تیوال نمایش سیزیف
S3 : 14:43:16
  ۲۵ مهر تا ۲۸ آبان ۱۳۹۷
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: صادق گلچین عارفی
: محمد برهمنی
: اسماعیل گرجی، مهدخت مولایی
: نوید محمدزاده

: روح اله زندی فرد
: محسن نجفی نیا
: رضا خضرایی
: محمد موسوی
: هدا میرزایی
: فرانک ایرانی
: ساچلین مهدیلو
: مریم دیهول
: محسن ابوالحسنی
: ایمان صیاد برهانی
: نگین عنصری
: جواد قاسملو
: حانیه موسوی، سهیل سهیلی سرشت
: مصطفی پوریوسف
: محمد پناهی
: اسد احمدی
: زهرا موسوی، ادوارد اسدزاده

- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۴ سال خودداری نمایید.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش سیزیف / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «سیزیف» در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چه قدر تماشای آخرین اجرا چسبید بهم...
می دونم که گفتن نظرم فعلاً فایده ای نخواهد داشت ولی دوست دارم برای دل خودم کار بی فایده انجام بدم:
اجرا فوق العاده تمیز بود، یک مدرسه ی بازیگری تمام عیار بود برای خودش.
با احترام به نظر سایر دوستان، از نظر من روایت ماجرا حتی برای افرادی که کوچکترین پیش زمینه ذهنی از کاراکترهای نمایش ندارن کاملاً روشن و بی نقص بود و نمایشنامه فقط در صورت صبر و حوصله تا پایان کار، کوچکترین نقطه ابهامی در ذهن تماشاگر باقی نمی گذاشت. به نظرم تنها در حالتی تماشای این کار می تونست گیج کننده بشه که تماشاگر علاوه بر نشناختن دو کاراکتر زن نسبتاً مشهور، از علم روانشناسی هم کاملاً بی بهره باشه.
حقیقتاً به نظرم هنر ناب یعنی همین اجرایی که دیشب تماشا کردم. یعنی هنرمند بتونه از یک داستان شخصی و نه لزوماً یک دغدغه ی بشری، چیزی قابل درک، ... دیدن ادامه » قابل هم ذات پنداری و دلنشین خلق کنه، و هنرمندان ما بسیار به خوبی از پس آین کار براومده بودن...
خسته نباشید و تبریک می گم به هرکسی از دست اندرکاران اجرا که این بازخورد رو داره می خونه!
درخشان
از اون نمایش های تکرار نشدنی. به هرکس که دنبال کار جدی و استخون داره پیشنهاد میکنم حداقل یک بار ببیندش.
من اجرای ایرانشهر رو ندیدم، اما کسایی که اون اجرا رو هم دیده بودم میگفتن خیلی بی عیب و نقص شده و از دیدن دوباره ش راضی بودن.

موفق شدم به جرای آخر برسم. حالا که یک ماه بیشتر از دیدن این اجرا میگذره روزی نیست که به این اجرا فکر نکنم، روزی نیست که به بازی فوق العاده اسماعیل گرجی فکر نکنم و به بدن و حسی که موقع اجرا داشت حسادت نکنم. قطعا اگر دوباره اجرا برن با اشتیاق به دیدنش میرم.
با سلام
از تمام دست اندرکاران و تمام افرادی که توانا در اطلاع رسانی هستند خواستارم از این زمان به بعد اگر نمایشی نیاز به گذراندن پیش نیاز هایی (مانند نمایش کلفتها، داستان اتوبوسی به نام هوس) برای درک نمایش بود حتما اطلاع رسانی کنند، تا افراد با صرف هزینه مادی و معنوی بتوانند نمایش را درک کرده و لذت ببرند.
سپاس
من این نمایش رو دیشب (آخرین شب اجرا) دیدم. اول اینکه نمی‌توانم بازی خوب بازیگرها و تسلط بی‌نظیرشان را بر بدن و بیان تحسین نکنم. فوق‌العاده بودند. خسته نباشید واقعاً. از بازیتان لذت بی‌اندازه‌ای بردم.
در مورد محتوای نمایش هم من سابقه ذهنی‌ام در حد این بود که قبلاً "اتوبوسی به نام هوس" را دیده بودم و چیزهایی می‌دانستم مثل این که "ویوین لی" برای اجرای اون نقش کارش به آسایشگاه روانی کشیده و همین طور مختصری از رابطه و کارش با همسرش "لارنس اولیویه" که یه جورهایی زوج بازیگر به نظرم شاید داشتند نقش آنها را بازی می‌کردند، بخصوص اینکه در بروشور نمایش قبل از اجرا خواندم که نمایش به ویوین لی تقدیم شده بود. شاید شروع اجرا با ترکیبی از سه نمایش و عوض شدن نقش‌ها بیننده را گیج می‌کرد ولی بعد از ده دقیقه دستت می‌اومد که ماجرا چیه و دیگه از اون ... دیدن ادامه » به بعد با توجه به تسلط بازیگرها متوجه می‌شدی کجا بازیه و کجا نیست. من این نمایش رو دوست داشتم و ازش لذت بردم و متاسف شدم که چرا نمی‌تونم برای اجرای دوباره ببینمش ولی اگر کسی با نمایش ارتباط برقرار نکرده بهش کاملا حق می‌دم. معمولاً این جور فرم کار، یک مقداری دافعه هم ایجاد می‌کنه و خیلی‌ها با این حجم از برون‌گرایی ارتباط برقرار نمی‌کنند و این هیچ عیبی نداره. یک اثر که نمی‌تونه همه طیف سلیقه و نظر رو راضی کنه.
طراحی صحنه و نور پردازیش هم خوب بود. فقط کاش می‌شد فکری برای تعداد بینندگان خارج از ظرفیت کرد. دیشب خیلی شلوغ بود و عملاً تماشاگران زیر دست و پای بازیگرها نشسته بودن و حتی فکر کنم یک بار یکی از کتاب‌ها پرت شد و خورد به یک تماشاگر!
با جو عجیبی که بعدتر میفهمی show off است به تماشای این نمایش میروی.
ملال آور. خسته کننده. کشنده با ضمه نه فتحه. نمایشنامه بی نهایت مزخرف که می خواهد از اضمحلال ذهنی بازیگر در تقابل با پرسوناژ بگوید. بازیهای فیک و تقلیدی که حتی نمی دانی چرا و بر اساس چه منطق دراماتیکی اینهمه اطوار و اطناب دارند. و تماشاگرانی که مرعوب رنج بازیگرها می شوند. که تنها کاری که باید برای این بازیگرها انجام بدهی این است که دل بسوزانی و توی دلت بگویی طفلیها چقدر زحمت کشیدند. کارگردانی که نه ریتم می شناسد که تماشاگرش صد دقیقه زجر نکشد و نه حتی می داند که چرا باید ادای پسران تاریخ را در بیاورد.فرمی که به نظر می رسد کارگردان مرعوب موفقیت آن شده، غافل از آنکه همان فرم هم تقلیدی بوده از کارهای محمد مساوات. فریادهای اعصاب خوردکن، اطوار بی دلیل و در نهایت چیزی که اعصابت را نابود می کند ... دیدن ادامه » این است که تماشاگران چرا باید از چنین کاری استقبال کنند. با کدام منطق و کدام استدلال، به این نمایش می شود نمره خوب داد. و تلخ تر اینکه تماشاگران حتی نمی دانند از چه چیز این نمایش خوششان آمده، به جز آنکه در هاله ای از شوی سانتیمانتال گیر کرده اند. و شاید تنها یک نفر از میان صد نفر می فهمد ماجرای این نمایش سر چه بوده، اما آنقدر بسته بندی این کالا شیک است که حاضرند برایش سینه بدرانند.
جناب انتقادیست کارشناس ارشد محترم تئاتر شما چقدر تحت تاثیر این شو اف بودید که نتونستید روز آخر طاقت بیارین و به دیدین نمایش رفتین و تنها برای مزخرف نامیدن یه نمایش زحمت عضویت در تیوال به خودتون دادین!
جالب اینجاست که ما در مقام منتقدهای این نمایش با ... دیدن ادامه » یک مافیا طرفیم از جانب دوستانی که به شدت از این نمایش آزرده خاطر شده و 100 دقیقه زجر کشید اند با اسامی فیک و عضویت یک ساعته در سایت تیوال شروع به توهین و تخریب این نمایش کردند!
شما منتقدان بیشتر در حال سینه دراندن هستید تا ما دلباختگان ، تماشگر این نمایش خوب فهمیده از چی خوشش اومده و این مشکل شماست که نتوستید با این این اجرا رابطه برقرار کنید!
به امید نقدهای تندتر شما در تیوال
۲۸ آبان ۱۳۹۷
"الیاس" گرامی، واژه هایی مثل "تخریب" یا "تاخت و تاز" رو کسانی باب کردن که خودشون در مقابل نقد بودند و برای خفه کردن منتقد و جریان نقد انواع برچسب ها رو به منتقدین زدند.
شما از قواعد نقد گفتید، میشه قواعدی رو برای منتقدین حرفه ای در نظر گرفت ... دیدن ادامه » ولی کاربر یک فضای مجازی دلیلی نداره حتما براساس یک سری قواعد سفت و سخت نظر بده. پیشتر فرزاد خان جعفریان هم گفتن "همونطور که یک مخاطب تیوال حق داره بیاد بگه چه کار خوبی بود و فوق العاده بود و لذت بردم و هرکی نبینه از دستش رفته، مخاطب دیگه ای هم میتونه بیاد بگه چقدر مزخرف بود و حالم بهم خورد و هیچی نداشت و بازیگرها کارشون رو بلد نبودند و وقتم رو هدر داد و ..."
قطعا اگر کسی با استدلال صحبت کنه و نقدش راهگشا باشه، لیاقت تقدیر و قدر دانی داره، ولی این یک الزام نیست.

و اما جمله آخرتون، که آرزوی مهربانی کردید، هر کسی حق داره در مواجهه با یک اثر هنری مهربان باشه، ولی الزام نیست بخدا. همونطور که خود هنرمند هم در مواجهه با سوژه ها ممکنه لحن گزنده و تند و تیزی داشته باشه و اثری پر از خشونت، پر از انتقادهای سر راست و شعارهای مستقیم و برخورنده خلق کنه، مخاطب هم حق داره در برابر یک اثر هنری لحن تند و نگاه بی مماشات داشته باشه

ممنون از توجه و حسن نظرتون
۲۹ آبان ۱۳۹۷
آقا یا خانم انتقادیست بهتر بود دلایلتون رو بگید که چرا اینکار خوب نیست ، من اصلا مخالف این نیستم که کسی نمایشی که خیلی ها دوسش داشتن رو نقد کنه چون بودن نمایش های خوبی که خودم دوست نداشتم و گفتم ، من به برچسب زدن شما رو تماشاگرها خرده گرفتم و همچنان مشتاقم ... دیدن ادامه » دلایلی که دارید رو بیان کنید چون تو این صفحه نقد درستی از کار نشده و صرفا به دوست نداشتم و ضعیف و مزخرف بود ختم شده
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من مدتی این نمایش و نظراتش رو رصد می‌کردم و حجم بالای نظرات مثبت ترغیب به دیدنم می‌کرد و انتظارم رو بالا برد اما نمایش رو اصلا دوست نداشتم
نمایشنامه برام جذاب نبود، موضوع کلی جالب بود اما زمان نمایش برای پرداختن صرفا به گرفتاری بازیگر برای من خیلی زیاد بود و کلافه‌ام می‌کرد، گاهی هدف نمایش ها انتقال این حس گرفتاری به بیننده هست اما روش انتقال جوریه که احساس همدلی ایجاد می‌کنه اما این نمایش من رو خسته می‌کرد و دوست داشتم زودتر تموم شه.
این به امتیازه که بازیگرها در نقش شون غرق بشن و به حای بازی اون رو زندگی کنن، این نمایش بازی‌های خوبی داشت اما برای من ترکیبی از نمایشنامه و بازی ست که نمایش رو جذاب می‌کنه
در نهایت می‌خوام بگم که سطح انتظار من از این نمایش خیلی بالا رفته بود و خیلی مواقع انتظار کم یه تجربه رو شیرین می‌کنه و انتظار بالا برعکس، ... دیدن ادامه » فکر می کنم سطح انتظارم و براورده نشدنش هم به عدم علاقه ام به این نمایش کمک کرده
تا روزی که بلیت نمایش رو تهیه کرده بودم حتی یک نظر منفی هم درباره این نمایش ندیده بودم، این ترغیبم می‌کنه که بگم نمایش رو دوست نداشتم و خیلی خوب بود اگر افراد دیگه‌ای هم که نمایش رو دوست نداشتن میومدن می‌گفتن چرا، خیلی حیفه، شنیدن نظرات مختلف حتما دید واقعی تری میده.
من و چند نفر از دوستان قبلا چیزهایی در این باب نوشتیم اگر همه نظرها رو بخونید نقد منفی یا کمتر عاشقانه هم پیدا میکنید
۲۸ آبان ۱۳۹۷
تیاتر همین حوالی رو برید ببینید. آون نوید محمد زاده نداره ولی چند پله بالاتر از این نمایشه
۲۹ آبان ۱۳۹۷
من قطعا همه نظرات رو نخوندم، اما چند باری که اومدم و نظرات رو دیدم، تا زمانی که بایت خریدم نظر منفی ندیده بودم، خوشحالم که می گید اینطور بوده
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توهم توهم توهم
محصولات فرهنگی از هر نوع و ... برآورده های و کشت های همان مردمی هستند که در هر عصر و زمانه ای زندگی می کنند . مردمی که خود را از نوادگان کوروش می پندارند و طلایه دار حکومتی جهان شمول و انسانی بوده اند اما در روز مرگی های خود ناتوان اند.... در شناخت خود و پیرامون آنچه که هستند ... این مقدمه را نوشتم تا گریزی باشد به این تاتر به نام سیزف اما شما بخوانید حرامزاده ..... تکه کلامی که هنرمندان آن را به خود و به تماتشگر و به کارگزان به عوامل حواله می کنند شاید انتقام باشد برای نخواسته خواست شدن ....این نمایش هر چه داشت برای من که یک ببینده معمولی تاتر هستم چیزی نبود که گمانم می رفت به خاطر اسمی وزین و دردی که در این اسم نهفته است انرژی بی پایانی که دو بازیگر از جسم و روح خود خارج می کردند ولی با آنچه متصور می ساختند هم خوانی نداشت ... به هر حال از کلیه ... دیدن ادامه » عوامل نور صدا و بازیگران و تماشاچیان ،تخت ،متکا و کتاب های پاره شده و.... کلمه حرامزاده تشکر می کنم که شاید بدون این ها نمی شد که همچین توهمی را به نمایش رساند !!!!!!
دوست عزیز با احترام به کلامتان به باور بنده مقدمه چینی شما و اساسا نقدی که کرده اید قابل درک نیست و بنده معانی واژگانی که به کار بردید از قبیل محصولات فرهنگی، نوادگان کوروش، حکومت جهان شمول، سیزیف، حرامزاده، انتقام، توهم و باقی اجزای نوشتار شما را درک ... دیدن ادامه » نکردم و ارتباطی میان آنها نتوانستم برقرار کنم اگر بیشتر توضیح دهید ممنونتان می شویم...
۲۸ آبان ۱۳۹۷
الیاس عزیز برداشت من از دیدن این تاتر همین ها بود .....همین ارتباطی که شما با واژگان من برقرار نکردید ......
۲۸ آبان ۱۳۹۷
دوست گرام شما به سادگی می توانید بگویید با کار ارتباط برقرار نکردید. دلیل این آسمان ریسمان به هم بافتن و از کوروش و جهان شمول گفتن را حقیقتا نمی فهمم... به هر حال موفق باشید.
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ما تنها شاهد کوشش یکپارچه پیکری استوار هستیم برای از جا کندن تخته سنگی بس بزرگ و تکرار صد باره آن به روی سربالایی"
در این نمایشنامه سنگ ( رنجی که بر دوش کشیده میشود ) یک عامل بیگانه و از دنیای بیرون نبود بلکه بخشی از درون بود، خودش بود. این بار، هم باربر خودش بود و هم سنگ و هم کوه.
......
نیمه ی عصیانگر، نیمه ی در تاریکی که با عصیان و شورش اقدامی به برآشفتن سیزیفی در کالبدی نوین میکند. عصیانی که منشاءش با اضطراب انسان اگزیستانسیال سارتر و حس از خود بیگانگی مارکس در انسان عصر صنعتی بیگانه نبود. مسئله کمتر مورد توجه قرار گرفته اینست که در جامعه کلان شهر و صنعتی امروز نقش های اجتماعی تا سر حد بازیهای متبحرانه پیشرفته، و انسان اجتماعی امروز از فقدان هویت شخصی رنج میبره که گاه برای فرد تفکیک نقش های اجتماعی از نفسش (شخصیتش) میسر نیست. چرا که جامعه ظالمانه با ایجاد فشار، نقش ها رو تعریف میکنه و هر جمعی با فشار مختص خودش فرد رو به همرنگی با خودش وادار میکنه. انتظار های متفاوت برای هر جایگاه نقشی رو خلق میکنند که محکوم به زوال و نابودیست چرا که فقط همان جمع پذیرای وجودش هستند، اما با این تفاوت ازنمایشنامه که این رنج زایمان فرزندی ناخواسته ست که فزون بر رنج زایش رنج تحمیل نیز هست. تجاوز و زایش.
این همان تعارض انسان قرن من است جایی که "شیر - من میخواهم" طغیان میکند و عصبیت پدیدار میشود و به "اژدهای زرین - تو بایدها" یورش می برد ولی جامعه کلان امروزی قدرتمندتر از آن است که یارای مغلوب کردنش را داشته باشد و شیر که از نهاد فرد سرچشمه گرفته به زنده بودن وی وابسته ست. بدینسان تعارض به قوت خود پابرجاست و بشر در تعارض آنچه که هست و آنچه که میخواهد باشد با آنچه که جامعه از وی میخواهد باشد در اضطراب و از خودبیگانگی غرق و دوپاره میشود. من و او...
........

"اگر که با هرگامی که برمیدارد امید کامیابی پشتیبانش شود پس چگونه رنج بکشد."
و اما پایانی که برازنده این اسطوره باستانی نبود.
چنین قهرمانی در خور چنین پایانی نیست، برای سیزیفی که آگاهانه رنج رو میپذیره تا اون رو به شناخت بدیل کنه تنها پایانی برازنده بود که به ابتدا ختم میشد و صد البته که با پذیرش آگاهانه از جانب وی.

"سیزیف که رنج خدایان را بر خود هموار کرده، ناتوان اما سرکش به تمامی بدبختی های خود آگاه است. روشن بینی که باید سبب رنجشش شود بی درنگ به پیروزیش نیز می انجامد"

........

و ... دیدن ادامه » اما آیا باید همچون تصویری که عموما در پایان بر ما نمایان میسازند سیزیف را نگون بخت بپنداریم!؟
اول آنکه باید گفت سیزیف به واسطه پایان نداشتنش سیزیف است پس تصویری پایانی از وی اصولا امری غلط است و ثانی همانطور که کامو عقیده داشت "باید سیزیف را نیک بخت انگاشت" پس هر آنکس که هر روز به این تکرار طلوع بی پایان سلام میدهد و به قهرمان پوچ آری میگوید "بر سرنوشت خویش چیرگی دارد و سخت تر از تخته سنگش میشود".

"سیزیف وفادارانه در برابر خدایان می ایستد و تخته سنگ ها را از جایی بر میکند. او نیز همه چیز را نیک می داند و دنیا را دیگر نه سترون میبیند و نه بیهوده.
هر ریزه ایی از آن سنگ و هر پرتوی از کوهساران همیشه شب برای او دنیایی میشود، مبارزه برای رسیدن به ستیغ گامیست تا دل آدمی را سرشار کند.
باید سیزیف را نیکبخت انگاشت."
.
.
.
.
از تمامی عوامل اجرا بابت اجرای مسحور کنندشون کمال تشکر رو دارم.
از دید من که بیننده دائمی و غیر تخصصی تاتر هستم
بازیگران ایفای نقش خوبی داشتند
منتها خود نمایش و محتوای اون بنظرم اومد تحت تاثیر اجرای بازیگران بود، یعنی موضوع شاید برای من روانشناس جذاب بود ولی برای همراهم که پزشک بود جزابیت نداشت.

در نهایت لحظات به سرعت برق و باد گذشت و من میخکوب نمایش بودم و لذت بردم
پس از "زندگی در تئاتر"، این دومین نمایش این گروه درباره بازیگری است. شوربختانه "هرگز در هیچ نمایشی درباره بازیگری چنین پوچ سخن گفته نشده است". [ به سبک بروشور نمایش! :) ] اگر بروشور نمایش را پنجره ای برای ورود به جهان آن بدانیم، بازیگری "به تصویر کشیدن پوچی است" و با نامگذاری "سیزیف"، کار بازیگر را مانند کار سیزیف پوچ دانسته است؛ سیزیف برای کیفر فریبکاریش از سوی خدایان محکوم به کاری بی فرجام و بی پایان شده است. در نمایش با گفتن اینکه بازیگری "چرخه زاییدن و میراندن نقشها" است، به دنبال نشان دادن بخشی از این همانندی است اما بازیگر نمایش پس از زایش نقش، در میراندن آن کامیاب نشده و چرخه شکسته شده است! بازی بازیگران استادانه است اما آشکار نیست بازیگرانی که در نمایشی بازی می کنند که بازیگری را کاری بی فرجام می داند، انگیزه شان چیست ... دیدن ادامه » و این همه شور و انرژی از کجا می آید. از همه شگفت تر، با این پندار که اگر تماشاگری نباشد، نمایشی هم نخواهد بود، تماشاگران در جایگاه خدایانی می نشینند که بازیگر را محکوم به آن کیفر پوچ کرده اند. یاد قانون لنز در فیزیک افتادم: جریان القایی در مدارهای بسته در جهتی است که با عامل بوجود آورنده خود مخالفت می‌کند. تماشاگر بی چاره یا باید شکنجه گر باشد یا از میان بر!
جدا از متن، بازیها خیره کننده، دکور درخور و حرکت بازیگران در صحنه بجاست. فریب تماشاگران در پایان نمایش را نپسندیدم چون تمرکز آنها را برای بازی پایانی و مهم بازیگر زن برهم زد. در پایان می توان گفت گنگی نمایش، در بی معنایی نخستین جمله بروشور نمایان است: "یافتن [کسب] افتخاری فناپذیر که بر بی دوامترین مخلوقات بنا شده چه تعجبی دارد؟" کاش نمایش بروشور نداشت!
درود بر شما
به نظرم نگاه سیزیفی برای اینه که این بچه فقط نماده و حضور فیزیکی نداره ولی بازیگر شاید برای به بار نشوندنش به اندازه یا بیش از یک بچه ی واقعی باید براش زحمت بکشه، تازه برای بچه ای که فقط تو دوره ی کوتاه وجود داره و بعدش تموم میشه ولی بچه واقعی ... دیدن ادامه » هست و خواهد بود
بازیگری بی فرجام نیست، عشقه! فقط یک عشق بی مثال میتونه آنقدر افلاطونی باشه که فاصله ش تا بیهودگی یک تار مو باشه و آنقدر صدمه و دردسر رو به خودش هموار کنه تا ما ازش استخراج عشق رو ببینیم، درست مثل کیمیاگری
سینما و تئاتر واقعی و هدفمند مثل کیمیاگری یه که آهن پاره رو به طلا تبدیل میکنه و زحمت سیزیف وار بازیگری رو به کودک ماندگار سیزیف!
البته این نگاه شخصی منه میتونه هم غلط باشه..
۲۶ آبان ۱۳۹۷
آقای غفرانی گرامی، درود.
1.من به برداشتم از نمایش با به کارگیری ابزاری که آفرینندگان آن در اختیار نهاده اند(خود نمایش، نام و بروشور آن)، رسیده ام. با چشم پوشی از نام نمایش و نوشته های بروشور، بند دوم نوشته شما (تا زمانی که این روال...)، به خوبی و درستی جهان ... دیدن ادامه » نمایش را بازمی نمایاند. برای نمونه اگر نام نمایش "شیدایی" می بود، برداشت شما از نمایش باز هم درست بود. نوشته های بروشور هم، نه تنها کمکی نمی کند، بلکه بیشتر مایه گنگ شدن پیام نمایش می شود.
2.مقاله افسانه سیزیف آلبر کامو را نخوانده ام. بر این باورم که نمایشی خوب باید دارای این "خودبسندگی" باشد که برای درک آن دانش همگانی دامنه تماشاگرانی که برای خود می شناسد، کافی باشد.در این نمایش، دانستن اسطوره سیزیف و داستان آن نیاز است اما آگاهی از مقاله آلبر کامو نه.
3.جمله نخست مقاله افسانه سیزیف به انگلیسی همچنان از نظرم بی معناست،شاید عیب از گیرنده است! :)
4.از مهری که به من داشته اید، سپاسگزارم
۲۹ آبان ۱۳۹۷
درود بر شما جناب محسنی عزیز
1.در ابتدا عرض کنم که هدف بنده از نگارش مطلب پیشین لزوما پاسخ به تمام نقدهای شما نبود. بلکه در راستای روشن شدن زوایای برخی از مطالب شما و همین طور در بخشی هم تبادل نظر با قسمتی از فرمایشاتتان بود که نتیجتا منجر به پاسخ به قسمتی ... دیدن ادامه » از نقدها می شد.
اتفاقا با مطلبی که در بند شماره 1 فرموده اید موافق هستم. به نظر بنده نیز برداشتی که مخاطب از نمایش می کند با نام نمایش و همینطور مطالبی که کامو در مقاله سیزیف خود آورده است و با بروشور نمایش (که برگرفته از همان مطالب مقاله کامو است) در تقابل است.
2.در راستای بند دوم فرمایشتان: البته که آگاهی از مقاله کامو و به نظرم حتی دانستن اسطوره سیزیف هم برای این نمایش نیاز نیست. اما در کل در هر نمایشی و یا فراتر از نمایش در هر اثر هنری که یک پیام و یا مفهومی به مخاطب منتقل می شود که ریشه در "جایی دیگر" (به خصوص فلسفه یا سایر علوم انسانی) دارد، صحبت کردن در مورد "چرایی" و یا "درست و غلط" بودن آن مفهموم نیز باید در همان "جایی دیگر" انجام شود.
البته نمیگویم جای هر نقدی که در رابطه با پیام اثر هنری باشد در محل آن هنر نیست! اتفاقا در رابطه با نقد مفهومی که آن اثر منتقل می کند، می توان در این زمینه که چقدر المان ها و ابزارهای مورد استفاده در اثر هنری هم سو با هدف و پیام اثر بوده (در محل همان هنر) به مناظره و مباحثه نشست.
3.بنده برداشت شخصی خودم را از جمله مقاله افسانه سیزیف کامو (که انتهای بروشور آمده) عرض می کنم. به نظرم در اینجا استفهام انکاری صورت گرفته است. در واقع این جمله بیان کننده ی این است که بدست آوردن افتخارات فراوان (برای یک بازیگر) بر روی بی دوام ترین مخلوقات (شخصیت هایی که بازیگر فقط برای یک مدت بسیار کوتاه خلق میکند و می میراند) تعجب برانگیز نیست.
و به نظرم دلیل ذکر و تاکید این جمله به سبب "کسب افتخار فراوان" بر روی "مخلوقی شدیدا بی دوام " باشد که به خودی خود تعجب برانگیز است. به این معنا که شنونده ی چنین جمله ای به محض شنیدن متعجب شده و نمی تواند درک و تصدیقش نماید.
البته اصرار زیادی هم بر روی این برداشت شخصی ندارم :)
شاید هم لازم باشد به متن اصلی آن که فرانسوی است رجوع کرد :)
۳۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌توانم این نمایش را با اختلاف، بهترین نمایشی ارزیابی کنم که امسال تا حالا تماشا کرده‌ام. همه چیز عالی بود. بازیهای بی‌نظیر از بازیگرانی جوان که برایم نام‌آشنا نبودند. متن قوی و داستان جذاب. صحنه‌آرایی و تعامل عالی با تماشاگر. خسته نباشید عرض می‌کنم. و البته به نظرم دوستان هنرمندی که شدیدا معروف هستند و نمایشی را به موازات شما در سالن دیگر این مجموعه به اجرا گذاشته‌اند (البته اگر نام نمایش بر آنچه در "تروما" اجرا می‌کنند بتوان گذاشت) باید با تمام تجربه و معروفیت خودشان بیایند و از این نمایش یاد بگیرند.
فقط سوالی که برایم ماند این است؛ آیا این نمایش که نویسنده‌ای ایرانی دارد؛ اقتباسی از افسانه سیزیف از آلبر کامو نبود؟ و اگر بود چرا به طرز مناسبی به این موضوع اشاره نشده است؟
در مجموع از این مجموعه هنرمند تشکر می‌کنم. نمایش بسیار با ... دیدن ادامه » کیفیت و قابل احترامی بود و به شخصه به همه عزیزان قویا توصیه می‌کنم که به تماشایش بنشینند.
خیر نبود آقای یزدی

صرفا اشارات متن به دو تا نمایشنامه بود: اتوبوسی به نام هوس و کلفت ها
۲۵ آبان ۱۳۹۷
از توضیح شما ممنونم.
۲۵ آبان ۱۳۹۷
خواهش میکنم.
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا تمدید کنین
(او)، مهدی (آرش) رزمجو و محمد برهمنی این را خواندند
عطیه عابدین، سما، mojtaba irandoost و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خبره بابا! یه دفعه بلیطا تموم شد :))
***
پ.ن: خیلی عجیب که ما بخواییم اینطور بلیط بخریم و خیلی هامون برای بار چندوم نمایش رو ببینیم. و تعجب از گروه اجرای با این طرز فروش بلیط!
به نظرم با توجه به استقبال مخاطب، درست نیست فقط روز آخر رو مجزا برای فروش انتخاب کنید. یا اینکه بدون اطلاع قبلی فروش داشته باشید...
نمیدونم شاید دنبال یه چیز خاص بودید... :|
این نوع بلیط فروشی حس خوبی به آدم نمیده.
به شعور مخاطب هم احترام بزاریم.
امیدوارم همین بلارو سر زندگی در تیاتر سرمون درنیارید.
خوش بگذره
محمد برهمنی عزیز من امتیاز نمایش رو از 5 به 4 تغییر میدم چون فکر میکنم نحوه فروش بلیط هم جزوی از نمایش محسوب میشه...:)

۱۳ نفر این را خواندند
نرگس، Samira و سروش این را دوست دارند
موافقم.واقعا ایراد داشت این نوع بلیط فروشی.

بدون اطلاع باز کردن چند روز و فقط یک روز رو گذاشتن برای لحظه اخر

نمیدونم مقصرش کی بده اما کار درستی نبود
۲۴ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقلایی در تفحس نور

رفتن و بازگشتن. همچون صحنۀ آغازین نمایش. پنجره ای که باز می ماند تا زمانی که استنلی زمزمه میکند "جلوی نور را بگیر". جستجویی بیهوده. مثل پوچی مادر بودن در کلیشه ای ترین نقطۀ زندگی. درست مثل "سیزیف". هر بار ناگزیر از سقوط، سنگ خویش را تا همانجایی میرسانی که بر پیشانی ات حک شده است. بازی در کالبدهایی که مرز میانشان از یک تور سفید و سیاه فراتر نیست در دل اتاقی که ذاتاً از برای "گریم" بنا شده است تا بلکه با جان یافتن در نقش های دیگر، پنجرۀ بسته و کاغذ دیواری های پاره اش را از یاد ببرد و کسی که پرواز را در پشت خود یدک میکشد، بال هایش تنها تا سقف خانۀ خودش او را بالا می برند و هربار ناچار از سقوط، مرگ را نیز از روی عادت پشت سر می گذارد.
ایدۀ نمایش خوب است و شریف. بابت آن تمرین شده است و مشخصاً انرژی زیادی هم از عوامل گرفته است. ... دیدن ادامه » لیکن موردی مهم قابل ذکر است . من اسم آن را می گذارم "وحدت در کثرت!". کثرت میشود طیفی از ایده پردازی های مکرر برای ادای هر دیالوگ و یا خلق هر لحظه از نمایش و در مقابل، وحدت میشود هارمونی کل اثر در یک قاب. دو سال پیش نمایش "پسران تاریخ" به صحنه برده شد که سیزیف نیز بسیار وام دار آن است. حضور عوامل مشترک در این دو نمایش و البته توجه داوران فجر به این فرمِ روایی، نوید حضور آثاری این چنین را میداد. تصور کنید یک پازل هزارتکه دارید که هر تکه اش زیباست، لیکن پس از چینش در کنارهم، تصویر منسجمی را ارائه نمی کند. احتمالاً شما از چیدن این پازل (آنهم به دلیل کثرتِ مقولۀ زیبایی شناسی اش) لذت می برید ولی در گذر زمان آنچه برای شما باقی مانده است وحدت یک قاب عکس کامل است که عدم انسجامش رفته رفته غبار فراموشی را نصیبش میکند. نمایش سیزیف برای گذر از هر لحظه اش یک ایدۀ فرمالیستی هم برای ادای دیالوگ و هم برای کنش بازیگر دارد. بگذریم از اینکه ذات این نگرش، ماحصل ترس از کسالت مخاطب است که یکی با بازیگر ستاره آن را پر میکند، دیگری با کمدی های مکرر و یکی هم با تکثر در ایده های لحظه ای. به عقیده من اصولاً ترس از کسالت مخاطب هیچ دستاوردی برای هیچ مولفی در طول تاریخ هنر نداشته است، جز آنکه مولف از بکارتِ جهان بینی خود گذر کند. سیزیف پازلی هزار تکه است که هر قطعه اش برای جذب صددرصدی مخاطب ایده پردازی شده است. این فرمول از دو جنبه به اثر لطمه میزند. جنبه کوتاه مدت که در خود اثر مستتر است، عدم توجه به سکوت است. نمایش با ایجاد قرادادِ ریتمی تند و پرتنش در ذهن مخاطب، توقع او را از دریافت هر لحظه خط کشی میکند و آنجاست که نمایش با اولین سکوت از ریتم می افتد. مثلاً پس از تکرار دیالوگ "من بلانشم" در نیمه دوم نمایش، همزمان با سکوت صحنه، از صدای تماشاگران مشخص است که گویا با آنتراکت مواجه شده اند! و جنبه بلندمدت آن اینکه آثاری اینچنین وابسته به فرم های لحظه ای، بیش از آنکه محتوای خود را در ذهن مخاطب حک کنند، گونه ای از بازیگری را در خاطره تماشاگر باقی می گذارند به شکلی که با دیدن بازیگر مرد سیزیف، به سرعت معلمِ پسران تاریخ در ذهنتان تداعی میشود. دقیقاً بلایی که کارگردان برای کاراکتر خود ترتیب داده است (بازیگری که در نقش خود مانده است) گریبان خود و تیم بازیگری اش را گرفته است. حتی اگر مولف مدعی عامدانه بودن این فرآیند باشد، نه توجیح پذیر است و نه از ذات این نقص می کاهد و اینجاست که تماشاگر اتفاقاً خیلی سریع از این دست نمایش ها اشباع میشود. چون در ذهن بشر سیالیت محتوا در برابر سیالیت شکلِ اجرایی بسیار گسترده تر است. تماشاگر می تواند قرن ها آثار رئالیستی را تحمل کند ولی کمتر از نیم قرن از فرم های آنارشیستی گذر میکند. البته این بدان معنا نیست که پرداخت به جنبه های اکسپرسیونیستی و فراواقعی بد است، اتفاقا اینها مکاتب مورد علاقۀ من هستند ولیکن وحدت در انتقال پیام (حتی بدون هیچ دغدغه ای) در این دست آثار حتی بیش از آثار کلاسیک ضروری است. این همان خطری است که نمایش پسران تاریخ به مدد متن حدوداً منسجمش از بیخ گوش رد کرد ولی به گمانم سیزیف در چنبره اش اسیر شد. شاید الان درد آن را نچشد ولی در بلند مدت امکان اجرای این فرم را از دوستان و هم کیشان خود سلب کرده است، به نوعی هیچ تضمینی در استقبال مجدد مخاطب در آینده از اثری با این رویکردِ اجرایی نیست. اما نقطۀ بسیار امیدوار کننده ای که روزنۀ نور را از پنجره ای نیمه باز بر مولف و عوامل این نمایش می تاباند (همچون صحنۀ آغازین سیزیف)، عشق آنها به تئاتر و تمرین بلند مدت شان برای رسیدن به صحنه است. تئاتر تنها در دل تمرین های بی انتهاست که جانِ حقیقی خویش را می یابد. در میان خستگی های جسم و روان است که ناگاه کلیدی تازه را کشف میکنی و شاید نگاه خود را از نگاه تهیه کنندۀ خود نیز جدا کنی! و عطای "زندگی در تئاتر" را به لقای چپاولِ جیبِ ما "بینوایان" نبخشی!

با این حال تماشای نمایش قطعاً ارزشمند بوده و در این وانفسای تئاتر، بسیار قابل احترام است هرچند که نیازی نیست که تماشای اثر را پیشنهاد کنم. نمایش به درستی تماشاگر خود را جذب کرده است و خوشحالم که این اثر (چه در سلیقه من باشد و چه نباشد) به مدد تمرین طاقت فرسا و شبانه روزی اش توانسته مخاطب خود را راضی نگه دارد. به امید موفقیت های روز افزون
گزینه "گزارش" رو فشردم. دلم می‌خواد تصور کنم یکی از کارکردهای گزینه گزارش این باشه که به تیوال گزارش کنیم که "خواندم و دوست‌دارم و نظردهی" تکافوی احساسات یا نظریات کاربران رو نمی‌کنند.
آقای پرهان عزیز، با هزار مکافات یه گزینه "خیلی دوست ... دیدن ادامه » دارم" شخصی ساختم و فشردمش.
۲۲ آبان ۱۳۹۷
جناب بولو
سپاس از حسن توجه تان
۲۲ آبان ۱۳۹۷
اقای پرهان عزیز بزرگوار من هم چندی پیش در همین صفحه بسیار عامیانه و ساده نقد کوتاهی بر این نمایش نوشتم که کاملا در تایید فرمایشات شما بود و بی نهایت از خوانش نظر شما مشعوف شدم که نظرم با نوشته بسیار محترم و وزین شما از لحاظ برداشت و مفهوم در یک راستا ست ... دیدن ادامه » و با اجازه شما یک نکته کوچک اضافه میکنم.
به نظر من نکته کمتر دیده شده و مورد نظر من این است که : هدف از نگارش یا نقل و پیدایش افسانه سیزیف انتقاد و یا اظهار پوچی نهفته در تکرار اعمال عبث این دنیاست و شاید در خود ماندگی بازیگر و در قدمی پیشتر تماشاگر مسحور شده و متعصب این نمایش عدم توجه به این همین جانمایه پایه اثر باشد
۲۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خالص. دو بازیگر ،صحنه و فضا و تماشاگران را مسحور خود کرده بودند و این نمایش بود که بازیگران را مست خود کرده بود و یا بازیگران مفتون تئاتر؟ دست مریزاد!
گفتنی‌ها در مورد نمایش گفته شده است و نکته‌ای نیست که بتوان در تعریف و تمجید از کار به آن افزود فقط تعجبم از نقد دوستانیست که نبود داستان مشخص و متن منسجم را محور نقد قرار داده اند. دوستان گرام سبک کار نیمه پرفرومنس بود که تاکید بر هنر بازیگری و توان اکت و بیان احساسات متناقض اگزجره و بازی پینگ پونگ وار میان بازیگرانش محور کار بود نه لزوما بیان قصه وار داستانی و اگر انتظار داشتید که از ابتدا تا انتها شاهد داستانی خطی باشید و شاید در انتها به خواب! بروید خب طبعا کار مناسب شما نبوده است و نمایش درستی را برای دیدن انتخاب نکرده‌اید.
و کلامی با بازیگران نمایش که پیش چشمان بهت‌‌زده ما زاییدند و کشتند... جناب گرجی بی‌نظیرید و حقیقتا برای من در این نمایش در قامت هیث لجر در شوالیه تاریکی درخشیدید. خانم مولایی! لذت توام با رنجتان مدام باد و در هیاهوی چهره‌های ... دیدن ادامه » توخالی صحنه‌های لاکچری راهتان پر رهرو ... حقیقتا انتظار ما از بازی در تئاتر را بالاتر بردید و شاید باید مدتها منتظر ماند تا بار دیگر بازی‌هایی در این سطح را بار دیگر بر صحنه دید...درود برشما!
یکم پاراگراف اولتون رو قبول ندارم :) نمایش، نمایش خوبیه قطعا، من خودمم خیلی نکات مثبت توش دیدم و دوست دارم ولی پاراگراف اول شما و بازی با لغات که نباید مانع دیدن ایرادها بشه...چون واقعیت روایت خطی ربطی به بی سرانجام بودن ارجاعات متن و انسجام نداشتن نداره

بهر ... دیدن ادامه » صورت نظر شما محترمه دوست عزیز :) ولی جمله نهایی پاراگراف اولتون یکم بی احترامی به نظر بقیه اس، خودم رو عرض نمیکنم
۲۱ آبان ۱۳۹۷
جناب نوبری بزرگوار اگر شما از نقدهای غیر منصفانه دلخور شدید به همون میزان حق به دوستان که کار رو دیدن و مورد هجمه قرار گرفتند هم بدهید , تماشاچی عام یکبار دیدن این کار برایش کافیست و تماشاچی خاص چندین بار باید این کار را ببیند , برداشت شما از این جمله چیست ... دیدن ادامه » ؟ یعنی هر کسی که کار را نپسندید متوجه عمق اثر نشده و نفهمیده چه شده, این دیالوگ منصفانه است ؟!!!!
البته دلخوری شما در کلمات ابتدایی نقدتان قابل لمس است , ما برای خوابیدن !!در انتهای کار به دیدن نمایش نرفته بودیم دوست عزیز , هر چند انقدر فریاد میزدند که اگر میخواستیم هم نمیتوانستیم!!!!!
۲۱ آبان ۱۳۹۷
جناب حامی عزیز دوستانی که کار رو دیدند و نپسندیدند کاملا محق هستند نظرشان را به اشتراک گذاشته و نارضایتی خود را فریاد بزنند. روی سخن بنده با بزرگوارانیست که به هر دلیل از کار خوششان نیامده اما ایراد بنی اسرائیلی از کار می‌گیرند. دوست عزیز بپذیرید که ... دیدن ادامه » این نمایش جز کارهای خاص طبقه‌بندی می‌شود و به احتمال بسیار زیاد مخاطب عام نمایش ارتباط چندانی با کار برقرار نمی‌کند. البته مخاطب خاص تئاتر بودن هم افتخار خاصی نیست که برای عده‌ای ثقیل و توهین آمیز باشد. به هر حال نمایش با احساسات و روحیه‌های لطیف سازگار نیست و افرادی که برای حضور در گردهمایی رومانتیک و آرام برنامه‌ریزی داشته اند قطعا سرخورده و پشیمان خواهند بود و کاملا حق نیز دارند و بهتر است قبل از دیدن نمایش در مورد سبک و محتوای کار اطلاعات لازم را کسب کنند که شبشان خراب نشود ...
۲۱ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش زیبایی بود و در عین حال پیچیده. نمیدونم دلیل پیچیدگی و سخت فهمیدنش دقیقا در چی بود.
دوستان کسی آهنگ متن این نمایش رو میشناسه؟ عجیب به دلم نفوذ کرد
جدا از آنچه که سیزیف برای گفتن داشت، ضرب دست و رفتارها و تن صدای بازیگر، خشونت بازی و کلام و حرکت بازیگران خاطر مرا آنقدر آزرد که مجبور به ترک صندلی خود شدم... در طول اجرا دلم میخواست همانطور که گاهی صدای تلویزیون را کم میکنم، حجم خشونتی که به گوش و چشمم می رسید را نیز کم کنم.
پ.ن: اون لحظه ای که بازیگر مرد از ارتفاع دومتری دیوار با دو کف پاش پرید، کف پای من درد گرفت و به نظرم نیازی نبود که این حس درد انقدر شدید بعد از یک روز سخت به من هم منتقل بشه شاید برای انتقال خشونت نیازمند خلاقیت های بیشتری باشیم.
ما نه انجام و نه فرجام و نه دلخواه بدست آوردیم
ضرب و فریاد و خشونت همه اکسیر و کنشیار ، تو راست
گر کسی چرخ زد و چرخش افکار ، تو را ممکن شد
گر کسی درد کشید ، زخم به جان تو نشاند
این همه معجزه ، آیات هنرمندی اوست
ذات نیکو و نوازشگر نامت ، تکریم
لیک در ضیق زمان ، این جنون الزامیست
درد و سرگشتگی ، ارثیه موروثی ماااااست


نسیم ... دیدن ادامه » بانو ، منظر زندگیت ، گلباران :)
۲۰ آبان ۱۳۹۷
با کمال احترام پس شما فیلم اکشن نبینید چون دایم یا تیر میخورید یا اریت میشید اخرشم ممکنه ختم به خیر نشه به نظرم دلایلتون برای ندیدن ادامه کار ی ذره عجیب باشه .
۲۱ آبان ۱۳۹۷
با احترام هر کس یه نظری داره دیگه! مثلاً بنده شخصاً نه فیلم اکشن دوست دارم نه نگاه می‌کنم، از خشونت هم بیزارم.
۲۱ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید