تیوال نمایش او
S3 : 18:44:11
  ۰۸ تا ۲۵ شهریور ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰ و ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

: مهدی تاج الدین
: آرش دادگر

: وحید لک
: امین طباطبایی، سوگل قلاتیان، عمار عاشوری، نازنین نادرپور، سید شهاب الدین خاضع حق، ندا حبیبی
: حورا رستگار
: راحله بدیعی، شیما جهانگیری، رسول مکوندی، علی رضا غفاری
طراحان
: آرش دادگر
: علی‌رضا زندیه
: الهام شعبانی
: امیر رجبی
: علی کلانتری
: فریبرز دارایی

گروه کارگردانی
: شهرام احمدزاده
: عمار عاشوری
: زهره رستمی
: بهروز سمامی
: امیر علی پَریز، امیرحسین نژاد کریم
: پرستو علی نسب
گروه فنی
: محمد خاکزاد
: علی رضا پیوندی
: علی رضا اکبریان
: کارگاه تخصصی ساخت دکور تیاتر نودا
: محیا قلی زاده
: سعید قدوسی نژاد
تصویر جان دادن مقتول را همه دیدند ولی او را کسی ندید. ده سال گذشت. او و اسلحه‌اش به غبار فراموشی سپرده شدند تا اینکه یک دوربین مداربسته تصویری از او را شکار می‌کند! کارآگاهی از دایره جنایی باهمین سرنخ پرونده قدیمی را از سر می‌گیرد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش او / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش او | عکس نمایش او | عکس نمایش او | عکس

اخبار وابسته

» «او» و «شازده کوچولو» به اجراهای خود پایان می‌دهند

» روایت روزهای پایانی «او» در قاب تصویر

» ۳ روز تخفیف دانشجویی

» «او» اجرای عمومی خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد

» آرش دادگر با «او» به صحنه می‌رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تبریک به جناب دادگر و گروه محترم کوانتوم بابت حضور در بخش بین الملل جشنواره تئاتر فجر و با آرزوی موفقیت و بهروزی روز افزون
سپهر و رامین غفرانی این را دوست دارند
سپاس جناب قویم
۰۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش تمدید میشد :(
میترا و بابک این را خواندند
شاهین، Juan Martin، محمد لهاک، عاطفه گندم آبادی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوس داشتم و ذهنم قلقلک میشد شخصیت های خانم کار رو شبیه والد، بالغ، کودک ببینم و یه ربطی هم به بازی های اریک برن داشته باشه ولی نداشت، زوری که نیس :))
می تونین وضعیت آخر رو تو این کار مشخص کنین؟؟ کیا خوب بودن کیا بد؟!
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
از اون نمایشا بود که به قطعیت به هیچکس نمیشد گفت خوب یا بد، منظورم جدا از مفهوم نسبی بودن خوب و بد ه
همه به نوبه خودشون به بد شدن مسیر اتفاقات کمک جدی ای کردن، این نظر منه..همه رو خاکستری میبینم
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** اجرای پایانی ***

"او" امشب تمام میشود!
شاهین، عاطفه گندم آبادی، علی عبداللهی، میترا و فرزاد این را خواندند
Mona، زهره مقدم و محمد لهاک این را دوست دارند
امکان اجرای مجدد نیست؟؟
۲۵ شهریور ۱۳۹۷
منتظریممم :)) زود برگرد :)
۲۶ شهریور ۱۳۹۷
ماش بعد از محرم دوباره تمدید بشه ، چقدر حیف که ما نتونستیم ببینیم :(((
۲۸ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
عجب کار فوق العاده ای بود
نقد نه اما تحلیل مفصلی نوشتم که بعد از اتمام اجرا تقدیم میکنم
به حدی جذابیت داشت که ذهنم رو کاملا درگیر خودش کرده
مثل حل کردن یک معما
چه عالی
منتظر تحلیل ات هستم محمد جان
۲۵ شهریور ۱۳۹۷
واقعن عالیه ؛
دم شما و همسرتون گرم
چه کار ویژه ای انجام دادید ؛ ممنون
مشتاقانه منتظرم
۲۷ شهریور ۱۳۹۷
جناب لهاک منتظر تحلیل تون هستیم
۳۱ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل دیدن: پیچیدگی قابل قبول، ریتم مناسب، فضا سازی و شگفتانه‌های صدا محور
درکل تماشایی و لذت بخش و، البته متفاوت: از ورود تا خروج!
*** تنها 2 روز تا پایان ***

اجرای ویژه دانشجویان / شنبه 24شهریور با 30درصد تخفیف دانشجویی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** گفتگوی تیوال با "آرش دادگر" ***

https://www.tiwall.com/theater/podcasts/interview-arashdadgar7
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس های رضا جاویدی چقدر خوبن تو این کار ...
رضا جاویدی ، عکاسی هستن که شما اگر کنارش بشنید و نمایش رو ببینید حتی نمیفهمید کی عکس رو گرفته چه برسه صدای شات یا نوری از سمت دوربینش ببینی...
خودش نمایش رو نگاه میکنه ، و خودش میفهمه کجا باید عکس بگیره و چجوری این کارو انجام بده.
من کلا از عکاسا فراری هستم، ... دیدن ادامه » توی نمایش او دو بار بهش نگاه کردم مثل یه تماشگر به نمایش نگاه میکنه و دوربینشو جوری برمیداره که نمیفهمی کی عکسشو گرفته ...
بهترین خاطره من با رصای عزیز تو نمایش خرده جنایت های زن و شوهری بود...
اونجا فهمیدم رضای عزیز بیشتر مخاطب تئاتر تا عکاسش.
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
آقای لهاک نقدتون در مورد این اجرا رو ننوشتید
۰۷ مهر ۱۳۹۷
منم همین رو می خواستم بگم سپهر جان :)
۰۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***فقط 3 روز تا پایان***

روایت روزهای پایانی «او» در قاب تصویر

http://theater.ir/fa/111314
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود. از دیدنش لذت بردم. با توجه به نظرات دوستان بزرگوار انتظار ابهام زیادی داشتم ولی اصلا اینگونه نبود. آقای دادگر ،سپاسگزارم.
این نمایش رو دو بار دیدم، دفعه دوم شخصیت میانسالی کارآگاه اضافه شده بود و به حل معما کمک میکرد، غالب انتقادات مربوط به زمانیه که این قسمت وجود نداشت. خوشبختانه گروه اجرایی به خوبی این تغییر رو ایجاد کرده بودند.
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
جناب حسین مردی
تو اجراهای جدید خود آقای دادگر نقش بازپرس دوم رو بازی می کنه و یه دستیار هم داره که اون همون بازپرس دومی هست که ما تو اجراهای اول دیدیمش
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
درود بر شما جناب سپهر
سپاس از شما
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***نمایش "او" تمدید نمیشود***

با توجه به تقارن با ایام سوگواری، نمایش"او" تنها تا 25 شهریور به روی صحنه خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی جالبه ، هر چی جلوتر میریم دوستان نکات جالب تری از نمایش رو گوشزد می کنن
یه نکاتی رو هم من چند روز پیش نوشتم ولی گذاشتم بعد از دوباره دیدن نمایش اینجا بنویسم که تا الان دیدم خیلی از دوستان به بعضیاش اشاره کردن :)
راستی یه نکته ی جالب :)) دقت کردید موقع فروش بلیت چیدمان صندلی ها واژه ی "او" رو تداعی میکنه ؟! :))
من تقریبن همه ی سانس ها رو چک کردم درست بود :))
نمی خوام مثل اینا که هر چیزی رو به هر چیزی ربط میدن حرف بزنم ولی خب من چیکار کنم :))
ایناهاش خودتون ببینید :

http://bivarama.ir/multimedia/uploads/2018/09/TheyOu.png

پ .ن : ععع راستی تیزر کار رو عوض کردن ؛ اینم جالبه ولی قبلی خیلی جذاب تر بود
پ . ن بعدی : بازم ععع الان تو نت دنبال تیزر قبلی می گشتم یکی دیگه هم پیدا کردم :))
این : https://www.isna.ir/news/97061306596/

سپاس از نظرتان
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#او

من دو اجرای هشت ( ساعت۲۱ ) و هجده ( ساعت ۱۹ ) شهریور رو دیدم
اجرای دوم نسبت به اجرای اول تغییراتی کرده بود و مشخص بود سعی بر این بوده که حل معما برای مخاطب آسون تر بشه

به نظرم هر چهار نفر بازیگر خانم نقش یک نفر رو بازی می کنند
دختری که در بچگی صحنه ای رو می بینه و مردی که قراره اون رو به خونش برسونه بهش تجاوز می کنه ( ترانه ی دختره اونجا نشسته گریه می کنه ... ) دچار مشکلات روانی می شه ( اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی ) در نوجوانی پیش خدمت خونه است با توهم اینکه خانم خونه می خواد اون رو بکشه ( دیالوگ بازپرس و دختر: تو هر شب پشت این در خفت می شدی برای همین اسلحه حمل می کردی )
در جوانی به دنبال آگهی کار به یک انبار می ره و دوباره بهش تجاوز می شه از این تجاوز دختری به دنیا میاد، با مردی که بهش تجاوز کرده ازدواج می کنه! ( از همین لحظه نقشه انتقام می کشه )
از ارتباط دخترش با مرد همسایه اطلاع پیدا می کنه ( کارت قرمز رنگ _تماس_ پیغام گیر _ صدای همسرش ( متجاوز ))
نقشه خراب کردن شیر حمام رو می کشه

به نظرم به حرف های زنه کلا نباید خیلی توجه کرد چون حرفاش به دلیل بیماریش می تونه توهماتش باشه
مثلا در مورد فست فود و فیلمش مرد اصرار داره دختر روز جمعه خونه فامیل بوده داشته تحقیر می شده و میاد تف می کنه
ولی زن فیلمی رو نشون می ده و اصرار داره دختر توی ماشینه و پیاده نمی شه



در ... دیدن ادامه » مورد پوستر: رنگ زرد روی شهر نشانه تنفره
و دست قرمز رنگ به شکل اسلحه است

نظرات پراکنده:
۶ صدای شلیک دختره بیرون بود با کیف حاوی اسلحه میاد تو
هفت تیر شش فشنگ می خوره

کارتن ها نشانه اسباب کشی به خونه جدید بود

مرد همسایه متجاوز نبود _ این فقط توهم زن به دلیل بیماری بود



و نظرات دوستان و بحثی که شکل گرفت رو در کامنت ها میارم
نمی دونم چرا کامل نظرات فرستاده نشد
بقیه رو زیر همین پست کامنت می کنم
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
من کامنت رو خوندم ولی متوجه نشدم ایشون از عوامل بودن. ممنون از شما که توجهم رو به این موضوع جلب کردید
۲۵ شهریور ۱۳۹۷
0089 رو اگر برعکس ‌کنیم کد ایران میشه 0098
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مورد ترانه های اجرای #او

ترانه اول
شب بود بیابان بود ( تجاوز انباری )
متن ترانه توضیح کاملی در مورد پرده اول است

شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بی‌جان بود
از بهر آن سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش، از باد و باران گشته آشفته
در ... دیدن ادامه » مویش گویی مروارید غلتان خفته
طی شد راه دشوار، آخر بر من و یار
با بوسه‌ای گرمی به او دادم
با لبهای چون قند، بر رویم زد لبخند
برد آنهمه رنج و غم از یادم



****

بعد از صحنه صحبت های زن و شوهر
پیدا شدن قرص ها در کشو

ترانه دوم : نوبهاری
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت
تو در میان گل ها چون گل ها میان خاری
ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت
تو در میان گل ها...
رادیو قطع می شود
تو اجرای دوم رادیو زودتر از اجرای اول قطع شد






بعد از صحبت های خدمتکار و بازپرس


ترانه سوم:
مهتاب ای مونس عاشقان روشنایی آسمان
مهتاب ای چراغ آسمان روشنی بخش جهان
کو ماهم؟ نزدت چه شب ها با او در آنجا بودیم
فازغ ز دنیا لب ها به لب ها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم




تو اجرای دوم بعد از صحنه ای که دختر کوچک اجرا می کنه ترانه دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری می کنه از برای ... اجرا شد که تو اجرای اول نبود





ترانه چهارم: دلیار
این ترانه و ترانه های بعدی با گرامافون پخش شد ترانه های قبلی رادیو
این شاید تقدم زمانی صحنه ها رو نشون بده

این ترانه بعد از شکنجه دختر خدمتکار توسط بازپرس اجرا شد

ماه رویاتو چه زود دزدید من یلدا شب دور از خورشید
باز پاییز شد و باد چرخید و هوس چو گیاهی مرموز رویید
او رویید و درخت از این همه درد چو نگاهم خشکید
تا دیروز قدمی بردار من رو باز به شروعش بگذار
تو زیبایی و بی پروایی و من که از این دلتنگی بیمار
با من حوصله کن در این شب گو تو همیشه دلیار



****


تو اجرای اول در پایان کار ترانه سر اومد زمستون پخش شد تو اجرای دوم این ترانه تو مونولوگ اول بود

سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوه‌ها لاله‌زارن
لاله‌ها بیدارن
تو کوه‌ها دارن گل گل گل آفتابو می‌کارن
تو کوه‌ها دارن گل گل گل آفتابو می‌کارن
توی کوهستون
دلش بیداره تفنگ و گل و گندم داره می‌یاره
توی سینه‌اش جان جان جان
توی سینه‌اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره


پینوشت:
من دو اجرای هشت شهریور ساعت ۲۱
و
۱۸ شهریور ساعت ۱۹ رو دیدم
چه عالی...
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
سپهر جان بعد ار دیدن دو اجرا نظرت راجع به کار چیه ؟
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
یه پست جدا همین الان گذاشتم علی جان در مورد بحث هایی که با دوستان داشتم
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو روز پایانی این نمایش با بازی سوگل قلاتیان، امین طباطبایی، نازنین نادرپور و... روزهای شنبه ۲۴ و یکشنبه ۲۵ شهریورماه در دو سانس ۱۹ و ۲۱ امروز سه شنبه ساعت ۱۵ آغاز خواهد شد.
میترا این را خواند
محمد لهاک و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان خوبم پیشنهاد میکنم گفتگوی جذاب و صحبتهای شنیدنی آرش دادگر رو راجع به نمایش "او" از دست ندید,ظرف روزهای آتی در آوای تیوال منتشر خواهد شد :)
حسین عزیز، به دیده منت. ممنون از زحمات دوست جان
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
عالی بود ؛ ممنون
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
شاهین عزیز و زهره مقدم بزرگوار ممنون که همراه هستید .
۲۴ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

خواستم از دوستان سالن خیلی خیلی تشکر کنم برای حساسیت شون تو ساعت دقیق اجرا و اینکه درست و حسابی به عمو عکاس های سالن درباره سایلنت بودن شاتر و بی سر و صدا بودنشون تذکر میدادن، جالبه این عزیزان عکاس وارد سالن که میشن فکر میکنن بازی استپ دنسه! و زرتی روی اولین صندلی خالی ردیف 1 هم ترجیحن! میشینن! و باید با تذکر و مامور بلندشون کرد!!
:۰)))
استپ دانس خیلی خوب بود
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
سعی می کنم خلاصه بحث رو بفرستم رو دیوار بلکه دوستان دیگه هم کمک کنند معما رو حل کنیم
و به شدت منتظر مصاحبه جناب دادگر با آوای تیوال هستم
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
سپاس از نظرتان
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دوباره دور و بَرَت اجتماعِ تنهایی‌ست
سکوت کردی و چیزی برای گفتن نیست‌

تمامِ حافظه‌ات در گذشته جا مانده
از آن تویی که تو بودی، همین «نما» مانده

نمای یخ زده‌ای که تو داخلش هستی
و مرگ در کفنی که مقابلش هستی

‌چگونه چاره کنی؟ با خودت چه کار کنی؟!
مگر بمیری و از زندگی فرار کنی

تو سهمِ پنجره‌های همیشه بارانی
نگاهِ آخرِ یک بُرج قبلِ ویرانی‌

تو ... دیدن ادامه » آن شکوفه‌ی یأسی که بی‌نفس پژمرد
ترانه‌ای که صدایش خفه شد و خط خورد‌

تو سهمِ کِزکِزِ یک زخمِ کهنه‌ی بدخیم
سطورِ مرثیه‌ای در صفوفِ بغض مقیم‌

تو ساکنِ آن تقویمِ بی‌بهاری که
امیدِ معجزه از روزها نداری که‌

خودت برای خودت معضلی که حل نشدی
هزار خاطره دلتنگی و بغل نشدی‌

و حال در پسِ این جام‌ها تمرگیدی
جنازه‌ای که به تدفینِ خویش تبعیدی‌

و هیچ چیز نمانده به جز کمی مُردن
اگر چه تلخ، به پایان برس ولی لطفن.‌

#سعید_کریمی
میترا، Marillion، مهدی حسین مردی و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
سپهر و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید