تیوال نمایش ترور
S3 : 23:17:58
امکان خرید پایان یافته
  ۲۸ آبان تا ۲۹ دی ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: حمید رضا نعیمی
: بهزاد فراهانی، یکتا ناصر، فرید قبادی، بهناز نازی، سعید داخ، یعقوب صباحی، محمد ساربان، کاظم هژیرآزاد، کتانه افشاری‌نژاد، نقی سیف‌جمالی، سیاوش چراغی‌پور، امیر مهدی کیا، بهروز پوربرجی، رضا جهانی، بهنام شرفی، شقایق فتحی، سروش کریمی نژاد، پیروز میرزایی، مهرداد خانی، محمد نژاد، شقایق پور علی، نیکی ابراهیم شاه، شیما جعفرزاده، هلیا کریمی، نسرین پرهام،

: شهاب مجدی، مهدی شفیعی زرگر
: مهدی تاج الدین

: سعید ذهنی
: رضا مهدی زاده
: ادنا زینلیان
: رضا حیدری
: آیدین الفت
: محسن گودرزی
: ماریاحاجیها
: ایمان ملاجعفری

: علی زارعی
: منصوره علی یاری
: نسرین پرهام
: هلیاکریمی
: حامد روحبخش
: روح اله زندی فرد
: امیر قالیچی ها
: امیر کورش اعرابی
: سعید وثیق نیا

کاری از گروه تیاتر شایا
گروهِ تیاتر شایا در ادامه ی بیست و دو تجربه ی پیشین خود تلاش میکند اینبار در کنارِ خلقِ اثری جذاب، پیشنهادهایی بدیع در حوزه ی اجرای نمایشهای دینی ارایه دهد. داستانِ نمایشنامه علاوه بر وفاداری به مستندات تاریخی، واقعه ی ضربت خوردن امام علی(ع) را با نگاهی کاملاً نمایشی و از زاویه ای جدید نمایش میدهد. حضور بازیگران بزرگ تیاتر، سینما و تلویزیون، خلقِ زیباییهای بصری، طراحی صحنه، لباس، نور و صوت... اجرای باشکوه را نوید میدهد

خلاصه نمایش
"ترور" درباره ی زندگی و تنهایی یک تروریست است که به قضاوت و انتخابش برای کشتن شک ندارد. اما مادرش اعتقاد دارد او سی و پنج سال پیش مرده است. فقط می باید دفن می شد تا از شر ارواح شریر در امان می ماند. تروریست در مسیر عملیاتش با دختری آشنا می شود که...

ابن ملجم مرادی، پس از پذیرفتن ماموریت ترور امام علی ،سفری را آغاز می کند که در طول آن به شناختی تازه ای از او ،خود و جهان پیرامونش دست می یابد....

 * با مشارکت مناطق آزاد اروند *

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود


همکف ۲۵.۰۰۰ تومان
بالکن ۲۰.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش ترور (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ترور (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ترور (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری نمایش ترور / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نشست خبری نمایش ترور برگزار می‌شود

» "ترور" حمیدرضا نعیمی در تیوال

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
حیف بود این همه انرژی که با بلاتکلیفی چیزی به یک داستان تکراری اضافه نکرد.

خیلی کار بلاتکیلفی بود. نه مدرن و نه سنتی. نه درام، نه تراژیک، نه کمدی. تکلیف کار مشخص نبود نه در محتوا و نه در فرم. در حد تجربه هم جذاب نبود این همه بلاتکیلفی و گیج خوردن. یه مشکل بزرگ بخش‌هایی از کمدی همراه با لودگی بود که فقط در خدمت خنداندن بودن ظاهراً. یعنی انگار اتفاقی و همینطوری به این کار اضافه شده بودند.
بهزاد م.ا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار قشنگ و قوی ای بود...بازیها واقعا حرف نداشت...یک ابن ملجم عالی و یک قطام فوق العاده...طراحی صحنه جالب....اون گروه شیاطین وسوسه کننده که خیلی به دل چسبیدند...
ولی مثه سقراط جذاب نبود...
به نظرم دلیلش دو چیز میتونه باشه...یکی اینکه داستان این نمایش رو بارها و بارها دیدیم و شنیدیم و نمایش داستان جدیدی تعریف نمی کرد که هیجان صحنه بعدی رو داشته باشی...
دوم هم اینکه به علت مذهبی بودن متن، خیلی مدرنیزه نشده بود مثه نمایش سقراط...تنها چیزهای مدرنی که وارد نمایش شده بود از طریق طراحی لباس بود....(البته در مورد قطام، به نظرم یک کفش قرمز خیلی می تونست بهتر از اون پوتین زمخت و زشت باشه!)...
بعد آخر نمایش به کل نمایش نمیومد!...کل نمایش مو به مو عین چیزهایی بود که ما شنیدیم و دیدیم...یهو در انتها، با یک انتهای باز مواجه میشی!...یعنی ابن ملجم پشیمون شد و کار رو تموم نکرد؟!...
یک ... دیدن ادامه » مورد دیگه هم که یه کم عجیب بود، دیدن مردان عرب آن دوران به صورت خیلی منطقی و متمدن و رئوف بود!!...انگار هنوز حال و هوای نمایش سقراط از گروه نمایش بیرون نرفته و با حال و هوای مردمان سرزمین سقراط آمدند و سرزمین عرب رو بازسازی کردند!...
ولی ایده کلی نمایش رو دوست داشتم...اینکه همیشه باید دو سمت داستان رو شنید....ما هیچوقت سمت ابن ملجم رو نشنیده بودیم....مثه فیلم "ملفسنت" که ما این بار داستان زیبای خفته را از سمت خبیث داستان دیدیم و من بسیار ازش لذت بردم!...کلا اتفاق جالبیه توجه به سمتهای دیگه داستانها و اتفاقهای آشنا...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست نداشتم، با تمام احترامی که برای بازیگران و کارگردان قائلم به من توهین شد، احساس کردم شبیه سازی جریانی نه چندان دور بود از دوره ما با واقعه سوئ قصد به حضرت علی، نیمه کت شلوار و کراوات و نیمه عبا، خیلی بی انصافی بود به نظرم یک اثر کاملا سفارشی و فرمایشی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز سلام
ایتدای صحبت ممنونم که مکانی وجود دارد که بتوانیم نظرات، پیشنهادات و یا انتقادهای خود را به راحتی بیان کنیم و این مطمئناً میسر نمی شد مگر با تلاش و پیگیری تیم تیوال.
اما شب گذشته (جمعه 18 دی ماه) حس کردم که اعتمادم به برچسب کیفیت کاملاً بی جا بود و یک اشتباه بزرگ. مطمئناً وقتی نمایشی برای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر انتخاب می شود انتظار می رود که با وجود تعداد سالن های با امکانات و کیفیت های متفاوت، نمایشی باشد که بتوان از آن لذت برد و حداقل بعد از دیدن راجع به آن صحبت کرد اما بنده دیشب کاملاً ناامید شدم.
چه طور می توان به تئاترهای (البته اگر اشتباه نکنم) کالیگولا و فهرست برچسب کیفیت داد و این نمایش را نیز هم رده با آنها قرار داد؟
این دقیقاً جمله ای است که در توضیحات این کار آمده "خلقِ اثری جذاب، پیشنهادهایی بدیع در حوزه ی اجرای ... دیدن ادامه » نمایشهای دینی". جذابیت و پیشنهاد بدیع باید واقعاً وجود داشته باشد تا به عنوان یک شاخصه در تبلیغ یک کار ارائه شود. از دیدگاه من این کار نه تنها پیشنهاد بدیعی در نمایش دینی نبود که بیشتر به زیر کشیدن آن بود.
روی این نکته تأکید می کنم که همیشه سعیم بر این بوده که اگر نقدی می کنم، نقد منصفانه باشد و تنها به بیان نظر شخصی خود اکتفا نکنم. از دید اینجانب بر این کار نمی توان نام تئاتر را قرار داد. این کار یک کار نمایشی بود که نه از منظر محتوا، بازی بازیگران، دکور، موسیقی و ... چیزی به شما به عنوان تماشگر نمی داد.
تنها نکته ای که در بین تمامی نارضایتی بنده در این تئاتر می تواند به عنوان نقطه قوتی بیان شود، زیبایی و شیوایی بیان جناب فرید قبادی در خواندن چند آیه از قرآن بود. همین و بس
حمیده صمدی این را خواند
این نمایش اصلا "پیشنهاد تیوال" نداره ها!!!
۲۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرض خنده!
یک: با دوستی رفته ام سالن اصلی تئاتر شهر "ترور" ببینیم. نمایشی با موضوع ضربت خوردن حضرت علی؛ درباره یک واقعه تاریخی سنگین و مهم. خودم را برای تماشای یک نمایش سنگین، عمیق به همراه تماشاگران فهیم آماده کرده ام.

دو: چند دقیقه بیشتر از نمایش نگذشته که مردهای پشت سرم بانمکی شان گل می کند و تکه هایی را در حد بچه های دهه هفتادی می اندازند و میخندند. کمی بعدتر دخترهای کناری ام بلند بلند به دیالوگهای جدی شخصیتها میخندند و وقتی کارگردان با ایده های بچگانه اش ارزش کار را پائین می آورد و جای یک نمایش ثقیل اثری سخیف جلوی چشمانت می گذارد سالن شبیه سالنهای تئاتر آزاد می شود. بازیگرها چپ میروند همه میخندند، راست می روند همه میخندند و دیالوگ میگویند قهقهه می زنند.

سه: بارها شاهد خندیدنهای بدون مورد و دلیل تماشاگرها هنگام اجرای یک کار بوده ام اما ... دیدن ادامه » این بار این خندیدن ها در حد فاجعه بود. هنوز هم نمی فهمم گفتن "دروغ نگو" مگر تا چه اندازه می تواند خنده دار باشد که صدای خنده بعضی ها را انقدر بلند میکند! یا نه، شاید ما مرض داریم؛ مرض خنده!
گاهی خنده های برخی از تماشاگران محترم در هر نمایشی آدمو به جنون می رسونه!
۱۷ دی ۱۳۹۴
من آخرین شب این کار تونستم این اثر رو ببیتم.واقعا در تمام نمایش فقط خواستم سالن رو ترک کنم اما صبر کردم .اون قسمت مسخره وسوسه ....شوخی با مادر ابن ملجم به سخره گرفتن یک همچین جریانی واقعا برای من فقط جای تعجب داشت.این تلفیق عصر مدرن و ساعت و کراوات با زمان ... دیدن ادامه » علی و مرادی این ترکیب گویش فارسی اعم از شوخی و ضرب المثل و ناسزا با صحبت کردنهایی به سبک اعراب مثلا!
حیف از اساتیدی که اسمشون در این کار آورده شد!! من متاسفانه بسیار زیاد در طول نمایش یاد کارتن اسکار افتادم بعد تازه یادم می افتاد کجا هستم و به چه امیدی آمدم!!!
۳۰ دی ۱۳۹۴
بخشیش تقصیر متن و خود کارگردانه که کمدی رو واقعاً به نیت لودگی و سرگرمی نامرتبط به باقی بخش‌ها به کار می‌بره.
۰۴ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر "ترور" ....
اثری با موضوع مذهبی اما با طعنه به مشکلات روز اجتماعی و افکار عمومی
دکور و نورپردازی مناسب بود. بازی ها روان بود. (بعضا گاهی تداعی کننده صحنه هایی از "سقراط" بود)
نقش ابن ملجم و دیالوگ های آن بگونه ای بود که حس ترحم را با وجود منفور بودن شخصیتش در تاریخ اسلام، بهمراه داشت.
بخشی که مادر ابن ملجم با کودکی در بغل وارد می شود و فرزندش را نفرین می کند عالی بود و به نظرم نقطه ی اوج اجرا.
حمیده صمدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر «ترور» اثر جسورانه ایست. نمایشی که بیش از دو ساعت اجازه نمی دهد تماشاگر به گذر زمان بیاندیشد یا دمی از وقایع بر صحنه فاصله بگیرد. یکی از دلایل این جذابیت دیدگاه منحصر به فرد نویسنده و کارگردان این نمایش؛ حمیدرضا نعیمی است. این کارگردان خوش فکر، فارغ از هر ملاحظه ای، دیدگاه و دریافت ها و اندیشۀ خود را در حالتی سیال رها می کند تا وقوع یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ اسلام و تشیّع را بکاود و با هدف اندیشه ورزی و روشنگری، دیدگاهی نوین و منحصر به فرد دربارۀ آن ارائه دهد. ابن ملجم مرادی که همواره یکی از سیاه ترین شخصیت های تاریخ اسلام به شمار رفته است در این نمایش به کاراکتری خاکستری مبدل می شود که نمی توان تمام کاسه و کوزه ها را بر سر او شکست. فردی از همه جا رانده و از همه جا مانده که از طرفی درگیر جهل و تعصب خشک خود و درک ناصحیحش از دین است و از سوی ... دیدن ادامه » دیگر نیازهای مادی اش او را سست می کند و با دیدن چشم و ابرویی پایش می لغزد.
ابن ملجمی که جز با خون و خشونت و شمشیر در میدان جنگ انسی نداشته و همواره با بوی پهن شتر و ستور و تعفن عرق جنگجویان عرب گندیده در زره مأنوس بوده، حال با دیدن سرواندامی و پیچیدن عطر تنش در مشام زمام اختیار را از کف می دهد و بر تصمیمی که بیشتر او را به سوی آن هدایت کرده اند تا اینکه خودش مستقلانه به آن اراده کرده باشد مصمم ترش می کند. ابن ملجمی که بیشتر آلت دست عده ای سیاست باز می شود تا اینکه با ارادۀ کامل و تفکر مستقل و آزاد از کج اندیشی تصمیم به ترور خلیفۀ مسلمین بگیرد.
طراحی صحنه مبتنی بر خلق صوَری فرارونده در ذهن است. صوری که با مفاهیم نمایش در هم آمیخته اند و با تصویرسازی های به موقع ذهن او را در رسیدن به مفاهیم درونی اثر مدد می کنند. ساختارهای فلزی و بی روح داربست مانند دکور که فضای سرد و عاری از شفقت کوفه را بازسازی می کنند. شهر اشباه الرجالی که رجّاله های نان به نرخ روز خور را در خود می پرورد. اشباحی که سایه وار و مسخ شده در این فضا تردد می کنند و طرحی از کوفیان را از لابه لای سطور تاریخ بر صحنه متصور می سازند. یا چراغ های انتهایی صحنه که با روشن شدن ناگهانی باعث تنگ شدن مردمک چشم تماشاگر در آن فضای تاریک گشته و آتش جهنم را تداعی می کنند.
نمی شود از تئاتر ترور سخن گفت و از بازی فرید قبادی در نقش ابن ملجم یاد نکرد. بازیگری که اگرچه در تئاتر ایران هنوز نامی همتای بازیگرانی چون سیامک سفری، محمدحسن معجونی، دکتر مهدی سلطانی، نوید محمدزاده، علی سرابی و ... ندارد اما انصافاً بازی قابل توجهی را ارائه می کند. بازی ای که به جز همراهی صدا و بیان خوب، در میمیک و بازی با چشم ها نیز تأثیرگذار عمل می کند و موفق می شود که رسالت خود را در این نمایش به انجام برساند.
طراحی حرکات موزون نیز یکی از نقاط قوت این نمایش است. رقص یکی از عناصر اصلی نمایش به شمار می رود که به خاطر شرایط مذهبی حاکم پس از انقلاب تا به حال مغفول و فراموش شده باقی مانده، اما همانطور که در این نمایش می بینیم این عنصر مهم می تواند در صورتی که در جای خود و با طراحی خوب ارائه شود چشم نواز، سرگرم کننده و جذاب باشد و تماشاگر را بیش از پیش جذب نمایش کند. ترکیب بندی و چینش بازیگرها بر صحنه از دیگر عواملی است که در این کار مورد تدقیق کارگردان قرار گرفته است. بالا رفتن بازیگران از داربست های مرتفع از طرفی دلهره ای در دل تماشاگر به وجود می آورد و او را از رکود و سکون می رهاند و شش دانگ حواسش را به صحنه متمرکز می سازد و از طرف دیگر بازیگران را با فرم ها و اشکال خاص در تمامی نقاط صحنۀ بزرگ سالن اصلی تئاتر شهر پراکنده می سازد و یک زیبایی متوازن را به تماشا می گذارد.
شکستن دیوار چهارم در چند مورد همراه با روشن شدن نور تماشاگران و طرح سؤال مستقیم از آنان تأکید گذاری بر مسائل مورد پرسش متن و بیشتر اندیشیدن و به فکر فرو رفتن مخاطب را در پی دارد که اگرچه با پاسخ دادن مستقیم تماشاگر مواجه نمی شود اما هر کس جوابی را در دل خود زمزمه می کند و یا اینکه دست کم دربارۀ آن می اندیشد. این شیوۀ روشن کردن چراغ تماشاگر و به در آوردن او از خلوت امن و تاریک خود، ترفند خوبی بود که نعیمی در این نمایش به خوبی از آن استفاده کرده است.
به زعم بنده حمیدرضا نعیمی در حال حاضر یکی از جسورترین کارگردانان تئاتر ایران است. وی خوش فکر و اهل اندیشه است و در بیرونی کردن دیدگاه های ویژه اش بر صحنۀ جادویی تئاتر موفق عمل می کند. امیدوارم با اعتماد بیشتر مسئولین به هنرمندان تئاتر و سینما و اجازه دادن به بازتر شدن فضا بیش از پیش شاهد فعالیت و هنرنمایی چنین نویسندگان و کارگردانان خوش ذوق و متفاوتی بر صحنه باشیم.
حمیده صمدی، بهزاد هندی، n s و احسان مشعل چی این را خواندند
مونا طاهری، تینا و سهیلا قدیرزاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا نمایش خوبی نبود.
اولا نگاهش به موضوع و اون برهه تاریخی چیز تازه ای نداشت. همچنین خیلی خسته کننده بود و الکی کش آمده بود. تمام مدت هم یاد سریال امام علی بودم که چقدر همین واقعه رو بهتر روایت کرده.
از دیدنش تنها احساس کردم وقتم تلف شده و حوصله ام سر رفت.
سین الف این را خواند
تایماز موسی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش عالی از هر جهت. بازی ها، کارگردانی، طراحی صحنه، و پرداخت داستان..
خیلی دوست داشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به توانایی های آقای نعیمی و کارهای قبلی ایشان، انتظار یه کار خیلی بهتری را داشتم، به نظر من کسل کننده بود.
نمی شد خیلی با نقش ها ارتباط گرفت، طراحی یهتر صحنه نی توانست به برقراری ارتباط کمک کند که متاسفانه من نمی توانستم دلیل یه همچین طراحیی رو درک کنم.

رومینا خلج هدایتی این را خواند
شادی خوشکار این را دوست دارد
جناب سامی اگر باشیوه وسبک نمایش های جناب نعیمی اشنایی داشته باشید که فکر کنم چون نداشتید برایتان نامفهوم بوده است. بیشتر طراحی صحنه ایشان مدرن. است.
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش یک ترور :
انتخاب بهترین جمله برای توصیف این نمایش بسیار سخت بود تا یاد قسمتی از دیالوگ تئاتر کالیگولا افتادم .
با اقتباس از این نمایش :
در صد شفافیت هدف نویسنده و کارگردان ؛ 45 درصد هنوزم هیچ ؛ از صبح هیچ !!!
گذاشتم تا یک هفته از دیدن نمایش بگذرد و بعد بنویسم شاید با تفکر بیشتر زوایای نا پیدای بیشتری آشکار شود ؟
اما هنوز در تشخیص هدف نهایی کار سر در گمم !
آیا تئاتر، نمایشی از اندیشه یک دمکراسی بود یا آنارشیست را به تصویر می‌کشید ؟ هانمگونه که ابن ملجم در دیالوگ با دو هم پیمان خود از اعتقاد شخصی از اتمام دورانی که یک فرد به جای همه تصمیم می‌گیرد سخن می‌گوید و در کنار آن از اندیشه‌ای که هر فرد خود هم رعیت هست و هم خلیفه صحبت می‌راند!!
آیا هدف کارگردان نمایشی جبر و اختیار در هستی بود؟؟ ابن ملجم نمیداند که این اوست که او را به ترور رهنمود میکند ... دیدن ادامه » یا جبر و عوامل بیرونی؟
آیا هدف کارگردان نمایش ترور به عنوان ابزاری برای حذف اندیشه مخالف در دست حکومت‌های توتالیتر بود ؟ چرا پس تنها در یک جمله و انقدر کم‌رنگ؟
هدف از نمایش دیالوگ‌های طنز گونه‌ی مالیخولیای ذهنی ابن ملجم چه بود؟ جلب نظر مخاطب؟
و یا ....... آیا دیگر ؟؟؟
هنوزم هم هیچ !!!!
اما هیچ نقد و نظری نمیتواند نو اندیشی کارگردانان بزرگ تئاتر ایران از جمله استاد رفیعی و نعیمی را در شکستن تابوهای سیاه و سپید دیدن مطلق انسان‌ها کمرنگ نماید همانگونه جناب آقای دکتر رفیعی بزرگوار امیرکبیر را درقالب یک انسان پاک نه یک قدیس و جناب آقای نعیمی ابن ملجم را درقالب یک انسان تروریست و نه یک شیطان به ذات به تصویر می‌کشاند و جامعه‌ی قدیس ساز را به چالش می‌کشانند .
و سر آخر بازی تحسین برانگیز هنرمندان نمایش به خصوص جناب آقای فرید قبادی و سرکار بانو یکتا ناصر تصویری متفاوت و جدید در ذهن مخاطب حک و ابدی می‌نماید .
گمان میکنم مراد نویسنده، تصویر سردرگمی ابن ملجم بعنوان یک کاراکتر عصر حاضر بوده و تاثیرپذیری او از دیگران به همین منظور است.
با پاراگراف اخرتان موافقم ضمنا اینکه از شباهت گوشه ای از دیالوگ مرد ربابی و اشعث به اسلوب نوشتار بیضایی در روز واقعه که بگذریم، ... دیدن ادامه » شباهت دیگری در تصویر ارائه شده از قهرمان و مردم بین "ترور" و "خطرات و کابوسهایی یک جامه دار از زندگی و مرگ میرزاتقی خان فراهانی" وجود دارد.
۱۰ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترورِ تدبیر یا تدبیرِ ترور
یادداشتی کوتاه درباره نمایش «ترور»
«حمیدرضا نعیمی» همانند دیگر هم‌نسل‌های خود از «روایت» و «راوی» بودن می‌گریزد و در خط‌هایی غیر خطی عبور می‌کند. «ترور» نمایشی است که قبل از دیده شدن توسط مخاطب، در ذهن او نقش یک کلیشه «تاریخی-مذهبی» را می‌بندد، اما در وهم تماشای مولفه‌های نمایش‌های مذهبی و واقعه قتل «حضرت علی‌(ع)» توسط «ابن‌ملجم» گم می‌شود.
صندلی‌های سالن اصلی «تئاتر شهر» تعجب‌ مخاطبین را نظاره می‌کند: ساعت‌هایی که بر دست راست «خوارج» بسته شده، صدای آن رادیویی که مربوط به دورانی دور نیست، ادبیاتی متفاوت که مدرن است و عینکی برای ابن‌ملجم‌مرادی.
نعیمی فریاد می‌زند که ابن‌ملجم قاتلی بالفطره نیست! او نیز همانند ما، تفکراتی به غیر از آن‌چه می‌دانیم، دارد. عبدالرحمن نیز زندگی کردن را طلب می‌کند، اما ... دیدن ادامه » مگر بُرک‌ها و عمر‌ها میگذارند. نعیمی برای ابن‌ملجم هوش و درایت قائل است و بر صورتش عینکِ تدبیر و درایت می‌پوشاند. او ادامه مسیر را با توهم تدبیر به سوی آینده‌ای تراژیک جلو می‌برد: بالغ، فهیم، و مردد می‌شود... تا جایی که افسانه «قطام»، واقعه تلخی که طی دوران در ذهن اکثر ما نقش بسته بود را به زیر خاک می‌برد.
«فرید قبادیان» کنترل شده، زیرکانه و با تردستی خاصی ابن‌ملجم را بر روی صحنه نمایش حمل می‌کند. باری که سنگینی آن را می‌توان در تک‌تک ایمای او لمس کرد. «بهزاد فراهانی» بی‌نقص بازی می‌کند و «یکتا ناصر» نیز با تمامی مشکلات پیش‌آمده قبل از اجرای نمایش به خوبی از عهده نقش خود بر‌می‌آید. روح‌های سرگردان ذهن مردد «مرادی»، روایت نمایش را هم برای عبدالرحمن و هم مخاطبین، به خوبی کنترل می‌کنند. از دیوار‌های ذهن ما بالا می‌روند، مزه می‌ریزند و تلنگر‌هایی را بر سرمان فرود می‌آورند.
کارگردان با به‌کارگیری صحیح عناصری مانند ساعت، رادیو و ادبیات متفاوت، سعی در زدودن «گپِ» تاریخی دارد تا شاید به بررسی یک «ترور»، از اولین ترورِ تاریخ یعنی «هابیل و قابیل» بپردازد و با زبانی آشنا به نام هنر، تنها تغییر فرم آن واژه را در بطن خود بیان کند. «ترور» نمایشی متفاوت و زیرکانه از «حمیدرضا نعیمی» است که در آن ابن‌ملجم‌مرادی نه تنها علی(ع) را، بلکه خود را نیز ترور میکند! در مسیرِ توهم تدبیرِ خود تا جایی بالغ می‌شود که تماشاچیان نه چندان آگاه از خود می‌پرسند: «نام این شهر چیست؟ کسی میداند؟ چرا در این‌جا هرکس تنها‌تر است آدم‌تر است؟»
در ترور به تماشای ترور خود می‌نشینیم...
آن را از دست ندهید.
https://telegram.me/Theaterism
بهزاد هندی این را خواند
صبا ملک صادقی و پرستو حاجی حیدر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه برای من سئوال بود چرا آمار دوست داشتن و نداشتن در این نمایش نسبتا با هم برابر است ولی ما در نقدها اکثرا تعریف می بینیم... تا اینکه دیشب نمایش را دیدم و واقعا نمی توانم بگویم نمایش بدی بود ، بلکه شما نمایش قابل قبولی از گروه اجرا می بینید ، شاید در جاهایی ضعف هایی در نمایش مشاهده می شد اما در کل خوب بود و من فکر می کنم اکثر این دوستان بیشتر از ژانر نمایش خوششان نیامده تا آنکه از اجرای آن
چرا که یکی از تماشاگرانی که کنار من نشسته بود ، گفت من اصلا چیزی نمی فهمم و از جایش بلند شد . شاید به خاطر همین است که آقای نعیمی در ادامه نمایش صحنه های زیادی را به شکل طنز اجرا کرد تا بتواند این مسئله را کمی جبران کند .
در کل ژانر های مذهبی در کشور ما به دلایلی طرفداران خاص خود را دارد و این حجم از دوست نداشتن می تواند از آن سرچشمه بگیرد .
من تعصبی به ژانر مذهبی ندارم و نمایش خوب و حرفه ای را در هر موضوعی باشد می پسندم و با آگاهی از موضوع نمایش ترور به تماشای آن نشستم اما، به عنوان کسی که صرفاً تماشاگر پروپاقرص تئاتر است تا حدی توان تمییز نمایش حرفه ای را از نمایش قابل قبول یا سطح پایین دارم. ... دیدن ادامه » آنچه شما طنز نامیده اید نه طنز که شوخی های سطح پایین بسیار بی ربط بود. اینکه چنین نمایشی همچنان با تبلیغات زیاد در حال اجراست و پیشنهاد تیوال هست هم برای من سؤال است.
۰۷ دی ۱۳۹۴
سر خانم نور بخش حرف شما را قبول دارم که در انتهای تئاتر ، ژانر نمایش عوض شد و به قول شما بیشتر به لودگی و مسخره بازی درآمد و همانطور که گفتم شاید این صحنه ها به این خاطر گذاشته شده که تماشاچی که اهل تئاتر نیست به سالن تئاتر بیاید . که به نظر من هم این صحنه ... دیدن ادامه » ها ارزش کار را خیلی پایین آورد .
در ضمن اگر این نمایش را با امیر کبیر مقایسه کنید ، هردو یک واقعه تاریخی را بیان می کنند فقط در امیر کبیر ما همان تاریخ سوم راهنمایی را مشاهده می کنیم که به ما درس میدادند ولی در ترور برای اولین بار ما روحیات یک شخص منفور را در کنار یک واقعه تاریخی می بینیم و این به نظر من نکته مثبتی است .

۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع میتونم این نمایش رو از نظر شخصی متوسط ارزیابی کنم.
بازی ها خوب بود ، بخصوص بازی فرید قبادی که قابل تحسین بود. از جهتی این نمایش تونست حس شک و تشویش رو در تروریست به خوبی به نمایش بگذاره و از جهت دیگه با قرار دادن چند شخصیت با دیالوگهای کمدی کمی فضای نمایش رو از حالت خشک در بیاره. اما خب من فکر میکنم میشد با یک پردازش قوی تر و حذف برخی از این دیالوگهای کمدی ، تماشاگر رو بیشتر به فکر فرو برد.
من دنبال نقطه ای برای اوج این نمایش میگشتم که بتونه تماشاگر رو در خودش و افکارش فرو ببره ، اما چنین صحنه و یا دیالوگی در نمایش به چشم نمیخورد . در نهایت بسیار معمولی این نمایش شروع و تمام شد و در واقع به روایت شرایطی خاص پرداخت که برای برخی از نظر تاریخی میتوانست جالب باشه و برای برخی دیگر از نظر مذهبی، اما برای منی که دوست داشتم از جنبه ی اجتماعی به قضیه ... دیدن ادامه » نگاه کنم ، چندان مقبول نبود.

بازی ها خوب بود اما گاهی دیالوگهای آقای فرهانی که طبعا تخصص خاصی در اجرای دیالوگهایی با عصبانیت و فریاد را دارند ، در میان صدای موسیقی متن گم و گنگ میشد .

در نهایت امیدوارم کارهای قویتری از این دست را شاهد باشیم.
در نظر سنجی نمایش ترور شرکت کنید . در قسمت پاپین است نظر سنجی . تشکر
۰۵ دی ۱۳۹۴
بله حتما ... شرکت کردم و نظر "خوب" را انتخاب کردم
۰۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی محترم که مخاطبینش رو راضی میکنه..
و من فقط با موضوع انتخاب شده ارتباط خوبی نداشتم که البته این به شخص من برمیگرده و نه ایرادی که به نمایش میتونه وارد باشه. آقای نعیمی هنرمندی هستند که وجودشون برای هنر نمایش لازم و واجب هست
باز هم به دیدن نمایش های بعدیشون خواهم رفت
مجتبی مهدی زاده و حمیده صمدی این را خواندند
تابان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم با کارهای آقای نعیمی چه سقراط و چه ترور یه اتفاق خوب رخ داده، چهره هایی که از نظر فرهنگی توی بطن تاریخ موندن از اون متن بیرون میان و با ما انسانهای مردن معاصر گفتگو میکنن این برای تئاتر تا حدودی سرمازده ما خیلی اتفاق خوبیه. در این علی صرفا شخص نیست اگرچه هست ولی چیزی فراتر،نمادی از حقیقت هست و ابن ملجم هر کدوم ما که چه پاسخی را در مواجهه با اون برمیگزینیم ولی معمولا در طول زندگی این تصمیم با سختی روبروئه چون ما هویتی چند تکه داریم اون پنج نفر در پایان نمایش بر بالین ابن ملجم در حقیقت به یه معنا ابعاد شخصیتی خود اونن . ما انسانای مدرن همچون ابن ملجم "تروریم" که در پایان نمایش مردد و سردرگم مانده است با جهان اجتماعی پیچیده که دیگر که چنین مواجهه ای باحقیقت را با نسبیت روبرو کرده.به همین دلیل متن فرافرهنگی و فرازبانی میشه چه نوع لباس پوشیدن ... دیدن ادامه » چه تعداد زبانهایی که در نمایش به کار گرفته میشه. چنیین بازخوانی از رویدادهای دینی اونو از یه امر تاریخی تبدیل به امری معاصر میکنه.
ولی باوجود این بنظر تلاش کارگردان بیشتر درانتقال همین مفاهیمه چه در نمایش سقراط و چه اینجا. مثلا دکور واقعا هیچ کمکی به ساخت و فرم کار و حتی انتقال مفاهیم نمیکنه یا در مورد شیاطین داستان بنظر کار تا حدودی از روند خودش خارج میشه گویا کارگردان به تماشاگر که داره یه کار تامل برانگیز رو می بینه امتیاز میده که در این کار هم می تونین چیزهایی که در نمایش های دیگه می بینید رو‌پیدا کنید و باهاش بخندین. یا شخصیت ابن ملجم به عنوان شخصیتی که در بحرانی پر از تردید و شک قرار داره به خوبی شخصیت پردازی نشده ، همان جا که ابن ملجم راهزن را به همکاری با خود برای ترور دعوت میکند ناگهان قطام سرمیرسد ،بعد دقایقی قطام نیز همان را در سر دارد که ابن ملجم ولی ناگهان ابن ملجم سربازمیزند!! به طورکلی بنظر شخصیت ابن ملجم پرداختی شتاب زده داشت و بیشتر زیرسایه مفهوم نمایش قرار داشت و تا حدود این مفهوم زدگی راه رو بر یه شخصیت پردازی تاثیرگذار که می تونست تاثیر کاملا قدرتمندتری روی کل نمایش داشته باشه مسدود نموده.
محمدحسین تکش این را خواند
shokoofeh و بیتا نجاتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب نمایش رودیدم
استقبال عالی بود .
کاربسیارقوی ودقیق .میزانسن های زیبا .دیالوگهاروخیلی دوست داشتم .خیلی کارمتفاوتی بود نسبت به بقیه کارهای مذهبی. بازی آقای قبادی وخانم نازی عالی بود . حیف که اسم آ قای شرفی دررای گیری آقای کامل نیست . صحنه وسوسه ابن ملجم وبعد مرگ مادر عالی بود.. به آقای نعیمی وگروهشون خسته نباشید میگم
عاطفه جنابی این را خواند
مهدی حسین مردی، shayan shamlu و پرستو حاجی حیدر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید کمی متفاوت باشد این نوشته، و شاید ناخوشایند. اگر چنین است پیشاپیش عذر مرا بپذیرید.
برای آقای نعیمی با سابقه ای که از ایشان سراغ دارم احترام قائلم.
برای آقای فراهانی و خانم ناصر و بقیه بازیگران ارجمند احترام قائلم.
برای همه تماشاگرانی که کار را دوست داشتند هم احترام قائلم.
اما برای خودم به عنوان یک تماشاگر عاشق تئاتر هم احترام قائلم و نمی توانم به سادگی ضعف های کار را آنقدر ندیده بگیرم که بتوانم از این کار آنقدر لذت ببرم که مثلا از سقراط.
می دانم قرار نیست همه ی کارهای تاریخی زبان آرکائیک داشته باشند، یا حتی نثر ادبی فاخر. همه بیضایی نیستند و حاتمی، که متنهایشان به شعر پهلو بزند. همه هم اجرا را یک جور تعریف نمی کنند. ولی آقای نعیمی که همان نعیمی سابق است. آیا قرار است به دکوری راضی باشد که مکعب های طبقاتی اش به سبک انبارهای کالا نسبتی با دکور دقیق کارهای قبلیش ندارد؟ یا به طراحی حرکاتی که نوآوری در آن جایی ندارد؟
اگر قرار است زبان امروزی هم باشد- که هیچ اشکالی ندارد- کارکرد و همراهی آن با اجرا و حرکات گروهی یا تکی بازیگران (مثل ترکیب "سقراط" یا... ) باید، طبق اصول، تلفیقی امروزی و نمایشی ایجاد کند که در این کار از آن خبر نیست.
دیالوگهایی از این دست در یک کار وزین تاریخی، که قرار هم نیست کمیک باشد، چه معنایی یا چه حسی را قرار است ایجاد کنند؟ مثل:
"- ...ببین دختر...
- من دختر نیستم (خنده حضار)
من جنسیت را کنار گذاشته ام. هم از مردها متنفرم هم از زنها..." (قطام در روز عروسی دوستش!!؟)

و یا:
- رنگینکو ببین بهم می گه آدم فروش
-آدم فروشو ببین بهم می گه رنگینک (دو مرد عرب جنگجو در میانه ی گفت و گو برای توطئه قتل امیرالمومینن؟)

و ... دیدن ادامه » ایضا:
- چی می گی فلفل اینقدر ور ور می کنی؟ (باز هم خنده شدید تماشاگران)

دوستانی که کار را تاریخی- مذهبی می دانند یا جدی یا دست کم متفاوت، آیا با این دست دیالوگها نامگزاریش می کنند یا با حرکتهای بازیگران روی صحنه در حین بیان این صحبتها، که شامل حرکت چند مرد با پیراهن و شلوار و کفش ورنی و ساعت مچی بر دست راست همراه قبای بلند عربی است و چرخاندن چوب در دست به شیوه چوپانهای ایلیاتی خودمان؟تاکید می کنم اجرای تجربی و استفاده از بستر رویدادهای واقعی برای ایجاد فضایی متفاوت به خودی خود بسیار هم نیکوست. اما شخصا اگر قرار است تلفیق زمان-مکان تاریخی و اجرای مدرن را ببینم، "سقراط" را با ذکر چند نکته منتقدانه با رغبت می بینم، "آرش-ساد" را با لذت بردن از زبان بیضایی و بعضی ابتکارات رحمانیان بیشتر می پسندم، "خاطرات یک جامه دار" را برای اجرای دشوار و با حوصله اش شایسته تقدیر می دانم و.... با تمام احترام به جای تماشای دوساعت "ترور" ترجیح می دهم راهم را به سمت گلریز یوسف آباد یا بولینگ شریعتی کج کنم و دوساعت خنده ی تفریحی بی ادعای جدیت را آگاهانه انتخاب کنم.
جسارت و هنری که در واکاوی شخصیتی مثله ابن ملجم انجام شده بسیار قابل تحسین و تقدیره... انسان ها مطلقا خوب و بد نیستن و یزید و ابن ملجم هم هم شر مطلق نیستن و معیارها و آرزوها و امیدهای خودشو نو داشتن...فریدقبادی اجراش فوق العاده بود و به نظر من از شماره یک های تئاتر ماست...بازیگری تا این حد توانا باید تقدیر بشه...ترور یک نگاه جدید به تاریخ و باز کردن زوایای جدیدی از تاریخه.....تاریخ دو روی یک سکه هست و شاید همه ی اونچیزی که ما فکر میکنیم مسلمه اشتباه باشه.... استفاده از بهزاد فراهانی هم تا حدودی نمایشی به نظر می رسید و احتمالا برای فروش تئاتر بوده...یکتا ناصر هم قطامی به مراتب بهتر از قطام سریال امام علی نمایش داد و دیالوگ هاش با ابن ملجم درک بهتری ازین کاراکتر بوجود آورد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید