تیوال نمایش مختلف الاضلاع
S3 : 21:19:53
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ خرداد تا ۲۸ تیر
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان


: کمال تبریزی

: مؤسسه نقطه عطف سینما تئاتر

: سهند خیرآبادی
: نادر فلاح
: میترا حجار و نادر فلاح

: رها جهانشاهی

: رضا حیدری
: نسرین آجرلو
: فا عزه آیین
: پریناز شیخ
: مهدی رایگانی
: پوریا نوری
: آریا سبزواری
: هومن ثنایی

: افسانه کاشفی
: ماهان شهیدی زاده
: شایان قدیریان

: امیر قالیچی
روایتی چند وجهی از دوتایی‌های تاریخ

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.


ردیف‌های ۱ و ۲: ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۳ تا ۷: ۴۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۸ تا ۱۰: ۳۰،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ۲۵،۰۰۰ تومان
سبک:
کمدی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مختلف الاضلاع / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایشی دربارۀ جاودانگی یا مانیفست شهید ثالث

» کمال تبریزی تهیه کننده نمایش «مختلف الاضلاع» شد

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اول از متنش شروع میکنم چون به نظرم اولین و مهمترین نقطه قوت همه کارها متنِ... متن نمایشنامه خیلی خوب بود و از اینکه شخصیت ها مدام با دیالوگ های صریح و موجزشون همدیگر رو به چالش میکشیدن خیلی لذت بردم و دلم خواست متنش رو بخونم. خیلی از دیالوگهاش رو آدم دوست داره بنویسه رو کاغذ و بارها بخونه.

بازی خانم حجار رو دوست داشتم... خیلی خوب مرز بین نقش کمدی و تراژدی رو رعایت میکردند و کاملا مسلط بودند به نقش...

طنز اپیزود "دون کیشوت و سانچو" بعد از اپیزود اول خیلی خوب به کار نشسته بود.
اینکه هر اپیزود یه جورایی به اپیزود دیگر ربط داشت رو خیلی دوست داشتم.

تنها نقطه ضعف کار به نظرم طراحی صحنه اش بود که یکم شلوغ بود و میتونست بهتر از این باشه... بعضی از آکسسوارها و خصوصا لباسهای بازیگران رو میتونستند پشت صحنه بذارند که اینجوری بهتر بود.

در کل انقدر از ... دیدن ادامه » اجرا لذت بردم که وقتی تمام شد و یک سری از تماشاگرهای ردیف های جلو از جاشون بلند شدند ناراحت بودم که تموم شده و دوست داشتم بیشتر ادامه پیدا میکرد چون زیستن در چنین تجربه ای رو دوست داشتم.
مرضیه ذکیانی و امیر این را خواندند
محمد جواد، محسن جوانی و پروروسوف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم چرا طراحی صحنه اصلا به دلم ننشست . . دیواره ی بی معنی وسط صحنه که در واقع اتاق پرو لباس بازیگرها بود ! تعویض های اولیه لباس های آقای فلاح پشت صحنه و تغییرهای بعدی جلوی صحنه و خانم حجار که به دلیل مسائل منشوری کاملا پشت صحنه !؟ که چی ؟ به شخصه اصلا نمیپسندیدم بخشی از تایم نمایش رو مشغول دیدن آقای فلاح در حال تعویض لباس اون هم در نور کامل و گاهی پشت به حضار باشم ! معنی و مفهوم قرارگیری میز گریم دو طرف صحنه چی بود واقعا ؟! لزوم مشخص بودن تمام لباس ها از اول نمایش چی بود ؟ این که تماشاگر اون یک ذره حس کنجکاوی خودش رو راجع به مرحله بعد از دست بده و کاملا پیش بینی کنه چی در انتظارشه ؟
از نمایشنامه لذت بردم و در حد فهم خودم ازش سود بردم , البته که دوستان آگاه تر به تاریخ و ادبیات بیشتر لذت بردند.
نورپردازی خوبی داشت و موسیقی هماهنگی خوبی با اجرا داشت که ... دیدن ادامه » از نقاط قوت به حساب میومد.
و در پایان باید بگم با هر کمی و کاستی , بازی فوق العادی آقای نادر فلاح اونقدر درخشان بود که بنده راضی سالن رو ترک کنم . .
و البته از دیگر ایرادهای صحنه , اپیزود اول که تصویر نقاشی ها به صورت بنر روی زمین به نمایش در اومد که مطمئنا توی همچین سالن هایی برای تماشاگرهای ردیف های ۴و ۵ به بعد نمیتونست با کیفیت قابل دیدن باشه
۲۶ تیر
موافقم منم به جز بقیه چیزها از طراحی صحنه اش خوشم نیومد خیلی شلخته و دست پایین بود... نقاشی هارو هم به نظر من بهتر بود به صورت اسلاید نشون میدادن
۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوباره عشق ......
نزدیک به ۳۰ ساله میرم تاتر میبینم. منظورم این نیست که صاحب نظرم یا تاتر شناسم. ولی بشترین چیزی که با دیدن یه تاتر خوب بخصوص با بازی خوب هی میتونم تکرار کنم اینه که بگم ؛ اینا عاشق تاترن؛ ؛‌اینا چقدر عاشق تاترن؛ اینا چه موجوداتین و ...
امشب هم از اون شبها بود. واقعا باید میرفتم دست آقای نادر فلاح رو بعنوان بازیگر میبوسیدم شاید بخشی از قدردانی لازم صورت گرفته باشه چون ۲۵ ثانیه دست زدن خیلی کمه
کار نویسنده رو هم دوست داشتم

یه کار خوب هم صورت گرفت و اون عذر خواهی خانم مسول بابت دیر شروع شدن تاتر بود چون قدیمها تاتر باید سر وقت شروع میشد و اگر نمیشد حتما یکنفر عذر خواهی میکرد ولی مدتها بود این اتفاق نیفتاده بود.

مرسی از تاتر و تاتریا و همه کسانی که برای عشقشون زحمت میکشن

دیشب کار رو دیدم و مثل خیلی نظرات بازی نادر فلاح و کارگردانی و متن رو واقعا عالی دیدم که اینجا مجال نقد و ذکر دلایل نیست.

اما در مورد بازی خانم میترا حجار ، بازی این بازیگر بجز در اپیزود نقش هیملر متاسفانه ضعیف و یا متوسط بود . در سه نقش گویا، چرمشیر و شهیدثالث بازیگر جز تغییر لباس هیچ تغییری در اجرای این نقش ها نداشت ، در واقع برای نقش هایی که میترا حجار بازی می کرد بر عکس نقش های بازیگر مقابل ، ظاهرا نه در تحلیل نقش و شخصیت در متن کار شده بود و نه بازیگر تلاشی کرده بود تا چیزی به نقش اضافه کند . به قول معروف بازیگر فراتر از متن و دیالوگ نرفت ، نه در زبان بدن اتفاق خاصی افتاد ( بجز در سانچو که آنهم لحظاتی درخشان بود و جرقه زد و بعد خاموش شد ) . نادر فلاح برای هر نقش زبان بدن داشت و لحن خاص و به معنای واقعی شخصیت را زنده کرد ( نگاه هایش در تمام اپیزودها و ... دیدن ادامه » شخصیت ها با هم فرق داشت ، گاهی تیز و ستزه جو، گاه مات و متحیر، گاه ابلهانه و ... )/ شاهد ادعایم اپیزود آخر است . در تاتر این قانون است که بازیگری که حرکت دارد و دیالوگ نسبت به بازیگر ساکن و ساکت بیشتر دیده می شود و مرکز توجه قرار میگیرد، اما در اپیزود آخر آنقدر که نگاه سوزنبان حرف داشت ، آنقدر که سکونش گویا بود و آنقدر که دیالوگ تکراری اش که مثل پتک هر از گاهی کوبیده می شد ، متاسفانه بازیگر نقش مقابل نتوانست از ابزار دیالوگ و حرکتش بهره ببرد . به محض اینکه نادر فلاح لباس پوشید و در فیگور خودش نشست دوست من گفت نصیریان ! اما میترا حجار اگر قسمتی از دیالوگش که میگفت سهراب شهید ثالث هستم، بجز لباسش هیچ لحن و فیگوری نمی توانست معرفی اش کند و این به دلیل عدم تحلیل نقش توسط کارگردان و بازیگر است . یا شخصیت چرمشیر ... در چندین مصاحبه از چرمشیر خوانده ام که تاکید میکند نویسندگان باید خودکار را فراموش کنند و تایپ کنند ، چون عصر امروز عصر سرعت است ، و یا اینکه چرمشیر به کمیت آثارش معروف است ، یعنی مثل زنبور پرکار است و مدام می نویسد، بجز انگشتان شکسته بسته چه چیزی در بازی بازیگر معرف این ویژگی های چرمشیر بود. بنظرم حتی اگر قرارست محمد چرمشیر خودکار دست بگیرد و مشغول آفرینش شود مدام خط می زند تند تند می نویسند گاهی خیره می شود بجایی و ... اگر در تحلیل این موارد گنجانده میشد آن وقت آن قسمتی که سوفوکل میگوید هر سیوال را با سوال جواب نده در میاد، در واقع چرمشیر اینقدر سرش گرم نوشتن است که حتی از گور در آمدن سوفوکل هم هیجانزده اش نمی کند، یک جورایی اصلا دکش میکند که متنش را بنویسد چون ننویسد بجایش می نویسند، شخصیت چرمشیر رندی خاصی دارد که اینجا اصلا نبود وچرمشیر تبدیل شده بود به نویسنده ای ایستا و و حال بهم زن که فقط تفکرهایش را بلغور میکند... آنقدر که سوفوکل به دلمان نشست و چسبید به پوست و گوشتمان ، چرمشیر را پس زدیم و وصل ای نچسب شد ( دلم سوخت برای محمد چرمشیر توی اجرا که همآورد سوفوکل نشد ) همین ضعف اجرا را در نقش گویا هم دیدیم.
جای حرف روی تک تک نقشها هست ولی در مجال این نقد و نظر نیست .

و این پرسش برای باقی ماند که چرا کارگردان از بازیگر زن در نقشهای فوق استفاده کرد ؟ صرفا به دلیل ایجاد جذابیت ؟ یعنی در پی ایجاد فرم جدیدی برای کار بود و سعی در استفاده از شگردی خلاقانه بود ؟ خواست از کلاه سیاه خرگوشی سپید دربیاورد ؟ هرچه که بود نتوانستم منطق کارش را بفهمم ... بنظرم اتفاقی که شاید در ایجاد فرم جدید دنبالش بود محقق نشد. شاید هم دلیل دیگری داشته ...

ممنون برای این انتخاب متن توسط گروه و اجرایی خوب که البته بیشتر بار این اجرای عالی روی دوش بازیگر مرد بود .

با احترام به تمام عوامل نمایش
ایران
نام کوچک من است
نه نامِ به غارت رفته‌ی من ،
به ترکمانچای نیاندیش
به کودتا
 مشروطه
 تاریخ...
تاریخ را نه شاعران می‌نویسند نه زنان !
من شاعرم
با ... دیدن ادامه » من از جغرافیا حرف بزن
کجای خلیج فارس به یغما بروم عاشقانه ترست؟
 کدام گوش‌ماهی خزر را گوشواره کنم  ؟
 با کدام قله‌ی غرب برقصم ؟
با کدام کویر شرق هم‌آغوش شوم ؟
کدام جزیره را از تنهایی دربیاورم ؟
 ابوموسی ، تنهاترست انگار...!
ایران
نام کوچک من نیست
نام دختری ست
 که جنوب خیابان ولی‌عصر طلوع می‌کند
 شمال خیابان ولی‌عصر غروب می‌کند
و خیلی
خیلی
شبیه آدریانا لیما راه می‌رود ؛
نام پیامبری‌ست دستفروش
که در متروی تهران ظهور می‌کند
 معجزه اش نان جو است و شیرمال داغ
و قسم می‌خورد
معجزه اش خانگی‌ست!
ایران
نام نوزادی‌ست 
که در زایشگاه خیابان مولوی متولد می‌شود
 و مادرش می خندد 
"فرزند بیشتر ، زندگی شادتر !"

به تاریخ مشکوک‌ام ؛
به تاریخ مشکوک باش
غارتگران
همیشه جایی میان تاریخ پنهان‌اند...
با من از جغرافیا حرف بزن !


( آدریانا لیما سوپر مانکن معروف برزیلی!)

#سها_تابان
مجموعه‌ی شعر خیال کال


بحث تاریخ در نمایشنامه خیلی جدی به چالش کشیده شد و همون دیشب حین اجرای قسمت هیتلر یاد این شعرم افتادم...
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش به قدری خوب بود که نتونستم لذت دوباره دیدنش رو از دست بدم. بعضی کارها رو باید دید دوباره دید تا مشخص بشه هنوز تئاتر خوب و عالی وجود داره.
بازی آقای فلاح خوب بود ولی متاسفانه مثل همیشه خانم حجار در بعضی دیالوگها دچار جیغ جیغ میشه و بازی قوی هم از خودش ارائه نداده. من قسمت دن کیشوت و هیتلر رو دوست داشتم. تشکر از عوامل اجرا.
تا اونجایی که من حس کردم، خانم حجار برای اینکه بتونن صدای کافی برای صحنه و سالن تولید کنند مجبور میشدند فریاد بزنند، نتیجه این میشد که اگر آخرین ردیف سالن هم بودی دیالوگ های ایشون رو کامل متوجه میشدی، ولی صدای جیغ مانندشون اذیت کننده بود.

در کل به نظرم ... دیدن ادامه » غیر از همین جیغ زدن ها، بازی قابل قبول و خوبی ازائه کردند
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
مختلف الاضلاع را با نیم ساعت !! تاخیر دیدم . این اثر با درخشش جناب فلاح میتوانست بسیار موفق تر روی صحنه برود اگر کاراکتر خانم حجار قوی تر ظاهر میشد هم به لحاظ اکت و کلام و هم به لحاظ نقش و دیالوگ . واقعیت این است که جز اپیزود سانچو در باقی کار ، ایشان خیلی ضعیف تر از نقش مقابل بودند البته تا جایی هم حق میدهیم چون نویسنده خیلی به این کاراکتر نپرداخته و بار دیالوگ ها به دوش جناب فلاح بود .
بهرتقدیر به ضم من اپیزود آخری با یک روایتگری بد ، تیر خلاص را به اجرا میزند و یک آه و صد حیف را نثار اثری میکند که واقعا در بخشهایی درخشیده است .

در ضمن به گمان من وقتی خانم حجار قرار است یکساعت در نقش مردان ظاهر شوند ، بهتر بود کمی به گریمشان دقت میشد ، اگر هم گریم مردانه مدنظر کارگردان نبوده لاقل آرایش زنانه با حجم زیادی از رژگونه را قبل از ورود به صحنه پاک میکردند ... دیدن ادامه » .

سپاسگزارم
انقدر همه تعریف کردن و هیچکس اشاره ای نکرده، به خودم شک کردم.
نمایش عالی بود و واقعا راضی بودم، ولی
بنظرتون بازی خانوم حجار ضعیف نبود؟
امیر مسعود این را خواند
به نظر من نه، بازی ایشون ضعیف نبود :)
۲۳ تیر
ولی به نظر من خوب بود بازیشون :)
۲۴ تیر
با سلام

دیشب کار رو دیدم و مثل خیلی نظرات بازی نادر فلاح و کارگردانی و متن رو واقعا عالی دیدم که اینجا مجال نقد و ذکر دلایل نیست.

اما در مورد بازی خانم میترا حجار ، بازی این بازیگر بجز در اپیزود نقش هیملر متاسفانه ضعیف و یا متوسط بود . در سه نقش گویا، چرمشیر و شهیدثالث بازیگر جز تغییر لباس هیچ تغییری در اجرای این نقش ها نداشت ، در واقع برای نقش هایی که میترا حجار بازی می کرد بر عکس نقش های بازیگر مقابل ، ظاهرا نه در تحلیل نقش و شخصیت در متن کار شده بود و نه بازیگر تلاشی کرده بود تا چیزی به نقش اضافه کند . به قول معروف بازیگر فراتر از متن و دیالوگ نرفت ، نه در زبان بدن اتفاق خاصی افتاد ( بجز در سانچو که آنهم لحظاتی درخشان بود و جرقه زد و بعد خاموش شد ) . نادر فلاح برای هر نقش زبان بدن داشت و لحن خاص و به معنای واقعی شخصیت را زنده کرد ( نگاه هایش در تمام اپیزودها و شخصیت ها با هم فرق داشت ، گاهی تیز و ستزه جو، گاه مات و متحیر، گاه ابلهانه و ... )/ شاهد ادعایم اپیزود آخر است . در تاتر این قانون است که بازیگری که حرکت دارد و دیالوگ نسبت به بازیگر ساکن و ساکت بیشتر دیده می شود و مرکز توجه قرار میگیرد، اما در اپیزود آخر آنقدر که نگاه سوزنبان حرف داشت ، آنقدر که سکونش گویا بود و آنقدر که دیالوگ تکراری اش که مثل پتک هر از گاهی کوبیده می شد ، متاسفانه بازیگر نقش مقابل نتوانست از ابزار دیالوگ و حرکتش بهره ببرد . به محض اینکه نادر فلاح لباس پوشید و در فیگور خودش نشست دوست من گفت نصیریان ! اما میترا حجار اگر قسمتی از دیالوگش که میگفت سهراب شهید ثالث هستم، بجز لباسش هیچ لحن و فیگوری نمی توانست معرفی اش کند و این به دلیل عدم تحلیل نقش توسط کارگردان و بازیگر است . یا شخصیت چرمشیر ... در چندین مصاحبه از چرمشیر خوانده ام که تاکید میکند نویسندگان باید خودکار را فراموش کنند و تایپ کنند ، چون عصر امروز عصر سرعت است ، و یا اینکه چرمشیر به کمیت آثارش معروف است ، یعنی مثل زنبور پرکار است و مدام می نویسد، بجز انگشتان شکسته بسته چه چیزی در بازی بازیگر معرف این ویژگی های چرمشیر بود. بنظرم حتی اگر قرارست محمد چرمشیر خودکار دست بگیرد و مشغول آفرینش شود مدام خط می زند تند تند می نویسند گاهی خیره می شود بجایی و ... اگر در تحلیل این موارد گنجانده میشد آن وقت آن قسمتی که سوفوکل میگوید هر سیوال را با سوال جواب نده در میاد، در واقع چرمشیر اینقدر سرش گرم نوشتن است که حتی از گور در آمدن سوفوکل هم هیجانزده اش نمی کند، یک جورایی اصلا دکش میکند که متنش را بنویسد چون ننویسد بجایش می نویسند، شخصیت چرمشیر رندی خاصی دارد که اینجا اصلا نبود وچرمشیر تبدیل شده بود به نویسنده ای ایستا و و حال بهم زن که فقط تفکرهایش را بلغور میکند... آنقدر که سوفوکل به دلمان نشست و چسبید به پوست و گوشتمان ، چرمشیر را پس زدیم و وصل ای نچسب شد ( دلم سوخت برای محمد چرمشیر توی اجرا که همآورد سوفوکل نشد ) همین ضعف اجرا را در نقش گویا هم دیدیم.
جای حرف روی تک تک نقشها هست ولی در مجال این نقد و نظر نیست .

و این پرسش برای باقی ماند که چرا کارگردان از بازیگر زن در نقشهای فوق استفاده کرد ؟ صرفا به دلیل ایجاد جذابیت ؟ یعنی در پی ایجاد فرم جدیدی برای کار بود و سعی در استفاده از شگردی خلاقانه بود ؟ خواست از کلاه سیاه خرگوشی سپید دربیاورد ؟ هرچه که بود نتوانستم منطق کارش را بفهمم ... بنظرم اتفاقی که شاید در ایجاد فرم جدید دنبالش بود محقق نشد. شاید هم دلیل دیگری داشته ...

ممنون ... دیدن ادامه » برای این انتخاب متن توسط گروه و اجرایی خوب که البته بیشتر بار این اجرای عالی روی دوش بازیگر مرد بود .

با احترام به تمام عوامل نمایش
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مختلف الاضلاع" نمایش دلچسبی از کار درآمد با دو دریغ، یکی کوچک و دیگری بزرگ. پاره نخست بانمک بود اما چون از دیرباز تاکنون پیاپی و در ریختهای گونه‌گون رخ می‌نمایاند، گیرایی را که شاید، نداشت. و کاش همراه پاره پایانی (اگر در نظر نگیریم که اینجا برگزیدن بازیگر برای نقش ناگزیر بوده است)، دست‌کم در یکی دیگر از پاره‌ها هم بازیگر زن، نقش "برتر" را بازی می‌کرد.
سپاس از گروه و آرزوی کامیابی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.. در مجموع نمایش دلنشینی بود و طنازی جالبی داشت که میخورد به فضای اثر. دیالوگهای جالب و به یاد ماندنی داشت مخصوصا در اپیزود آخر. فقط انتقادم اینه که باید چند اپیزوده بودن کار از قبل قید بشه (اگه نشده باشه).
صبا صالحیان، رضا بولو و ندا این را خواندند
رامین غفرانی این را دوست دارد
من که از کامنتهای تماشاگران متوجه شده بودم که ۵ اپیزوده
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی ماشین درحال برگشت از نمایشم، و همچنان لبخند رضایت روی لبهام باقی مونده.
حال خوبی دارم هم بابت نمایش دلنشینی که دیدم و هم بابت چیزایی که ازش یاد گرفتم.
حال خوبم رو مدیون تمام عوامل تئاتر هستم بخاطر زحماتی که کشیدند تا ما یه کار عالی و شسته رفته و تمیز رو در عین سادگیش ببینیم.
بسیار ممنون از آقای خیرآبادی بخاطر نمایشنامه زیبا و افکار عالیشون،
ممنون از بازیگران خوب و دلنشین بابت بازی خوب ونگاهها و لبخندهای صمیمانه و بیاد ماندنی بعد از اجراشون،
و تشکر مجدد از آقای فلاح بابت کارگردانی جالبشون.
زیبایی یک زن زیبا، در یک لباس ساده، بیشتر به چشم میاد. و به دید من، آقای فلاح زیبایی این نمایشنامه را بخوبی در یک دکور ساده و با تعداد خلاصه بازیگران و در زمان خلاصه و مفید، بخوبی درخشاندند.
خدا قوت

پ ن ۱: سانچو رو چقدر دوست داشتم :)
پ ن ۲: و لبهای خانم ... دیدن ادامه » حجار رو موقع بیان دیالوگها ؛)
پ ن ۳: کاش میشد از این نمایش مفاهیم بیشتری دستگیرم بشه. آخه بعضیاشو نفهمیدم
چقدر خوب که روسیاه نشدم و کارو دوست داشتید
۲۲ تیر
مهم اینه که دوست داشتید
۲۲ تیر
بله (:
ممنونم
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قابل تاملی بود بازی بازیگران خوب بود من ارتباط گرفتم با نمایش ولی ترجیح میدادم به یسری اپیزودها بیشتر پرداخته میشد ریتم تئاتر هم خوب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
..نمایش خوبی بود در برخی اپیزودهایش یکم صدای میترا حجار رو مخ و جیغ جیغ بود دو تا اپیزود اولشم رتمش کند بود ولی بعدش خیلی خیلی خوب شد. اپیزود سوفوکل و چرم شیر رو خیلی دوست داشتم..تعویض لباس ودکور در خدمت اجرا بود. موزیک هم
مختلف الاضلاع یکی از دنج ترین و صمیمی ترین نمایش هایی بود که دیدم.
دلم میخواست دو ساعت بشینم و این نمایش و تماشا کنم و لذت ببرم.
بازی های هر دو بازیگر برام دلنشین بود. متن و خیلی دوست داشتم.
دکور با اینکه خالی به نظر میرسید اما در کل در خدمت اجرا بود و من دوست داشتم.
فقط حیف این نمایش که تاخیر نیم ساعته باعث میشه قبل از شروع نمایش، کلافه از گرما و شلوغی جلوی ورودی پا به سالن بزاریم.
البته که لطف فرمودند و عذرخواهی کردند. فقط ای کاش از قبل اطلاع رسانی میشد که این سانس به خاطر فیلم برداری نیم ساعت دیرتر اجرا میشود. باور بفرمایید که وقت ما هم برامون ارزشمد هست.
در نهایت ممنون از عواما اجرایی این نمایش که یک ساعت دلنشین رو برامون رقم زدند.
زبان، بیش از آنکه میلی به طغیانِ اندیشه باشد، سرکوبگرِ آن است (این خصلتِ اجتناب ناپذیرِ "زبان" و ساختار "مفهوم" است). در نتیجه، ایده های مکرر زبانی و بازهای مستمر لغوی، بیش از آنکه به طغیان صحنۀ تئاتر منتج شوند، سرکوبگر آنند. مرز میان شعر و ادبیات نمایشی نیز در چنین نکته ای نهفته است. مخاطب شعر، ذهنی بی واسطه است لیکن مخاطبِ ادبیات نمایشی، ذهنی با واسطۀ حواسِ چندگانه. بحرانِ کمبودِ ادبیات نمایشی در کشورمان تنها مختص به این نمایش نیست و چندی است گریبان اکثریت آثار (متأسفانه آثار جوان تر ها و به ظاهر آوانگاردترها) را نیز گرفته است.
.
نکته دوم:
در اپیزود پایانی نمایش، جناب سهراب شهید ثالث (با بازی خانم هجار) گفتگویی را پیش می کشند مبنی بر از آزادگیِ قلم و رسالت برخی از نویسندگان در به تصویر کشیدنِ شخصیت های مظلوم و فراموش شدۀ تاریخ و اقشار ... دیدن ادامه » در حاشیه . سپس به عنوان نمونه، سه نویسنده را در این راستا متذکر میشوند:
1. خودش / یعنی: سهراب شهید ثالث (که البته منطقی به نظر می رسد)
2. سوفکل (که تراژدی نویس بلند آوازۀ یونانی است)
3. محمد چرمشیر!!!! (نویسندۀ محترم! شوخی می فرمایید دیگه؟؟)
نمایش دلچسبی بود . نمایشنامه ای به قاعده و اجرایی روان فقط کاش در طراحی صحنه نیز دقت و وسواس کافی به خرج داده می شد .مناسفم که اجرا با تاخیر بسیار آغاز شد که در این هوای گرم واقعا آزاردهنده بود .
یک نمایش قوی با داستانی بهتر از بهترین...جه نوشته زیبایی مروری بر اضلاع مختلف تاریخ از گذشته تاکنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم ... دیالوگ بسیار عمیق و ظریف بود و میشد در هر اپیزود در این تلفیق هنر و تاریخ و فلسفه درس های ارزشمندی را تجربه کرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب نمایش رو دیدم و از متن جذاب و بازی های خوب کلی لذت بردم اما دکور جالبی وجود نداشت ؛ سالن واقعا بد بود و تهویه ی مناسبی نداشت
سلام دوست عزیز با نطرتون مخالفم دکور خوب و تهویه منایب بود
۱۱ تیر
سلام دکور بد نبود، تهویه اصلا وجود نداشت که خوب یا بد باشه!!!
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین متنهای ایرانی یکی دو سال اخیر . فقط ای کاش از نمایشنامه نویس موفق تری نام برده میشد هرچند این نظر بنده است و شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید. این نمایش را ببینید
شاید هدف نویسنده، اشاره به موفق بودن اون نمایشنامه نویس نبوده
۱۰ تیر
دقیقا علی‌جان... و چه طعنه مطنطنی :))))
۱۰ تیر
:)))
۱۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید