پنجاه کارگردان کلیدی تآتر قرن بیستم
7- ژاک کوپو ( 1879-1949)
کوپو بر اساس معیارهای خودش در مقام کارگردان به نسبت ناموفق بود چه بسا در مقام بازیگر نمایشنامه نویس و مدرس تآتر نیز چنین باشد.چرا که او کسانی چون اسخیلوس , مولیر , شکسپیر و زعامی را سرمشق خود قرار میداد .نوشته های کوپو سرشار از این احساسات حسرت اند که چرا او در دوره ای زندگی نمیکند که بستری برای شاهکارهای نمایشی محیا باشد در عصری طلایی که یک متخصص تآتر دارای نبوغ و ترجیحن خود او بتواند وجوه اساسی شعر و جدل را بایکدیگر ادغام کند او ترجیح می داد به مساعل مهم بپردازد از جمله قداست متن , معماری باشکوه ( در مقابل طراحی صحنه مجزا ) بازآفرینی تآتر کلاسیک وتلاش برای ابداع سبکی نودر نمایشنامه نویسی .به هر حال از میان ایده های نویی که افق بی پایانی را در مقابل او گشوده بودند , می توان به خلق یک کمدی بداهه و یک تراژدی مبتنی بر (( همسرایی)) , بازیگری گروهی (( به گفته ی خودش برادروار )) وتلاش برای رسیدن به یک تآتر مذهبی مردمی اشاره کرد . از نظر کوپو تاویل وتفسیر یک نمایشنامه بی ارزش , محلی از اعراب نداشت. آن چه او به مخاطبانش اراعه می کرد نه تولید بلکه بازنمایی آن ها بود معنای این آثار به صورت مستقیم تحمیل نمی شد بلکه از میان خطوط متن
... دیدن ادامه ››
کشف می شد او بازیگرانش را گرد یک میز می نشاند و آن ها را وادار می کرد تا جایی که می توانند نمایشنامه را بخوانند تا علاوه بر تحلیل نقش خود به تحلیل معنا و ریتم کلی متن نیز بپردازد او نیازی به اتاق ها ی تمرین نداشت زیرا زمان اجراها به گونه ای بود که می شد در طول روز از صحنه اصلی ودکور آن برای تمرین استفاده کرد او روی صحنه با تعیین گروه ها محل ورود و خروج ( بازیگرها ) کلیات صحنه پردازی اش را مشخص می کرد. سپس تمرینات را با صدای آهسته و بدون تغییر لحن آغاز می کرد و سعی می کرد متن را تحمیل نکند تنها تلاش او این بود که پیش از هر چیز ابتدا ریتم را در بیاورد آن گاه بازیگرها دیالوگ های خود را حفظ می کردند و شروع به تفسیر آن میکردند وقتی کوپو میدید که بازیگران از دریافت اولیه خود دور شده اند آن ها را ترغیب می کرد تا به نوعی حس همذات پنداری فیزیکی نسبت به خودش برسند و نگران بیان احساساتی که قرار بود منتقل کنند نباشند او نقش هدایت کننده و حامی بازیگر را داشت رویکرد او مرموز و چه بسا محرمانه بود هر چه میگذشت کوپو بیشتر از نویسنده ها فاصله میگرفت چرا که متن های اراعه شده تنها تعداد کمی واجد کیفیت شاعرانه او بودند به علاوه تلاش او برای خلق شاهکار رویایی اش خانه مادری که مدت ها تماشاگران در انتظارش بودند به شکستی فضاحت بار انجامید و پس از چند اجرا کنار گذاشته شد