برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش یک فیلم مستند داستانی
S3 : 20:53:11
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ مهر تا ۲۲ آبان ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: سعید هاشمی پور
: اتابک نادری، ریحانه سلامت، سولماز نادری، مهران مرادی

: مهدی دیلمی
: کیوان ضیاء پور
: سعید بهداد
: میلاد حاجی‌زاده
: وحید لک
: محمد آذربرزین
: گروه تبلیغاتی ما
: رضا ذوالفقاری
: هیوا امینی
: احمد مصطفایی، نیکتا سادات شیرنگی
: حانیه صیفوری
: محمود صادقی
: ابراهیم حسینی، مینا حسنی
: مصطفی قاهری
: مریم صناعت

یادداشت سعید هاشمی پور نویسنده و کارگردان نمایش "یک فیلم مستند داستانی" 

"زن و شوهری خانه خود را برای فروش، آگهی می کنند. افرادی به بهانه بازدید، اما با هدف سرقت به خانه آن ها مراجعه می کنند، زن یکی از آن ها را گیر می ‌اندازد و از شوهرش می خواهد که او را بکشد، به طور حتم نمی توان کسی را به جرم سرقت چند تکه جواهر کشت؛ مگر آن که جرمی بسیار بزرگ تر مرتکب شده باشد که در همه فرهنگ‌ها مجازاتی بسیار سنگین دارد." بر اساس این ایده، هفت سال پیش نمایشنامه یک فیلم مستند داستانی را نوشتم و در این سال‌ها به دلایل مختلف امکان اجرای نمایشنامه بوجود نیامد و حالا پس از سه ماه تمرین مداوم، این امکان به وجود آمده و من و همکارانم، امیدواریم که از این امکان نهایت استفاده را کرده و نمایشی گرم و مخاطب پسند اجرا کنیم. این نمایشنامه اثری ریالیستی است و به روز، که به رغم گذشت سال‌ها، به لحاظ مضمون هنوز هم به شدت تازه و دارای طراوت می‌باشد. با آن که داستانی معمایی و پیچیده دارد، اما روابط زناشویی و شک‌‌ها و تردیدهایی که در یک زندگی مشترک به وجود می‌آید را واکاوی می کند.

این نمایش برای افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمی‌شود.

تلفن رزرو:
۰۹۱۹۶۴۸۹۳۰۹


راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش یک فیلم مستند داستانی / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش یک فیلم مستند داستانی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش یک فیلم مستند داستانی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای نمایش «یک فیلم مستند داستانی» تمدید شد

» «یک فیلم مستند داستانی» برای دانشجویان نیم بها شد.

» «یک فیلم مستند داستانی» تماشاگر را شگفت زده می کند.

» چتر تئاتر باران برای «یک فیلم مستند داستانی» گشوده شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سمیرامیس بابایی

به نقل از مجله دنیای تصویر آبان ماه 94

           
          

نمایش «داستان مستند یک فیلم» درباره حادثه ی اسفباری است که فقر فرهنگی و ضعف قضایی ، خسران آن را صد چندان می کند.زن داستان(ریحانه سلامت) به وفاداریِ شوهرش نسبت به خود شک دارد(اتابک نادری) در آستانه جدایی  از وی به سر می برد .آنها در  این گیرو دار  تصمیم به فروش خانه شان می گیرند . زن در خانه تنهاست  و زن و مردی که برای دیدن خانه آمده اند سارق از آب در می آیند و زن مورد تعرض جنسی قرار می گیرد. بنا به اتفاقاتی  مرد سارق  گیر می افتد. حال زن، تجاوز گر را در چنگال خود دارد اما شوهر که وکیل دادگستری نیز هست برای او روشن می کند که در برابر محکمه قضایی شانس چندانی ندارد.  قانون در مورد چنین به یغما رفتگی ای نه تنها حمایت گر نیست بلکه قوانین دشوار و ناباورانه ای برای اثبات این ... دیدن ادامه » تعرض در مقابل  زن  قرار خواهد داد.از طرفی مرد شک دارد که زن به قصد انتقام جویی خودخواسته دست به چنین عملی زده باشد . تنها راه باقی مانده برای زن عدالت شخصی است. قتل به قصد مجازات. نمایش متاسفانه  از توانمندی کافی در پرداخت خود برخوردار نیست .معلوم است که  بازیگران دارند نقش بازی می کنند .بازی زن(ریحانه سلامت) یک دست نیست .گاهی  حساسیتش در حد یک معضل زناشویی پایین می آید و  گاهی چنان عصبی ایفای نقش می کند که تصنع به بار می آورد .بازیگر مرد (اتابک نادری) هم خونسردی غیرقابل درکی در تمام نمایش از خود بروز می دهد . درام داستان کمی باسمه ایست در بسیاری جاها توی ذوق می زند . مثلن کسی با پودر خواب آور داخل شربت که دوزش را دکتر تجویز کرده است در عرض یکی دو دقیقه بیهوش نمی شود! (اتفاقی که برای دزد افتاده و باعث گیر افتادنش می شود) بازی مهران مرادی (سارق) اما گیراست و در پیشبرد هدف نمایش که ایجاد شک در قضاوت مخاطب است موفق عمل می کند.  بن مایه نمایش به خودی خود تا حدی نجات دهنده است چرا که با وجود همه خط قرمزها  موضوع مهمی را مطرح  می کند .فریاد عدالت خواهانه ای است علیه قانونی که حمایت گر نمی باشد و ضد زن و درنتیجه ضد خانواده عمل می کند. اگر چه "داستان مستند یک فیلم" فریاد پرخروشی نیست اما می تواند در شکل گیری کالبد  انتقادی این مسئله و زیر ذره بین بردن چنین آسیب اجتماعی کمک رسان باشد. آن چه مسلم است ضرورت ِنیاز جامعه در پرداختن به چنین معضلاتی است تا به تدریج  حساسیت عمومی  برانگیخته شود و خرد جمعی خواستار تغییر و رسیدگی به آن باشد.
امیر مسعود این را خواند
محمد مجللی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع خوبی داشت، بازی‌ها هم بد نبودن... ولی در یک بزنگاه کارگردان تماشاگر رو فریب میده، که برخورنده است! واکنش‌های مستاصل و توام با دستپاچگی زن (زنی که همیشه صریح و مطمئن صحبت میکرده) وقتی که شوهر بیکباره با موضوع تجاوز روبرو می‌شi، تماشاگر رو دچار سوءتفاهم می‌کنه. تماشاگر نمی‌تونه این حق رو برای شوهر قایل نشه که به صحت ادعای زن شک کنه. کارگردان ضعف خود رو در القای منظورش با فریب دادن تماشاگر جبران می‌کنه!!
تیاتر باران این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"یک فیلم مستند داستانی"
بازی خانم سلامت که نقطه ثقل این نمایش بودند بسیار قابل ستایش بود. بازی های دیگر و خصوصا بازی آقای نادری هم خوب بود... اما دیالوگ ها ضعف چشم گیری داشت و چیز درخوری برای شنیدن به گوش جستجوگر نمی بخشید... تکرار فریاد «خفه شو...» که از خفه بودن نمایش برای آفرینش جملات ماندگار بر می خواست... برای تماشاگر جویا خفه کننده بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"یک فیلم مستند داستانی"
به نظرم منطق دو وجهی، و همچنین ساده سازی حاکم بر این نمایش، آن را از طرح مسائل جدی مربوط به انسان سخت ناتوان و در گشودن راه تأمل در روابط بسیار پیچیده انسان ها به شدت ناموفق ساخته است. منظورم از منطق دو وجهی، منطق سیاه و سفید دیدن انسان هاست که در داوری این نمایش، به صورت گناهکار و غیر قابل اعتماد بودن مردان و بی گناهی و پاکدامنی و عصمت بی زبان زنان جلوه گر شده است. بی زبانی این عصمت البته امروز دیگر با تکنولوژی های جدید از میان رفته و دوربین های مخفی و... در خدمت آشکار سازی مخفیگاه های رذالت پنهان مردان و عصمت مخفی زنان قرار گرفته است. از این جهت نمی توان از نگاه کودکانه این نمایش به نسبت میان انسان و تکنولوژی جدید تأسف نخورد و از قربانی شدن امکان طرح پرسش هایی که ای بسا بتوانند ما را به تأمل در این نسبت برانگیزانند متأثر ... دیدن ادامه » نبود....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوعی جسورانه از معضلات اجتماعی و عدم سنخیت جرم و کیفر ،دستمایه نمایشنامه ای زیبا شده که بخوبی نمایانگر سقوط اخلاق در جامعه است .به آقای سعید هاشمی پور و همکارانش خسته نباشید میگم که وضعیت جامعه امروز ایران بخصوص تهران رو به ظرافت بیان کرد
مجرم و گناهکار اصلی داستان( با بازی اتابک نادری) که باعث و بانی همه اتفاقات و مشکلات پیش اومده هست طبق قانون هیچ جرمی نداره و هیچ مجازاتی هم به سراغش نمیاد. و همسرش( شاکی اصلی) رو بخاطر اینکه 3 سال دنبال پرونده از این ساختمان به اون ساختمان کشیده نشه از طرح دعوی منصرف میکنه

اجرا هم دلنشین بود بازی ها خوب و روان و معمولی بودند
فقط تعداد دفعاتی که صحنه باید عوض میشد خیلی زیاد بود(شاید حدود 10 بار) و این زمانی که در تاریکی عوامل صحنه ،دکور رو عوض میکردند منو خسته میکرد میتونست کمتر بشه (حدود 4 بار ) البته این مشکل ... دیدن ادامه » اکثر سالنهای تئاتر که جلوی چشمان تماشاکر و با نور کم و در تاریکی چند تا سایه سیاه با وسایل صحنه هی وول میخورن و بعد چراغ روشن میشه
مجتبی مهدی زاده این را خواند
نماینده گروه اجرایی این را دوست دارد
ممنونم از همراهیتان
۱۹ آبان ۱۳۹۴
به نظرم این تعدد صحنه ها عمدی بود. اگه دقت کرده باشین صحنه های اول کوتاه بود و تو هر کدوم از این صحنه ها، نویسنده یه سوال یا تعلیق ایجاد می کرد و به مرور در صحنه های پایانی مدت صحنه ها طولانی میشد و سوالات پاسخ داده می شد. به این نکته هم تو.جه کنید که بخشی ... دیدن ادامه » از جذابیت داستان در شیوع روایت و ساختار اپیزودیکی است که نویسنده در نظر گرفته.
۲۱ آبان ۱۳۹۴
بله دقیقا درسته کارگردان به عمد این کارو کرده بود . خیلی صحنه ها رو میتونست پیوسته جلو ببره ولی داستان را عمدی کات میکرد به جلو و بصورت سینمایی در اورده بود . ولی با دونستن همه این تکنیکها و شیوه ها باز این روش رو دوست ندارم . البته این حرفم برا همه تئاترها ... دیدن ادامه » صدق میکنه چون سالنها پرده ندارند عوامل صحنه مجبورند به این روش تغیر دکور بدهندو دیدن این عزیزان که در تاریکی مجبورند صحنه رو عوض کنند منه تماشاگر رو آزار میده
۲۱ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهنگ تماشا

قبل از شروع این نوشته باید بگویم که صاحب این قلم یعنى بنده تابحال از هیچ تیاترى بد نگفته و اصولن قایل به مفهوم تیاتر بد نیستم و به گفته جناب نعیمى اصلن تیاتر بد وجود ندارد ...

پس از دیدن نمایشى با داشتن چند چهره ى برجسته ى صاحب نام با وجود طولانى بودن داستان و خستگى مفرط از کشدار بودن ماجرا به تماشاى نمایش مستند داستانى در سالن باران رفتم (از خدا که پنهون نیست) با ذهنیتى که از اجراى آن نمایش داشتم کمى بى حوصله هم بودم و خودم رو براى چرت زدن نیز آماده کرده بودم (از شما چه پنهون) استقبال کمتر نسبت به نمایش قبلى هم به این غزیه !!! دامن مى زد .

چراغها که روشن شد دکور صحنه که حاکى از ماجرایى بودن نمایش داشت (وبا چند تغییر کوچک زاویه ى دید رو عوض مى کرد) کمى خواب رو از سرم پروند و توجهم جلب شد ولى بازى اتابک نادرى که نقش یک وکیل خسته کننده رو به زیبایى ارائه مى داد باز منو داشت مى برد تو خلصه که یهو ، به قول علیرضا آذر : اتفاق از اتاق افتاد
جذابیت ماجرا تازه داشت خودشو نشون مى داد ، خیانتهاى زن و شوهرى در غالب معما و تصادف و جنایت و قانون و ....
نمایشنامه داستان منسجم و گیرا و کم عیب و نقصى داشت ، فراز و فرودهاى حساب شده و ریتم بسیار عالى نیز ، حرف زیادى براى گفتن داشت .
کارگردانى هوشمندانه ، بازیهاى بجا و موسیقى بى تکلف نیز از نقاط قوت نمایش بودند و میشه گفت تقریبا بى نقص و قابل قبول عمل کردند
در نهایت چیزى که اصلن نمى شه ازش بگذرم و به احترامش تمام قد مى ایستم اجراى پرقدرت و (به قول یکى از دوستان) شریف ریحانه سلامت بود که تمام خستگى بجا مونده از کل روز و نمایش قبلى رو از جان ما بدر کرد و چنان تاثیر گذار بود که بعد از گذشت چند روز ؛ بازى ، گفتار و چهرش حتى بعد از دیدن دو نمایش دیگه از خاطرم پاک نشده و حسابى درگیر خودش کرده بطوریکه اطمینان دارم باز هم منو به اون سالن مى کشونه ...

و اما بعد :
بى غرض و مرض هدف من از نوشتن این جملات مدح و ثناى یک نمایش و هتک دیگرى نبود بلکه منظور نقد فرهنگیه که داره زحمتکشان هنرمند مملکت منو آزار مى ده ، رفتارى که ناشى از بى فرهنگى جماعت تیاتر دوست ماست ، کسایى که فقط به خاطر چند تا اسم (هر چند محترم ، حرفه اى و با کمالات) یک سالن رو تا مرز بالشتکهاى زیر نشیمنگاهشون تا جلوى سن پر مى کنن ولى فرصت دیده شدن رو به استعدادها و اندیشه هاى سالن بغلى نمى دن چون بِرند نیستن و نمیشه پُزِ دیدنشونو داد .

فرهیختگان ... دیدن ادامه » عزیز : اگه منظورتون از رفتن به تیاتر و هزینه کردن وقت و پولتون گذراندن بهینه اوقات و به یادگار موندن چیزى تو ذهن و روحتون هست به دیدن نمایشهایى با هنرمندان کمتر دیده شده نیز بروید ، چرا که منِ کمترین ، افتخار دیدن و شنیدن مفاهیمى رو در همین نمایشها داشته ام که شما در هیچیک از اون اجراهاى پرطمطراق نداشتین ، دلتون مى خواد چندتا نمایش رو اسم ببرم که بواسطه ى بى مهرى شماها ، کارگردانهاشون با خاطرى آزرده اونارو ازصحنه پایین آوردن ولى شما ندیدینشون ؟
٩١٩١٣ آیدین الفت ، داستان عاشقانه مسعود تاروردى ، آستانه محسن عرب زاده و همین اواخر کافه فرانسه ى جناب نعیمى و ....
نمایشهایى که از فرط خلاقیت ، نوآورى و بزرگى ، فرزند زمانه ى خود نبودند و هرکدام متعلق به حداقل سى سال جلوتر از زمان حال هستند .
عزت زیاد
یک نمایش خوب از یک گروه خوب. بسیار لذت بردم.
امیرعباس رنجبر و تیاتر باران این را خواندند
رضا چراغی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید