تیوال نمایش اُسلو
S3 : 03:27:17
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ مهر تا ۱۳ آبان
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان

: جی. تی راجرز
: محمد منعم
: یوسف باپیری
: (به ترتیب ورود به صحنه) هوتن شکیبا، نیما ایمان‌زاده، نگین تهمتن، مهرنوش حاجی‌خانی، پویان فریدونی، کیمیا کاوند، بهراد سلاح ورزی، دنیز دانش، مرتضی علیدادی، آرش حق‌گو، تینا تیماجچی، مهیار پوربابایی، فریال سنگری، آیدا نادرزاده، احسان قره‌داغی، مهبد جهان نوش
: گروه تئاتر تازه و محمد قدس

: اشکان خیل‌نژاد، مجتبی کریمی و بهروز سالمی

گروه طراحان
: امیرحسین دوانی
: مریم نورمحمدی
: اصغر عزیزی، زهرا بهرامی
: لعیا خرامان
: کاوه کاتب
: حانیه موسوی، آرش حقگو
: مریم دیهول، روزبه کاظمی، سینا رشیدی
: حمیدرضا جلالی
: آرمان کوچکی
: علیرضا چلیپا
: ساینا قادری
: سینا رشیدی
: پگاه طبسی‌نژاد
گروه کارگردانی
: شمیس پورشاهرضایی
: سارا عباسی
: محمدحسین اثنی عشری، سیاوش جدیدی، پریسا سهرابی
: سروش مکری
: امیرحسین بابائیان، مصطفی طباطبایی
: ساحل مصلحی
گروه تبلیغات و رسانه
: مریم دیهول
: گروه نقطه ویرگول
: بابک احمدی

یادداشت کارگردان:
در آستانه‌ی اضطراب
«اُسلو»
هر زمان تولیدِ یک تئاتر را سروسامان می‌دهم، به این فکر می‌کنم که مساله‌ی اصلی آن چیزی که ما را -از شروع تمرین‌ها و پروسه‌ی تولید تا رسیدن به اجرای نهایی- در این رنجِ سیزیف‌وار به حرکت وامی‌دارد چیست؟ این مساله در مسیر ساختن تئاتر تازه‌ی ما با نام «اُسلو» بیش از همیشه هم‌راه من بوده است. بدیهی است که پاسخ به این مساله در موضوع‌، داستان‌، مفاهیم، فرم‌، طراحی‌، و حتی اندیشه‌ها و ایده‌ها نهفته نیست، چرا که این‌ها انتخاب‌هایی هستند که می‌توانند متغیر باشند و در آگاهی و یا ناآگاهی ما به وقوع بپیوندند. ‌ شاید مساله این است؛ نسبتِ چیزهایی که در تمرین‌ها ساخته می‌شوند با واقعیتِ روزمره‌مان که در آن زیست می‌کنیم چیست؟ رابطه‌های اجتماعی‌‌ای که ما در پروسه‌ی تمرین‌هایمان با اعضای گروه‌ می‌سازیم چه نسبتی با رابطه‌ی بدن‌هایی دارد که چیزهایی را بر روی صحنه وانمود می‌کنند؟ ‌ این مسائل از آن نگرانی ناشی می‌شود که نکند تمام چیزی که در تمرین‌ها و اجرا ساخته می‌شود در نسبت واقعی بدن‌هایمان بی‌مصرف باشد؛ چرا که در چنین وضعیتی به واقع چیزی ساخته نمی‌شود که حتی قابل دورریختن باشد، بلکه فقط مصرف می‌شود: نه احساسی، نه علاقه‌ای، نه اندیشه‌ای، نه کنشی، نه دعوت به عمل واقعی‌ای، نه رابطه‌ای اجتماعی، نه... هیچ. این ترسناک است! ‌ تنها گزاره‌ای که برای دعوت از شما برای تماشای تئاتر «اُسلو» می‌توانم بگویم این است که ما سعی کرده‌ایم خود را مدام در آستانه‌ی اضطرابِ این نگرانی و ترس نگه داریم.

من یه تلفن می‌خوام باید با اسلو حرف بزنم.

اخبار وابسته

» فهرست بازیگر و عوامل اجرایی نمایش «اُسلو» اعلام شد

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه شرق به تاریخ دوازدهم آبان ماه نود و هشت



توهم نه‌چندان خوش مذاکره
نوشته محمدحسن خدایی
اسلو نمایشنامه‌ای است در باب بحران فلسطین و اسراییل و تلاش برای فرارفتن از آن و لاجرم شکست خوردن در این فراروی. فلسطین سرزمینی تحت سلطه و اشغال‌گری که می‌توان آن را بحرانی‌ترین مکان جهان معاصر دانست. گو اینکه خود فلسطین، استثناء و رسوا کننده یک کلیت کاذب تحت عنوان جامعه جهانی مبتنی بر حقوق بشر است. «جِی. تی. راجرز» در نمایشنامه اسلو تلاش دارد معاهده صلح 1993 را روایت ‌کند. اینکه چگونه اسلو به مثابه شهری حاشیه‌ای و البته دور از مناقشه فلسطین و اسراییل، مکانی می‌شود برای آغاز مذاکرات و استعاره‌ای برای رسیدن به صلح. راجرز با دقت و وسواسی مثال‌زدنی، در انتها نشان می‌دهد که بدون تغییر در مناسبات قدرت مابین طرفین ماجرا، صلحی اتفاق نخواهد ... دیدن ادامه » افتاد. دلوز در مقاله «برهم‌زنندگان صلح» اشاره می‌کند که «چگونه فلسطینیان می‌توانستند «شرکای موثقی» در مذاکرات صلح باشند، وقتی هیچ کشوری ندارند؟ اما آن‌ها چگونه می‌توانستند کشوری داشته باشند، وقتی کشورشان را از آن‌ها گرفته‌اند؟ فلسطینیان هرگز هیچ گزینه‌ای به‌جز تسلیم بی‌قیدوشرط پیشِ روی خود ندیده‌اند.»

اجرای یوسف باپیری از نمایشنامه «اسلو» بر همین ناممکنی مذاکره و ایده صلح تاکید دارد. اما این ناممکنی را نه در ساحت سیاسی و تاریخی، که از قضا در وجه اجرایی، پی می‌گیرد. بنابراین مکانیسم بازنمایی کنار گذاشته شده و بجای بازیگران، این اجراگران هستند که مذاکرات را به پیش برده و با ژست‌ها، آواز خواندن‌های دسته‌جمعی و بکار بستن زبان‌های محلی و بین‌المللی، دیالوگ و توافق را در نهایت ناممکن نشان می‌دهند. بازنمایی کنار گذاشته می‌شود تا ایده تکثیر جایگزین آن شود. پس اجراگران به میانجی این تکثیر شدن، امکان می‌یابند که بنابر ضرورت، تبدیل شوند و گاه مشاهده می‌شود که چگونه یک شخصیت تاریخی را چند اجراگر به نمایش می‌گذارند. فی‌المثل وقتی هوتن شکیبا در جایگاه ساویر، تلاش دارد وارد فرآیند مذاکره شود، با این فرآیند تکثیر مواجه شده و مدام به اشتباه می‌افتد که شخصیت مقابلش کیست. همچنین اجرا با کنار گذاشتن سویه‌های سیاسی و تاریخی نمایشنامه اسلو یا برهم زدن آن، بدن تاریخی و سیاسی مذاکره‌کنندگان را به محاق می‌برد. سیاست اجرا مبتنی است بر فاصله‌گیری از جهان خودبسنده نمایشنامه و از ریخت انداختن روابط علت و معلولی آن. فرمی که تلاش دارد با ژست‌های بدنی اجراگران ناممکنی ایده صلح را به نمایش گذارد، اتصال با تاریخ را تقلیل داده و تماشاگران را در موقعیتی مبهم و مضطرب قرار می‌دهد در شناخت رابطه شخصیت‌ها با یکدیگر. اگر کسی متن نمایشنامه را قبل از اجرا مطالعه نکرده باشد، کمابیش دچار بدفهمی شده و نمی‌تواند نسبت به وضعیت تاریخی مذاکره‌کنندگان، موضع دقیق و شفافی بگیرد. اجرا گاه شبیه یک لابیرنت پر رمز و راز عمل می‌کند که نمی‌توان به راحتی در آن نفوذ کرد و به سلامت از آن خارج شد. یوسف باپیری در اغلب اجراهایش در مقام کارگردان، از طریق فرم اجرایی تلاش دارد متن را با محدودیت‌هایش روبرو کرده و امکان‌های تازه‌ای را از دل آن کشف کند. اما نکته اینجاست که نمایشنامه‌ای چون اسلو، با ساختاری دقیق و خودآیین، در مقابل این شکل از دراماتورژی و طراحی، مقاومت می‌کند و غیرتاریخی شدن سیاست‌زدایانه را پس می‌زند. تپق فرویدی اجرا در مقابل این غیرتاریخی کردن را می‌توان در وجدان معذب گروه اجرایی مشاهده کرد که چگونه به شکل افراطی، تصاویر مستند از مناقشه فلسطین و اسراییل را بر دیوار حائل پخش کرده و به مصرف می‌رساند. گویی می‌توان بار سنگین تاریخ را به تصاویر سپرد و سبکبال دست به تجربه‌گرایی زد.
در نهایت اجرای اسلو را می‌توان در نسبت با وضعیت خاورمیانه‌ای ما که گرفتار انواع و اقسام مصایب است، به فال نیک گرفت و بر اهمیت آن پافشاری کرد. اما نکته در همان سیاست‌های اجرایی است که چگونه این نسبت را برقرار کند و بار دیگر مسئله فلسطین را با اینجا و اکنون ما اتصال دهد. اینکه تمامی فرآیند مذاکرات مقابل دیوار حائل در جریان است و اجراگران مدام مجبور هستند کلماتی را که بار سیاسی دارند حذف یا با لکنت ادا کنند، از هوشمندی گروه اجرایی است. حتی ژست‌های بدنی اجراگران گاه مرز مذاکره و تمسخر را مخدوش کرده و پیشنهادی است برای فرارفتن از ملال همیشگی این قبیل مناسک دیپلماتیک. اما از یاد نباید برد که دیپلماسی، نوعی از اجرای سیاست دولت-ملت‌هاست. ادامه منطقی جنگ پشت میزهای شیک و بروکراتیک. همچنان‌که می‌بایست بر این واقعیت تاکید گذاشت که مذاکره‌کنندگان معاهده اسلو، اجراگرانی قهار و البته ناکامی هستند.
جناب خدایی عزیز
با سلام

به نظرم نیم ساعتی اضافه داشت...
و بازگشت هوتن شکبیا در فضای ملال آورش
از ناموفق بودن فرمش کاست..
جابی که قرار است زندگی تعداد زیادی
از مردم چه فلسطینی و چه اسرائیلی با
ایرادهای کودکانه به محاق برود...
و ... دیدن ادامه » گیج کننده بودن روابط نیز کمکی
به پیشبرد داستان نمی کند و از سیاست
اثر نمی کاهد...
شاید اگر با همین اجراگردانی کمدی اجرا
می رفت اثری موفق از کار در می امد
و مخاطبانی چون من چرت نمی زدند
و خسته نمی شدند و در هنگام تشویق تماشاچیان
دیگری را کنار نمی زدند و بدون دست زدن بیرون
نمی رفتند و نام یوسف باپیری برایشان
تداعی کننده هیاهو برای هیچ نبود...
با قاطعیت می گویم اگر نام هوتن شکیبا نبود
سالن خالی می ماند..
با تردید می گویم شاید نام قرارداد نگین اسلو
و تبلیغات رسمی کشوری و حساسیت های
عمومی باپیری را دچار خود سانسوری کرده است..
بهرحال تا اطلاع ثانوی یوسف باپیری در بلک لیستم
رفته، که اگر نامی از خودش یا گروهش بود کارش
را نرویم و توصیه به ندیدن را تبلیغ کنیم.
بهر حال خواندن نقدی از شما چه با نطرتان موافق
یا مخالف و یا همراه باشم باعث خشنودی و لذت
است و از شکل نگارش تان لذت می برم با اینکه
مثل شیهیدن چیزی هم از درون نقدتان سر در نیاورم.
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی


۶ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه چون توی این نمایش از یک بازیگر حرفه ای استفاده شده بهیچوجه باعث نمیشه که ببینده سعی کنه از این نمایش لذت ببره.
این نمایش از نظر من کاری بود ضعیف،در طول نمایش خیلی دوست داشتم که اتفاقی بیفته که از دیدنش لذت ببرم ولی جز حرکات اضافه خم شدن های بی مورد،دویدن های بی منطق،موسیقی خوب ولی بی دلیل، میزانسن های بد،پرسوناژ الکی زیاد، دکور ابتدایی با پرده ای که معلوم نبود چی رو نشون میده هیچ چیز دیگه ای ندیدم. باید بگم که هیچ ارتباطی با شخصیت ها نمیشد بر قرار کرد، چرا که اصلا نمیدونستیم کی به کیه، یکی میومد یکی میرفت، یکی آواز میخوند یکی عربی حرف میزد و آذری....
شاید بگید که نه تو درست درک نکردی این نمایش سرشار از نماد بود و حرف های نو...عزیزان باید بگم که از هر تابلو، نمایش، کتاب و... میشه به راحتی این حرف ها و ایهام ها و نمادها رو پیدا کرد. پس سعی نکنیم فقط ... دیدن ادامه » بخاطر اینکه از قافله جا نمونیم بخوایم بگیم یه کار خوب بوده.
در ادامه به عوامل این کار بگم که لطفا زمانی که دارید اجرا میکنید یه نگاه به تماشاگرهایی که تقریبا دراز کشیدن رو صندلی هاشون بندازید، و وقتی که دارید تشکر میکنیدبه صورت تماشاگرها نگاه کنید. ببینید چند نفر دارن تشویقتون میکنن...
با تک تک اجزای نظرتون همزاد پنداری کردم
۱۳ آبان
البته نه لزوما درست می گویید
نقد جناب خدایی شاید بیشتر کمک کننده باشد...
۵ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هر چیزی که می شه در مورد این اثر نوشت دوستان با ریزبینی و ظرافت پیش از این نوشتن. مخاطبی که به سالن میاد نباید تصور درگیری احساسی با کارکترها یا به قولی هم ذات پنداری داشته باشه. شاید دلیل نارضایتی عموم و یا حتا آزاردهنده بودن کار برای بعضی همینه. از تمرین بیان و بدن بازیگران در شروع کار، تکلیفمون روشن می شه که با فاصله باید با اثر روبرو بشیم.
من در این اجرا که از المان های بصری و فرم بسیار زیاد بهره گرفته از رنگ و ریتم سرشار شدم. و البته از ناپایداری. تصاویر و قاب هایی که باپیری ارائه می کنه همه ناتمامن برعکس انتظار و عادت به تصاویر آشنا خاتمه پیدا نمی کنن و غیر قرینگی عناصر قاب ها که تا پایان کار هم هست مغز وسواسی رو آشفته می کنه. چشم نوازی اجرا به حدی هست که در 100 دقیقه اجرا من چشم از صحنه برنداشتم. این ناپایداری به عنوان کانسپت در ذهن من نشست. ناپایداری ... دیدن ادامه » صلح، مذاکره، سیاست و حتا خاورمیانه ....
من با دیالوگ ها ارتباط خاصی برقرار نکردم کما اینکه قبل از دیالوگ بدن ها سخن گفته بودن. هر چیزی بیش از این بنویسم تکرار مکرراته که در سایر یادداشت ها آمده.
جعفر میراحمدی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
elnaz amirbeygloo و فلورا این را دوست دارند
خانم مراد درود
من هم دیشب کار رو دیدم و به شدت خوشم اومد.
ولی این جمله‌تون رو نمی‌تونم متوجه بشم: "مخاطبی که به سالن میاد نباید تصور درگیری احساسی با کارکترها یا به قولی هم ذات پنداری داشته باشه." اگر بنا باشه با کاراکتر هم ذات پنداری نکنیم پس چرا ... دیدن ادامه » باید اصلاً ببینیم اون کار رو؟ اصطلاحاً اگر قلاب کار به مخاطب نگیره که کلاً سرگردان می‌شه مخاطب و اگر گیر نکنه اشکال از کاره نه از مخاطب.
کمااینکه من به شدت با تمام مذاکره کنندگان و ... هم ذات پنداری کردم و کاملاً فشاری که روشون بوده و نتیجه‌ای که حاصل کارشون بوده رو حس می‌کردم و (این بار و در این نمایش منحصربه‌فرد) هم دیدم و هم شنیدم.
۱۲ آبان
چرا برادر الزامیه:
وقتی می‌گیم ضد درام یا ضد ژانر یا امثال آن، داریم از ضدیت فرمال با قاعده صحبت می‌کنیم نه ضدیت با حس.
وقتی می‌گیم ضدهمزادپنداری داریم از منطق تنفر به‌جای همراهی صحبت می‌کنیم.
عرض من اینه: وقتی چیزی در من "حس" ایجاد نکنه یعنی ... دیدن ادامه » درست کار نکرده؛ حتا اگر اصولی باشه. نتیجتاً پوچه و اگر صورت (shape) درستی هم باشه تو خالیه و قابل بررسی نیست. من دنبال صمد (توپُر) می‌گردم نه صرفاً قالب‌مند.
در ضمن حتا محصولات ضدقهرمانی هم تلاش می‌کنن همزادپنداری برای ضدقهرمان رو ایجاد کنن.
درکل عدم برانگیختگی (به هر دلیلی) می‌دهد عدم همراهی و می‌دهد ناپسندی.
۴ روز پیش، دوشنبه
تنفر هم یک احساسه..
به نظرم بستگی به فرم داره
و هدف کارگردان
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
اسلو بوی همین خاورمیانه را می‌دهد. بوی آشور، بابل، اورشلیم قدیم، آکد، سومر، و..
با اینکه شیوه ی اجرا کاملا معاصر است؛ اما حرکت در تاریخ را برای من به وجود آورد.
اجرا نمیگذارد که در جایی غرق شویم، وقتی به دل تاریخ میرفتم ناگهان با ایده‌های اجرایی مواجه می‌شدم و من را از معناسازی های پشت هم دور می‌کرد. و زمانی هم که در همان کیفیت نحوه‌ی اجرا بودم، ترتیب های دیالوگ، مرا متوجه مفهوم می‌کرد. انتخاب چنین متن و موضوعی برای مخاطب ایرانی کمی پرخطر است، از این سو که فکر می‌کنند چقدر طرف راست‌ و یا غرب ستیز است. ( که البته چنین تفکری به نظر من غلط‌است) اما نحوه‌ی پرداخت به متن دارای کیفیتی بود که این مسئله را حل می‌کرد. در اسلو فرق شعار با هنر دقیقا مشخص است. نشان دادن روابط به جای شعار های پوچ، بزنگاهی‌ست که مخاطب به آن فکر می‌کند. شاید بتوان اسلو ... دیدن ادامه » را در چند گذاره به تعبیر من تعریف کرد، اما هیچ رابطه‌ای ساخته نمی‌شود در این گذاره، مگر به پرداخت هنری.
مستندی در طول اجرا پخش می‌شد خارج از محتوای درون مستند، گاهی عامل بصری مستند، دید من را مخدوش می‌کرد. و تمرکز را از روی چندین بازیگر خارج می‌کرد. در اسلو شیوه‌ها‌یی به کار گرفته شده بود مانند اینکه هنگام گفتن نام کشورها بازیگران نمیتوانستند نام کشور را کامل بگویند، در ابتدا این اتفاق جالبی بود و مفهوم خودش را داشت. اما با بیشتر شدنش و بعد از گذشت نیمی از اجرا، کم کم حالتی تکرار و زوال گونه به خود گرفت و هنگامی که قابل پیشبینی شد دیگر جذابیت اول خود را نداشت. در شب سوم اجرا، گاهی احساس میکردم عدم هماهنگی در کیفیت بدن ها تضادی در اجرا می‌ساخت. و این به وفور میان بازیگران مشهود بود.
یک عدم هماهنگی در جایی که هوتن شکیبا برای بار دوم به روی صحنه بازگشت مشخص بود. شکیبا فاصله‌ی زیادی با دیگر بازیگران داشت. فوکوسی روی او کشیده می‌شد و چشم را به دنبال خود می‌برد و از توجه به دیگر بازیگران خبری نبود.
صحنه‌ی خالی از شئ، هنگامی‌زیباست که بازیگران حضور خود را پیدا کنند. و بازیگران آنقدر حضور داشتند که فضای یک مناظره یا یک اجلاس به درستی پیدا بود. و عنصر بدن و کیفی بازیگر، صحنه را از اشیا بی‌نیاز کرده بود. دو دیوارِ چپ و راست با اینکه هیچ شباهتی به مکان اجرا نداشت ولی تضاد آن حس نمی‌شد. کوچک ترین لغزشی ممکن بود باعث شود دیوار ها مکان را تغییر دهند که با درایت چنین چیزی رخ نداد.
ما چند مستند و فیلم مظلومانه از فلسطین و کشتار صهیونیسم و آمریکا دیده‌ایم که بی تاثیر بوده؟ بی‌نهایت! اما اسلو با شیوه‌ی پرداختش اهمیت و قدرت هنر را نشان می‌دهد.
امیرمسعود فدائی و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
جعفر میراحمدی و فلورا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری بسیار متفاوت و همراه با ایده های فراوان
همراه با بازی خوب بازیگران
بسیار لذت بردم
خسته نباشی به تمامیه عوامل
سپاس
لیلا مظاهری و شاهین این را خواندند
جعفر میراحمدی، mohammad ali keshvad و امیر حیدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه هیچ پیش زمینه ای راجبه این داستان اسلو نداشتم ولی متوجه شدم داستان از چه قراره.
واقعا اجرای عالی بود و خیلی لذت بردم از هم آوایشون و زبان بدنیشون
خداقوتشون باشه :)
زهره مقدم این را خواند
جعفر میراحمدی، mohammad ali keshvad و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به همه دوستان
حتماً قبل از دیدن این نمایش در مورد پیمان اسلو مطالعه کنید که اسامی و روایات براتون آشنا باشند.
لزومی نداره، این آشنایی باید طی نمایش داده بشه. مگر اینکه اجرایی باشه برای یه قشر خاص
۱۳ آبان
من خودم بدلیل آشنایی کمی که داشتم یکم برام گیج کننده بود.
۱۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای کسل بار و غیرقابل درک و فاقد گیرایی روایی
celine، علیرضا، جعفر میراحمدی و زهره مقدم این را خواندند
لیلا مظاهری و ایمان مجدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروز این نمایش رو دیدم . متاسفانه بر خلاف استقبال زیاد و تبلیغاتی که برای این نمایش تا به امروز دیدم ، اصلا نتونستم با این نمایشنامه ارتباط برقرار کنم . حرکات بازیگران ، هماهنگی و لهجه و دیالوگ هایی که حفظ کرده بودن ، خوب بود ولی به نظرم اینها به تنهایی کافی نیست . موضوع اصلی هم به تاریخ و حافظه ی سیاسی خوب برمیگرده که حتما باید حضور ذهن داشته باشی تا مفهوم رو بگیری و بتونی تا آخر همراه داستان باشی ! متاسفانه در خلاصه ی این نمایش اشاره ای به این موضوع نشده بود و صددرصد خیلی از افراد برای لو نرفتن داستان مثل من سراغ نظرات نمیرن و به همان خلاصه ی کوتاه بسنده میکنند. به نظرم بهتر بود در خلاصه اشاره ای به مستند بودن این داستان و ارتباط با معاهده ی اسلو می شد . قطعا این نمایش هم مخاطب های خاص خود رو داره که از ۱ساعت و نیم نشستن در سالن لذت ببرن ولی پیشنهاد ... دیدن ادامه » میکنم قبل از دیدن حتما سرچی در خصوص اسلو و اتفاق های تاریخی مربوط به اون داشته باشید بعد تصمیم بگیرید . درضمن حضور بازیگران توانا و معروف صرفا دلیلی برای خوب بودن اون نمایش و اثر نمیتونه باشه .
شاهین، حمیدرضا مرادی و جعفر میراحمدی این را خواندند
Bafrin Ninja، Amir Parsa و فرح ناصری این را دوست دارند
موافقم من هم امشب کارو دیدم و هم نظرم باشما
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- برای مخاطب
اسلو تلاشی برای اجرای تئاتر بود، برای این تلاش ها ارزش قائلم و از همه تون تشکر میکنم
این اثر تلاش می کنه با لحنی موزیکال و آغشته به طنز روایتی از جلسه ی محرمانه ی نمایندگان غیر رسمی اسرائیل و فلسطین برای تهیه پیش نویس صلح بین دو کشور
ناراضی نیستم از پولی که هزینه کردم
- برای کارگردان
دغدغه ی مسائل اسرائیل و فلسطین مشغولیتی که بهش احترام میذارم و بخاطرش به آقای باپیری تبریک می گم .
بذر نوعی ارتباط فراکلامی به کمک آواز های دسته جمعیِ چند زبانه کاشته میشه اما جوونه نمیزنه
در بعضی صحنه ها فرم در خدمت روایت دراماتیزه نشده این درحالیه که فرم ها هم تصویری بیش از اونچه که روایت بیان می کرد ارائه نمی داد
وقتی بچه مثل یه خدای مکانیکی اومد رو صحنه جا خوردم دلم میخواست از ابتدای نمایش یه حس انتظار در من ایجاد بشه که منجی میاد و اگه مشکلی ... دیدن ادامه » باشه حلش میکنه انتظار برای اومدن منجی با اومدن بچه به پایان میرسه این شوک مخاطب رو برای پرده آخر آماده میکنه

امیر مسعود، محمد جواد، نورا احمدی و reza heidari این را خواندند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دهلیزهای متعفن "

تی‌ جی راجرز نمایشنامه نویس آمریکایی متولد 1968 است که درحال حاضر در نیویورک زندگی می‌کند.او هنر و بازیگری خوانده و نمایشنامه‌های متعددی به رشته‌ی تحریر درآورده‎است که اغلب آنان کاندید جوایز معتبری بوده‌اند.
"اسلو"، به‌نقل از منتقدان و انجمن‌های تئاتری، بهترین نمایشنامه‌ی راجرزست که در 2017 نوشته و اجرا شده و جایزه تونی را برای وی به‌همراه داشته‌است و مدت‌های بسیاری در برادوی و تئاتر ملی سلطنتی لندن و سالن‌های معتبر دیگر اجرا و مورد تحسین بسیار قرار گرفته‌ است .
راجرز اعلام می‌کند دغدغه‌اش شیوه‌های تئاتری در بیان وضعیت‌ها و گزاراشات سیاسی در سوژه‌هایی‌ست که مردمان بسیاری را درگیر خود کرده و دامنه‌ای وسیع دارد. او بعنوان نمایشنامه‌نویسی که "تئاتر را درگیر قلمروهای اجتماعی و عمومی می‌کند" معروف‌ست بنابراین انتخاب قرارداد اسلو جهت دستمایه قراردادن یک نمایشنامه، کاری در راستای اهداف و دیگر نوشته‌های او دراین حوزه‌ است.
"اسلو" ارائه‌ی موقعیتی مستند از مذاکرات یک قراردادست که به‌نوعی برملاکننده‌ی مواردیست که پشت درهای بسته یا بشکلی محرمانه رخ داده‌است. توافقنامه‌ای میان نمایندگان فلسطینی و مقامات اسرائیل که در دو قرارداد به نام اسلو 1 و 2 ، مباحثی مبنی بر توافق دو دولت جهت رسیدن به صلحی پایدار و فرآیند تداوم آن بشکلی که از تنش و درگیری‌های خونین و کشتار مردم آن سرزمین جلوگیری شود. اما در حقیقت آنچه بیشتر مورد نظر بوده‌، تایید دولتی مستقل در فلسطین توسط اسرائیل و واگذاری مناطقی برعهده‌ی تشکیلات خودگردان فلسطین یا به‌عبارتی، تامین مواردی دوسویه که از طرفی اسرائیل تأمین امنیت شهرک‌های یهودی‌نشین، و هم به دلیل الزامی که سازمان ملل پس از قطعنامه 1967، اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی به مرزهای تعیین‌شده و تخلیه‌ی نوار غزه داشته و از سویی سازمان ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) در صدد به دست‌گیری امور دولتی و کشوری فلسطین بودند، پای این مذاکرات آمدند.
در نهایت توافق‌های انجام شده دستاورد قابل توجهی لااقل برای مدت طولانی نداشت و موارد بسیاری لاینحل و روشن نشده باقی ماند که دست آخر، نه مرزهای مشخصی برای فلسطین تعیین شد و نه اسرائیل با برتری قدرتی که در مذاکرات همواره اعمال و حفظ می‌کرد، به مشروعیت کشور و دولت فلسطین اذعان داشت. حتی در قراردادهای بعدی نیز مانند پروتکل الخلیل ، بازهم نتایج، نفعی برای فلسطین‌یان نداشت و تمام مواردی که پیشتر سازمان ملل آنان را تعیین کرده و اسرائیل سرباز زده بود، مجددا مورد بررسی و مطالبه قرارگرفت درحالیکه آن موارد حق قانونی آنان از سمت مراجع قانونی تعیین شده بود. اما ساف، حتی برای برخورداری از همان‌ها، به مذاکرات وارد شد.
که البته تا پایان آن مذاکرات وحتی تا امروز یعنی سال 2019 هنوز به توافقی اصولی بین دو دولت با مرزهای مشخص نرسیده‌اند. با وجود میانجی‌گری‌های کشورهای دیگر نیز همچنان این منطقه دستخوش آشوب‌های فراوانی‌ست و پیشنهاد کشوری با دوملیت اما همزیستی مسالمت‌آمیز نیز هنوز مورد موافقت قرار نگرفته است.
پشت جلد نمایشنامه چاپ شده‌ی اسلو از سوی انتشارات مانیا هنر، درج شده : " هدف نمایشنامه‌ی اسلو نشان‌دادن این است که تلاش در مذاکرات برای همزیستی صلح‌آمیز بین دو دشمن خونی هنوز که هنوزست عملی شریف، نفس‌گیر و نیازمند دقت و وسواس بسیار است، علی رغم این واقعیت که وضعیت در خاورمیانه همچنانِ همیشه فراز و بی ثبات است".
با این توضیح اسلوی راجرز چه چیزی را می‌خواهد بی‌لفافه و در شرافت، برملا کند؟ یا کدام موضع جدیدی را پیش می‌کشد که تحت عنوانِ عملی شریف تلقی می‌شود در حالیکه حداقل بیست سال از قرارداد اسلو می‌گذرد و تغییری در شرایط منطقه حاصل نشده . کارکرد اجرای این دست نمایش‌ها که بطور علنی آنقدر درباره‌اشان گفته و شنیده‌ایم اگر تنها تقلیل به یک برداشت عمومی و کلیشه‌ای به تعمیم این دست نشست‌ها ومذاکرات به بازی‌های سیاسی و دست‌های آلوده‌ی پشت پرده و احیانا نقش پررنگ امپریالیسم باشد آیا لزومی به وقت و صرف انرژی و هزینه‌ای می‌ماند؟ مگر چیزی بجز این در تمام سیاست‌های برآمده از جنگ‌های داخلی یا منطقه‌ای، قابل برداشت‌ست؟ این مسئله آنقدر وضوح عینی و انضمامی دارد که عملا پیش‌کشیدن چنین سوژه‌هایی، هیچ لزومِ هشداردهنده و یا آگاه کننده‌ای ندارد.
حتی اگر در اسلوی باپیری، طعم گزنده‌ی استهزای چنین مذاکراتی به چاشنی اجرا، اضافه شده باشد.وحتی اگر ابزاری باشد برای اعلام انزجار از هر نوع منش و توافق سیاسی، که توسط قدرت‌های دیگر کنترل و جهت‌دهی می‌شود، حرکت شجاعانه‌ای در عرصه‌ی تئاتر به نظر نمی‌آید.
معطوف کردن نگاه جهانی به کشمکش‌ها و رفتارهای سیاسی دولتمردان، در نقاب شعاری‌ست که در هر شرایط بغرنج و تاسف انگیزِ سیاسی، همواره‌داده شده و هیچ حرکت شکست مرز و ساحت معتبری بجز فاشِ ریاکاری و منفعت طلبی مردان سیاست ندارد. هیچ امکانِ فراروی از این محدوده پیش کشیده نمی‌شود، هیچ موقعیت‌های انقلابی مطرح نمی‌گردد. هیچ مبارزه‌ی موثری برای پایان این خشونت‌ها و ناآرامی خاورمیانه، ارائه نمی‌شود. و همچنان آنانی که مورد ظلم و درمعرض کشتار و قتل عام هستند، مردم و شهروندان آن کشورها و قربانیان آزمون و خطای تبادل و تکثر قدرت‌ها به شیوه‌های مختلف‌اند. بنابراین لزوم طرح چنین متن و اجراهایی که تمسخر و بی نتیجه بودن چنین مذاکراتی را به صحنه می‌آورد، چیست؟
.تمام طول اجرای اسلو، چیزی مبنی بر حرکتی غافلگیرکننده یا عصیانی موثر، یا موردی مواجه نشده، طرحِ مسیرِ برون‌رفت از این جلف‌بازی‌های سیاسی و یا نکته‌ای که برای امروز مفید باشد، به مخاطب ارائه نمی‌شود. مرزهایِ خلاقیتِ اجرایی در لبه‌ی باریکی از چند حرکت جمعی و چند لکنت گفتاری در بکاربردن نام کشورهای مورد مخاصمه‌، تلاشی کم جان، برای غلبه‌ی نگاه کارگردان به چنین متن‌هایی است که حتی اگر در راستایِ شیوه‌ای نو از نقد بر محتوای اثر نیز باشد، مجرای قابل تعمقی برای اندیشه‌ورزی نگشوده، بلکه درهمان دهلیزهای بی‌اثر مکرر، شناورست.
از طرفی دیگر، اسلوی باپیری خودش را بیش از آنکه درگیر انتقال سودمندی از عصاره‌ی متن راجرز حتی باوجود تکراری و نخ‌نما بودن در این دست سوژه‌ها کند، درگیر فرم اجرایی کرده‌، که شمایلِ شجاعت و جسارت نشستن پای میز چنین مذاکراتی را خلع سلاح کند. بااین‌حال پیش از آنکه قضاوت را برعهده‌ی خواننده بگذارد نگاه خود را به او تحمیل می‌کند. تعدد کاراکترها برای هر نقش‌، تداخل و جایگذاری افراد دو گروه در هم و هویت‌دادن به آنها، با بردن نام‌ها و اسامی‌شان، بیشتر باعث آشوب و عدم تمرکز و درنتیجه انقطاع مخاطب با وقایع و اهداف پیرامون آن‌ست. . تعویض مکرر شخصیت‌ها چه کارکرد معنایی دارد که تکرار مکررات کلیشه‌ای نباشد و تنها فرمی را القا نکند، معقولانه پاسخی یافت نمی‌شود.
استفاده از این تعداد بازیگر اگر انتقال این معنا که هر نماینده یا سخنگو و دخیل در مذاکرات نماینده‌ی مردم و ملتی‌ست که به امید آنان چشم انتظار آینده‌ای در صلح و آرامش‌ند، از دم دستی‌ترین بهره‌های فرمی در راستای معناست . که بی شک آنقدر از سال‌های دور تا امروز در اجراها متعدد تکرار شده که دیگر نه خلاقیتی محسوب می‌شود نه زیباشناسی بصری دارد.
آنچه ... دیدن ادامه » در اسلوی باپیری محسوس است، بکارگیری ایده‌هایی نه درجهت پرکردن فضاهای خالی اجرا و صحنه و حفره‌های تلخ و مشمئزکننده‌ی گفتمان‌های سیاسی، بلکه در جهتِ ترفندی متفرعنانه مخاطبی‌ست که در مواجهه با چنین محتوایی‌ست، که اگر پیش از اجراها و بدون حضور هوتن شکیبا، از آن رونمایی می‌شد ، احتمالا مخاطبان معدودی را به سالن ایرانشهر می‌کشاند. اگرچه نگارنده بشخصه، تمام اجراهای باپیری و گروه تازه را دنبال می‌کند و انتخاب اسلو، صرفا برای پیشینه‌ی موفقی‌ست که ازاین گروه بخاطر مانده‌است، با این حال تعمیم‌پذیر برای تمام مخاطبان نیست.
تنها نکته‌ی جذاب و قابل قبول در اجرای اسلو قطعات آوازی محلی و همخوانی‌های گروهی و دکوری‌ست که با ایستایی و ابعاد خود، کاملا در جهت محتوا و تکمیل‌کننده‌ی صحنه و عناصر دیگر آن‌ست.
راجرز در کشوری که بعنوان قدرت اول محسوب می شود با نوشتن چنین نمایشنامه‌ای شاید مسیری مخالف جریان مسلط را پیش گرفته باشد وحتی شجاعت گروهی را که با وجود سالیان طولانی در ستیز و دشمنی بسرمی‌روند و به پای میزمذاکره آمده اند، بستاید، اما آنکه ازاین متن و بازنمایی آن جلسات، مخاطب به چه واقعیتی درونی و مختص این منطقه واقف می‌شود و چه برداشتِ انضمامی برای شرایط بحرانی مشابه، قابل دریافت است، مورد ابهام‌ست .
با تمام موارد ذکر شده "اسلو"ی باپیری، گرچه نگاهی به این مذاکرات و متن راجرز دارد اما، رایحه‌ی استهزاء این مناسبات و ژست‌های صلح‌پذیر را می‌توان از آن استشمام کرد. وحتی بویِ پسماند انسانی را. حرف‌ها هم مانند مواد زائد بدن، بیرون ریخته می‌شوند اما به جایی نمی‌رسند. دولتمردان، در ضیافت‌های شام ، گیلاس‌های شراب‌شان را بهم می‌زنند و برای آینده‌اشان مصونیت‌های جانی و مالی، تبادل می‌کنند اما پشت تریبون‌های رسمی، برای هم خط و نشان می‌کشند.
"اسلو" اگرچه اجرایی با ساختاری مشخص‌ و حرفه‌ای‌ست اما تمام رگ حیاتش به حضور هوتن شکیبا در یک سوم پایانی و ریتم قابل قبول و پایان‌بندیِ جذاب‌ِ آن با دوبله‌ی طنز بر تکه فیلمی از عرفات و پرز ا‌ست. در طول اجرای 95 دقیقه‌ای آن، آنچه به‌طور واضح فقدانش احساس می‌شود، جسارت متهورانه‌ی کارگردانی‌ست که در اجرایش، از مصلحت اندیشیِ مسلط، فراتر رود.

نیلوفرثانی
درج در پایگاه خبری تئاتر
https://teater.ir/?p=62582
چقدر خوندن نقدهات لذت بخشه نیلوفر جان . نه تنها فقط بخاطر شیوه ی دلپذیرِ نگارشت ، بلکه بابتِ شکل و شیوه ی اندیشیدنت در اثر . شجاعتت منو یادِ گرینبرگ میندازه و ظرافتت ؛ یاد دلوز .
متاسفانه شجاعت برای منتقدهای وطنی مترادف شده با بددهنی ، لودگی و تکبری احمقانه ... دیدن ادامه » که در مجموع نقدشون رو بی ارزش میکنه . نقدهایی که اغلب در اثرِ مربوطه خفه میشن و از بین میرن .
اما نقدهای اینچنینی نه تنها برای خودِ عوامل سودمنده بلکه خودش تبدیل به یک اثری هنری میشه . اثری که میتونی مستقلن درباره ش فکر کنی .
زنده باد
۰۷ آبان
سلام، اسم اهنگ ابتدای اجرای اسلو رو کسی میدونه؟!
۱۱ آبان
سپیده جان لیست موسیقی های استفاده شده در اسلو، در بروشور اشاره شده .. امیدوارم بکارتون بیاد
۱۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش اسلو روایت داستان گونه ای ندارد، موضوع حول محور مذاکرات بین سران فل طین، اس ئیل و امریکا موسوم به پیمان اسلو میچرخد اما عملا مذاکراتی در کار نیست، نمایندگان این سه کشور تنها یک دورهمی مسخره و مضحک را ترتیب داده اند که جدی نبودن آن، همان اوایل نمایش و توسط مونا مشخص میشود زمانی که به زبان ترکى میگوید ما جمع شدیم تا برقصیم، بخوانیم و مشروب بخوریم. آنها حتی زبان مشترکی برای بحث با هم ندارند و در بخشی از نمایش نمایندگان هر کشور به زبان مادری خودشان صحبت میکنند حتی وقتی اسمی صدا زده میشود هیچ کس جواب نمیدهد. آنها حتی نمی خواهند دستشان پیش یکدیگر رو شود از این رو حرکات همدیگر را تقلید میکنند. این مسخره بازی به حدی پیش میرود که حتی طرز تهیه وافل در حین اجرا پخش میشود؛ تنها زمانی مذاکره ای (تا حدودی جدی) شکل میگیرد که پسری نوجوان (با بازی خوب و صدای ... دیدن ادامه » رسای مهبد جهان نوش) به این جمع ملحق میشود. اوج تمسخر و استهزای این پیمان از سوی کارگردان زمانیست که سه تن از سران این کشورها همزمان با پخش صحنه ورود یاسر عرفات، اسحاق رابین و کلینتون فیگور ادرار کردن را میگیرند. این پیمان در انتها هیچ نتیجه ای را در پی ندارد و باز هم هر کدام از این سران میخواهند خود به تنهایی بر تک صندلی گوشه سالن (مسند قدرت) تکیه زنند. در طول نمایش میتوان تمرینات مداوم و تلاش فراوان گروه را در هماهنگی بین حرکاتشان مشاهده کرد. اسلو هم مانند اسم گروهش تجربه ای تازه است که اگر مدت زمان کوتاهتری داشت میتوانست مؤثرتر باشد. اما با این وجود کارگردان به خوبی از پس نشان دادن دنیای تهی و پوچ این پیمان و امثال آن(به قول خودش مسخره صلح یا صلح مسخره) برآمده است. اگر مشتاق دیدن تئاتری متفاوت و تجربه کردن گونه های مختلف تئاتری هستید اسلو یکی از این گزینه هاست. (بخشی از نمایش را که فلسطینی ها مشغول خاطره و جوک گفتن بودند را خیلی دوست داشتم: زمانی که از سایه سنگین تنهایی در قالب یک جوک حرف زده شد و بعد از آن دیگری در خاطراتش از دیواری یاد کرد اما وقتی میخواست آن را نشان دهد دیگر دیواری وجود نداشت!).
شرط بندی اسلو

نمایش "اسلو"، همانند هر تئاتر مستند دیگر می خواهد حافظه تاریخی قلمداد شود بی آنکه به تاریخ انگاری روی آورد. بنابراین از متریالی استفاده می کند که موثق باشد و توان این را داشته باشد که قطعاتی از واقعیت را رونمایی کند. هر چند ابعاد زیبا شناسانه در نظر گرفته شده و دراماتیک کردن گزارش‌های ثبت‌شده که مدام به آنها استناد میشود، منجر به خلق تاریخی جدید متناسب با ساختار نمایشنامه می گردد. "یوسف باپیری" علاقه خود را به این سبک نمایشی (ورباتیم) بارها نشان داده است. در نتیجه تماشاگرانی که مهمان نمایش های او میشوند، باید قید داستان پردازی و موقعیت سازی های متدوال در نمایشنامه های دیگر، که صرفا قصد تاثیر گذاری بر احساساتشان را دارد بزنند و وجه عاطفی خود را با وجه عقلانی شان تاخت بزنند.
تئاتر مستند "اسلو" که ماهیت آن جنبه سیاسی ... دیدن ادامه » دارد، سعی دارد که تا جایی که میتواند واقعیت نمایشی را دستکاری نکند تا نمایش حالت اقتباسی به خود نگیرد. از آنجا که اجرای متن نمایشنامه"اسلو" چیزی در حدود سه ساعت به طول می انجامد، کارگردان با گزینش و چینش و تقلیل عناصر بصری در موقعیت های مختلف روی می آورد. شخصیت های نمایش اسلو که بازنمودی از شخصیت های واقعی هستند با شیفت های شخصیتی که دارند، انسانیت مشترک همه آدم های نمایش را فارغ از نام هایشان به رخ میکشند. در واقع تضاد و پارادوکس عقیدتی که طرفین اسرائیل و فلسطین پای میز مذاکره توافق دارند، در صحنه نمایش تبدیل به تقلید کاری و از روی دست نویسی کارکترها از یکدیگر میگردد. در نتیجه صحنه ای که در آن قهرمان و ضد قهرمان که رخداد نمی تواند آن ها را از یکدیگر تفکیک کند، خنثی و بیطرف می ماند.
انگیزه شخصیت های نمایش از مونا جوول و لارسن تا ... در شیوه روایت کارگردان نامشخص میگردد. بدن بازیگر تبدیل به ابزاری برای تقلید گفتاری می گردد که سوژه شدن خود در لحظات مختلف را مرهون نقطه سازی طراحی شده می بینند. گاهی این آدم های شی ء شده ( نقطه شده ) بر صحنه نمایش حس سرعت را القاء میکنند، گاهی حس سکون، لحظاتی تنهایی و بسیاری حس سردرگمی. این نقاط، به ندرت خط هایی مواج و زیگزاگ میشوند که فاقد استحکام لازمند و سطحی هایی میشوند که نظمی در خود ندارند. وقتی حرکت در راستای فرم نمایش "اسلو" تعیین کننده می گردد، غیر خطی شدن چه در شیوه روایت و چه در شیوه میزانسن بخشی به کارکترها حکمفرمایی میکند و فاصله گذار میگردد. چناچه به این مفهوم سازی های نقطات، خطوط، سطوح در نمایش "اسلو" بافت سازی تکمیل شده به کمک طیف رنگ های لباس های سرد و گرم کارکترها اضافه شود، به معنایی از نظم در بی نظمی می رسیم که همراستا با محتوای نمایش، کارکترهای در هم تنیده شده را از هم دور کرده است.
نمایش "اسلو" در طراحی صحنه خود، بنای دیوار حائل را به نحوی استوار کرده است که مشخص نیست شخصیت ها در سمت انگاره های اسرائیلی پنهان و مخفی شده اند یا در طرف سازمان آزادی بخش فلسطین محصور شده اند و یا ترسیم گر پشت پرده هایی است که در دست دیپلمات های که در به در دورهمی های به صرف ویسکی و وافل هستند و چقدر واژه بحرانی"یک روز کسل کننده" در گرافیتی طراحی شده، گویای رویکرد نژادپرستانه جهانشمول از وضعیت فعلی می باشد. در طول نمایش تکنیک استفاده از فیلم و ویدیو بک پروجکشن علاوه بر استفاده از اسناد و مدارک و شواهد موجود و تاثیر گذاری رسانه ها بر افکار عمومی، ارجاعاتی کلاژ گونه را در بزنگاه های مختلف دارد؛ از صدای تشویق حضار بر حقیقت جعل شده تا پسنمایی از تلاش های بی حاصل مونتاژ شده و به شوخی گرفتن مواجهه بی سرانجام و بی فرجام تقطیع شده یاسر عرفات و اسحاق رابین بوسیله دابسمش. چیزی که در انتها می ماند مسابقه ادرار کردن بر شعارها و توافق های ماسیده شده هر دو طرف است؛ بلند تر، دور تر و در عین حال دقیق تر!
https://www.honarnet.com/?p=6067
جناب کبانی عزیز
با درود و احتران
نقدتان را خواندم..
و از قلم تان لذت بردم..
سیاست زدایی بیمار گونه ، نمایش را از
جذابیت انداخت.. به نظرم اگر پرفورمنس
و بی کلام اجرا می شد جذاب تر بود
شعر و کلام دو عنصر زاید هستند
متن و موضوع با بازی ها همخوان نیست
و ... دیدن ادامه » تماشاچی خسته از کشفیات بی منطقش
۱۰ دقیقه آخر باز بهتر می شود ولی دیگر
رمقی برایش نمانده تا به زیر متن کار برود
۱۰ دقیقه آخر از خواب بیدارش کرد..
جایی که اگر فرمش به این بدی نبود
حداقل با این نمایشنامه می توانستیم
از سیاستمدارانی شاش بند که رفتارشان
کودکانه بود برای توافق.. چیزهایی در
شناخت یکی از وقایع مهم یا رسیدن
به مناسبات سیاسی طرف های متخاصم
و بی طرف برسیم بدون شعارزدگی و
سیاست زدگی..
البته که من شخصا ترس از سانسور عامل
مهم می دانم..
بیان غیر تیاتری شان هم تو ذوق می زد خیلی..
خلاقیت و نوع روایتش هم به دلایلی که گفتم
به محاق رفت.. فقط برای دیدن شکیبا
تماشاچی رفت..
قول داده بودم نقدی در تیوال ننویسم
وگرنه مفصل می نوشتم..
۰۴ آبان
جناب موسوی ارجمند
امیدوارم توان جبران محبت شما را داشته باشم.
پاینده باشید و سلامت
۱۴ آبان
لطف دارید جناب راقب کیانی..
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری سرشار از ایده های اجرایی نو و تازه. خوش حالم از اینکه در دوره ای که به اسم تئاتر هر خزعبلاتی رو به روی صحنه میبرند، افرادی هستند که واقعا تئاتر کار میکنند. بازیگران بسیار مسلط و تماشایی بودند در حدی که برای شخص بنده سخت بود چشم از صحنه بردارم. در کل طول مدت اجرا کم پیش آمد که ارتباط ام قطع شود، کارگردانی خلاقانه و منحصر به فرد و تمرکز بر ایده های اجرایی و بدن و بازیگر ستودنی بود. شاید سلیقه ی بسیار از مخاطبین تئاتر به سمت تئاتر متن محور " بهتر است بگویم داستان محور " بیشتر باشد ولی بنده شخصا هر دو سبک رو می پسندم و یکی از زیباترین کارهایی بود که اواخر تماشا کردم .
از همه ی عوامل اسلو سپاس گذارم و خسته نباشید میگم.
نمایش اسلو برای من که اهل تماشای تاترم و نمایش های زیادی دیدم، یک اجرای بسیار با شکوه و بی نقص و مسحور کننده ای بود.
متن نمایش بسیار ظریف و دقیق نوشته شده بود .
بازی تک تک بازیگرا عالی بود و بجز هوتن شکیبا که انتظار داشتم عالی باشه و بود، بقیه بازیگرا، همگی کاملا مسلط و هماهنگ و حرفه ای بازی کردن.
نمایش پُر از دیالوگ بود و باید خیلی دقت میکردی و خوبیش هم این بود که بر اساس مستنداتی بود که توی دیالوگ منابعش ذکر شده بود.
من دکور هم خیلی دوست داشتم و استفاده بجا از ویدئو پروژکتور هم عالی بود مخصوصا آخرش که دوبله هم اضافه شد.
و
کارگردان در حد خداوندگار بود .
خیلی نوشتم ولی بازم نمیشه ی ذره از خوبیای اسلو رو با این روش بیان کرد. بنظرم تشریف ببرید و ببینید تا تمام وجودتون غرق در لذت بشه.
اگر کسی دنبال دغدغه مندی داخل داستان نمایش هست این تئاتر شاید گزینه خوبی نباشه. برای من به شخصه موضوع داستان هیچ جذابیتی نداشت (حتی برعکس دافعه داشت). کارگردانی خیلی خوب بود که البته طبیعیه وقتی کار گروه تئاتر تازه باشه. بازی ها خوب بودن با توجه به اینکه اکثراً بازیگرهای خیلی نامداری نبودن (من متأسفانه فقط بازیگرهای تئاتر "پا" رو شناختم که خوب بودن فقط خانم تهمتن بازیشون همون بازی نمایش "پا" بود). در کل انتظار خیلی بیشتری میرفت اما خب خیلی زحمت کشیده بودن همه گروهشون و ممنون از زحماتشون.
اولین باره که چند روزی از تماشای اجرا گذشته و هنوز نظرم رو روی دیوار ننوشته ام...
بزرگ ترین دلیلش اینه که کار سر جمع خیلی معمولی بود، این قدر معمولی که مطمئنم باید چند ماه بعد به مغزم فشار بیارم تا یکی دو جمله درباره تجربه دیدنش صحبت کنم.
برای شروع و برای این که از حق نگذرم، اول نکته مثبت اجرا رو بیان می کنم: هماهنگی تیم اجرا بسیار خوب بود و معلوم بود که حسابی تمرین کرده اند... واقعاً به بازیگران از این منظر تبریک و خسته نباشید می گم.
در مورد "پرداختن بی طرفانه به موضوع جدال فلسطین و اسرائیل" که تعدادی از دوستان در نقدهاشون به عنوان نکته مثبت این اجرا بهش اشاره داشتند، باید بگم این نقطه قوت نمایشنامه ی آقای راجرز هست و نه هنر تیم اجرایی. شما در واقع از نگاه تصادفاً بی طرف یک نویسنده امریکایی دارید به ماجرا نگاه می کنید و نباید این بی طرفی رو به ... دیدن ادامه » حساب تیم اجرا بگذارید (علاقمندان رو ارجاع می دهم به مطالعه ترجمه نمایشنامه اسلو که نشر یکشنبه با ترجمه آقای حسین رحمانی منتشر کرده).
و اما می پردازم به نقص اصلی کار: مشکل به نظرم دقیقاً در همان نکته ای بود که آقای کارگردان در نوشته ی ابتدای صفحه نگرانش بوده اند... این که در اجرا هیچ ایجاد انگیزه و علاقه ای به موضوع و هیچ کنش و دعوتی به عمل واقعی در کار نبود.
من به عنوان مخاطبی آگاه از سیاست و دارای پیش زمینه اطلاعاتی مناسب از تاریخچه ماجرای فلسطین و اسرائیل، اصلاً از دیدن این اجرا متاثر نشدم و لذت چندانی نبردم، چه برسه به بعضی افراد که به دنبال دیدن اسم هوتن شکیبا توی صف خرید بلیط قرار گرفته اند و بدون علاقه و ارادت خاصی به اصل ماجرا دنبال دیدن اجرا آمده اند. هنر، زمانی واقعاً رسالت خودش رو انجام می ده که بتونه با کمک فرم، یک محتوای قابل تامل رو به مخاطب ارائه کنه و روش تاثیر بگذاره و به اندیشه و جستجو وادارش کنه و من این طور که از قضاوت خودم و مطالعه نقدهای کاربران بر می آد، گمان نمی کنم این اجرا تونسته باشه چنین رسالتی رو انجام بده.
در نهایت اگر به دنبال فرم هستید و دوست دارید یک اجرای هماهنگ با المان های بصری خوب ببینید دیدن این اجرا رو بهتون توصیه می کنم... اما اگر می خواهید یک تئاتر ببینید که روی شما تاثیر بگذاره و ساعاتی در خودش غرقتون کنه و بعدش به اندیشه و مطالعه بیشتر وادارتون کنه، به نظرم تماشای "اسلو" گزینه خوبی براتون نیست.
به عنوان مخاطب صرفاً علاقه مند، اون قدر سواد ندارم که پیشنهاد بدم چطور باید این اجرا رو تاثیر گذار کرد، فقط امیدوارم فیدبک من در کنار بقیه، بتونه تیم اجرایی رو در صورت تمایل به بهبود کار در آینده، به بازنگری وادار کنه.
هماهنگی بدنی و آوایی عالی بود ، ولی متاسفانه کل تیاتر از یک کمبود رنج میبرد و اون هم نداشتن داستان جذاب بود.نمایش خیلی زود جذابیتش رو از دست داد و نتونست مخاطبان رو همراه کنه.موضوع جالبی نداشت و اگه بخوام خلاصه و در یک کلام بگم ، دوست نداشتم..!
چند روز قبل اجرای ویژه این نمایش رو دیدم قطعا اجرایی بود که تمرین بسیار زیادی می طلبید تا اینطور هماهنگی در آواز و اجرای حرکات و لب زدن هم زمان چند نفر باهم رو بخوبی به نمایش بذاره ولی مناسب مخاطب عام نبود نمایش داستان نداشت و به موضوعی سیاسی و نامرتبط با مسائل روز جهان پرداخته بود که حالا به تاریخ پیوسته بود و من از سیاست متنفرم پس نتونستم ارتباط با اجرا برقرار کنم نه ترکی ونه عربی هیچ کدوم رو هم بلد نبودم وخیلی کسل کننده بود و تا پایان اجرا لحظه شماری کردم تا تمام بشه ،البته نباید زحمت گروه اجرایی و کار گردانی رو ندیده گرفت همگی خسته نباشید.
#اسلو
دیشب از زاویه‌ی متفاوت و بی‌طرفی به لطف این نمایش به توافق اسلو نگاه کردم.
با توجه به کارای قبلی که از #گروه_تئاتر_تازه و جناب #یوسف_باپیری عزیز دیده بودم نمایش متفاوتی بود و شگفت زده شدم (و البته نهایتا یجاهایی که دقیقا نمیتونم ذکر کنم کجا بود اون امضای مخصوص به خودشونو حس میکردم.)
نمایشی که هماهنگی توش موج می‌زد و خبر از تمرین‌های طولانی و درست می‌داد. خبر از احترام به مخاطب بعنوان یک عنصرِ فعال تئاتر و نه یک منفعل تنبل که صرفا برای وقت گذرونی به تماشای تئاتر اومده.
آوازها شگفت زده‌م کرد. حرکات دسته جمعی و دیالوگهای مشترک بی نقص بودن. و اینکه با وجود (شاید به زعم من) فاصله گذاری، لحظه به لحظه با اشتیاق کار رو دنبال میکردم و در نمایش غرق بودم و بنظرم هرچه به اخرش نزدیکتر میشد حتی تئاتر جذابتر و گیراتری رو تماشا میکردم. اینکه اسلو از مخاطب ... دیدن ادامه » تامل و تفکر میخواد و همه چیزو به تاثیرگذاری لحظه‌ای و زرق و برقِ الکیِ مد شده این روزها واگذار نمی‌کنه برام بسیار قابل احترامه.
بازی‌های بی‌نظیر دیدم از گروه بازیگرا و در راسشون با حضور حتی کمتر اما تاثیرگذار همیشگیش #هوتن_شکیبا که باز هم میدرخشه‌. پیشنهاد میکنم تئاتر خوب ببینید و اسلو رو از دست ندید.