ نزدیک شده ام.

قسم به صدا که هرگز نمی میرد،؛ به بازیگرانم، عاشقان تیاتر که خداوند به من هدیه داده است؛ عشاقی که هنوز بیماری تیاتر سرزمینم، در تن و جانشان رسوخ نکرده، قسم به آنها که صداقت چشم هایشان، مرا دوباره به روی صحنه بر می گرداند، قسم به عزیزانم که ایثارگرانه، تکه هایی از تن و جانم را با شما تقسیم می کنند، قسم به ایلیا، به فرشته کوچک، که تعبیرش از حرف هایم را اینگونه تحریر می کند؛
و خداوند آواها را دوست دارد و خداوند تیاتر را دوست دارد. 

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود


با صندلی: ۲۵.۰۰۰ ‌تومان
بدون صندلی: ۲۰.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش فهرست / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش فهرست (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش فهرست (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش فهرست / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش فهرست | عکس نمایش فهرست | عکس نمایش فهرست | عکس نمایش فهرست | عکس

اخبار وابسته

» یادداشتی از رضا ثروتی: دردا و دردا و دردا...

» ثروتی: بیش از تکنیک و تجربه، روی اخلاق دست گذاشتم/گفت‌و‌گو با کارگردان نمایش «فهرست»

» چرا اینچنینیم!: گفت‌وگوی رضا ثروتی با اسما خوش‌مهر درباره حواشی تئاتر

» لیلی گلستان: تئاترمان کم از سینمایمان ندارد

» نمایشی که حال‌مان را خوب می‌کند

» یادداشت پرویز پورحسینی بر نمایش "فهرست"

» یادداشت رضا آشفته بر نمایش "فهرست"

» یادداشت رضا ثروتى به بهانه زادروز محمد شیروانى

» یادداشت حسین علیزاده برای نمایش فهرست

» چکناواریان در «فهرست» هنرپیشه شدن

» یادداشت شهرام مکری درباره نمایش فهرست اثر رضا ثروتی

» نوشته بهمن فرمان آرا درباره نمایش فهرست اثر رضا ثروتی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اینا دستامن
من دستامو تکون میدم . . .


دستای من؛
انگشتام
دستام زنده است
هر کاری و که بخوام می تونم با دستام انجام بدم

می تونن یه نفر رو بغل کنن
می تونن جمجمه ی یه آدمو خوووورد کنن
می تونن نوازش کنن . . .

می تونن پلکاتو ببندن
می تونن چراغ و خاموش کنن .
حق با پسرمه... سوسیس‌ها موجودات غمگینی‌اند...
حق با پسرمه... سوسیس ها موجودات غمگین ان
۲۱ تیر ۱۳۹۴
حق با شماست :)
۲۱ تیر ۱۳۹۴
آقای حسینی عزیز
خانم قمبری عزیز
سپاس از توجه شما
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صداها یه جایی توی هوا باقی می مونن،
فقط کافیه پلکاتو ببندی و بهشون گوش بدی.
مثل صدای باد.....


من هیچ وقتی برای تلف کردن ندارم... اگه منو دیدی بگو از کدوم طرف رفتم



حاضر بودم به خاطرت با تمام دنیا بجنگم، تمام روز خودمو بزنم به مریضی تا همه روز تماشات کنم تو همه چیزی بودی که من از این دنیا می خواستم و چقدر به خاطرت رنج کشیدم...
سه اصل در تربیت سگ اهمیت داره
درد بکشه
درد بکشه
و اینکه... درد بکشه
لحن گفتنش مهمه.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر دنیا عوض شده
آدما به درد و رنج کَساشون بی تفاوت شدن...

آدما به درد و رنج کساشون بی تفاوت شدن
۱۰ تیر ۱۳۹۴
جناب ضیایی پور نوشته اول و برداشت شما , هم بسیار به اصل نزدیک بود .. :)
۱۰ تیر ۱۳۹۴
ممنون ماریلیون عزیز
بله شاید ... :)
۱۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیزی بگو...
یه چیزی بهش بگو...
یه چیزی بگو بذار بمونه...
یه زنو اگه چندین بارم ولش کنی باز برمی گرده... اما اگه خودش بره... میره و دیگه پشت سرشم نگاه نمی کنه...
و این دیالوگ محبوب آیدا خمان

و من
۲۸ خرداد ۱۳۹۴
@محمد پارسا : :||
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
افتضاح به تمام معنا
۰۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-آقا میشه بهم کمک کنی؟ شما منو ندیدی؟

-آقا من وقت برای تلف کردن ندارم. اگه منو دیدین میشه بگین کی و از کدوم طرف رفتم؟

-آقا اون نمیدونه خونه اش کجاست، نمیدونه اسمش چیه. میشه اگه دیدیش بگی من نگرانشم؟

-تو هم منو نمیبینی...تو هم منو نمیبینی...
-آقا میشه بهم کمک کنی؟ شما منو ندیدی؟
(دقیقا باید دنبال خودمون بگردیم)
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
وَه چه بی رنگ و بی نشان که منم
کی ببینی مرا چنان که منم
....
دیالوگ زیبایی بود و انتخابی زیباتر
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
این دیالوووگ این بازیو خیلی دوست داشتم
۰۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

- تو چه بلایی سر خودت اوردی؟ چرا انقدر موهات سفید شده؟

- من مُردم... خیلی وقته که مُردم

- چرا گریه نمیکنی؟ گریه حالتو خوب میکنه

- نمیتونم...

میدونی چطوری میفهمن یه درخت چندسالشه؟؟؟ اونو قطعش میکنن و خطهای رو بدنشو میشمرن...

کسی منو جایی ندیده؟!!
میشه اگه دیدینش
بهش بگین نگرانشم ...
کسی منو ندیده؟
-آقا میشه بهم کمک کنی؟ شما منو ندیدی؟

-آقا من وقت برای تلف کردن ندارم. اگه منو دیدین میشه بگین کی و از کدوم طرف رفتم؟

-آقا اون نمیدونه خونه اش کجاست، نمیدونه اسمش چیه. میشه اگه دیدیش بگی من نگرانشم؟

-تو هم منو نمیبینی...تو هم منو نمیبینی...
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهر من نباید روزی تمام شود ...


چیزی که در آغاز ، پایان را ناقص احساس می کردم !


مگر می شود تصویر احساس را کشید یا حتی دلتنگی را ؟!


آرامش برای من ... صدای دست هایتان و چشمهای گرمتان است.


فهرست آنقدر به من نزدیکی از زندگی نزدیک تر...


میخواهم ... دیدن ادامه » فهرست را در فیریزر بگذارم یا در جیبم مچاله اش کنم...


چقدر روزها گذراندیم . . . چقدر شب ها را به فکر روزها سخت گذراندیم . . .

شهر من ... فهرست... نباید روزی تمام شود. جدایی از آن یک اشک گرم است.


( قسمتی از دیالوگ کار : عمو جون اینجا با زحمتش نمی ارزه.

اونا مارو یادشون میره... یادشون میره که ما یکسال تموم، شبانه روز، چه زجری کشیدیم، چه رنجی بردیم... عمو اونا مارو فراموش میکنن . . . )


این شعر از هوانس گرگوریان برای روزی این نباید اتفاق بیفتد . . . :


وقتی شهری که در آن زاده شده ای ، دیگر نیست اما
تو به زندگی ادامه می دهی.


وقتی شهری در کار نیست اما، تو هنوز هم آن را بیاد می آوری.


گمان می کنید خوابیدن آسان است وقتی گوش هایت پر است از جیغ و ؛ چشمهایت پر است از اشک...


وقتی تصویر شاد را دیگر تنها در خواب می توان دید ، گمان می کنید بیدار شدن آسان است؟



مهسا باقری - 23 خرداد 94
عالی بود این متن؛ بعد از دیدن نمایش واقعا چسبید. ممنون خانم باقری.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
من ماحصل اندیشه و ذوق و تلاش شما عزیزان را به نظاره نشستم، از هر سه آنها حظ بردم و بر حمیت شما غبطه خوردم.
دست مریزاد! از همگی تان بسیار سپاسگزارم. خدا قوت.
بنظرم نقطه اوج و فراز نمایش تا زمان اتمام آن فاصله قابل توجه ای داشت که اگر این فاصله کمتر شود تماشاگر ... دیدن ادامه » با تمام آن انرژی ای که از شما دریافت می کند بدون آنکه مثقالی جا بگذارد سالن را ترک خواهد کرد.
شما خوبان حالم را خوب کردید.
مقتدر و متعالی بمانید.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
دوست عزیز صمیمانه ازتون سپاسگذارم. خوشحالمون میکنید که تمام انرژی مارو بهمون برمیگردونید و این خستگی رو از تنمون در میاره :)
۰۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک زن رو


اگه هزار بار هم



ترکش کنی


بازم برمیگرده


اما


اگه


خودش ... دیدن ادامه » بره


دیگه هیچ وقت


بر نمیگرده.


یه چیزی


بهش بگو


بهش بگو


بهش بگو
من این دیالوگو خیلی دوست داشتم ، مرسی مجتبی .
۲۳ خرداد ۱۳۹۴
بهترین و تاثیرگذار ترین صحنه فهرست
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
ممنون minz عزیز
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز زیر دست تو نابود میشه، چون تو به هیچ چیزی اعتقاد نداری...
به هیچ چیزی اعتقاد نداری...
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک زنو اگه هزار بار هم ترکش کنی
باز برمیگرده
ولی اگه خودش بره...
دیگه هیچ وقت برنمیگرده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«هر آدمی موسیقی خودشو داره... اگه بخوای میتونی اونو بشنوی... گوش کن...»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این جا کسی می دونه وقتی آدما می میرن، صداشون کجا می ره؟
صداشون تو هوا می مونه
۱۸ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید