تیوال نمایش داستان های میان رودان
S3 : 04:25:21
امکان خرید پایان یافته
  ۱۳ بهمن تا ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: علی شمس
: داریوش موفق، رامین سیار دشتی، آرش فلاحت پیشه، اصغر پیران، سام کبودوند، فرزین محدث، آرش بزرگ زاده، هاشم آذرهوا، حمید دربانی، علی برقی
: امیر حسین شفیعی

: فریبا کامران، مروارید خردمند
: علی اصغر دشتی
: بهروز کریمی
: احمد آخوندزاده، علی شمس
: احمد آخوندزاده
: محمد شمس
: الهام شعبانی
: ثمین سالک
: محمدرضا کیوانی
: بهزاد رحمانپور
: روح الله زندی فر
: محمد فرجی، حسین بنیاد، میلاد شهابی
: هستی غیاثی، نورعلی رزاق منش، الهام آخوندزاده
: امیر قالیچی
: مهدی آشنا
: میثم رجبعلی
: مریم رضامحمدی


>> این نمایش در ایام جشنواره در تاریخ ۱۱ بهمن دو اجرا خواهد داشت، مشاهده برگه جشنواره این برنامه

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش داستان های میان رودان / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش داستان های میان رودان (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش داستان های میان رودان (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش داستان های میان رودان / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش های رقص مرگ، بی لالا و داستان های میان رودان / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو اجرایی شدن «داستان‌های میان رودان» در پایان هفته
اجرای نمایش داستان های میان رودان
شناسهٔ خبر: 3573887 - یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۷
هنر > تئاتر
نمایش «داستان های میان رودان» نوشته و کارگردانی علی شمس در روزهای پایانی هفته جاری به صورت دو اجرایی به صحنه می رود.
به گزارش خبرنگار مهر، نمایش «داستان های میان رودان» که بعد از جشنواره تئاتر فجر اجرای خود را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است در روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۰ و ۲۱ اسفند ماه در دو نوبت به صحنه می رود.

این اثر نمایشی در روزهای پایانی هفته در دو سانس ۱۷:۳۰ و ۱۹:۳۰ میزبان علاقه مندان به هنرهای نمایشی است.

«داستان های میان رودان» با بازی داریوش موفق، رامین سیار دشتی، آرش فلاحت پیشه، اصغر پیران، سام کبودوند، فرزین محدث، آرش بزرگ زاده، هاشم آذرهوا، حمید دربانی، علیرضا ... دیدن ادامه » اردستانی تا ۲۵ اسفند ماه روی صحنه است.
Saghi Afarin، Soheyla Sharif و Mandana Motaei این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی شمس از دلایل ریزش مخاطبان تئاتر گفت؛/۲
دولت به شکاف میان گروه و تماشاگر توجه ندارد/ تبلیغات فراموش شده
دولت به شکاف میان گروه و تماشاگر توجه ندارد/ تبلیغات فراموش شده
جای خالی برنامه‌ریزی برای تبلیغات شهری در تصمیم‌گیری‌های کلان مسئولان یکی از دلایل ریزش تماشاگران مخاطب به نظر می‌رسد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی شمس با بیان اینکه «دلیل ریزش تماشاگران طی ماه‌های اخیر یک کلاف چند وجهی‌ست»، گفت: نخستین نکته این است که مخاطب باید متوجه شود نمایش من روی صحنه است یا خیر؟ این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ مشکل اساسی این است که اصولا ارتباطی بین گروه‌های نمایشی و مخاطبان شکل نمی‌گیرد. بنابراین مسئله ابتدایی این است که من کارگردان مخاطب به معنای عام – نه آن عده‌ که به دیدن سلبریتی‌ها علاقه‌مند هستند – را چگونه جذب کنم؟

او افزود: برقراری این ارتباط به تنهایی کار من نیست چون اصولا مشغول کار دیگری هستم و چنین توانایی ندارم. گرچه می‌‌دانم جذب مخاطب هم به اندازه تولید اهمیت دارد.

کارگردان نمایش «داستان‌های میان رودان» در پاسخ به این پرسش که چه کمکی از نهادهای تصمیم‌گیرنده برمی‌آید؟ اظهار کرد: اساسا دولت بسیار بی‌توجه و بی‌میل به این ماجرا پیش می‌رود و شما هیچگونه برنامه‌ریزی در این زمینه شاهد نیستید. تمام توجهات به سوی گیشه و فروش معطوف شده در حالیکه معتقدم تئاتر هم مانند آموزش و پرورش ذات درآمدزا ندارد.

او افزود: طرح بحث خصوصی‌سازی، کاهش حمایت‌ها و تکیه بر فروش گیشه در چنین مقطعی به این شباهت دارد که شما اسلحه‌ را در دست یک فرد دچار افسردگی روحی‌ بگذارید؛ نتیجه این می‌شود که او قطعا خودکشی می‌کند. ابتدا باید برندسازی صورت بگیرد که یک مسئله عمومی نیست و تعداد کمی چنین کیفیتی بدست می‌آورند. امروز «علی رفیعی» یک برند است اما چند دهه سابقه پشت این ماجرا قرار دارد. جوانان فاقد امکانات ارائه خود چگونه باید چنین برندی بوجود بیاورند؟

نویسنده نمایش‌نامه «امینه» خاطرنشان کرد: وقتی می‌گوییم تئاتر باید مانند نگاه به آموزش و پرورش باشد اهمیت ماجرا روشن است و دولت اگر قصد درآمدزایی از هنر دارد برای رسیدن به این هدف بهتر است بیشتر به عرصه تجسمی موسیقی توجه کند. مثلا «بنکسی» تربیت کند و از فروش آثارش مالیات بگیرد.

شمس ... دیدن ادامه » تصریح کرد: تئاتر به میزان شرافت و تاثیرگذاری‌اش در جامعه آسیب‌پذیر است. دولت هم می‌تواند از سیاست‌گذاری کلان تا کوچک بر این روند اثرگذار باشد. به عنوان نمونه ما یک میلیون و پانصد هزار تومان از بودجه نداشته گروه را صرف چاپ بنر کرده‌ایم و یک ماه قبل به سازمان زیباسازی سپرده‌‌ایم؛ اما در تمام مدت بعد از آن حتی پاسخ ما را نمی‌دهد که سرنوشت نصب اینها چه شد و اصلا به این فکر نمی‌کنند که یک گروه تئاتر با اقتصاد ضعیف خود این هزینه‌ را انجام داده و باید پاسخگو باشند. اداره کل هنرهای نمایشی هم هیچ‌وقت برای پاسخگو کردن چنین ارگان‌هایی گام برنمی‌دارد.

این هنرمند با تاکید براینکه «اینها قاتلین تئاتر هستند» گفت: در چنین شرایطی مخاطب چگونه باید به درستی در جریان اجرای یک نمایش قرار بگیرد؟ با پخش 40 دقیقه برنامه در ساعات پرت یک شبکه کم مخاطب؟ همه این سازمان‌ها وقتی پای آثار سینمایی به میان می‌آید سرودست می‌شکنند. اینها حتی یک درصد از بیلبوردهای شهری که به تبلیغات سخیف اختصاص یافته را برای تبلیغ نمایش نمی‌دهند؛ ولی سینما به عنوان بازوی درشت تمام هنرها محل تبلیغ شهری پیدا می‌کند.

عضو گروه تئاتر «دن کیشوت» در پاسخ به این پرسش که خانواده تئاتر مخاطب را چنین تربیت کرده که حتما باید تبلیغ برپایه حضور چهره‌ها صورت بگیرد؛ بیان کرد: وظیفه دولت است که ارتباط بین مخاطب و هنرمند را برقرار کند اما اصولا اراده‌ای برای ترمیم این شکاف ندارد. در فقدان ابزارهای کلان تبلیغی شما ناچار هستید دست به هر کاری بزنید تا به مردم اطلاع دهید اجرای نمایشی در گوشه‌ای از شهر جریان دارد. این جای خالی حضور دولت است که چنین اجازه‌ای می‌دهد. به قول معروف: چو بیشه تهی ماند از نرّه شیر / شغالان درآیند آنجا دلیر!ف
ساناز فرد، Mandana Motaei و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
Soheyla Sharif این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان

۲ تا بلیت برای پنجشنبه، ۱۳ اسفند ماه برای این نمایش دارم که متاسفانه خودم نمی‌تونم برم. هر کس مایل هست لطفا با شماره ۰۹۱۴۳۱۴۹۹۳۶ تماس بگیره. ۱۰ درصد هم تخفیف داده میشه.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان

۲ تا بلیت برای پنجشنبه، ۱۳ اسفند ماه برای این نمایش دارم که متاسفانه خودم نمی‌تونم برم. هر کس مایل هست لطفا با شماره ۰۹۱۴۳۱۴۹۹۳۶ تماس بگیره. ۱۰ درصد هم تخفیف داده میشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز

با سلام و احترام

دیشب بلیت نمایش رو برای یکشنبه خریدم و رسیدش هم صادر شده اما متاسفانه برخلاف معمول ، پیامک رسیدش

هنوز به شماره همراهم ارسال نشده . از اونجایی که ضرورت نداره بلیت حتما چاپ بشه و اطلاعاتش موقع گرفتن

حضوری بلیت لازمه ، لطفا برای ارسال پیامک رسید اقدام لازم رو بفرمایید . متشکرم
درود بر شما

بدلیل برگزاری انتخابات تمامی خطوط برای ارسال پیامک برای روزهای پنج شنبه و جمعه بسته شده بودند. جهت راهنمایی می توانید با پشتیبانی تیوال تماس حاصل نمایید.

با سپاس از شما
۰۸ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود . خداقوت. لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تحریف اساس تولید تاریخ است
گفت وگو با علی شمس نویسنده و کارگردان نمایش داستان های میانرودان

نویسنده: رضا آشفته

علی شمس، سال گذشته از ایتالیا نمایش «قلعه انسانات» را با گروهی از بازیگران این کشور آورد و در جشنواره تئاتر فجر خوش درخشید و امسال در این جشنواره نمایش داستان های میانرودان را با گروهی از بازیگران شناخته شده تئاتر کشورمان آورد و متاسفانه به نظر خودش از سوی داوران این نمایش دیده نشد، اما این روزها این نمایش کمدی در تالار سمندریان علاقه مندان تئاتر را تحت تاثیر قرار می دهد. نمایش کمدی است و شوخی با سه پادشاه از آشور، کلدان و بابل صورت می گیرد. هدف پرداختن به موضوعی است که در آن بشود تفرعن، خودپسندی و خودشیفتگی را حالااز هر موضعی به باد انتقاد گرفت. در این نمایش داریوش موفق، آرش فلاحت پیشه، رامین سیاردشتی، فرزین محدث، سام کبودوند و... بازی می کنند.

چرا باید تاریخ میانرودان برای روزگار ما مسئله شده باشد؟
ابدا برای من این مسئله مطرح نبود که میانرودان چه ربطی می تواند با امروز ما داشته یا نداشته باشد. میانرودان یک بستر اجرائی است که ایده های متنی آن را تامین می کند. من در این بستر می توانم شلتاق های روایی و تکنیکی خودم را در متن بزنم. این سوال را درباره هر چیزی می توان مطرح کرد. داستان های میانرودان دارد درباره سرچشمه هایی بحث می کند که امروز مبتنی بر آنها، داشته ها و کهن روایت های جمعی ما تعریف شده. من در این بستر انیمیشنی خواستم تا اتفاقا با بازگشت به عقب و روزهای آغاز، این تنه محکم لایتغیری که امروزِ ما را ساخته، به چالش بکشم کمااینکه ادبیات و زبان هم در نمایش یک عنصر فرار و سیال است و به هر دری سر می کشد. زبان برساخته مجعولی از چندین ساحت گرامری در دستور زبان است. درحقیقت داستان های میانرودان در اسم و جغرافیای بین النهرین می گذرد ولی عملایک گشت و گذار در تمام تاریخ است و اصلاسخت نیست نشان های موجود و معاصر اکنونی را در آن پیدا کرد.

آیا تحریف تاریخ زمینه مواجهه کمدی را در داستان های میانرودان فراهم می کند؟
تحریف اساسا یکی از ارکان تولید تاریخ است. اصلایکی از چیزهایی که من دستمایه قرار دادم همین است. جمله قشنگی هست که می گوید: «ربط این داستان به اسناد تاریخی، به همان بی ربطی اسناد تاریخی است به تاریخ. اتفاقِ افتاده در تاریخ گاه به هم وزنی دلیل آن نیست... همیشه اتفاقات به همان صلابت و درشتی ای که ما فکر می کنیم، نیفتاده اند. آنچه از تاریخ به ما می رسد، گزارش مشکوکی بیش نیست. اصلاوفاداری به تاریخ اینجا موضوعیت ندارد. دستمایه ای است که من شوخی کنم و شوخی بنویسم و شوخی اجرا کنم. یکی از مقاصد من اینجا استفاده از جدیت و چهره عبوس و محتوم تاریخ در مقام تکنیک روایی برای مسخره کردن خود تاریخ است. تاریخ در بسیاری موارد رسوا تر از این حرف هاست. باور جمعی به یک موضوع، گاه تاریخ می سازد؛ ارجاع به افسانه یا اتفاقی که هرگز نیفتاده. متن و اجرا می خواهد تاریخ را دست بندازد و خر خودش را براند، که می راند البته در داستان های میانرودان، تاریخ پیش از آنکه منبع ارجاع باشد، دستمایه ای برای از نوروایی چیزهاست.

این سه پادشاه به نظر واقعیت تاریخی دارند اما شما آنها را دگرگون کرده اید. چه چیزی موجب این دگرگونی می شود؟
... دیدن ادامه » از میان این سه پادشاه فقط حمورابی اصالت تاریخی دارد، آن را هم از صدقه سر قانونی که نوشت و فرانسوی ها در شوش پیدا کردند، می شناسیم. آن دوتای دیگر جعل محض اند. اسم ها را خودم برایشان انتخاب کردم. حتی سارگون هم نام شخص است و نام قوم و قبیله نیست. سارگون آکدی است. با آن هم ور رفتم و عوضش کردم. البته اینها هیچ کدام مهم نیست. بین النهرین نسبت به ما آن قدر با فاصله ایستاده است که حقیقی یا جعلی بودن هر کدام از اینها، اتفاق مهمی نیست منتها آنچه برای من در این متن اهمیت داشت، این بود که من چطور می توانم با هرچه هست شوخی کنم و از هرچه هست، کمدی بسازم. داشتم روی این چیزها کار می کردم. اسم ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. با اسم ها هم باید شوخی می کردم، که کردم. «این رشتور» اول از همه برای من خیلی شبیه «آشور بانیپال» بود منتها اسم آشور بانیپال جدیتی ناخواسته را با خودش حمل می کرد. آن جور که می شد با اسم حمورابی شوخی کرد، نمی شد آشور بانیپال را دست انداخت. اما رشتور بهتر بود؛ ترکیبی از رشتور و ضمیر اشاره به نزدیک، فرزند آن رشتور که ترکیبی است از رشتور و ضمیر اشاره به دور.

شکل اجرا اپیزودیک است. آیا هماهنگی بین داستان ها چنین ساختاری را بر شما تحمیل کرده است؟
نه، من اصولااز نوشتن متن های چندداستانه، چندروایی و آکاردئونی لذت می برم. خرده داستان هایی که با هم یک تنه واحد را بسازند مثل آن چیز که ما در هزارویک شب، دکامرون، کلیله ودمنه و هزار اثر دیگر سراغ داریم، برای من منبع الهام و الگوست.

شما همواره در جغرافیای امپراتوری ایران قدیم حرکت کرده اید، آیا این رفتاری هویت سنجانه و ملی گرایانه تلقی می شود؟
نه، چه هویت طلبانه ای؟ هویت من به عنوان یک ایرانی مشخص است. چه چیزش را باید طلب کنم. من از دستمایه هایی که اتفاقا هویت من را به عنوان یک انسان در وهله نخست و سپس یک هنرمند تعریف می کند، استفاده می کنم. من در جغرافیایی زیست می کنم که به هستی ام مربوط است و مرا به خودش گره زده. اینها دستمایه هایی است که من باید درباره شان بنویسم... زبان فارسی، فرهنگ اقوام ایرانی و کلاکلان فرهنگ فلات ایران با تمام نقاط برجسته یا کم اهمیتش، برای من منبع تولید اثر است. من اینها را دوست دارم و می دانم چطور از آنها بهره ببرم. من به هر زبانی که غیر از فارسی هم نمایش نامه بنویسم، محل ارجاع من همین فرهنگ است. ممکن است تکنیک یا نحوه روایت کردن خرده داستانی را از یک منبع خارجی آموخته یا از آن الهام بگیرم، اما روح نهایی کاری که از دست من بیرون می آید، هویتی شبیه به خودم دارد.
کمااینکه من «دال خوتای نامک» یا همین «قلعه انسانات» را به ایتالیایی و در شهر های مختلف ایتالیا اجرا کردم، اما جان متن و جان اجرا همین رنگی بود که منم... من چیزی را که متعلق به قبیله من است و من بر آن محاطم، می نویسم؛ چیزهایی که من را ساخته؛ به عنوان یک شهروند ایرانی که در خاورمیانه رشد کرده و حالااز اینکه هست هم چندان رضایتی ندارد.

بازی با ارجاعات تاریخی و بهره مندی از شیوه های مدرن، نسبت های پسامدرن را در داستان های میانرودان برجسته می کند. شما چنین هدفی را دانسته برگزیده اید؟
قطعا همین طور است. من به نمایش نامه به عنوان محل ایجاد شگفتی نگاه می کنم. به جای پیروی از قرارداد، دوست دارم قرارداد بسازم. تئوری یکبارمصرف در متن تولید کنم و این امکان عظیم نه در زیر عنوان درام که تحت نام نمایش نامه و در لوای ایراد نظریات پست مدرن برایم میسر است. سلیقه من اخذ و کشف تکنیک یا حتی اختراع و ترکیب شکل های روایی است. اینکه چطور دست تماشاگر را بگیرم و برایش قصه بگویم، برایم مطرح است، منتها چطورگفتن این قصه محل بحث است. من روی این چطور تاکید می کنم. اینکه چطور این قصه را بگویم، باعث می شود روایت را به معنای «ژرارد ژنتی» آن به کار ببرم. استفاده از زمان و زبان در ساحت روایت در حوزه نظریه پست مدرن جای حرف فراوان دارد و من از هرچه می آموزم بهره را برای تولید متنی قابل دفاع خواهم برد. شما در فضای قلدر و بی نظیر نمایش نامه یا رمان پساساختارگرا است که می توانید مرز جهان متن را با عالم واقع مخدوش کنید. زمان روایت را نسبت به زمان حقیقی آن کم وزیاد کنید و هزار چیز دیگر. ارجاع و استفاده از هارد ذهنی و دانایی تماشاگر منبعی قابل اتکا برای رساندن منظور و اعاده تکنیک موردنظر در نوشتار متن می شود که برای من بسیار قابل اعتناست.

تئاتر بر فضا غالب است و این باز تایید تکنیکی است؟
بله. همه اینها مجموع تجربیاتی است که از فهم جهان پساساختار و پست دراماتیک نصیب آدم می شود.

طراحی صحنه فضاساز است و این شیوه برخورد چقدر فرصت ساز آفرینشی خلاق خواهد بود؟
اصولاشکل اصلی صحنه، قرابت نزدیکی با متن دارد، یعنی متن خودش پیشنهاد محکمی دارد که من چطور، کجا و با چه شمایلی اجرا شوم منتها ایده اصلی من در طراحی صحنه درنیامد. کمبود منابع مالی و هم دو اجرابودن سالن سمندریان که ما را مجبور به سازگارکردن دکور می کرد، موانع بزرگی بودند. ایده اصلی من سکویی آینه ای بود که انعکاس هر آنچه اتفاق می افتد، باشد که نشد؛ مثل انعکاس چهل ستون در آب. یا تخت سلیمان تکاب یا طاق بستان. دوست داشتم آنچه اتفاق می افتد، روی صحنه دوبرابر شود که این خودش بخشی از میزانسن بود که از دست رفت. این نیازمند مصرف روزانه حجم زیادی از ماتریال بود که از توان من و تهیه کننده خارج است. برخی اوقات باید از سر ناچاری به آنچه بر تو تحمیل می شود، تن دهی. اکثر اوقات زور چیزها از تو بیشتر است و من در حوزه های مالی و رانتی، انسان پرزوری نیستم.

بازیگران چقدر به فراخور کشف نقش، فعال بوده اند و حضور آنان را در این بازی چگونه ارزیابی می کنید؟
به طور کلی از انتخاب هایی که برای نقش ها داشتم راضی ام. من از بچه های تا بن استخوان تئاتری بهره بردم. این کار تمرین زیاد می خواست و کسی باید انتخاب می شد که علاوه بر خلاقیت فکری- بدنی، با من هم دچار مفاهمه باشد. فهم تجربی و دانایی از خصیصه هایی است که من در بازیگران این نمایش سراغ داشتم و به همین علت آنچه روی صحنه رفته، به اضافه متن و کارگردانی، محصول ذهنیت خلاق آنها و فعالیت مسئولانه شان در مقام اجرا گر است.

برجسته شدن ماسک و گریم دلیل فنی دارد یا همان بازی با تاریخ است؟
گریم هم بخشی از شوخی ما با تاریخ است. برای مثال، درباره حمورابی گریم نه یک عنصر تحمیلی یا تکمیلی، که خودِ میزانسن است یا خیلی جاهای دیگر در متن. گروه در اجرا به ایجاد و جاری کردن شوخی در تمام شئون و مراتب قائل بود و گریم هم تاکیدی بر این گفته است و من خوشحالم گروه طراحی و اجرای گریم توانست فهم درست، سریع و منعطفی از متن و اجرای متن داشته باشد.




روزنامه شرق ، شماره 2528 به تاریخ 4/12/94، صفحه 9 (تئاتر)
behrad rad، حسین پوریعقوب، مجتبی مهدی زاده و ز.خ این را خواندند
Saghi Afarin، Soheyla Sharif، Bahador Shalipoor و ر. پ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه چنین تئاتری با این سطح اجرا و نمایشنامه و این طنز سخیف، در تیوال پیشنهاد ویژه میشه و خبرنگارانی که این روزها در جای منتقد نشسته اند ازش تمجید می کنن، نشانه بدحالی تئاتر مملکت هست. باید به سوگ بنشینیم.
سخیف؟؟؟
چطور این قدر راحت به خودمون اجازه میدیم واژگان رو کنار هم بچینیم و ارزش گذاری کنیم اون هم برای زحمات سنگین یک گروه اجرایی؟
میشه گفت من این کار رو دوست نداشتم یا به این دلیل و آن یکی دلیل نمایش موفقی نیود اما استفاده از این الفاظ ناشایست و غیر ... دیدن ادامه » حرفه ایست و زننده
طوری که شما با این شدت و حدت این نمایش را سخیف نامگزاری کردید با احترام به تیاترهای آزاد و صمد وممدی کسی که کار رو ندیده باشه گمان میکنه با یک نمایش موزیکال و رقص و آواز و لودگی مواجهه.
ولی با یه نظر اجمالی به اظهارات دیگر دوستان میشه متوجه شد که خیلی ها متفاوت از شما فکر می کنند و این کار رو دوست داشتن.
من هم بسیار لذت بردم
استفاده از واژگان مختلف ساده س اما واقعن منظور شما از سخیف چیست دوست عزیز؟
در شرایطی که استفاده از پژمان جمشیدیها و ترفندهای بازاری برای جلب تماشاچی راه کار بسیاری اساتید شده چطور این نمایش رو شما سخیف مینامید؟؟؟؟؟؟
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
بله سخیف دوستان. سخیف
شما تئاتری رو که توش برای خنداندن تماشاچی به وفور از کلمه «پروستات» استفاده بشه، چه می نامید؟
تازه این مورد یکی از انبوه موارد موجود در این کار برای سخیف خوندن طنز این تئاتره
ضمنا کاری که سخیفه باید گفت سخیفه. در نقد کردن که تعارف ... دیدن ادامه » نداریم
چنین تئاترهایی در سطح تئاتر کشور مایه تاسفه
۱۰ اسفند ۱۳۹۴
من این نمایش رو دیدم،خیلی هم خوشم اومد،متن سرشار بود از نکات ادبی و اجتماعی که ذهن تماشاگر رو درگیر می‌کرد،بازی‌ها روان و زیبا بود،آکسسوار صحنه،دکور پیچیده،خلاقیت‌های بصری با استفاده از شعبده...کلی چیزای خوب...اصلاً هم سخیف نبود!!!به نظرم باید به حال ... دیدن ادامه » شما به سوک نشست که انقدر بی‌پروا یک اثر خوب رو سخیف می‌خونید!!!
گر تو بهتر میزنی بستان بزن!!!!
۱۷ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب این نمایش زیبا رو دیدم و لذت بردم. به این گروه خوب خسته نباشید میگم.
لیلى شجاعى این را خواند
نماینده گروه داستان های میان رودان و زهره این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

برنامه «نقد تئاتر» شنبه و یکشنبه این هفته به نقد و بررسی نمایش‌های «داستان‌های میان رودان» و «رقص مرگ بی‌لالا» اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، طبق اعلام تهیه کننده برنامه، با همراهی و مساعدت مدیران شبکه ۴، «نقد تئا‌تر» تا پایان امسال علاوه بر روزهای شنبه، در روزهای یکشنبه هر هفته نیز پخش می‌شود تا امکانی برای پوشش مناسب نمایش‌هایی که در پایان سال روی صحنه هستند وجود داشته باشد.

بیست و دومین برنامه «نقد تئا‌تر» در ساعت ۲۱ روز شنبه یکم اسفند ماه به نقد و بررسی نمایش «داستان‌های میان رودان» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس اختصاص دارد.

بر همین اساس برنامه روز یکشنبه نیز به نقد و بررسی نمایش «رقص مرگ بی‌لالا» به کارگردانی یاسر خاسب اختصاص دارد که اطلاعات تکمیلی آن متعاقبا ارسال می‌شود.

«داستان‌های میان رودان» نگاهی پارودیک به سه دوره شاهنشاهی دارد و در قالب کمدی، با کهن الگو‌ها شوخی می‌کند. کهن الگوهایی در حوزه‌های مختلف رفتار‌شناسی، ادبیات، رفتار مردم؛ قبل و بعد از باستان.

علی شمس، دانشجوی مقطع فوق لیسانس دانشگاه ساپینزا رم La Sapienza، علاوه بر این نمایش، تا کنون نمایش‌های «اگر شبی از شب‌های تهران مسافری»، «مخاطب خاص»، «قلعه انسانات» و «دال خوتای نامک» را کارگردانی کرده است.

داریوش موفق، رامین سیاردشتی، آرش فلاحت‌پیشه، سام کبودوند، اصغر پیران، فرزین محدث، بیژن سراجی، حمید دربانی، هاشم آذرهوا، آرش بزرگزاده در نمایش «داستان‌های می‌ان‌ رودان» به ایفای نقش می‌پردازند و علی شمس علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، طراحی صحنه و نور نمایش را انجام داده است.

این ... دیدن ادامه » نمایش تا ۲۸ اسفندماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

در این برنامه دکتر سهیلا نجم، دکتر علی قلی‌پور و علی شمس حضور دارند.

«نقد تئا‌تر» از مجموعه برنامه‌های «نقد چهار» است که ساعت ۲۱ روزهای شنبه هر هفته به طور زنده و تکرار آن پس از اذان ظهر روز بعد (یکشنبه) از شبکه چهار پخش می‌شود.

تهیه کنندگی این برنامه را مجید گیاه‌چی و اجرای آن را عطاالله کوپال بر عهده دارند.

مینا سمیع زادگان این را خواند
بیتا نجاتی این را دوست دارد
نظراتشون کاملا محترم و قابل درکه...و اما به نظر من به عنوان یک مخاطب بیشتر یک گله گی احساسی هستش که عنصر اغراق هم چاشنی آن شده که احتمالا تاثیرگذارتر باشد
من تصور می کنم اتفاقا برعکس ارج و قرب تئاتر داره روز به روز بیشتر میشه....چون امروزه مخاطبانش بیشتر ... دیدن ادامه » از بین متولدین دهه پنجاه و شصت هستند که هم جمعیت کثیری هستند و هم خیلی هاشون مجرد متعاقبا برعکس متولدین دهه های پیشین درگیر تاهل و فرزند هم نیستند و پتانسیل زیادی برای کشیده شدن به سالن های نمایش رو دارند.....چراکه فارغ از همه چیز معطوف نمودن ذهن به اجرا و متن نمایش مشغولیت خوبی می تونه باشه ...بماند که همین نسل نفرات زیادی رو هم تقدیم به عرصه هنرهای نمایشی کرده که اونها هم می تونن دغدغه های زندگیشونو در خلال اجراهاشون بیان کنن....پس هم مخاطب زیاد شده....هم عوامل اجرا....
در مورد اون قسمت هم که فرموده بودند در بهترین شرایط یک اجرا 30 روز تمرین می شود و سی روز اجرا....به نظرم بی انصافیست....همین امسال نمایش های زیادی را تماشا کردم که علی رغم اینکه دوره اجرای کوتاهی داشتند و بهای کم بلیت....حتی تا یکسال تمرین شده بود...مثل نمایش آلبوم حشرات کاری از آقای علیرضا شیخان که واقعا در نوع خودش کم نظیر و تحسین برانگیز بود.
زحمات آقای شمس قابل تقدیره ولی چیز عجیب و کمیابی نیست... هرکسی که به کارش علاقه منده با جون و دل تلاش می کنه که اثر خوبی پدید بیاره و نتیجه رضایت بخش خود صاحب اثر رو هم راضی و خشنود می کنه کم نیستن فعالان در این عرصه که واقعا از دل و جون مایه می گذارند.....به هر حال کارهای ایشون کارهای خوبی هستند ولی این لزوما به این مفهوم نیست که هر کاری اسم ایشون پشتش باشه بی نظیره و حرف نداره...بنده به شخصه نواقص زیادی در این اجرا دیدم و نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم.با توجه به کامنت های باقی دوستان هم متوجه شدم که تنها نیستم و کم نبودند دوستانی که چنین نظری داشتند....به نظرم خوبه که با فیدبک ها واقع بینانه برخورد بشه نه احساسی این کمک می کنه به این که نواقص زودتر برطرف بشه و شاهد کارهای قویتری در آینده از صاحب اثر باشیم.با سپاس

پ.ن : اگر تئاتر ما روزگار پر فراز و فرودی را پشت سر گذاشته است، به دلیل اصالت آن و حیاتی که از نفس دوستداران و فعالانش می گیرد، توانسته راه خود را ادامه دهد و این، شاید بخشی ناگزیر ازسرنوشت تئاتر باشد؛ زیرا پیتر بروک نیز معتقد است: "تئاتر این است که به این عالم صغیر مزه تند و سوزانی از جهان دیگر بدهد. جهانی که جهان ما در آن دگرگون و مستحیل می گردد."
پس چه خوب که خود آن تغییری باشیم که می خواهیم در دنیای اطراف مشاهده کنیم.
۰۴ اسفند ۱۳۹۴
خانم نجاتی عزیز
من به نظر شما به عنوان یک هنرمند و شخصی که در این عرصه حضور فعال دارد احترام قائلم و مطمئنا سرکار عالی نسبت به بنده که فقط یک مخاطبم صاحب نظر تر هستید.
البته قلعه انسانات اثر ارزشمندی و در مورد قلم جناب شمس هم موافقم.
اما همچنان در مورد ... دیدن ادامه » میان رودان همان نظر را دارم.و احتمالا من طبع متفاوتی دارم که خنده ام نمی گرفت!
البته من متوجه ریزه کاریهای متن نمایش بودم!مخصوصا اواخر پرده اول که در مورد پرو ... ت بود!!!
ولی خوب اصلا به نظرم خنده دار و جالب نبود...
و همچنان فکر می کنم نمایش های سیرک گونه و تردستی مناسب اجراهایی می تواند باشد که سرعت و شور و هیجان دارد نه نمایش های کند و آرام!
....
در پایان ابراز خوشحالی می کنم از اینکه اهل هنر از این نمایش لذت برده اند و مورد توجه شان واقع شده :-)
۰۸ اسفند ۱۳۹۴
سونیای عزیز
خیلی به من لطف دارید
امیدوارم مخاطب نمایشهایی باشید که بیشتر نظرتان را جلب کند.
۰۸ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبرگزاری مهر

آرش عباسی نویسنده و کارگردان تئاتر طی نامه‌ای به علی شمس کارگردان «داستان های میان رودان» از او خواسته است خلاقیتش را در راه دیگری به کار گیرد چون این روزها ارج و قرب از تئاتر رخت بسته است.
به گزارش خبرنگار مهر، آرش عباسی نویسنده و کارگردان تئاتر در نامه ای به علی شمس کارگردان نمایش «داستان های میان رودان» که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است درباره وضعیت این روزهای تئاتر کشور و تلاش هایی که نهایتا بی نتیجه می مانند، سخن گفته است.

در نامه آرش عباسی آمده است:

«علی شمس عزیز

اگر خاطرت باشد بعد از دیدن نمایش ات گفتم حس خوبی دارم و حسابی از اجرا انرژی گرفته ام اما واقعیت این نیست من حس خوبی نداشتم و به عکس از اینکه رفیق خوبی مثل تو تا این حد اشتباه فکر می کند نمی توانم خوشحال باشم و نمی توانم خودم را قانع کنم که آینده اش برایم مهم نیست که هست. تو ماه ها وقت و روح و روان ات را صرف نوشتن این متن دشوار کرده ای، آن هم برای تئاتری که مهم ترین جشنواره اش تو را لایق کاندید شدن هم ندانست.

تو پنج ماه وقت و هزینه و انرژی خودت و گروه ات را صرف این کار کرده ای در صورتی که اگر بیشتر به اوضاع تئاتر این دیار آگاه بودی می دانستی اینجا در بهترین شرایط ۳۰ روز تمرین می کنند و ۳۰ روز اجرا. برای تئاتر یتیم و بی سرپناه ایران که گروه هایی مثل گروه تو نه تنها حمایتی ندارند که بخشی از دست‌رنج شان را هم باید برای اجاره سالن به دولت بدهند کار کردن خودکشی است. اگر از من که به سبب سال های عمر چند پیراهن بیشتر از تو پاره کرده ام بپرسی می گویم وقت و عمرت را صرف کار دیگری بکن.

از قلم تو پیداست که حال درخشانی داری و آینده درخشان تر. گذشته درخشان تو را هم با نمایش «اگر شبی از شب های تهران مسافری» به یاد می آورم طنز بی نظیری که به واسطه تسلطت به ادبیات همان چیزی شده بود که تئاتر ایران سخت به آن محتاج بود. آن نمایش را کسی ندید، «قلعه انسانات» را هم با همه ریزه کاری های درخشان اش کسی ندید همین «داستان های میان رودان» را هم کسی نمی بیند چون تو نمی خواهی با قواعد تئاتر امروز ایران که همه می دانیم و تکرارش بی فایده است کار کنی به همین دلیل محکوم به شکستی. پس دوست و برادر عزیزم سوی چشمت را برای نوشتن در تئاتر این مُلک نگذار، خلاقیتت را جای دیگری خرج کن. جایی که ارزش اش را داشته باشد.

به ... دیدن ادامه » جای کار بیهوده نمایشنامه نویسی، داستان و رمان بنویس، فیلمنامه بنویس، تحقیق و ترجمه کن کاری کن که چند صباحی دیگر که موی سپید کردی از عمر رفته ات پشیمان نباشی. بعد از هر خلقی خالق اثر باید چنان اغنا شده باشد که تا مدت ها هوس کار کردن نداشته باشد و از کاری که کرده لذت ببرد. شک ندارم تو تا مدت ها توان کار کردن نداری چون باید زیر بار بدهی ها و خستگی های این نمایش پراندیشه کمر خم کنی.

فرهاد مهندس پور در گفتگویی که چندی پیش با یکی از خبرگزاری ها داشت جمله مهمی گفته بود به این مضمون که الان تئاتر جایگاه اجتماعی غبطه‌برانگیزی ندارد که آدم فکر کند اگر کار نکند چیزی را از دست داده است. پس سفره خلاقیتت را جای دیگری پهن کن. ارج و قرب از این تئاتر رخت بسته است.»

http://www.mehrnews.com/news/3560314/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%86-%DA%A9%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D8%AF
مینا سمیع زادگان این را خواند
یعنی چون ارج و قرب از تئاتر رخت بر بسته پس همه بریم پشت و جلوی دوربین ؟ !
۳۰ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود که برای نظز دادن حتما برای بار دوم هم باید بیام و ببینم. پر از کنایه های تاریخی و بعضی گریم ها خیلی جذاب بود
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش همینک فراهم شده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خنده‌ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته ست از آن می خندم .
من این "پارودی" میان "رودان" را بسیار دوست داشتم . اجرایی با ریتم و ضرب آهنگ مناسب و بازیهای گیرای بازیگرانی چون : آرش فلاحت پیشه , رامین سیار دشتی , داریوش موفق و ... باعث شد که به هیچ عنوان گذر دوساعت رومتوجه نشم . چیزی که توجه من رو در صفحه تیوال این نمایش به خودش جلب کرد نقد هایی بود که به کار وارد شده . من فکر میکنم گاهی اوقات تئاتر دیدن حتی از تئاتر بستن هم کار سخت تری میتونه باشه بخصوص که منتقد هم باشی !! (که البته من ادعایی در اون ندارم) . برای مخاطبانی که اعتقاد دارند تئاتر وسیله ایست برای بازنمایی مسائل روز شاید این شبهه وارد شود که"میان رودان" مناسب نیست !!! چرا که به قول برخی از دوستان نه چیزی از تهران سال 95 را نشانمان میدهد و نه بهمان اطلاعات سیاسی , اقتصادی ... دیدن ادامه » , تاریخی و یا جغرافیایی اضافه میکند . و اینجا سئوال من این است , آیا تئاتر میبینیمکه به اطلاعات عمومیان اضافه شود؟ پس در آن صورت جواب این است که میان رودان اجرای مناسبی نیست . امامخاطبی که به دنبال دیدن ایده های کارگردانی , کشف لحظات ناب یک نمایش که توسط تمام عناصر هر لحظه اتفاق میفتد , آشنایی با متن و زبان جدید و دیدن یک اجرای پست مدرن هستند میان رودان به شدت توصیه میشود .
بین النحرین (که البته میتوانست هر مکان مقدس و محترم دیگر هم باشد ) در یک صحنه گرد جادویی و در عرض دو ساعت به باد تمسخر گرفته میشود . تمام تاریخ نویسان , راویان شکر شکن و سنگ تراشان همه و همه در عرض دوساعت زیر سئوال میروند و انکار میشوند . آیا غیر از این است که تلنگر وارد میشود به تو, ذهنیات و اعتقاداتت که به شدت برایت محترم و درست است ؟؟ چرا جور دیگرنگاه نکنیم به زندگی ؟ مثلا مثل کسی چون شاگال که در اثارش هیچ چیزش سر جایش نیست اما مجموعه مجموعه منظمی است . بین انحرین یا هر جای دیگر که خیلی چیزها از آن به وجود آمده میتواند آنچنانکه مافکرمیکنیم و بهمان یاد دادند نباشند . علی شمس شوخی خود را حتی تا مسخره کردن کهن الگوهای ما نیز پیش میبرد و این نگاه حجو الود پسا مدرن باعث میشود که خیلی از مفاهیم عمیق ومحترم ما به سطحی ترین و بیمایه ترین شکل در روی صحنه ظاهر شوند .
میتونیم جوردیگر هم نگاه کنیم , حتی به آنچه که حتی جراتش را نمیکنیم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
salam
man bekhater in hame naghd khob o bad majbor shodam khodam be tamashaye namayesh benshinam va kamelan ham lezat bordam .
man be onvane yek tamashachi teatri kar o dost dashtam
az ghoftehaye dostan babat avamel baya begham man mosighi o lebas va namayeshname o khili dost dashtam
khaste nabashid
dorod bar shoma azizann
دوست گرامی خانم روح پرو میشود فارسی درج کنید کامنتان را. چرا شما و برخی دوستان فینگیلیش درج میکنند کامنت شان را؟ سپاس.
۱۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان مهربان از اینکه وقت می گذارید و درباره ی این نمایش نظرات ارزشمند خود را بیان می کنید؛از شما سپاسگزاریم. نظر به دو اجرایی بودن سالن سمندریان ,حجم دکور هر دو نمایش و جابجایی روزانه دو نوبت صحنه قطعن در استهلاک دکور هر دو نمایش موثر است. برخی اوقات اجتناب از بی انضباطی از توان و اراده خارج است. با این حال بابت مشکلات موجود از شما پوزش می خواهیم
حسین پوریعقوب، elham rohparvar، م.هادیان و sonia gh این را خواندند
نیلوفر ثانی، مرجانه و زهره این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید