تیوال نمایش سیزیف
S2 : 19:27:27
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ خرداد تا ۲۸ تیر
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

: محمد صادق گلچین عارفی
: محمد برهمنی
: مهدخت مولائی، اسماعیل گرجی
: نوید محمدزاده

: روح‌‌اله زندی فرد
: محسن ابوالحسنی
: مصطفی صابونی
: محسن نجفی‌نیا
: شهرزاد رحمانی
: مریم افشار
: مریم دیهول
: شاهین آزما، مریم دیهول
: حانیه موسوی
: محمد موسوی
: رضا خضرایی
: هدی میرزایی
: فرانک ایرانی
: ساچلین مهدی لو
: فرانک ایرانی

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش سیزیف / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با عجله وسایلم رو جمع و‌جور کردم، باید به تئاتر می‌رسیدم، از کامنت‌های تیوال فهمیده بودم که بهتره قبل از تماشای سیزیف، فیلم اتوبوسی به نام هوس رو دیده باشم، فیلم رو دیدم و نیم‌نگاهی هم به نمایش‌نامه‌ی کلفت انداختم.
توی اسنپ زندگی‌نامه‌ی ویوین لی رو نگاه کردم و یهو به خودم اومدم، درست مثل شاگردی که برای جلسه‌ی امتحان آماده می‌شه داشتم برای سیزیف آماده می‌شدم، آخرین باری که اینقدر عمیق درگیر موضوعی شده بودم کِی بود؟ یادم نیست.
سیزیف کارش رو با شما دقیقا پیش از شروع تئاتر شروع می‌کنه، یک اجرای مدرن و تعاملی، بازی‌های روان و پرتحرک و البته اسم درست و بجا، افسانه‌ی سیزیف مقاله‌ای از #آلبرکامو ست و به داستان سیزیف اشاره می‌کنه که مجازاتش حابجا کردن سنگ بزرگی بوده.
درست مثل بلانش.
نقطه‌ی مشترک ویویون‌لی، هیث لجر و رابین ویلیامز، مریلین ... دیدن ادامه » مونرو و... علاوه بر بازیگری چیز دیگه‌ای هم هست: غرق شدن توی شاه‌نقششون!
جایی در اواخر نمایش اسماعیل گرجی رو به جمعیت می‌شینه و با مونولوگی بازیگری رو به مادر بودن تشبیه می‌کنه، با این تفاوت که بازیگر «می‌زاید که بمیراند» این خطابه‌ی -به قول نمایش‌نامه نویس - کلیشه‌ای در کلیشه‌ای‌ترین نقطه‌ی صحنه اونقدر عمیق و درست ایراد میشه که تا چندروز بعد از نمایش به مفهومش فکر می‌کنی.
به صدای بلانش وقتی با گریه می‌گه: «گاهی وقتا نمی‌دونم تو دوست من هستی یا دشمنم؟»
شاید بهترین توصیف از این نمایش این جمله‌ی تولستوی باشه که می‌گه:
«هنرمند از طریق هنر خود مخاطبان را به احساسی مبتلا می‌کند که خود تجربه کرده است.»
سولانژ: خانم مرا می‌بخشند. جوشانده خانم را حاضر می‌کردم.
کلر: لوازم آرایشم را بیاورید. پیراهن سفید پولک‌دوزی. بادبزن. زمردها!
سولانژ: چشم خانم. همه جواهرات را؟
کلر: همه را بیرون بیاورید. می‌خواهم انتخاب کنم. کفش هم... طبیعی است که برقی... همان که سالها است که چشمتان را گرفته است! [...]
سولانژ: دلم می‌خواهد خانم زیبا باشند...
+بهش گفتم بازیگر روبه‌روی من باید آدم باشه من با حیوون جماعت کار نمی‌کنم.
-این با حیوون جماعت کار نمی‌کنه.
+تشخیص این‌که کی آدمه کی حیوونه با خودمه نه هیچ حیوون دیگه‌ای.
-تشخیص این‌که کی حیوونه کی آدمه با خود حیوونشه. نه هیچ حیوون دیگه‌ای.
+مرسی.
-خواهش می‌کنم.
-بلانش، یادت میاد وقتی قبول کردی که من وارد زندگیت بشم اوضاع‌رو عوض کردی، وقتی قبول کردی که من پارتنرت بشم برای دومین بار اوضاع‌رو عوض کردی، الان برای سومین بار اوضاع‌رو عوض کردی. ولی این‌بار برای همیشه، دیگه برگشتی در کار نیست عزیزم.
#او
بخشی از موزیک‌های نمایش:
موزیک آغازین:
Just ( After song of songs)-David Lang
موزیک وسط کار:
Mr. Lonely-Bobby Vinton
موزیک انتهایی:
Hope (Xavier's Theme)-John Ottman
اگر اشتباه نکنم Path 3 از Max Richter هم بود.
۲۴ تیر
خانم پوردهقان
از بات های موسیقی داخل تلگرام استفاده کنین
هر چی بگین (و حتی هر چی نگین!) توش پیدا میشه
۲۹ تیر
آقا شاهین و آقای مجللی ممنونم ازتون
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان
// در ستایش تئاتر//
نمایشنامه: عجیب است که با یک نمایشنامه ایرانی روبرو هستم و متن خوب و دقیق و قوی است، البته شخصیت پردازی مرد داستان از فیلمی بطور خاص و غافلگیریی انتهاییش از فیلم آمریکایی است (به خاطر لو نرفتن اسم فیلم ها را نگفتم)
خب دیالوگها را به الطبع از نمایشنامه برجسته جهان و به جا استفاده کرده است، ایراد خاصی به جز غافلگیری پایانی اش نمی توانیم بگیریم.
بازی ها: نقش مرد بسیار خوب است و زن هم خوب است و مرد دوبرابری بهتر از زن.
سالها بود که ((بازی تئاتری)) ندیده بودم بازی هایی قوی با بدن منعطف و اغراق با میمیک های فوق العاده چهره .. و البته صدای رسا بدون داد و بیدادهای معمول.. در بدن و میمیک صورت بازیگر مرد عالی بود ولی بیانش متوسط بود...
بازی هایی دیدیم که فقط بعضی اساتید در کلاس های بازیگری شان آموزش می دهند و البته زیاد ازش استفاده نمی شود.. می توانیم بگوییم بازیگر مرد از نظر تکنیک نمره عالی می گیرد و تا به امروز در سال98 و سال 97 بهترین بازی را از نظر من داشته است... و باید چیزی شبیه Fantastic یا بگوییم wwwooo
تماشاچی نتوانسته بود بین خود مرد و بازی هایش فاصله گذاری کند البته ایراد کارگردانی است..
زن هم بدنش قوی تر از میمیک و صدایش بود و البته لرزه های بدنش و استیصال هایش و تنهاییش.. به خوبی به نقشش نزدیک شده بود و می توانم بگویم در زمینه ارتباط فکری به مشخصات و مختصات ذهنی نقشش بیشتر نزدیک شده بود..
اگر بازیگر نقش زن مثل مرد توانمندتر بود و اگر بازیگر مرد درکی از مختصات ذهنی اش می یافتیم زوجی عالی از بازیگری در یک اثر هنری به نظاره می نشستیم...
طراحی صحنه: بعد از مدت ها دکور دیدیم و دکوری در خدمت میزانسن ها، دکور خوبی بود ولی بگویم عالی بود، نه، کارایی داشت و درخدمت نمایش... خلاقیت دکوری آنچنانی نداشت ولی صندلی تک چوبی اش عالی بود.
گریم: گریم بازیگر مرد خوب بود ولی باید بازیگر زن هم گریم می شد چون در جایی هم از بازیگر زن خواسته می شود که گریمش را پا ک کند .... در هر تغییر نقش می توانستیم با گریم هایی جدید (حداقل طراحی گریم جدید) روبرو باشیم، که نبودیم و این هم یکی دیگر از ضعف های کارگردان است...
طراحی لباس: خوب بود و در خدمت نمایش... // البته می توانست برای بازیگر زن تغییر لباس های بیشتر و جذاب تر باشیم مثل لباس جالب مرد در آغاز نمایش...
میزانسن: فکر کنم دیگر جایی از صحنه نبود که بازیگران از آن استفاده نکرده باشند، فقط بازیگران شنا نکردند و پرواز... // اما ظرفیت این را داشت که از دکورش بیشتر استفاده کند که نکرد.. و هربار نه بطور تکراری از مبل و میز و صندلی هایش بازی های بیشتری بگیرد، که نگرفت.
در بعضی ها جاها پشت به تماشاچی، بازیگران به ایفای نقش می پرداختند که لزومی نداشت و کمکی به پیشبرد داستان نکرد.
باید ... دیدن ادامه » دقت کرد سالن تئاتر مستقل برای اجرای این نمایش بزرگ بود و باید میزانسن ها براساس دید تماشاچی ها حتی حرامزاده گوشه سمت راست اجرا می شد تا همه بتوانند متوجه سیر داستان بشوند.../// با این همه به نظرم نمره خیلی خوبی برای اکثر میزانسن هایش می گیرد.
هدایت بازیگران و دیگر عوامل: من کارگردان این نمایش را خالقی دیکتاتور و خلاق و جزئی نگر دیدم که دخالت هایش بعضاً در بازی و طراحی صحنه و گریم و... فرصت نشان دادن توانایی ها و خلاقیت های فردی دیگر عوامل را در بعضی جاها سرکوب کرده بود و نظر خودش را به همکارانش دیکته کرده بود، اما در اواسط و به خصوص انتهای نمایش این جزئی نگری ها کم کم رنگ باخت..
موسیقی: سعی شده بود بنابر نمایشی که در حال اجراست موسیقی متناسبی نیز پخش شود ولی خب چون موسیقی هایش را نمی شناسم نظری هم ندارم.
فصل درخشان: در جایی که همه فکر کردیم نمایش تمام شده و ایستادیم و شروع به دست زدن کردیم در حالیکه دیدم نمایش به پایان نرسیده و ما نیز جزئی از نمایش او شدیم.. ، در تئاترهای دیگری هم از این موضوع استفاده شده بود در همین امسال و البته چیز جدید و خلاقانه ای محسوب نمی شود اما استفاده درست و به جا از این اتفاق توانایی های کارگردانش را به رخ کشید.
افسوس های من: سیر داستانی در 20 دقیقه اول جذاب است ولی بعد از لو رفتن ایده نمایش بودن بازی هایشان کم کم روند نمایش ملامت بار می شود و تمهیدات کارگردان و استفاده از دکور برای جذابیت به خصوص پرتاب کتاب و گفتن واژه حرامزاده به تماشاچیان هم نمی تواند این 40 دقیقه ملامت بار را کمرنگ کند.. ، تعویض پرده نداریم و تماشاچی همچنان منتظر ضربه و غافلگیری است و چشم از صحنه بر نمی دارد تا مبادا لحظه ای را از دست بدهد صندلی های بد تئاتر مستقل هم به خستگی ذهنی استفاده کنید تا تماشاچی خسته ذهنی و فیزیکی را توامان تجربه کند.. // در جایی بازیگر مرد شروع به خواندن آوازی انگلیسی می کند و کمی هم می رقصد.../// من بودم به خاطر همان افسانه سیزیف این نقش تغییر پرده ها را به موسیقی و رقص و شاید رقص نور می سپردم تا خستگی ذهنی را حداقل از تماشاچی دور کند و فرصت استراحت به او بدهم تا مشتاقانه تر کار را دنبال کند...، چون دیگر تمهیدات کارگردان برای یک تماشاچی حرفه ای موثر واقع نشد چه برسد به تماشاچی عام.
حرف آخر:
تئاتری بود که در ستایش تئاتر لذت دیدن تئاتر را به ما چشاند چیزی که داشت کم کم فراموشمان می شدلذت دیدن تئاتر.
از تمامی عوامل به خصوص نویسنده و کارگردان و دوبازیگر و البته به جز نوید محمد زاده و سالن تئاتر مستقل تشکر می کنم.
با تقدیم احترام به تماشاچیان و خوانندگان این نقد و عوامل فوق الذکر
محمد حسن موسوی
فکر کنم متنتون نیاز به برچسب افشا داشته باشه به خاطر توضیح در قسمت فصل درخشان
۱۹ تیر
سلام و احترام
من نقد شما رو خوندم. در یک نقطه مشترکیم. اینکه هر دو از این اثر لذت بردیم. مسیر ما از اینجا به بعد جدا میشه. من به دنبال این میرم که ببینم چرا لذت بردم .. چقدر لذت بردم.. ارزش اثر رو شناسایی کنم و حواسم باشه تولیدکنندگان اثر سرم کلاه نذاشته باشن.. ... دیدن ادامه » همون که دوستان میگن کار شریفی بود.. شما به دنبال نقد و پرداخت در جزئیات هستین.. خیلی هم وسواسی عمل میکنین.. یه وقتایی این وسواس باعث میشه انقد کیسه بکشی رو سر و صورت اثر که پوستش بره.. اگه اثر برای من تولید شده به عنوان یک فرد عامی که حواسش هست سرش کلاه نره و کسی کم فروشی نکنه نظر من در بعضی جاها با شما متفاوته.. بازیگر خانم رو نمیتوین با بازیگر اقا مقایسه کنین و با متر و معیاری که برای مخاطب مشخص نکردین بگشن که دو برابر بهتره.. بازگیر خانم مداوم در صحنه حضور داره و در واقع باید داشته باشه چون ماییم که رفتیم در عمق زندگی این زن و داریم وارد روح و روان و دردهای این زن میشیم. نقش مرد که توهمات این زنه کارش با خود زن بسیار متفاوته.. در اون حدی که انتظار نیره از نقش بلانش ، خانم مولایی کارش رو خوب انجام میده. به همین دلایلی که عرض کردم نقدتون رو راجع به گریم خانم مولایی هم نمیتونم بپذیرم.
اما از نگاه من از نظر فنی فیلنامه قوی، منسجم و دارای یک خط روایی ممتد و گیرا بود. ئلییک اشکال عمده داشت. نامگذاری فیلنامه. نه اینکه اسم فیلنامه بد باشه. چطور بگم. فیلنامه نویس دچار یه سرگیجه بود. ببینید مطلب ساده بود. یه بازیگر خانم به خاطر ماهیت شغلش و غرق شدن در آثارش دچار یک وهم شده و حالا ماداریم در اون کاراکتر پیمایش میکنیم تا از چیستی و چرایی اون سر دربیاریم. کافیه. به نظر من نمیخواد بنا به هر دلیل و شرطی که خودمون واسه خودمون گذاشتیم راجه به هر کانسپتی صحبت کنیم ، یه دیالوگ یه جای نمایش پرت کنیم تا به اون شرط خودمون وفادار بشیم. با اینکار کاراکترها دچار سرگیجه بشن و من مخاطب هم دچار نفهمیدن یه سری جاها.. بعدش یا میگم من که نفهمیدم چی شد پس کار خوب نبوده یا اینکه میگم عجب اثر فاخری چه کار سنگینی بود..... نه هیچکدوم از اینها نبوده .. نمایش نامه نویس های ما متاسفانه گنگ گویی و پرت کردن دیالوگ ها بی ربط رو به وسط نمایش دوست دارن. ما اصلا درگیر پوچی در کاراکتر نیستسم. اسم اثر رو گذاشتیم سیزیف حالا یه جاهایی دنبال ربط دادنیم تا بگیم لابد دلیلی داشته در حالیکه کار یک اثر هنری در قالب یک مضوع روانشناختی با دغدغه های انسانیه..
در کل نقد بسیار خوب و موشکافانه ای بود جناب کیانی که باعث میشد من مخاطب به اثر نزدیکتر بشم.
۲۵ تیر
آقای موسوی عزیز
با سلام مجدد
1. متر و معیار من در بازیگری سبک همخوان با اجراست.. و در اینجا سبک بازیگری بیومکانیک است هر دو
دومین متر ومعیار نزدیکی به چیزی که باید باشه از نظر مشخصات و مختصات ذهنی
مثال می زنم فرض کنید یک بازیگر قرار است نقش یک ادم 90 ساله را بازی کند حالا این آدم در سر صحنه 20 تا بارفیکس برود... ممکن است لرزه و بدن یک پیرمرد و گریم و صدای یک آدم 90 ساله باشد ولی 20 تا بارفیکس خب بی معناست... من در بازیگری مرد به مختصات ذهنی و مشخصات یک توهم پی ببرم...
2. در مورد گریم نظری ندارم روی نظرتان....
3. سرگیجه گرفتنتان به خاطر عدم درک صحیح کارگردان از نمایش و همان 40 دقیقه ملامت بار است...
اگر درست پرده عوض می کرد یا حداقل فاصله گذاری درستی داشت حداقل 60% اون داستان پرت و پلاها تمام می شد...
4. سیزیف یک افسانه یونانی به نام تکرار است که کامو در ادبیات مدرن ازش استفاده کرد .. داستانش را بخوانید شاید کمک کندبه جواب سئوالتان..
5. ... دیدن ادامه » خب من یک ایده تخصصی دارم که در مورد سینما و نمایش با هم فرق می کنه..
بضاعت تئاتر پرده و دکوره، جدیداً با پرده می توانید مثل سینما از بصر استفاده کنید... پس باید انتظار تئاتر داشته باشید و از مشخصات تئاتر لذت ببرید... // چیزهایی که در تئاتر ارزش است در سینما ضد ارزش.. همین بازی بیو مکانیک اگر در فیلمی ببنید می خندید.. /// دوم انتظار داشتن انمایشنامه و فیلمنامه دو مفهوم متفاوت است.../// البته بگویم من تخصصم سینماست....// ولی بازی و خلاقیت تئاتر را دوست دارم حس می کنم دیگر فیلم های خلاقانه ای مثل پالپ فیکشن یا بازی یا فایت کلاپ یا فارنهایت 451 یا هشت و نیم فدریکو فلینی و.... ساخته نمیشه و البته خلاقانه ترین و اولین فیلم زندگی من استالکر (راهنما) اندری تارکوفسکی است که اگر ده دقیقه آخرشو حذف کنند بی نظیرترین فیلم تاریخ سینماست.. /// به نظرم درجاهایی بین فیلمنامه و نمایشنامه تمایز قائل نشدی... ///ایراد بزرگ من به نمایشنامه نویسش حتی تکراری بودن نبود... ایراد بزرگش که باید در جای جای نمایشنامه المانهایی برای ما گذاشته می شد که اگر یکبار دیگر بشینیم و نمایش را ببینیم بفهمیم نمایشنامه نویسش کد داده ما نتونستیم پیدا کنیم.../// و خب البته ضعف کارگردانی هم می شود... چون کد را کارگردان خرج می کند...
نمونه اش فیلم مظنونین همیشگی است... // ولی انجا سینماست و تو دوربین داری و دکوپاژ و لوکیشن و.../// بنابراین تمهیدات نمایشنامه نویس باید دقیق باشد و البته کارگردان...
واقعیتش من خیلی نمایشنامه ایرانی را نمی بینم چون به جز چند نفر خیلی ان طور که دوست دارم نمی چسپد به همین ایراداتی که گفتی...// یادم هست از برشت یک نمایش کوتاه به اسم گدا و سگ مرده در سال 82 اجرا بردیم ... //بالای 130 بار خواندیم...// در رانتهای نمایش یک غافلگیری داره که چندجا براش دیالوگ بین گدا و شاه را به درستی و دقیق توجیه می کنه...
خدا غرق رحمتت کند که لذت داستان و نمایش را به ما چشاندی...
عذر زیاد شد حرفهایم..
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی اسماعیل گرجی و مهدخت مولایی روز شنبه ۲۲ تیرماه امروز چهارشنبه ساعت ۱۳:۰۰ آغاز خواهد شد.
آیا این نمایش تمدید میشه؟
۲۴ تیر
لطفا لطفا تمدیدش کنیددددد
۰۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی اسماعیل گرجی و مهدخت مولایی (روزهای یکشنبه ۲۳ تا جمعه ۲۸ تیرماه) امروز سه‌شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
تاریخ پایان این نمایش به روز ۲۸ تیرماه تغییر داده شده است.
neda moridi و حمید عاشوری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو روز تازه این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی مهدخت مولائی و اسماعیل گرجی (روزهای پنجشنبه ۲۰ و جمعه ۲۱ تیرماه) امروز شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
Nasim Bakhtiari این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ازت می ترسم...انگار هم دوست منی هم دشمن من، هم میخوای بهم کمک کنی هم بندازیم تو هچل، انگار همیشه هم دروغ میگی هم راست..."

اصن بعضی از نمایش‌ها مثل سیزیف و زندگی در تئاتر باید نوبتی هر چند ماه یه بار اجرا برن
بعضی وقتها آدم یه فازی داره که یه نمایش یا فیلمو که می بینه به نظرش خیلی خوب میاد و با جوگیری مزمن شروع میکنه در مورد اون کار تبلیغ کردن ولی بعد از یکی دوسال که اون فیلم یا نمایش رو مجددا می بینه متوجه میشه اون کار اونقدرام خوب نبوده و حتی تو بعضی مواقع خیلی هم ضعیف بوده

بعد از دیدن اجرای سال قبل سیزیف خیلی علاقه مند بودم که ببینم این قضیه جوگیری در مورد این کار که چند ماه منو درگیر خودش کرده هم صدق می کنه یا نه؟
خوشبختانه فرصتی دست داد و با اجرای مجدد سیزیف البته تو یک سالن دیگه تونستم کار رو دوباره ببینم
و خدارو شکر کردم که موفق به دیدن مجدد سیزیف شدم چون متوجه شدم که نه تنها این جوگیری در مورد سیزیف صدق نمی کرده بلکه به مراتب بیشتر از دفعه قبل لذت بردم و باز هم با تمام وجود درگیر این کار قوق العاده شدم
در مورد نمایشنامه سیزیف درسته که یه مقدار ... دیدن ادامه » پیچیده ست و شاید نیاز به پاس کردن یه سری پیشنیازها مثل خوندن کلفتها و اتوبوسی به نام هوس و غیره داشته باشه ولی فارق از همه این پیشنیازها میشه از اینکار به صورت کاملا مستقل لذت برد
بنظرم سیزیف اثریه در ستایش از کار طاقت فرسای بازیگری به معنای واقعی کلمه (بازیگر بودن نه ستاره بودن) و چالشهای و اثرات مخرب روحی و روانی که یه بازیگر با نقشهای مختلفی که در طول زندگیش ایفا می کنه مواجه میشه
اگه با سواد تئاتری خیلی اندک خودم در حد یه علاقه مند به تئاتر بخوام به عوامل این نمایش نمره بدم این نمره ها رو میدم:
کارگردانی محمد برهمنی: 8.5 از 10 یا شایدم 9
نمایشنامه محمد صادق گلچین عارفی: 8.5 از 10یا شایدم 9
بازی مهدخت مولایی و اسماعیل گرجی: 10 از 10 بدون هیچ شکی
(البته در مورد دادن نمرات، دارم این نمایش رو با کارهای روی صحنه رفته در تهران تو چند سال اخیر که خودم موفق به دیدنشون شدم مقایسه می کنم ولی به نظرم اگه این کار نره تو جشنواره های تئاتر در کشورهای دیگه جهان اجرا بشه به کل گروه نمایش سیزیف و بخصوص مهدخت مولایی و اسماعیل گرجی ظلم شده چون حقشونه که بیشتر از اینها دیده بشن)
با آرزوی موفقیت تو کارهای جدیدتر و البته امیدواری برای اجرای مجدد سیزیف
اجرا رو دیدم،
رسیدم خونه برای جمعه دوباره بلیط خریدم،
Streetcar named desire رو دانلود کردم،
راجع به کلفَت های ژاک ژنه یه خورده تو اینترنت خوندم، نمیدونستم برای این نمایشنامه کدوم فیلمو باید ببینم، اگه کسی میدونه بگه لطفا.
(این کارا رو هم اگر قبلا انجام ندادین حتما انجام بدین)
- فیلم fightclub رو ببینید
- راجع به آنیما و آنیموس بخونین
و منتظر یک جمعه بیاد موندنی دیگه هستم
اتوبوسی به نام هوس
۱۱ تیر
به نظرم با چند روز فاصله ببینید...
دیر است ولس چهارشنبه منتظر یک نقد مفصل از من باشید...
به هیچکدام یک از پیش نیازها نیازی نیست...
سالها بود بازی بازیگری تئاتر ندیده بودم ولی خسته کننده بود
به دلیل صندلی های بد تئاتر مستقل و تک پرده ای بودن
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی مهدخت مولائی، اسماعیل گرجی (روزهای جمعه ۱۴ تا یکشنبه ۱۶ تیرماه) امروز یکشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من پنجشنبه رفتم برای دیدن این تاتر زیباترین و قوی ترین بازی و نمایش و دیالوگ های عالی بود مشخص بود تک تک حرکات از قبل بارها تمرین شده بود انقدر خوب بود که حاضرم بازم برم ببینم به نظرم خانم ها درک خیلی بهتری میتونن داشته باشند موسیقی و نور پردازی هم عالی بود کل سالن بهت زده بدنبال داستان بودن با بازی زیبا و درخشان اقای گرجی که عالیی بود در اوج خشم و نفرتی که نشون میداد میتونستی علاقه و عشقش رو هم حس کنی در اوج خشم و نفرت، عشق . و خشم به خاطر عشق
عالی بود من که الگو های خودمو در تئاتر پیدا کردم حتما ببینید
راستی کافش هم خدماتش سریع بود هم کیکاش تازه و عالی بود
» تا ۲ پاسخ



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی مهدخت مولائی و اسماعیل گرجی (روزهای سه‌شنبه ۱۱ تا پنج‌شنبه ۱۳ تیرماه) فردا پنجشنبه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
نخفیف دانشجویی برای روز سه شنبه فعال نمیشه؟
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی مهدخت مولائی و اسماعیل گرجی (از جمعه ۷ تا دوشنبه ۱۰ تیرماه) امروز سه‌شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
مجید این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موزیک پایان نمایش ترک hope اثر جان اوتمن از فیلم x men days of future past

http://dl.musicgeek.ir/soundtrack/film/John%20Ottman%20-%20Hope%20(Xaviers%20Theme)%20-%20musicgeek.ir.mp3
خواهش میکنم بلند نشید من فقط دارم رد میشم ...❤️
خرید بلیت دو روز تاره این نمایش به کارگردانی محمد برهمنی و بازی مهدخت مولائی و اسماعیل گرجی (روزهای چهارشنبه ۵ و پنج‌شنبه ۶ تیرماه) امروز شنبه ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
مجید این را خواند
سایه * این را دوست دارد
همیاری جان پس چرا اینقد دیر اعلام کردین!
۰۱ تیر
خرید بلیط های جمعه کی شروع میشه؟
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کلیشه ای ترین خطابه در کلیشه ای ترین نقطه ی صحنه بود که یه نفر می تونست ایراد کنه

* یکی از فانتزی هام اینه که دفعه بعدی که میرم، اون گوشه ی سمت راست سالن بشینم ببینم صدای بازیگر بهم میرسه یا نه...
* تمام مدت فکر می کردم علی کریمی داره بازی می کنه نه بازیگری به نام اسماعیل گرجی
نمیدونم مگه چه شباهتی وجود داشت آخه؟ به خاطر استایل موهاش بود یا بازی رَوون
* رقابت دیدنی و سنگین بین دو بازیگر برای اینکه توو ذهنم مشخص کنم بازی کدومشونو بیشتر دوست دارم متاسفانه آخرشم نتیجه ای به غیر از تساوی نداشت
* خداروشکر به خاطر وجود تیوال و حضور تیوالی ها
که هم قبل اجرا به درد میخورن، هم بعد از اجرا که میای میگردی دنبال اون موزیکه که ازش خوشت اومده و نمیدونی اسمش چیه
" رقابت دیدنی و سنگین بین دو بازیگر برای اینکه توو ذهنم مشخص کنم بازی کدومشونو بیشتر دوست دارم متاسفانه آخرشم نتیجه ای به غیر از تساوی نداشت "

چقدر درست گفتین واقعا
۰۱ تیر
مخلصیم محمد جواد جان
۰۱ تیر
ممنون از توجهتون آقای هنزکی
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید