تیوال نمایش پدر
S3 : 23:24:02
صدای ۳ نسل در صحنه ریزش برگهای زندگی
  ۲۹ آبان تا ۲۸ آذر ۱۳۹۶
  ۱۹:۴۵
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: فلوریان زلر
: ساناز فلاح فرد
: محمود زنده نام
: چنگیز جلیلوند، میر طاهر مظلومی، فقیهه سلطانی، محسن بهرامی، سوگل خالقی، ساناز فلاح فرد
: امید پیراینده

: ساناز فلاح فرد
: فرشاد رحیمی زند
: تندیس احمدوند
: کارگاه هنری پرنده آبی (ساناز فراهانی)
: ستاره فلاح فرد
: نگارالسادات وردی
: مهیار علم بیگی، حسین نایینی
: مهسا همتی
: احمد بلباسی
: علی اکبر صدیقی نیا
: امیر شکری
: فرزانه جعفری
: امین شفیعی
حکایتی از فراموشی‌ها، قصه از یاد رفتن و از یاد بردن، داستان فراموش‌کاری نسل امروز و فراموش کردن نسل دیروز

ردیف ١ تا ۸ باکس وسط ۴۵،۰۰۰ تومان
ردیف ١ تا ۸ باکس هاى کنارى ۴۵،۰۰۰ تومان
ردیف ٩ تا ١٤ باکس هاى وسط ۴۰،۰۰۰ تومان
ردیف ۹ تا ۱۴ باکس هاى کنارى ۳۵،۰۰۰ تومان
دسته‌بندی:
خانوادگی
سبک:
درام
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پدر (سری دوم) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پدر (سری نخست) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» افتتاحیه نمایشنامه «پدر» با حضور شهاب حسینی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تنها علتی از دیدن این تئاتر پشیمان نشدم
دیدن بازی آقای جلیلوند عزیز هست
تنها نقطه قابل رویت نمایش برای من، ایشان بود
اینکه چقدر ایشون توانمند هستند که از همچنین داستان گویی و متن خطی
بازی تاثیر گذاری خلق کنند واقعا قابل تحسین هست

و البته تمام نمایش داشتم فکر می کردم
چرا همچنین توانایی باید در چنین متن و تئاتری اصطلاح به هدر برود !
امیرمسعود فدائی این را خواند
علی ابراهیم، محمد رحمانی و رضا تهوری این را دوست دارند
البته خود نمایشنامه زلر هم کمی تا قسمتی هدر رفته.
۲۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت گروه نمایش
به نظر من نمایش به شدت سر در گم و نامفهومی بود
تنها نکته خوب شاید بازی آقای جلیلوند بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش رو در تاریخ 22 آذرماه دیدم.
موقع خروج از سالن که البته کمی هم با عجله بود (به دلیل اینکه سانس ما با تاخیر شروع شد و گروه نمایش بعدی منتظر تحویل سالن بودند)، حس رضایت داشتم. برآیند عوامل، برآیند مثبتی بود.
من رفته بودم تا تجدید دیداری با صداپیشگان محبوبم داشته باشم که این مهم، به خوبی برآورده شد ولی، نمی تونم از گفتن بعضی کاستی ها چشم پوشی کنم.
ضمن تشکر بسیار از کارگردان محترم و کلیه ی عوامل اجرایی، اول نقاط مثبت رو تعریف کنم:
1- موسیقی دلنشین و بجا بود. مخصوصا آواز انتهایی که به فرانسوی هم خونده می شد و فکر میکنم از خانم سلن دیون شنیده بودم اونو قبلا.
2- چه خوب که حرکت زیادی برای آقای مظلومی نوشته نشده بود چون قدرت کلام ایشون کاملا کافی بود. فقط خیلی حیف که نقششون کوتاه بود ولی به جرات میتونم بگم اثر مورد نظر کارگردان و نویسنده رو میذاشتند ... دیدن ادامه » روی تماشاگر! یعنی بسیار موفق در انتقال آنچه برعهده شون بود.
3- استاد جلیلوند در بعضی صحنه ها، بی نظیر و در صحنه هایی دیگر، کمی خسته. ولی کاش، ایشون بواسطه ی نقششون، نیازی به تغییر لحن و گفتار پیدا نمی کردند تا من حظ بیشتری از صدای جادویی ایشون می بردم.
شاید تنها نقطه ضعف رو بازی کم فروغ خانم سلطانی بدونم. البته من کارهای زیادی از ایشون ندیدم و ایشون رو بیشتر تلویزیونی می شناسم.
دیالوگ های جناب جلیلوند هم، بیش از اندازه ساده نوشته شده بودند که باز نمی دونم عمدی در آن بوده یا خیر!
در مجموع، به هدف اصلی خودم از تماشا رسیده بودم ولی نمایش، نتونسته بود موضوع مورد نظرش رو، یعنی بحران میانسالی و آلزایمر رو، خیلی خوب نشون بده...
راستی؛ بلیط اگر کمی ارزون تر بود، خیلی بهتر بود و مطمئنم استقبال در بین دانشجویان و جوانترها هم، بیشتر می شد.
امیرمسعود فدائی و رضا تهوری این را خواندند
مرضیه سیف و مرتضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"پدر": این روزها در قیل و قال پایان ناپذیر روزگار و در دل روزمرگی های عمر بر باد ده، نمایشی در مجموعه تئاتر شهرزاد روی صحنه است که به گوشه مهمی از زندگی می پردازد. گوشه ای که شاید امروز دچارش نباشیم اما دیر یا زود همگی به آن مبتلا می شویم، پیری.
در "پدر" پیری با فراموشی همراه است و دختر که از تر و خشک کردن و گند زدن های پدر (نقل به مضمون) عاصی شده، تصمیم گرفته او را به آسایشگاه سالمندان بسپرد. پدری که هنوز دختر کوچک ترش را بیشتر دوست دارد، دامادهایش او را درک نمی کنند و دختر بزرگش دریافته که پرستار گرفتن برای پدر و نگه داشتن وی در خانه دردی را دوا نخواهد کرد.
نمایش "پدر" نوشته فلوریان زلر فرانسوی و به کارگردانی محمود زنده نام از دسته نمایش های معمولی و به گفته زنده نام "بازاری" نیست که مردم برای دیدنش هجوم بیاورند. فضای بسیار سردی ... دیدن ادامه » دارد که تا اعماق وجودتان را یخ می زند، طراحی صحنه ساده ای دارد که به آرامی تاثیر خاکستریش را بر شما می گذارد و بازیهای کنترل شده و هماهنگی دارد که اگر نگویم عالی دست کم حرفه ایست و موسیقی زنده گوش نواز و آرامی دارد که حس صحنه را دوچندان می کند.
حقیقت اینکه دلیل جذب شدنم برای دیدن این کار، موردی بسیار نزدیک و شخصی وتماشای هنرنمایی یکی از بهترین صداپیشگان ایران بر روی صحنه نمایش بود.
چنگبز جلیلوند که با دوبله های نابش به جای پل نیومن، مارلون براندو، ریچارد برتون، برت لنکستر، شان کانری، پیتر اوتول، کلینت ایستوود و فردین جایگاه والایی نزد من دارد، در نقش پدر خوش میدرخشد و صحنه را از آن خود میکند حتی وقتی که فقیهه سلطانی و میرطاهر مظلومی را در برابرش دارد.
او حالا هشتاد ساله است موهایش سپید و چهره اش پر از چین های زندگی است ولی صدایش همان آوای خوش سی سالگی را دارد، آوایی که در سالن نمایش بارها چشمانم را برای بهتر شنیدنش بستم و بارها مست نیوشیدنش شدم.
پ.ن.: نمایش "پدر" تا آخرین روز پاییز بر روی صحنه خواهد بود.
من دوشنبه شب با دوستان رفتم به دیدن نمایش و کاش از قبل مطرح میشد که شب خبرنگاران و عکاسان است تا ما هزینه نکنیم برای دیدن نمایش همراه صدای چلیک چلیک مدام عکاسان و همراه نور گوشی های موبایلی که مجاز به عکاسی و فیلمبرداری بودند . در نیمه اول نمایش جهت خلاصی از این سر و صدا ها جامون رو عوض کردیم و به ردیفهای عقب پناه بردیم که اونجا هم مشکلات خودش رو داشت و دید بسیارمحدودی به صحنه داشتیم و آنجا هم از موبایل های دائم روشن افرادی که جلو نشسته بودن در امان نبودیم . کاش با توجه به قیمتهای بالای نمایشها حداقل این موارد ساده در نظر گرفته شود
متاسف شدم واقعا از اتفاقاتی که افتاده، دیدن تاتر با اعمال شاقه .
۱۱ آذر ۱۳۹۶
حمیده جان شما میتونید جمله ها را نصفه و نیمه بخوانید،اما اگر قرار است از جمله من علیه من استفاده کنید باید جمله را به طور کامل مرقوم بفرمایید!! من نگفتم از دیدن صندلیهای خالی خوشحالم،عرض کردم از اینکه عدم استقبال، باعثِ کاهش قیمت بلیط شد خوشحالم..این ... دیدن ادامه » دو تا جمله خیلی با هم فرق دارند..
همون طور که یک سری از هنرمندان این حق رو برای خود قائل هستند که کارِ خود را با هر قیمتی که دوست دارند،به روی صحنه ببرند و براشون مهم نیست که منِ نوعی اون کار رو نتونم ببینم،( در واقع داره به طور غیر علنی من رو نادیده میگیره) من هم خوشحال میشم اگر ببینم عده ای به خاطر قیمت بالا امثالِ این کارها را تحریم میکنند..چرا که نه؟؟!!
۱۳ آذر ۱۳۹۶
سلام
در خصوص مزاحمت تماشاگرنماها، باید عزمی همه جانبه رخ بده.
پیش از ما تماشاچیان، مسئولین سالن و عوامل نمایش باید این زحمت رو متقبل بشن که در هر سانس و پیش از شروع نمایش، با لحنی کاملا جدی که ناشی از عزم اونها برای اخراج فرد خاطی از سالن خواهد بود؛ مساله ... دیدن ادامه » رو روشن کنند برای تماشاچی ها.
در طول یکسال اخیر که متاسفانه شاهد افزایش چنین بی نظمی در سالنها بودم، تنها با یک مورد تأدیبی مؤثر روبرو شدم اونم توی سالن سنگلج بود!
به محض شروع نمایش، عوامل سالن، چارچشمی منتظر بودن تا از یه جایی نور موبایل بزنه بیرون! بلافاصله نور لیزرهای دستی شون رو روی اون فرد مینداختند و اون شخص از فرط خجالت و شناخته شدن، کمتر از چندثانیه بعد، گوشی رو خاموش می کرد. یا در مورد پچ پچ ها و اظهارنظرهای بیمورد و با صدای بلند که مزاحم بقیه میشد هم یه جوری طرف رو متوجه می کردند با همون لیزرها..
ولی شخصا مدتیه که خودم اعتراض میکنم. اول با صدای آهسته و اگر تکرارش کرد، جوری تذکر میدم که دیگه بهانه ی نشنیدن نداشته باشه. مزاحم بازیگرها ممکنه بشه اینکار، ولی چاره ای نیست وقتی مسئولین بی توجهند!
۱۴ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. همون روزهای اول رفتم نمایش رو دیدم. متن خیلی خوب بود و بازی جلیلوند عالی. از بازی فقیهه سلطانی یکم تعجب کردم. می تونست خیلی بهتر بازی کنه. دو قسمت فوق العاده احساسی رو خیلی ساده بازی کرد اونجا که می گفت پدر ازش خواسته براش لالایی بخونه تا خوابش ببره، هر چی موسیقی و اون خانم که آوا می خوند سعی کردن آب و تابی به صحنه بدن خانم سلطانی با دیالوگ گفتن بی حس و حالش یا شاید زیادی رئالش جلوی انتقال احساسات به تماشاچی رو می گرفت. میر طاهر مظلومی هم خوب بود. بقیه ی بازیگرا هم همینطور زیاد معروف نبودن ولی خوب بودن ( البته به جز یکی که اسمش رو یادم نیست). دکور رو خیلی دوست داشتم. صحنه ی آخر و موسیقی رو هم همینطور.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام گروه محترم
کار رو امشب دیدم
بین دوست داشتن و دوست نداشتن اگر می تونستم گزینه ای رو انتخاب کنم و بیان کنم اون می شد ری اکشن من به این کار
درباره دوست داشتنم :
متن خوب بود
بازی خانم فقیهه سلطانی و آقای چنگیز جلیلوند خوب بود
درباره دوست نداشتن:
طراحی صحنه پرتکلف بود و من بعد از مدتها دیدم که بچه های صحنه مجبور بودند وسایل صحنه رو جابجا کنند که خسته نباشید می گم به بچه های صحنه
لباسها نامربوط به نظرم رسید
موسیقی زنده به همراه خواننده به نظر یک ایده جذاب و وسوسه کننده است اما برای من حواس پرتی بود
بازی آقای میرطاهر با توجه به تجربیات بدون وقفه ایشون در تئاتر یک بازی بی انگیزه به نظرم اومد که به احتمال قوی تمایل کارگردان این بوده وگرنه انتظار می ره بازیگران با تجربه در تئاتر اگر فشار کارگردانی روشون حس نشه خوب بازی کنند.
درباره سه بازی دیگه بهشون خسته نباشید می گم اما
خانم فلاح فرد و آقای بهرامی (من قبلا از این دو بزرگوار کاری ندیدم اگر قضاوت اشتباهی می کنم عذر می خوام)می گم در سطح خانم سلطانی و آقای جلیلوند نبود اما از نظر انگیزه به نظر می اومد با انگیزه تر از آقای میرطاهر بودند.
بازیگر دیگه متاسفانه از نگاه من به تجربه بیشتری برای حضور در این کار نیاز داشتند.
گریم کار یک سطح نبود گویا همه از گریم استفاده نکرده بودند و بعضی بازیگران گریم داشتند و بعضی نه.
با ... دیدن ادامه » این همه من از متن و بازی دو بازیگر خوب لذت بردم.
امیدوارم اعضای گروه خودشون از این کار راضی باشند که این مهمتره
پی نوشت:
سالن نمایش مشکل آکوستیک بودن داره و صدای بازیگرانی که تئاتر کار نکردند در این سالن خورده می شه.
پدر ، نمایشی که در زمان سفر کرده و بیننده رو زودتر از موعد مقرر وارد جهان کهنسالی میکنه و طعم تلخ تنهایی و زندگی میان توهم و واقعیت رو به نمایش میگذاره ، جایی که برگ های زندگیتان رو به ریزش است و اطرافیانتان رو به فراموشی..
با بازی جذاب استاد جلیلوند با اون صدای جادویی که قابی ماندگار در ذهن بیننده میسازه
نمایش با متن روانی که داره لحظه های لذت بخشی رو به وجود میاره
که دیدنش به بقیه دوستان هم پیشنهاد میشه
نمایشنامه را قبلا خوانده بودم. قصه قشنگی دارد و به شدت تاثیر گذار است. تماشاگر احساس همذات پنداری میکند با متن. چون چنین اتفاقی ممکن است برای همه ما اتفاق افتاده باشد یا روزی اتفاق بیفتد. استاد جلیلوند خوب بودند. بالاتر از حد انتظار. هرچند گاهی اوقات بازیشان از چارچوب های تاتر خارج میشد و به سمت حس گرفتن موقع دوبلاژ میرفت اما باز هم خوب بود. فقیهه سلطانی و میر طاهر این تاتر برایشان کم بود. نقششان به قدری ساده و بدون فراز و فرود بود که هر کس دیگری هم میتوانست آن را اجرا کند. موسیقی به جز صحنه آخر اضافه بود. گاهی در میان دیالوگ گفتن بازیگران هم موسیقی اجرا میشد که خوب نبود اما در صحنه آخر کاملاً کارکرد داشت و به جا بود.
در کل اثر خوبی بود و تماشایش را توصیه میکنم.
یه نمایش کلاسیک شسته رفته با بازی های استاندارد
مهم ترین و بهترین حالت یه نمایش اینه که همه چی درست و بی نقص انجام بشه
بازی چنگیز جلیلوند بیشتر از حدی بود که انتظار داشتم. و کاملن پدر بود. بازیش دیدنی بود واقعن
یه نمایش بدون ادعا اما درست. چیزی تو ذوق نزد. این خیلی مهمه توی نمایش هایی که این روزها می بینیم. کسی ادا در نیاورد
کسی انتلکتوئل نبود.
شخصن دوست داشتم که ساختار پست مدرن داشته باشه. چون این نمایشنامه خیلی برای فرم پست مدرن مهیاست
اما اینطور نبود
یا حتی دوست داشتم که مثل سینما روی شخصیت پردازی ها جزیی تر کار بشه. کدهای کاراکترها کم بود
موسیقی زنده و اجرای آخر خواننده رو دوست داشتم . امیدوارم این حرفم اسپویل محسوب نشه

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی بود پیشنهاد میکنم که حتما این تئاتر را ببینید